مقالات

بررسی شاخصه‌های جامعه زمینه ساز ظهور با تأکید بر روایات نصرت

بررسی شاخصه‌های جامعه زمینه ساز ظهور با تأکید بر روایات نصرت

سید محمدرضی آصف‌آگاه â[۱]

چکیده

در این مورد که آیا زمینه‌سازی برای ظهور و حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف لازم است، یا بالعکس، این‌که وظیفه ما زمینه‌سازی نیست و از ما فقط عمل به دستورات دینی را خواسته‌اند؛ دو دیدگاه وجود دارد. بررسی این دو دیدگاه به طور مبسوط، مجالی وسیع می‌طلبد. نیز زمینه‌سازی را از ادله و راه‌های گوناگونی می‌توان اثبات کرد. در این مقاله، به اثبات ضرورت زمینه‌سازی با استفاده ازآیات و روایات و همچنین نصرت و یاری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌پردازیم و شاخصه‌های نصرت الاهی را بیان می‌کنیم.

در این نوشتار، پس از معنا کردن واژه «نصرت» و واژه‌های همگون با آن؛ و نیز تعریف زمینه‌سازی و مراتب آن؛ به بیان ارتباط نصرت با زمینه‌سازی (به سه بیان) و ضرورت زمینه‌سازی می‌پردازیم. سپس به اثبات ضرورت زمینه‌سازی با استفاده از روایات نصرت خواهیم پرداخت.

کلید واژه‌ها: روایات، زمینه سازی ظهور، نصرت، عون، صحبت.
مقدمه

با پذیرش هر دینی، مسئولیت یاری آن دین و یاری هدایت‌گران به آن آیین، بر دوش متدینان قرار می‌گیرد. با پذیرش اسلام و مذهب تشیع، جهت یاری دین، پیامبر و امامان، با آنان پیمان بستیم. حال که در زمان غیبت به سر می‌بریم و امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور ندارد، برای خروج از این محرومیت باید تلاشی مضاعف کنیم و به یاری همه‌جانبه امام به پا خیزیم و برای ظهورش تلاش نماییم. آیات و روایات عون و نصرت، به روشنی بر لزوم یاری و نصرت خدا، دین و اولیای الاهی دلالت دارند. تلاش برای ایجاد زمینه‌های ظهور یکی از روشن‌ترین مصادیق یاری دین و اولیای خدا شمرده می‌شود. در ادامه این امر بررسی می‌شود.

 

واژه‌شناسی

۱ـ عون و نصرت

در روایات، یاری امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با واژه‌های مختلفی بیان شده است؛ مانند عون، نصرت، ذبّ، مدد. اما روایات یاری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بیش‌تر با دو عنوان «نصرت» و «عون» آمده‌اند. در این مقاله، بیش‌تر از این دو عنوان بهره می‌گیریم؛ هر چند از هر واژه‌ای که به نوعی معنای «یاری» را دربر داشته باشد نیز استفاده می‌کنیم. «عون»، در لغت به معنای هر گونه کمک به دیگران است (جوهری، ۱۴۰۷: ج۶، ص۲۱۶۸)[۲] و در این‌جا مراد هر گونه یاری برای تحقق اهداف امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در جهت ظهور است.

«نصرت»، در فرهنگ لغت، به معنای یاری در برابر دشمن است (عسکری، ۱۴۱۲: ص۵۴۰).[۳] پس، «نصرت» اخص از «عون» می‌شود. مراد از نصرت در این‌جا گونه‌های یاری امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در فرض وجود دشمن است.[۴]

تفاوت دیگر عون و نصرت در این است که نصرت، بیش‌تر حالت دفاعی و موضع‌گیری سلبی در برابر تهاجمات دشمن دارد؛ اما عون اعم از آن است؛ بلکه در آن، حالت تهاجمی و سازندگی برجسته است و در آن، یاور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فعالانه به میدان می‌آید، نه انفعالی و پس از حمله دشمن.

یاری کامل امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف با دو گونه موضع‌گیری ایجابی و سلبی تحقق می‌یابد. آن‌گاه که دشمن جبهه‌گیری می‌کند و به میدان مقابله گام می‌گذارد، یاور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در سنگرهای دفاعی از حریم دین و مهدویت پاسداری می‌کند؛ اما مرتبه بالاتر یاری، زمانی محقق می‌شود که یاوران مهدی با برنامه‌ریزی، راهبرسازی و طراحی دکترین فعال، برای ظهور تلاش فکری و عملی کنند و نه تنها کشور یا منطقه‌ای خاص، بلکه جهان را برای ظهور آماده سازند.

۲ـ نصرت و ذب

چنان‌که گذشت، یاری در برابر دشمن را «نصرت» گویند. «ذب»، در لغت، به معنای دفع و طرد کردن است. عرب می‌‌گوید: «ذب عن حریمه»، (فیروزآبادی، ج۱، ص۶۷). از قید «حریم» می‌توان استفاده کرد که دشمنی از سطح دشمنی معمول بالاتر رفته تا آن‌جا که نه تنها جان شخص، بلکه حریم، خانواده و مقدسات (ابن‌فارس، ۱۴۰۴: ج۲، ص۴۶). [۵] او زیر سؤال می‌رود. هر گاه سطح دشمنی بالاتر رود و به رویارویی انجامد، به دفاع با تمام وجود و توان‌مندی نیاز می‌شود. و بنابراین، دفاع جانانه در خط مقدم جبهه را «ذب» نامند.

مهدی‌یاور، زمان و موقعیت‌شناس است و با ارتقای توان‌مندی‌های خود، در هر زمان و هر مکان موضع‌گیری مناسب دارد و با شناسایی موقعیت‌ها و در نظر گرفتن شرایط، اقدام مناسب را که گاه با شدت و مقابله و رویاروی همراه است، پیش رو می‌گیرد.

۳ـ نصرت و صحبت (انصار و اصحاب)

«اصحاب»، جمع «صَحْب»، (جوهری، ۱۴۰۷: ج۱، ص۱۶۰)، [۶] به معنای معاشر و همنشین است. بنابر تعریف مشهور، صحابی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به کسی گفته می‌شود که در حال مسلمانی، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را ملاقات کرده و با حال مسلمانی از دنیا رفته و مرتد نگردیده است. از این‌رو، اویس قرنی هرچند دارای مقام والایی است؛ چون با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مصاحبت نداشته است، از صحابی پیامبر شمرده نمی‌شود. اصحاب ائمه علیهم السلام کسانی هستند که با ائمه علیهم السلام همراه بوده و معارف دینی را از آن‌ها اخذ نموده‌اند؛ خواه این مدت، کوتاه باشد، خواه بلند[۷] (مدنی، ۱۴۱۵: ج۲، صص۹۰ ـ ۹۴).

تفاوت انصار و اصحاب

«اصحاب»، اعم از «انصار» است؛ بدین معنا که ممکن است برخی از اصحاب پیامبران یا امامان، آن‌ها را در رسیدن به هدفشان یاری نکنند؛ این‌ها انصار نیستند؛ مثلاً سلیمان بن صرد خزاعی از اصحاب امام حسین علیه السلام است؛ اما از انصار او نیست. در زیارت امام حسین علیه السلام عنوان انصار به‌کار رفته است: «السّلامُ علیکُم یا انصارَ دینِ الله»؛ چنان‌که بین «اصحاب» و «اخوان» تفاوت است؛ مثلاً پیامبر به اطرافیان خود می‌فرماید: شما یاران من هستید و برادران من در آخرالزمان می‌آیند (صفار، ۱۴۰۴: ص۱۰۴).

از این بیان، تفاوت دیگری نیز به دست می‌آید: صحابی دو گروه می‌شوند: اصحاب باوفا و اصحاب بی‌وفا. بنابراین، صحابی به مثبت و منفی تقسیم می‌گردند؛ اما انصار معصومین علیهم السلام همیشه مثبت می‌باشند.

در روایات در مورد یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، هر دو واژه اصحاب و انصار به کار رفته است و از یاوران واقعی و ویژه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بیش‌تر به اصحاب تعبیر می‌شود[۸].

تفاوت اصحاب و انصار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با دیگر معصومین علیهم السلام آن است که اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قبل از نبوت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم امتحان اخلاص نداشتند؛ در حالی که اصحاب مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باید پیش از ظهور امتحان بدهند و از مخلصین گردند؛ سپس یاور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شوند و اگر یاران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به این درجه رسیده بودند، حکومت جهانی تشکیل می‌شد. (صدر، صص۵۹ ـ۶۰‌). نشانه مخلص نبودن یاران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، عدم پیروی از امام و دنیاگرایی آنان می‌باشد. حکومت جهانی حداقل دو شرط اساسی دارد: وجود رهبر و قانون جهانی، و وجود یاوران ویژه جهانی. در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فقط شرط اول حاصل شد و شرط دوم، در زمان مهدی حاصل می‌شود. این شرط پس از امتحانات ویژه اتفاق می‌افتد. از این‌رو، در روایات آمده است که: اصحاب مهدی از اصحاب پیامبر افضل هستند[۹].

