مقالات

بررسی کارکردهای احیاگرایانه مهدی‌باوری در اندیشه رضوی

بررسی کارکردهای احیاگرایانه مهدی‌باوری در اندیشه رضوی
روح الله شاکری زواردهی 

چکیده

‌بحث درباره کارکردها یا قلمرو دین در دنیای معاصر، از رشد بسیار زیاد وفزاینده ای برخوردار است. به رغم نگاه بدبینانه برخی مثل فروید، یا ژان پل سارتر، بسیاری از دین پژوهان رویکرد جدیدی به نام «رویکرد کارکرد گرایانه» نسبت به دین اتخاذ کرده‌اند. اینان بر کارکردهای مثبت دین تاکید می‌ورزند و دین را عهده دار رابطه فردی یا عبادی صرف نمی‌بینند؛ بلکه معتقدند که دین در همه حوزه زندگی بشر، نظیر مسائل تربیتی اخلاقی، حکومتی و اجتماعی، و معرفتی و… حضور جدی دارد و این امری است که به طور وضوح می‌توانیم در تمام آموزه‌های دین اسلام مشاهده کنیم؛ زیرا ارزشمندی آموزه‌های دینی در آینه فواید و کارکردهایشان قابل مشاهده هستند، و این را نسبت به مسائل و مباحث آخرالزمان و آینده بشری، یعنی مباحث موعود باوری در ادیان و مهدی باوری در اسلام می‌توان دید. در منابع مهم و اصیل آموزه‌های مهدوی می‌توان این کارکردها را به طرق مختلف دریافت کرد. نگارنده در این نوشتار در صدد این نیست که به همه این کارکردها به طور جامع و مستوفی بپردازد؛ بلکه مقصود این پژوهش آن است که به برخی از آنان که از اهمیت بیش‌تری برخوردارند، با تاکید بر اندیشه‌های عالم آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم حضرت رضا علیه السلام به بحث بنشیند. بر همین اساس تلاش شده به برخی از کارکردهای مهم، مثل کارکردهای معرفتی، تربیتی اجتماعی، سیاسی و مدیریتی، تاریخی، اشاره گردد. البته در تحلیل و بررسی‌ها، همه آنان از اعتبار یکسان برخوردار نیستند؛ بلکه برخی جنبه مقدمی داشته، و برخی دیگر از اصالت و ویژگی خاص برخوردارند (همان‌طور که لابه‌لای بحث روشن خواهد شد). نتیجه مهم این کارکردها در مجموع باعث ظهور حق و غلبه آن بر باطل در کل نظام هستی خواهد شد.

کلیدواژه‌ها: مهدی باوری، کارکردها، ظهور حق، اندیشه رضوی.

طرح مسأله

فرایند عینی اعتقاد به مهدویت، افراد جامعه، چه معتقدان و چه غیر معتقدان را متأثر می‌سازد؛ زیرا با توسعه روز افزون قلمرو اندیشه بشر در همه حوزه‌های فکری، فرهنگی؛ حتی اعتقادی باعث شده است که انسان‌ها نسبت به آینده جهان دغدغه داشته باشند. ممکن است در حیطه رفتاری، ابتدا حرکتی مشاهده نشود؛ ‌ولی بعد از شکل گیری بینش نجات خواهی در درون افراد، قهراً این بینش در حیطه رفتاری نیز نمودهایی را در پی خواهد داشت و در عرصه فردی متوقف نخواهد شد و آرام آرام تأثیرهای اجتماعی موعودباوری در لایه‌های جامعه سرایت خواهد کرد.

البته ما معتقدیم این بینش و نگرش در ادیان، بویژه ادیان ابراهیمی، از جایگاه و اصالتی ویژه برخوردار است و در طول تاریخ باعث کنش‌های رفتاری فرد و اجتماعی پیروان آنان شده ‌و سالیانی متمادی در قرون مختلف آنان را در انتظار طلوع موعود منجی قرار داده است. این دغدغه بشر تا آن اندازه جدی است که اندیشمندان مختلف به طرح ایده‌های آرمان شهرها و مدینه فاضله‌ها پرداخته‌اند و این امر به زمانی خاص محدود نمی‌شود؛ بلکه بشر در طول قرون گذشته بی‌تاب از بی‌عدالتی ها، ظلم ها، تبعیض‌ها، تشنه اندیشه ای است که روند موجود را تغییر دهد؛ زیرا انسان از وضع موجود خودش راضی نیست و در تلاش برای دگرگونی وضعیت موجود، به دنبال ایده ای نو و جدید است، که آرمان‌های درونی و بی‌قرار خود را در ساحل نجات به آرامش رساند.

اسلام، به عنوان آخرین دین الاهی به این خواسته بشر با طرح مسأله «مهدویت» و «مهدی باوری» توجه ویژه نموده است. با نیم نگاهی به منابع متعددی که در این زمینه وجود دارد، می‌توان به استراتژی یا راهبرد انتظار در دین مبین اسلام توجه کرد. اگرچه همه فرق مسلمان به این مسأله معتقدند و روایات فراوانی را در این زمینه از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل نموده‌اند؛ اما به نظر می‌رسد تفکر شیعه اثنی عشری در این زمینه منحصر بفرد است؛ زیرا مهدی باوری در اندیشه شیعه صرفاً به عنوان یک منجی آخرالزمان دیده نشده است؛ بلکه او امام و حجت خدا در زمین و او استمرار دهنده خط نبوت و امامت در پهنه گیتی است. ‌او راهبر جامعه فعلی و آینده است. آینده او را در تئوری‌های ذهنی و مباحث نظری به نظاره نمی‌نشینیم؛ بلکه او حاضر و زنده و در کنار ماست: «…صاحب هذا الامر یتردد بینهم و یمشی فی اسواقهم و…» (مجلسی، ۱۴۰۴: ج۵۱، ص۱۵۴ و نعمانی، ۱۳۹۷: ص۸۴)؛ و این مطلبی است که صدها روایت از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصومین علیهم السلام به آن اشاره دارند و در این مورد جای هیچ‌گونه بحثی نیست.

سئوال جدی این است که آیا اعتقاد به مهدویت در تفکر اسلامی به طور عام، و مهدی باوری به طور خاص، در اندیشه شیعه دارای کارکردی است یا نه؟

در این نوشتار در تلاش هستیم که این سؤال را با تاکید بر اندیشه رضوی پاسخ دهیم، و کارکردهای مختلف مهدی باوری را با تحلیل و کنکاش بیش‌تر به بحث و گفت‌وگو بپردازیم؛ زیرا در راهبرد و استراتژی شیعه سه اصل مسلم مورد دقت قرار گرفته است:

یک: مطلوب نبودن وضع موجود و ضرورت تغییر آن؛ دو: نگاه ویژه به جامعه مطلوب مهدوی بر اساس آموزه‌های قرآن و روایات؛ سه: برنامه ریزی برای برون رفت از وضع موجود و رسیدن به وضع مطلوب.

به نظر ما در سایه این برنامه ریزی می‌توان به کارکردهای مهدی باوری، توجهی ویژه صورت داد و پیامدهای مثبت آن را به نظاره نشست. لذا هدف اصلی این مقاله، تحلیل و بررسی کارکردهای مهدی باوری از نگاه امام رضا علیه السلام می‌باشد؛ زیرا حضرت ثامن الحجج از امامانی است که به مسأله مهدویت توجهی ویژه داشته‌اند و با روایات متعدد به تبیین وقایع آخرالزمان و به کیفیت ظهور فرزندش، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پرداخته‌اند؛ از جمله ولادت، اوصاف، شمایل، بشارت‌های کتاب‌های آسمانی، حوادث و فتنه‌های که قبل از ظهور رخ خواهد داد، غیبت و وضعیت مؤمنان در دوران غیبت، وظایف شیعه در عصر غیبت، چگونگی ظهور حضرت، یاران و همراهان امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و پاک شدن زمین از لوث ستمکاران، بسط و گسترش عدالت، ضرورت وجود حجت در میان مردم و خالی نبودن زمین از حجت الهی (شاکری، ۱۳۸۹، صص۵ ـ ۶). در ادامه بحث به گوشه‌هایی از روایات پرداخته و می‌توان از لا به لای بیانات حضرت به کارکردهای این روایات مهدوی رسید.

