مقالات

تجلی نام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر ساخت واقعیت آینده

تجلی نام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر ساخت واقعیت آینده
علی اصغر پورعزت *

چکیده

نام امام مهدی  عجل الله تعالی فرجه الشریف نامی بسیار اثرگذار و هدایتگر است؛ نامی که بر منزلت او در هستی دلالت دارد؛ هدایت شده‎ای که هدایتگر است و امامت جهانیان را برعهده دارد؛ امام بر زمان‎ها و دوران‎هاست و نام او شکل‎دهنده بسیاری از واقعیت‎های زمانه است.

مهدی‎باوری، ازجمله سرمایه‎های ارزشمند مسلمانان برای ورود موفق به آینده است؛ سرمایه‎ای معنوی که ملل دیگر مجبورند برای ایجاد آن، مسیرهای کاذب و صادق زیادی را طی کنند تا با اتکا به قدرت وهم و تخیل خویش، واقعیت‎هایی تحمیلی و بیگانه با حقیقت را پردازش نمایند؛ در حالی که جامعه اسلامی، در انگاره کلان خود، اعم از شیعه و سنی، از این سرمایه معنوی حقیقی بهره‎مند است؛ سرمایه‎ای معنوی با ظرفیت فوق‎العاده برای آفرینش‎های هنری، ادبی، فناورانه و ساختاری، در امتداد ساخت واقعیت آینده.

این پژوهش درصدد است تا با تأمل بر ابعاد و ارزش‎های گوناگون این سرمایه پایان نیافتنی، راهبردهایی را برای استفاده هوشمندانه‎تر از آن معرفی نماید؛ راهبردهایی که مهدی باوری را در فراگردهای گوناگون شکل‎دهی ارکان جوامع آینده نافذ سازد و با ابتناء بر این سرمایه معنوی، آینده‎ای زیباتر و خردمندانه‎تر بیافریند.

کلیدواژه‌ها: امام مهدی و امید ملی، سرمایه معنوی منجی‎باوری، آینده روشن و پیروزی قطعی، ساخت اجتماعی واقعیت، ساخت واقعیت آینده، انتظار فوق فعال و آینده‎ساز.

مقدمه

امید به آینده تحت تأثیر داستان‎های صادق و کاذب

سرمایه معنوی، سرمایه‎ای است که برمبنای باورها و اعتقادات مردم شکل می‎گیرد و آینده را به‎گونه‎ای معنوی‎تر و لطیف‎تر شکل می‎دهد؛ آینده‎ای که در آن پیروزی حق بر باطل مفروض و مسلم فرض می‎شود.

خداوند متعال در قرآن کریم درباره پیروزی مسلم بندگان صالح خویش چنین فرموده است:

وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی‎الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ (انبیاء: ۱۰۵).

این آیه شریفه دلالت‎های شگفت‎انگیزی بر سرمایه معنوی و امید به آینده دارد؛ زیرا چنین حکم می‎فرماید «ما در زبور، بعد از تورات نوشتیم، همانا زمین را بندگان صالح به ارث خواهند برد» یعنی پروردگار متعال سه بار حکم کتبی داده است که بندگان صالح او، وارث زمین‎اند!

بیان این همه تأکید در قرآن کریم، به حدی امیدآفرین و هیجان‎انگیز است که مؤمنان را مطمئن می‎سازد که یقیناً حق پیروز است و باطل نابود خواهد شد. این امید بسیار ارزشمند است؛ زیرا بقای اثربخش، کارآمد و پایدار در جامعه بشری، موکول به آن است؛ امیدی که سرمایه معنوی و گرانقدر هر جامعه، برای ورود موفق به آینده است. اهمیت این امید به حدی است که بسیاری از جوامع، حتی با توسل به تصویرپردازی‎های خیالی از پیروزی‎های خود در آینده، سعی در تحریف آینده و مصادره آن به مطلوب خویشتن دارند و به‎طور مستمر تلاش می‎کنند تا گذشته را از شکست‎های خویش پیراسته کنند و آینده را با تصاویری ساختگی از پیروزی خویش ترسیم نمایند و بدین ترتیب به تاریخ‎سازی و واقعه‎پردازی متوسل می‎شوند.

