مقالات

تأثیر متقابل دفاع مقدس و فرهنگ مهدویت

تأثیر متقابل دفاع مقدس و فرهنگ مهدویت
امید درویشی

چکیده

فرهنگ مهدویت، فرهنگی است بسیار غنی که از دیرباز تاکنون در حوادث مختلفی خودنمایی کرده است. یکی از حوادثی که فرهنگ مهدویت در آن نقش اساسی داشتند، قیام ملت ایران به رهبری امام خمینی رحمه الله علیه می‏باشد. در پی این قیام، ملت ایران، وارد جنگی شد که براو تحمیل کردند.

بی‏‏شک، فرهنگ مهدویت تأثیراتی بر دفاع مقدس داشته است. در این مقاله، به برخی از این تأثیرها اشاره شده است، از جمله تبعیت از نایب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، افتخار سربازی برای امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و ایجاد ارتباط معنوی با امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف که باعث شد حضور مردم در جبهه‏ها بیشتر گردد. در ادامه، به برخی از تأثیرات دفاع مقدس بر فرهنگ مهدویت اشاره شده است و در پایان، به برخی از صفات یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف که شهدای ما در عمل این صفات را تفسیر کرده‏اند، اشاره شده است.

کلید واژه‏ها: فرهنگ مهدویت، دفاع مقدس، امام خمینی قدس سره، جنگ، شهدا، نایب امام زمان علیه السلام، ارتباط با امام زمان علیه السلام.

با نگاهی گذرا به انقلاب اسلامی ایران، می‏فهمیم که این انقلاب، حوادث تلخ و شیرین زیادی را پشت سر گذاشته است. هرکدام از این حوادث، جلوه خاصی به این انقلاب شکوهمند داده است. یکی از این حوادث حساس، جنگی ناجوانمرادنه بود که برضد این انقلاب آغاز شد، آحاد ملت ایران، برای دفاع از دین و تمامیت ارضی خود، وارد عمل شدند و مقطعی حساس و درعین حال بسیار درخشان در تاریخ این انقلاب عظیم به وجود آوردند که از این مقطع، به دوران «دفاع مقدس» یاد می‏شود.

هشت سال دفاع مقدس، دارای ابعاد و زوایای گوناگونی می‏باشد که با بررسی هر یک از این ابعاد، در می‏یابیم فرهنگ‏های ناب و ارزشمند دینی را در درون خود جای داده است. یکی از این فرهنگ‏های اصیل، فرهنگ مهدویت است که در دوران دفاع مقدس، جلوه خاصی یافت و درخشان‏تر از گذشته شد، دفاع مقدس در ترویج فرهنگ مهدویت، نقش بسزایی داشته است و فرهنگ مهدویت نیز در به وجود آمدن این دفاع سرشار از قداست، نقش مؤثری ایفا کرده است. در این نوشتار، کوشیده‏ایم به این سؤال پاسخ دهیم که تأثیر متقابل بین فرهنگ مهدویت و دفاع مقدس چه بوده است؟

با توجه به معنای فرهنگ که عبارت است از«دانش، ادب، علم و آثار علمی و ادبی یک قوم یا ملت[۱]»، «مجموعه آداب و رسوم[۲]»، می‏توان بیان کرد که فرهنگ مهدویت، به معنای مجموعه‏ای از دانش‏ها، آداب و علوم مربوط به حضرت بقیه‏اللهعجل الله تعالی فرجه الشریف می‏باشد. به عبارتی دیگر، فرهنگ مهدویت، به مجموعه‏ای از نگرش‏ها و ارزش‏ها و هنجارهای مربوط به ظهور موعود از سلاله پاک پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله  اطلاق می‏شود[۳].

طبق آیه شریف ۱۰۵ سوره انبیاء[۴] این فرهنگ قدمتی دیرینه دارد و همه ادیان الهی به ظهور یک منجی بشارت داده‏اند؛ ولی در دین اسلام، به واسطه تعالیم قرآن کریم و بیانات پیامبر اکرم و امامان معصوم علیهم السلام و همچنین مجاهدت علمی و فرهنگی علمای شیعه، ابعاد این فرهنگ، بیشتر آشکار شد.

تأثیر فرهنگ مهدویت بردفاع مقدس

با توجه به مفهوم انتظار که عبارت است از «چشم به راه بودن[۵]» و این که منتظر واقعی، چشم به راه آمدن آینده‏ای روشن است، ـ آینده‏ای که در آن، تحولاتی عظیم در عرصه‏های مختلف جامعه ایجاد شود ـ می‏فهمیم که انتظار، با سرشت و فطرت تمام مردم سازگاری دارد.

میان تمام جوامع بشری، جامعه شیعی با دیدی عمیق‏تر به مسأله انتظار می‏نگرد و انتظار را آینده‏ای سرشار از خوبی‏ها و پاکی‏ها می‏داند که توسط فردی از نسل پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله  حاصل می‏شود، شخصیت عظیمی که زنده است و روزی تمام خوبی‏ها و تمام عدالت را در جهان حاکم می‏کند. این دید عمیق به مساله انتظار را از کلمات معصومان علیهم السلام برداشت کرده است که فرموده‏اند: زمین را از قسط و عدل پر می‌کند همانطور که از ظلم و جور پرشده است.[۶]

با دقت در روایات زیادی که درباره فرهنگ مهدویت وجود دارد و حتی به تواتر رسیده است، می‏بینم دسته‏ای از آن روایات، به آماده کردن بستر این قیام جهانی اشاره دارد. طی این روایات، تمام انسان‏های منتظر دعوت شده‏اند که به اندازه سعی و توان خود بکوشند تا ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نزدیک‏‏تر شود. امام صادق علیه السلام می‏فرماید:

هر یک از شما باید برای خروج قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف )سلاحی( مهیا کند، هر چند یک تیر باشد. خدای تعالی هرگاه بداند کسی چنین نیتی دارد، امید آن است عمرش را طولانی کند، تا آن حضرت را درک کند.[۷]

لذا هر شخص منتظر وظیفه دارد مقابل کج‏روی‏ها و ظلم‏ها و ستم‏ها مبارزه کند و جامعه را به سمت آینده‏ای روشن پیش ببرد و در این راه، از هیچ تلاشی‌ـ حتی دادن جان خود ـ دریغ نکند. به دلیل این نوع تفکر است که در تاریخ تشیع، نبردها و مبارزات زیادی به وجود آمده است که نشان دهنده زنده بودن فرهنگ تشیع است؛ لذا در مکتب تشیع، تن دادن به حکومت هر حاکمی اشتباه است. جان دی استپل می‏گوید: «از نظر تاریخی اسلام شیعه معتقد است که هر دولت غیرمذهبی، ذاتاً فاسد است[۸]».