کارکرد

«کارکرد»، ترجمان «واژه فونکسیون» (Function) است که در سلسله مباحث جامعه شناسی، وقتی به دین نسبت داده می‌شود، مقصود معنای عام آن است که شامل خدمات، غایات و اغراض،‌ آثار و تبعات پنهان و آشکار، مقصود و غیر مقصود دین به جامعه می‌شود که قوام، بقا و تعادل آن را در پی دارد (قراملکی، ۱۳۸۲: ص۱۶۲، به نقل از اسکیدمور، تفکر نظری در جامعه‌شناسی، ص۱۴۲).

اما در حوزه مهدی پژوهی در این تحقیق، مقصود از کارکرد مهدویت، مطلق خدمات و آثار مهدی باوری به جامعه بشری است. بواقع منظور، از کارکرد مهدی باوری این است که این اعتقاد در انسان یا جامعه چه اثر و نقش و تحولی را ایجاد می‌کند.

بحث کارکرد، از مباحثی است که به طور گسترده در میان متکلمان با عناوین فواید، و یا آثار ایمان و پیامدها مطرح بوده است؛ اما در دو سده اخیر، طرح مباحثی در خصوص کارکردهای علوم گوناگون، مانند روان‌شناسی و جامعه شناسی، برای کارکردهای دین بدیل و رقیب مطرح شد و دین پژوهان با نگاهی جدید موضوع را تحلیل ‌کردند؛ از این لحاظ می‌توان مدعی شد که بحث کارکرد دین و امکان رقابت با آن، مسأله جدید کلامی است. به هر حال، همان‌طور که کارکرد دین در عرصه‌های فردی و اجتماعی را شاهدیم، آموزه مهدویت به عنوان باوری اعتقادی، هم کارکرد فردی دارد و هم کارکرد اجتماعی. در ادامه مقاله بدان می‌پردازیم.

مهدی باوری

«اعتقاد»، بنیان اصلی زندگی انسان است و آنچه در میدان عمل محقق می‌شود، به ساختار اعتقادی او مربوط می‌گردد. اگر شخص از اعتقادی صحیح و منطقی برخوردار باشد، در عمل، به تناقض، بی‌هدفی و سردرگمی گرفتار نخواهد شد و از همه فرصت‌های عمر، برای ساختن شخصیت انسانی و الاهی اش بهره خواهد گرفت. البته این اعتقاد در حوزه مهدویت، باید سازنده، حرکت آفرین و هویت بخش باشد و در همه فراز و نشیب‌های زندگی، مسیر درست و هموار را برای آدمی بگشاید. منظور ما از مهدی باوری، یعنی اعتقاد به نهضت حتمی رهبری آسمانی، از دودمان پاک نبوی که پیش از پایان جهان، برای نجات آدمیان و تجدید حیات مادی و معنوی آنان، به پاخاسته، بر پهنه زمین چیره می‌گردد. او که «مهدی» لقب دارد، با ایجاد حکومت واحد جهانی، سراسر گیتی را در پرتو تعالیم عدل گستر اسلامی اداره می‌کند، و تباهی ها، نابرابری‌ها، بیدادگری‌ها و نابسامانی‌ها را ریشه کن می‌سازد. این باور در اندیشه شیعه امامیه از جایگاه بسیار رفیعی برخوردار است؛ زیرا مهدی باوری دارای پشتوانه عقلی و نقلی می‌باشد.

کارکردهای مهدی باوری

با توضیحاتی که در خصوص مفاهیم کلیدی مقاله ارائه دادیم، به کارکردهای پدیدار شناسانه از مهدی باوری با تکیه بر آموزه‌های رضوی می‌پردازیم. قابل ذکر است آنچه از کارکردها در این قسمت ذکر شده است، به جهت اهمیت و کلیدی بودن، در فهم این آموزه است و شاید کارکردهای دیگری متصور باشد و طبعاً کارکردها به موارد ذکر شده منحصر نیست.

یک) کارکردهای معرفتی

شیخ صدوق در این باب، دو روایت از امام رضا علیه السلام در کتاب عیون اخبار آورده است: یکی از رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم که فرمودند: «هر کس بمیرد و برایش امامی از فرزندان من نباشد، به مرگ جاهلیت مرده است و به آنچه در جاهلیت و اسلام عمل کرده است، مواخذه می‌شود» (صدوق، ۱۳۷۸: ج۲، ص۵۸).[۱] امام رضا علیه السلام در جای دیگر در ضمن مطالبی به مأمون عباسی چنین مرقوم فرمودند: «کسی که بمیرد و آنان ]امامان[ ‌را نشناسد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است» (همان: ص۱۲۰)؛ و ده‌ها نقل به همین مضمون در منابع روانی فریقین آمده است. حال جای این سؤال وجود دارد که چگونه عدم معرفت به امام در زمان حیات و زندگی با مرگ در جاهلیت مساوی تعریف می‌شود؟

برای تبیین مرگ جاهلی لازم است مطالب ذیل را مورد توجه قرار دهیم:

الف.‌ مرگ جاهلی، ‌نشانه زندگی جاهلانه است؛ چرا که مرگ عصاره حیات است. آن‌که خوب زندگی می‌کند، نیکو می‌میرد و هر که در بدی و جهل به سر می‌برد؛ مرگ بد دارد؛ زیرا مرگ جز چشیدن عصاره زندگی نیست.

ب.‌ زندگی جاهلانه مفهومی کلی است که مصادیق و مراتب متفاوتی دارد؛ از مراتب سطحی و ضعیف تا عمیق. دوره ای در زندگی عرب پیش از اسلام که از آن به دوران جاهلیت یاد می‌شود، سطح نازل آن است (نهج البلاغه، خطبه۲۶).[۲]

ج.‌ در فرهنگ قرآن، معیار حیات جاهلانه یا زیست عاقلانه، پیشرفت در صنعت یا برخورداری از رفاه و ابزار زندگی تجملی نیست. قرآن کریم اقوامی را معرفی می‌کند که با وجود برخورداری از پیشرفت‌های شگرف صنعتی و بهره مندی از رفاه زندگی اجتماعی، تا بدان پایه از جاهلیت پیش رفتند که مستوجب عقاب الاهی و حرمان از رحمت خداوند شدند و سرانجام به هلاکت رسیدند. قوم عاد و ثمود و اصحاب حجر نمونه ای از این مردمان‌اند. قوم عاد با این‌که در صنعت شهرسازی بی‌نظیر بود،‌حیاتی جاهلانه داشت؛ همان طور که امپراتورهای ایران و روم را که نماد رفاه و تمدن آن روزگار بودند، صاحب حیاتی جاهلانه می‌داند.[۳]

د.‌ مرگ جاهلی نشان از حیات جاهلانه دارد و زندگی جاهلی در فرهنگ وحی همسان مرگ است و قرآن کریم کسانی را که جاهلانه می‌اندیشند، زنده نمی‌داند: «لینذر من کان حیّا و یحقّ القول علی الکافرین» (یس: ۷۰). خدای سبحان در این آیه، زنده و کافر را مقابل هم قرار داده نه مومن و کافر را، گویا بر این باور است که انسان یا زنده است، یا کافر. بر این پایه، در فرهنگ وحی، کافر مرده است و از آن‌جا که قرآن کریم، در برابر کافر عنوان زنده و در برابر زنده عنوان کافر را به کار گرفته است، روشن می‌شود که در نگاه قرآن، کافر در حقیقت مرده است و حیات حقیقی تنها از آن اهل ایمان است. این تقابل گرچه به حسب ظاهر مستبعد می‌نماید، در واقع هرگز استبعاد ندارد؛ بلکه از منظر روان‌شناختی و سعه وجودی، ایمان با زندگی، و کفر با مردگی مرزهای مشترکی دارند؛ بلکه منطبق هستند.