البته این تاریخ‎سازی‎ها، نقطه ضعفی اساسی دارند! بسیاری از مردم می‎دانند یا می‎پندارند که آنها دروغ‎اند؛ پس نمی‎توانند همه مردم را در همه زمان‎های حال تا آینده بفریبند! به همین ترتیب، تصویرپردازی‎های القایی مبتنی بر این تاریخ‎سازی‎ها، کاذب یا تحمیلی قلمداد می‎شوند و نمی‎توانند در دوره‎های طولانی، مساعی حقیقی افراد را برای ساخت و تحقق خود در آینده، جلب نمایند.

نکته مهم این است که پذیرش این داستان‎های تاریخی و مراتب اثرگذاری آنها در خلق واقعیت‎های آینده، به‎مراتب بلوغ و توانایی آحاد جامعه بستگی دارد. اگر جامعه بالغ و توانمند باشد، داستان‎های حقیقی را باور می‎کند و اگر نابالغ و ضعیف باشد، ممکن است تحت تأثیر هر داستان ساختگی و بی‎اعتباری، برانگیخته شود و فعالیت نماید. در خطبه ۵ نهج‎البلاغه، چنین اشاره شده است که “تلاش برای قیام در جامعه نابالغ، مانند کشت در زمین دیگران است”؛ شاید بدان دلیل که احتمالاً قبل از محصول دادن جامعه نابالغ، اهل فریب و تزویر، قلب‎های مردم ناآگاه را به خود متمایل می‎سازند و بهره خود را می‎برند؛ بنابراین بلوغ و آگاهی مردم، مقدمه تحقق و پایداری جامعه عدل فرض می‎شود.

خلاصه اینکه، امید سرمایه‎ای مهم است و یادآوری داستان موفقیت‎های تاریخی، می‎تواند منبعی بسیار مهیج برای امیدبخشی به جامعه باشد. به همین دلیل، برخی از کشورها برای افزایش امید مردم خود به آینده، به تاریخ‎سازی‎ها و حتی تحریف حوادث تاریخی روی می‎آورند!

از نمونه تلاش‎های تاریخ‎سازانه کاذب، می‎توان به مصادره به مطلوب قصه‎هایشاهنامه فردوسی در میان بسیاری از اقوام جهان اشاره کرد. این مصادره به مطلوب‎ها هر چند هم که بومی‎سازی شده باشند، نشان‎دهنده نگرانی مهم کشورهای فاقد ‎هویت در گذشته، برای ورود موفق به آینده‎اند؛ گویا داشتن گذشته شفاف و درخشان، رمز ورود موفق به آینده است!

همچنین از جمله تلاش‎های معطوف به توسعه و ایجاد و تقویت امید ملی، تلاش‎هایی است که بسیاری از جوامع، برای تقویت باور به منجی موعود خویش انجام می‎دهند؛ ضمن اینکه با استفاده ابزاری از ظرفیت‎های دانش و فناوری در جلوه‎های هنری و تفریحی و رسانه‎ای، خود را در شمار موفق‎ترین‎ کشورها در آینده، معرفی می‎کنند. گاهی نیز این مهم از طریق تلاش برای کشف آینده حقیقی از طریق مذهب و عرفان یا شهود انجام می‎پذیرد. بنابراین، تلاش برای کسب هویت و امید به چند صورت انجام می‎شود:

اول، بازپردازی تاریخ از طریق معرفی قهرمان‎ها وشخصیت‎های تاریخی خیالی؛

دوم، تمرین ذهنی موفقیت در آینده، از طریق بازی‎ها و داستان‎پردازی‎های تخیلی.

سوم، تصویرپردازی از موفقیت خود در آینده، بر اساس عطف توجه به آینده موعود و رواج منجی‎باوری در قالب رویکردهای مذهبی حقیقت‎گرا.