همچنین وعاظ السلاطین مورّخ معروف اهل تسنن می‏گوید:

به عقیده شیعه، هرحکومتی غاصب و ظالم است به هر شکل و در هر قالبی که باشد، مگر آن که امام معصوم یا نایب او، حکومت را در دست گیرد، به همین دلیل شیعه در تاریخ، به طور مداوم در یک جریان انقلابی مستمر به سر می‏برند، نه آرام می‏گرفتند و نه آن را رها می‏کردند[۹].

یکی از مهم‏ترین مبارزات شیعی در سده‏های اخیر، جنگ دو کشور ایران و عراق می‏باشد که اگر دقیق ریشه‏یابی شود، برای تشکیل حاکمیت اسلام شیعی می‏باشد، تا زمینه را برای حکومت جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فراهم کند. با نگاهی دقیق به جنگ تحمیلی می‏فهمیم که این جنگ را نگرشی همراهی می‏کرد که در پیروزی آن، بسیار مؤثر بود. آن نگرش، چیزی نبود جز نگرش انتظار و عجین شدن این جهاد عظیم با فرهنگ مهدویت؛ چون فرهنگ مهدویت با فرهنگ استکبار و زورگویی، کاملاً متضاد می‏باشد و به همین دلیل، یک شخص منتظر، مستکبر نیست؛ بلکه مستکبر ستیز است و هر جا ظلم و ستمی ببیند، مقابل آن، قد علم می‏کند؛ به همین دلیل است که رزمنده‏های ما با سلاح «یا مهدی» و «یا حسین» و… به صفوف دشمن حمله می‏کردند و با سردادن این شعارها و رجزها روحیه می‏گرفتند. سرلشکر حسن فیروزآبادی می‏گوید: «همه آن‏هایی که جبهه رفتند، تربیت شده انتظار مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بودند؛ همان چیزی که باعث شد جوان ایرانی، جنگ‏‏جو باشد[۱۰]».

فرهنگ مهدویت، در دفاع مقدس و شکل‏گیری آن، نقش‏های مؤثری داشته است که در ذیل به برخی از آ‏ن‏ها اشاره خواهد شد.

۱٫ پیروی از نایب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

این کلام ناب حضرت مهدی علیه السلام که می‏فرماید: «و اما در رویدادهایی که در آینده پیش می‏آید، به راویان حدیث ما رجوع کنید؛ زیرا آن‏‏ها حجت من بر شما هستند و من، حجت خدا بر ایشانم»[۱۱]، وظیفه شخص منتظر را در عصر غیبت به خوبی روشن می‏کند؛ به همین دلیل، مردم شجاع ایران با تبعیت از نایب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در عصر خود، راهی جبهه‏های جنگ شدند؛ چون می‏دانستند امام خمینی رحمه الله علیه در جایگاه نایب عام امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نگاهش را از خط سبز مهدویت گرفته است و از مصادیق بارز «رواه حدیثنا» می‏باشد؛ به همین دلیل دارای جاذبه‏ای معنوی بود و بسیجی‏ها پروانه‏وار، گرد شمع وجودش می‏چرخیدند و عاشق او بودند؛ چرا که عاشق امام زمانشان بودند و عشق به امام راحل را در راستای عشق به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف می‏دانستند. آنان، معتقد بودند هر عشقی بدون عشق به امام زمان علیه‏السلام به کار آنان نمی‏آید و اگر امام راحل حرفی می‏زد و دستوری صادر می‏کرد، دوستدارنش به هر قیمتی که بود، خواسته آن بزرگوار را اطاعت می‏کردند؛ چون واقعاً درک کرده بودند که خواسته امام راحل در راستای خواسته امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف می‏باشد.

یکی از مهم‏ترین خواسته‏های امام امت رحمه الله علیه حفظ نظام و مبارزه و جهاد در راه اسلام و ارزش‏های اسلامی و مهدوی بود. این که امام رحمه الله علیه می‏فرمود: «امروز، جنگ بین اسلام و کفر است و برهمه مسلمین واجب است دفاع کنند[۱۲]». و این که می‏فرمودند: «من به تمام جهانیان با قاطعیت اعلام می‏کنم که اگر جهانخواران بخواهند در مقابل دین ما بایستند، ما در مقابل همه دنیای آن‏ها خواهیم ایستاد و تا نابودی همه آن‏ها از پای نخواهیم نشست[۱۳]». به خاطر حفظ اسلام بود. مردم نیز حضور در جبهه‏ها را از وظایف شرعی خود می‏دانستند.

یک پژوهش آماری در تعدادی از وصیت‏نامه‏های شهدا نشان می‏دهد که در هر وصیت‏نامه‏ای به طور میانگین، چهار بار به نام امام، ولایت و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و تبعیت محض از ولایت فقیه ذکر شده است[۱۴].

این که شهید حاج محمد ابراهیم همت می‏فرماید: «پیام من فقط همین است: در زمان غیبت، اطاعت محض از ولایت فقیه داشته باشید[۱۵]» نشان دهنده این مطلب است که رزمندگان ما با تمام وجود از ولی امر و نایب امام زمان خودشان تبعیت می‏کردند. چه بسیارند پیام‏ها و وصیت‏نامه‏هایی که نشان دهنده این مطلب مهم می‏باشند!

شهدای ما و یا رزمندگان ما در طول هشت سال دفاع مقدس، انتظار و اعتقاد به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را با پیروی از ولایت فقیه، در عمل و بسیار ملموس به ما نشان دادند. آنان، چون واقعاً اعتقاد داشتند که راهشان و هدفشان و مکتبشان اسلامی و مهدوی است، مشتاقانه وارد جبهه‏های جنگ می‏شدند.

۲٫ ایجاد ارتباط معنوی

یکی دیگر از تأثیرات فرهنگ مهدویت بر دفاع مقدس، این نکته است که بسیاری از رزمند‏گان برای یافتن ارتباط معنوی و حتی دیدار و ملاقات با حضرت بقیه‏الله عجل الله تعالی فرجه الشریف در جبهه‏ها حاضر می‏شدند. بی‏شک در دوران هشت سال دفاع مقدس، افراد زیادی توانستند با حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ارتباط معنوی خوبی برقرار کنند؛ چون محیط سرشار از معنویت جبهه‏ها این زمینه را برای آنان فراهم می‏نمود و آنان، با مناجات‏های شبانه با آن حضرت و فریاد‏های روزانه «یا مهدی ادرکنی» در هنگام نبرد، اعتقاد به فرهنگ مهدویت را در خود عمیق‏تر می‏کردند.

وصیت‏نامه‏ها، خاطرات و دست‏نوشته‏هایی که از دوران دفاع مقدس از آن عزیزان سفر کرده برجای مانده، دریایی است از فرهنگ مهدویت که ارتباط‏ها، و حتی ملاقات‏ها و زمزمه‏های دلتنگی زیادی در آن‏ها موج می‏زند. اگر در این آثار برجای مانده از آنان، دقت کنیم، به این نکته می‏رسیم که با توجه به حجم عظیم این قبیل خاطرات و آثار مکتوب، ارتباط و ملاقات با آن حضرت برای برخی از رزمندگان حاصل شده است.

