مجله شماره 45

درآمدی بر مبانی الگوی اسلامی پیشرفت با الهام از ویژگی‌های جامعه عصر ظهور

درآمدی بر مبانی الگوی اسلامی پیشرفت
با الهام از ویژگی
های جامعه عصر ظهور

حسین صالحی â[۱]

حسن سرآبادانیââ[۲]

مهدی یوسفیانâââ[۳]

چکیده

یکی از عناصر محوری در تمدن­سازی، تبیین نوع نگاه به مقوله توسعه و ارائه مسیر تحقق آن است. به همین دلیل در سال­های اخیر الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت مورد توجه مسئولان و پژوهشگران قرار گرفته است. به رغم ظرفیت­های بی­بدیل اندیشه­مهدویت در نظام فکری اسلام و طراحی مسیر انقلاب اسلامی برای رسیدن به حکومت جهانی امام مهدی۴؛ تاکنون اندیشه مهدویت در طراحی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت بسیار مغفول مانده است. از منظر آیات و روایات، از جامعه‌ای پیش­رو و متکامل و صف‌هایی شده است که از آن به عنوان جامعه عصرظهور یاد می­شود. شناسایی عناصر این جامعه متکامل و پیشرفته از منظر اسلامی، موجبات طراحی یک الگوی توسعه و پیشرفت متناسب با فرهنگ اسلامی و رسالت انقلاب­اسلامی را فراهم می‌آورد. در این مقاله کوشیده­ایم با بررسی ابعاد و ویژگی‌های جامعه عصر ظهور، از آن به عنوان مبنایی جهت تبیین ابعاد پیشرفت اسلامی بهره بریم. روش پژوهش استدلالی-استنتاجی و با بررسی اسنادی و کتابخانه­ای می­باشد؛ بدین صورت که بعد از بررسی و واکاوی مجموعه منابع و وصف­هایی که در زمینه جامعه مهدوی طرح گشته است، به ارائه یک مدل منسجم شامل اصول نظری(پیش فرض‌ها)، راهبرد کلان و راهبردهای کاربردی برای پیشرفت پرداخته­ایم.

واژگان کلیدی:  الگوی­پیشرفت، جامعه عصرظهور، مهدویت، جامعه منتظر، استراتژی انتظار.

مقدمه

الگوی اسلامی، به نوعی قطب­نمای حرکت پیشرفت کشور در مسیر پر پیچ ­و خم جامعه اسلامی است که در تلاش برای هدایت و راهنمایی مسیر اجتماع از وضع موجود به وضع مطلوب است. مقام­معظم رهبری در این زمینه در بیانی رسالت این الگو را چنین بر می­شمرند:

الگوی اسلامی یعنی یک نقشه جامع، بدون نقشه جامع دچار سردرگمی خواهیم شد…این الگو به ما می­گوید که به کدام طرف، به کدام سمت و برای کدام هدف داریم حرکت می­کنیم… (بیانات مقام معظم رهبری، دی­ماه ۱۳۸۹).

این الگو به عنوان نقشه جامع تعالی کشور، بر مبنای آموزه­های اسلامی و با توجه کامل به مقتضیات و شرایط کشور می­باشد (شورای راهبردی الگوی پیشرفت، ۱۳۹۲: ۱). انقلاب اسلامی از آغاز تاکنون در مسیر رسیدن به آرمان‌ها و اهداف متعالی‌اش هر چند در برخی از حوزه‌ها از موفقیت نسبی برخوردار بوده؛ در برخی از حوزه‌ها همچنان با چالش‌های متعددی مواجه است که به راهکارهای مناسب برای برون‌رفت از آن‌ها نیاز دارد. به طور مثال، فتح قله‌های علم و دانش در بسیاری از حوزه‌های مهندسی، پزشکی و صنایع نظامی، برخی از مشکلات گذشته کشور در این حوزه‌ها را مرتفع ساخته است؛ اما از سوی دیگر کشور همچنان در حوزه‌های مختلف علوم انسانی و اجتماعی با مشکلات متعددی نظیر بیکاری، تورم، وابستگی گسترده به درآمدهای نفتی، سیستم مالیاتی ضعیف، محیط کسب و کار نامناسب، توزیع نامناسب درآمد و مسایل زیست‌محیطی مواجه است که باعث می‌شود کارآمدی دستاوردهای علمی در کشور کم‌تر نمایان گردد. همچنین، هر چند کشور طی سالیان اخیر از اسناد بالادستی‌ای نظیر سند چشم‌انداز، برنامه‌های پنج ساله توسعه و انواع سیاست‌های کلی بهره‌مند بوده است؛ همچنان به نظر می‌رسد حلقه مفقوده‌ دیگری در سطح حکمرانی کشور وجود دارد که باعث می‌گردد بدون وجود آن، این اسناد بالادستی نیز از کارآمدی لازم برای رفع چالش‌های اجتماعی و اقتصادی برخوردار نباشند. در کنار مسائل مذکور، سرعت بالای تغییرات اجتماعی و اقتصادی در عرصه بین‌المللی، به ویژه در منطقه خاورمیانه و مأموریت ذاتی انقلاب اسلامی ایران در ایجاد هویت‌های اجتماعی نوین مبتنی بر آموزه‌های قرآن و اهل‌بیت: نیاز به تولید چنین الگوی حکمرانی را دوچندان می‌کند (پیغامی و حسینی، ۱۳۹۱: ۷۴).

از طرفی ظرفیت­های بی­بدیل اندیشه مهدویت، ارائه‌کننده مؤلفه­های الگوی پیشرفت در نقطه غایی آن محسوب می­شود. در لسان آیات و وروایات، ویژگی­هایی برای جامعه عصر ظهور طرح گردیده است که آن را به عنوان یک جامعه الگو، بی بدیل می­سازد. طرح این ویژگی­ها، صرفا از روی خلق ذوق و اشتیاق برای آرزوی چنین جامعه­ای از سوی مردم نبوده است؛ بلکه مراد اصلی از طرح آن، الگوگیری از این جامعه نمونه و تلاش به حد وسع خود برای تحقق آن بوده است. اندیشه­ای که امام راحل; بر اساس آن، انقلاب اسلامی را زمینه‌ساز حکومت عدل­گستر مهدی۴ تلقی کرد. لذا هر الگویی از پیشرفت، باید با الهام­گیری از مولفه­های جامعه مهدوی طراحی گردد و به اندیشه مهدویت، به عنوان یکی از منابع اصلی طراحی الگو نگریسته شود.

