مجله شماره 42، مقالات

بررسی و تحلیل اسناد عریضه نویسی با تأکید بر آسیب‌های آن

بررسی و تحلیل اسناد عریضه نویسی با تأکید بر آسیب‌های آن

محمد شهبازیان â[۱]

محمد امین بالادستیان ââ[۲]

روح الله شاکری زواردهی âââ[۳]

چکیده

«عریضه نویسی» امری است که شیعیان آن را نوعی توسل دانسته که بدان وسیله حاجت خود را از خدای متعال، به واسطه امام معصوم۷، درخواست می‌کرده‌اند. این روش، در سال‌های اخیر و به دلیل توجه رسانه های غربی به چاه جمکران، مورد دقت قرار گرفته و در اثبات یا رد آن سخنانی مطرح شده است.

این مقاله که به روش پژوهشی توصیفی تحلیلی است، تلاش می‌کند به این سوال پاسخ دهد که مستندات عریضه نویسی و آسیب های آن چیست.

نتیجه از یک ‌سو حاکی از بدعت نبودن اصل عریضه نویسی است و از سویی گویای عدم تقدس و موضوعیت نداشتن چاه جمکران و آسیب زا بودن توجه به این چاه می‌باشد. لزوم دقت مجدد در ادله اثبات عریضه نویسی، به دست آوردن مستندات تازه یافت و ارائه مستندات جدید از رسانه های غربی در این موضوع؛ از جمله دلایل نگارش این مقاله است.

واژگان کلیدی: عریضه نویسی، چاه جمکران، رقعه، آسیب شناسی، شیعه.

مقدمه

درروایت هایی که به عریضه نویسی پرداخته و در ادامه بحث به آن‌ها اشاره خواهیم کرد، عبارت “رقعه” مرسوم بوده، و گویا “عریضه” عنوان عرفی این عمل است. از این رو، در کتاب‌های دعا و حدیث عناوینی این‌گونه برگزیده‌اند: «کتابه الرقاع للحوائج إلى الأئمه صلوات الله علیهم‏؛ نوشتن نامه‌ها برای اهل بیت: جهت بر آورده شدن حاجت ها» (مجلسی، ۱۴۰۳، ج۹۹: ۲۳۱) البته هر دو واژه عریضه و رقعه مترادف یکدیگر هستند.

رقعه، نامه‌ای است که در آن مطالب نوشته شده گرد آمده است (طریحی، ۱۳۷۵، ج۴: ۳۳۹؛ ابن منظور، ۱۴۱۴، ج۸: ۱۳۱). عریضه نیز، وسیله‌ای برای ارائه و آشکار کردن خواسته‌ها می‌باشد (ابن منظور، ۱۴۱۴، ج۷: ۱۶۹؛ مصطفوی، ۱۳۶۸، ج۸: ۹۲).

عریضه نویسی، مختص اسلام نبوده و در برخی از ادیان سابق، مانند یهودیت نیز به کار رفته است و اکنون نیز در کنا ر دیوار ندبه این عمل صورت می‌پذیرد (خان محمدی و انواری، ۱۳۹۱: ۱۵۷). در مباحث روان‌شناسی و تحقیقات پروفسور جیمز پنی‌بیکر، استاد کرسی روان‌شناسی دانشگاه تگزاس (www.ravangah.com/2010_12_01_archive.html) و پروفسور سیان بیلوک، استاد دانشگاه شیکاگو ( www.salamatnews.com/news/23722)، نامه نگاری و نوشتن مشکلات بر روی یک کاغذ و حتی یادداشت خاطرات روزانه، یکی از راه‌های درمان بیماران روانی، کاهش استرس و آلام روحی عنوان شده است.

این عمل وبیان مشکلات مالی، روحی و جسمی توسط نامه به امام معصوم۷ و درخواست دعا و دستور العملی برای گشایش، در دوران ائمه معصومین: نیز مرسوم بوده و محدثین در مورد آن گزارش کرده‌اند (کلینی، ۱۴۰۷، ج۱: ۵۱۹؛ نجاشی، ۱۴۱۸: ۲۶۱؛ اربلی، ۱۳۸۱، ج۲: ۱۶۳).

در این نوشتار نیز مراد از عریضه نویسی، نوشتن نامه‌ای به خدای متعال و اهل بیت: است که در آن مشکلات فرد بیان شده و به وساطت معصوم۷ در استجابت درخواست خود از خدای متعال امید دارد. نسبت به ائمه طاهرین: نیز مراد ما، دوران عدم حضور و غیبت کبرا می‌باشد.

پیشینه تحقیق

در خصوص عریضه نویسی، مطالبی نگارش گردیده که به عنوان نمونه می‌توان به کتاب ” عریضه نویسی به اهل بیت: و امام زمان ۴” تالیف سید صادق سید نژاد، مقاله “چاه عریضه جمکران از خرافه تا واقعیت”، تالیف آقایان: کریم خان محمدی و محمد رضا انواری، انتشار یافته در فصلنامه علمی پژوهشی شیعه شناسی، سال دهم، ش ۳۷، بهار ۱۳۹۱، و ” عریضه نویسی”، محمد رضا فوادیان، انتشار یافته در سایت (www.intizar.ir/vdcfa.dtww6dtiig.html)، اشاره کرد. این مجموعه از نوشته ها، در اثبات اصل عریضه نویسی و اعتبار آن تلاش کرده‌اند و آن را روشی برای توسل به ائمه معصومین: می‌دانند. در مقاله کریم خان محمدی و… افزون بر مطلب مذکور، به عدم اشکال در انداختن عریضه در چاه جمکران اشاره شده است. خلأ موجود در این مقالات، عدم بررسی ادله اثباتی برای عریضه نویسی است و تنها به وصف و نقل روایات و گزارش های تاریخی پرداخته‌اند.

  1. برررسی اعتبار و عدم اعتبار عریضه نویسی

عریضه نویسی را از حیث زمان، می‌توان به سه دوره تقسیم کرد:

الف) دوران حیات و ظاهر بودن معصوم۷؛

ب) دوران غیبت صغرا؛

ج ) دوران غیبت کبرا.

در مورد گزینه های ( الف و ب )، در ارسال نامه به ائمه معصومین: و بیان سوالات و مشکلات تردیدی وجود ندارد (کلینی، ۱۴۰۷، ج۱: ۵۱۹؛ ج۳: ۳۲۸ ؛ نجاشی ۱۴۱۸: ۲۶۱؛ طوسی، ۱۴۱۱: ۳۰۸؛ صدوق، ۱۳۹۵، ج۲: ۴۸۲). لذا سخن در مورد دوران غیبت کبرا می‌باشد، مبنی بر این‌که آیا بدون امکان دسترسی به معصوم۷ و یا نواب خاص، می‌توان از روش نامه نگاری برای بیان حاجت بهره برد ؟

۱٫۱گونه شناسی دلایل اثبات عریضه نویسی

در اثبات عریضه نویسی مذکور به سه دسته از ادله اشاره شده است:

  1. روایات؛

۲٫گزارش های تاریخی؛

  1. دستورالعمل، کتاب‌های دعا.