مقام معظم رهبری در این زمینه می‏فرماید:

خیلی از بزرگان ما در همین دوران غیبت آن عزیز و محبوب دل‏های عاشقان و مشتاقان را از نزدیک زیارت کرده‏اند؛ بسیاری، از نزدیک با او بیعت کرده‏اند، بسیاری از او سخن دلگرم‏کننده شنیده‏اند، بسیاری از او نوازش دیده‏اند و بسیاری دیگر بدون این که او را بشناسند، از او لطف و محبت دیده‏اند و او را نشناخته‏اند. در همین جبهه‏های جنگ تحمیلی، جوان‏هایی که در لحظه‏های حساس، احساس نورانیت و معنویت کرده‏اند، لطفی از غیب به سوی دل‏های خودشان حس و لمس کرده‏اند، نشناختند و نفهمیدند…. پیوند میان بسیجیان عزیز و حضرت ولی عصر مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف عزیز یک پیوند ناگسستنی است[۱۶].

۳٫ افتخار سربازی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف

یکی دیگر از تأثیرات فرهنگ مهدویت بر دفاع مقدس، این است که رزمنده‏ها خودشان را سرباز امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف می‏دانستند و معتقد بودند این مملکت، مملکت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و رهبر واقعی آنان، آن حضرت است. آنان پذیرفته بودند آن کسی که در جبهه‏ها فرماندهی می‏کند، خود حضرت می‏باشد و با این دید وارد جبهه‏ها می‏شدند؛ لذا نه تنها خسته نمی‏شدند، بلکه با تمام وجود در این راه گام برمی‏داشتند و سختی‏ها و مشکلات را با جان و دل می‏خریدند. امام خمینی رحمه الله علیه چقدر زیبا درباره آن بزرگواران بیان فرموده است که:

همه شما چه ارتش چه ژاندارمری، چه سپاه پاسداران و داوطلبانی که برای دفاع از اسلام و دفاع از شرافت اسلامی خودشان به جبهه‏ها می‏روند؛ همه شما لشکرهای اسلامی هستید. همه شماها ارتش امام زمان هستید[۱۷].

دست‏نوشته‏ها و وصیت‏نامه‏های شهدای ما، سرشار از مطالب ناب و ارزشمندی است که بزرگان ما همواره به خواندن این وصایا سفارش می‏کرده و می‏کنند. امام خمینی رحمه الله علیه در این باره می‏فرماید: «پنجاه سال عبادت کردید؛ قبول باشد. یک روز هم یکی از این وصیت‏نامه‏ها را بگیرید و مطالعه‏کنید[۱۸]». گوشه‏ای از این وصیت‏نامه‏ها به این مطلب اختصاص دارد که اداره کننده این جنگ، امامان معصوم علیهم السلام به ویژه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‏باشد؛ برای نمونه در بخشی از وصیت‏نامه شهید ناصر محمدخانی که در تابستان ۱۳۶۱ش به فیض شهادت رسیده، به این نکته چنین اشاره شده است: «ما هیچ نگرانی نداریم؛ چون فرمانده ما امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است و در جلوی ما حرکت می‏کند[۱۹]». او در ادامه از یک امداد غیبی خبر می‏دهد که امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف عنایتی به ایشان و همرزمانش کرده است و آن‏ها را از رفتن به یک میدان مین بازداشته است. دوران دفاع مقدس، سرشار از این حوادث و امدادهای غیبی است که در کتب مربوط به حماسه‏سازان جنگ به ثبت رسیده است.

اگر به حوادث جنگ تحمیلی ـ به ویژه روزهای اولیه جنگ ـ نگاهی دقیق بیفکنیم، به خوبی می‏فهمیم که این جبهه‏ها سرشار از الطاف امامان معصوم علیهم السلام؛ به ویژه امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بوده است؛ چرا که طبق آمار و مستندات مراکز تحقیقاتی استراتژی جنگ، ملت ایران فقط با کشور عراق نمی‏جنگید و صدام از کشورهای زیادی کمک‏های انسانی و تسلیحاتی می‏گرفت؛ برای نمونه «کشور سودان، صدها تن از سربازان ارتش سودان را به عراق اعزام کرد، تا در جبهه‏های شرقی رودخانه میسیان در خط مقدم فعالیت کنند[۲۰]». همچنین «افسران اسرائیلی برخی موانع دفاعی مانند “موانع فکه” و “مثلثی‏ها” را طراحی کردند[۲۱]». بسیاری از کشورهای پیشرفته مانند «آلمان»، «فرانسه»، «امریکا»، «ایتالیا»، «سوئیس»… نیز علاوه بر کمک‏‏های مالی، با در اختیار قراردادن تسلیحات نظامی و اطلاعات جاسوسی و ماهواره‏ای به عراق، این کشور را روز به روز برضد ملت ایران که واقعاً از نظر نظامی محروم بود، مجهزتر می‏کردند.

با توجه به این نکات که تنها بخشی از آمارهای موجود در این باره است و با توجه به امکانات نظامی بسیار کم ایران و نداشتن یک نیروی منسجم و با تجربه نظامی، همچنین با توجه به تحریم اقتصادی کشور و ده‏ها دلیل دیگر، باز هم مردم شهادت‏طلب ابران با تکیه بر الطاف الهی به مبارزه ادامه دادند.

مقام معظم رهبری در این رابطه می‏فرماید:

ما غریبانه جنگیدیم. در دوره جنگ، ارتش ما غریب، سپاه ما غریب، بسیج ما غریب بود. کسانی که می‏خواستند حقیقتاً جانفشانی کنند، با غربت می‏جنگیدند. از چه جهت غریب؟ از این جهت که هیچ نقطه دنیا با ما موافق نبود… . همه کشورهای اروپای شرقی از عراق حمایت می‏کردند و به او سلاح و امکانات می‏دادند[۲۲].

آری؛ تنها چیزی که با وجود دشمنان بسیار زیاد و امکانات بسیار کم، ملت ایران را شکست‏ناپذیر کرد، امیدواری آنان به پیروزی اسلام بر کفر بود. همین امیدواری آنان بود که عقیده آن‏ها به راه و مکتبشان را روز به روز محکم‏تر می‏کرد. آنان با لمس کردن عنایات الهی و امدادهای غیبی و توجهات امام معصوم علیهم‏السلام باور داشتند که برحق هستند و دست دیگری هست که این جنگ را هدایت می‏کند و سنگر به سنگر پیروزی نصیب آن‏ها می‏نماید.

رهبر معظم انقلاب در این باره می‏فرماید:

در روز پانزدهم دی ماهِ سال ۱۳۵۹ من این احساس را واقعاً در خود وجدان کردم که صاحب این میدان، صاحب این بیابان‏ها، صاحب این صحنه پرشور و عظیم (اشاره به جبهه‏های جنگ) ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است و بی‏گمان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هم‏اکنون با جسم و حضور جسمی و بدنی‏اش، یا با توجهش، در میان این جنگاوران و جنگجویان است[۲۳].