تعریف زمینه‌سازی

«زمینه‌سازی»، در لغت، به معنای به وجود آوردن و فراهم کردن مقدمات و شرایط انجام دادن امری است (فرهنگ دهخدا؛ انوری، ۱۳۸۲: ج۵، ص۳۸۷۷).

مراد از زمینه‌سازی در این نوشتار، ایجاد و گسترش هرگونه عقیده و رفتار در جامعه است که به نحوی موانع ظهور را کم‌رنگ یا برطرف نماید و یا برای نزدیک‌تر شدن ظهور مقتضی و سبب گردد.

با چنین تعریفی، گستره وسیعی از عقاید و رفتارها، زمینه‌سازی محسوب می‌گردد. هر گونه عقیده و عمل دینی و عبادی، مثل نماز خواندن و روزه گرفتن (عمل کردن به واجبات و ترک محرمات) و گسترش دین در جامعه، از یک طرف مردم را از سطح متدین ادعایی به سطح متدین واقعی نزدیک می‌‌سازد. از این‌رو، در سرشت آنان پذیرش ولی و امام را ولو ناخودآگاه نهادینه می‌کند و از گفتار به باور می‌کشاند و تلاش برای رسیدن به آن زمان را دوچندان می‌نماید. قرآن نیز وراثت زمین را به صالحان نوید داده و راه رسیدن به صلاح، ایمان و عمل صالح است.

از طرف دیگر، وجود یاوران خاص از شرایط ظهور است که به نظر می‌رسد در چنین جامعه‌ای امکان ایجاد چنین یارانی فراهم می‌آید.

مراتب زمینه‌سازی

زمینه‌سازی ظهور، دارای سه سطح اصلی است. از آن‌جا که زمینه‌سازان سه گروه هستند: خدا، امام و مردم؛ زمینه‌سازی نیز سه سطح دارد:

۱ـ زمینه‌سازی خدا برای ظهور؛

۲ـ زمینه‌سازی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف برای ظهور خود؛

۳ـ زمینه‌سازی مردم برای ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.

در این نوشتار، درباره زمینه‌سازی مردمی ظهور بحث می‌کنیم.

زمینه‌سازی منتظران نیز دارای مراتبی است:

۱ـ دین‌مداری: منتظران باید ابتدائاً خود، دین (عقاید، اخلاق و احکام) را بشناسند و به آن عمل کنند؛ سپس آن را در جامعه گسترش دهند. در روایات بر دینداری و رعایت اخلاق تأکید به‌سزایی شده است. با گسترش دین‌داری در جامعه زمینه ظهور فراهم می‌‌گردد.

ممکن است گفته شود، چگونه نام دین‌مداری را زمینه‌سازی می‌گذارید؟

در پاسخ باید گفت: دین، موتور حرکت به سوی ظهور است؛ زیرا اعتقاد به مهدویت از درون دین سرچشمه می‌گیرد. در نتیجه، گسترش دین (به معنای درست و کامل آن، نه دین گزینشی) زمینه‌سازی ظهور را به دنبال دارد.

۲ـ اعمال خاص فردی: بعضی روایات به برخی وظایف یاران اشاره می‌کند. لذا هر شخص باید خود را بسازد و تمام تلاش خود را مبذول کند تا یکی از یاوران حضرت گردد و بدین وسیله با تحقق دادن به شرط ظهور، زمینه ظهور را فراهم سازد؛ یا به نحوی در این مسیر گام بردارد؛ مثل آمادگی نظامی (مَنْ ارْتَبَطَ دابَّهً)، انتظار، دعا، تقوا و ورع و محاسن اخلاق.

۳ـ اعمال و کارْویژه‌های خاص اجتماعی: برای سرعت بخشیدن به ظهور، یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف وظایف جمعی نیز دارند که می‌توان به چند مورد اشاره کرد: وفای به عهد امامت، نزدیکی قلوب، ایجاد تفکر عدالت‌خواهی در جامعه و جهان.

تذکر این نکته لازم است که زمینه‌سازی، به این معنا نیست که کاری کنیم تا مثلاً ۵۰ سال دیگر ظهور محقق گردد. در زمینه‌سازی، عنصر «زمان» (به معنای حتمی بودن وقوع ظهور در آن زمان) به دست ما تعیین نمی‌شود. شاهد بر این مطلب، آن که حضرت نوح علیه السلام دست به دعا برداشت و از خدا یاری خواست تا از شر منکران نجات یابد و سپس حکومت خود را تشکیل دهد و در ضمن، سالیان متمادی به کاشت درخت، جهت ساخت‌کشتی مشغول بود. کشتی‌سازی یکی از زمینه‌های نزدیک شدن به نجات بود؛ اما سالیان متمادی طول کشید. بر این اساس، نمی‌توان زمان خاص را برای ظهور تعیین کرد یا توقع داشت.

ارتباط نصرت با زمینه‌سازی

با چند بیان می‌توان ارتباط نصرت با زمینه‌سازی را توضیح داد:

بیان اول (یکی بودن نصرت و زمینه‌سازی): از آن‌جا که یاری هر فرد یا گروه، به معنای فراهم آوردن شرایطی است که آن‌ها را به هدفشان نزدیک می‌کند (و زمینه‌سازی؛ چنان‌که گفته شد به معنای فراهم آوردن مقدمات و شرایط انجام امری است)؛ میان نصرت و زمینه‌سازی (که از آن به «یُوَطِّئوُنَ» تعبیر می‌شود) تفاوت چندانی نیست؛ زیرا در هرگونه یاری زمینه‌سازی برای رسیدن یاری‌شونده به هدفش وجود دارد. پس، زمینه‌سازی جزء مفهوم نصرت است و عنصر زمینه‌سازی در هر یاری‌ای نهفته است. گویا در روایات، زمینه‌سازی با واژه‌های مشابهی به کار می‌رود که بین این واژه‌ها تفاوت چندانی نیست؛ کلماتی همانند نصرت، انتظار، احیای امر.

با تحلیل مفهومی این واژه‌ها می‌توان به معنای زمینه‌سازی رسید. زمینه‌سازی، مفهومی جدا از این مفاهیم نیست و گویا عبارت دیگر آن واژه‌ها می‌باشد.

در عصر غیبت، هر گونه یاری امام باید در جهت تسریع ظهور باشد؛ زیرا ظهور مهم‌ترین خواسته امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است و امام برای برآورده شدن این خواسته حالت اضطرار دارد (قمی، ۱۴۱۱: ج۲، ص۱۲۹)[۱۰] و چنان‌که در تعریف زمینه‌سازی گذشت، آن‌چه موجب تسریع ظهور گردد، زمینه‌سازی نامیده می‌شود. پس، هرگونه یاری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف زمینه‌سازی برای ظهور است. البته زمینه‌سازی سطوحی دارد: گاه یاری، سطح بالایی از زمینه‌سازی را به همراه دارد و گاه می‌تواند ما را تنها قدمی به ظهور نزدیک کند.

بیان دوم (نصرت دلیل زمینه‌سازی): آیات و روایات نصرت، می‌توانند از ادله اثبات‌کننده زمینه‌سازی باشند. ضرورت و وجوب زمینه‌سازی را می‌توان از ادلّه مختلفی اثبات کرد. یکی از آن ادلّه، نصوص بیانگر نصرت امامان علیهم السلام؛ مخصوصاً امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.[۱۱] در این بیان، نصرت مقدمه ظهور است و هر آن‌چه مقدمه ظهور باشد، زمینه‌ساز ظهور است. پس، باید با یاری حضرت برای ظهورش زمینه‌سازی نمود.

بیان مقدمه بودن نصرت برای ظهور: یاری امام، یعنی کمک به امام در جهت رساندن امام به هدفش است. هدف هر امامی اجرای حاکمیت الاهی است. حاکمیت الاهی در سطح گسترده و جهانی، تنها با حکومت معصوم علیه السلام قابل اجرا است و این ظهور است که حکومت معصوم علیه السلام و حاکمیت الاهی را به دنبال دارد.

تفاوت این دو بیان: در بیان اول، زمینه‌سازی جزء مفهوم نصرت بود؛ در نتیجه هر یاری‌ای زمینه‌سازی می‌شود؛ اما در این بیان، نصرت و زمینه‌سازی دو مفهوم جدا هستند: نصرت مقدمه ظهور است و هر آن‌چه مقدمه ظهور باشد، زمینه ظهور را فراهم می‌کند. پس، روایات نصرت، بر زمینه‌سازی دلالت می‌کند.