بازپردازی و تحریف تاریخ از طریق معرفی قهرمان‎ها و شخصیت‎های تخیلی

برخی از ملت‎ها که گذشته خود را چندان جذاب نمی‎دانند، سعی می‎کنند تا با بومی‎سازی افسانه‎ها و حتی داستان‎های تاریخی دیگر ملل، تاریخ و هویت ملی خود را بازپردازی نمایند. به‎مثابه نمونه‎ای از این‎گونه تلاش‎ها می‎توان به بازسازی شخصیت رستم ایرانی، در روسیه و کره جنوبی و برخی از کشورهای جهان اشاره کرد؛ به‎طوری که با اقتباس حوادث و آزمون‎های افسانه‎ای رستم، شخصیت‎هایی روسی یا کره‎ای را بر قیاس آن تصویرپردازی نموده، شخصیت‎پردازی‎های افسانه‎ای را معرفی می‎نمایند. در این نمونه، رستم شاهنامه فردوسی اصل تلقی می‎شود؛ در حالی که بسیاری از نسخه‎های دیگر در جهان، پرداخته‎ای جدید از شخصیت افسانه‎ای وی را بازپردازی می‎نمایند.

جالب آنکه فردوسی به‎وضوح به تخیلی بودن شخصیت رستم اصلی اشاره کرده است:

که رستم یلی بود در سیستان ـ منش کردمش رستم داستان (شاهنامه، چاپ ۱۳۸۶).

یعنی، در حالی که اصل داستان رستم نیز پرداخته ذهن خیال‎پرداز فردوسی است، برخی از ملت‎ها تلاش می‎کنند تا نسخه‎های بومی خود را بر اساس آن طراحی و معرفی نمایند و اصرار ورزند که این شخصیت حقیقتاً به آنها تعلق دارد.

گویا این نسخه‎برداری‎ها و قهرمان‎پردازی‎ها، چاره سهل‎الوصول این ملت‎ها برای ورود امیدوار به آینده‎اند؛ زیرا از این طریق‎ها هویتی جذاب را برای خود شکل می‎دهند و انگیزه‎ای برای اعضای ملت خود ایجاد می‎کنند تا در پیوستن به مدافعان فرهنگ ملی اصرار ورزند؛ ضمن اینکه همه این تلاش‎ها، در امتداد باور به گزاره زیر انجام می‎شوند:

گزاره الف: “در آینده ملتی موفق‎تر است که گذشته‎ای درخشان‎تر داشته باشد”!

برای مثال، تلاش محمدرضا شاه برای بازپردازی و تصویرگری تمدن شاهنشاهی ایران، از طریق شاهنامه‎خوانی، تاریخ‎نویسی و جشن‎های دوهزار و پانصدساله، در همین راستا ارزیابی می‎شود. تلاشی برای معرفی گذشته درخشان برای کشوری که مایل به تصویرپردازی برتر از خویشتن خویش است.

تمرین ذهنی موفقیت در آینده از طریق قهرمان‎سازی

پیش‎بینی‎ها و تصویرپردازی‎های ملل از آینده بسیار جالب توجه بوده، این تلاش‎ها برای تصویرپردازی در قالب داستان‎ها و فیلم‎های تخیلی و ساخت‎دهی به اذهان عمومی درباره موفقیت‎های ملی و ارضای حس موفقیت‎طلبی آحاد جامعه، بسیار حائز اهمیت‎اند؛ زیرا این تصاویر، هر چند هم که بر اساس باورها، القائات و تصویرپردازی‎های خیالی و کاذب شکل گرفته باشند، امید مردم را به آینده افزایش می‎دهند. درواقع، این داستان‎پردازی‎ها و نقالی‎ها و شنیدن‎ها و گفت‎وگوها، همه نوعی حس موفقیت را تقویت می‎کنند و نوعی تمرین ذهنی را برای موفقیت در آینده سبب می‎شوند (Brown & Others, 2005; Boje, 2001)؛ شیوه‎ای که می‎توان آن را در حالت عملیاتی‎تر، در قالب مانورهای نظامی تصور کرد. در این‎گونه مانورها، ارتش‎ها تمرین می‎کنند که چگونه با دشمنان فرضی مواجه شوند و ماشین جنگی آنها را از کار بیاندازند. در داستان‎پردازی از موفقیت‎های تخیلی نیز ملت‎ها تمرین می‎کنند که در صورت مواجهه با مشکلات خاص در آینده، چگونه عمل کنند! این شیوه آنها را از حیث آمادگی ذهنی برای غلبه بر مشکلات احتمالی تقویت می‎کند؛ مشروط بر این‌که داستان‎های مذکور کاملاً فارغ و جدا از واقعیت نباشند و تصویری از مسائل و مشکلات نسبتاً واقعی ارائه نمایند.