۱٫۱٫۱٫ دستور معصوم۷

الف) الکتاب العتیق الغرویّ[۴]، نُسْخَهُ رُقْعَهٍ تُکْتَبُ إِلَى اللَّهِ سُبْحَانَهُ عِنْدَ الْمُهِمَّاتِ رُوِیَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ الْأَوَّلِ۷ أَنَّهُ قَالَ:

إِذَا دَهِمَکَ أَمْرٌ یُهِمُّکَ أَوْ عَرَضَ لَکَ حَاجَهٌ یَعْلَمُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ حَقِیقَتَهَا وَ صَدَقَ الْقَوْلُ فِیهَا فَهُوَ عَالِمٌ بِالْغُیُوبِ وَ خَفِیَّاتِ الْأُمُورِ فَکُنْ طَاهِراً وَ صُمْ یَوْمَ الْخَمِیسِ أَصْبِحْ یَوْمَ الْجُمُعَهِ فَاکْتُبْ فِی رُقْعَهٍ مَا أَنَا ذَاکِرُهُ لَکَ بِمِدَادٍ أَوْ بِحِبْرٍ وَ اطْوِ الْوَرَقَهَ وَ اعْمِدْ إِلَى وَسَطِ الْبَحْرِ فَاسْتَقْبِلِ الْقِبْلَهَ وَ سَمِّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَلَالُهُ وَ صَلِّ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وَ عَلَى آلِهِ الْأَبْرَارِ وَ قُلْ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ ارْمِ بِهَا فِی الْبَحْرِ فَإِنَّ اللَّهَ جَلَّتْ عَظَمَتُهُ یَقْضِی حَاجَتَکَ وَ یَکْفِیکَ بِقُدْرَتِهِ تَکْتُبُ؛ الخ (مجلسی، ۱۴۰۳، ج۹۹: ۲۴۵)؛ در کتاب عتیق غروی، نسخه‌ای از یک نامه که در زمان مشکلات خطاب به خدای متعال نوشته شده، از امام باقر۷ روایت شده است که فرمود: هنگامی که امر مشکل و حاجتی برایت وجود آمد که خدای متعال از حقیقت حال تو مطلع بود؛ چرا که او به غیب عالم است؛ خود را طاهر کن و روز پنجشنبه روزه بگیر، و در صبح جمعه با مداد دعایی را که به تو آموزش می‌دهم بنویس. سپس نامه را تا بزن و در وسط آب برو، روبه‌روی قبله بایست؛ نام خدا را ببر و درود بر محمد و آل او فرست و نامه را در آب انداز که خدای متعال حاجتت را بر آورده خواهد ساخت و تو را به واسطه قدرت الاهی کفایت حاصل می‌شود.

ب) وَ رُوِیَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ ۷‏ أَنَّهُ قَالَ:

لِمَوْلَاهُ نَافِذٍ إِذَا کَتَبْتَ رُقْعَهً أَوْ کِتَاباً فِی حَاجَهٍ فَأَرَدْتَ أَنْ تَنْجَحَ حَاجَتُکَ الَّتِی تُرِیدُ فَاکْتُبْ رَأْسَ الرُّقْعَهِ بِقَلَمٍ غَیْرِ مَدِیدٍ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَ الصَّابِرِینَ الْمَخْرَجَ مِمَّا یَکْرَهُونَ وَ الرِّزْقَ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُونَ جَعَلَنَا اللَّهُ وَ إِیَّاکُمْ مِنَ الَّذِینَ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ‏ قَالَ نَافِذٌ فَکُنْتُ أَفْعَلُ ذَلِکَ فَتَنْجَحُ حَوَائِجِی‏ (اربلی، ۱۳۸۱، ج۲: ۱۶۳؛ حر عاملی، بی تا، ج۱: ۱۵۵)؛ امام صادق۷ به خادم خود، نافذ فرمودند: هرگاه خواستی مکتوبی جهت نجات خود از مشکلات بنویسی؛ ابتدا بالای نامه با قلم بدون مرکب این عبارت ]متن مذکور[ را بنویس. نافذ می‌گوید: در زمان مشکلات، این عمل را انجام می‌دادم و مشکلم حل می‌گردید.

ج) فَمِنْهَا مَا رُوِیَ عَنِ الصَّادِقِ ۷:

أَنَّهُ مَنْ قَلَّ عَلَیْهِ رِزْقُهُ أَوْ ضَاقَتْ عَلَیْهِ مَعِیشَتُهُ أَوْ کَانَتْ لَهُ حَاجَهٌ مُهِمَّهٌ مِنْ أَمْرِ دَارَیْهِ فَلْیَکْتُبْ فِی رُقْعَهٍ بَیْضَاءَ وَ یَطْرَحْهَا فِی الْمَاءِ الْجَارِی عِنْدَ طُلُوعِ الشَّمْسِ ـ دعا (کفعمی، ۱۴۰۵: ۴۰۳)؛ کسی که رزقش کم گشته و تامین زندگی اش سخت باشد، یا حاجت بزرگی در امر دنیا و آخرتش دارد؛ پس از نوشتن دعا بر کاغذ سفید، زمان طلوع خورشید آن را در آب جاری رها کند.

د ) وَ مِنْهَا عَنْهُ ( امام صادق)۷ أَیْضاً:

تَکْتُبُ فِی بَیَاضٍ بَعْدَ الْبَسْمَلَهِ دعا- ثُمَّ تَطْوِی الرُّقْعَهَ وَ تَجْعَلُهَا فِی بُنْدُقَهِ طِینٍ ثُمَّ اطْرَحْهَا فِی مَاءٍ جَارٍ أَوْ فِی بِئْرٍ فَإِنَّهُ سُبْحَانَهُ یُفَرِّجُ عَنْکَ وَ مَثِّلْ حَوْلَ الْوَرَقَهِ هَذَا الْمِثَالَ وَ هُوَ:  (همان)؛ امام صادق۷ فرمودند: بعد از نوشتن بسمله و دعا در ورقی سفید، آن را تا زده و در میان گل نهاده و به آب جاری یا چاه بینداز و خدای متعال مشکلت را برطرف خواهد کرد. در حاشیه کاغذ نیز شکل را بکش.

ه‍ ) وَ مِنْهَا قِصَّهٌ مَرْوِیَّهٌ عَنِ الْهَادِی۷:

تَکْتُبُ لَیْلًا فِی ثَلَاثَهِ رِقَاعٍ وَ تُخْفِی فِی ثَلَاثَهِ أَمَاکِنَ: دعا (همان: ۴۰۴)؛ از امام هادی۷ روایت شده است که فرمودند: شبانه سه نامه نوشته و آن‌ها را در سه مکان مختلف دفن کن.»

علامه مجلسی این دستور را در جواب نامه‌ای دانسته‌ است که یکی از یاران حضرت هادی۷ از زندان فرستاده و از رنج و آزار دشمنان شکایت کرده است (مجلسی، ۱۴۰۳، ج۹۹: ۲۵۴).

و) الکتاب العتیق الغرویّ، یُرْوَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیِّ قَالَ:

کُنْتُ عِنْدَ مَوْلَایَ أَبِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الْعَسْکَرِیِّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ إِذْ وَرَدَتْ إِلَیْهِ رُقْعَهٌ مِنَ الْحَبْسِ مِنْ بَعْضِ مَوَالِیهِ یَذْکُرُ فِیهَا ثِقْلَ الْحَدِیدِ وَ سُوءَ الْحَالِ وَ تَحَامُلَ السُّلْطَانِ وَ کَتَبَ إِلَیْهِ یَا عَبْدَ اللَّهِ فَعَلَیْکَ بِالصَّبْرِ وَ اکْتُبْ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ رُقْعَهً وَ أَنْفِذْهَا إِلَى مَشْهَدِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ ارْفَعْهَا عِنْدَهُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ادْفَعْهَا حَیْثُ لَا یَرَاکَ أَحَدٌ وَ اکْتُبْ فِی الرُّقْعَهِ دعا (همان، ج۹۹: ۲۳۹)؛ عبدالله بن جعفر حمیری می‌گوید: نزد امام حسن عسکری۷ بودم که نامه‌ای از طرف یکی از شیعیان محبوس به دست ایشان رسید. این فرد از سنگینی زنجیر‌ها و سختی زندان شکوه نموده بود. امام۷ در پاسخ او چنین نوشت: ای بنده خدا ! صبور باش و خطاب به خدای متعال، نامه‌ای بنویس و آن را به صورت مخفیانه و دور از چشم دیگران در ضریح امام حسین۷ قرار بده و در نامه این چنین بنویس: دعا.

نکته

از عبارت کتاب مفتاح الجنان که در پایان کتاب زاد المعاد علامه مجلسی چاپ گردیده است، روایتی از حضرت مهدی۷ در مورد عریضه وجود دارد که متن آن چنین است:

وَ فِی کِتَابِ أَنِیسِ‏ الصَّالِحِینَ‏[۵] وَ بَعْدَ ذِکْرِ هَذِهِ الْعَرِیضَهِ لِصَاحِبِ الْعَصْرِ۴، أَنَّهُ عَنْ صَاحِبِ الْأَمْرِ۴ مَذْکُورٌ فِی بَعْضِ النُّسَخِ أَنْ یَکْتَبُ عَرِیضَهً أُخْرَى لِلْحَقِّ سُبْحَانَهُ وَ یُعَطِّرُهَا وَ یَشُدُّهَا بِحَبْلٍ بِإِحْکَامٍ، وَ یَضَعُهَا وَسَطَ عَرِیضَهِ صَاحِبِ الْأَمْرِ عَلَیْهِ السَّلَامُ وَ یُغَطِّیهَا بِالطِّینِ الطَّاهِرِ وَ یُلْقِیهَا فِی الْمَاءِ الْجَارِی وَ هِیَ: ؛ الخ (ناشناس، ۱۴۲۳: ۵۸۰).[۶]

اما پس از مراجعه به نسخه‌ای ازکتاب انیس الصالحین، این معنا برداشت نشده و نویسنده کتاب مذکور، تنها به این مطلب پرداخته است که برای عریضه نویسی می‌توان به این روش و عبارت‌ها تمسک جست.[۷] لذا این عبارت را نمی توان جزء روایات محسوب کرد.

