مقالات

واکاوی در هویت و زندگی مادر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

واکاوی در هویت و زندگی مادر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
محمد شهبازیان* و نعمت‌الله صفری فروشانی**

چکیده

این مقاله با هدف واکاوی جامع و نو در روایات مربوط به زندگانی مادر امام عصر علیهاالسلام، نگارش گردیده است. پس از بررسی روایت‌های موجود در منابع اهل سنت و شیعه و جمع آوری تمام گزارش‌های تاریخی و روایات، اعم از روایات ضعیف و معتبر، نتیجه مطالعات حاکی از آن است که ایشان کنیزی دارای کمالات روحی والا بوده وبه عنوان محبوب ترین کنیز، در خانه حکیمه، دختر امام جواد علیه السلام تحت تربیت دینی قرار گرفته است. همچنین از منابع به دست می‌آید که ایشان در جریان محافظت از جان امام مهدی علیه السلام نقش ویژه‌ای داشته و پس از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام در قید حیات بوده و بیش از سی سال زندگی نموده است.

در این مقاله تمرکز بر اعتبار سنجی روایات نبوده است و تنها در برخی گزارش‌ها و روایات معارض به بررسی اسناد پرداخته ایم، تا بتوانیم نظر برگزیده را به دست آوریم.

کلید واژه‌ها: نرجس، حکیمه، صقیل، مادر امام زمان علیهاالسلام.
مقدمه

منابع تاریخی، کم‌تر به بررسی زندگی مادران ائمه علیهم السلام و خصوصیات آن‌ها پرداخته و در مورد برخی از این بزرگواران گوشه هایی از حوادث را بازگو نموده‌اند. در میان مادران ائمه علیهم السلام، به دلیل حساسیت تولد حضرت مهدی علیه السلام و لزوم مخفیانه بودنش، مطالب اندک و گاهی مبهم و متناقض در مورد مادر ایشان علیهاالسلام دیده می‌شود. اما محققان عرصه مهدویت، تلاش نموده‌اند تا با گرد آوری این مطالب از لابه‌لای متون، تصویری مشخص از زندگانی ایشان نشان دهند.

در منابع کهن شیعی، همچون الکافی، کلینی (۳۲۹)؛ الهدایه الکبری، حسین بن حمدان (۳۳۴)؛ [۱] الغیبه، نعمانی (۳۶۰)، کمال الدین وتمام النعمه، شیخ صدوق (۳۸۱)؛الارشاد، شیخ مفید (۴۱۳) و کتاب الغیبه (الغیبه)، طوسی (۴۶۰) و در میان منابع اهل سنت، کتاب‌هایی مانند الفصل فی الملل والاهواء و النحل، ابن حزم (۴۵۶) و تاریخ الاسلام ذهبی (۷۴۸)؛ به زندگانی این بانوی بزرگوار اشاره‌ای گردیده و زمینه‌ای برای محققین معاصر به ارث گذارده‌اند.[۲]

اگر بنا بر نظر استاد جلالی حسینی، کتاب تاریخ اهل بیت علیهم السلام را از ابن ابی الثلج (۳۲۲) دانسته (ابن ابی الثلج، ۱۴۱۰: مقدمه) و همچنین تاریخ وفات حسین بن حمدان را ۳۴۴ بدانیم، نظر آقای جاسم حسین که اولین منبع در معرفی نرجس خاتون را کتاب اثبات الوصیه می‌داند[۳] (جاسم، ۱۳۷۷: ص۱۱۴)؛ قابل نقد بوده وکتاب تاریخ اهل البیت علیهم السلام و الهدایه الکبری از اولین منابع ذکر نام ایشان است[۴] (ابن ابی الثلج، ۱۴۱۰: ص۱۲۵).

البته این نقد زمانی به جاسم حسین وارد است که تالیف کتاب اثبات الوصیه را به مسعودی شیعی نسبت دهیم.

در صورتی که برخی از محققان بنابر شواهدی، این کتاب را گرد آوری دو رساله مستقل نگارش شده در وصایت ائمه علیهم السلام و اثر شلمغانی و علی بن محمد بن زیاد صیمری می‌دانند[۵]و با توجه به این‌که صیمری از اصحاب امام هادی علیه السلام بوده (برقی، ۱۳۴۲: ص۵۹)؛ و شلمغانی نیز کتاب‌های معتبر خود از نظر عقیدتی را قبل از سال ۳۱۲ هـ.ق نگارش نموده (طوسی، ۱۴۱۱: ص۴۱۰)؛ اثبات الوصیه از منابع کهن و اولیه محسوب می‌گردد.

اگر چه تلاشی در خور تحسین از طرف محققان صورت گرفته است، بررسی جامع روایات، واکاوی مجدد متون و اشاره به منابع کهن و دسته بندی آن ها، تحقیقی تفصیلی و دوباره را طلب می‌کرد. لذا در این نوشتار، تلاش گردیده تا با روش توصیفی ـ تحلیلی و استفاده از منابع اصلی، به کاوش تمام روایات فریقین (اعم از ضعیف ومعتبر) بپردازیم.

هنگام بررسی زندگانی این بانو، به داستان اسارت ایشان و رومی بودنشان اشاره‌ای نشده؛ چراکه این مطلب نیازی به واکاوی جدی داشته و خود مقاله‌ای مستقل را می‌طلبد.

نام مادر امام زمان علیه السلام در منابع کهن

بنابر گزارش‌های وارد شده در منابع مختلف، نامگذاری و اشاره به مادر امام مهدی علیه السلام و تولد موعود، سابقه‌ای بس طولانی داشته و علاوه بر اشاره امیر المومنین، علی علیه السلام (نعمانی، ۱۳۹۷: ص۲۲۹). و بیان نام توسط امام باقر (ابن بابویه، ۱۳۷۸: ج۱، ص۴۱) و امام صادق علیهماالسلام (اربلی، ۱۳۸۱: ج۲، ص۴۷۵)؛ جابر بن عبدالله انصاری نیز از فاطمه زهرا علیهاالسلام روایتی در معرفی نام او ذکر می‌کند (ابن بابویه: ۱۳۷۸: ج۱، ص۴۱). با توجه به گزارش شیخ مفید، برخی ویژگی‌های این بانو برای خلیفه دوم نیز آشنا بوده و از آن اطلاع داشته است. علی علیه السلام بنا بر درخواست خلیفه دوم ایشان را چنین معرفی نموده‌اند:

فَرَوَى عَمْرُو بْنُ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ‏ سَأَلَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع فَقَالَ أَخْبِرْنِی عَنِ الْمَهْدِیِّ…..قَالَ فَأَخْبِرْنِی عَنْ صِفَتِهِ قَالَ هُوَ شَابٌّ مَرْبُوعٌ حَسَنُ الْوَجْهِ حَسَنُ الشَّعْرِ یَسِیلُ شَعْرُهُ عَلَى مَنْکِبَیْهِ وَ یَعْلُو نُورُ وَجْهِهِ سَوَادَ شَعْرِ لِحْیَتِهِ وَ رَأْسِهِ بِأَبِی ابْنُ خِیَرَهِ الْإِمَاء؛

جابر جعفی گوید: از امام باقر علیه السلام شنیدم که فرمود: روزی خلیفه دوم از امیر مومنان، علی علیه السلام پرسید: در مورد صفات مهدی علیه السلام به من اطلاعاتی بده؟ علی علیه السلام فرمود: جوانی است خوش قامت، با مو و چهره‌ای زیبا. درخشندگی چهره‌اش، سیاهی موی سر و ریشش را تحت الشعاع قرار می‌دهد. پدرم به فدای فرزند بهترین کنیزان باد! (مفید، ۱۴۱۳: ج۲، ص۳۸۲ و طوسی، ۱۴۱۱: ص۴۷۰).[۶]

متون کهن شیعی وسنی، نام ایشان را با عناوین متفاوت ذکر کرده‌اند. می‌توان از کهن ترین منابع شیعی از کتاب تاریخ اهل البیت علیهم السلام، ابن ابی الثلج نام برد که از ایشان چنین یاد می‌کند:

امّ الخلف‏ القائم علیه السلام: صقیله.[۷] و یقال: حکیمه. و یقال: نرجس، و یقال: سوسن. قال ابن همّام: حکیمه، هی عمّه أبی محمّد، و لها حدیث بولاده صاحب الزمان، و هی روت أنّ امّ الخلف اسمها نرجس؛

نام مادر امام عصر علیه السلام، صقیله[۸] است وبرخی به نام حکیمه و برخی دیگر نرجس و دیگرانی سوسن خوانده‌اند. ابن همام می‌گوید: حکیمه، عمه امام حسن عسکری بوده است که حدیث ولادت مهدی علیه السلام را نقل کرده است و حکیمه مادر مهدی علیه السلام را نرجس نامیده است (ابن ابی الثلج، ۱۴۱۰: ص۱۲۵).

ابن خشاب حنبلی[۹] نیز در کتاب خود سخنان مذکور را تکرار کرده؛ اما برخلاف ابن ابی الثلج، گزارش‌های خود را بر ذکر سند مبتنی نموده که بر اهمیت نقل او می‌افزاید.

او در روایتی به طریق جراح بن سفیان از امام صادق علیه السلام، نام مادر آن حضرت را صیقل ذکر نموده و از طریق ابوبکر زراع[۱۰]، و در بیانی دیگر از طریق محمد بن موسی طوسی از بعض اصحاب تاریخ، نام او را حکیمه؛و بنا بر گزارشی دیگر نام او را نرجس و سوسن بیان کرده است (جمعی از علما، ۱۴۲۲: ص۵۰ و أربلی، ۱۳۸۱: ج۲، ص۴۷۵).

علاوه بر نام‌های مذکور برخی از کتاب‌ها از نام ریحانه و مریم دختر زید نیز برای ایشان استفاده کرده‌اند (ابن بابویه، ۱۳۹۵: ج۲، ص۴۳۲ و خصیبی، ۱۴۱۹: ص۳۲۸).

باید به این نکته توجه کرد که این دو نام اخیر، حداقل اعتبار را در میان نام‌ها دارند. و برخلاف بیان علامه مجلسی و شوشتری و پیروان آن‌ها (عاملی، ۱۴۱۷: ج۲، ص۱۶ و مجلسی، ۱۴۰۳: ج۵۱، ص۲۸)؛ حسین بن حمدان، قبل از شهید اول از عنوان (مریم بنت زید) استفاده کرده است و این نظر نه تنها با کنیز بودن مادر حضرت مهدی علیه السلام سازگار نیست؛ بلکه هیچ سند و یا منبع معتبری از طرف معتقدانش ارائه نگردیده است (خصیبی، ۱۴۱۹: ص۳۲۸).

در روایتی از شیخ صدوق و سخنی از حسین بن حمدان، بیان شده که آن زمان تعدد نام کنیزان مرسوم بوده و جناب نرجس علیهاالسلام نیز با توجه به ویژگی‌های متنوع، به نام‌های مختلف خوانده شده است.به عنوان نمونه ایشان را به دلیل حمل فرزندی نورانی به نام صقیل (نورانی و جلا داده شده) (ابن منظور، ۱۴۱۴: ج۱۱، ص۳۸۰)، خوانده‌اند (ابن بابویه، ۱۳۹۵: ج۲، ص۴۳۲؛ خصیبی، ۱۴۱۹، ص۳۲۸ و مجلسی، ۱۴۰۳: ج۵۱، ص۱۵). اگرچه در کتاب المجدی فی الانساب، روایتی نقل شده است که گزارش شیخ صدوق را زیر سوال برده و اعتقاد دارد نام صقیل قبل از بارداری به حضرت نرجس علیهاالسلام اطلاق می‌شده است (العلوی، ۱۴۰۹: ص۱۳۱).[۱۱]

اشکالی که در بیان صدوق وجود دارد، این است که هیچ فردی جز ایشان، به علت نام گذاری مادر حضرت علیهماالسلام به صقیل، گزارشی ذکر نکرده است و در سند ایشان سه اشکال اساسی وجود دارد:

الف) این گزارش به نقل از معصوم نبوده و آن را غیاث بن اسید ادعا می‌نماید؛

ب) افرادی مجهول در این روایت وجود دارند که از جمله آن‌ها شخص غیاث بن اسید[۱۲] می‌باشد؛

ج)این گزارش به شیخ صدوق اختصاص دارد و تنها از طریق ایشان نقل گردیده است.

از طرف دیگر، نقل المجدی نیز از این ایرادات خالی نبوده و سه اشکال گذشته بر گزارش او نیز وارد است. هرچند در گزارش او تنها یک راوی مجهول، یعنی علی بن سهل تمار، وجود دارد. و نقل ایشان از برادر امام حسن عسکری می‌باشد؛ به خلاف شیخ صدوق که علاوه بر وجود چند راوی مجهول، گوینده اصلی روایت نیز شناخته شده نیست.[۱۳]

علت تعدد نام مادر

سید محمد صدر، صاحب موسوعه امام مهدی علیه السلام تعدد نام را برای کنیزان امری مرسوم دانسته و مواردی چون علاقه مالک و صاحب کنیز را به یکی از کنیزکان و استفاده از نام گل‌ها برای اسم بردن او، قرار دادن نامی برای کنیز، مطابق فرهنگ مردم عرب وگاهی عربی کردن نام آن کنیز را که از ممالک غیر عرب به اسارت گرفته شده است؛ به عنوان علت بیان می‌کند.