بیان سوم: هر حرکتی به پیش‌زمینه‌هایی نیاز دارد. ظهور نیز با فراهم آمدن مقدمات آن حاصل می‌شود. وجود یاران و اقبال عمومی از شرایط ظهور هستند؛ پس، باید این امور قبل از ظهور تحقق یابند. روایات نصرت، با بیان لزوم یاری امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و نیز بیان شیوه‌های یاری حضرت، وظیفه عملی منتظران را مشخص می‌‌کند و آنان را در جهت ساختن جامعه مهدی‌یاور سوق می‌دهد. دانستن ویژگی‌های یاران امام و کوشش در کسب آن، تلاش برای زمینه‌سازی ظهور است. زمینه‌سازی، یعنی یاور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ساختن. گویا دسته‌ای از روایات نصرت ـ با بیان این‌که وجود یاران شرط ظهور است[۱۲] ـ ما را به ساخت یاور برای مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مکلف می‌نماید؛ زیرا این دسته از روایات حداقلِ زمینه‌های ظهور را بیان می‌کند و به ضمیمه روایات دسته اول (که به زودی ذکر می‌شود) تأکید دارد که بایستی زمینه‌ها را ایجاد کرد و یا به قرینه عقلی که زمینه‌سازی مطلوب است؛ لزوم زمینه‌سازی اثبات گردد.

تفاوت بیان دوم با بیان سوم: در بیان دوم، بر مقدمه بودن نصرت نسبت به ظهور تأکید شد؛ اما در بیان سوم، بر مقدمه بودن نوع خاصی از نصرت (نصرت امام در جهت ساخت یارانی که شرط ظهورند) تأکید می‌گردد. به عبارت دیگر، زمینه‌سازی، یعنی فراهم‌آوردن شرایط ظهور. یاری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هم یکی از شرایط ظهور است و تا یاران به حد کافی نرسند، زمینه ظهور فراهم نمی‌گردد. طبق آیه gوَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَf‌ (انبیاء: ۱۰۵)؛[۱۳] وعده وراثت زمین و حکومت بر آن به بندگان نیکوکار داده شده است. پس باید در جهت ساختن بندگان پرهیزکار تلاش نمود.

ممکن است گفته شود، اصل ظهور، مثل بعثت است و آن امری الاهی است که ممکن است در محیط کاملاً مأیوس‌کننده یا خفقان با مداخله خدا و به صورت معجزه تحقق یابد؛ پس اصل ظهور به زمینه‌سازی نیاز ندارد تا بخواهیم به وسیله نصوص، نصرت آن را اثبات کنیم؛ بلکه آن‌چه نیازمند زمینه‌سازی است، حکومت اسلامی است.

در پاسخ می‌توان گفت، اولاً: در روایات، وجود یاران از شرایط اصل ظهور شمرده شده است.[۱۴]

ثانیاً: امامت، همانند بعثت است، نه این‌که ظهور مانند بعثت باشد. اصل وجود و حضور امام شاید به زمینه‌سازی نیاز نداشته باشد و خدا در نظام خلقت، امامت را یک رکن قرار داده است؛ اما ظهور امام عجل الله تعالی فرجه الشریف به زمینه‌های مناسب نیازمند است. از آن‌جا که علت غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به عملکرد ما و ترس امام از کشته شدن مربوط است؛ هرگاه این مانع رفع شود و یاران فراهم آیند، ظهور محقق می‌شود.

ثالثاً: تحقق ظهور حضرت به صورت معجزه نیست و اگر با معجزاتی همراه باشد؛ سهم زمینه‌سازی یاران در آن بسیار زیاد است. نکته این است که چون معجزه ظهور یا ظهور معجزه‌گونه تاکنون اتفاق نیفتاده است؛ باید زمینه حاصل شود، وگرنه همان‌گونه که قبل از ظهور، مردم لیاقت حفظ جان امام عجل الله تعالی فرجه الشریف و یاوری او را نداشتند؛ پس از ظهور هم به دلیل همان بی‌لیاقتی، باید امام غایب یا شهید گردد تا زمانی که زمینه پذیرش و یاران او در میان مردم فراهم شود.

اثبات زمینه‌سازی با استفاده از نصوص نصرت

برای اثبات زمینه‌سازی براساس آیات و روایات نصرت دو روش برای اثبات زمینه‌سازی می‌باشد:

۱ـ دسته‌هایی از روایات که بر زمینه‌سازی دلالت دارند؛

۲ـ آیاتی که معیار و مکانیسم نصرت الاهی را بیان می‌کنند. با دستیابی به این معیارها می‌‌توان به وظایف خود در جهت رسیدن به نصرت الاهی (یعنی ظهور[۱۵]) آشنا شد و برای تسریع در تحقق آن زمینه‌سازی کرد.

در این پژوهش، روایات نصرت که صراحت بیش‌تری دارند، مورد بررسی قرار می‌گیرند:

روایات یاری که بر زمینه‌سازی دلالت دارند:

چند دسته از روایات، با مضامین مختلف و گاه نزدیک به هم، بر لزوم یا اهتمام به زمینه‌سازی دلالت دارند:

۱ـ دسته‌ای از روایات به صورت کبرای کلی، نصرت و یاری هر امام حقی را بر مردم واجب می‌داند. امام علی علیه السلام به ابوالدرداء می‌فرماید: امام، یا امام هادی است یا امام ضالّ. در صورت اول، واجب النصر است و در صورت دوم، یاری او حرام است: «… إمّا إمامُ هُدی حرامُ الدَّمِ واجبُ النَّصْرِ، لا تَحِلُّ مَعْصِیَتُه و لا یَسَعُ الأُمّهُ خِذْلاَنُه…» سپس
می‌فرماید: «کان إماماً واجباً علی الناس طاعتُه و نُصْرتُه». (سلیم‌بن قیس، بی‌تا: ص۲۹۱ و مجلسی، ۱۴۰۳، ج۳۳، ص۱۴۴).

این روایت، بر وجوب نصرت امام حق تأکید می‌کند و با توجه به صدر و ذیل روایت، قطعاً چنین نصرتی در جهت فراهم‌سازی پذیرش و حکومت آنان می‌باشد. پس، نصرت امام، زمینه‌ساز ظهور حاکمیت آنان بر جامعه می‌باشد. مهدی‌یاوران نیز با چنین یاری می‌توانند زمینه ظهور و سپس حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را فراهم سازند.

برخی روایات، با صیغه امر به ضرورت آمادگی جهت برای ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دستور می‌دهد:

«لِیُعِدَّنَّ أحدُکم لِخُروجِ القائمِ علیه السلام ولَوْ سهماً فإنّ اللهَ تعالی إذا عَلِمَ ذلک مِن نیّتِهِ رجوتُ لِأَنْ ینسِئَ فی عُمرهِ حتّی یُدْرِکَهَ فیکونَ مِنْ أعوانِه و أنصارِه» (نعمانی، ۱۳۸۳: ص۳۲۰).

طبق این روایت، یاور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بودن در زمان ظهور (فیکون من اعوانه و انصاره) به آماده‌سازی خود جهت یاوری امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در زمان غیبت نیازمند است (لیعدن). ناصرِ زمانِ ظهور باید در زمان غیبت مشق یاوری نماید. مهدی‌یاور، با یاوری در زمان غیبت، زمینه ظهور را فراهم می‌سازد و با یاوری زمان ظهور، زمینه حکومت امام و اصلاح جوامع را مهیا می‌گرداند و چه زیبا این روایت، میان یاوری زمینه‌سازانه قبل از ظهور و یاوری پس از ظهور، جمع می‌‌کند! امام صادق علیه السلام در روایت دیگر می‌فرماید:

«مَنْ سَرَّهُ أنْ یکونَ مِن أصحابِ القائمِ فلْیَنْتَظِرْ وَ لْیَعملْ بالورعِ و محاسنِ الأخلاقِ و هُوَ منتظرٌ فإنّ ماتَ و قامَ القائمُ بعدَه کانَ مِنَ الأجرِ مثل مَن أدرکَه، فجِدّوا و انْتظروا هَنیئاً لکُم أیّتُها العصابهُ المرحومهُ» (نعمانی، ۱۳۸۳: ص۲۰۷، ح۱۶).

در این روایت نیز، بین یاوری زمان ظهور (یکون من اصحاب المهدی) و تلاش زمینه‌سازی برای ظهور (فجدّوا وانتظروا) ارتباط برقرار می‌کند. این روایت بر چند مطلب دلالت دارد:

۱ـ انتظار، ورع و محاسن اخلاق ‌یاورساز مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛

۲ـ انتظار، ورع و محاسن اخلاق مراتبی دارد. یاوران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز دارای مراتبی هستند.