دلیل دیگر براین ادعا که چرخاننده اصلی جنگ الطاف الهی و عنایات امامان و به ویژه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بوده‏اند این نکته است که اگر به سن و سال فرماندهان جنگ در رده‏‏های مختلف توجه کنیم می‏فهمیم که گردانندگان به ظاهر دسته اول جنگ، بین بیست تا سی سال سن داشته‏اند؛ برای نمونه شهید خرازی در سن ۲۷ سالگی، شهید علیرضا موحد دانش در سن ۲۵ سالگی، شهید حاج محمد ابراهیم همت در سن ۲۸ سالگی و شهید حسن باقری در سن ۲۵ سالگی به شهادت رسیده‏اند. علاوه بر فرماندهان جنگ بیشتر کسانی که وارد میدان نبرد شدند، در سن کم و در بهار عمر خود بودند. خاطرات شهدای عزیز ما مملو است از داستان‏ها و خاطراتی که برخی از مشتاقان به خاطر سن کم و عشق به دفاع از دین خود، در شناسنامه‏هایشان دست می‏بردند، تا مشکل سنی خود را حل کنند. امثال حسین فهمیده و مسعود کمالی‏نیاهای سیزده ساله و بهنام محمدی‌ها در جای جای جبهه‏ها کم نبودند که جاذبه معنوی نایب امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف قلوب عاشق آنان را جذب کرد و راهی میدان‏های نبرد شدند. اگر کسی ادعا کند همه این‏ها به تنهایی توانستند جنگ را اداره کنند، اولین چیزی که این ادعا را رد می‏کند، سن کم رزمنده‏ها می‏باشد. طبق آمار، «۱۵۲۰۰ تن از شهدای دفاع مقدس، بین ۱۴ تا ۲۴ سال سن داشته‏اند».[۲۴]

همین افراد با سنین کم خود، حماسه‏‏ها آفریدند؛ چون می‏دانستند این جنگ، بین اسلام و کفر است و سرانجام، اسلام است که پیروز می‏شود. آنان، عقیده داشتند، پرچم اسلام در آینده‏ای نه چندان دور به وسیله امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بر کل عالم سایه می‏افکند و خودشان را سربازان امام زمان می‏دانستند و در این راه، تمام سعی و تلاش خود را به کار می‏بستند و از مصادیق بارز این آیه شریف شدند که: (إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَهُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا).[۲۵]

تأثیر دفاع مقدس بر فرهنگ مهدویت

سال‏های نه چندان دور، تیرها و تیغ‏ها، توپ‏ها و تانک‏ها، تفنگ‏ها و قناسه‏ها، مین‏ها و نارنجک‏ها، سرنیزه‏ها و سیم‏خاردارها، حسینی‏ها و یزیدی‏ها، ابراهیم‏ها و نمرودها…. گرد هم جمع آمدند، تا از اروندها و شلمچه‏‏ها، از طلائیه‏ها و دهلاویه‏ها، از رملستان‏های فکه تا دشت عباس سرسبز، از کوه‏‏های پر برف غرب، تا دشت‏های بسیار گرم جنوب، «تپه الله‏اکبر»، «تپه المهدی» و «تپه‏های رملی فکه» و در وجب به وجب جبهه‏های جنوب و غرب کشور، یک بار دیگر سپاهیان اسلام، مقابل تمام کفر صف بکشد؛ شیرمردان سبز قامت، با تمام توان، پای در شط خون نهند و تاریخ را متحیر رزم خود نمایند؛ شقایق صفتانی که حماسه آفریدند و هشت سال دفاع را به یک فرهنگ مقدس تبدیل کردند، تا تشنگان حقیقت بتوانند به خوبی از این فرهنگ محمدی و علوی و مهدوی نهایت استفاده را ببرند. رهبر عزیزمان چقدر حکیمانه می‏فرماید:

می‏خواهم بگویم که این جنگ، یک گنج است. آیا خواهیم توانست این گنج را استخراج کنیم یا نه؟ این هنر ما است که بتوانیم استخراج کنیم. امام سجاد علیه السلام توانست همان چند ساعت گنج عاشورا را استخراج کند. امام باقر علیه السلام و ائمه بعد از ایشان، استخراج کردند و آن‏چنان این چشمه جوشان را جاری نمودند که هنوز هم جاری است و همیشه در زندگی مردم منشأ خیر بوده، همیشه درس داده و یاد داده که چه کار باید کرد. الآن هم همین‏طور است[۲۶].

اگر ما با چشم گنج بودن به جنگ نگاه کنیم، همان‏طور که پیش‏تر بیان شد، یکی از فرهنگ‏های ناب که در درون این گنج نهفته است، فرهنگ مهدویت می‏باشد. این فرهنگ را از جنبه‏های مختلف می‏توانیم در درون این گنج بررسی کنیم. دفاع مقدس بر فرهنگ مهدویت، تأثیرات زیادی دارد که در ذیل، به چند نمونه از آن‏ها اشاره می‏کنیم:

معرفی فرهنگ مهدویت

چون فرهنگ انتظار، با منافع استکبار سازگاری ندارد، همه سعی و تلاش استکبار این است که با تبلیغات گسترده خود، مردم را سرگرم مادیات و جلوه‏های فریبنده دنیایی کند، تا دیگر به خودسازی و پیشرفت معنوی روی نیاورد. برای مبارزه با این فرهنگ، از شگردهای مختلفی استفاده می‏کند که یکی از آن‏‏ها، کم‏رنگ جلوه دادن انتظار و فرهنگ مهدویت است. دشمن، علاوه بر کم رنگ جلوه دادن این فرهنگ، پا را فراتر گذاشته و اصل این فرهنگ را انکار می‏کند. به قول رهبر معظم انقلاب:

قدرت‏های استکباری، خواهان غفلت و خواب‏آلود بودن و نیز عدم تحرک ملت‏‏ها هستند و چنین وضعیتی را بهشت خود می‏دانند؛ اما انتظار فرج، موجب می‏شود که انسان، به وضع موجود قانع نباشد و بخواهد به وضعیتی بهتر و برتر دست پیدا کند[۲۷].

آنان در موقعیت‏های مختلف سعی کرده‏اند این فرهنگ را به فراموشی بسپارند؛ برای نمونه در بسیاری از دایره‏المعارف‏های معروف دنیا که باید انصاف به خرج بدهند و حقایق را بنویسند، متأسفانه درباره مساله مهدویت برعکس عمل شده و شدیداً آن را انکار کرده‏اند.