همچنین ایشان علاوه بر دلایل مذکور، یک دلیل اختصاصی و مرجح برای مادر امام عصر علیه السلام فرموده است که آن هم، پنهان داشتن ایشان از حکومت بنی عباس و عدم حساسیت در مورد یک کنیز مشخص می‌باشد (صدر، ۱۴۱۲: ص۲۴۲).

شاید بتوان گفت که با توجه به متون و روایات موجود از علمای شیعه، نام نرجس و سپس صقیل، مشهورترین نام برای ایشان بوده است (خصیبی، ۱۴۱۹: ص۳۲۸؛ ابن بابویه، ۱۳۷۸: ج۱، ص۴۱؛ ابن بابویه، ۱۳۹۵: ج۲، ص۴۳۲؛ ابن ابی الثلج، ۱۴۱۰: ص۱۲۵؛ مفید، ۱۴۱۳: ج۲، ص۳۴۰؛ طبری، ۱۴۱۳: ص۴۹۹ و صدر، ۱۴۱۲: ص۲۴۲). به گونه‌ای که علاوه بر وجود نام نرجس در روایات متعدد، در اشعاری از علمای شیعه قرن هشتم و نهم هجری نیز به ذکر شهرت این نام در میان علما اشاره گردیده (خصیبی، ۱۴۱۹: ص۳۲۸؛ ابن بابویه، ۱۳۹۵: ج۲، ص۴۳۲، ۴۳۳، ۴۷۳ و ۴۷۵؛ طبری، ۱۴۱۳: ص۴۲۵؛ طوسی، ۱۴۱۱: ص۲۷۲ و العلوی، ۱۴۰۹: ص۱۳۱). و عاملی نباطی که خود متوفای سال ۸۷۷ ق می‌باشد، به نقل از دیگر عالم شیعی حسین بن شمس حسینی [۱۴]چنین آورده است:

و مولد المهدی فی شعبان

خمس و خمسین و مائتان‏
فی سرمن‏رأى بدار العسکری

و نرجس‏ الأم بقول الأکثر
تنها در میان عالمان شیعی، محمد بن همام بدون ارائه دلیلی ادعا نموده است که در میان نام‌های متعدد ایشان، سوسن صحیح و معتبر می‌باشد (ابن همام، ۱۳۷۹: ج۱، ص۵۸).[۱۵]

در منابع اهل سنت نیز برخی در لابه‌لای بیان عقاید تشیع، به ایشان اشاره‌ای کرده و برخی دیگر هنگام بیان اعتقاد خود در مورد تولد حضرت مهدی علیه السلام به ذکر نام مادر ایشان پرداخته‌اند.

منبعی کهن‌تر از الفصل ابن حزم، در بیان نام و وقایع دوران ایشان پیدا نشد؛ اما پس از ابن حزم علمای متعددی از اهل سنت به نام ایشان اشاره نموده‌اند. ابن حزم داستان تولد حضرت مهدی علیه السلام را نمی پذیرد؛ اما در گزارش خود بیان می‌کند که بیش‌تر شیعیان به تولد و غیبت حضرت مهدی علیه السلام قائل می‌باشند و نام مشهور در زبان شیعیان را صقیل می‌داند و در کنار این نام، از نرجس و سوسن نیز نام می‌برد (ابن حزم، ۱۴۲۲: ج۳، ص۱۲ و ابن حزم، ۱۴۲۴: ص۶۱).[۱۶]

اگر چه ابن حزم این نام‌ها را برای کنیزان متعددی فرض کرده است؛ بنابر روایاتی که ذکر شد، تمامی این نام‌ها برای مادر علیهاالسلام متصور می‌باشد.

او اختیار نام صقیل را از میان نام‌های متعدد، برای مادر حضرت علیه السلام چنین ذکر می‌کند:

«لان صقیل هذه ادعت الحمل بعد موت الحسن بن علی سیدها؛ چون کنیزی به نام صقیل بعد از وفات مولایش، حسن بن علی علیه السلام، ادعای حمل نمود.» (همان).

پس از ایشان، می‌توان به نقل ابن ابی الخشاب (جمعی از علما، ۱۴۲۲: ص۱۴۹ و اربلی، ۱۳۸۱: ج۲، ص۴۷۵)؛ محمد بن طلحه شافعی (النصیبی الشافعی، ۱۴۱۹: ص۳۱۲ و همان، ۱۴۲۵: ص۸۰)؛[۱۷] ابن خلکان (ابن خلکان، بی‌تا: ج۴، ص۱۷۴) و عارف بسطامی (مناوی، ۱۳۵۶: ج۶، ص۳۶۰)[۱۸] اشاره کرد و در میان علمای متاخر اهل سنت که نام‌های ایشان را ذکر کرده‌اند، می‌توان به عبد الملک بن العصامی المکی اشاره نمود (العصامی، ۱۴۱۹: ج۲، ص۳۵۲).[۱۹]

در این منابع، در بیان نام مادر با شیعیان تفاوتی وجود ندارد؛ اما ابن خلکان و ابن طولون برخلاف دیگر متون شیعی و سنی نام ایشان را به «خمط» نیز آورده‌اند (ابن طولون، بی‌تا: ص۱۱۷)، که با توجه به نادر بودن این گزارش، پذیرفتن آن مشکل می‌باشد.