میان یاوران عصر ظهور و یاوران عصر غیبت، ارتباط است. یاوری دوران ظهور، از مسیر یاوری در عصر غیبت می‌گذرد. پس، باید زمینه‌های ظهور را در عصر غیبت فراهم ساخت و با کوششی زمینه‌سازانه در جهت تسریع به ظهور قدم برداشت؛ چنان‌که در روایات به صورت کلی از هر شیعه می‌خواهد امام زمانش را یاری نماید. امام علی علیه السلام در نامه‌ای به عثمان بن حنیف به چهارگونه یاری و دستور می‌دهد:

«لکن فَأَعِینُونی بِورعٍ و اِجتهادٍ و عفّهٍ و سِدادٍ» (سید رضی، خ۱۱۸).

۱ـ پرهیزکاری: این نکته و این واژه با عبارت‌های مختلف از چند امام نقل شده و در آن‌ها از شیعیان اعانت به ورع و اجتهاد خواسته شده است (کلینی، ۱۳۶۳: ج۸، ص۲۱۲، ح۲۵۹؛ همان، ج۲، ص۲۳۳، ح۱۰)[۱۶] در روایات متعددی از یاوران و منتظران، ایجاد و تقویت صفت «ورع» خواسته شده است. ورع، به انسان بصیرت در انتخاب می‌دهد. یاور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باید دنیا را همانند میدان مین ببیند و در اندیشه باشد که مبادا با انتخاب نادرست، امامش را دلگیر کند و مبادا با چنین انتخابی ظهور او را به عقب بیندازد. آری، اگر توابین کمی وقت‌شناس بودند؛ شیرینی قیام امام حسین علیه السلام را به جهانیان می‌چشاندند.

۲ـ تلاش و پشتکار در اجرای وظایف: انسان سالیان متمادی تلاش کرد تا به علم و تکنولوژی فعلی دست یافت؛ توانست به کره ماه رود و به توان‌مندی‌های زیادی دست یابد؛ ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز تلاش و زمینه‌سازی فردی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی می‌‌طلبد.

۳ـ عفت و پاک‌دامنی و دوری از هوا و هوس: یاور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باید مرد عمل باشد و با عفت عملی، خود، و جامعه را به سوی ظهور هدایت کند. «کُونُوا دُعاهً للناس بغَیْرِ ألْسِنتِکُم» (کلینی، ۱۳۶۳، ج۲، ص۷۸)، همیشه بر گوش یاوران طنین‌انداز است. از این‌رو، همیشه خود بهترین رفتار را انتخاب و مردم را به بهترین رفتار در جهت سرعت بخشیدن به ظهور دعوت می‌‌کند.

۴ـ استواری رفتار: «سداد»، کامل‌ترین شکل یاری امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است و عبارت است از: پر کردن شکاف‌ها و رفع کمبودها و کاستی‌ها. آنان که به یاری معصوم علیه السلام نظر دارند، ابتدا می‌بایست کاستی‌های خود و جامعه را جبران نمایند و خود را به سطح بالاتری از یاوری امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف برسانند. شیخ مفید از دسته علمایی است که با رسیدن به عنوان «سدید»، امام او را به برادری برگزید؛ (طبرسی، ۱۳۸۶: ج۲، ص۳۲۲).[۱۷]همانان که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، در آخرالزمان «برادران» خود خوانده بود‌ (صفار، ۱۴۰۴: ص۱۰۴، ب۱۴، ح۴؛ مجلسی، ۱۴۰۳: ج۵۲، ص۱۳۴).[۱۸]

۲ـ روایاتی که به نوعی منتظران را به یاری امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ترغیب و تشویق می‌نمایند و آنان را بهترین مردم می‌شمارند.

در حدیث قدسی آمده است:

«أحبُّ الخلقِ إلیّ القوّامونَ بحقّی، و أفضلُهُم لدی و أکرمهُم علی محمد صلی الله علیه و آله و سلم سَیّدِ الوَری و أکرمُهم و أفضلُهم بعدَه علیٌّ أخو المصطفی المرتضی، ثُمْ مِن بعدِه مِن القّوامینَ بالقسط مِن أئمهِ الحقِّ، و أفضلُ الناسِ بعدَهم مَن أعانَهم علی حقّهِم، و أحبُّ الخلقِ إلیّ بعدَهم مَن أحبَّهُم و أبغضَ أعداءَهم و إنْ لَم یُمکنْهُ مَعونتَهم» (تفسیر الامام العسکری علیه السلام، ص۴۳؛ مجلسی، ۱۴۰۳: ج۲۷، ص۹۶). محبوب‌ترین مردم نزد من کسانی هستند که حق مرا به پا می دارند. افضل و اکرم مردم نزد من محمد صلی الله علیه و آله و سلم و علی و امامان علیهم السلام هستند و بعد از آنان، کسانی هستند که معصومان را در رسیدن به حقشان یاری می‌رسانند.

امام باقر علیه السلام فرمودند:

«مَن أعانَنا بلسانهِ علی عدوِّنا أنطَقَهُ اللهُ بحُجّته یومَ موقفه بین یدیه عزّوجلّ».[۱۹]هر کس ما را با زبان خود یاری کند خدای متعال روز قیامت زبانش را گویا گرداند.

نیز امام علی علیه السلام فرمودند:

«ناصرُنا و محبُّنا یَنتظرُ الرحمهَ» یاری کننده دوست‌دار ما منتظر رحمت باشد (سید رضی، خ۱۰۸).

این دسته از روایات، با بیان جایگاه یاران امامان که پس از پیامبر و ائمه افضل مردم هستند و این‌که چنین یاری درِ رحمت الاهی را می‌گشاید و سعادت ابدی برای آنان به ارمغان می‌آورد؛ شیعیان را به قدم نهادن در جهت یاری ائمه تشویق می‌نمایند.

عبارت «مَن أعانَهُم علی حقَّهم» در روایت اول، گویای این مطلب است که یاری باید زمینه گرفتن حق امامان علیهم السلام و حکومت آنان را فراهم سازد (القوامین بالقسط). این امر در زمان غیبت با تسریع به ظهور (زمینه‌سازی ظهور) امکان‌پذیر است.

نیز عبارت «مَن أعانَنَا بِلسانِهِ علی عدوِّنا»، بر شیوه‌ای از یاری تأکید می‌کند که غایت آن، یاری رساندن به ائمه تا پیروزی بر دشمنان می‌باشد. در زمان غیبت، یاوران، زمینه غلبه نهایی حق بر باطل را ایجاد یا به اندازه توان خود در نزدیک شدن ظهور تلاش می‌‌کنند. اگر هشام بن حکم به مدال با ارزش «هذا ناصرُنا بقلبهِ و لسانهِ و یدِه» (سیدرضی، ۱۴۱: ص۵۲ و مجلسی، ۱۴۰۳: ج۱۰، ص۲۹۵). از ناحیه امام زمانش دست یافت، یاوران مهدی نیز با زمینه‌سازی برای ظهورش می‌توانند به چنین افتخاری، بلکه افتخار «برترین یاوران» (صدوق، ۱۴۰۵: ج۱، ص۳۱۹). نایل آیند.

در قسمت سوم (ناصُرنا ینتظر الرحمهَ)، عنوان «رحمت» مراتبی دارد که بالاترین مرتبه رحمت الاهی با ظهور محقق می‌شود. آری؛ در زمان ظهور است که جلوه تام رحمت الاهی نمایان می‌گردد. با این بیان، هم خود ظهور می‌تواند جلوه تام رحمت الاهی باشد و با چنین رحمتی مزیّن گردد.

۳ـ احادیثی که وجود ناصر و یاری‌کننده را برای قیام هر امامی شرط لازم می‌شمارد:

در برخی روایات مهدوی وجود یاران ویژه، از شرایط ظهور شمرده می‌شود؛ به طوری که هر گاه آنان کامل شوند، ظهور تحقق می‌یابد. امام باقر علیه السلام می‌فرماید:

«لو اجتمَعَ علی الامام عدهُ اهلِ بدرٍ ثلاثمأه و بِضعهُ عشر رجلاً لَوَجَب علیه الخروجُ بالسیفِ» (تلعکبری (شیخ مفید)، ۱۳۷۲: ج۷، ص۱۳). اگر به عدد لشکریان اسلام در جنگ بدر (۳۱۳ نفر) گرد امام جمع شوند، قیام مسلحانه بر امام واجب می‌شود.

امام صادق علیه السلامفرمودند:

«لو کَمُلَتِ العدَّهُ المَوصُوفهُ ثَلاثَمأِهٌُ و بِضَعهُ عَشَرْ کانَ الذی تُریدونَ» (نعمانی، ۱۳۸۳: ص۲۱۰، ب۱۲، ح۴). هرگاه سیصد و اندی نفر کامل شوند، آنچه که اراده دارید به وقوع می‌پیوندد.