این تلاش‎ها، در امتداد امید و باور به گزاره زیر انجام می‎پذیرند:

گزاره ب: “در آینده ملتی موفق‎تر است که باور دارد موفق خواهد شد”!

معمولاً تلاش قهرمان‎پردازانه شرکت‎های فعال در عرصه‎های فرهنگی و فیلم‎سازی دنیا، از طریق ساختن فیلم‎ها و نقاشی‎های متحرک و پویانمایی‎های روایتگر شخصیت‎های تخیلی، در همین راستا صورت می‎پذیرد. این تلاش‎ها معطوف به این مهم‎اند که اعضای یک ملت باید بارها و بارها موفقیت را در حال و هوای خیال و تخیل تجربه کنند تا برای پذیرش موفقیت‎های واقعی آمادگی کسب نمایند.

تصویرپردازی از آینده موعود و توسعه منجی‎باوری

بسیاری از ملت‎‎ها نیز تلاش می‎کنند تا با اشاره به ویژگی‎های منجی موعود خود، آینده خود را درخشان و پرامید نشان دهند. به همین دلیل انواع و اقسام شخصیت‎ها و هویت‎ها را به‎کار گرفته، تلاش کرده‎اند تا حتی‎المقدور، تصویر منجی موعود خویش را مقتدرتر و مؤثرتر و نافذتر معرفی نمایند؛ تا حدی که گاهی تشخیص داستان‎ها و افسانه‎های خیالی از روایت‎های دینی و وحیانی دشوار می‎شود. در این‎گونه موارد، تفکیک حق و باطل، نیازمند بهره‎مندی از تخصص‎های ویژه منجی‎شناسی و دین‎شناسی است.

این تلاش‎ها در امتداد باور به گزاره زیر انجام می‎پذیرند:

گزاره ج: “در آینده ملتی موفق‎تر است که تصویری معنوی از توفیقات خود داشته باشد”.

در امتداد همین باور است که جوامع تلاش می‎کنند تصویری اخلاقی یا معنوی از خویش ارائه نمایند؛ هرچند گاهی این تصویر معنوی در قالب‎های دین‎گریز و لائیک صورت‎بندی می‎شوند.

داستان اثربخش بر آینده

داستان‎سرایی از جمله راهبردهای موفق برای مداخله در جهت بهبود شرایط سازمان‎ها، ملت‎ها و سایر قالب‎های اجتماع بشری محسوب می‎شود (Boje, 2008). در باب تأثیر داستان‎سرایی بر آینده‎سازی می‎توان مباحث تأمل‎برانگیزی را مد نظر قرار داد؛ مباحث دال بر اینکه در روایتگری‎های “اثرگذار تاریخ بر آینده”، داستانی اثربخش[۱] خواهد بود که از ویژگی‎های ذیل برخوردار باشد:

الف) به‎طور شفاف مرتبط با گذشته باشد؛

ب) در امتداد حال باشد؛

ج) جلب‎کننده اطمینان باشد.

یعنی داستانی که به گذشته اقوام مرتبط باشد، در امتداد حال قرار گیرد و مورد اعتماد مردم واقع شود، از قابلیت اثرگذاری بیشتری بر آینده برخوردار می‎شود. بر این اساس، برخی داستان‎ها معقول‎اند، برخی باورپذیرند، برخی ممکن‎اند، برخی ترجیح داده می‎شوند، برخی ناممکن‎اند و برخی نابخردانه‎اند. در این میان، داستان مهدی موعود  عجل الله تعالی فرجه الشریف داستانی متمایز است؛ داستانی است که از گذشته واقعی آغاز شده، خردمندانه در میان آحاد جامعه پذیرفته و باور شده و بدون شک، بر آینده تأثیر دارد؛ تأثیر این داستان بر آینده چنان است که می‎توان ادعا کرد که همه لحظات حیات جوامع شیعی، قبل و بعد از غیبت و در دوره‎های پیش از ظهور، به شدت از باور به آن اثر می‎پذیرد.