ه‍.‌. آن که به مرگ جاهلی از دنیا برود، ‌جاهلانه زیسته است و هر که جاهلانه زندگی کند، ‌از حیات حقیقی بهره ندارد. کسی که امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف خویش را نشناسد و در پرتو خورشید ولایت او قرار نگیرد، زندگی جاهلانه دارد و از حیات انسانی تهی است، گرچه از حیات حیوانی بهره دارد؛ همان‌طور که اگر فردی عالماً و عامداً در برابر حقانیت و حقیقت قرآن خضوع نکند و آن را نپذیرد و کلام الاهی را نشناسد، در فرهنگ قرآن، مرده خوانده می‌شود. کسی که با امام زمان خویش رابطه وَلَوی بر قرار نسازد و ولایت امام زمان خود را نشناسد یا آن را بر نتابد؛ حقیقتاً مرده است و هرگز از زندگی قرآنی که با حیات وَلَوی هماهنگ است، بهره‌ای ندارد (جوادی آملی، ۱۳۷۸: صص۳۰ ـ ۳۶). با توجه به مطالب مذکور می‌توان پیامدهای کارکرد معرفتی مهدی باوری را به شرح ذیل بیان کرد:

۱٫ زمین لحظه ای از حجت خدا خالی نیست (کلینی، ۱۳۶۳: ج۱، ص۱۷۹).[۴]

۲٫ وجود همه جمادات، نباتات و حیوانات و بویژه انسان ها، مدیون وجود حجت الاهی است و اگر حجت خدا نبود، ممتنع بود که حتی گیاهی از زمین رویش پیدا کند.[۵]

۳٫‌ قبول اعمال به پذیرش ولایت اهل بیت مشروط است. اعمال افراد، بدون ولایت عملی مورد قبول واقع نخواهد شد.[۶]

۴٫ حجت خدا در زمین واسطه فیض الاهی است و این بر سنتی الاهی مبتنی است.[۷]

۵٫ شناخت امام و حجت خدا، شناخت خلیفه الاهی است.[۸]

۶٫ امام مهدی عدل قرآن و مصداق ثقل اصغر است و مثل قرآن معادل ندارد (نهج البلاغه، خطبه۲).[۹]

۷٫ شناخت امام مهدی مستلزم توفیق الاهی است و اگر توفیق شناخت حاصل نشود، در گمراهی و ضلالت خواهد بود.[۱۰]

دو) کارکرد اخلاقی – تربیتی

اسلام دین اخلاق و تربیت است و سیره تربیتی و اخلاقی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مؤید این نکته است. بدان جهت این سیره و شیوه، بارها در قرآن مورد ستایش قرار گرفته است[۱۱] و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دارای رفیع ترین سیره فردی و اجتماعی بود. ائمه علیهم السلام هم به عنوان خلفا و جانشینان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، با همین ویژگی اخلاقی در میان مردم شناخته می‌شدند. حال سؤال این است که آیا اعتقاد به مهدویّت و باور به آن می‌تواند چنین کارکرد اخلاقی- تربیتی را داشته باشد یا نه؟

در پاسخ به این سؤال باید گفت: اولاً خود امام مهدی عنصری اخلاقی است؛ چنان‌که پیامبر در مورد ایشان فرمودند: «اشبه الناس بی‌خلقاً و خُلقاً» (صدوق، ۱۴۰۵: ص۲۸۷). یعنی امام مهدی همانند پیامبر از ویژگی‌های اخلاقی ممتازی برخوردار است. لذا در بعد الگو و اسوه بودن، همان‌قدر که قرآن کریم در مورد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تأکید دارد؛ حضرت مهدی علیه السلام هم الگو و اسوه است. بدون شک کارکرد اخلاقی ـ تربیتی باور به مهدویت را بایستی با این دید نگریست.

ثانیاً- برای بررسی کارکرد اخلاقی- تربیتی باور به مهدویت، نیاز است که نسبت به مسأله انتظار نگاهی درست و دینی و منطقی داشته باشیم؛ زیرا اگر انتظار مثبت و سازنده باشد، طبعاً دارای پیامدهای مثبت اخلاقی خواهد بود و اگر انتظار منفی مورد نظر باشد، قهراً بازتاب منفی داشته و بر روی ارزش‌های اخلاقی بشر آثاری مخرب خواهد گذاشت. امام رضا علیه السلام در روایاتی چند به این مسأله پرداختند؛ آن‌جا که فرمودند: «آیا می‌دانی که انتظار فرج، جزئی از فرج است؟» گفتم: نمی‌دانم، مگر این‌که شما به من بیاموزید. ‌فرمود: «آری؛ انتظار فرج، جزئی از فرج است.» (طوسی، ۱۴۱۱: ص۴۵۹ و مجلسی، ۱۴۰۴: ج۵۱، ص۱۳۰). یا در روایت دیگر فرمودند: «چه نیکوست صبر و انتظار فرج! آیا سخن بنده صالح خدا ]ظاهراً شعیب [ علیه السلام را نشنیدی که فرمود: انتظار برید که من هم با شما منتظرم. پس، منتظر باشید که من با شما از منتظرانم؟ بر شما باد به صبر و بردباری؛ چرا که گشایش پس از ناامیدی فرا می‌رسد و به تحقیق کسانی که پیش از شما بودند، از شما بردبارتر بودند» (عطاردی، ۱۴۰۶: ج۱، ص۲۱۷)؛ و روایات دیگر.

دو نکته کلیدی در بیانات نورانی حضرت رضا علیه السلام وجود دارد و آن عبارت است از:

اول: این‌که انسان بدون داشتن انتظار واقعی و مثبت، انتظار فرج و گشایش برایش ممکن نیست؛ زیرا حضرت می‌فرماید: «انتظار فرج، جزئی از فرج است»؛ یعنی فرج بدون انتظار مثبت تحقق پذیر نیست و کلید گشایش امور، انتظار مثبت است.

دوم: مهم‌ترین و اصلی ترین عامل برای ثمر دهی انتظار، صبر و بردباری است، و این باعث تداوم انتظار در انسان می‌شود. اگر انسان منتظر این ارزش اخلاقی را نداشته باشد، نباید برای برآورده شدن انتظارش توقعی داشته باشد. پس، بواقع انتظار امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، به معنای ارتقا دادن ارزش‌های اخلاقی جامعه و بالا بردن ظرفیت‌های تربیتی افراد است.

نکته مهم این است که انحراف و ناهنجاری، در زندگی بشر دارای سابقه‌ای دیرینه است. در قرآن، آمده است که فرشتگان، آفرینش موجود زمینی را مایه خونریزی و فساد در زمین می‌دانستند (بقره: ۳۰)؛ به گونه ای که پس از هبوط حضرت آدم ابوالبشر علیه السلام به زمین، تاکنون شاهد انواع جنایت، فساد، تباهی و انحراف هستیم. از سوی دیگر، پروردگار حکیم هنگام خلقت بشر، خوب و بد را به نفس او الهام کرد: «فالهمها فجورها و تقویها» (شمس:۸).

خداوند در عین این‌که انسان را به وجدان و فطرت متنعم کرد، رسولانی را برای او فرستاد تا به واسطه آنان، سعادت دنیا و آخرتش را در دفتری به نام «دین» در دست وی قرار دهد و انسان بتواند رفتار فردی و اجتماعی خویش را سامان بخشد (مریجی، ۱۳۸۲: صص۳ ـ ۵)؛ امّا برخی از بنی آدم به جای لبیک گفتن به ندای باطنی و فطری خویش، از نفس اماره پیروی کرده و راه انحراف را پیمودند. در این صورت دین افراد متزلزل شده و آنان نمی‌توانند سعادت و کمال خود را تضمین کنند. از این رو، کنترل رفتار فردی و اجتماعی انسان ها، و مراقبت بر آن، امری ضروری است. بنابراین، خداوند علیم و حکیم، دستورها و قوانین خاصی را بیان فرموده است تا افراد جامعه بر یکدیگر نظارت کنند. راه کارهای دینی کنترل اجتماعی، همواره آثار چشمگیر خود را در زمینه مهار جرم و کج روی بر جا نهاده و توجه متفکران علوم اجتماعی را به خود جلب کرده است (سلیمی، ۱۳۸۰: ص۶۹۲).

انتظار فرج، یکی از آموزه‌های دینی به شمار می‌آید که در کنترل ناهنجارهای فردی و اجتماعی و بویژه اصلاح جامعه دارای نقش مهمی است و در واقع برای پاک شدن، پاک زیستن، پویش همیشگی همراه با خودسازی، ساختن دیگران و زمینه سازی برای ایجاد یک مدینه فاضله مهدوی نوعی آمادگی به حساب می‌آید (داوودپور، ۱۳۸۵: ص۲۷۸).

«انتظار، حالتی است نفسانی که آمادگی برای آن چه انتظارش را می‌کشیم از آن برمی‌ آید. یأس و ناامیدی ضد انتظار است. هر قدر که انتظار شدیدتر باشد، آمادگی و مهیا شدن قوی‌تر خواهد بود…» (موسوی اصفهانی، ۱۳۸۱: ج۲، ص۱۵۲).