البته هر چند این عدم تعادل میان پیشرفت‌های رخ داده در حوزه‌های فیزیکی و انسانی و عدم یک الگوی حکمرانی مناسب مبتنی بر اندیشه‌های اسلامی از یک منظر نشان‌دهنده ضعف‌های اساسی کشور در حوزه علوم انسانی و ناکارآمدی سیاست‌های پس انقلاب در تولید متخصصان علوم انسانی مبتنی بر نیازها و مسائل انقلاب اسلامی است؛ از سوی دیگر می‌توان آن را گذاری همانند گذارهایی دانست که سایر ملل دنیا در طول تاریخ پیشرفت خود با آن مواجه بوده‌اند. بنابراین، بایستی بیش از آن‌که نسبت به عدم چنین تعادلی در کشور نگران بود، نسبت به ضرورت توجه به این مهم، در این مقطع تاریخی توجه داشت. معارفی چون معارف مهدوی، از پتانسیل بالایی در جهت بسط این الگو برخوردار هستند.

بی‌شک ریشه اصلی چنین عدم تعادلی در کشور در عدم ­توجه به وجود ذخیره معرفتی همچون اندیشه مهدویت است که نتیجه آن عدم هرگونه الگوی لازم جهت تمشیت و تدبیر امور به سمت غایات مطلوب انقلاب اسلامی است. بسیاری از مسائل این الگوی پیشرفت، مسائل عمومی برای مردم شرق و غرب عالم است. به طور مثال، مفهوم عدالت هم در جهت‌گیری‌های انقلاب اسلامی و هم در اندیشه مدرن غربی همواره از جایگاهی ممتاز برخوردار بوده و به عنوان واحد تحلیل مورد توجه قرار گرفته است (کونو، ۲۰۰۳: ۱). این در حالی است که در اندیشه اسلامی و به تبع معارف مهدوی، این مفهوم از جایگاه و تعریفی متفاوت در حوزه مسائل اجتماعی و اقتصادی برخوردار است (پیغامی و حسینی،۱۳۹۲: ۱۷). به نظر می‌رسد این مسئله همان نکته‌ای است که بارها از سوی مقام معظم رهبری در خصوص تفاوت نرم‌افزاری تمدن‌سازی اسلامی با تمدن مغرب زمین در عین استفاده از تجربیات کشورهای غربی مورد تأکید قرار گرفته است.[۴]

در سالیان اخیر به موضوع الگوی پیشرفت توجه ویژه­ای شده و بر این اساس مطالعات زیادی صورت پذیرفته است که بعضا خالی از ایراد نیز نبوده است.[۵] در میان همه این فعالیت­ها که در تلاش جهت تبیین مفاهیم پایه­ای این حوزه و ارائه ارکان و اصول آن در عرصه­های متنوع پیشرفت بوده­اند، کم‌تر به طور مستقیم به اندیشه مهدویت به عنوان یک ظرفیت بی بدیل در این ساحت توجه مبذول داشته­اند که به نظر عجیب می­آید. رسالت اصلی انقلاب اسلامی، زمنیه­سازی برای حکومت جهانی اسلام به امامت حضرت حجت۴ است و بر این مبنا، یکی از ارکان اصلی طراحی الگوی مطلوب و ترسیم وضع برون­رفت از وضع موجود، توجه به معارف مهدوی و به تبع ویژگی­هایی است که در لسان آیات و روایات، به جامعه مهدوی اشاره دارد. هر آن‌که با عزم و اراده حرکت می­کند، طرح و تصویری از مسیر و مقصد در اندیشه دارد. شوق انتظار جان مایه حرکت برای گذر از وضع موجود به سوی وضع مطلوب است. حرکتی که باید با شناسایی مقصد آغاز گردد و بدان سو متمایل شود. حکومت جهانی امام مهدی۴ به عنوان ثمره مجاهدت­ها و تلاش­های همه انبیای الاهی واجد مولفه­ها و مشخصاتی است که فطرت انسانی آن را می­پذیرد و تشنه آرمان­ها و اهداف چنین حکومتی است.

بیان مسئله

ارائه تصویر آینده انسان و جهان از منظر اسلامی، در گرو توجه به ویژگی­های جامعه­ای است که امام مهدی۴ با قیام خود برپا خواهد کرد. سیمای عصر ظهور ما را به فهم تصویری واقعی و البته آرمانی از آینده رهنمون می­کند. انسان و اجتماعات بشری در عصر حاضر دارای مسائل بیشماری است که تنوع و چندگانگی آن مسائل به تنوع ابعاد وجود انسان و حیات او بستگی دارد. این مسائل از موضوعات بلند ماورای طبیعت آغاز شده و تا مسائل ملموس اقتصاد، سیاست و تربیت و جامعه ادامه یافته است. مسائلی که بشر نتوانسته چاره­ای برای آن بیابد.

جامعه مهدوی، الگوی بصیرت بخشی است که بشر را به هدف آفرینش و فلسفه خلقت متوجه کرده و او را  به سوی غایت خویش رهنمون می‌کند. فکر در باب جامعه مهدوی و تصور آن دوران، انسان را به وضع کنونی و امیدوار برای بهبود وضعیت فعلی معترض نگه می­دارد و برای فرد و تکامل برای فرهنگ جامعه تعادل روحی و روانی ایجاد خواهد کرد. انسانی که وضع خوب را تصور و بعد تخیل نکند؛ تعادل روانی خود را از دست می‌دهد.