در دایره‏المعارف بریتانیکا و دایره‏المعارف دین و اخلاق مارگلی یوت و همچنین درموسوعه المورد فرهنگ مهدویت را فرهنگی ساختگی تلقی کرده‏‏اند. دلیل این امر نیز بسیار واضح است. دشمنان شیعه می‏دانند که مسأله مهدویت و اعتقاد به آن، به اهداف آن‏‏ها ضربه می‏زند و تا زمانی که مردم، به سلاح مهدوی مجهز هستند، دشمنان نمی‏توانند آن‏ها را در اختیار داشته باشند و برنامه‏های خود را بین آن‏ها پیاده کنند؛ ولی دفاع مقدس ما توانست به خوبی فرهنگ انتظار و مهدویت را به گوش جهانیان برساند و به آن‏ها بفهماند که از عوامل مهم پیروزی ملت ایران مقابل زورگویان عالم، روحیه انتظار و فرهنگ مهدویت است؛ چرا که روحیه انتظار، افراد یک جامعه را ظلم‏ستیز می‏کند. دلیل این مطلب، نتایج کنفرانس تل آویو است که در دسامبر سال ۱۹۴۸ م برگزار شد. و برابر مسأله مهدویت، واکنش نشان داد.[۲۸] (همین مسأله باعث ساختن بازی‌های کامپیوتری مانند «یا مهدی» و نوشتن کتاب‌هایی مثل «Next war» می‌شود که در سطح وسیعی در اروپا و آمریکا پخش و منتشر شد).

زمینه‏سازان ظهور

یکی دیگر از تأثیرات دفاع مقدس بر فرهنگ مهدویت، فراهم کردن زمینه ظهور منجی عالم بشریت، بیش از گذشته می‏باشد.

اندیشه نجات از بی‏عدالتی و ظلم و جور که از ابتدای تشکیل جوامع بشری آغاز شده و توسط پیامبران بر آن تأکید شده است. توسط پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله  و امامان معصوم علیهم السلام بیش از گذشته روشن شد. حتی ویژگی‏های این منجی موعود، آشکارتر شد و مصداق خاصی یافت که همان فرزند امام حسن عسکری علیه السلام می‏باشد.

بخش زیادی از روایات در عرصه فرهنگ مهدویت، به نشانه‏های آمدن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اختصاص یافته است. یکی از این نشانه‏ها، ایجاد حکومت دینی و زمینه‏ساز از مشرق می‏باشد که قبل از حکومت جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، افکار عمومی دنیا را برای تشکیل حکومت آن حضرت آماده کند و شاید این حکومت، همان حکومت پربرکت جمهوری اسلامی ایران باشد.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله  می‏فرماید:

«مردمی از مشرق قیام می‏کنند و زمینه را برای حکومت مهدی فراهم می‏سازند»[۲۹].

امام باقر علیه السلام می‏فرماید:

گویی می‏بینم مردمی در شرق قیام کرده، حق را طلب می‏کنند؛ ولی به آنان نمی‏دهند. دوباره حق را می‏طلبند و به آنان داده نمی‏شود. وقتی اوضاع را چنین دیدند، شمشیرهای خود را برشانه‏‏ها می‏‏گذارند. آن‏گاه حاضر می‏شوند که حق آنان را بدهند؛ اما آنان دیگر قبول نمی‏کنند، تا این که قیام می‏کنند )حکومت تشکیل می‏دهند( آن )حکومت( را جز به صاحب شما )امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف( تحویل نمی‏دهند. کشته‏های آن‏‏ها شهید به شمار می‏روند. آگاه باشید اگر من آن زمان را درک کنم، خود را برای صاحب این امر، نگاه می‏دارم[۳۰].

با سیری گذرا در تاریخ، می‏بینیم پس از گذشت قرن‏ها از ظهور دین اسلام، متأسفانه این دین، به دست دشمنان افتاد و جهانیان این دینِ سرشار از پاکی را به نام اسلام اموی و وهابی شناختند؛ ولی ظهور انقلاب اسلامی ایران و دفاع مقدس که از اصلی‏ترین مقوّمات این انقلاب است، صدای اسلام محمدی را به گوش جهانیان رساند. ملت ایران، افتخار دارد که بر افکار عمومی چنین تأثیری گذاشته است. امام خمینی رحمه الله علیه در این‌باره می‏فرماید:

چه کوته نظرند آن‏هایی که خیال می‏کنند چون ما در جبهه‏ها به آرمان نهایی نرسیده‏ایم، پس شهادت و رشادت و ایثار و از خودگذشتگی و صلابت بی‏فایده است! در حالی که صدای اسلام‏خواهی آفریقا از جنگ هشت ساله ما است؛ علاقه به اسلام‏شناسی مردم در کل جهان، از جنگ هشت ساله ما است[۳۱].

حماسه‏‏سازان هشت سال دفاع مقدس، با اهدای خون خود، ریشه‏های انقلاب را محکم کردند و مقابل حوادث و بلاهای سخت، آن را حفظ کردند و با روحیه شهادت‏طلبی و ایثار و فداکاری خود، زمینه‏ساز ظهور حضرت بقیه‏الله عجل الله تعالی فرجه الشریف شدند.

شهادت، مرگی است آگاهانه که شخصی جان خود را در طبق اخلاص می‏گذارد و آن را فدای دین و مذهبش می‏کند. به نظر شهید مرتضی مطهری، «شهادت، دو رکن دارد: یکی این که در راه خدا و فی‏سبیل‏الله باشد؛ هدف مقدس باشد و انسان بخواهد جان خود را فدای هدف نماید. دیگر آن که آگاهانه صورت گرفته باشد»[۳۲].

حال، جای این سؤال هست که آیا کسی بدون داشتن روحیه شهادت‏طلبی می‏تواند خود را منتظر واقعی بداند و ادعا کند که منتظر آمدن آن حضرت می‏باشد، در حالی که از بذل جان خود در راه این هدف مقدس خودداری می‏کند؟ بدون شک کسانی می‏توانند خود را منتظر واقعی معرفی کنند که بتوانند آن وجود پاک را یاری کنند و تا آخرین قطره خون خود، دست از یاری حضرت برندارند. و این، دقیقاً همان کاری بود که رزمندگان ما با نایب امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف کردند.

منتظری که شهادت‏طلب نباشد، چطور می‏تواند در جنگی که مقیاس جهانی دارد، شرکت کند؟! شهید زین‏الدین در این باره می‏گوید: «در دوران غیبت، به کسی منتظر می‏گویند که منتظر شهادت باشد»[۳۳].

با بررسی خاطرات و حالات شهدای جنگ، به وضوح پی می‏بریم که چقدر آگاهانه این مرگ سرخ را انتخاب کرده‏اند؛ لذا با ترویج فرهنگ دفاع مقدس، می‏توان نسل منتظر را آبدیده‏تر کرد.

سید شهیدان اهل قلم؛ سید مرتضی آوینی می‏گوید:

قرن‏ها زمین، انتظار مردانی این چنین را می‏کشد تا بیایند و کربلای ایران را عاشقانه بسازند و زمینه‏ساز ظهور باشند. آن مردان، آمدند و رفتند و فقط من و تو جا مانده‏ایم و از این جریان، چیزی نفهمیدیم. آیا پس از سالها، وقت آن نرسیده است که به خود آییم؟

در جایی دیگر می‏گوید: «امام، به ما آموخت که انتظار، در مبارزه است و این، بزرگترین پیام او بود. پس از او اگر باز هم امیدی ما را زنده نگاه می‏دارد، همین است که برای ظهور آخرین حجت حق، مبارزه کنیم».