نگاهی به زندگانی ایشان

آنچه در منابع روایی و تاریخی به جا مانده است[۲۰]، تصریح بر کنیز بودن ایشان نموده وتربیت این بانوی بزرگوار را در خانه حکیمه خاتون، خواهر امام عسکری علیه السلام یاد آور می‌گردد (خصیبی، ۱۴۱۹: ص۳۴۹ و ۳۲۸؛ ابن بابویه، ۱۳۷۸: ج۱، ص۴۱؛ مفید، ۱۴۱۳: ج۲، ص۳۴۰ و ابن بابویه، ۱۳۹۵: ج۴، ص۱۷۴). اهل بیت علیهم السلام این مطلب را جهت انکار موعود بودن و ادعای مهدویت برخی از مدعیان، استفاده نموده‌اند.به عنوان نمونه نعمانی، چگونگی آموزش امام صادق علیه السلام در مناظره با یاران مغیره بن سعید ومحمد بن عبدالله محض را که ادعای مهدویت داشت، روایت کرده که فرمودند:

«در برابر ادعای مغیره و ادعای مهدی بودن محمد بن عبدالله بن الحسن، این دلیل را اقامه کنید که مهدی موعود علیه السلام فرزند کنیز می‌باشد، در حالی که محمد بن عبدالله محض فرزند زنی آزاد است». [۲۱]

ایشان پس از پذیرش امام عسکری علیه السلام، به عقد ایشان در آمد تا رسالت مادری موعود امم را به عهده گیرد.[۲۲]بنابر مصالح الاهی نشانه‌های بارداری ایشان کاملا مخفیانه بوده وهیچ یک از اطرافیان نیزتا نزدیکی ولادت از این مهم مطلع نبوده است (ابن بابویه، ۱۳۹۵: ج۲، ص۴۲۴). اگر گزارش دلائل الامامه را بپذیریم، گویا ایشان خواهری داشته که در منزل امام حسن عسکری علیه السلام مدتی خدمت کرده؛ اما شب ولادت در منزل حضور نداشته است (طبری، ۱۴۱۳: ص۵۴۸).[۲۳] در زمان شهادت امام حسن عسکری علیه السلام، او در کنار همسر گرامی خود بوده و با درخواست امام علیه السلام، فرزند بزرگوارشان، حضرت مهدی علیه السلام را نزد ایشان برده‌اند (ابن بابویه، ۱۳۹۵: ج۲، ص۴۷۴؛ طوسی، ۱۴۱۱: ص۲۷۲ و نیلی، ۱۴۲۶: ص۵۳).

ایشان پس از تولد امام عصر علیه السلام و بازگشت مادر امام حسن عسکری علیه السلام از مدینه به سوی سامرا، مورد آزار جعفر کذاب قرار گرفته و جهت حفظ فرزندش و دور کردن اذهان از جست‌وجوی کودک خود، ادعای وضع حمل کرده و به همراه کنیزی دیگر به نام ورداس[۲۴]، زندانی می‌شوند و به دستور معتمد خلیفه عباسی، نگهبانانی از جمله نحریر خادم خلیفه، زنان معتمد و موفق و کنیزان آن‌ها به همراه زنان ابن ابی الشوارب قاضی را به بازرسی ایشان می‌گمارند و پس از دو سال و اندی، به دلیل اثبات نشدن بارداری، مرگ عبید الله بن یحیی بن خاقان[۲۵]، خروج عباسیان از سامرا به سمت بغداد و حمله صاحب زنج، ایشان را آزاد می‌کنند (کلینی، ۱۴۰۷: ج۱، ص۵۰۳؛ ابن بابویه، ۱۳۹۵: ج۱، ص۴۰ و ج۲، ص۴۷۴ و ۴۷۶ و مفید، ۱۴۱۳: ج۲، ص۳۲۵). سپس عثمان بن سعید (نائب اول)، ایشان را به سمت بغداد برده (سد آبادی، ص۱۴۶)؛[۲۶]و بنابر نقل نجاشی، در خانه محمد بن حمزه بن الحسن بن عبید الله بن العباس بن علی بن أبی طالب علیه السلام[۲۷]‏ سکونت گزیده‌اند (نجاشی، ۱۳۶۵: ص۳۴۸).

نکته قابل تامل در زندگی آن بانو این است که اگر چه آن حضرت به عنوان کنیز وارد خانه اهل بیت علیهم السلام شده اند؛ با توجه به آموزش‌های حکیمه خاتون و مجالست با ایشان، به درجات والای علمی و دینی می‌رسند (طبری، ۱۴۱۳: ص۴۹۹)؛ به گونه‌ای که نه تنها نزدیک ترین کنیز به حکیمه خاتون علیهاالسلام می‌گردند (خصیبی، ۱۴۱۹: ص۳۵۶). بلکه طبق نوشته برخی از منابع، در دوران غیبت صغرا ملجا و پناهگاه شیعیان نیز بوده‌اند (همان، ص۳۷۲)؛[۲۸] در مورد زمان وفات و محل وفات ایشان در منابع شیعی نکته‌ای به دست نیامد؛[۲۹] اما در منابعی از اهل سنت به این گزارش تاریخی اشاره‌ای شده است که پس از حدود بیش از بیست سال از زمان شهادت امام حسن عسکری علیه السلام، و در زمان سکونت ایشان در منزل فردی به نام حسن بن جعفر نوبختی، توسط معتضد عباسی در قصر محبوس شده و در زمان المقتدر عباسی در همان قصر وفات نمودند (ابن حزم، ۱۴۲۲: ج۳، ص۱۲).[۳۰] موافق با نظر شیعیان ایشان در کنار همسر گرامی‌شان دفن شده و مورد زیارت محبان اهل بیت علیهم السلام می‌باشند (ابن المشهدی، ۱۴۱۹: ص۶۶۰).[۳۱]

تفاوت روایات در زمان وفات ایشان

شیخ صدوق روایتی از ابو علی خیزرانی نقل می‌کند که زمان وفات مادر حضرت مهدی علیه السلامرا قبل از امام حسن عسکری علیه السلام ذکر نموده است (ابن بابویه، ۱۳۹۵: ج۲، ص۴۳۱).[۳۲]

این روایت به دلیل اشکالات متعدد، مورد اطمینان علما واقع نشده است.از جمله این اشکالات، مجهول بودن ابو علی خیزرانی و کنیزش، عدم ذکر این متن در منابع روایی دیگر، تعارض با روایاتی که حیات نرجس خاتون علیهاالسلام را نقل نموده اند؛ می‌باشد.