بررسی روایات

الف) منابع و سند

ضعف هایی مانند عدم نقل این روایات در منابع کهن و معتبر شیعه، به گونه‌ای که قدیمی ترین نقل متعلق به اربلی (۶۹۲ هـ. ق‏) بوده و عموم نقل های دیگر از کفعمی (۹۰۵ هـ. ق‏) می‌باشد و نیز عدم سند متصل به معصوم۷؛ اعتبار آن‌ها را از بین می‌برد و نمی توان به این روایات تمسک نمود و سخنی را به شرع نسبت داد.

افزون بر اشکالات مذکور، علامه مجلسی دو روایت را از کتابی با عنوان (عتیق غروی) ذکر کرده است که این کتاب از منابع تازه یافت ایشان بوده و امروز نیز در اختیار ما قرار ندارد. همچنین از نویسنده و اعتبار این نسخه اطلاعی نداشته و منابع اخذ مطلب در این کتاب را نمی شناسیم.

ب) دلالت روایات

فارغ از متن دعاهایی که در روایات مذکور اشاره شده است، محتوای روایت‌ها به نکات زیر اشاره کرده‌اند:

۱٫نوشتن عریضه در زمان مشکلات مهم، طلب وسعت رزق، سهل شدن زندگی و آزادی از زندان می‌باشد؛

۲٫دعایی از طرف معصوم آموزش داده شده است که آن را در رقعه بنویسند؛

۳٫آنچه میان تمامی روایات مشترک است، اصل رقعه نویسی است و در دیگر شرایط اختلاف داشته ودر صورت عمل به تمام شرایط، این‌گونه باید صورت پذیرد:

در روز پنج شنبه روزه گرفته شود، روز جمعه دو نامه یکی خطاب به خدای متعال و دیگری خطاب به امام مهدی۴ نوشته شود؛ سپس آن‌ها را معطر کرده و نامه خطاب به خدای متعال را درون نامه امام قرار داده و در زمان طلوع خورشید و پس از قرار دادن هردو نامه در گل، مخفیانه وارد برکه یا نهر آب شده و رو به قبله بایستد. آن‌گاه پس از خواندن دعاو توسل، رقعه را در آب بیندازد.

اگر چه با توجه به روایت منقول از امام هادی۷ باید سه رقعه نوشته شود و شبانه در سه مکان دفن گرددو یا در روایت نقل شده از امام عسکری۷، این رقعه در ضریح امام حسین۷ انداخته می‌شود.

شاید بتوان از سکوت برخی از روایات و قید زدن برخی روایات دیگر، شرایطی الزامی نیز برداشت نمود. با این فرض، قرار گرفتن نامه در ضریح اهل بیت: یا آب (چه جاری، مانند نهر و چه ثابت، مانند چاه)، باید به صورت مخفیانه و دور از چشم دیگران صورت پذیرد و ارسال علنی نامه خلاف دستور روایات است.

۱٫۱٫۲٫ گزارش های تاریخی

الف) تنوخی (۳۸۴ هـ. ق) [۸] از کتاب الوزراء، محمد بن عبدوس (۳۳۱ هـ. ق)، داستانی را نقل می‌کند که بنابر آن، ابو ایوب احمد بن شجاع به واسطه نوشتن رقعه‌ای خطاب به خدای متعال و قرار دادن آن در محراب نمازش، از ظلم عبدالله بن محمد بن یزداد نجات می‌یابد (تنوخی، ۱۹۷۸، ج۱: ۲۳۷).

ب) تنوخی مشاهده عینی خود را در امر عریضه نویسی خطاب به امام معصوم۷ گزارشی دیگر ذکر کرده و می‌گوید:

محمد محمد بن العباس فسانجس، از افراد ظالمی بود که به زور اموال تنوخی و ابو نصر محمد بن محمد واسطی را از آن‌ها گرفته است که پس از شکایت نیز اموال آن‌ها پس داده نمی شود. محمد بن محمد واسطی نامه‌ای خطاب به امام کاظم۷ نوشته و پس از توسل به دیگر ائمه:، آن را به ضریح آویزان می‌کند.

تنوخی می‌گوید:

مدتی بعد به زیارت موسی بن جعفر۸ رفتم؛ هنگام خواندن نماز، عریضه واسطی را دیدم. این مطلب مرا به خنده انداخت ؛چرا که معتقد بودم او برای مردی که از دنیا رفته، نامه نگاری کرده است؛ اما پس از مدتی، به واسطه همان رقعه اموالش را به او برگرداندند.

تنوخی در پایان چنین می‌گوید:

و صح لأبی النصر، بقصته ما لم یصح لی، و کانت محنته و محنتی واحد، ففاز هو بتعجیل الفرج بها، من حیث لم یغلب علی ظنی أن أطلب الفرج منه (تنوخی، ۱۹۷۸، ج۱: ۲۳۹)؛ مشکل ابونصر واسطی به واسطه آن عریضه حل شد و مشکل من باقی ماند؛ با این‌که رنج ما یکی بود. او نجات یافت، از راهی که گمان نمی کردم، نجاتی در آن باشد.

ج ) تنوخی گزارشی دیگر از عریضه نویسی ابا القاسم السعدی بیان می‌کند که برای طلب حاجتی، عریضه نوشته و آن را در ضریح امام حسین۷ قرار می‌دهد (همان، ج۲: ۲۸۹).

د) گزارش دیگر تنوخی از عریضه نویسی احمد بن کشمرد می‌باشد (صدوق، ۱۳۹۵، ج۲: ۴۹۵) که پس از دستگیری اش توسط قرامطه، با توسل به امیر المومنین۷ و آموزش دیدن عریضه نویسی از ایشان در خواب، نجات می‌یابد. او این نکته را چنین نقل کرده است:

فلما کان فی اللیل رأیت فی منامی کأن قائلا یقول لی: اکتب فی رقعه:

بسم الله الرحمن الرحیم من العبد الذلیل الی المولی الجلیل، مسنی الضر و الخوف و أنت أرحم الراحمین فبحق محمد و آل محمد، اکشف همی و حزنی و فرج عنی. واطرح هذه الرقعه فی هذا النهر و أومأ إلی ساقیه کانت تجری هناک فی المطبخ. فانتبهت من نومی و کتبت الرقعه و طرحتها فی الساقیه؛ الخ (تنوخی، ۱۹۷۸، ج۲: ۳۰۴)؛ در خواب شبانه دیدم که فردی می‌گوید: نامه‌ای بدین صورت بنویس: دعا؛ و آن را در نهر آب بینداز و به آبراهی گوشه مطبخ اشاره نمود. از خواب برخاسته و رقعه را نوشتم و در آن آبراه انداختم.