باور به ظهور مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف

اندیشه ظهور مهدی موعود، ازجمله داستان‎های باورپذیر و حقیقی و اعتمادبرانگیز رایج در میان عامه مسلمانان و بسیاری از پیروان ادیان توحیدی است. البته ادیان گوناگون، تصویرهای متفاوتی از شخصیت موعود خود ارائه می‎کنند، ولی غالب آنها به منجی موعود اعتقاد دارند و باور به آن را تقویت می‎کنند. نکته قابل تأمل آنکه موعودهای این ادیان توحیدی، ویژگی‎هایی شبیه به هم دارند؛ به‎طوری که می‎توان ادعا کرد که همگی یک شخصیت یا یک فرهنگ یا گروه از افراد را توصیف می‎نمایند. برای مثال، آنچه از خصال مسیح و مهدی علیهم السلامدر روایت‎های مسیحیان و مسلمانان مطرح شده‎اند، بسیار شبیه یکدیگرند؛ ضمن اینکه مسلمانان برآنند که این دو شخصیت، در یک گروه و با هم و به همراه عده‎ای دیگر از اولیا و شخصیت‎های پاک‎سیرت  علیهم السلام، ظهور خواهند کرد.

بنابراین، بسیار مهم و درخور تأمل است که آموزه مهدی موعود  عجل الله تعالی فرجه الشریف، از همه ویژگی‎های اثربخشی برخوردار است؛ به‎طوری که مستمراً بسیاری از حوادث گذشته، حال و آینده را تحت تأثیر شگرف خود قرار داده است و می‎توان تصور کرد که در آینده نیز چنین خواهد بود.

الف) گذشته شفاف امام مهدی  عجل الله تعالی فرجه الشریف

در نگاهی به کارکردهای تصویرپردازانه آیات و روایات و ادعیه رایج در میان مسلمانان، تأکید بر گذشته پاکیزه پیامبران و امامان، بسیار جلب توجه می‎کند؛ به‎طوری که در بسیاری از دعاهای رایج در میان مسلمانان، چنین تأکید شده است که آنها همگی از نسل پدران و مادران پاکیزه‎اند؛ ضمن این‌که در این رویکرد تبارشناسانه، تبار امام مهدی  عجل الله تعالی فرجه الشریف که قرار است رهبری جهانیان را برعهده گیرد، بی‎نظیر و منحصربه‎فرد است. او فرزند بهترین پدران و مادران روزگار و تاریخ است و تبار او تا عهد حضرت آدم و حوا علیهم السلام، کاملاً روشن و شناخته‎شده و حتی مشهور در بین دانشمندان علوم دینی جهان است (زیارت وارث، مفاتیح‎الجنان).

این مهم موجب می‎شود که مردم درباره خصال نیکو و پسندیده و احترام برانگیز او مطمئن گردند و پیوسته این مهم را برای آنها تداعی می‎کند که مسلماً فرزند این تبار بزرگوار و شایسته، بهترین و لایق‎ترین خواهد بود (سلیمان، ۱۳۷۶، ۴-۸۳). چنانچه در جهان واقع نیز یکی از عوامل مهم جلب اطمینان مردم، تعلق داشتن به خاندان‎ها و خانواده‎های پاک‎سرشت است.

ب) حضور امام مهدی در زمان حال

باور به حضور امام مهدی  عجل الله تعالی فرجه الشریف در زمان حال و بحث امامت او بر زمان و امامت در زمان (پورعزت، ۱۳۸۷)، همه بر ارتباط وثیق او با زمان حال دلالت دارند. این‌که او همواره با زبان روز، علم روز و ابزار و وسایل روز، زندگی می‎کند؛ این‌که او از فناوری مدرن بهره می‎گیرد؛ این‌که او در میان مسلمانان در ایام حج و مناسک دینی حضور دارد؛ در میان ایشان راه می‎رود؛ با ایشان مراوده دارد؛ از اعمال نیک ایشان شاد می‎شود و از اعمال زشت ایشان ناراحت می‎گردد؛ همه و همه بر این مهم تأکید دارند که مهدی موعود  عجل الله تعالی فرجه الشریف، در حال حاضر و در حیات واقعی جوامع، حضوری نافذ دارد؛ به‎طوری که حتی می‎توان او را مورد خطاب قرار داد و با او صحبت کرد (زیارت آل یاسین، مفاتیح‎الجنان).

