سرمقاله

امامت ؛ فروغ بی پایان

امامت ؛ فروغ بی پایان
سردبیر

محور بحث ما در این شماره فصلنامه، جمله کوتاه و در عین حال پر محتوا و قابل دقت از نهج البلاغه پیرامون تداوم امامت تا ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  و اینکه امامت خورشیدی بی‌غروب در عالم هستی است. حضرت علی علیه الاسلام  در این زمینه می‌فرمایند:

«آگاه باشید! مثل اهل بیت محمد صل الله علیه و آله و سلم  مثل ستارگان آسمان است، هرگاه ستاره‌ای از آن غروب کند، ستاره‌ای دیگر طلوع نماید ـ تا ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  ـ گویا می‌بینیم در پرتو خاندان پیامبر صل الله علیه و آله و سلم نعمت‌های خدا بر شما تمام شده و به آنچه آرزو دارید، رسیده‌اید».[۱]

شبیه عبارات فوق، با مقداری تفاوت از وجود مقدس برخی از امامان علیهم السلام  هم وارد شده است،[۲] آنچه اهمیت دارد درس‌هایی است که می‌توان از این فراز زیبا گرفت که ما ذیلاً به برخی از آنان اشاره می‌کنیم:

یک. امامت، مظهر نور آسمان‌ها و زمین

با شهادت هر یک از امامان بزرگوار علیهم السلام  ستاره دیگری در آسمان امامت و ولایت طلوع می‌کند تا روشنی بخش جهان هستی گردند؛ نور محفل بشریت از وجود انسان کامل به عنوان واسطه فیض در عالم است و این اراده حق تعالی است و اراده حضرت حق تبارک و تعالی، تخلف ناپذیر است. اگر گاهی اوقات در برخی روایات امام به خورشید تشبیه می‌شود،[۳] بدان خاطر است که انسان با محسوسات سرکار دارد و الا «کمک گرفتن بشر از خورشید و ماه در اداره زندگی روز مره و امور مختلف هرگز بدان معنا نیست که خورشید یا ماه در نور افشانی، انتشار انرژی و حرارت و ده‌ها برکت دیگر مستقل و بی‌نیاز از افاضه فیض الهی هستند، چون اندیشه توحیدی موحدان چنین باوری را برنمی‌تابد، بلکه معتقدند آن‌ها نیز چون اشیای دیگر مخلوق خدای سبحان‌اند و از فیض او سرمست می‌شوند، اما بشر کارهای مختلفی را به دست آنان سامان می‌بخشد و ایشان ابزار کمک رسانی‌اند. وجود مبارک حجت خدا و امام زمان علیه الاسلام  به مراتب والاتر و بالاتر از خورشید و ماه ـ و ستاره ـ است، اما امتیاز وجود مبارکش، آن است که او وسیله‌ای از مظهر «نورالسموات و الارض»[۴] است[۵] و این نور هیچ‌گاه بی‌فروغ نخواهد شد.

دو. امامان، ستارگان نورانی از شجره طیّبه نبوی

آنان سکاندار کشتی نجات بشریتند که فاصله گرفتن از آن سبب سقوط در گرداب شرک و کفر و نفاق و غرق شدن در ظلمات و تاریکی خواهد شد.[۶] همراهی با آنان سبب سلامت و سعادت در دنیا و آخرت و جدایی از آنان موجب گمراهی و ضلالت و سقوط به جحیم در آخرت خواهد شد.[۷] آنان در فهم احکام دین و موضوعات و مصالح و مفاسد از هرگونه خطا و نسیان و گناه مبرا و معصومند،[۸] چون در مساس با قرآن هستند و یکی از دو ثقل سفارش شده پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم  می‌باشند.[۹] شجره طیبه وجودشان برگرفته از شجره طیبه نبوی است و این ستارگان نورانی، عترت پیامبر خاتم صل الله علیه و آله و سلم  می‌باشند که در وصف آنان علی علیه الاسلام  تعبیر زیبایی دارد: «عترت او بهترین عترت‌ها و خاندانش بهترین خاندانها و درخت وجودش از بهترین درختان است، در حرم امن خدا روییده و در آغوش خانواده کریمی بزرگ شد»[۱۰]. اینان همان کسانی‌اند که در آیات نورانی قرآن از هر گونه رجس و پلیدی ظاهری و باطنی تطهیر شده‌اند.[۱۱]