رشد و توسعه ارزش‌های اخلاق فردی و اجتماعی و تکامل تربیت انسانی در جهان امروز، زمانی شکل می‌گیرد که اندیشه موعود باوری به طور عام و مهدی باوری به طور خاص در زندگی امروزین ما نهادینه گردد تا وعده الاهی، که همان «کمل به اخلاقهم» است (صافی گلپایگانی، ۱۴۱۹: ص۴۸۲)، محقق شود؛ زیرا بر اساس آموزه‌های مهدوی، انسان، محور اصلی برنامه ریزی‌ها، قوانین، علوم و دیگر مسائل جامعه بشری است. اصلاحات و تحولات و انقلاب ها، نخست باید از درون انسان آغاز گردد و سپس به برون جامعه سرایت کند. اقتصاد، سیاست، جنگ، صلح، اخلاق، ارزش‌ها و ضد ارزش ها، خوشبختی و بدبختی، ایثار و خودخواهی، نظم و بی‌نظمی و… همه و همه به انسان باز می‌گردد. بهترین برنامه‌ها و آموزش‌ها، باید به دست انسان‌های شایسته اجرا شود وگرنه سودی نمی‌بخشد و تحولی نمی‌آفریند. بهترین قوانین، بهترین مجریان را می‌طلبد؛ از این رو ساختن انسان و پرورش آن و تربیت اصولی و اساسی افراد انسان، مقدمه اصلی تشکیل هر نظام صالح و انسانی بویژه مدینه فاضله مهدوی است (حکیمی، ۱۳۷۴: ص۲۰۵).

با توجه به توضیحات مذکور می‌توان موارد ذیل را به عنوان پیامدهای کارکرد اخلاقی- تربیتی مهدی باوری بیان کرد:

۱٫ آمادگی شناختی از مقوله انتظار، برای تحقق وعده بزرگ الاهی (کلینی، ۱۳۶۳: ج۲، ص۱۹۸).[۱۲]

۲٫ ایجاد آمادگی عاطفی در خویش نسبت به خواسته‌های مطرح از ناحیه منتظَر که مودت و دوستی امام را به همراه خواهد داشت و دل انسان را از عشق و محبت به حضرت سرشار خواهد کرد.[۱۳]

۳٫ حرکت برای تحول بزرگ اجتماعی، به انسان خود ساخته نیاز دارد؛ انسانی که تربیت یافته نباشد نمی‌تواند با امام خود همراه گردد؛ زیرا مهدی باور، کسی است که نه تنها از حیث نظر به این اعتقاد دست یافته باشد؛ بلکه تلاش دارد به آنچه در عرصه نظری بدان ایمان پیدا کرده است، در صحنه عمل و رفتار حاکمیت بخشد. چنین شیعه ای مورد غفلت امام خویش واقع نمی‌شود (موسوی اصفهانی، ۱۳۸۱: ج۱، ص۴۵۴).[۱۴]

۴٫ همراهی با امام، همراه شدن با رسول و خداوند متعال است و وقتی انسان با خدا همراه شد، از غیرش بی‌نیاز خواهد شد (مجلسی، ۱۴۰۴: ج۵۳، ص۱۷۸).[۱۵]

۵٫ امام فقط ولی و حجت خدا نیست؛ بلکه از نظر اخلاقی برای منتظر، دوست مهربان و برادری شفیق است (حرانی، ۱۴۰۴: ص۳۲۴).[۱۶]

۶٫ امام در فراز و فرود زندگی همراه و شریک در غم و شادی منتظر خود، است (موسوی اصفهانی، ۱۳۸۱: ج۱، ص۴۵۴).[۱۷]

سه. کارکرد اجتماعی

زندگی اجتماعی انسان به دو چیز قوام پیدا می‌کند که نمی‌توان هیچ‌یک را نادیده گرفت: یکی وجود قانون خوب در جامعه است و دیگر حکومتی که وظیفه اصلی آن، اجرای صحیح قانون باشد. لذا نظریه پردازی‌ برای حکومت‌ها و جوامع بشری زمانی موفق خواهد بود که این دو عنصر را در قوام جامعه بشری مورد نظر قرار دهد؛ زیرا هر گروهی در پی به دست آوردن حکومت برای وضع قانون دلخواه خود و اجرای آن براساس اهداف خویش است. اندیشه ای موفق و کار آمد است که بتواند در هر دو عرصه مهم اجتماعی حضور جدی داشته باشد. اسلام عزیز در این زمینه، در مقایسه با سایر ادیان توفیق خوبی داشته، به طوری که ژان‌ژاک روسو در این زمینه می‌گوید: «حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم در این باره براستی نظرات دقیقی داشت و نظام سیاسی استوار و پا برجایی را پی ریزی نمود که… پیوسته در پرتو حکومت جانشینانش استمرار یافت. در این نظام فقط یک حکومت برقرار بود که همه امور اجتماع را سرپرستی می‌نمود» (یوسفیان، ۱۳۹۰: ص۱۸۵). این استمرار حکومت براساس مبانی تفکر امامیه به امر الاهی بوده و همواره باید تداوم داشته باشد تا به آخرین جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است، سپرده شود. البته در بحث کارکرد اجتماعی مهدی باوری بایستی دو جامعه قبل از ظهور و بعد از ظهور از یکدیگر تفکیک کنیم؛ زیرا جامعه، پیش از ظهور به انحطاط اجتماعی آمیخته و دارای مشکلات متعدد فکری، فرهنگی است؛ به طوری که در این آشفته بازار بی‌اعتمادی، دینداری مردم در معرض خطر جدی است، و این را می‌توان در سیمای احادیث وارده از امام رضا علیه السلام به وضوح مشاهده کرد:

امام رضا علیه السلام در ضمن روایات اوضاع جوامع پیش از ظهور را چنین توصیف می‌کند:

۱٫ نگرانی مؤمن در عصر غیبت از ظهور بدعت ها:

امام رضا علیه السلام فرمودند: «زمانی بر مردم می‌آید که قلب مؤمن از درونش آب می‌شود؛ همان‌طور که مس در آتش آب می‌شود و این نیست جز به خاطر بدعت هایی که در دین مشاهده می‌کند و نمی‌تواند آن‌ها را تغییر دهد (طوسی، ۱۴۱۴: ج۲، ص۱۳۲).

۲٫ کم و اندک بودن مؤمنان خالص:

امام رضا علیه السلام فرمودند: «به خدا قسم، آنچه به سوی آن چشم دوخته اید، تحقق پیدا نمی‌کند تا آنکه آزمایش و امتحان شوید و خالص و ناخالص جدا شود و جز اندک و خیلی اندک از شما بر دین باقی نماند» (نعمانی، ۱۳۹۷: ص۲۱۶).

۳٫ از دست رفتن اعتماد بیش‌تر مردم، و انکار وجود حضرت:

در زمان غیبت، گفته می‌شود که او ]امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف [مرده یا کشته شده و یا معلوم نیست به چه راهی رفته است» (مفید، بی‌تا: ص۳۵۶). یا در روایت دیگری امام رضا علیه السلام فرمود: «… ]آن‌قدر غیبت طولانی خواهد شد[ تا آن‌که گفته شود: غایب گردیده و از دنیا رفته است و برخی می‌گویند امامی نیست….» (صدوق، ۱۴۰۵: ج۱، ص۵۱).

تمامی روایات مذکور که از وجود حضرت رضا علیه السلام به ما رسیده است، نشان می‌دهد که دوران پیش از ظهور دورانی پر تلاطم و بی‌ثبات و پر از خطر و ناامنی و هرج و مرج اجتماعی است؛ به طوری که جوامع بشری از حکومت‌های فاسد و ناسالم و قوانین ظالمانه رنج می‌برند. بنیان‌های خانواده سست گردیده و روابط عاطفی انسان‌ها به سردی تبدیل شده است. گسترش فساد اخلاقی در جامعه، همه ارزش‌های اخلاقی دوران پیش از ظهور را تهدید می‌کند، و گاهی این امور ناهنجار در جامعه به هنجار و ارزش تبدیل می‌شود!

در چنین شرایطی، اعتقاد به مهدی باوری می‌تواند منشأ دگرگونی و تحول اجتماعی گردد؛ زیرا بشر از روزی که پای در زمین نهاد، پیوسته در تکاپوی زندگی اجتماعی مطلوب و توأم با سعادت بوده است و اگر این امر تحقق خارجی نداشت، هرگز چنین امیدی در نهاد وی نقش نمی‌بست. این اعتقاد همیشه ما را در عرصه‌های مختلف زندگی، بویژه عرصه‌های اجتماعی حمایت خواهد کرد و می‌تواند بسترساز تغییر و تحول اجتماعی گردد و این تلاش وظیفه‌ا‌ی است همگانی؛ همان‌گونه که حضرت رضا علیه السلام فرمودند: «هرکس در دوران غیبت او ]مهدی[ قرار گرفت، باید تمام تلاشش این باشد که دین خود را به هر قیمتی حفظ کند و آن را رها نکند و به آن پایبند باشد» (همان).