ج) اطمینان برانگیزی داستان مهدی  عجل الله تعالی فرجه الشریف

با وجود خارق‎العاده بودن داستان مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، مسلمانان آن را واقعی و باورکردنی می‎دانند. درواقع، وجود مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، داستانی “باور شده” است؛ قابل تأمل است که یکی از اعیاد کم‎نظیر مسلمانان، عید نیمه شعبان است. روزی که به باور شیعیان، روز ولادت امام زمان  عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ روزی که گویا طلیعه تحقق وعده خداوند بر مردم ضعیف و رنج‎دیده نمایان می‎گردد؛ حال و هوای شیعیان در این روز چنان است که گویا فروپاشی کاخ ستم و ستمگران آغاز شده است؛ گویا این روز، آغازی است برای روزی که به‎تدریج زمینه ظهور دائمی او را فراهم خواهد ساخت؛ از این رو، شیعیان منتظر در این عید چنان رفتار می‎کنند که گویا پیروزی حق بر باطل را از طلیعه آن می‎بینند و سرور و نشاط و شادی آن را احساس می‎کنند. بنابراین، صرف نظر از حقیقت مهدی، مردم واقعیت او را باور کرده‎اند. همین باور است که مردم را برمی‎انگیزد که در این روز خود را پاکیزه نمایند و به مناجات و تزکیه بپردازند.

مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، سرمایه گرانقدر آینده پُرامید مسلمانان

دلالت‎های پی‎درپی آیات و روایات و ادعیه اسلامی، بر آینده روشن و پُرامید مسلمانان، این تصور را فراروی مردم قرار می‎دهد که قطعاً پیروزی، از آن اهل ایمان است و اقتدار ظاهری اهل باطل، حتماً و قطعاً فرو خواهد ریخت؛ مشروط بر آنکه قوم با ایمان و خالصی پیدا شود تا این امر خداوند، درباره آنها تحقق یابد. البته این باور مهم، نیاز به حراست و بذل توجه دارد و مسلمانان باید هوشیار باشند که هر تلاشی برای مخدوش کردن تبار، چهره، رفتار و حقیقت داستان امام مهدی  عجل الله تعالی فرجه الشریف، نیرنگی باطل، اما اثرگذار است؛ نیرنگی که باید با آن مقابله شود تا این سرمایه ارجمند، نافذتر و محفوظ‎تر، به آیندگان تحویل داده شود.

بنابراین، انتظار شیعه، انتظاری پویا و فعال و حتی فوق فعال است. این انتظار به تعبیر شریعتی، اعتراض به وضع موجود است (شریعتی، ۱۳۵۷)؛ اعتراضی پویا برای تغییر وضع موجود و حرکت به سوی وضع مطلوب؛ انتظاری که سرچشمه حرکت و تلاش است (آصفی، ۱۳۸۳). در این رویکرد، نام مهدی  عجل الله تعالی فرجه الشریف، نام هدایت‎شده‎ای است که هدایتگر است؛ نامی که به‎مثابه یک “واقعیت” به‎مثابه یک “کلمه” تحقق یافته، در جهان هستی اثرگذار است؛ یعنی صرفاً واقعیت “شناخته شده بودن” و “متعارف بودن” این نام زیبا، صرف‎نظر از حقیقت و معنویت باورپذیر آن، بر شکل‎دهی جهان آینده تأثیر دارد؛ در این رویکرد، تأکید می‎شود که مختصات جهانی که در آن نام مهدی  عجل الله تعالی فرجه الشریف به زبان‎ها آورده می‎شود، با جهانی که با نام ایشان بیگانه است، متفاوت است؛ یعنی حتی تکرار نام او، در شکل‎دهی واقعیت آینده نقش دارد (Pourezzat, 2010). بدین ترتیب، حتی ذکر نام مهدی نیز تأثیری شگرف بر شکل‎دهی جامعه‎ای اخلاقی و پویا، برای پذیرایی از عدالت و معنویت دارد.