این گزارش را، صهرشتی در (قبس المصباح) [۹] به تفصیل نقل کرده و به واسطه محمد بن حسین صقال، از ابو المفضل شیبانی چنین شنیده است که ابوالعباس کشمردی در پاسخ به درخواست ابو علی محمد بن همام کاتب، واقعه را چنین نقل می‌کند:

وَ قَدْ فَرَغْتُ مِنَ الصَّلَاهِ وَ أَنَا أَسْتَغِیثُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى وَ أَتَوَسَّلُ إِلَیْهِ بِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ إِذْ نَعَسْتُ فَحَمَلَنِی النَّوْمُ فَرَأَیْتُ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ۷ فِی مَنَامِی ذَلِکَ فَقَالَ یَا ابْنَ کُشْمَرْدَ قُلْتُ لَبَّیْکَ یَا مَوْلَایَ فَقَالَ مَا لِی أَرَاکَ عَلَى هَذَا الْحَالِ اکْتُبْ‏ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏ – دعا – وَ اجْعَلِ الرُّقْعَهَ فِی کُتْلَهِ طِینٍ وَ اقْرَأْ سُورَهَ یس وَ ارْمِ بِهَا فِی الْبَحْرِ فَقُلْتُ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ إِنَّ الْبَحْرَ بَعِیدٌ مِنِّی وَ أَنَا مَحْبُوسٌ مَمْنُوعٌ مِنَ التَّصَرُّفِ فِیمَا أَلْتَمِسُ فَقَالَ ارْمِ بِهَا فِی الْبِئْرِ أَوْ فِیمَا دَنَا مِنْکَ مِنْ مَنَابِعِ الْمَاءِ (مجلسی، ۱۴۰۳، ج۹۱: ۲۴)؛ از نماز حاجت فارغ شده و با توسل به امیر المومنین۷ به درگاه خدای متعال تضرع کردم. خواب مرا فرا گرفت و در خواب حضرت علی۷ را دیدم که فرمود: پسر کشمرد! چرا ناراحتی و در این حال دیده می‌شوی؟ [در پاسخ به درخواست و بیان حاجتم فرمود:] در نامه‌ای پس از بسم الله الرحمن الرحیم این دعا را بنویس: دعا؛ سپس نامه را در گل بگذار و سوره یس را بخوان و آن را در آب بینداز. عرض کردم یا امیر المومنین! دریا از من دور است و من به واسطه زندانی بودن نمی توانم نامه را در دریا بیندازم. فرمودند: آن را در چاه و یا هر آبراهی که یافتی، بینداز.

این گزارش را ابوالمفضل شیبانی در مجلس داود بن حمدان، در سال (۳۲۲ هـ. ق) نقل و سعید بن بندقی نقل او را تایید کرده است (همان).

صهرشتی در انتهای نقل خود می‌گوید:

فَهَذِهِ الرُّقْعَهُ مَعْرُوفَهٌ بَیْنَ أَصْحَابِنَا یَعْمَلُونَ بِهَا وَ یُعَوِّلُونَ عَلَیْهَا فِی الْأُمُورِ الْعَظِیمَهِ وَ الشَّدَائِدِ وَ الرُّوَاهُ فِیهَا مُخْتَلِفَهٌ لَکِنِّی أَوْرَدْتُ مَا هُوَ سَمَاعِی بِبَغْدَادَ (همان )؛ این نامه در میان شیعیان معروف بوده و در امور مهم و مشکلات بدان تمسک می‌کنند. راویان این قصه نیز متعدد بودند که من تنها آنچه را به طور مستقیم در بغداد شنیدم؛ نقل کردم.

همچنین این فرد، که خود از شاگردان شیخ طوسی بوده است، گزارشی دیگر از این واقعه را به شیخ طوسی نسبت داده و می‌گوید:

 وَ قَدْ ذَکَرَ شَیْخُنَا الْمُوَفِّقُ أَبُو جَعْفَرٍ الطُّوسِیُّ رَحِمَهُ اللَّهُ فِی کِتَابِ الْمِصْبَاحِ [۱۰]وَ مُخْتَصَرِ الْمِصْبَاحِ[۱۱] أَیْضاً أَنَّهَا تُکْتَبُ وَ تُطْوَى ثُمَّ تُکْتَبُ رُقْعَهٌ أُخْرَى إِلَى صَاحِبِ الزَّمَانِ ۴ وَ تُجْعَلُ الرُّقْعَهُ الْکِشْمَرْدِیَّهُ فِی طَیِّ رُقْعَهِ الْإِمَامِ ۷ وَ تُجْعَلُ فِی الطِّینِ وَ تُرْمَى فِی الْبَحْرِ أَوِ الْبِئْرِ: دعا (همان، ج ۹۱: ۲۸)؛ شیخ موفق ما، ابو جعفر طوسی در کتاب مصباح و مختصر مصباح نیز چنین گفته است: علاوه بر عریضه کشمردیه، نامه‌ای دیگر خطاب به امام مهدی۴ بنویس و نامه برای خدای متعال را در نامه امام۷ قرار بده؛ سپس آن‌ها را در گل گذاشته و در آب انداز.

این گزارش را در هیچ یک از کتاب‌های شیخ طوسی و حتی کتاب (مصباح المتهجد) نیافتیم و چه بسا با توجه به این‌که این کتاب تلخیصی از (مصباح المتهجد) شیخ طوسی می‌باشد ( آقابزرگ طهرانی، ۱۴۰۳، ج۱۷: ۳۰)؛ نسخه‌ای غیر از نسخه موجود از این کتاب در اختیار صهرشتی بوده و یا این‌که اضافاتی که توسط دیگر نساخ وارد شده؛ او را به اشتباه انداخته است.

ه‍) میان شیخ مفید و سید مرتضی مباحثه‌ای صورت گرفته و در یک مسئله علمی با یکدیگر اختلاف پیدا می‌کنند. این دو برای حل مشکل، به حضرت علی۷ متوسل شده و در خواب یا در قالب پاسخ مکتوبی به نامه آن‌ها، جواب سوال ارائه می‌شود (نوری، ۱۴۲۹، ج۲: ۱۲۸).

محدث نوری این گزارش را مستند ندانسته و تنها منبع ذکر آن را مقابس شیخ اسدالله کاظمی می‌داند ( همان).

اولین منبعی که برای نقل این گزارش یافتیم، وحید بهبهانی می‌باشد (وحید بهبهانی، ۱۴۲۴، ج۱: ۵۱). پس از ایشان، شاگردش، شیخ اسدالله کاظمی نقل کرده است (کاظمی، بی‌تا: ۶). وحید بهبهانی به این‌که پیام حضرت علی۷، در قالب پاسخ به عریضه بوده است، اشاره‌ای ندارد و کاظمی نیز برداشت خود را مبتنی بر این نکته مطرح می‌کند که آیا این پاسخ در خواب بوده است یا در بیداری؛ نه این‌که به صورت قطع از کسی شنیده و یا دیده و در مقام بیان گزارش باشد. در مجموع، این گزارش بدون سند بوده و محتوای آن بر اثبات عریضه نویسی در دوران غیبت کبرا دلالتی ندارد.

و) سید بن طاووس; مى‌گوید: رشید ابوالعباس بن میمون واسطى، قضیه‌اى در مسیر سامرا براى من نقل کرد و گفت:

زمانى جدّ من، شیخ ورام بن ابى فراس به خاطر ناراحتى که از مغازى پیدا کرده بود، از حله به کاظمین رفت و روزى که من به قصد زیارت سامرا حرکت کردم و در کاظمین ایشان را دیدم، هوا بسیار سرد بود و من مقصد خود رابراى شیخ گفتم. ایشان فرمود: مى خواهم رقعه اى بفرستم که آن را همراه خود داشته باشى. وقتى به سرداب مقدس رسیدى و وارد آن جا شدى، آخرین نفرى باش که خارج مى شود. همان وقت نامه را درسرداب بگذار و بیرون بیا. صبح به آن جا برو؛ اگر رقعه را در جاى خود ندیدى، به احدى چیزى نگو! ابوالعباس واسطى مى گوید: من این دستورات را انجام دادم؛ صبح نیز رقعه را نیافتم و به طرف منزل برگشتم. شیخ، پـیش از رسیدن من با میل خود به حله برگشته بود. بعدا در موسم زیارت او را در حله ملاقات کردم و فرمود: آن حاجت را به من مرحمت کردند. سپس ابوالعباس گفت: این حدیث را بعد از فوت شیخ تا به حال به احدى نگفته بودم (مجلسی، ۱۴۰۳، ج۵۲: ۵۴؛ نهاوندی، ۱۳۸۶، ج۶: ۷۶۱).

علامه مجلسی این مطلب را از فرج المهموم سید بن طاوس نقل می‌کند؛ اما این مطلب در کتاب مذکور و دیگر کتاب‌های سید یافت نشد و منبع سخن علامه مجلسی و دیگر افرادی که از ایشان پیروی کرده‌اند؛ مشخص نیست.

ز) محدث نوری داستان عریضه نویسی سید محمد را ذکر کرده و این فرد در هنگام عریضه نویسی به آنچه از اهل بیت: وارد شده، عمل کرده است (نوری، ۱۳۸۶، ج۲: ۴۹۷).