نیز ذیل روایت دیگر، با عبارتی واضح‌تر چنین بیان می‌شود: «أظهَرَ اللهُ أمرَه»، (صدوق، ۱۴۰۵: ج۳، ص۳۷۷، ب۳۶: ح۷) یا «لَقامَ قائِمُنا» (طبرسی، ۱۴۱۸: ص۶۳).

براساس روایت اول، وجود تعداد لازم از یاور، حجت را بر معصوم تمام می‌کند تا به قیام دست بزند. البته یاران در سطوح مختلفی از معرفت و ایمان هستند؛ برای نمونه آنان که به امام علی علیه السلام روی آوردند تا با آن حضرت بیعت کنند، از مالک اشتر تا افراد ساده و گاه منافقان آینده یا دنیاطلب بودند. پس، در زمان غیبت، هنوز آن تعداد از یاران فراهم نشده‌اند؛ لذا امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور و قیام نمی‌نماید. وظیفه ما این است که با خودسازی و ساختن جامعه، زمینه تحقق یاران مورد نیاز را فراهم آوریم و با چنین کاری در ظهور تسریع کنیم.

در روایات بعدی نیز وجود ۳۱۳ یار خاص شرط ظهور شمرده شده است. ما باید با هدایت خود و جامعه، زمینه تحقق یاران ویژه مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را فراهم سازیم تا ظهور محقق گردد.

۴ـ روایاتی که علت محروم شدن از ظهور معصوم علیه السلام در بین مردم را عدم یاران محافظ بیان می‌کند:

امام صادق علیه السلام : زمانی که ابوطالب فوت کرد جبرئیل بر پیامبر نازل شد و عرض کرد یا محمد از مکه خارج شو. در این شهر یار و یاوری نداری. پیامبر هراسان از مکه خارج شد (کلینی، ۱۶۳۶: ج۱، ص۴۴۹، ح۳۱ و مجلسی، ۱۴۰۳: ج۱۹، ص۱۵).

یا روایاتی که اشاره دارند پیامبران و امامان به سبب نداشتن یار و یاور کشته شدند:

«أَنبیاءُ اللهِ لَمْ یُنْصروا فِی الدُّنیا و قُتِلوا والأَئِمهُ مِن بعدِهِمْ قُتِلوا وَ لَمْ یُنصَروا» (قمی، ۱۴۴۱: ج۲، ص۲۵۸ و مجلسی، ۱۴۰۳: ج۵۳، ص۶۵ و ج۶۷، ص۱۴). پیامبران الهی در دنیا یاری نشده و به قتل رسیدند. امامان پس از آنان نیز یاری نشده و به قتل رسیدند.

در روایات مهدوی نیز یکی از علل غیبت ولی‌عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، خوف قتل شمرده می‌شود؛ چنان‌که زراره از امام صادق علیه السلام علت غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را می‌پرسد. امام صادق علیه السلام در جواب او می‌فرماید: «یُخافُ علی نفسهِ» بر جانش می‌ترسید (صدوق، ۱۴۰۵: ص۴۸۱).

جامعه مهدی‌یاور، باید یاری‌اش به گونه‌ای باشد که موانع ظهور حضرت، همانند خوف قتل را از بین ببرد و بدین وسیله زمینه ظهور حضرت را فراهم آورد. مهدی‌یاوران نمی‌توانند به حداقل‌ها بسنده، یا با روی آوردن به ظاهر بعضی عبادات خیال کنند تمام تکلیف خود را انجام داده‌اند. مهدی‌یاور باید اعمالش مانع ظهور را کم‌رنگ کند یا آن را از بین ببرد و سبب ظهور را ایجاد کند. آیا رفتارهای غیر مسئولانه و گزینشی که با عافیت‌طلبی سازگار است، می‌تواند ادعای یاور مهدی بودن را به اثبات برساند؟!

۵ـ برخی از روایات، نصرتِ امام را به عنوان میثاق الاهی بیان می‌نماید؛ چنان‌که امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: «… أَخَذَ میثاقُ الأَنبیاءِ بِالأَیمانِ و النُصرَهِ لَنا» (حلی، ۱۳۷۰: ص۳۳ و مجلسی، ۱۴۰۳: ج۵۳، ص۴۷).

تمامی انبیا علیهم السلام برای پیامبر یا پیامبران بعدی زمینه‌سازی کردند و با بشارت دادن به پیامبر یا رسول بعدی برخی معارف و توصیه‌ها را در دسترس متدینان قرار دادند تا آنان حق‌شناس و حق‌پذیر گردند و با پرورش یاران و سایر اقدامات،… زمینه‌های اجتماعی آمدن پیامبر آینده را فراهم نمودند. نیز امامان علیهم السلام برای امام یا امامان پس از خود زمینه‌سازی نمودند این زمینه‌سازی‌ها براساس میثاقی است که خدا از انبیا، اولیا و در رده‌های پایین‌تر از همه امت گرفته که باید دین خدا و منادیان دین الاهی را یاری نمایید. در عصر غیبت هم، یاران، کسانی هستند که به عهد یاری خود عمل و با چنین عملی در جهت نزدیک کردن ظهور کمک می‌‌کنند.

در دعای عهد می‌خوانیم: «اللهم إنّی اُجَدِّدُ له فی صَبیحهِ هذا الیومِ و ما عِشتُ مِن أیّامی عهداً و عقداً و بیعهً»؛ خدایا در این صبح و روزهای دیگر، پیمانم را با تو تجدید می‌کنم. و سپس آن پیمان‌ها را می‌شمارد: «اللهم اجعَلنی مِن أنصاره و أعوانه و الذابّینَ عنه و المُسارعینَ إلیه فی قضاءِ حوائِجه و المُمتَثِلینَ لأوامره و المُحامینَ عنه و السابقین إلی إرادَتِه و المُستَشهَدینَ بینَ یدَیهِ.» خدایا مرا از یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار ده و از کسانی که از او دفاع کرده و حوائج او را برآورده می‌کند و از اوامر او پیروی کرده از او حمایت می‌کند و برای تحقق اراده امام سبقت می‌گیرد و در رکاب امام شهید می‌شود.

یاور مهدی در عصر غیبت باید هر صبح، با امام زمانش عهد یاری ببندد؛ عهدی که پیامبران هم قبل از آن با امامان بستند که یاور آنان باشند و در به ثمر رسیدن اهداف آنان تلاش نمایند. همان‌گونه که پیامبران، پس از پیمان بستن در جهت زمینه‌سازی برای پیام‌آور بعدی تلاش کردند؛ ناصران امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز پس از بستن عهد نمی‌توانند دست روی دست بگذارند؛ بلکه براساس شرایط زمان باید برای ظهور زمینه‌سازی کنند.

۶ـ دعاهایی که معصوم علیه السلام به ما می‌آموزد تا از خدای متعال درخواست یاری امام را داشته باشیم:

در دعای عهد، از خدا می‌خواهیم ما را از یاوران مهدی قرار دهد: «أَللّهُمَّ اجْعَلْنِی مِن أَنصارِهِ و أَعْوَانِه» و سپس گونه‌های یاری (عون) تا سرحد شهادت را برمی‌شمارد:

گونه‌های یاری ایجابی: سرعت‌گیری در برآوردن حوایج امام (اَلمُسارِعینَ فِی قَضاءِ حَوائِجِه)، فرمان‌برداری از اوامر (أَلْمُمْتَثِلینَ لِأَوامِرِه) و سبقت‌گیری در تحقق اراده او (أَلسَّابِقینَ إِلی إِرادَتِه).

گونه‌های یاری سلبی و تدافعی: دفاع در برابر دشمن (نصرت)، دفاع جانانه (ذب) و حمایت و دفاع همه‌جانبه (حمایت).

تمامی این گونه‌های یاری، به زمینه‌سازی برمی‌گردد؛ چرا که مهم‌ترین حاجت امام طبق آیه Gأَمَّن یجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیکشِفُ السُّوءَF (سوره نمل، آیه۶۲)؛ و روایت ذیل آن، ظهور است[۲۰] و طبق این فقره از دعا «المسارعین الیه فی قضاء حوائجه»، یاور مهدی باید برای برآوردن حاجت امام (ظهور) تلاشی مضاعف نماید. نیز از مهم‌ترین اوامر امام، زمینه‌سازی برای ظهور است (فجدّوا و انتظروا و…)[۲۱]براساس جمله «والممتثلین لأوامره»، مهدی‌یاور باید به بهترین نحو در فرمان‌برداری از این امر کوشش نماید. اراده امام در جهت تعجیل ظهور است؛ از این‌رو خود برای فرجش دعا و تلاش می‌نماید و از منتظران می‌خواهد برای فرجش آماده شوند. عبارت «والسابقین إلی إرادته»، از یاوران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌خواهد برای تحقق اراده امام، یعنی ظهور، همت گمارند.