سه. امامت، نعمت الهی

برخی به آیه شریفه (أَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَهً وَبَاطِنَهً)[۱۲] استدلال کردند؛[۱۳] علامه طباطبایی در این زمینه می‌فرماید: در این خطاب دو احتمال وجود دارد، احتمال اول، اینکه مخاطب مشرکین باشند که در این صورت نعمت ظاهری منظور است مثل گوش و چشم و بقیه اعضای بدن و… و مراد از نعمت‌های باطنی مثل شعور و اراده و عقل باشد؛ اما اگر احتمال دوم را در نظر بگیریم، خطاب به عموم انسان‌ها خواهد بود که در این صورت مراد از نعمت، نعمت‌های ظاهری ـ که ذکر شد ـ به اضافه دین خواهد بود، چون دین از نعمت‌های محسوسی است که امور دنیا و آخرت مردم را نظام می‌بخشد و مراد از نعمت‌های باطنی علاوه بر نعمت‌های مذکور، مقامات معنوی نیز به آن اضافه می‌شود.[۱۴] در حقیقت با این احتمال دوم، هرچه در جهت سعادت قرار گیرد مد نظر است و سعادت هم بدون ولایت امکان پذیر نیست؛ زیرا اگر در مسیر شقاوت باشد، در سیطره ولایت شیطان قرار می‌گیرد، در آن صورت نعمت به نقمت تبدیل خواهد شد، پس بدون وجود امام و تحقق ولایت الهیّه، نعمت معنا نخواهد داشت. محمد بن زیاد ازدی می‌گوید: از امام کاظم علیه الاسلام  درباره آیه فوق پرسیدم، حضرت فرمودند: «نعمت ظاهری امام ظاهر است و باطنی امام غایب، گفتم: آیا در میان ائمه علیهم السلام  کسی هست که غایب شود؟ فرمود: آری، شخص او از دیدگان مردم پنهان می‌شود، اما یاد او از قلوب مؤمنان غایب نمی‌شود و او دوازدهمین ما امامان است…».[۱۵]

نکته مهم این است که وظیفه ما در برابر این مشعل‌های فروزان هدایت بشری چیست؟

در منابع روایی ما وظایف زیادی را برشمرده‌اند که از حوصله بحث خارج است؛ به یک نمونه از آن اشاره می‌کنیم: امام صادق علیه الاسلام  به ابن ابی‌یعفور فرمودند: «ما بر شما سه حق داریم؛ یکی اینکه به فضل ما معرفت پیدا کنید، دوم اینکه پیرو ما باشید و سوم اینکه منتظر فرج ما باشید»[۱۶]. روشن است برآوردن چنین حقوقی بدون پشتوانه عنایات الهی ممکن و میسور نخواهد بود، هرگاه انسان رنگ و بوی خدایی گرفت، یعنی ولایت خداوند تبارک و تعالی و رسولش و اهل‌بیت علیهم السلام  را پذیرفت و در برابر آنان سر تسلیم و رضا فرود آورد، می تواند ادعا کند تا حدی قدردان نعمت الهی بوده و گوشه‌ای از نعمت‌های بیکران او را سپاس گفته، چون ناسپاسی و قدرناشناسی مهمترین عامل محرومیت‌های بشر از نعم ظاهری و باطنی است.[۱۷] به ویژه در عصر غیبت که ما در آن قرار داریم، چه زیبا گفت محقق طوسی (ره) در وصف آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست: «عدمه منا»[۱۸] پس به محضر حضرت حق (جل جلاله) عرضه می داریم: خدایا ما را قدردان همه این نعمت‌ها به ویژه نعمت ولایت حضرت ولی‌عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف  بفرما. آمین