ضرورت دیگر پرداخت به جامعه مهدوی از این منظر است که جامعه منتظر و زمینه ساز باید در مقام جهت­گیری کلان برای رشد جامعه فعلی خود، نقطه آخرین، یعنی جامعه مهدوی را ترسیم و تصویر و بعد وضع فعلی خود را بر اساس آن تحلیل کنیم. جامعه سازی به الگویی نیاز دارد و آن الگو در نگاه ما به آینده متعلق است و در گذشته یافت نمی­شود. بنابراین، با ریز شدن در جزئیات درباب جامعه مهدوی باید به سمت الگوگیری از آن جامعه الاهی باشیم. با ذکر این توضیحات در جمع­بندی باید گفت احصای کامل و منسجم مولفه­های جامعه عصر ظهور برای ارائه الگو جهت کمک به تدوین الگوی اسلامی پیشرفت، موضوع تحقیق حاضر می­باشد.

مبانی نظری پرداخت به جامعه عصرظهور

قبل از ورود مستقیم به توضیح ابعاد و مولفه­های مدل لازم است توضیحاتی اجمالی حول مبانی نظری تحقیق در این حوزه بیان کنیم:

امام مهدی۴ برای اجرای رسالتی بزرگ و عالم‌گیر و پر ژرفایی ذخیره گشته است و حقیقت و عظمت برنامه­های او جز پس از ظهور آشکار نخواهد شد؛ لیکن می­توان از خطوط کلی حرکت و قیام ایشان بر اساس روایات اسلامی سخن گفت. نیز از آن‌جا که مبانی جامعه مهدوی در عقل و نقل ریشه دارد، تصویری بر اساس منابع دیگر دینی، به خصوص قرآن کریم از چنین جامعه‌ای امکان پذیر است.

بخش عظیمی از روایات، به قبل از برپایی جامعه مهدوی مربوط است و لذا روایات کم‌تری از ویژگی­های عصر ظهور داریم. با این حال، تصویری که قرآن و روایات از آن جامعه عصر ظهور برای ما نشان می­دهد، می‌تواند محمل خوبی برای ورود در عرصه تصویرپردازی الاهی باشد. موعود شیعه هم شخصیت است و هم وضعیت؛ بدین معنا که ما بر اساس متون دینی تنها در انتظار یک شخصیت به سر نمی‌بریم؛ بلکه باید در جست‌وجوی نوعی وضعیت نیز باشیم (بابائی، ۱۳۸۷: ۱۹۷). بدون آگاهی از آن وضعیت، پرسش از چیستی و چگونگی انتظاری که به سر می­بریم، بی پاسخ می­ماند.

روایات مربوط به در این موضوع از دو جنبه حائز اهمیت است:

۱-این روایت به طور قطعی از تحقق آرمان‌های مهم دینی و انسانی همچون توحید، عدالت و بسط اخلاق و معرفت خبر می­دهند.

۲-تحقق هریک از این آرمان‌ها لوازم، مقدمات و آثاری به همراه دارد که تأمل در آن‌ها ما را به سوی ویژگی و مشخصه‌های دیگر از جامعه مهدوی راهنمایی می‌کند (همان:‌ ۲۱۱).

این ویژگی­ها از طرفی برای نقد و بررسی وضعیت فعلی جامعه ما معیارهای لازم را فراهم می­کند و از طرف دیگر به عنوان الگویی الهام بخش می­تواند در جهت­گیری و سیاست­گذاری یک جامعه دخیل باشد.

در باب چگونگی پرداخت به این جامعه نکته­ای ضروری است و آن این‌که روایات مربوط به جامعه مهدوی دارای محدودیت است؛ بدین معنا که تمام ابعاد آن بیان نشده است؛ اما می­توان جامعه مهدوی را جامعه­ای که دانست که در تعالیم وحیانی ریشه دارد.

نکته دیگر آن‌که شناخت عصر ظهور نسبی است (مجتهدی، ۱۳۸۵: ۲۲). کسی که خود در غیبت زاده شده و در آن به سر برده است، چگونه می‌تواند روزگار پرشکوه ظهور را آن گونه که واقع می‌شود، ترسیم کند؟

امام باقر۷ در این زمینه می‌فرمایند:

شناخت آن روزگار، آن گونه که خواهد بود برای شما ممکن نیست تا این‌که آن دوران را ببینید (مجلسی،۱۴۰۳، ۵۲: ۳۶۶).

این توضیحات از آن نظر لازم است که اگرچه در این تحقیق به اقوالی در وصف جامعه عصر ظهور اشاره شده است که مورد قبول اکثر علما و دارای اسناد معتبر می­باشد؛ عصر ظهور،  عصر بروز تحولات گوناگون در تمام ابعاد هستی است و شناخت آن برای کسانی که رایحه‌ای از آن فضا را استشمام نکرده‌اند، دشوار است.

با این اوصاف در این پژوهش با استفاده از روش استدلالی-استنتاجی و با بررسی اسنادی-کتابخانه‌ای مدلی طراحی گردیده است که از نظر انسجام و کامل بودن مولفه‌ها منحصر به فرد می­باشد.

  1. درآمدی بر الگوی اسلامی پیشرفت با الهام از ویژگی­های عصر ظهور

تاکنون از ابعاد مختلفی برای جامعه­ عصر ظهور ویژگی­های مختلفی ذکر شده است. اما هدف تحقیق حاضر ارائه فهرست جدیدی از این ویژگی‌ها نمی­باشد؛ بلکه در قالب یک مدل منسجم و همه جانبه سعی شده است تا راهبردهایی کاربردی برای ایجاد الگویی اسلامی از پیشرفت با توجه به ویژگی‌های عصر ظهور طراحی و تبیین شود.