بیش‌ترین تحول را در دوران بعد از ظهور می‌توان نظاره کرد؛ زیرا با مدینه ای با مختصات خاص که اصلاً با دوران قبل از ظهور قابل مقایسه نیست، مواجه‌ایم. در این‌جا به برخی آثار و پیامدهای اجتماعی مهدی باوری بعد از ظهور در نگاه امام رضا علیه السلام می‌پردازیم:

۱٫ اقامه عدل و داد بر گیتی و زدودن ظلم و ستم از آن

امام رضا علیه السلام می‌فرمایند: «یطهر الله به (القائم علیه السلام الارض) من کل جور و یقدّسها من کلّ ظلم… فاذا خرج وضع میزان العدل بین الناس، فلا یظلم احدٌ احداً…؛ خداوند زمین را به دست قائم علیه السلام از هر ستمی پاک گرداند، و از هر ظلمی پاکیزه سازد… آن‌گاه که خروج کند، میزان عدل را در میان مردم نهد، و بدینگونه هیچ کس به دیگری ستمی نمی‌کند» (همان: ج۲، ص۳۷۲).

جمله «میزان عدالت میان مردمان نهاده می‌شود» نکته ارزشمندی را در بر دارد، و آن مشخص شدن حد و مرز و چارچوب عدل و عدالت است. اصول و حد و مرز عدل و عدالت در پاره ای از کلیات امور برای بشر روشن است؛ لیکن حد و حدود آن در بیش‌تر مسائل به طور دقیق مشخص نیست. یکی از مشکلات عمده در راه بشر همین روشن نبودن معنا و مفهوم عدالت و عدل و حد و مرز‌های آن است و هر گروه و مکتبی عدالت را به گونه ای خاص تفسیر می‌کند.

کلام والای امام رضا علیه السلام به همین موضوع اشاره دارد؛ یعنی در دوران ظهور، میزان و معیار شناخت عدالت مشخص می‌گردد و به دست مردمان داده می‌شود و همگان از اصول و فروع عدل در روابط اجتماعی و رفتار فردی آگاه می‌گردند. در پرتو شناختِ دقیق حوزه و مفهوم عدالت و در دست داشتن میزان عدل، زمامداران وظیفه خویش را روشن می‌شناسند، و مردمان نیز رفتار فردی و گروهی خویش را تصحیح می‌کنند، و به اصول عدالت گردن می‌نهند (حکیمی، ۱۳۷۴: صص۴۳ ـ‌۴۴)؛ و این، همان خاستگاه اصلی تصحیح روابط اجتماعی و سامانیابی جامعه است؛ چون عدالت در تارپود جامعه نفوذ می‌کند؛ آن‌گونه که در نقل آمده است: « مهدی، عدالت را همچنان‌که سرما و گرما وارد خانه می‌شود، وارد خانه‌های مردمان می‌کند و دادگری او همه جا را بگیرد.» (مجلسی، ۱۴۰۴: ج۵۲، ص۳۶۲).

۲٫ آباد کردن زمین و گسترش رفاه

اگر عدالت در میان مردم «میزان» قرار گیرد، عمران و آبادی زمین و بهره برداری از امکانات تا سر حدّ امکان محقق خواهد شد. طبق نظر بیش‌تر متخصصان، بسیاری از زمین‌ها قابل عمران و آبادی و کشاورزی و تولید است و بسیاری از آب‌ها استعداد ذخیره شدن و بهره برداری را دارد، و بسیاری از مناطق زمین متروک و رها شده مانده است. در عصر ظهور تمامی این استعدادها به ظهور و بروز می‌رسد (صدوق، ۱۴۰۵: ج۲، ص۳۷۲).

۳٫ تقسیم عادلانه ثروت

در این زمینه باید به دو اصل توجه جدی داشت: یکی برقراری عدالت اجتماعی، یعنی تعادل و توازن در کلیه جریان‌های اقتصادی جامعه که قهراً نظام تولید و توزیع و مصرف را در بر می‌گیرد؛ و دیگر، رعایت اصل مساوات است که باعث تعدیل ثروت‌ها و توزیع یکسان بین توده مردم می‌شود. اگر این دو اصل مورد توجه قرار گیرند، جامعه هیچ‌گاه شاهد نابرابری‌ها و بی‌عدالتی‌ها و نظام طبقاتی فاحش بین مردم نخواهد شد. البته در تقسیم عادلانه ثروت امر مهم دیگری نباید مورد غفلت قرار گیرد و آن «برنامه ریزی درست و جامع» است که بی‌تردید به نظام توزیع ثروت در بین قشرهای مختلف جامعه کمک جدی می‌کند.

۴٫ تطهیر زمین

سیاست‌های عدالت محورانه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و برخورد با ظلم و ستم در یک مقیاس وسیع و گسترده و جهانی است. در این سیاست، فکر غلط منطقه‌ای اندیشیدن، مقطعی دیدن، و برتری نژادی جایی ندارد. در مقابل، بسیاری از حکومت‌های بشری چنین ویژگی‌هایی را دارند. تفکر صحیح عدالت مهدوی باعث می‌شود زمین از لوث هر اندیشه الحادی و غیر الاهی پاک و زمین احیا گردد. حضرت رضا علیه السلام در این زمینه می‌فرمایند: «یُطهّر الله به الارض من کل جورٍ و یقدّسها من کلّ ظلم‎؛ خداوند به وسیله او، زمین را از هر جور و ستمی پاک و پیراسته می‌سازد.» (همان، ص۳۷۱ و قندوزی، بی‌تا: ص۵۳۷).

چهار. کارکردهای سیاسی و مدیریتی مهدی باوری

برون داد اندیشه‌های سکولار، جدایی دین از سیاست و نفی مرجعیت دین در زندگی سیاسی ـ اجتماعی است؛ یعنی در اداره جامعه، هیچ نقشی بر عهده دین نیست؛ زیرا اصول و بنیان‌های فکری سکولاریزم که عبارت باشد از: عقل گرایی (راسیونالیسم)، علم گرایی (تجربه گرایی)، انسان محوری (اومانیسم)، آزادی (لیبرالیسم) هدفی جز جدا کردن انسان از الاهیات وحیانی ندارد (ربانی گلپایگانی، ۱۳۷۹: ص۷۶). این اندیشه اگرچه در بستر فرهنگی غرب و در آغوش مسیحیت ظهور کرده است، به جهان غرب و مسیحیت منحصر نشده، با همه ادیان الاهی، بویژه با اندیشه اسلامی در عرصه‌های فکری، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی بشدت مخالفت می‌کند.