 

 

سردبیر

 

 

[۱]. نهج البلاغه، خطبه ۱۰۰: «الا انّ مَثَل آل محمد صل الله علیه و آله و سلم  کَمَثَلِ نُجوم السّماء اذا خَوَی نْجمٌ طَلَعَ نجمٌ فکاَنّکُم قَدْ تکاملتْ من الله فیکم الصنایع و أراکُم ما کُنتم تأمُلون».
[۲]. به عنوان مثال روایتی در ذیل آیه شریفه «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا» (نساء:۵۸) از امام رضا علیه السلام  وارد شده که حضرت در جواب فرمودند: «هم الأئمه من آل محمد صل الله علیه و آله و سلم  ان یؤدّی الامام، الامانه الی من بعده ولا یخصّ بها غیره و لایزویها عنه ـ یعنی آنان پیشوایان از آل محمد صل الله علیه و آله و سلم ‌اند که هر کدام امانت را به امام بعدی وا می‌گذارد و جز او را (دارای شایستگی‌های) مخصوص این امر نداند و امانت را به دیگری نمی‌سپارند» (اصول کافی، ج۱، ص۲۷۶).
[۳]. صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۲۵۳، ح۳٫
[۴]. نور: ۳۵٫
[۵]. جوادی آملی، عبد الله، امام مهدی علیه السلام  موجود موعود، ص۸۰ (با تصرف).
[۶]. حدیث سفینه: «مثل اهل بیتی کمثل سفینه نوح من رکبها نجی و من ترکها ـ من تخلف عنها ـ غرق».
[۷]. حدیث ثقلین: «… ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابداً و لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض».
[۸]. در کتب کلامی امامیه دلایل متعدد عقلی مثل امتناع تسلسل و نقلی مثل آیه شریفه ابتلاء و… اقامه شده است.
[۹]. حدیث ثقلین: «انی تارک فیکم الثقلین، کتاب الله و عترتی اهل بیتی…»
[۱۰]. نهج البلاغه، خطبه۹۴: «عترته خیر العتر، و اُسرتهُ خیرُ الاُسَر، و شجرته خیر الشجر، نَبَتَتْ فی حَرَم، و بَسَقَت فی کرم».
[۱۱]. (إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا) (أحزاب: ۳۳).
[۱۲]. لقمان: ۲۰٫
[۱۳]. در تفسیر قمی به سند خود از جابر روایتی نقل می‌کند که منظور از نعمت ظاهری رسول خدا و معرفت و توحیدی است که آن جناب درباره خدای عزوجل آورده و اما نعمت باطنی ولایت ما اهل بیت و عقد مودت ما است…. (تفسیر قمی، ج۲، ص۱۶۵). در مجمع البیان در ذیل آیه روایتی از ضحاک از ابن عباس رسیده که گفت من از پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  پرسیدم، معنای این آیه چیست؟ حضرت رسول فرمودند: ای ابن عباس اما آنچه که ظاهر است اسلام است و آنچه که خدا آفریده و… اما آنچه باطن است این است که اعمال زشت را پوشانده و رسوایت نکرده و…. (مجمع البیان، ج۸، ص۳۲۰، نقل از: المیزان، ج۱۶، صص۳۵۷ و۱۳۵۸)
[۱۴]. طباطبائی، محمد حسین، المیزان، ج۱۶، ص۳۵۷٫
[۱۵]. صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۳۶۸، ح۶٫
[۱۶]. ثلاثه لنا، ان تعرفوا فضلنا، و ان تطئوا عقبنا، و ان تنتظروا عاقبتنا…(اصول کافی، ج۲، ص۱۷۳، باب حق‌‌المؤمن علی اخیه، ح۹).
[۱۷]. (وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِن شَکَرْتُمْ لأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ) (ابراهیم: ۷).
[۱۸]. حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص۱۸۲٫

درباره نویسنده