آنچه تحقیق حاضر را منحصر به فرد و متمایز می‌کند همین ایجاد ارتباطی معنادار بین ابعاد مختلف و مؤلفه‌های مذکور می‌باشد. لذا این مدل از سه بخش اساسی تشکیل شده است: اصول نظری(پیش فرض‌ها)، راهبرد کلان و مؤلفه­های اساسی. در ادامه به تبیین ابعاد مختلف این سه بخش اساسی می‌پردازیم و در نهایت شکل کامل مدل را ارائه خواهیم کرد:

۴۱٫ اصول نظری

این مدل دارای چارچوب نظری خاصی است. به عبارت دیگر، مدل حاضر در فضای نظری خاصی بیان شده است که اگر این فضا درست فهم نشود، فهم کل مدل نیز ممکن نخواهد بود. چارچوب نظری یا همان پیش فرض­ها، مانند روحی بر تمام مدل اثرگذار است و به نوعی در مدل، هر کدام از آن‌ها به طور مجزا بر تمام مدل سایه­ نظری افکنده­ است. چارچوب نظری، دارای سه اصل اساسی است که سایر اجزای مدل در آن‌ها ریشه دارد که به عنوان پایه­ی مدل و پیش فرض‌های نظری استخراج مولفه­ها می­باشند:

۴-۱-۱٫ اصل اول ظهور؛ سرآغاز فرایند تکامل نهایی

تصویر ما از جامعه مهدوی نباید به شکل نقطه­ای باشد؛ بدین شکل که جامعه مهدوی را نقطه پایانی و غایی بشر انگاریم که از آن‌جا به بعد سکون و توقف حکفرما باشد و یا دوران آغاز احساس ملامت و یکنواختی و سردی بپنداریم. چنین تصوری خلاف آن جامعه الاهی است.

جامعه مهدوی آغاز حرکت اصلی انسان است، نه پایان کار، و این حُسن مهم آرمان‌های اسلامی است. به تعبیر شهید مطهری، در هر مکتبی وقتی آرمانش محقّق شود، دیگر کار آن مکتب تمام می‌شود و می‌میرد؛ امّا انسانی که نبردهای با باطل را به اتمام رسانده، هنوز اصل «فَاسْتبَقوا الخَیْرات» جلو چشمش خودنمایی می‌کند. او که نقص‌ها را برطرف کرده، تازه در ابتدای سیر صعودی‌ خود است که باید بالا رود و این سیر، منتها و نهایت ندارد و هرچه بالا رود، در دستگاه هستی برای او امکان بالاتر رفتن هست و شاید فلسفه رشد فوق‌العاده علمی و معنوی مردم در عصر ظهور همین نکته باشد (سوزنچی،۱۳۸۳: ۷۰).

جامعه مهدوی نقطه آغازی برای حرکت بشر بوده ومسیر تعالی و رشد حقیقی در آن دوران تازه نمایان شده و آرمان­ها و نیازهای بشر ارتقا می­یابد.

مقام معظم رهبری در این باره می‌فرمایند:

ما مکرر عرض کردیم که همه‌ حرکتى که بشر در سایه‌ى تعالیم انبیا۶ در طول این قرون متمادیه انجام دادند، حرکت به سمت جاده‌ اسفالته‌ عریضى است که در دوران حضرت مهدى ۴ به سمت اهداف والا کشیده شده است که بشر در آن جاده حرکت خواهد کرد. مثل این‌که یک جماعتى از انسان‌ها در کوه و کمر و راه‌هاى دشوار و باتلاق‌زارها و خارستان‌ها با راهنمایى‌هاى کسانى همین طور حرکت دارند می‌کنند تا خودشان را به آن جاده‌ اصلى برسانند. وقتى به جاده‌ اصلى رسیدند، راه باز است؛ صراط مستقیم روشن است؛ حرکت در آن آسان است؛ راحت در آن راه حرکت می‌کنند. وقتى به جاده اصلى رسیدند، این‌جور نیست که حرکت متوقف بشود؛ نه، تازه حرکت به سمت اهداف والاى الاهى شروع می‌شود؛ چون ظرفیت بشر یک ظرفیت تمام‌نشدنى است.

در طول این قرون متمادى، بشر از کج‌راهه‌ها، بیراهه‌ها، راه‌هاى دشوار، سخت، با برخورد با موانع گوناگون، با بدن رنجور و پاى مجروح شده و زخم‌آلود، در بین این راه‌ها حرکت کرده است تا خودش را به این جاده‌ اصلى برساند. این جاده‌ اصلى همان جاده‌ زمان ظهور است؛ همان دنیاى زمان ظهور است که اصلاً حرکت بشر به یک معنا از آن‌جا شروع می­شود. (دیدار با استادان و دانش‌پژوهان حوزه مهدویت، ۱۸/۴/۱۳۹۰)

ذکر این نکته نیز مهم است که وقتی از جامعه مهدوی به عنوان جامعه اخلاق و عدالت و برپایی قانون الاهی سخن می­گوییم، منظور آن نیست که همه یک شکل و یک نوع و یک اندازه اند و تفاوت و تنوعی نیست. دولت او، دولت عاشقی و عدل جهانی است و درعین حال حکومت کلیشه­ها نیست؛ شهر مهدوی شهر کلیشه­ها نیست؛ شهر آدمک­های چوبی،  هم‌شکل و هم سلیقه نیست (رحیم­پور، ۱۳۸۸: ۴۸).

۴-۱-۲٫ اصل دوم واقعی بودن آرمان جامعه مهدوی

جامعه آرمانی در منظر شیعه، در عین حال که دارای افقی ورای وضع کنونی بشر است، آرمان­گرایی به معنای خیال بافی نیست. از دل واقع بینی به افق آرمانی بشر می­نگرد و در جست‌وجوی آن بر می­آید.