ح) شاید مهم‌ترین این گزارش‌ها، داستان عریضه نویسی آیت الله گلپایگانی; باشد که ایشان دو بار به این امر اقدام کرده‌اند[۱۲] (قاضی زاهدی، ۱۳۷۹، ج۲: ۱۳۶).

بررسی گزارش های تاریخی

آنچه از مجموع حکایت‌ها به دست می‌آید، عریضه‌نویسی در میان تعدادی از شیعیان است. صاحب مکیال المکارم نیز این نوع توسل و پاسخگویی امام مهدی۴ را از جمله معجزات حضرت شمارش نموده و آن را مجرب می‌داند (موسوی اصفهانی، ۱۳۸۱، ج۲: ۸۵). صاحب کتاب التحفه الرضویه نیز به عریضه نویسی علامه امینی اشاره‌ای داشته و بیان علامه امینی در مورد مجرب بودن این امر را تذکر می‌دهد (مجتهدی سیستانی، ۱۳۹۰: ۴۴۷).

اما این گزارش‌ها را نمی توان به عنوان سیره متشرعه تلقی و از آن‌ها به عنوان دلیل استفاده کرد. سیره متشرعه نیز پس از عمل عموم مسلمانان یا شیعیان، مطرح شده و بر دو گونه است: سیره‏اى که مى‏دانیم در عصر معصوم۷ جریان داشته، به گونه‏اى که معصوم۷ نیز بدان عمل یا آن را تقریر کرده است، و سیره‏اى که جریان آن در زمان معصوم۷ احراز نشده یا عدم جریان آن احراز شده است که در فرض اول حجت بوده و در فرض دوم حجیت نداشته و دلیل محسوب نمی گردد (صدر، ۱۴۱۸، ج۱: ۲۸۶؛ مظفر، ۱۳۷۵، ج۲: ۳۷۴). موضوع مورد بحث ما نیز خصوصیات ذکر شده شامل عمل عموم متشرعه و اتصال به دوران معصوم را ندارد. لذا استدلال به سیره جهت اعتبار عریضه نویسی و عملی مورد استناد به شرع، امکان پذیر نمی باشد.

۱٫۱٫۳٫ دستورات برخی از کتاب‌های دعا

در این قسمت به گزارش هایی دست یافته ایم که تجربه فردی نبوده و از معصوم نیز نقلی صورت نگرفته است؛ لکن منابع دعایی این عمل را راهی برای حل مشکل بیان کرده‌اند.

الف) محدث نوری ادعا کرده است که نسخه‌ای از نامه نویسی به امام عصر ۴ نقل شده که حتی در کتاب بحار الانوار بدان اشاره نگردیده و بسیار کم استنساخ شده و سپس آن را بدین صورت نقل کرده است:

فاضل متبحر، محمّد بن محمّد الطیب، از علماى دولت صفویه در کتاب انیس العابدین نقل کرده از کتاب سعادات به این عبارت: دعا و سپس آورده است که این را در گِل پاکى بگذار و در آب جارى یا چاهى بینداز. ( نوری، ۱۳۸۶، ج۲: ۴۹۵).

ب) کفعمی دعایی را ذکر می‌کند که باید آن را در نامه‌ای نوشت و پس از پیچاندنش در گل و معطر نمودن آن، در ضریح یکی از اهل بیت : یا در آب انداخت. همچنین بیان می‌کند که قبل از انداختن این نامه، یکی از نواب اربعه را صدا زنید و او را واسطه قرار دهید. (کفعمی، ۱۴۰۵: ۴۰۵؛ مجلسی، ۱۴۰۳، ج۹۱:۳۰ ).

ج). الکتاب العتیق الغرویّ‏: نُسْخَهُ رُقْعَهٍ تُکْتَبُ وَ یُوَجَّهُ بِهَا إِلَى مَشْهَدِ مَوْلَانَا أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ عَلَیْهِ أَفْضَلُ السَّلَامِ: دعا ( مجلسی، ۱۴۰۳، ج۹۹: ۲۳۷).

د) دعایی دیگر در کتاب عتیق غروی نقل شده است مبنی بر این‌که فرد دارای حاجت، بعد از نماز شب آن را بخواند و همراه آن رقعه‌ای بنویسد. بعد از نماز و دعای مجدد، رقعه را با دست راست بالا گرفته و دست چپ را بر کمر بگذارد و به همین نحو تضرع خود را ادامه دهد و در نهایت، نامه خود را در آب جاری اندازد ( همان: ۲۴۱).

ه‍) در کتاب مکارم الاخلاق توصیه شده است بر رقعه‏اى که حاجتت را برآن می‌نویسی، این دعا را چنان بنویس که هیچ سطر آن از حروف این دعا خالى نباشد:

(محمّدو على و الخضر، ابو تراب‏ و…) در این دعا، نام ائمه : را تا امام مهدی ۴ بنویس و از خدای متعال روا شدن حاجت خود را مسئلت کن ( طبرسی، ۱۴۱۲: ۳۴۲).

جمع بندی دلایل عریضه نویسی

با توجه به مطالب گذشته نمی توان عریضه‌نویسی را به شارع مقدس نسبت داد و آن را از سنن و آداب اسلامی محسوب نمود، و در انجام دادن این عمل نمی توان نیت و قصد شرعی و استحباب فعل را مورد نظر قرار داد.

البته انجام دادن این عمل به قصد رجا وعدم انتساب به شرع، بلا اشکال است؛ ضمن این‌که نمی توان عنوان تشریع یا بدعت اصطلاحی را بر آن گذاشت؛ چرا که با توجه به مساوی بودن معنای تشریع و بدعت (سبزواری، بی تا، ج۲: ۷۲؛ خمینی، ۱۴۱۵، ج۱: ۲۲۵ ) و این‌که از شرایط بدعت و تشریع، وارد کردن آنچه در دین نیست به نام شرع در آموزه های دین می‌باشد (محقق کلباسی، بی تا: ۹۴۷ ؛ انصاری، ۱۴۱۴: ۱۳۹؛ نراقی، ۱۳۷۵: ۳۲۰؛ سبحانی، ۱۴۱۵، ج۴: ۵۸)؛ عریضه نویسی ذیل عنوان بدعت و تشریع قرار نمی گیرد. از این رو، هیچ یک از فقها و شیعیان این عمل را به قصد شرعی بودن و استحباب انجام نمی‌دهد.

اضافه بر سخن مذکور، با توجه به نقل تعدادی روایت (اگر چه از نظر سندی اعتبار ندارند)، عدم علم و ظن معتبر در تعارض این فعل با مبانی دین و مذهب و تسامح علما در اخبار من بلغ (ر.ک: سبحانی، ۱۴۱۵، ج۴: ۵۸) و از طرف دیگر، به کار گیری این عمل به عنوان روشی برای درمان در علم روان‌شناسی، نمی توان عریضه نویسی را بدعت در دین و یا عملی خرافی دانست؛ اما لازم است در انجام دادن این عمل، از هرگونه افراط و تفریط پرهیز کرد و آنچه را با روایات مطابق است ملاک عمل قرار داد تا این مطلب باعث وهن دین و مذهب نگردد.

  1. عریضه نویسی در مکان خاص

تحقیق در زمینه عریضه‌نویسی، نشان می‌دهد که برای انداختن عریضه در چاه جمکران دلیلی وجود ندارد. در وب سایت رسمی مسجد مقدس جمکران نیز چنین آمده است:

گفتنی است، همان‌طور که در تابلو نصب شده بالای چاه عریضه موجود در مسجد درج شده، چاه مذکور هیچ ویژگی خاصی ندارد (http://www.jamkaran.info/page_View.aspx?id=120)

اما با توجه به این‌که عریضه را باید در آب روان یا چاه دارای آب انداخت، در گذشته، مردم برای انداختن عریضه، از آب انبار و چاه آبی که در محوطه جمکران بوده است، استفاده می‌کردند. یکی از افرادی که این آب انبار را مشاهده کرده است؛ می‌گوید:

آب انبار کوچکى در کنار مسجد بود که آبش چندان تعریف نداشت. کنار آن، حفره اى به نام چاه صاحب الزمان۷ بود که روى آن را با پنجره اى آهنى گرفته بودند و از شکاف‌هاى آن، عریضه را به داخل چاه مى انداختند (کریمی قمی، ۱۳۸۰: ۴۳).