این در حالی است که دین اسلام، جامع و پویاست و با تمام مصادیق پیشرفت و تکامل اجتماعی و فرهنگی کاملاً هماهنگ است و از بدو ظهور، تا کنون با مدیریت صحیح توانسته است تغییرات شگرفی را در زندگی بشر ایجاد کند. روزگاری که دنیای غرب در ظلمت و تاریکی بود، ثمره مدیریت جهانی اسلام، ایجاد تمدن عظیم و با شکوهی بود که قرن‌ها بشر از آن بهره مند بوده است. اسلام دینی است که براساس آموزه‌هایش، پرداختن به امور دنیا و آخرت را توأمان از بشر خواسته، ضمن توجه به عقل و علم تجربی، او را از وحی بی‌نیاز نمی‌داند و در اندیشه دینی برای اومانیست با آن قرائت سکولاریستی جایگاهی وجود ندارد. لذا حضور دین در عرصه زندگی فردی و اجتماعی بشر از واضحات آموزه‌های وحیانی است و هیچ تردیدی در آن وجود ندارد. بر اساس سنّت الاهی، ادامه و استمرار و احیای اندیشه نبوی توسط خاتم الاوصیا، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تداوم پیدا می‌کند، و او علاوه بر این‌که حجت الهی است، یک منجی جهانی با برنامه‌های کلان مدیریتی برای اصلاح ساختارهای ناکارآمد بشری، و احیای ارزش‌های دینی و اخلاقی در سطح جهان است. امام رضا علیه السلام در دو روایتی که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و جدشان، امیرالمؤمنین نقل می‌کند، به این گسترده حکومتی اشاره دارد: «مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شرق و غرب عالم را در اختیار خود می‌گیرد» (یزدی حائری، ۱۳۵۱: ص۱۸۱) نیز در شب معراج خداوند تبارک و متعال به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «او]مهدی[ را مالک شرق و غرب عالم می‌کنم،… سپس حکومت او را استمرار می‌بخشم…» (صدوق، ۱۳۷۸: ج۱، ص۲۰۴). تحلیل روایت آن است که بی‌شک حکومت دین سالار مهدوی، نه تنها مردمی و جهانی به شمار می‌آید؛ بلکه «امری جدید» است که کل گستره آفرینش را در بر خواهد گرفت و سرآمد تمام مکتب‌ها و نظام‌های فکری و سیاسی جهانی و مرحله فرجامین و بهین‌ترین آن‌ها خواهد شد؛ زیرا هراس، ناامنی و بی‌عدالتی گسترده قبل از ظهور، نشان از ناکارآمدی و به بن‌بست رسیدن همه نظام‌های بشری دارد و لیبرال دموکراسی (حکومت سکولار) نیز از شمول این قاعده مستثنا نیست،… در عصر مهدوی، جهان با احیای اسلامی جدید و نوسازی دینی مواجه خواهد شد» (اخوان کاظمی، ۱۳۸۵: ج۱، ص۱۸۲).

لذا می‌توان گفت در عرصه دین پژوهی، کارکرد حکومتی و مدیریتی دین‌سالار مهدوی در زندگی بشر، بسیار قابل توجه است. اگرچه برخی مدعی‌اند که دین در این عرصه هیچ نقشی ندارد و یا عده ای بر آنند که نقش حداقلی و فردی به آن بدهند و مهدویت را نسبت به ابعاد اجتماعی و مسائل کلان مدیریتی بیگانه تصور کنند؛ در عین حال، متفکران نیک‌اندیش با توجه به روایات و آیات، نقش و کارکرد دین را در همه عرصه‌های زندگی فردی و اجتماعی انسان، سازنده و تکامل آفرین دانسته اند؛‌ بویژه اعتقاد و باور به آخرین دولت الاهی که توسط حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف تأسیس خواهد شد و دولت او سرآمد همه نظام‌ها خواهد بود؛ همان‌گونه که در روایت آمده است: «دولت ما آخرین دولت هاست و هیچ خاندان صاحب دولتی نمی‌ماند، مگر این‌که پیش از حکومت ما به قدرت می‌رسند تا وقتی شیوه ما را دیدند، نگویند ما نیز اگر به قدرتی می‌رسیدیم، مانند اینان رفتار می‌کردیم و این همان سخن خدای تعالی است که می‌فرماید: و عاقبت برای پرهیزگاران است» (صدر، ۱۴۱۲: ص۲۸۲).

لذا آثار و پیامد مثبت دولت مهدوی را می‌توان در مقایسه با اندیشه سکولار این‌گونه بیان کرد:

۱٫‌ استفاده از تمام ظرفیت بشری با تأکید بر اندیشه دین‌سالار، به خلاف اندیشه سکولاریسم که تفکری است با اصالت فرد گرایانه و غلبه قدرت نفسانی.

۲٫‌ خدامحوری در حکومت مهدوی باعث پیوند دین و سیاست خواهد شد؛ بر خلاف اندیشه انسان محورانه که دین و سیاست ابزاری در دست انسان خواهد شد و به عبارتی واضح‌تر، دین در تفکر اومانیسم، ابزاری در دست سیاست انسانی خواهد شد.

۳٫‌ سیطره و غلبه اسلام بر کل هستی و محو و نابودی شرک و بت پرستی، یعنی نفی هر گونه تساهل و تسامح لیبرالیستی در اداره جهان؛ البته با تأکید بر اندیشه سمحه و سهله دینی.

۴٫‌ حاکمیت حجت الاهی که عنصری معصوم و منزه از گناه و دارای علم گسترده افاضی الاهی، و بسترساز نهادینه شدن ارزش‌ها و توجه به همه ابزارهای معرفتی بشر می‌باشد؛ بر خلاف سکولاریزم که بر عقل گرایی (ابزاری) و تجربه گرایی تکیه دارد.

۵٫‌ غلبه خواست و اراده الاهی بر خواست‌های انسان گرایانه؛ بر خلاف تفکر مردم سالاری صرف و منهای دین (مردم سالاری دینی).

۶٫‌ پایه‌های حکومت مهدوی، عدالت، نجات، کمال و سعادت بشری است؛ در حالی که اندیشه‌های سکولار دارای اهداف حداقلی و انسانی صرف است.

۷٫‌ خالی بودن از هر نوع تفکر نژاد پرستانه و قومیت نگر و ملی گرایانه؛ در حالی که در حکومت‌های سکولار ملاک‌های موجود عبارتند از: برتری ثروت، نژاد، رنگ و ملیت و ملاک‌های از این ‌نوع.

پنج- کارکردهای تاریخی

مهدویت از بدو طرح در جهان اسلام، با آموزه‌های وحیانی به همراه بشارت‌های نبوی، بر افکار و اندیشه‌های مسلمانان در طول تاریخ تأثیری فراوان گذاشت. مهدی باوری از دو جهت تاثیر گذار بود: جهت اول، نقش مثبت و سازنده نسبت به آینده و مطلوب دیدن آینده تاریخ جهان اسلام و این‌که این اندیشه روزی فراگیر خواهد شد، و همه تلاش‌های پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصومین روزی در بستر تاریخ تحقق پیدا خواهد کرد و هستی در پرتو اندیشه‌های مهدوی هویت خواهد یافت و حتی جریان‌های فکری، فرهنگی، و سیاسی…. جهان اسلام را هدایت خواهد کرد و تابلویی الهام بخش برای همه نهضت‌های تاریخی خواهد بود. این آموزه همیشه تاریخ در نسل‌های مختلف، مثل خونی حیات بخش در میان آن‌ها ساری و جاری خواهد شد.

جهت دیگر، که روی دیگر سکه مهدی باوری است، استفاده گروهی سود جو و فرصت طلب است که با دخل و تصرف نابجا و تأویل غیر عقلانی آموزه‌های آن، در اعتقادات مردم انحراف ایجاد کرده و در صدد آسیب رساندن به این اندیشه پویای دینی بر خواهند آمد. شاهد آن، ایجاد فرق و انشعابات درونی در تفکر تشیع است؛ مثل فرقه‌های کیسانیه، زیدیه، ناووسیه و بویژه فرقه واقفیه که با امامت علی بن موسی الرضا علیه السلام معاصر می‌باشد.

کشی در رجال خود می‌نویسد: «در هنگام محبوس بودن حضرت امام موسی کاظم علیه السلام دو وکیل او در کوفه سی هزار دینار بابت سهم امام از شیعیان آن حضرت جمع آوری کردند و چون امام در زندان بود با آن پول برای خود خانه‌ها و چیزهای دیگر خریدند. وقتی که خبر مرگ امام را شنیدند، برای این‌که پول‌ها را پس ندهند، با کمال بی‌شرمی منکر مرگ امام موسی کاظم علیه السلام شدند و درباره او درنگ و توقف کردند. از آن جهت پیروان ایشان را «واقفیه» گویند (مشکور، ۱۳۷۲: ص۴۵۵).

به هر حال، با مطالعه و بررسی در تاریخ اسلام ملاحظه می‌شود که از مسأله مهدویت، افراد و گروه‌ها برای رسیدن به اهدافشان در سه جهت استفاده کردند:

یکی، قیام‌ها و نهضت هایی که به نام منجی و مهدی به وقوع پیوسته است.

دوم، مدعیان مهدویت و بابیت و یا کسانی که دیگران، آنان را مهدی!!! قلمداد می‌کردند.

سوم، تلاش امامان معصوم علیهم السلام در بیان مفهوم صحیح مهدویت و معرفی مصداق واقعی آن برای مردم. در میان این سه جهت، عمده‌ترین کار را می‌توان تلاش برای برملا کردن نقشه فرقه گرایان و مدعیان دروغین و نهضت‌های جعلی مهدویت با تبیین مفهوم صحیح آن دانست.