ابعاد ساخت واقعیت آینده در پرتو نام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

بر اساس دیدگاه برگر و لاکمن، مردم در مراودات روزمره خود، به وجهی پدیدارشناسانه، واقعیت‎های اجتماعی را شکل می‎دهند. بر اساس دیدگاه ویک نیز، سازمان‎ها و سیستم‎های اجتماعی، از طریق سازماندهی خود، محیط پیرامون خود را شکل می‎دهند (Scott & Davis, 2007; Morgan, 2006). بنابراین، واقعیت‎های اجتماعی در محیط پیرامونی، تحت تأثیر مراودات اجتماعی و باورها و عقاید مردم شکل می‎گیرند. در همین امتداد، آرزوها و آرمان‎های مردم، به‎شدت بر فراگرد شکل‎گیری آینده مؤثرند و آفرینش‎های هنری، ادبی، فناورانه و ساختاری جهان آینده را تحت تأثیر قرار می‎دهند.

بدین ترتیب، نام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، در بسیاری از آثار خطاطی، نقاشی خط‎ها، کاشی‎کاری‎ها، هنرهای تجسمی، نقاشی‎ها، قالی‎بافی‎ها و بسیاری دیگر از قالب‎های زیبایی‎شناسانه هنری متجلی می‎شود.

همچنین بسیاری از اشعار، ادبیات، داستان‎ها، فیلم‎ها، تئاترها و دیگر جلوه‎های ادبی و هنری جهان معاصر، تحت تأثیر نام او صورت‎بندی می‎شوند و حتی بسیاری از تلاش‎های فناورانه برای بهبود سازه‎های انسانی و اصلاح کژکارکردهای محصولات و تولیدات صنعتی، با هدف اصلاح وضع موجود و نیل به وضع مطلوب، و با امید حیات طیبه در محضر او صورت‎بندی می‎شوند؛ ضمن این‌که بسیاری از ساختارهای سازمان‎های اجتماعی، با توجه به تعهدات عیان و نهان مسلمانان در برابر نام او برپا می‎شوند؛ نظیر سمینارها و گردهمایی‎های ملی و بین‎المللی و حتی سناریوپردازی‎های علمی یا تخیلی که در بسیاری از موارد، با علاقه و در پرتو انوار نام زیبای او شکل می‎گیرند (ر.ک. مؤتمر الامام المهدی و مستقبل العالم، ۱۴۳۴ قمری، ج۱-۵). اینچنین است که نام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و فقط نام او، واقعیت آینده را خلق می‎کند؛ در حالی که او فقط یک نام نیست، بلکه حقیقتی است که مسلمانان به او باور دارند و منتظر اویند.

این نگاه به رسالت منتظران موعود  عجل الله تعالی فرجه الشریف، آنها را به حرکت می‎آورد و متحول می‎سازد تا جامعه آینده، در جریان مراودات آنها و بر اساس آرمان‎های خردمندانه و زیبایی‎شناسانه ایشان (پورعزت، ۱۳۸۳) شکل بگیرد و ساخته شود.

نتیجه‎گیری

ذکر نام امام مهدی  عجل الله تعالی فرجه الشریف و روایتگری حوادث تاریخی مرتبط با او، در ساحت حقیقت، آرمان می‎آفریند و در ساحت واقعیت، رویـدادها را شکل می‎دهد (پورعزت، ۱۴۳۴ ق). بدین ترتیب، مراوده مستمر نام و حقیقت امـام مهدی  عجل الله تعالی فرجه الشریف و باورهای مشتاقان و علاقه‎مندانش، بر واقعیت امروز تأثیر گذارده و واقعیت‎های فردا را نیز از طریق آثار هنری، آثار علمی، اخبار، رویدادها و به‎ویژه داستان‎های معطوف به آینده، شکل می‎دهد و سامان می‎بخشد.