یاور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با موقعیت‌شناسی بهترین موضع‌گیری تدافعی را انتخاب می‌کند (نصرت). هرگاه سطح دشمنی بالاتر رود، او هم با شدت بیش‌تری مقابله می‌کند (ذب)؛ چنان‌چه دشمن ناجوانمردانه به صحنه کارزار وارد شود؛ او نیز همه‌جانبه به رویارویی می‌پردازد (حمایت). آری؛ یاور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کند و تا سرحد شهادت پیش می‌رود «والمستشهدین بین یدیه».

جالب توجه آن‌که این جملات، هم زمانِ ظهور را می‌گیرد و هم زمان غیبت را، یا فقط زمان غیبت را می‌گیرد؛ زیرا جملات قبل «اللهّمَ إنّی اُجدِّدُ لَه فی صبیحهِ هذا الیومِ و ما عِشْتُ من أیّامی عهداً…» و جملات بعد «اللّهَم إنْ حالَ بینی و بینه الموتُ» به زمان قبل از ظهور مربوط است.

این مضمون در دعاهای دیگر هم تکرار می‌شود: (کفعمی، ۱۴۰۳: ص۶۷۵؛ کورانی، ۱۴۱۱: ج۳، ص۲۰۵، ح۷۲۶).

اگر گفته شود، مراد از این فقرات دعا، انصار حضرت در زمان ظهور است، می‌گوییم: اولاً، اطلاق واژه نصرت شامل قبل از ظهور و نیز بعد از ظهور می‌شود؛ ثانیاً، کسی می‌تواند یاری‌کننده در ظهور باشد که قبل از ظهور درصدد یاری باشد و مشق یاوری را به تمام و کمال نوشته و بدان عمل کرده باشد. آیا مدعی یاوری مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به صرف ادعا و بدون این‌که قبل از ظهور قدمی برای نزدیک‌شدن آن بردارد؛ می‌تواند یاور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در ظهور باشد؟! کسی که در مقدمات و ایجاد شرایط ظهور یاری نمی‌کند، چه‌طور می‌تواند بعد از ظهور یاور باشد؟!

۷ـ روایاتی که به طور خاص به یاران زمینه‌سازی اشاره می‌کنند که پس از جنگ، پرچم پیروزی را به دست امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌سپارند:

خداوند آخرت را بر دنیای ما اختیار کرد و اهل‌بیت علیهم السلام من از من بلا و مصائب می‌بینند تا اینکه قومی از مشرق با پرچم‌های سیاه می‌آیند، حق را دو یا سه بار طلب می‌کنند اما به دست نمی آورند می جنگند یا اینکه حق به آنان داده می شود. اما نمی پذیرند و به اهل بیت من علیهم السلام می سپارند و او جهان پر ستم را از عدل و داد پر می گرداند. هر کس این امر را درک کرد به آنان ملحق می شود ولو خود را بر برف بکشد. زیرا این شخص مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است (حلی، ۱۴۱۶: ص۳۰ و ۱۱۷؛ کورانی، ۱۴۱۱: ج۱، ص۳۸۱ ـ ۳۸۶، ح۲۴۵ و ۲۴۶؛ مجلسی، ۱۴۰۳: ج۵۲، ص۲۴۳).

در این روایت، به زمینه‌سازانِ ویژه و اهمیتِ کارِ آنان اشاره شده است؛ همان‌ها که با فراهم آوردن آخرین زمینه‌های ظهور، حکومت را به جایگاه اصلی‌اش بازمی‌گردانند.

این مضمون در روایات اهل سنت، به نام «مُوَطّئُون» معرفی می‌شوند.[۲۲] پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرماید:

«یَخرجُ قومٌ مِن قِبَلِ المشرقِ فیْوَطَّئونَ لِلمهدی سلطانهَ» (طبرانی، ۱۴۱۵: ج۱، ص۲۸۹ و سنن ابن ماجه، ج۲، ص۱۳۶۸).

«یوطئون»، از ماده «وطئ» به معنای تمهید و آماده‌سازی است و مراد از سُلطان، سلطنت و حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است.

این دسته از یاوران با رو در رویی نظامی و جهاد در راه خدا، زمینه‌های ظهور را محقق می‌سازند و با به میدان آوردن جان خود، آخرین حلقه‌های مفقود را تکمیل می‌نمایند و در نهایت پرچم را به دست امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌سپارند. ما باید با بالابردن معرفت امام و ایجاد بسترهای ولایت‌پذیری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف میان مردم (آمادگی فرهنگی) و نیز آمادگی‌های دیگر، همانند آمادگی سیاسی، اجتماعی و نظامی سطح جامعه را بالا برده و به سطح زمینه‌سازان خاص نزدیک کنیم. گویا در این‌گونه روایات، بسترها و حلقه‌های مفقود تا ظهور گزارش می‌شود تا با شناسایی و برنامه‌ریزی بتوانیم آن‌ها را تکمیل کنیم و زمینه ظهور را فراهم سازیم.

۸ـ روایاتی که بین نصرت و تعجیل فرج جمع می‌کند:

«فعجَّلَ اللهُ فَرَجَک و سهَّلَ مَخْرجَک و قَرب زمانَک و کثر أنصارَک و أعوانَک و أنجَزَ لک ما وَعَدَک» (محمد بن مشهدی، ۱۴۱۹: ص۶۷۱؛ مجلسی، ۱۴۰۳، ج۹۸، ص۳۷۴).

این گروه از روایات بر ارتباط تعجیل ظهور و وجود یاران و نیز با در نظر گرفتن روایات دیگر، بر اثرگذاری نصرت در تعجیل ظهور اشاره می‌نمایند؛ گویا وجود یاران لازمه ظهور است.

با دو جمله «عجّلَ الله فَرَجک و قرَّبَ زمانَک» بر تغییرپذیری زمان ظهور و نزدیک شدن آن تأکید می‌ورزد. سپس با عبارت «کثَّرَ انصارَک و اعوانَک» بر تأثیر یاران در ظهور اشاره می‌کند؛ چنان‌که در جمله پایانی «أَنجزَ لَکَ ما وعدَک» تحقق وعده الاهی را پس از درخواست یاران قرار می‌دهد؛ گویا وجود یاران، بر تحقق وعده الاهی (ظهور) اثرگذار است.

جالب توجه آن‌که در این روایت، به کثرت یاران توجه می‌شود و این فرد و جامعه زمینه‌ساز هستند که باید یاران لازم را فراهم آوردند.

۹ـ روایاتی که به صراحت بین نصرت و زمینه‌سازی جمع می‌کند:

حضرت علی علیه السلام در روایتی به مردم می‌فرماید: از خدا درخواست نصرت کنید؛ ولی طلب یاری کافی نیست؛ بلکه باید زمینه آن را فراهم آورید: «اسْأَلوا النَّصرَ و وَطِّنَوا أنفُسَکُمْ عَلی القِتال.» (کافی، ج۵، ص۳۸، ح۱؛ مجلسی، ۱۴۰۳، ج۳۳، ص۴۴۸، ح۸).

به این معنا در آیات و روایات متعددی اشاره شد که در بحث بعدی (معیار و مکانیسم حضرت الاهی) به آن می‌پردازیم.

پس، ناصر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف کسی است که به طلب یاری و دعا برای ظهور بسنده نمی‌کند؛ بلکه خود به میدان می‌آید و مردانه کمر همت می‌بندد و در خود و دیگران آمادگی فردی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایجاد می‌کند و سست و ناتوان به گوشه‌ای نمی‌خزد و یا به حداقل‌ها بسنده نمی‌کند.

چنان‌که امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در اولین خطبه خود هنگام قیام، می‌فرماید: «أیهّا الناسُ إنّا نَسْتَنصِرُ اللهَ و مَن أجابَنا مِن الناسِ» و در آخر خطبه چنین خواهد فرمود: «لا تَخْذَلونا و اُنصُرونا یَنصرْکُم اللهُ تَعالی» (نعمانی، ۱۳۸۳: ص۲۹۰، ب۱۴).

ندای نصرت‌خواهی مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، نه تنها زمان ظهور بلند است؛ بلکه چنین ندایی همین الان نیز بلند می‌باشد. ما باید پنبه‌ها را از گوش‌های خود بیرون آوریم و برای یاری همه‌جانبه حضرت آماده باشیم.