آری؛ امام خمینی رحمه الله علیه با آگاهی، بصیرت و شجاعتی که داشت، به انقلاب اسلامی اقدام کرد، تا زمینه‏های انقلاب اسلامی مهدوی را فراهم کند. او، همه عاشقان حضرت مهدی علیه‏السلام را از منظر فکری رهبری کرد و به آن‏ها آموخت که منتظر پیروزی نهایی باشند. البته نه این که معجزه‏ای بشود و کارها خود به خود درست بشود، بلکه باید خون دل خورد و استقامت کرد. آن بزرگوار، جمله معروف «جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم»[۳۴] را بیان کرد؛ یعنی تا آن‏جا که قدرت دارید، به نبرد ادامه دهید، تا این که فتنه از عالم برداشته شود. امام کاظم علیه السلام قرن‏ها پیش این منتظران را این گونه نوید داده است:

مردی از اهالی قم، مردم را به سوی حق فرا می‏خواند. گروهی که دل‏های آنان، چون پاره‏های آهن است، گرد او جمع می‏شوند. طوفان‏های سخت، آنان را نمی‏لرزاند و از جنگ خسته نمی‏شوند و بیمی به خود راه نمی‏دهند؛ بر خدا توکل می‏کنند و عاقبت، از آن پرهیزکاران است.[۳۵]

آقای کورانی از محققان فرهنگ مهدویت در این‌باره می‏گوید:

روایات، تاریخ وجود این مرد را مشخص نکرده‏اند؛ ولی در تاریخ قم و ایران، چنین شخصیت و یارانی دارای این صفات برجسته قبل از امام خمینی رحمه الله علیه و یارانش بی‏سابقه بوده است….. . گاه گفته می‏شود: درست است که در تاریخ قم و ایران ظاهر شدن چنین مرد وعده داده شده‏ای را با یارانی دارای چنین صفات برجسته کسی سراغ نداشته است… . اما دلیلی هم نداریم که این روایت، منطبق بر امام خمینی و یاران وی باشد، شاید منظور، مرد دیگری باشد که در عصر و زمان ما ‌ظاهر خواهد شد و یا این که بعد از مدتی طولانی یا کوتاه خواهد آمد… .

پاسخ: آری درست است که در روایت آن‏گونه که بیان کردیم، زمان این پیشامد روشن نشده است؛ اما مجموعه صفاتی که در روایت آمده، به علاوه آنچه که در روایات متعدد دیگر درباره قم و ایران وارد شده است، موجب اطمینان به این معنا است که مراد از صفات یاد شده، امام خمینی و یاران وی می‏باشد… ؛ بنابراین اگر پیامبر صلی الله علیه و آله  و امامان علیهم السلام از حادثه و پیشامدی خبر دادند که منطبق بر وضع موجود باشد، معقول نیست از آن چشم‏پوشی کرد و آن را بر قضیه حادثه‏ای مشابه آن یا واضح‏تر که وعده پیامبر صلی الله علیه و آله ، و اهل بیت او علیهم السلام برآن منطبق شود، حمل نماییم…[۳۶] .

الگوهای مناسب برای منتظران

یکی از تأثیرات دفاع مقدس بر فرهنگ مهدویت، الگوسازی برای نسل منتظر و یاوران حضرت می‏باشد. هر انقلاب، به یاران و همراهان فداکاری نیاز دارد تا به کمک‏های فیزیکی و معنوی آن، انقلاب را به پیش ببرند. حکومت جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز از این قاعده مستثنا نیست و مسلماً به کمک یاران و همراهی مخلصانه نیاز دارد.

روایات، ویژگی‏های خاصی برای یاران حضرت ذکر می‏کنند که با تفکر در آن‏ها و تشخیص میزان انطباق خودمان بر این ویژگی‏ها، می‏توانیم بفهمیم در این مبارزه جهانی، چه جایگاهی داریم. آیا ما نیز در خیل سپاه حضرت هستیم یا مقابل آن حضرت، صف می‏کشیم؟

برخی گمان می‏کنند ویژگی‏هایی که در روایات، برای یاران حضرت ذکر شده، ویژگی‏هایی کاملاً استثنایی است و اگر در روایات آمده است: «مردانی که قلب‏هایشان چون پاره‏های آهن است[۳۷]» یا این که «هر مرد از آن‏ها، قوت چهل مرد را دارند» یا روایاتی که خبر از مناجات‏های خالصانه در دل شب‏ها و جنگیدن شجاعانه در روزها می‏دهند، همه این‏ها را کسی نمی‏تواند دارا باشد؛ به ویژه در این مقطع زمانی که مردم غرق مادیات شده‏اند و هرکسی به فکر منافع شخصی خود است؛ ولی دفاع مقدس ما ثابت کرد حتی در عصری که عصر ظلم و ستم است، باز هم می‏توان این ویژگی‏ها را کسب کرد. به عبارتی دیگر رزمنده‏های ما در طول جنگ، این روایات را عملاً تفسیر کردند و نشان دادند که یاری حضرت در هر عصر و هر زمانی ممکن است؛ هر چند آن زمان، پر از گناه و معصیت باشد و بر تمام آن روایات مهر صحّت زدند. شهدای ما، بهترین مصداق برای این ویژگی‏ها هستند؛ مصداق‏هایی که سال‏های نه چندان دور در همین کوچه‏های زمینی کنار ما زندگی می‏کردند؛ ولی اکنون آسمانی شده‏اند. شهدای ما، مصداق (یجاهدون فی‏سبیل‏الله) هستند؛ آنان نمونه بارز «زبرالحدید» هستند، مصداق بارز «من انصاره و اعوانه» هستند، آنان مصداق (اشداء علی‏الکفار رحماء بینهم) هستند، شهدای ما الگوهای مناسبی برای مهدی باوران و مهدی یاوران هستند.

شهدای ما ویژگی‏های زیادی از ویژگی‏های یاران امام عصر علیه‏السلام را داشتند که در ذیل به دو نمونه از آن‏ها اشاره می‏کنیم.

الف. روحیه شهادت‏طلبی

روحیه شهادت‏طلبی و هدیه جان در راه جانان، در جبهه‏ها موج می‏زد؛ چون با آگاهی و بصیرتی که داشتند، یقین پیدا کرده بودند پا در راهی گذاشته‏اند که حق است.

اگرما شنیده‏ایم مولای متقیان، امیرمؤمنان در وصف یاران امام عصر علیه السلام می‏فرماید: «)یاوران مهدی( شهادت را می‏طلبند و همواره آرزو دارند در راه خدا کشته شوند»[۳۸]، دفاع مقدس ما این واقعیت را ملموس‏تر کرد و در معرض تماشای خیل منتظران قرار داد، تا بتوانند شهادت‏طلب باشند.