به عنوان نمونه شیخ صدوق در کمال الدین روایتی نقل می‌کند که اشاره به توقیع امام مهدی علیه السلام و پیشگویی ایشان از آزار مادرخود توسط حکومت عباسی دارد. ایشان می‌فرمایند:

حَدَّثَنَا أَبِی رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِی أَبُو عَلِیٍّ الْمَتِّیلِیُ‏ قَالَ: جَاءَنِی أَبُو جَعْفَرٍ فَمَضَى بی‌إِلَى الْعَبَّاسِیَّهِ وَ أَدْخَلَنِی خَرِبَهً وَ أَخْرَجَ کِتَاباً فَقَرَأَهُ عَلَیَّ فَإِذَا فِیهِ شَرْحُ جَمِیعِ مَا حَدَثَ عَلَى الدَّارِ وَ فِیهِ أَنَ‏ فُلَانَهَ یَعْنِی أُمَّ عَبْدِ اللَّهِ تُؤْخَذُ بِشَعْرِهَا وَ تُخْرَجُ مِنَ الدَّارِ وَ یُحْدَرُ بِهَا إِلَى بَغْدَادَ فَتَقْعُدُ بَیْنَ یَدَیِ السُّلْطَانِ وَ أَشْیَاءَ مِمَّا یَحْدُثُ ثُمَّ قَالَ لِی احْفَظْ ثُمَّ مَزَّقَ الْکِتَابَ وَ ذَلِکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَحْدُثَ مَا حَدَثَ بِمُدَّهٍ؛

ابو علىّ گوید: ابو جعفر به نزد من آمد و مرا به عباسیّه برد و به ویرانه‏اى درآورد. آن‌گاه نامه‏اى را خارج ساخت و برایم خواند. دیدم شرح همه حوادثى است که در سراى امام علیه السلام رخ داده است و در آن چنین آمده بود: گیسوی فلان، یعنى مادر امام مهدی علیه السلام را بگیرند و از سرا بیرون کشند و به بغداد ببرند و در مقابل سلطان بنشیند و امور دیگرى که واقع خواهد شد. سپس گفت: آنها را حفظ کن و نامه را پاره کرد و این مدّتى پیش از وقوع آن حوادث بود (ابن بابویه، ۱۳۹۵: ج۲، ص۴۹۹).

همچنین روایاتی معتبر[۳۳] و مشهور (ابن بابویه، ۱۳۹۵: ج۱، ص۴۰)؛ در نزاع میان جعفر کذاب و مادر امام حسن عسکری علیه السلام و ادعای بار دار بودن صقیل بیان شده است که محدث بزرگی، مانند کلینی به نقل از استاد جلیل القدر خود محمد بن یحیی از أَحْمَدَ بْنِ عُبَیْدِ اللَّهِ بْنِ یَحْیَى بْنِ خَاقَان و شیخ صدوق از طریق پدرش، علی بن حسین بابویه از سعد بن عبدالله اشعری این واقعه تاریخی منقول از أَحْمَدَ بْنِ عُبَیْدِ اللَّهِ بْنِ یَحْیَى بْنِ خَاقَان بیان می‌کند و این گزارش، صراحتاً بر حیات این بانو پس از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام دلالت دارد (کلینی، ۱۴۰۷: ج۱، ص۵۰۳؛ ابن بابویه، ۱۳۹۵: ج۱، ص۴۰ و ج۲، ص۴۷۴؛ مفید، ۱۴۱۳: ج۲، ص۳۲۵، طوسی، ۱۴۲۰: ص۸۱؛ طوسی، ۱۴۱۱: ص۲۷۲؛ سدآبادی، ص۱۴۶ و طبری، ۱۴۱۳: ص۴۲۵).[۳۴] علاوه بر این‌که تا کنون هیچ یک از علما بر داستان زندانی شدن نرجس علیهاالسلام پس از شهادت همسرشان، خدشه وارد نکرده و آن را به صورت قول مشهور پذیرفته‌اند. نکته قابل تامل در شهرت حیات مادر امام عصر علیه السلام این‌که علاوه بر نقل اهل سنت، جناب نجاشی نیز در شرح حال محمد بن علی بن حمزه که از نوادگان حضرت عباس بن علی علیه السلام می‌باشد؛ می‌گوید:

«و فی داره حصلت أم صاحب الأمر علیه السلام بعدوفاه الحسن علیه السلام‏؛ مادر امام عسکری علیه السلام بعد از وفات امام عسکری علیه السلام در خانه او زندگی می‌کرده است.» (نجاشی، ۱۳۶۵: ص۳۴۸).

نتیجه

با مطالعه منابع متعدد که شامل روایات ضعیف و معتبر بوده است، این گزارش به دست می‌آید که نام مادر امام زمان علیهاالسلام نه تنها برای برخی از صحابه همچون جابر بن عبدالله انصاری، آن هم از زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شناخته شده بوده؛ بلکه در منابع شیعی و سنی نیز متعدد ذکر شده و برخی از علمای اهل سنت نیز این نظر شیعیان را پذیرفته‌اند که امام حسن عسکری علیه السلام، همسری به نام نرجس داشته و از ایشان صاحب فرزندی گردیده است.

تعدد نام ایشان نیز بنابر مصالح و عرف آن دوره منطقی بوده و در میان گزارش‌ها به دو نام نرجس و صقیل، توجه بیش‌تری نموده‌اند.

همچنین ایشان در زمان امامت فرزندشان در قید حیات بوده و نقش حمایت از حضرت مهدی علیه السلام را عهده دار بوده‌اند.
کتابنامه

۱٫ ابن ابی الثلج، محمد بن احمد، تاریخ اهل البیت علیهم السلام، محمد رضا جلالی حسینی، قم: آل‌البیت علیهم السلام، چاپ اول، ۱۴۱۰ق.

۲٫ ابن المشهدی، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، جواد قیومی، قم: نشر اسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.

۳٫ ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، تهذیب التهذیب، صدقی جمیل العطار، ۱۰ج، قم: دارالفکر، ۱۴۲۱ق.

۴٫ ابن حزم، محمد علی بن احمد، الفصل فی الملل و الأهواء و النحل، تحقیق: یوسف البقاعی، ۳ج، بیروت: دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.

۵٫ ـــــ، جمهره انساب العرب، ۲ج، بیروت: دارالکتب العلمیه، چاپ سوم، ۱۴۲۴ق.

۶٫ ابن رجب، عبد الرحمن، ذیل طبقات الحنابله، نرم افزار المکتبه الشامله.

۷٫ ابن خلکان، احمد بن محمد، وفیات الأعیان، احسان عباس، بیروت: دارالثقافه، بی‌تا.

۸٫ ابن طولون، محمد بن علی، الأئمه الإثنی عشر، صلاح الدین المنجد، بیروت: دار صادر، بی‌تا.

۹٫ ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت: دار صادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق.

۱۰٫ابن همام، محمد، منتخب الانوار فی تاریخ الأئمه الأطهار علیهم السلام، قم: دارالحدیث، چاپ اول، ۱۳۷۹ ش.

۱۱٫اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه فی معرفه الأئمه علیهم السلام، هاشم رسولی محلاتی، ۲ج، تبریز: بنی هاشمی، چاپ اول، ۱۳۸۱ق.