در این رویکرد، مهدی‎باوری، به انتظاری پویا و اثرگذار و تحول‎بخش و واقعیت آفرین تبدیل می‎شود؛ انتظاری که واقعیت آینده را می‎سازد و بنا بر فحوای نام زیبای او، هدایت می‎کند. این انتظار، انتظاری است که مستمراً جهان آینده را خلق می‎کند و آن را تحت تأثیر خود شکل می‎دهد. بنابراین، اقداماتی چون تکرار نام مهدی  عجل الله تعالی فرجه الشریف و ذکر داستان زندگی او و روایت حوادث آینده در محضر او، اقداماتی بایسته برای شکل‎دهی به آینده‎ای پاکیزه‎تر، خردمندانه‎تر و زیباتر تلقی می‎شوند؛ اقداماتی که آینده موعود را در ساحت فکر و ذکر و عمل، آشکارتر می‎نمایند و عیان می‎سازند.

بدین ترتیب، تجلی نام امام مهدی در فراگرد ساخت واقعیت آینده، آینده‎ای اخلاقی‎تر و تکامل‎یافته‎تر را توسعه می‎دهد؛ آینده‎ای که تمام خرد و کمال هنر را با تجلی عدالت حق‎مدار نمایان می‎سازد.
کتابنامه

۱٫ آصفی، محمدمهدی، انتظار پویا، قم: مؤسسه تحقیقات و نشر معارف اهل بیت  علیهم السلام، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، ۱۳۸۳ش.

۲٫ پورعزت، علی اصغر. مختصات حکومت حق‎مدار، در پرتو نهج‎البلاغه امام  علیه السلام، قم:شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۷ش.

۳٫ پورعزت، علی اصغر، الامام المهدی  عجل الله تعالی فرجه الشریفو بناء واقع المستقبل،مجموع مقالات مؤتمر الامام المهدی و مستقبل العالم، ج۴، النجف‎الاشرف: مجمع اهل البیت علیهم السلام، ۱۴۳۴ق.

۴٫ پورعزت، علی اصغر، شهر عدل امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، تجلی‌گاه تمام خرد و کمال هنر انسانی، فصلنامه انتظار موعود، شماره ۱۳، قم: مرکز تخصصی مهدویت، ۱۳۸۳ش.

۵٫ سلیمان، کامل، روزگار رهایی، ترجمه علی اکبر مهدی‎پور، نشر آفاق، ۱۳۷۶ش.

۶٫ سید رضی، نهج‎البلاغه امیرالمؤمنین علی علیه السلام، ترجمۀ عبدالمحمد آیتی، چاپ دهم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی و بنیاد نهج‎البلاغه، ۱۳۷۹٫

۷٫ شاهنامه فردوسی، براساس شاهنامه ژول مول، به کوشش پرویز اتابکی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۶ش.

۸٫ شریعتی، علی، انتظار مکتب اعتراض در حسین وارث آدم (مجموعه آثار ۱۹)، تهران: انتشارات قلم، ۱۳۵۷ش.

۹٫ قرآن کریم.

۱۰٫ قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، ترجمه مهدی الهی قمشه‎ای، مرکز نشر فرهنگی رجا با همکاری مؤسسه جهانی خدمات اسلامی، ۱۳۶۹ش.

۱۱٫ مجموعه مقالات مؤتمر الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و مستقبل العالم،النجف‎الاشرف: مجمع اهل البیت  علیهم السلام، ۱۴۳۴ق.

۱۲٫ Boje, David M. 2001. Narrative Methods for Organizational & Communication Research. Sage publications.

۱۳٫ Boje, David M. 2008. Storytelling Organizations. Sage publications.

۱۴٫ Brown, John Seely, Stephen Denning, Katalina Groh & Lourence Prusak. 2005. Storytelling in Organizations; How (Why) Narrative and storytelling are transforming Twenty – First Century Management. Elsevier Science and Technology.

۱۵٫ Morgan, Gareth. 2006. Images of Organization. Sage.

۱۶٫  Pourezzat, Ali Asghar. 2010. “Construction Future Reality in Light of Imagination of Social Justice in Public Opinion”. USA National Academy of public Administration (NAPA).

۱۷٫ Scott, Richard & Gerald Davis. 2007. Organization & Organizing.Rational, Natural & Open System Perspectives.

[۱]. Effective Story

درباره نویسنده