نکته مهمّی در آموزه‌های اسلام هست و آن این‌که تمام آرمان‌هایی که در اسلام مطرح شده، واقعی و عینی و دست یافتنی هستند. مکاتب جدیدی که چند قرن اخیر در جهان غرب پیدا شده و آرمان‌هایی را مطرح کرده‌اند، به طور عمده معترف بوده‌اند که آرمان آن‌ها از نوع ایده‌آل است و توصیه آن‌ها برای رسیدن به آن آرمان، صرفاً توصیه روشی است؛ یعنی بکوشید حتّی‌الامکان به آن سمت و سو بروید؛ هر چند معلوم است که آن آرمان، سرانجام، دست نیافتنی است. در واقع مدینه‌های فاضله آن‌ها، اتوپیایی نبوده که واژه ایده‌آل ترجمه دقیقی از آرمان آن‌ها است؛ امّا آرمان‌های اسلامی، صرفاً ایده‌آل و غیر عینی نیست. اسلام، انسان را تا حدّ خلیفه اللهی می‌خواهد و قبل از هر چیز نمونه آن را (پیامبر اکرم۶ و امیر مؤمنان۷) به جامعه بشری عرضه می‌کند تا بدانند این آرمان، به وسیله انسان‌ها دست یافتنی است. به همین ترتیب، اگر از ما می‌خواهد جامعه‌ای با عدالت کامل در دنیا برقرار کنیم، تحقّق آن را نیز امری واقعی می‌داند، نه صرفا همچون آرمانی دست نیافتنی (سوزنچی، ۱۳۸۳: ۶۸).

۴-۱-۳٫ اصل سوم نوع شناسی تحولات جامعه مهدوی(نشئه‌ای بودن تحولات)

درباره عصر ظهور، به روایاتی برمی‌خوریم‌که در آن ‌از پدیده‌های عجیب‌ و غیر قابل شناخت چون طلوع خورشید ازمغرب، طولانی شدن روزها، دیده شدن برادر مومن درمشرق توسط برادر مومن درمغرب و… خبر داده شده است. برخی این‌گونه تعبیرات در روایات را مجاز از تکنولوژی معاصر دانسته و برخی این پدیده­ها را معجزه­ای از جانب امام عصر۴ تلقی می­کنند.

در این میان علامه طباطبایی کلامی دارند که علاوه بر این‌که پاسخ‌گوی این پرسش است، می­تواند برای تأمل در جامعه مهدوی از این منظر راهنما باشد. ایشان در ذیل آیات ۲۱۰-۲۱۲ سوره­ بقره در این باب آورده‌اند:

در بسیاری از روایات ذیل برخی از آیات به این مسئله برمی‌خوریم که ائمه‌ معصومین: در تفسیر مقطعی گاه آن را به قیامت، گاه به­رجعت،گاه به ظهور مهدی‌آل محمد۶ تفسیر کرده‌اند واین تفسیر می‌رساند که یک نحو سنخیت ومناسبتی بین این سه روز موجود است.  لذا ظهور و رجعت و قیامت، سه مرتبه از یک حقیقت واحد است که دارای شدت و ضعف است و هرچه به سمت قیامت حرکت می‌کنیم، نشئات تجلی حق کامل‌تر است. روز ظهور مهدی۴ همچون رجعت و قیامت، روزی است که حق جلوه‌گر می‌شود، هرچند ظهورش از ظهور رجعت و قیامت ضعیف‌تر است. از اهل­بیت: روایت شده که ایام الله سه روز است: روز ظهور، روز رجعت و روز قیامت (طباطبایی، ۱۳۴۶، ج۳: ۱۵۳ و ۱۵۴).

در نگاه علامه طباطبایی، «ظهور» سرمنشأ تحولات بنیادین در جوهر هستی است و به عنوان مرتبه‌ای از مراتب عالم به سوی کمال معنادار است. بنابراین، داشتن انتظار تحولات اساسی و گسترده در ساحت عالم، انتظاری بی‌جا نبوده و با ویژگی‌های آن عالم متناسب است. قابل ذکر است که این نوع نگاه نوآوری علامه طباطبایی و نگاه خاص ایشان است.

۴-۲٫ راهبرد کلان زمینه‌سازی

آنچه به عنوان راهبرد کلان در این مدل ارائه می­شود «راهبرد کلان زمینه­سازی» است. بدین معنی که باید از وضع فعلی حرکت کرد و با الگویی مدون که می­تواند همان الگوی اسلامی پیشرفت باشد، به سمت جامعه­ مهدوی پیش‌ رفت. این یک ضرورت است. آنچه شفیعی سروستانی آن را «استراتژی انتظار» نامیده است (۱۳۸۴). جایگاه الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت دقیقا همین جاست؛ یعنی الگویی جهت تحقق راهبرد کلان زمینه سازی.

حال برای این زمینه سازی چه باید کرد؟ راهبردهای کاربردی بخش سوم مدلی که در ادامه می­آید؛ پاسخ به این سوال است. راهبرد کلان جامعه منتظر در دوران غیبت، جهت تعالی مبتنی بر تعریف اسلامی آن، راهبرد زمینه­سازی است. زمینه­سازی صرفا مقوله­ای فردی ناظر به یک فرد یا شخص منتظر نیست؛ بلکه در ساحت اجتماعی نیز جلوه‌های خاص خود را دارد و تمام عرصه­های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را در جامعه دربرمی­گیرد. براساس چنین راهبردی، دولت زمینه­ساز نیز قابل تعریف و تحلیل است. آنچه بیش از پیش تأثیر راهبرد زمینه­سازی را بر پیشرفت کشور دوچندان می­کند، آن است که نفوذ و گستره تأثیر­گذاری این راهبرد در جامعه بی بدیل است؛ چرا که از طرفی بر آمادگی­های فردی یک فرد منتظر از منظر اسلامی تأکید دارد و از سوی دیگر گستره آن تمام ساحت­های اجتماعی را درمی­نوردد.

۴-۳٫ راهبردهای کاربردی پیشرفت با الهام از جامعه­ عصر ظهور

در نظام مهدوی، پیشرفت بر خلاف مدل­های رایج سطحی، تک بعدی یا منحصر به رفاه دنیایی نیست، بلکه راه و سیاستی است که بااحکام و قوانین الاهی آمیخته است و با محوریت مدیریت الاهی صورت می‌گیرد. ظهور نقطه عطف تاریخ و روز ثمر دادن جامعه بشری است. بشر که تشنه آرمان­های چنین رخدادی بوده است؛ در سرور به سر برده و ابتهاج معنوی وجود او را فرا می­گیرد. تحولات و انقلاب­های درونی و بیرونی در ساحت فردی و اجتماعی انسان، از علم و آگاهی و عقلانیت تا عدالت و آبادانی گسترده و تا معنویت و رشد انسان را در بر می­گیرد. در این مدل چهار راهبرد کاربردی از ویژگی‌های جامعه­ مهدوی احصا شده است..