۱۲٫انصاری قمی، حسن، بررسی‌های تاریخی در حوزه اسلام و تشیع، تهران: کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، چاپ اول، ۱۳۹۰ ش.

۱۳٫برقی، احمد بن محمد، رجال (الطبقات)، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول، ۱۳۴۲ ش.

۱۴٫جمعی از نویسندگان، مجموعه نفیسه فی تاریخ الأئمه علیهم السلام، بیروت: دارالقاری، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.

۱۵٫حسین، جاسم، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، محمد تقی آیت اللهی، تهران: امیرکبیر، چاپ دوم، ۱۳۷۷ش.

۱۶٫خصیبی، حسین بن حمدان، الهدایه الکبری، بیروت: البلاغ، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.

۱۷٫سدآبادی، عبید الله بن عبدالله، المقنع فی الإمامه، شاکر شبع، قم: نشر اسلامی، (برگرفته از سایت کتابخانه دیجیتال نور).

۱۸٫صدر، سید محمد، تاریخ الغیبه الصغری، بیروت: دارالتعارف، چاپ اول، ۱۴۱۲ ق.

۱۹٫ صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا علیه السلام، مهدی لاجوردی،۲ جلد، تهران: نشر جوان، چاپ اول، ۱۳۷۸٫

۲۰٫ ــــــ، کمال الدین و تمام النعمه، علی اکبر غفاری، ۲جلد، تهران: اسلامیه، چاپ دوم، ۱۳۹۵ق.

۲۱٫طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، علی مهنا،۱۰ج، بیروت: الأعلمی، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.

۲۲٫ـــــ، دلائل الإمامه، قم: بعثت، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.

۲۳٫طوسی، محمد بن حسن، فهرست کتب الشیعه، قم: ستاره، چاپ اول، ۱۴۲۰ق.

۲۴٫ــــ، کتاب الغیبه للحجه، محقق: عبادالله تهرانی و علی احمد ناصح، قم: المعارف الاسلامیه، چاپ اول، ۱۴۱۱ق.

۲۵٫طهرانی، آقا بزرگ، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ۲۶ج، بیروت: دارالأضواء، چاپ سوم، ۱۴۰۳ق.

۲۶٫عاملی، محمد بن مکی (شهید اول)، الدروس الشرعیه فی فقه الإمامیه، ۳ج، قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ دوم، ۱۴۱۷ق.

۲۷٫العصامی، عبدالملک بن الحسین، سمط النجوم العوالی، عادل أحمد، ۴ج، بیروت: دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.

۲۸٫العلوی، علی بن محمد، المجدی فی انساب الطالبین، قم: مکتبه آیه الله المرعشی، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.

۲۹٫کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، علی اکبر غفاری و محمد آخوندی، ج۸، تهران: دارالکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.

۳۰٫مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ۱۱۱ج، بیروت: داراحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.

۳۱٫مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ۲جلد، قم: کنگره شیخ مفید، چاپ اول، ۱۴۱۳٫

۳۲٫المناوی، عبدالرؤوف، فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، ۶ج، مصر: المکتبه التجاریه الکبری، چاپ اول، ۱۳۵۶ق.

۳۳٫نجاشی، احمد بن علی، رجال، قم: نشر اسلامی، چاپ ششم، ۱۳۶۵ش.

۳۴٫النصیبی الشافعی، محمد بن طلحه، مطالب السؤول، بیروت: البلاغ، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.

۳۵٫ــــ، الدرالمنتظم فی السر الأعظم، بیروت: دارالهادی، چاپ اول، ۱۴۲۵ق.

۳۶٫ نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبه، محقق علی اکبر غفاری، تهران: صدوق، چاپ اول، ۱۳۹۷ق.

۳۷٫نیلی نجفی، علی بن عبدالکریم، السلطان المفرج، قیس العطار، قم: دلیل ما، چاپ اول، ۱۴۲۶ق.

 

[۱].اگر چه این فرد از تابعان محمد بن نصیر می باشد و از سر دمداران فرقه انحرافی نصیریه است (که این ادعا از محتوای کتاب او هویداست) به هرحال این گروه انحرافی عقاید شیعی داشته و به امامت حضرت مهدی علیه السلام نیز قائل هستند. برای اطلاع بیش‌تر ر.ک: مقالهزندگی نامه حسین بن حمدان خصیبی، بنیانگذار فرقه نصیری – علوی، هارون فریمن، ترجمه محمد حسن محمدی مظفر، نشریه هفت آسمان، ش ۳۳ و حسین بن حمدان خصیبی و کتاب هدایه الکبری، نعمت الله صفری فروشانی، مجله طلوع، ش۱۶٫
[۲].در متن مقاله به آدرس‌ها و مطالب اشاره شده است.
[۳]. تألیف کتاب اثبات الوصیه درسال ۳۳۲ به پایان رسیده است. ر.ک: اثبات الوصیه، ص۲۷۳٫
[۴]. البته بنابر نقل شیخ حر در اثبات الهداه، فضل بن شاذان در کتاب( اثبات الرجعه) خود به نام مادر امام عصر علیه السلام اشاره کرده است که بنابر سابقه زمانی فضل، این منبع کهن‌تراز الهدایه الکبری می باشد؛ اما در پذیرش این کتاب و نسبت آن با فضل بن شاذان تردید جدی وجود دارد.
[۵].ر.ک. بررسی‌های تاریخی در حوزه اسلام و تشیع، مقاله ۸۶، ص ۸۷۵-۹۱۷؛ و همچنین ر.ک: مقاله ایشان در اینترنت به آدرس http://ansari.kateban.com/entry1196.html
[۶]. بار دیگر خواننده گرامی را به این نکته توجه می دهیم که در این مقاله، تمامی گزارش های تاریخی در مورد مادر امام زمان علیه السلام را فارغ از اعتبار و عدم اعتبار آن نگارش نموده ایم.
[۷]. کتاب مجموعه نفسیه به نقل از ابن ابی الثلج این متن را آورده اما به جای صقیله، صغیره ذکر کرده است، که با توجه به تعدد بیان صقیل برای ایشان، صغیره اشتباه چاپی است. (مجموعه نفسیه فی تاریخ الأئمه علیهم السلام، ص۲۲).
[۸]. در کتاب‌های شیعه از عبارت (صقیل) استفاده شده است.
[۹]. در مورد این فرد و مذهبش، ر.ک: ذیل طبقات الحنابله، ابن رجب حنبلی، ج۱، ص۲۸۴٫
[۱۰].پسوند او را به صورت «ذارع» و «دارع» نیز ذکر کرده‌اند. ر.ک: تاریخ اهل البیت علیهم السلام، ص۳۲ و بحار الانوار، مجلسی، ج۵۱، ص۲۴٫
[۱۱]. گزارش ایشان چنین است: «وکان أبو محمد علیه السلام اصطفى جاریه یقال لها نرجس علیهاالسلام وکان اسمها قبل ذلک ” صقیل “»
[۱۲]. نامی از این فرد در منابع رجالی ما برده نشده است.
[۱۳]. اسناد ذکر شده در کمال الدین و المجدی به ترتیب ذیل می باشد:

«حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ زَکَرِیَّا بِمَدِینَهِ السَّلَامِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدُ بْنُ خَلِیلَانَ قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ غِیَاثِ بْنِ أَسِیدٍ قَال‏: حدثنی أبو الحسن علی بن سهل التمار بالبصره، قال: أخبرنی خالی أبو عبد الله محمد بن وهبان الهنائی الدبیلى رحمه الله، قال: حدثنا الشریف الثقه أبو الحسن علی بن یحیى بن محمد بن عیسى بن أحمد الشریف الفقیه الدین ابن عیسى ابن عبد الله بن محمد بن عمر بن علی أمیر المؤمنین علیه السلام ببغداد، قال: حدثنى علان الکلابی (کلینی) قال: صحبت أبا جعفر محمد بن علی بن محمد بن علی الرضا علیهم السلام».
[۱۴]. جهت شرح حال این عالم، ر.ک: تکمله أمل الآمل، سید حسن عاملی، ص: ۱۹۱
[۱۵]. الخلف الصالح محمّد بن الحسن، ویکنّى بأبی القاسم. و أُمّه یقال لها «سوسن» ویقال لها «نرجس» والأوّل أصحّ وأثبت، وهو القائم.

نسخه خطّى این کتاب که گویا تنها نسخه و بدون تاریخ است، در مرکز «إحیاء التراث اسلامى» در قم، نگهدارى مى شود. این کتاب در مصادر، با عنوان الأنوار فى تاریخ الأئمه الأطهار علیهم السلام و الأنوار، ذکر شده است. اصل این کتاب که درباره تاریخ زندگى پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم و دوازده امام علیهم السلام است، از مصادر عیون المعجزات و فرحه الغرى عبد الکریم بن طاووس بوده است؛ اما پس از ابن طاووس، نایاب شد. منتخب آن با نام منتخب الأنوار فى تاریخ الأئمه الأطهار علیهم السلام، در اختیار محمّد باقر مجلسى در سده یازدهم، و زنوزى در پایان سده سیزدهم قرار داشت و از آن در بحار الأنوار و جواهر الأخبار نقل کردند.علی رضا هزار پس از تحقیق، این کتاب را چاپ نموده است.
[۱۶]. «وثبت جمهورهم على أنه ولد للحسن بن علی ولد فأخفاه و قیل بل ولد له بعد موته من جاریه له اسمها صقیل و هو الأشهر وقال بعضهم بل من جاریه له اسمها نرجس وقال بعضهم من جاریه له اسمها سوسن والأظهر أن اسمها صقیل؛ الخ».
[۱۷]. جالب توجه این‌که ایشان در الدرالمنظم می‌گوید: «و هی من اولاد الحواریین».
[۱۸]. مراد از بسطامی، عبد الرحمن بن محمد بن علی بن أحمد بن محمد البسطامی الحنفی می باشد، که متوفای سال ۸۵۸ هـ.ق است. جالب است که او نیز مادر امام عصر را چنین معرفی می کند: «وأما أمه فاسمها نرجس من أولاد الحواریین».
[۱۹]. او سه نام را ذکر می کند: صقیل، سوسن و نرجس. جهت بررسی شخصیت علمی او ر.ک: ماهنامه آیینه پژوهش، ش۵۲، مقاله بندر بن محمد رشید.
[۲۰]. در مقدمه ذکر شد که این مقاله فارغ از بحث رومی بودن و اسارت ایشان نگارش گردیده است.
[۲۱]. از مجموعه این روایات می توان به اشتباه بودن این نظر که نام مادر ایشان را مریم بنت زید العلویه،معرفی کرده اند نیز، پی برد؛ چرا که این اسم به یک زن آزاد مسلمان متعلق می باشد.
[۲۲]. این‌که نحوه انتخاب ایشان به عنوان همسر امام عسکری علیه السلام چگونه اتفاق افتاده است، در مقاله ای دیگر به بحث خواهیم نشست.
[۲۳]. «فَإِنِّی خَرَجْتُ وَ أُخْتِی حُبْلَى وَ أَنَا خَالِته».

نکته‌ای که باید دقت کرد این است که در نقل جناب شیخ عبارت «و انا خالته»، وجود ندارد و استاد علی دوانی نیز عبارت «و اختی حبلی» را به خواهر معنوی ترجمه کرده‌اند. ر.ک: مهدی موعود، ص۷۷۴٫

در چاپ هایی از دلائل الامامه نیز به جای «وانا خالته»، عبارت «وانا خالیه» را به کار برده‌اند.
[۲۴]. نام این کنیز را تنها حسین بن حمدان گزارش کرده است. ر.ک: الهدایه الکبری، ص ۲۴۸٫
[۲۵]. زمان مرگ عبیدالله بن خاقان را سال ۲۶۳ ذکر کرده‌اند. ر.ک: تاریخ طبری، ج۸، ص۴۶۸٫
[۲۶]. «فأنفذ المعتمد إلى عثمان بن سعید، و أمره أن ینقلهنّ إلى دار القاضی، أو بعض الشهود حتّى یستبرئهنّ بالموضع، فسلّمهنّ إلى ذلک العدل، فأقمن عنده سنه ثمّ ردّهنّ إلى عثمان بن سعید……. فلمّا تسلّم عثمان بن سعید الجواری، و فیهم أمّ صاحب الأمر علیه السلام، نقلهنّ إلى مدینه السلام».