۱۰ـ روایاتی که اهل برخی شهرها را ناصر معرفی می‌کند:

قم؛ «اهل قم انصارنا»؛ (مجلسی، ۱۴۰۳: ج۶۰، صص۱۶ و ۲۱۴) «أما انهم أنصار قائمنا» (مجلسی، ۱۴۰۳: ج۶۰، ص۲۱۸).

طالقان؛ «هَمْ أَنصارُ المَهدی فِی آخِرِ الزَّمان» (اربلی، ۱۴۰۵: ج۳، ص۲۶۸ و کورانی، ۱۴۱۱: ج۳، ص۸۴، ح۶۲۹).

عراق؛ «یَکُونُ بِالشامِ جُنْدٌ و بِالعِراقِ جُنْدٌ و بِالیَمَنِ جُنْدٌ…» (ابن‌حنبل، ج۴، ص۱۱۰).

شام؛ «أَلأَبدالُ یکونُونَ بِالشَّام» (ابن‌حنبل، ج۱، ص۱۱۲ و کورانی، ۱۴۱۱: ج۱، ص۲۸۳، ح۱۸۳).

مصر؛ «یُبایُع القائمَ… عدّهُ اهلِ البدرِ فیهم النُجباء مِن اهل المصر و الأبدالُ مِن أهلِ الشامِ و الأخیارُ مِن أهلِ العراقِ»، (طوسی، ۱۴۱۱: ص۲۸۴).

اشکال: بحث ما در زمینه‌سازان است نه یاوران. زمینه‌سازان پیش از ظهور در فراهم‌سازی ظهور نقش اجرا می‌کنند و یاوران در هنگامه ظهور و پس از آن.

جواب: این تفاوت میان زمینه‌سازان و یاورانِ خاص هست؛ اما این زمینه‌سازان هستند که با فراهم کردن محیط فردی و اجتماعی، جامعه را به سوی تشکیل یاران ویژه سوق می‌دهند و بدین‌گونه یاران زمینه‌ساز، در سرعت بخشیدن به ظهور مؤثر می‌گردند. یاران زمینه‌ساز بستر تحقق یاران ویژه را فراهم می‌سازند. علمای دین مهم‌ترین دسته از زمینه‌سازان هستند؛ چرا که اگر آنان نبودند هیچ دینداری باقی نمی‌ماند. امام عسکری علیه السلام از امام هادی علیه السلام نقل می‌کند:

«لولا مَنَ یبقی بعد غیبهِ قائمِنا من العلماءِ الداعیَن إلیه، والدّالّینَ علیه، والذّابینَ عن دینهِ بُحججِ اللهِ والمنقِذینَ للضُعفاء عبادُ اللهِ مِن شبُّاک إبلیس و مَرَدَتِه، و مِن فِخاخِ النواصبِ، لَما بَقِیَ أحدٌ إلّا ارتدَّ عن دینِ اللهِ ولکنّهم الذینَ یمسکونَ أزِمّهَ قلوبِ ضُعفاءِ الشیعهِ، کما یمسک صاحبُ السفینهِ سُکّانَها، أولئک هم الافضلونَ عند اللهِ عزَّوجلَّ». (طبرسی، ۱۳۸۶: ج۲، ص۲۶۰ و مجلسی، ۱۴۰۳: ج۲، ص۶).

در این روایت، علما به عنوان یاورانی (ذابّ) معرفی می‌شوند که فرمان کشتی هدایت مردم در زمان غیبت دست آنان است. آنان از حریم دین مراقبت می‌نمایند و اینان باید این کشتی را به دست سکان‌دار اصلی بدهند و تا آن زمان، محافظت از این کشتی دست علم است تا کشتی غرق نشود.

نتیجه

زمینه سازی، با چندین دسته از روایات نصرت قابل اثبات است. این روایات عبارتند از:

سه دسته از روایاتی که بر یاری امام ترغیب می‌کنند؛ نصرت امام حق را واجب می‌دانند و آن را میثاق الاهی می‌شمارند.

دسته‌ای از روایات که وجود یاران را شرط لازم قیام هر امامی می‌شمارند و نبود یاران را موجب محرومیت از ظهور می‌خوانند.

دو دسته از روایاتی که یاران را به عنوان موطئون و زمینه سازان معرفی می‌کنند و شهرهای یاران امام مهدی را نام می‌برند.

دسته‌ای از روایات که بر دعا برای یاری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف تأکید می‌کنند.

در نهایت، دو دسته از روایات که میان نصرت و تعجیل فرج و همچنین بین نصرت و زمینه‌سازی جمع می‌کنند.

منابع

قرآن کریم.

نهج‌البلاغه.

ابن حنبل، احمد، مسند، بیروت: دارالصاد، بی‌تا.

ابن فارس، احمد، معجم مقاییس اللغه، بی‌جا، مکتبه الاعلام الاسلامی، ۱۴۰۴ق.

اربلی، علی‌بن عیسی، کشف الغمه، بیروت: دار الاضوا، ۱۴۰۵ق.

انوری، دکتر حسن، فرهنگ بزرگ سخن، تهران: سخن، ۱۳۸۲ش.

تلعکبری (شیخ مفید)، محمد، الاختصاص، بیروت: دارالمفید، ۱۴۱۴ق.

تلعکبری (شیخ مفید)، محمد، مصنفات الشیخ المفید رسالات فی الغیبه (الرساله الثالثه، الموتمر العالمی بمناسبه ذکری الشیخ المفید، ۱۳۷۲ش.

جعفریان، رسول، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام، تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۶۹ش.

جوهری، اسماعیل بن حماد، تاج اللغه و صحاح العربیه، تحقیق: احمد غفور عطار، بیروت: دار العلم للملایین، ۱۴۰۷ق.

حلی، ابن طاوس، الملاحم و الفتن، اصفهان: گلبهار، ۱۴۱۶ق.

حلی، حسن بن سلیمان، مختصر بصائر الدرجات، نجف: حیدریه، ۱۳۷۰ق.

حویزی، عبد علی، نورالثقلین، دفتر نشر نوید اسلام، ۱۳۸۹ش.

دهخدا، فرهنگ دهخدا، تهران: مؤسسه، لغت نامه دهخدا، بی‌تا.

سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس، تهران: دارالکتب الاسلامیه، بی‌تا.

سیدرضی، الفصول المختاره، بیروت: دار المفید، ۱۴۱۴ق.

شهید صدر، سیدمحمد، التکلیف الاسلامی فی عصر الغیبه، بیروت: دارالمفید، ۱۴۲۳ق.

صدوق، محمد، الخصال، تصحیح علی اکبر غفاری، قم: جماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه فی قم المقدسه، ۱۴۰۳ق.

صدوق، محمد، کمال‌الدین و تمام النعمه، قم: موسسه النشر الاسلامی، ۱۴۰۵ق.

صفار، محمدبن حسن، بصائرالدرجات، تهران: اعلمی، ۱۴۰۴ق.

صفایی حائری، آیت‌الله عباس، تاریخ امیرالمؤمنین علیه السلام، قم: مسجد مقدس جمکران، ۱۳۷۸ش.

طبرانی، المعجم الاوسط، دارالحرمین، ۱۴۱۵ق.

طبرسی، ابوالفضل، مشکاه الأنوار، قم: دار الحدیث، ۱۴۱۸ق.

طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، نجف: دار النعمان، ۱۳۸۶ق.

طوسی، محمدبن حسن، الغیبه، تحقیق، عباد الله تهرانی و علی احمدناصح، قم: مؤسسه المعارف الاسلامیه، چاپ اول، ۱۴۱۱ق.

عسکری، ابوهلال، الفروق اللغویه، مؤسسه النشر الاسلامی، چاپ اول،  ۱۴۱۲ق.

فقیه ایمانی، محمدباقر، شیوه‌های یاری قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف، اصفهان: عطر عترت، ۱۳۸۱ش.

فیروزآبادی، القاموس المحیط، بی‌جا، بی‌تا.

فیومی، احمد بن محمد، المصباح المنیر، قم: دار الکتب العلمیه، ۱۳۹۸ق.

قزوینی، محمد بن یزید، سنن ابن ماجه، بیروت: دار الفکر للطباعه و النشر، بی‌تا.

قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، تصحیح سید طیب موسوی جزایری، قم: دار الکتاب للطباعه و النشر، چاپ دوم، ۱۴۱۴ ق.

کفعمی، ابراهیم بن علی، جن المان الواقیه و جنه الایمان الباقه المشتهر به المصباح، بیروت: مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، چاپ سوم، ۱۴۰۳ق.

کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، تصحیح علی اکبر غفاری، تهران: دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۳ش.

کورانی، علی، عصرالظهور، قم: مکتب الاعلام الاسلام، چاپ اول، ۱۴۰۸ق.