امام رضا علیه السلام در برابر این جریان انحرافی، دو مسئولیت را بر عهده گرفتند: یکی مبارزه با جریان واقفیه و افشاگری توطئه با مناظره‌ها و جلسات علمی، و استدلال به روایات نبوی و ائمه علیهم السلام؛ و دیگری معرفی مصداق واقعی مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با شیوه‌های مختلف.

امام رضا علیه السلام توجه ویژه‌ای به مسأله مهدی باوری در میان شیعیان داشتند و با روایات متعدد به تبیین ظهور فرزندش، مهدی پرداختند، که ذیلاً به برخی از این روایات اشاره می‌شود:

۱٫ «پدر و مادرم فدای ]او باد که[ همنام جدم، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و شبیه به موسی بن عمران است که از روشنایی انوار قدس روشنی می‌گیرد» (صدوق، ۱۴۰۵: ص۱۱۴). [۱۸]

۲٫‌ از حضرت سؤال شد: «مراد از قائم در خاندان شما چه کسی است؟» حضرت فرمود: «…کسی که خداوند، زمین را به واسطه او از هر گونه ظلم و ستم پاک می‌کند. او کسی است که در مورد ولادتش شک و تردید می‌شود او کسی است که قبل از قیامش غیبت خواهد کرد. وقتی ظهور کند، زمین را به نورش روشنایی می‌بخشد، و عدل و داد را بین مردم میزان قرار می‌دهد پس کسی به دیگری ظلم نمی‌کند…» (همان، ص۳۷۱ و قندوزی، بی‌تا: ص۵۳۷).[۱۹]

۳٫‌ همچنین به ریان بن صلت فرمودند: «با او ]مهدی[، عصای موسی و انگشتر سلیمان است. او چهارمین فرزندم است که خداوند او را تا زمانی که بخواهد، در پناه خود نهان نموده است. پس از آن، وی را آشکار کند و زمین را پر از عدل سازد. آن گونه که از جور و ستم پر شده بود.» (صدوق، ۱۴۰۵: ص۴۷۶).

۴٫‌ عبدالسلام بن صالح هروی می‌گوید: از‌ «دعبل بن علی خزاعی شنیدم که می‌گفت: برای مولایم رضا علیه السلام قصیده ای را انشا نمودم».[۲۰]

در این هنگام، حضرت به شدت گریست. پس، سر برداشته و فرمود: ای خُزاعی! این روح القدس بود که این دو بیت را بر زبان تو جاری نمود. آیا می‌دانی این امام]که در این دو بیت به او و خروجش اشاره کردی[ کیست و چه زمانی خروج می‌کند؟ گفتم: خیر، ای مولای من! جز این که شنیده ام، امامی از شما خروج می‌کند که زمین را از فساد پاک کرده و آن را پر از عدل می‌سازد. فرمود: ای دعبل! امام بعد از من، محمد، فرزندم و بعد از محمد، فرزندش، علی و بعد از علی، فرزندش، حسن و بعد از حسن، فرزندش، حجت قائم منتظَر است که در زمان غیبتش مورد انتظار و در هنگام ظهورش مورد اطاعت است…. اما این که چه زمانی قیام می‌کند، این خبر دادن از وقت است. همانا پدرم، از پدرش، و او از پدرانش روایت نموده است که به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم گفته شد: ای رسول خدا! چه زمانی قائم از ذریه تو قیام می‌کند؟ فرمود: مَثَل آن مَثَل قیامت است که خداوند درباره آن فرموده است:

لایُجلّیها لوقتها الّا هو ثقلت فی السموات و الارض لا أتیکم الّا بغتهً (پورسیدآقایی و همکاران، ۱۳۷۹: صص۱۶۱ ـ ۱۶۲).

کارکرد تاریخی مهدوی باوری را می‌توان چنین بیان کرد:

۱٫ شناخت شگردها و راه‌های فریب مدعیان دروغین در عصر غیبت، بویژه غیبت کبرا؛

۲٫ تبیین هشدارهای معصومین علیهم السلام برای گذار همراه با سلامت دینداران در بستر تاریخ؛

۳٫ دشمن شناسی و مطالعه در نقشه‌های صاحبان قدرت و مستکبران برای جلوگیری از افتادن در دام‌های شیطانی؛

۴٫ مطالعه ویژه در ماهیت قیام‌ها در بستر تاریخ درجهان، بویژه جغرافیای جهان اسلام برای بازشناسی نهضت‌های بستر ساز ظهور از نهضت‌های جعلی و دروغین؛

۵٫ استفاده از منابع صحیح و معتبر در تحلیل وقایع تاریخی.

نتیجه

جوهره کارکرد مهدی باوری، تحقق وعده الاهی و حاکمیت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر کل هستی و بسط و گسترش آموزه‌های وحیانی اسلام در گستره ارض است و برآیند آن تحقق ظهور حق در زمین خواهد بود و این نکته روح حاکم بر آموزه‌های مهدوی است و قابل انکار نمی‌باشد.

امام رضا علیه السلام در این زمینه می‌فرماید: «هو الذی ینادی مناد من السماء یَسْمَعُهُ جمیع اهل الارض بالدّعاء الیه یقول: اَلا ان حجّه الله قد ظهر عند بیت الله فاتّبعوه فان الحقّ معه و فیه؛ او کسی است که منادی از آسمان برای او، خطاب به همه اهل زمین می‌گوید: آگاه باشید همانا حجت الاهی نزد خانه خدا آشکار شد و از او پیروی کنید که حق با او و در اوست.» (صدوق، ۱۴۰۵: ج۲، ص۳۷۲).

شبیه روایت مذکور در منابع عامه و خاصه، از پیامبر نقل شده است که فرمود: «یخرج المهدی و علی رأسه غمامه فیها منادٍ ینادی هذا المهدی، خلیفه الله فاتبعوه؛ هنگامی که امام مهدی علیه السلام قیام کنند، روی سر ایشان قطعه ابری است که ندا کننده‌ای در آن است که ندا می‌کند: این همان مهدی است که خداوند بشارت داده که خلیفه خدا است. پس، از او تبعیت و پیروی نمایید.» (نعمانی، ۱۳۹۷: ص۱۰؛ خزاز قمی، ۱۴۱۰: ص۱۵۱؛ ابن حنبل، بی‌تا: ج۵، ص۲۷۷ و حاکم نیشابوری، بی‌تا: ج۲، صص۵۰۲ و ۶۴۶).

در هر دو روایت تبعیت مطلق از امام آمده و هیچ قیدی در آن لحاظ نشده است و جالب توجه این است که به محض این‌که شخصی به ظهور توجه پیدا کرد، باید این حرکت و آمادگی در تبعیت مطلق از امام شروع شود، و توجه می‌دهد که آمادگی قبل از ظهور یک ضرورت است؛ چرا که اگر آمادگی قبل از ظهور نباشد، چه بسا باعث غفلت شود و شخص از قافله حق عقب بماند و عقب‌ماندگی و یا جدایی از حضرت، طبعاً خسران دنیا و آخرت را به دنبال دارد؛ زیرا به فرموده حضرت رضا علیه السلام: «فان الحق معه و فیه»؛ امام عصر محور حق است، و حق از او جدا نمی‌شود. حق و امام مهدی علیه السلام قرین یکدیگرند؛ بلکه خود حضرت حق است، و حقّ در او تجلّی یافته است و یا در روایتی ـ که سابقاً‌ گذشته ـ تاکید شده بود که «هو القائم بالحق» (صدوق، ۱۴۲۶: ج۲، ص۶۸)؛ قیام‌اش به حق خواهد بود؛ یعنی حرکتی در این قیام مشاهده نمی‌شود که بیرون از دایره حق قرار گیرد. حال که «الحق معه و فیه» و این‌که «قیام او به حق» خواهد بود، نمی‌توان تصور کرد چنین اندیشه‌ اصیل که دارای پشتوانه و مبانی مستحکمی است، بدون کارکرد باشد، و این، یعنی تحقق همه کارکردهای مهدی باوری و آن نوید تجلّی حق و حق مداری در گستره زمین است که در پرتو آن، همه هستی، اعم از جمادات، نباتات و حیوانات بویژه انسان‌ها سامان می‌یابند.
کتابنامه

قرآن کریم.

۱٫ نهج البلاغه.

۲٫ ابطحی اصفهانی، سید محمد باقر، جلوه‌های مهدوی در کلمات رضوی،‌ ترجمه سید محمد سجادی اصفهانی، قم: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، چاپ اول، ۱۳۹۰ ش.

۳٫ ابن حنبل، احمد، مسند احمد، بیروت: دارالصادر، بی‌تا.