همچنین محراب این مسجد مشرف به چاهی بوده است که به دلیل عملکرد افراطی برخی از مردم، از طرف آیت الله فیض قمی[۱۳] مسدود شده است (جمعی از نویسندگان، ۱۳۸۶، ج۱۰: ۷۴۸).

چاه فعلی نیز بدون آب است و تنها نماد و شکلی از چاه می‌باشد و برخی از مردم عریضه های خود را در آن می‌اندازند. متاسفانه، افراط هایی در مورد آن صورت گرفته، به طوری که مخالفان فرهنگ اصیل و غنی تشیع، آن را به عنوان حربه‌ای علیه شیعه کار می‌برند.

۳٫آیا توجه مردم به برخی از چاه‌ها آسیبی برای موعود باوری شیعی تلقی می‌گردد؟

واقعیت امر حاکی از این مطلب است که در میان شیعیان، کسی به قداست چاه جمکران قائل نبوده و هیچ یک از عالمان شیعی نیز این چاه را محل زندگی یا تردد حضرت مهدی ۴ نمی دانند. با توجه به مشاهدات، عموم زائران مسجد مقدس جمکران، این عمل را نوعی توسل به حضرت مهدی ۴ می‌دانند؛ اما متاسفانه رسانه های غربی به گونه‌ای تبلیغ می‌کنند که گویا تصور مردم بر آن است که این مکان، محل زندگی حضرت مهدی است و یا این‌که شیعیان به خواندن این نامه‌ها توسط حضرت مهدی ۴ قائل هستند. این گونه هجمه‌ها باعث گردید تا برخی از محققین به وجود چاه در مسجد مقدس جمکران خرده گرفته و آن را نقد کنند.[۱۴] در مقابل افرادی نیز به دفاع از باقی ماندن چاه در محوطه جمکران برخیزد. در ادامه به هردو دیدگاه اشاره می‌کنیم و به بررسی آن می‌پردازیم.

۳٫۱٫ موافقان

نکته قابل توجه این‌که هیچ یک از موافقان حفظ چاه جمکران، اعتبارو یا تقدسی برای آن قائل نیست؛ اما انداختن عریضه در مکان فعلی را نوعی توسل دانسته و اعتقاد دارد که این چاه می‌تواند به عنوان سمبل و نمادی برای عریضه نویسی قلمداد شده؛ به تعبیر دیگر، راهی برای آرامش قلبی افراد شمرده شود.

یکی از موافقان این اقدام می‌گوید:

یکى از راه‌هاى توسل به امام زمان۷ نوشتن عریضه براى آن حضرت است؛ توسلی که در منابع دینی، اصل آن از مستحبات است. عریضه‌نویسی از سیره‌های بزرگان بوده آثار و برکات شگفت‌انگیزی از آن ذکر شده‌است (http://jmcu.ir/1392/05/313726.html).

۳٫۲٫مخالفان

مراد ما از مخالفان، افرادی است که با وجود چاه کنونی در مسجد و انداختن عریضه در آن، مخالف هستند. این دسته از افراد با اصل عریضه نویسی به عنوان یکی از راه‌های توسل به اهل بیت : مخالفتی ندارند.

خلاصه کلام این دسته و در واقع، استدلال آن‌ها این است که انداختن عریضه در چاه مذکور، اگرچه فی نفسه و بدون استناد آن به شرع، امری بلا اشکال بوده و می‌توانسته است وسیله‌ای برای توسل محسوب گردد؛ در زمان فعلی، راهی برای هجمه و ضربه زدن به فرهنگ مهدوی گردیده و همان‌گونه که در مسئله تنباکو، بنابر اقتضای زمانه، فتوای حرمت آن صادر گردید؛ امروز نیز نمی توان از وجود چاهی در مسجد جمکران حمایت کرد. در این جا لازم است به دستاویز شدن این چاه برای دشمنان اسلام و تخریب مهدویت دقت جدی نمود. به عنوان نمونه، فردی مانند گلن بک که از مجریان معروف فاکس نیوز بوده و در شبکه مذکور، برنامه های هفتگی برگزار می‌کند و نشریه تایمز در سال ۲۰۱۰، او را به عنوان یکی از ۱۰۰ نفر برگزیده معرفی کرده است (http://en.wikipedia.org/wiki/glenn_beck )؛ در یکی از برنامه های اختصاصی خود در مورد اسلام، انقلاب اسلامی ومهدویت، مواردی را مطرح کرده که از واقعیت ذهنی تمامی شیعیان کاملاً دور است.

این فرد، حضرت مهدی۷ یا به تعبیر او امام دوازدهم را محور تفکر انقلاب ایران دانسته که قصد براندازی غرب و حمله به غرب را دارد. او به بینندگان خود چنین القا می‌کند که امام دوازدهم، در چاهی در مسجد جمکران که توسط محفظه‌ای سبز رنگ پوشیده شده است، قرار دارد یا این‌که مجری شبکه CBN با نام جورج توماس، در برنامه خبری این شبکه، در مورد سفر خود به شهر قم و دیدارش از جمکران و چاه واقع در آن گزارشی ارائه می‌دهد و در مورد این چاه چنین می‌گوید:

خبر نگار CBN فرصتی واقعی پیدا کرده تا از مردمی که در آن‌جا دعا می‌کنند، فیلم‌برداری کند. دهانه چاه با چیزی شبیه یک صندوق سبز رنگ پوشانده شده تا مانع پریدن مردم به درون آن شود. این‌جا غالباً به دعا کردن و بوسیدن این جعبه سپری می‌شود. افرادی که درخواستشان را بر روی قطعه کاغذ به مهدی می‌نویسند و در نهایت آن را به درون چاه می‌اندازند. این مرد ]منظور یکی از افرادی است که خبرنگار با او مصاحبه کرده[ از مهدی می‌خواهد که گناهان او را ببخشد و خیلی‌ها شبیه این نوجوان، اعتقاد دارند که در واقع، مهدی در ته این چاه پنهان شده و در حال خواندن درخواست‌هاست.

]نوجوان در پاسخ به خبرنگار می‌گوید:[ من با چراغ قوه‌ام درون چاه را نگاه می‌کنم به امید این‌که مهدی را ببینم؛ اما امشب موفق نشدم!

همچنین «اهریمن‌پرستان» عنوان نمایش گروه صوفی و دانشجو در لندن بود که روز شنبه ۱۳ نوامبر (۲۲ آبان ماه) از ساعت ۱۱ صبح تا چهار بعد از ظهر در میدان پر تردد ترافالگار در سه نوبت اجرا شد. در قسمتی از این نمایش خیابانی، از چاه جمکران رونمایی کرده است. یکی از برگزار کنندگان این مراسم می‌گوید:

چاهی هم وجود دارد که چاه جمکران است و مردم در آن عریضه می‌اندازند که این جزو خرافات است؛یعنی امام زمان داخل این چاه است.

موارد بسیار دیگری نیز مانند نام بردن از چاه جمکران در موسیقی یکی از خوانندگان فراری از ایران و کاریکاتورهای سایت های سلطنت طلب و وهابی را می‌توان به موارد قبل اضافه کرد.

اضافه بر مطالب مذکور، یکی از راه‌های سلطه شیطان بر افراد، ایجاد انحراف تدریجی در جامعه می‌باشد که مصداق بارز آن، تغییر کارکرد پیکره تراشی (به منظور یادمان مردگان) به بت پرستی در نسل های بعد می‌باشد ( صدوق، ۱۳۸۵، ج‏۱: ۳)

این چاه و مانند آن نیز، می‌تواند راهی برای ایجاد انحراف فکری در آینده بشود؛ همان‌گونه که در حال حاضر، تعدادی اندک از افرادی که بالای چاه می‌آیند، به تقدس آن گمان داشته و آن را می‌بوسند! [۱۵] یا این‌که به درخت مجاور چاه برای استجابت دعایشان، تکه های پارچه می‌بندند. احساس خطر انحراف تدریجی، در سخنان یکی از مراجع تقلید و در موضوعی مشابه چنین آمده است:

به عنوان مثال محراب را به ضریح مانندی تبدیل کرده بودند و مردم آن را می‌بوسیدند و عقب عقب می‌رفتند! من دیدم که ممکن است مشکلی ایجاد شود و فردا روزی ادعا کنند که آن‌جا ۷۰ نفر از اوتاد دفن شده‌اند که اقدام لازم انجام شد و با روش مسالمت آمیزی، محراب به شکل محراب درآمد (http://qudsonline.ir/NSite/FullStory/News/?Id=172575).