 ۴-۳-۱٫ رشد عقلانیت و آگاهی عمومی

درعصر ظهور، عقل آدمیان چون گنجی نهفته آشکار گشته و شکوفه می­دهد. انسان از جهت عقلانیت رشد کرده و عقول مردم زیاد می­گردد. رشد در عقلانیت، هم شامل عقلانیت ابزاری و عقل معاش آدمیان می‌شود و هم شامل عقلانیت ارزش و عقل معاد انسان. عصر ظهور، عصر گستردگی حوزه عقلانیت و علم در تمام سطوح آن است. مهم ترین ره آورد عصر ظهور به یک معنا «کمال عقل آدمی» است.

امام باقر۷ می‌فرماید:

آنگاه که قائم ما قیام کند،  خداوند دستش را بر سر بندگان خواهد گذاشت،  عقل‌های آن‌ها را جمع و تقکرشان را کامل خواهد کرد (مجلسی، ۱۴۰۳، ج۵۲: ۳۳۶).

۴-۳-۲٫  فهم پذیرش ولایت ولی الله(انسان کامل)

از جمله مهم­ترین ویژگی­های آن دوران، ظهور حاکمیت ولایت الاهى بر روى زمین است. آثار این ولایت عبارتند از: تحقق عدالت، امنیت و حتى تحقق رفاه عمومى. بنابراین، دورنماى جامعه مهدوى در معارف اسلامى این است که در آن جامعه اولاً، معنویت جزء ارکان اساسى جامعه است و اصولاً جامعه مهدوى بر محور عبودیت و بندگى خداى متعال شکل گرفته است و ثانیاً، در پرتو این معنویت و عبودیت در جامعه، عدالت و رفاه محقق مى‏شود.

یکى دیگر از ویژگى‏هاى عصر ظهور، تجلى ولایت ولى‏الله است؛ زیرا اساساً چیزى در عرض ولایت ولى خدا بر روى زمین وجود ندارد. بنابراین، وقتى ولایت او محقق مى‏شود؛ نفوس بشرى آن ولایت را مى‏پذیرند و مناسبات اجتماعى بر محور آن ولایت شکل مى‏گیرد، طبیعى است معنویت، عدالت، رفاه و امنیت در قالب‏هاى خاصى که با همان جریان نور متناسب هستند، محقق مى‏شود؛ زیرا شکل‏گیرى همه مناسبات بشرى، بر محور تقواست؛ نه بر محور هوا و به تعبیر دیگر بر محور ولایت ولى الله است و نه بر محو اولیاى طاغوت. در جامعه مهدوى، عدالت با عبودیت و ولایت الاهی متناسب است. به تعبیر دیگر، هرگاه مناسبات ولایت خداى متعال در جامعه‏اى اجبارى شد و همه روابط اجتماعى متناسب با بندگى خداى متعال شکل گرفت، جامعه مهدوی تحقق یافته است.

از بین رفتن موانع بیرونی هدایت (از بین رفتن ظلم و ظالمان)

تاریخ نشان می­دهد یکی از علل رویارویی افراد در برابر حقیقت، به استغضاف کشیدن فکری و اقتصادی مردم توسط مستکبران بوده است. یکی از راهبردهای عملیاتی در بسط هدایت عامه،‌ از بین رفتن این مانع بیرونی است. به عبارتی استکبارستیزی، برخلاف تصوری که گاه رواج می­گردد، در جوهر معارف مهدوی قرار دارد. مهدی۴ برای تحقق حاکمیت الله، با حاکمیت طاغوت و شیطان که تجلی آفاقی آن مستکبران و ظالمان است، مبارزه می­کند و آن‌ها را در مجموعه مبارزات ابتدایی قیام خود از میان برمی دارد.

ظلم و ظالمان در جامعه، گاه بی­دینی و ورویارویی با حقیقت را به عنوان یک علت مُعده موجب شده­اند و به عنوان یک مانع بیرونی پیشروی هادیان و مصلحان اجتماعی بوده است. در الگوی پیشرفت اسلامی، نیز باید این تقابل به شکل پررنگی دیده شود و هویت و شاکله انقلاب اسلامی در چالش با مستکبران جهان تبیین و تعریف گردد.

بر اساس اعتقادات شیعیان، حضرت حجت۴ هیچ کس را به اجبار شیعه نمی­کنند. بلکه ایشان موانع بیرونی هدایت را از بین می‌برند. این راهبرد در ایجاد عدل بسیار خودنمایی می­کند. برای مثال ایشان به جنگ سفیانی می­روند، اوکه مانع هدایت است.

۴-۳-۴ احیای دین

یکی از مهم‌ترین رویدادهایی در عصر ظهور، ترسیم چهره­ای نو از دین اسلام است. چهره­ دین اسلام در عصر ظهور،  درخشان، خالص،  بی­پیرایه،  به دور از هر گونه جعل و تحریف و خرافه و بر اصل و حقیقت این دین شریف منطبق است؛ لکن بر اثر گذشت تاریخ و وارد شدن انواع پیرایه­ها و انحراف­ها در دین،  وقتی امام عصر۴ به اصلاح و احیای دین اقدام می­کند، مردمی در آن عصر گمان کنند که او امر جدیدی (دین جدیدی) آورده و بر اساس آیات قرآن به مقابله با او می‌پردازند. اینان برداشت غلط خود را از دین، برداشت منطبق با اصل حقیقت تلقی می­کنند. این انحراف از دین تا قبل از دوران ظهور تا حدی است که در روایات فراوانی آمده که مهدی۴ آورنده کتاب و سنت جدید و یک امر جدید است.