کورانی، علی، معجم احادیث المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، اول، قم: مؤسسه المعارف الاسلامیه، ۱۴۱۱ق.

مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، بیروت: مؤسسه الوفا، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.

محمد بن مشهدی، المزار، قم: موسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۹ق.

مدنی، سیدعلی‌خان، ریاض السالکین فی شرح صحیفه سید الساجدین، قم: موسسه النشر الاسلامی، ق۱۴۱۵٫

نعمانی، محمد، الغیبه، قم: المکتب الصابری، ۱۳۸۳ق.

نقوی، سید حامد، خلاصه عبقات الأنوار، تهران: موسسه‌البعثه، ۱۴۰۵ق.

 

 

â عضو هیأت علمی مؤسسه آینده روشن. razieshkevari@gmail.com
[۲]. العون: الظهیر علی الأمر.
[۳]. النصر: یختص علی الاعداء و المعوفه: عامه من کل شییء فکل نصر معونه و لا ینعکس و یدل علیه قوله تعالی انا لننصر رسلنا، ینصرک الله نصراً عزیزاً، و نصرهم فکانوا هم الغالبین فإن مساق الآیات الإخبار عن ظفر الانبیاء  و نصرتهم علی اعدائهم اما بالغلبه او بالحجه؛ نصرت دارای معانی است ولی هرجا به معنای یاری آمده با قید علی عدوه است. ر.ک: الصحاح، مصباح المنیر، اساس اللغه و…
[۴]. در روایات، بیش‌تر دشمنان نظامی و فرهنگی مورد نظر قرار گرفته‌اند.
[۵]. «حریم»، در لغت به معنای اطراف یک چیز و چیزی است که حرمت دارد.
[۶]. الاصحاب جمع صَحْب مثل فرخ و افراخ.
[۷]. چند تعریف برای صحابی شده است: یک: مَن ألقی النبیَ مؤمِناً به و ماتَ علی الاسلامِ و لَو تَخَلَّلَتْ رِدّه (تعریف بالا)؛ دو: مَن طَلَّتْ مُجالَسَتَهُ له صلی الله علیه و آله و سلم علی طریقِ التَبَع و الأخَذِ عنه (تعریف اصولیان). حدود ۱۱۴۰۰۰ صحابی عنوان شده است که آخرین آن‌ها ابوطفیل عامر بن وائله بوده که در سال ۱۰۰ هجری قمری فوت کرده است.
[۸]. در روایتی از امام علی علیه السلام می‌خوانیم: «الاُمّهُ المَعْدودهُ اصحاب القائمِ الثَّلاثِمَأه و البِضْعَهُ عَشره»، امام باقر علیه السلام در ذیل آیه Gوَلَقَدْ کتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکرِ أَنَّ الأَرْضَ یرِثُهَا عِبَادِی الصَّالِحُونَF می‌فرماید: هُم اصحابُ المهدی فی آخرِالزمان. قمی، ۱۴۱۴: ج۱، ص۳۲۳؛ کورانی، ۱۴۱۱: ج۱۷، ص۲۴۹؛ حلی، ۱۴۱۶: ص۲۸۶ و مجلسی، ۱۴۰۳: ج۱۵، ص۱۷۸٫
[۹]. امام صادق علیه السلام به ابوخالد کابلی فرمود: «إنَّ أهلَ زمانِ غَیْبَتِهِ القائِلینَ بإمامَتِهِ و المُنتظرینَ لِظُهُورهِ أفْضَلُ مِنْ أهْلِ کُلِّ زمان».

سپس وجه برتری را این‌گونه معرفی می‌کند: «إنَّ الله تَبارکَ و تَعالی أعطاهُم مِنَ العُقُولِ و الأفْهامِ و المَعرفهِ ما صارَتْ به الغَیْبَهُ بمَنْزِلَهِ المُشاهَدَهِ… اولئِکَ المُخْلصونَ حَقّاً و شیعتُنا صِدْقَاً». (صدوق، ۱۴۰۵: ج۱، ص۳۱۹، ب۳۱، ح۲، کورانی، ۱۴۱۱: ج۳، ص۱۹۵)

در برخی روایات تصریح شده که یاوران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در زمان غیبت، از یاران پیامبر و یاران زمان ظهور امام عصر افضل هستند. امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «اَنْتُم أفضلُ مِن أصحابِ القائِمِ» و وجه برتری را سختی و تقیه می‌شمارد. (تلعکبری (شیخ مفید) ۱۴۱۱: صص۲۰ـ۲۱ (کلینی، ۱۳۶۳: ج۱، ص۳۳۳، ح۳)
[۱۰]. در ادامه خواهد آمد که «مضطر» در آیه «أمَّنْ یُجیبُ المُضْطَرَّ…»، بر به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف تطبیق داده می‌شود.
[۱۱]. در ادامه، نصوص نصرت به صورت مبسوط مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد.
[۱۲]. مانند روایات «لَوْ کَمُلَتِ العِدّهُ…» که بعداً ذکر می‌شود و در آن‌ها آمده است: «أظْهَرَ اللهُ أمْرَهُ یا لَقامَ قائِمُنا».
[۱۳]. انبیاء، آیه ۱۰۵٫
[۱۴]. مانند روایات لو کملت العدهُ… که بعداً ذکر می‌شود و در آن‌ها آمده: «أظهر الله أمره یا لقام قائمنا».
[۱۵]. در ادامه بیان می‌شود که وجه تام نصرت الاهی، تحقق ظهور است و با ظهور، خداوند بالاترین نوع نصرت خود را به نمایش درمی‌آورد؛ چنان‌که در روایات نیز از نصرت الاهی، به ظهور و زمان ظهور تعبیر شده است.
[۱۶]. مانند: فأعینونی علی ذلک بورعٍ و اجتهادٍ (کلینی، ۱۳۶۳، ج۸، ص۲۱۲)؛ امام صادق علیه السلام نیز فرمود: واللهِ إنّکُم لَعَلی دینِ الله و دین ملائکته، سپس دو مرتبه فرمود: فأعینونی بورع و اجتهاد؛ امام صادق علیه السلام: إنّ شیعهَ علی علیه السلام خَمْصُ البطون، ذبلُ الشفاه و اهلُ رأفهٍ و علمٍ و حلمٍ، یعرفونَ بالرهبانیهِ فأعینوا علی ما أنتم علیه بالورع و الاجتهاد (همان، ج۲، ص۲۳۳).
[۱۷]. در توقیعی از امام زمان آمده است: « الاخ السدید».
[۱۸]. پیامبر دو مرتبه فرمود: اللهم لقّنی اخوانی! اصحاب گفتند: مگر ما برادران تو نیستیم؟! پیامبر فرمود: «لا، اِنّکُم أصحابی، و إخوانی قومٌ من آخرالزمانِ آمَنوا بی و لم یَرَوْنی… لَأحدُهم أشدُّ بقیهً علی دینهِ مِن خَرْطِ القطاه فی اللّیله الظلماء أو کالقابضِ علی جَمْرِ الغضا اولئک مصابیحُ الدُجی یُنجیهم اللهُ مِن کلّ فتنه غَبْراء مُظلمه». پس، رسیدن به مقام برادری پیامبر و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به استقامت فراوان نیازمند است؛ چرا که در روایت همانند دست بر خار کشیدن و زغال گداخته در دست نهادن است (محمد صفار، بصائرالدرجات، ص۱۰۴، ب۱۴، ح۴).
[۱۹]. تلعکبری (شیخ مفید)، محمد، امالی، ص ۳۳، ح ۷؛ در این زمینه روایات دیگری با چنین مضمونی موجود است. ر.ک: فقیه ایمانی، آیت‌الله محمدباقر، شیوه‌های یاری قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص ۱۹-۱۵٫
[۲۰]. امام صادق علیه السلام در ذیل آیه می‌فرماید: نُزِلَتْ فِی القائِم مِنْ آلِ مُحَمدٍ صلی الله علیه و آله و سلم هو و اللهِ المُضْطرُّ إذا صَلّی فی المَقامِ رَکَعتَیْنِ و دَعا اللهَ فَأجابَه و یَکشفُ السوءَ و یَجعَلَه خلیفهً فِی الارضِ (قمی، ۱۴۴۱: ج۲، ص۱۲۹؛ حویزی، ۱۳۸۹: ج۴، ص۹۴، ح۹۳).
[۲۱]. در دسته اول از ادله زمینه‌سازی به آن اشاره شد.
[۲۲]. این مضمون به عنوان روایات رایات سود، حدیث اهل مشرق، حدیث ما یلقی اهل بیته صلی الله علیه و آله و سلم بعده ـ که میان آن‌ها روایات معتبر نیز موجود است ـ معروف است (کورانی، ۱۴۱۱، ص۲۲۰).

درباره نویسنده