این که شهید زین‏الدین فرمانده دلاور لشکر علی‏ابن ابی‏طالب علیه السلام در اولین برخوردها با همسرش می‏گوید: «شما باید بدانید من قبلاً ازدواج کرده‏ام. من با جبهه و جنگ ازدواج کرده‏ام و شما همسر دوم من هستید. انتهای راه من، شهادت است و اگر جنگ تمام شود و من شهید نشوم، هر کجا که جنگ حق بر ضد باطل باشد، می‏روم تا شهید شوم[۳۹]» نشان دهنده روحیه شهادت‏طلبی او و امثال او است.

برخی از شهدا، آن قدر شیفته شهادت بودند و با دعا و راز و نیاز با خداوند و توسل به امام معصوم علیه السلام این تمنا را داشتند و به سبب صفای باطن خود، به این معرفت رسیده بودند که نحوه شهادت و زمان و مکان شهادت خودشان را می‏دانستند و به رفقای هم‏رزم خود اعلام می‏کردند؛ برای نمونه سردار رشید اسلام، عبدالحسین برونسی فرمانده تیپ ۱۸ جوادالائمه علیه السلام که در رشادت و ایثارگری زبانزد بود، قصه شهادتش آن قدر برایش روشن بود که به هم‏رزم‏هایش گفته بود: «اگر من در فلان تاریخ و فلان جا شهید نشوم، به مسلمانی من شک کنید». یکی از هم‏رزمان او می‏گوید: چند روز قبل از عملیات بدر، توی چادر فرماندهی نشسته بودیم…. یک دفعه گفت: اخوان! این عملیات، دیگه عملیات آخر منه ….. پرسیدم: «حاجی! چی شده که این روزها همه‏اش از شهادت حرف می‏زنی؟» …. گریه‏اش کمی آرام گرفت. ادامه داد: مطمئنم توی این عملیات مهلتی را که برام مقرر کردن تا روی این زمین خاکی زندگی کنم. تموم می‏شه؛ باید برم[۴۰]».

همچنین حاج قاسم میرحسینی جانشین فرمانده لشکر ثارالله که قبل از عملیات کربلای چهار رفقایش نگران این بودند که آسیب نبیند، می‏گفت: نترسید. توی این عملیات شهید نمی‏شوم. حتی مجروح هم نمی‏شوم، «ولی در شب عملیات کربلای پنج اشاره به پیشانی‏اش کرد و گفت: تیر، این جای من می‏خورد و من شهید می‏شوم»….. و همان شد که گفت[۴۱].

ب. محکم و استوار و مبارز بودن

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «همانا دل هر مردی از ایشان )یاوران مهدی( از پاره‏های فولاد، محکم‏تر و استوارتر است. اگر به کوه‏ها بگذرند، کوه‏ها هم در هم فرو می‏ریزند[۴۲]».

امام صادق علیه السلام می‏فرمایند: «راد مردانی که قلوبشان سخت‏تر از سنگ، چون پاره‏های آهن است، بدون هیچ شک و تردیدی به ذات خداوند[۴۳]».

در این دو روایت، صفاتی مانند مقاوم بودن، مبارز بودن، ایمان قوی و…. وجود دارد که دفاع مقدس الگوهای خوبی در این زمینه معرفی می‏کند. جای جای جبهه‏های جنگ، رزمنده‏ها حیدرگونه می‏جنگیدند و خستگی به خود راه نمی‏دادند. خاطرات شهدا، پر است از نخوابیدن‏های متوالی و مبارزه‏هایی که با قلم قابل وصف نیستند. شهید خرازی ده‏ها بار مجروح می‏شود و بنا به نقلی بعد از ۲۷ بار مجروحیت به شهادت می‏رسد. نقل شده است که به سبب یکی از مجروحیت‏هایش دکتر ۴۵ روز به او استراحت داده بود و او را به خانه آورده بودند. هنوز عصر نشده بود که گفت: «بابا! من حوصله‏ام سر رفته» گفتم: «چه کار کنم؟» گفت: «من را ببرید سپاه تا بچه‏ها را ببینم». بردمش، تا ساعت ده شب خبری از او نشد. ساعت ده تلفن زد و گفت: «من اهوازم، بی‏زحمت داروهایم را بدهید یکی بیاورد[۴۴]».

شهید مهدی باکری در وصف پاسدار می‏گوید: «پاسدار یعنی کسی که کار کند و بجنگد؛ خسته نشود، نخوابد[۴۵]» و واقعاً خودش هم همین‏طور بود. این‏ها همه نشانه‏های استواری آنان بود و این استواری و مقاومت و مجاهدت چقدر زیبا توسط شهدا در جای جای جبهه‏ها به نمایش گذاشته شد.

با توجه به این که فرهنگ مهدویت با بیانی مختصر به معنای «زندگی مهدوی و امام زمان پسندانه» می‏باشد، یکی از جلوه‏های زیبای این زندگی، واکنش مقابل ظلم و ظالمان می‏باشد. این جلوه زیبا، در دوران جنگ تحمیلی، بیشتر ظهور یافت، چرا که ملت ایران، مقابل زورگویی‏های استکبار جهانی و همچنین مقابل دست نشانده استکبار در منطقه، خیزش عظیمی انجام داد. آحاد ملت ایران بسیج شدند. این خیزش، دارای یک پشتوانه بسیار قوی بود که عبارت بود از عشق و علاقه مردم غیور ایران به امام عصر علیه السلام که در قالب تبعیت از امام راحل رحمه الله علیه متجلی شد. اگر جنگ ما این پشتوانه را نداشت، اصلاً قداست و معنویتی نداشت و ملت ایران به خوبی و از روی اشتیاق وارد جبهه‏ها نمی‏شدند و جان خود را آگاهانه و عاقلانه و عاشقانه فدا نمی‏کردند و این چنین پای در شط خون نمی‏گذاشتند. فرهنگ مهدویت به جبهه‏ها رونق می‏بخشید و دفاع مقدس نیز با جلوه‏های متنوع خود، فرهنگ مهدویت را پربارتر و عمیق‏تر کرد.

ان‏شاءالله خداوند به ما و تمام منتظران واقعی توفیق عنایت فرماید تا با تأسی به سیره عملی شهدا که یاران آخرالزمانی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، می‏باشند، زمینه ظهور حضرتش را بیش از پیش فراهم کنیم.