قابل ذکر است که مولف کتاب المقنع با شیخ طوسی وسید مرتضی معاصر بوده اند وکتاب ایشان از طریق سید هبه الله بن أبی محمد الحسن الموسوی که با علامه حلی معاصر بوده است؛ به دست مرحوم محدث نوری و سپس شیخ عباس قمی رسیده است. ر.ک: الذریعه، ج۲۰، ص۵۶٫
[۲۷]. ایشان ساکن بغداد بوده ودر سال ۲۸۶ هـ. ق وفات کرده است. ر.ک: تهذیب التهذیب، ابن حجر عسقلانی، ج۷، ص۳۳۲٫
[۲۸]. «وَ عَنْهُ قَالَ: حَدَّثَنِی أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى الْقُمِّیُّ، قَالَ: خَرَجْتُ إِلَى سَامَرَّا مَعَ ابْنِ أَحْمَدَ الشُّعَیْبَانِیِ‏ وَ کَتَبْتُ رُقْعَهً إِلَى السَّیِّدَهِ نَرْجِسَ علیهاالسلام أُعَرِّفُهَا بِقُدُومِی لِزِیَارَهِ مَوْلَایَ علیه السلام وَ أَنْفَذْتُهَا مَعَ بَدْرٍ الْخَادِمِ الْمَعْرُوفِ بِأَبِی الْحُرِّ فَانْصَرَفْتُ فَإِذَا بِالرَّسُولِ یَطْلُبُنِی فَجِئْتُ وَ عَلِیُّ بْنُ أَحْمَدَ وَ قَدْ دَفَعَ إِلَى أَبِی دِینَارَیْنِ وَ أَرْبَعَ رُقَعٍ فَقَالَ لِی: عَلِیُّ بْنُ أَحْمَدَ لَوْ لَا أَنَّهُ ذَهَبَ لَأَخَذَ بَعْضَهُ مِنَ الْخَادِمِ فَقَالَ: خُذِ الدِّینَارَیْنِ فَقُلْتُ لَا هَذِهِ قَدْ أُمِرْتُ أَنْ یُنَکِّسَنِی بِهَا فَقَالَ ابْنُ أَحْمَدَ اکْتُبْ رُقْعَهً وَ اسْأَلْهُمُ الدُّعَاءَ فَقُلْتُ‏حَتَّى أَسْتَأْذِنَ الْخَادِمَ فَإِنْ أَذِنَ لِی کَتَبْتُ فَجِئْتُ إِلَى بَدْرٍ فَعَرَّفْتُهُ عَلِیَّ بْنَ أَحْمَدَ وَ مَذْهَبَهُ وَ أَعْلَمْتُهُ أَنَّهُ یُرِیدُ یَکْتُبُ رُقْعَهً وَ أَنِّی أَرَدْتُ أَنْ أَسْتَأْذِنَ لَهُ فَقَالَ لِی:

تَعُودُ إِلَیّ بَعْدِ هَذَا الْوَقْتِ فَانْصَرَفْتُ فَجَاءَنِی رَسُولُ الْخَادِمِ فَسِرْتُ إِلَیْهِ وَ عَلِیُّ بْنُ أَحْمَدَ قَالَ: اکْتُبْ بِمَا تُرِیدُ فَکَتَبْتُ رُقْعَهً أَسْأَلُ فِیهَا الدُّعَاءَ وَ انْصَرَفْنَا فَلَمَّا کَانَ بِالْعَشِیِّ جَاءَنِی رَسُولُ الْخَادِمِ فَسِرْنَا إِلَیْهِ جَمِیعاً فَدَفَعْتُ إِلَیْهِ رُقْعَهً فَدَعَا لَهُ فِیهَا وَ دَفَعَ إِلَیْهِ سِتَّهَ دَرَاهِمَ وَ قِیلَ لَهُ رَصِّعْ مِنْهَا الْخَوَاتِمَ.».
[۲۹].تنها یک روایت از شیخ صدوق نقل شده است که در ادامه مقاله به بررسی آن خواهیم پرداخت.
[۳۰]. با توجه به اینکه زمان به حکومت رسیدن المقتدر سال ۲۹۵ق می باشد، ایشان حداقل تا این زمان در قید حیات بوده‌اند.
[۳۱].مرحوم مشهدی، زیارتی را از زبان یکی از محبان ایشان نقل می کند و این زیارت به قول معصوم مستند نمی باشد.

«الباب (۳) زیاره أم‏ القائم‏ علیهماالسلام أملاها علیّ رجل من البحرین سمعته یزور بها؛

ثُمَّ عُدْ إِلَى الْعَسْکَرِیَّیْنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمَا، وَ قِفْ عَلَى قَبْرِ أُمِّ الْحُجَّهِ علیه السلام وَ قُلِ…».

علامه مجلسی در بحار الانوار این زیارت را به کتاب مزار شیخ مفید نیز نسبت داده اند که با جست‌وجو در مزار موجود از شیخ مفید، این مطلب را نیافتیم و گویا در مزار کبیر ایشان بوده که نسخه ای در اختیار علامه مجلسی قرار داشته است. ر.ک: بحار الانوار، ج۹۹، ص۷۱٫
[۳۲]. «حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ مَاجِیلَوَیْهِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى الْعَطَّارُ قَالَ حَدَّثَنِی أَبُو عَلِیٍّ الْخَیْزَرَانِیُ‏ عَنْ جَارِیَهٍ لَهُ کَانَ أَهْدَاهَا لِأَبِی مُحَمَّدٍ ع فَلَمَّا أَغَارَ جَعْفَرٌ الْکَذَّابُ عَلَى الدَّارِ جَاءَتْهُ فَارَّهً مِنْ جَعْفَرٍ فَتَزَوَّجَ بِهَا قَالَ أَبُو عَلِیٍّ فَحَدَّثَتْنِی أَنَّهَا حَضَرَتْ وِلَادَهَ السَّیِّدِ علیه السلام وَ أَنَّ اسْمَ أُمِّ السَّیِّدِ صَقِیلُ وَ أَنَّ أَبَا مُحَمَّدٍ ع حَدَّثَهَا بِمَا یَجْرِی عَلَى عِیَالِهِ فَسَأَلَتْهُ أَنْ یَدْعُوَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَهَا أَنْ یُجْعَلَ مَنِیَّتُهَا قَبْلَهُ فَمَاتَتْ فِی حَیَاهِ أَبِی مُحَمَّدٍ علیه السلام‏ وَ عَلَى قَبْرِهَا لَوْحٌ مَکْتُوبٌ عَلَیْهِ هَذَا قَبْرُ أُمِ‏ مُحَمَّدٍ؛ الخ».
[۳۳]. علامه مجلسی نقل کلینی را می پذیرد و آن را موافق واقع می داند. ر.ک: مرآه العقول، ج۶، ص۱۳۸٫
[۳۴]. به منابع شیعی متقدم ومتاخری که این واقعه تاریخی را به اتفاق نقل کرده اند؛ می‌توان بیان ابن حزم در صفحات گذشته را نیز اضافه کرد.

درباره نویسنده