امیرالمؤمنین۷ در خطبه ۱۳۸ نهج البلاغه در باب احیای دین به دست امام عصر۴ این چنین می‌فرمایند:

هنگامی که دیگران هوای نفس را بر هدایت مقدم بدارند، او امیال نفسانی را به هدایت بر می‌گرداند و هنگامی که دیگران قرآن را بارأی خود تفسیر کنند، او آرا و افکار را به قرآن بازمی گرداند. او به مردم نشان خواهد داد که چه نیکو می‌توان به عدالت رفتار کرد. او تعالیم فراموش شده قرآن و سنت را زنده می­سازد.

بنابراین مراد تعابیری چون تعبیر امام باقر۷ که می‌فرماید: «هنگامی که قائم ظهور کند، شیوه­های نو و کتاب جدید و روش­های تازه می­آورد ودر قضاوت روش جدیدی دارد» (نعمانی، ۱۳۷۶‌: ۸۵)؛ آن خواهد بود که او احیاگر دین خاتم انبیای الاهی است. او به سان پیامبراسلام۶ که جاهلیت را ویران ساخت؛ یک ‌بار دیگر بر جاهلیت غلبه خواهد یافت.

مولفه‌های جامعه عصر ظهور

۴-۴-۱  عدالت

«عدالت» آرمان همه انبیای الاهی و غایت همه مصلحین­اجتماعی در طول تاریخ بوده است. برجسته­ترین خط و وصفی که چه به لحاظ کمی و چه به لحاظ کیفی از جامعه مهدوی شده است؛ آن‌که عدالت در جامعه مهدوی برپا خواهد شد. بشارت به موعود برای انسان‌ها همیشه مقرون به این پیام و نوید بوده است که او برپاکننده عدالتی گسترده در جهان خواهد بود. مقام معظم رهبری در این باب می­فرمایند:

شما وقتى در همه‏ روایات که راجع به آن بزرگوار و راجع به آن دوران آمده نگاه مى‏کنید؛ مى‏بینید اغلب تکیه بر روى این نیست که مردم در آن دوران دیندار مى‏شوند – با این‌که دیندار هم مى‏شوند – بلکه تکیه بر روى این است که مردم در آن وقت برخوردار از عدالت مى‏شوند و قسط و عدل اقامه مى‏شود؛ این مطلب در دعاها و زیارت‌هاى آن بزرگوار و روایات هست؛ یعنى نقطه‏ برجسته در آن آینده‏ پر از نوید، عبارت است از: عدالت؛ بشر تشنه‏ عدالت است (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای دولت، ۴/۶/۱۳۸۶).

در روایات ما نیز همان طور که اشاره شد، دعوت به توحید و مبارزه با شرک و کفر اعتقادی به اندازه ایجاد عدالت و اجرای آن مورد تأکید قرار نگرفته است و آن ریشه در نیاز بشریت در دوران به عدالت و تشنگی او به این گفتمان است (حکیمی،۱۳۸۱: ۷۸۰).

پیامبر اسلام۶ مهدی موعود را این چنین به امت خویش بشارت داد:

بشارت باد شما را به مهدی،! بشارت باید شما را به مهدی! بشارت باد شما را به مهدی! او خروج می­کند، در حالی که اختلاف و زلزله شدید مردم را فرا گرفته است. او زمین را از قسط و عدالت پرمی­کند، همان گونه که از ظلم و جور انباشته شده بود. قلوب بندگان خدا را سرشار از حالت عبادت و بندگی می­کند و عدالت او همه آنان را در بر می­گیرد (طوسی،۱۳۸۳: ۱۱۵).

عدالت مهدوی دارای گستره­ای به ابعاد همه ساحات وجود انسان، اعم از اقتصاد، سیاست، فرهنگ و امنیت و ژرفایی ورای امور سطحی و ظاهری است.این گستره و ژرفا چیزی است که در لسان روایات قابل رویت است. بر اساس روایتی از امام صادق۷، اولین جلوه عدالت او چنین است:

اولین عدالتی که قائم ظاهر می­سازد، این است که ندا می­دهد: افرادی که حج مستحبی انجام می­دهند،  حجرالاسود و محل طواف خانه خدا را در اختیار کسانی که حج بر آن­ها واجب است قرار دهند (مجلسی، ۱۴۰۳، ج۵۲: ۳۷۴).

نفوذ عدالت او در اعماق جامعه تا آن‌جا است که امام صادق۷ می­فرماید:

مهدی، عدالت را همچنان که سرما و گرما وارد خانه می‌شود، وارد خانه‌های مردمان کند و دادگری او همه جا را فرا بگیرد (همان: ۳۶۲).

او به حقوق انسانی و عدالت در رفتار اجتماعی توصیه کرده و در این مسیر اقدام می‌کند. از حضرت علی۷ چنین نقل است:

“برده­ای نمی­ماند، مگر این‌که ]امام مهدی [۷ او را می‌خرد و آزاد می­کند. و بدهکاری نمی­ماند جز این‌که بدهی او پرداخت می­شود. مظلمه و حقی بر گردن کسی نمی‌ماند، جز این‌که به صاحب حق بازگردانده می­شود.کسی کشته نمی­شود، مگر این‌که دیه او را می­پردازد ]او خون بهای کشتگان انقلاب جهانی خود را نیز می­پردازد و حقوق آن­ها را تضیع نمی­کند[ و… (همان: ۲۲۴ و ۲۲۵).

او این روند ظالمانه را در جهان بر هم خواهد زد و بر اساس برنامه­ای الاهی عدالت را در تمام ابعاد در سرتاسر جهان گسترش خواهد داد. برخی از این برنامه­های جزیی در روایات اشاره شده که حکایت از چگونگی شیوه امام در بر هم زدن این روابط ظالمانه دارد. یکی از آن­ها روایتی است از امام باقر۷:

] هنگامی که قائم قیام کند[ راه­های بزرگ و اصلی را توسعه می‌دهد…و تمام مساجدی که به گونه­ای مانع ایجاد راه است، خراب می­کند، و همه دریچه­ها و پنجره­هایی که به راه­ها گشوده شده، یا بالکن­ها و ناودان­ها و فاضلاب­هایی که ]در راه‌های عمومی[ قرار گرفته است، می­بندد (همان: ۳۳۳).