 

 

تاریخ تحویل: ۲۴/۷/۱۳۸۷

تاریخ تأیید: ۲۵/۱۰/۱۳۸۷

 

 

[۱]. حسن عمید. فرهنگ عمید، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۱ش، ص۸۷۲٫
[۲]. محمد معین، فرهنگ معین، ج۲، تهران، انتشارات امیرکبیر، چ چهارم، ۱۳۶۰ش، ص۲۵۳۸٫
[۳]. غلامرضا بهروزلک، «اهمیت مهدویت در نظرخواهی از دانشوران» فصلنامه انتظار، سال چهارم، شماره یازدهم و دوازدهم، ۱۳۸۳، ص۳۱ ـ ۵۳٫
[۴]. (ولقد کتبنا فی‏الزبور من بعد الذکر انّ الارض یرثْها عبادی الصالحون) انبیاء(۲۱):۱۰۵٫
[۵]. محمد معین، فرهنگ فارسی، (ذیل کلمه انتظار) ج۱، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ چهارم، ۱۳۶۰ش، ص۳۶۴٫
[۶]. این حدیث را همه چهارده معصوم بیان کرده‏اند ودر کتب عامه و مصادر شیعی آمده است: «یملا الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا».
[۷]. «لیعدن احدکم لخروج القائم و لو سهماً فان الله تعالی اذا علم ذلک من نیّته رجوت لطول فی عمره حتی یدرکه»؛ محمد بن ابراهیم نعمانی، غیبت نعمانی، قم، نورالهدی، ۱۴۲۲ق، ج۱۰، ص۳۲۰٫
[۸]. رحیم کارگر «انتظار و انقلاب» فصلنامه انتظار، سال اول، شماره دوم، ص۱۲۶ ـ ۱۴۶٫
[۹]. مسعود پورسید آقایی، تاریخ عصر غیبت، قم، انتشارات حضور، ۱۳۷۹ش، ص۳۷۶٫
[۱۰]. خبرنامه همایش دکترین مهدویت، شماره هشتم، ص۱۶٫
[۱۱]. «واما الحوادث الواقعه فارجعوا الی رواه حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجه‏الله علیهم»، طبرسی، احتجاج، ص۲۸٫
[۱۲]. امام خمینی، صحیفه نور، ج۱۳، ص ۲۳۹٫
[۱۳]. همان، ج۲۰، ص۱۱۸٫
[۱۴]. علی تقی زاده اکبری، عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس، قم، مرکز تحقیقات اسلامی، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۱۶۱٫
[۱۵]. ابراهیم رستمی، طنین همت، قم، نشر جمال، چاپ دوم، ۱۳۸۴ش، ص۵٫
[۱۶]. مرتضی نائینی «جان و جانان» فصلنامه انتظار موعود، سال اول، شماره دوم، ۱۳۸۰، ص۱۹ ـ ۶۰٫٫
[۱۷]. امام خمینی، پیشین، ج۲، ص ۷-۱۴۶٫
[۱۸]. همان، ج۱۴، ص ۴۹۱٫
[۱۹]. محمد اصغری‌نژاد، یک فروغ از رخ ساقی، قم، امام سجاد، ۱۳۸۵ش، ص۱۵۴٫ ر.ک: متن وصیت‏نامه این عزیز در بنیاد شهید قم.
[۲۰]. محمدباقر حیدری کاشانی، نسل طوفان، قم، زلال کوثر، چاپ دوم، ۱۳۸۶ش، ص۸۳، (به نقل از لایه‏های پنهان جنگ).
[۲۱]. ویژه‏نامه حماسه فتح خرمشهر، ص۲۷، (به نقل از لایه‏‏های پنهان جنگ).
[۲۲]. ماهنامه فرهنگی اجتماعی فکه، ش۳۸، ص ۱٫
[۲۳]. مرتضی نائینی، پیشین، ۱۳۸۰، ص۱۹ ـ ۶۰٫
[۲۴] ویژه‏نامه حماسه فتح خرمشهر، خرداد۸۳، ص ۲۶٫
[۲۵]. فصلت(۴۱):۳۰٫
[۲۶]. ۲۵/۴/۷۰ در دیدار با مسئولان، نویسندگان و هنرمندان دفتر هنر و ادبیات مقاومت حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی.
[۲۷]. مرتضی نائینی، پیشین، ص۳۷٫
[۲۸]. حسن بلخاری، تهاجم یا تفاوت فرهنگی، انتشارات حسن افرا، قم، چاپ دوم، ۱۳۷۸ش، ص۱۰۰٫
[۲۹]. «یخرج ناس من المشرق فیوطئون للمهدی سلطانه»؛ شیخ علی یزدی حائری، الزام الناصب، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۹۸۳م، ج۲، ص۱۴٫
[۳۰]. «کانی بقوم قد خرجوا بالمشرق یطلبون الحق فلا یعطونه ثم یطلبونه فلا یعطونه فاذا رأوا ذلک وضعوا سیوفهم علی عواتقهم فیعطون ما سالوا فلا یقبلون حتی یقدموا و لا یدفعونها الا الی صاحبکم، قتلاهم شهداء، اما انی لو ادرکت ذلک لا ستبقیتُ نفسی لصاحب هذا الامر»؛ محمد بن ابراهیم نعمانی، پیشین، ص۱۴۵٫
[۳۱]. امام خمینی، پیشین، ج۲۱، ص ۲۱۴٫
[۳۲]. شهید استاد مرتضی مطهری، قیام و انقلاب مهدی، تهران، انتشارات صدرا، چاپ سی و پنجم، ۱۳۸۷ش، ص۷۱٫
[۳۳]. محمد قاسم فروغی جهرمی، ره یافتگان وصال، ناشر مرکز فرهنگی سپاه، ۱۳۷۳ش، ص۱۱۳٫
[۳۴]. امام خمینی، پیشین، ج۱۹، ص۸۲٫
[۳۵].«رجل من اهل قم یدعوا الناس الی الحق معه قوم کز بر الحدید لا تزلهم الریاح العواصف لایملون من الحرب و لا یجبنون و علی الله یتوکلون و العاقبه للمتقین»؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، داراحیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۰۳ق، ج۵۷، ص ۲۱۶٫
[۳۶]. علی کورانی، عصر ظهور، تهران، شرکت چاپ و نشر بین الملل، چاپ سوم، ص۲۳۷- ۲۳۸٫
[۳۷]. علامه مجلسی، پیشین، چ۵، ص ۳۸٫
[۳۸]. «یدعون بالشهاده و یتمنون ان یقتلوا فی سبیل الله»؛ علامه مجلسی، پیشین، ج۵۷، ص۳۰۴٫
[۳۹]. حیدری کاشانی، پیشین، ص۸۹٫
[۴۰]. سعید عاکف، خاکهای نرم کوشک، سال نشر۱۳۸۵ش، ص۲۵۰٫
[۴۱]. ابراهیم رستمی، کرامات الشهداء، قم، انتشارات حدیث نینوا، ۱۳۸۳ش، ص۶۱٫
[۴۲]. «ان قلب رجل منهم اشد من زبر الحدید لو مروا بالجبال لتدکدکت»؛ القندوزی،ینابیع الموده، ناشر دارالاسوه، ۱۴۱۶ق، ج۳، ص۷۳۰٫
[۴۳]. «رجال کان قلوبهم زبر الحدید لایشوبها شک فی ذات الله اشدّ من الحجر»؛ علامه مجلسی، پیشین، ج۵۲، ص۳۸٫
[۴۴]. محمد نیلچی، و خدا بود و دیگر هیچ نبود، ص۱۲۵٫
[۴۵]. بهزاد دانشگر، خدمت از ماست، بوستان فدک، ۱۳۸۲ش، ص۱۶۱٫

درباره نویسنده