بررسی اقوال

اسلام دین عاری از خرافه و حرکت های غیر علمی است و به دستور خدای متعال نیز هر جا که عملی موجب وهن دین محسوب شود باید از آن پرهیز کرد. در آیه شریفه می‌فرماید:

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا انْظُرِْنا وَ اسْمَعُوا وَ لِلْکافِرِینَ عَذابٌ أَلِیم (بقره:۱۰۴).

مفسران، شأن نزول آیه را استفاده یهودیان از عبارت ( راعنا) برای تمسخر رسول خدا دانسته‌اند (طباطبایی، ۱۴۱۷، ج۱: ۲۴۸) و در تبیین این آیه می‌گویند:

وقتى اسلام تا این اندازه اجازه نمى‏دهد بهانه به دست دشمنان داده شود، تکلیف مسلمانان در مسائل بزرگ‌تر و بزرگ‌تر روشن است. هم اکنون گاهى اعمالى از ما سر مى‏زند که از سوى دشمنان داخلى، یا محافل بین‏المللى سبب تفسیرهاى سوء و بهره‏گیرى بلندگوهاى تبلیغاتى آنان مى‏شود.

وظیفه ما این است که از این کارها جدا بپرهیزیم و بى جهت به دست این مفسدان داخلى و خارجى بهانه ندهیم ( مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج‏۱: ۳۸۵؛ ر.ک: جوادی آملی، ۱۳۸۸، ج۶: ۳۸؛ قرائتی، ۱۳۷۹، ج۱: ۱۷۴).

با توجه به سخنان مذکور، امروز نیز دشمنان اسلام و مهدویت، این چاه را برای حمله به فرهنگ غنی و اصیل مهدوی بهانه‌ای قرار داده‌اند و برای باقی ماندن این چاه که بر تقدس آن دلیلی وجود ندارد، ضرورتی دیده نمی شود و نمی توان اجازه داد که با تمسک به یک چاه ! موعود باوری شیعی مورد حمله قرار گیرد. همچنین باید توجه کرد با توجه به روایات ذکر شده و سیره عملی تعدادی از شیعیان، عریضه را بایستی در آب روان و یا چاه دارای آب انداخت و بنا بر برخی از روایات این عمل، مخفیانه دستور داده شده است که البته هیچ یک از این اعمال امروز در کنار چاه صورت نمی پذیرد.

در مورد دلایل برخی از موافقان نیز می‌توان چنین گفت:

اولا: ادله ذکر شده به اصل عریضه نویسی مربوط می‌باشد و بر چاه جمکران در این مورد خصوصیتی ندارد.

ثانیا: بنابر توضیحات ذکر شده، ممکن است امری در گذشته جایز بوده و عالمانی عریضه خود را درچاه جمکران انداخته باشند؛ اما با توجه به اقتضائات زمانه و لزوم توجه به مکر دشمن، نمی توان عمل معمول گذشته را به زمان حاضر تسری داد و نمی توان موضوعی آسیب زا را به عنوان نماد توسل با عریضه قرار دهیم.

لذا با توجه به عدم دلیلی بر اعتبار وتقدس، اجرایی نشدن برخی از اعمال مندرج در روایات در ارسال عریضه، مانند مخفیانه بودن و در آب انداختن و تمسک دشمنان به این وسیله برای تخریب فرهنگ مهدویت؛ در باقی ماندن آن؛‌ ضرورتی ملاحظه نمی‌شود؛ به ویژه آن‌که وجود این چاه می‌تواند منشأ برخی کارهای افراطی بشود؛ مانند تقدیس چاه و بوسیدن آن و ایجاد چاه‌های دیگر.

نتیجه

عریضه نویسی یکی از راه‌های توسل است؛ اما باید توجه داشت که این مطلب دلیل بر اعتبار چاه‌هایی، مانند چاه مسجد مقدس جمکران نبوده و برای تقدس یک مکان به دلیل معتبر نیاز داریم. از طرف دیگر، چاه جمکران وسیله تهاجم مخالفان مهدویت گردیده و با نمایش توجه مردم به این چاه، شایعات خود را دامن می‌زنند. از این رو لازم است این مسئله به صورت صحیح تبیین گشته و علاقه مندان به امام مهدی ۴ را نسبت به عدم اعتبار این چاه و آسیب های آن مطلع نمود. از سوی دیگر، به این نکته باید توجه کرد که شرط رسیدن به خواسته‌ها از طریق عریضه‌نویسی، آن است که شرایط عمل، رعایت شود؛ مثل وجود متنی معتبر و منقول، انداختن آن متن در نهر یا جوی آب، آن هم مخفیانه و سایر شرایط که بدیهی است در بسیاری از موارد شرایط لازم آن رعایت نمی‌شود. ضمن این‌که باید توجه کرد برخی اقدامات مبتنی بر اعتقادات دینی به مرور زمان چه بسا دستاویز برخی معاندان و معترضان قرار گیرد و وهن اسلام از آن صورت بگیرد. بی‌تردید عریضه‌نویسی در صورتی که شرایط آن رعایت نشود، از این جمله است و باید جداً مراقب بود تا این‌گونه کارها بهانه‌ای دست عوامل فرهنگی مستکبران ندهد.