۴٫ اخوان کاظمی، بهرام، آموزه‌ مهدویت و لیبرال دموکراسی، مجموعه مقالات دومین همایش دکترین مهدویت،‌ ج۱، قم: مؤسسه آینده روشن، چاپ اول، ۱۳۸۵ش.

۵٫ پورسید‌ آقایی و همکاران، تاریخ عصر غیبت، قم: انتشارات حضور، چاپ اول، ۱۳۷۹ش.

۶٫ جوادی آملی،‌ عبدالله، امام مهدی موعود موجود، قم: نشر اسراء، چاپ اول، ۱۳۸۷ش.

۷٫ حاکم نیشابوری، حافظ ابی عبدا…، المستدرک علی الصحیحین، بیروت: دارالمعرفه، بی‌تا.

۸٫ حرانی، حسن بن علی بن حسین بن شعبه، تحف العقول، تصحیح علی اکبر غفاری، قم: انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.

۹٫ حکیمی، محمد، عصر زندگی،‌ قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۷۴ش.

۱۰٫ خزاز قمی، علی بن محمد، کفایه الاثر فی نص علی الائمه الأثنی عشر، قم: انتشارات بیدار، ۱۴۰۱ق.

۱۱٫ داودپور، مرتضی، نقش انتظار در کاهش ناهنجاری اجتماعی، مجموعه مقالات دومین همایش دکترین مهدویت، ج۱، قم: موسسه آینده روشن، چاپ اول، ۱۳۸۵ش.

۱۲٫ ربانی گلپایگانی، علی، ریشه‌ها و نشانه‌های سکولاریزم، تهران: موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، چاپ اول، ۱۳۷۹ش.

۱۳٫ سلیمی، علی؛ داوری، محمد، جامعه شناسی کج روی، قم: پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۰ش.

۱۴٫ شاکری، روح ا…، مهدویّت در چشمه سار رضوی، فصلنامه انتظار موعود، شماره۳۳، پاییز و زمستان ۱۳۸۹ش.

۱۵٫ صافی گلپایگانی، لطف ا…، منتخب الاثر، قم: انتشارات حرم حضرت معصومه علیهاالسلام، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.

۱۶٫ صدر، سیدمحمد، تاریخ مابعد الظهور، بیروت: دارالتعارف للمطبوعات، ۱۴۱۲ق.

۱۷٫ صدوق، محمد بن علی بن حسین، عیون اخبار الرضا، دو جلدی،‌ تهران: انتشارات جهان، ۱۳۷۸ش.

۱۸٫ ــــــ، عیون اخبار الرضا، بیروت: مؤسسه اعلمی للمطبوعات، ۱۴۲۶ق.

۱۹٫ ــــــ، کمال الدین و تمام النعمه، قم: انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، ۱۴۰۵ق.

۲۰٫ طوسی، محمد بن حسن، امالی، قم: دارالثقافه، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.

۲۱٫ ـــــــ، الغیبه، قم: بنیاد معارف اسلامی، ۱۴۱۱ق.

۲۲٫ عطاردی، عزیزا…، مسند امام رضا علیه السلام، مشهد: آستان قدس رضوی، ۱۴۰۶ق.

۲۳٫ فقیه ایمانی، مهدی، مهدویّت از دیدگاه نهج البلاغه، قم: دبیرخانه دائمی اجلاس حضرت مهدی، چاپ اول، ۱۳۸۵٫

۲۴٫ قدردان قراملکی، محمدحسن، کارکرد دین در انسان و جامعه، فصلنامه قبسات، شماره۲۸، تابستان ۱۳۸۲ش.

۲۵٫ قندوزی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع الموده، بیروت: موسسه الاعلمی للمطبوعات، بی‌تا.

۲۶٫ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، تحقیق علی اکبر غفاری، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۳ش.

۲۷٫ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت: دارالوفاء، ۱۴۰۴ق.

۲۸٫ مریجی، شمس ا…، تبیین جامعه شناختی واقعه کربلا، قم: مؤسسه آموزشی ـ پژوهشی امام خمینی(ره)، ۱۳۸۲ش.

۲۹٫ مشکور، محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامی، مشهد: آستان قدس رضوی، چاپ دوم، ۱۳۷۲ش.

۳۰٫ مفید، محمد بن محمد نعمان،‌ الارشاد، قم: مکتبه بصیرتی،‌ بی‌تا.

۳۱٫ موسوی اصفهانی، محمدتقی، مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم، دو جلدی، ترجمه سید مهدی حائری قزوینی، قم: ایران نگین، چاپ اول، ۱۳۸۱ش.

۳۲٫ نعمانی، ابی عبدالله محمد بن ابراهیم،‌ الغیبه، تهران: مکتبه الصدوق، ۱۳۹۷ق.

۳۳٫ یزدی حائری، علی، الزام الناصب، تهران: بی‌نا، چاپ اول، ۱۳۵۱ش.

یوسفیان، حسن، کلام جدید، قم: مؤسسه آموزشی ـ پژوهشی امام خمینی، چاپ اول، ۱۳۹۰ش.

[۱]. «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته الجاهلیه».
[۲]. «و انتم معشر العرب علی شر دین و فی شر دار، منیخون بین حجاره خُشْن و…».
[۳]. قرآن در سوره فجر آیات ۸-۱ به وصف شهرسازی قوم عاد می‌پردازد؛ آن‌جا که می‌فرماید: «اِرَمَ ذات العماد * التی لم یخلق مثلها فی البلاد» و در مورد قوم ثمود می‌فرماید: «و ثمود الذین جابواالصخر بالواد» (فجر: ۹) و در مورد اصحاب حجر می‌فرماید: «و کانوا ینحِتون من الجبال بیوتاً امنین» (حجر: ۸۲).
[۴]. قال علی بن موسی الرضا علیه السلام: «لَوْ خلتِ الارض طرفه عینٍ من حجهٍ لساخَت بأهلها».
[۵]. امام سجاد علیه السلام می‌فرماید:‌ «و بنا ینشر الرحمه و تخرج برکات اهل الارض…».
[۶]. امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «لایقبل الله من العباد عملاً الّا بمعرفتنا».
[۷]. دعای عدیله: «بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبت الارض و السماء»؛ و یا زیارت جامعه کبیره: «بکم فتح الله و بکم یختم و…».
[۸]. «پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرمایند:‌«یخرج المهدی و علی رأسه غمامه فیها منادٍ ینادی هذا المهدی، خلیفه الله فاتبعوه».
[۹]. «لایقاس بآل محمد من هذه الامه احد».
[۱۰]. «… اللهم عرفنی حجتک فانّکَ ان لم تعرفنی حجتک ضللتُ عن دینی».
[۱۱]. آیاتی نظیر «انک لعلی خلق عظیم» و: «لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه» و ….
[۱۲]. «اعرف امامک فانک اذا عرفته لم یضرّک، تقدم هذالامر او تأخر».
[۱۳]. «بموالاتکم علّمنا الله معالم دیننا و اصلح ما کان فسد من دنیانا» (مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره).
[۱۴]. امام رضا علیه السلام می‌فرماید: «ولایغیب عنّا احد من شیعتنا».
[۱۵]. امام مهدی علیه السلام می‌فرماید: «… لان الله معنا فلا فاقَهَ بنا الی غیره و الحق مَعَنا فلایُوحشنا مَن قعد عناً».
[۱۶]. امام رضا علیه السلام فرمود: «… الامام الامین الرفیق، و الاخ الشقیق و…».
[۱۷]. امام رضا علیه السلام می‌فرماید: «ما من شیعتنا و لایَغْتَنِمَ الّا اِغْتَمْنا لِغَمِه، ‌و لا یَفْرَح الّا فَرْحَنا لِفَرجه».
[۱۸]. ‌«بأبی و امی سمی جدی رسول الله و شبیه موسی بن عمران یتوقد من شعاع ضیاء القدس».
[۱۹]. «…یطهر الله به الارض من کل جور و یقدسها من کل ظلم. هوالذی یشک الناس فی ولادته و هو صاحب الغیبه قبل خروجه. فاذا خرج اشرقت الأرض بنوره و وضع میزان العدل بین الناس فلا یظلم أحد أحداً …».
[۲۰]. «خروج امام لامحاله خارج          یقوم علی اسم الله و البرکات// یمیّز فینا کلّ حق و باطل و یجزی علی النعماء و النقمات».

درباره نویسنده