منابع

  1. ابن منظور، محمد بن مکرم (۱۴۱۴ق). لسان العرب، سوم، بیروت، دار صادر.
  2. اربلى، على بن عیسى‏ (۱۳۸۱ق). کشف الغمه فی معرفه الائمه، اول، تبریز، بنی هاشمی.
  3. انصاری، مرتضی (۱۴۱۴ق). رسائل فقهیه، اول، قم، مجمع الفکر الاسلامی.
  4. تنوخى، محسن بن على (۱۹۷۸م). الفرج بعد الشده:، بیروت، دار صادر.
  5. جمعی از نویسندگان زیر نظر سید مصطفی میر سلیم (۱۳۸۶ش). دانشنامه جهان اسلام، سوم، تهران، بنیاد دایره المعارف اسلامی.
  6. جمعی از نویسندگان زیر نظر کاظم موسوی بروجردی (۱۳۸۵ش). دائره المعارف بزرگ اسلامی، دوم، تهران، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی.
  7. جوادی آملی، عبدالله (۱۳۸۸ش). تسنیم، هشتم، قم، اسراء.
  8. حرّ عاملى، محمد بن حسن (بی‌تا). امل الآمل، محقق: سید احمد حسینی، بی نا.
  9. خان محمدی، کریم و انواری، محمدرضا (۱۳۹۱ش). چاه عریضه جمکران از خرافه تا واقعیت” فصلنامه علمی پژوهشی شیعه شناسی، موسسه شیعه شناسی، شماره سی ‌و هفتم، سال۱۰٫
  10. خمینی، روح الله (۱۴۱۵ق). انوار الهدایه فی التعلیقه علی الکفایه، دوم، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
  11. الزرکلى، خیر الدین (۱۹۸۹م). الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین، هشتم، بیروت، دار العلم للملایین.
  12. سبحانی، جعفر (۱۴۱۵ق). الرسائل الاربع، اول، قم، موسسه امام صادق۷٫
  13. سبزواری، عبدالاعلی (بی‌تا). تهذیب الاصول، دوم، قم، المنار.
  14. صدر، محمد باقر (۱۴۱۸ق). دروس فی علم الاصول، پنجم، قم، نشر اسلامی.
  15. صدوق، محمد بن علی بن بابویه (۱۳۸۵ش). علل الشرایع، اول، قم، چاپ داوری.
  16. طباطبایی، محمد حسین (۱۴۱۷ق). المیزان فی تفسیر القرآن، پنجم، قم، انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم.
  17. طبرسی، حسن بن فضل (۱۴۱۲ق). مکارم الاخلاق، چهارم، قم، شریف رضی.
  18. طریحی، فخر الدین بن محمد (۱۳۷۵ش). مجمع البحرین، سوم، تهران، مرتضوی.
  19. طهرانی، آقا بزرگ، (۱۴۰۳ق). الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج۲۶، سوم، بیروت، دارالأضواء.
  20. قاضی زاهدی، احمد (۱۳۷۹ش). شیفتگان حضرت مهدی۷، هفتم، قم، حاذق.
  21. قرائتی، محسن (۱۳۷۹ش). تفسیر نور، پنجم، قم، در راه حق.
  22. کاظمی تستری، اسدالله (بی‌تا). مقابس الأنوار و نفائس الأسرار فی أحکام النبی المختار و عترته الأطهار‌، اول، قم، موسسه آل البیت:.
  23. کریمی قمی، حسین (۱۳۸۰ش). آیینه اسرار، سوم، قم، انتشارات جمکران.
  24. کلباسی، محمد (بی‌تا). رسائل، اول، قم، بی‌نا.
  25. کفعمى، ابراهیم بن على عاملى‏ (۱۴۰۵ق). المصباح، دوم، قم، دارالرضی.
  26. کلینی، محمد بن یعقوب (۱۴۰۷ق). الکافی، علی اکبر غفاری و محمد آخوندی، ج۸، چهارم، تهران، دارالکتب الإسلامیه.
  27. مجتهدی سیستانی، سید مرتضی (۱۳۹۰ش). صحیفه مهدیه، ترجمه:موسسه اسلامی ترجمه، چهاردهم، قم، الماس.
  28. مجلسی، محمد باقر (۱۴۰۳ق). بحارالانوار، ج۱۱۱، دوم، بیروت، داراحیاء التراث العربی.
  29. مصطفوى، حسن‏ (۱۳۶۸ش). التحقیق فی کلمات القرآن الکریم‏، اول، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی‏.
  30. مظفر، محمد رضا (۱۳۷۵ش). اصول الفقه، اول، قم، اسماعیلیان.
  31. مکارم شیرازی، ناصر و جمعی از نویسندگان (۱۳۷۴ش). تفسیر نمونه، اول، قم، دارالمتب الاسلامیه.
  32. موسوی اصفهانی، سید محمد تقی (۱۳۸۱ش). مکیال المکارم، مترجم: سید مهدی حائری، اول، قم، ایران نگین.
  33. ناشناس، مفتاح الجنان (حاشیه زاد المعاد علامه مجلسی )، (۱۴۲۳ق). اول، بیروت، اعلمی.
  34. نجاشی، احمد بن علی (۱۴۱۸ق). رجال، قم، ششم، قم، نشر اسلامی.
  35. نجوم امت، فصلنامه نور علم، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ش۱۸، آبان ۱۳۶۵٫
  36. نراقی، احمد (۱۳۷۵ش). عوائد الایام فی بیان قواعد الاحکام، اول، قم، دفتر تبلیغات اسلامی.
  37. نوری (۱۴۲۹ق). دارالسلام فیما یتعلق بالرویا و المنام، اول، بیروت، موسسه التاریخ العربی.
  38. نوری، میرزا حسین (۱۳۸۶ش). نجم الثاقب، دوم، قم، مسجد مقدس جمکران.
  39. نهاوندی، علی اکبر (۱۳۸۶ش). العبقری الحسان، اول، قم، مسجد جمکران.
  40. وحید بهبهانی، محمد باقر (۱۴۲۴ق). مصابیح الانظار، اول، قم، مؤسسه العلامه المجدد الوحید البهبهانی‌.
  41. jmcu.ir
  42. manuscript.um.ac.ir
  43. qudsonline.ir
  44. qudsonline.ir
  45. ravangah.com‎
  46. salamatnews.com
  47. www.khabaronline.ir


کاوشی پیرامون فرزندان امام حسن عسکری

â دانش آموخته سطح ۳ مرکز تخصصی مهدویت                             tarid@chmail.ir

ââ دانش آموخته سطح ۳ مرکز تخصصی مهدویت         mabaladastian@gmail.com

âââ استادیار گروه شیعه شناسی دانشگاه تهران – پردیس فارابی          shaker.r@ut.ac.ir

[۴]. علامه مجلسی در مورد این کتاب چنین می گوید: «و الکتاب العتیق الذی وجدناه فی الغری صلوات الله على مشرفه تألیف بعض قدماء المحدثین فی الدعوات و سمیناه بالکتاب الغروی‏».

[۵].این کتاب از تالیفات سید أمیر معز الدین محمد بن أبی الحسن موسوی و به زبان فارسی می باشد (الذریعه، ج۲: ص۴۵۹).

[۶]. آقا بزرگ طهرانی معتقد است نویسنده کتاب مفتاح الجنان مجهول بوده و برخی از مطالب آن غیر مستند و برخی دیگر قطعا بدون دلیل می باشد.محدث نوری نیز این کتاب را نقد کرده است(الذریعه، ج۲۱: ۳۲۴).

[۷].نسخه خطی این کتاب در سایت دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی قابل دسترسی است؛ به آدرس :

http://manuscript.um.ac.ir/moreinfo-1782-pg-145.html

[۸]. ابوعلی مُحَسِّن بن علی بن محمدبن ابی الفهم، محدّث و ادیب و شاعر. وی در (۳۲۷ هـ. ق) در بصره به دنیا آمد. به سال (۳۴۶ هـ. ق)در ضرابخانه ای در شهر اهواز (سوق الاهواز) به کار وارسی مسکوکات اشتغال داشت. در سال (۳۴۹ هـ. ق) ابوسائب عُتبه بن عبیداللّه (قاضی القضاه همدان، متوفای ۳۵۰ هـ. ق) و سپس مطیع للّه، او را به منصب قضا در برخی شهرهای خوزستان گماردند. این توجه درباریان؛ به ویژه عضدالدوله دیلمی (متوفای ۳۷۲ هـ. ق)، تا (۳۷۱هـ. ق) ادامه داشت و پس از آن تنوخی در خانه تحت نظر بود و در شرایط سختی زندگی می کرد. او نیز همچون پدرش به اعتزال گرایش داشت که در کتابش نَشوارُ المُحاضره، مشهود است. نقل او مورد تأیید بود. وی در (۳۸۴ هـ. ق) در بغداد درگذشت. یکی از کتاب‌های او، الفرج بعدالشدّه است که وی تألیف آن را در (۳۷۳ هـ. ق) آغاز کرد. (الأعلام، ج‏۵: ۲۸۸؛ دانشنامه جهان اسلام، ج۸ : ۳۳۷ و دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۶: ۲۵۰).

[۹] «الصهرشتى» نام او، نظام الدین أبو الحسن سلیمان بن الحسن الصهرشتیّ‏ است. ایشان را از بزرگان شیعه و شاگرد شیخ طوسی و سید مرتضی دانسته اند (بحار الأنوار، المدخل: ۱۹۳و الذریعه، ج۲: ۱۱۸و ج۱۷: ۳۰).

[۱۰].مراد مصباح المتهجد موجود می باشد که مصباح کبیر نیز گفته شده است.

[۱۱].شیخ طوسی تلخیصی از روی مصباح المتهجد داشته که به مصباح صغیر شناخته می شده است.

[۱۲]. برای مطالعه وقایع بیش‌تر در زمان معاصر (ر.ک: همان، ج۱: ۲۳۸ -۲۲۹؛ نوری، ۱۳۸۶،ج۲: ۴۹۲؛ نهاوندی، ۱۳۸۶،ج۶: ۷۹۵).

[۱۳]. آیت الله حاج میرزامحمد فیض در سال (۱۲۹۳هـ. ق) در قم متولد شد. پس از گذراندن دروس سطح، در سال (۱۳۱۷هـ. ق) به نجف مشرف شد و در آن‌جا از درس صاحب عروه الوثقی و صاحب کفایه الاصول و شریعت اصفهانی و حاج میرزاحسین نوری بهره برد و سپس به سامرا رفت و از شمار شاگردان خوب میرزا محمدتقی شیرازی قرار گرفت در سال (۱۳۳۳هـ. ق) به قم بازگشت. در سال (۱۳۷۰هـ. ق) به رحمت الاهی واصل و در ایوان صحن کوچک حضرت معصومه۳ به خاک سپرده شد (فصلنامه نور علم،ش۱۸ ص ۱۰۰، “نجوم امت ).

[۱۴]. مراد حجت الاسلام والمسلمین رسول جعفریان است.ر.ک:

http://www.khabaronline.ir/detail/56653

[۱۵].این امر در برخی از زائران چاه مشاهده شده است.

درباره نویسنده