اما نکته مهم آن است که مکانیزم برقراری چنین عدالتی در جامعه مهدوی چیست؟ قرآن کریم که از عدالت به عنوان هدف بعثت انبیا یاد کرده، به شکل لطیفی به این پرسش هم پاسخ داده است؛ چنان‌که در آیه ۲۵ سوره حدید می‌فرماید:

لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَ أَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَ الْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط؛ همانا پیامبران را با نشانه‌های آشکار برانگیختیم و با آنان کتاب و میزان فرستادیم تا مردمان به قسط و دادگری برخیزند.

در این آیه هدف انبیا این دانسته شده است که مردمان خود قائم به قسط و عدل شوند نه اینکه آن‌ها عدالت در جامعه از طریق حکومت آن‌ها تحقق یابد. جامعه عادل هدف بوده است، نه عدالت در جامعه.

بنابراین، امام مهدی۷ از طریق تحولات انفسی در جان انسان­ها که در ادامه به چگونگی این تحول اشاره خواهیم کرد، آنان را بستر ساز حکومت جهانی عدل محور قرار می­دهد. مردم در جامعه مهدوی در ذیل ولایت ولی­الاهی به ساز و کارهای عادلانه فردی و اجتماعی از عدالت نایل می­شوند. بنابراین، ریشه خود این عدالت گستری در جامعه مهدوی بر اثر تحولات انسان­هاست و شاید یکی از رموز پرداخت به عدالت به این اندازه در ماجرای مهدویت همین نکته باشد که اساسا تحقق چنین عدالتی در گرو تحولات بنیادین در روحیات و انگیزه‌ها و نگرش­های آدمی است. در بسیاری از روایات هر جا سخن از عدالت مهدوی می­شود، از تغییرات روحی در جان آدمیان بر اثر ولایت الاهی امام مهدی۴ سخن گفته می­شود؛ چنان که رسول خدا۶ فرمودند:

خداوند به وسیله مهدی۴ از امت رفع گرفتاری می‌کند. دل‌های بندگان را با اطاعت و عبادت پر می‌کند و عدالتش همه را فرا می‌گیرد (همان، ج۵۱: ۷۵).

در روایت مشهور دیگری نیز فرمودند:

مهدی۷ قلوب امت محمد۶ را از غنا پر می­کند و عدالت را گسترده می­سازد (همان: ۹۲).

غنای روحی و حالت بندگی و خضوع نسبت به حق تبارک و تعالی با برقراری عدالت در جامعه بی ارتباط نبوده، بلکه اساسا بستر و سبب چنین عدالتی در همین تحولات روحی و عقیدتی ریشه دارد.

امام خمینی; در معنای چنین عدالتی از جانب امام عصر۴ می‌فرمایند:

آن کسی که به این معنا موفق خواهد شد و عدالت را در تمام دنیا اجرا خواهد کرد، نه آن هم این عدالتی که مردم عادی می‌فهمند –که فقط قضیه عدالت در زمین برای رفاه مردم باشد-بلکه عدالت در تمام مراتب انسانیت (صحیفه نور، ۱۳۷۹، ج۱۲: ۲۰۸).

عدالت به عنوان رسالت تمام انبیای الاهی در جامعه مهدوی در تمام ابعاد انسانیت برقرار خواهد شد؛ از سطحی­ترین معنای از عدالت مهدوی که عدالت اقتصادی است؛ تا ایجاد عدالت در عقل و روح انسان و برطرف کردن انحرافات فکری و عملی انسان این عدالت است که انسان را به پله‌های بالای رشد و کمال می‌رساند.

۴-۴-۲  رشد معنویت و اخلاق

رونق یافتن طاعت و بندگی حق،  زدوده شدن کینه‌ها و دشمنی‌ها از قلوب آدمیان،  از بین رفتن حرص و طمع و ایجاد روح بی نیازی در انسان­ها، از جمله نمونه­های ترقی معنوی آدمیان در عصر ظهور است. رسول خدا۶ می‌فرماید:

زمانی که حضرت مهدی۴ قیام کند، خداوند غنا و بی نیازی را در دل بندگانش می‌نهد؛ به گونه‌ای که حضرت اعلام می‌کند، هرکس به مال و ثروت نیاز دارد، بیاید؛ ولی برای آن، کسی پیش قدم نمی‌شود (طبسی،۱۳۸۶: ۲۳۵).

پیام قیام مهدوی رهایی بشر از هواهای نفسانی و رسیدن به معنای واقعی آزادی است. اسیرترین و گرفتارترین انسان‌ها کسانی هستند که اسیر و گرفتار هواهای نفسانی خویش­اند. پیام قیام امام مهدی۴ وارستگی و آزادگی از همه غل و زنجیرهای خودساخته بشری است و در نهایت جامعه مهدوی صحنه بروز این آیه شریفه است که می‌فرماید:

یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلَالَ الَّتىِ کاَنَتْ عَلَیْهِم؛…بار گرانشان را از دوششان برمى‏گزیند و بند و زنجیرشان را مى‏گشاید… (اعراف: ۱۵۷).

۴-۴-۳  امنیت در جامعه مهدوی

در حالی که پیش از ظهور حضرت مهدی۴ ناامنی بر جهان چیره گشته است؛ یکی از بنیادی­ترین کارهای حضرت، بازگرداندن «امنیت» به جامعه است. این گستره امنیت برآمده از تحولاتی است که در خوی و عادات مردم به وجود آمده است. درباره گسترش امنیت در روزگار امام مهدی۴ گفته شده است: گرگ، گوسفند را نمی‌درد و شیر، گاو را از بین نمی­برد و مار به انسانی آسیب نمی­رساند و موش انبانی را نمی­جود. این تغییر و تحول در خوی حیوانات نیز وارد شده و آنان را از در آشتی با یکدیگر قرار می­دهد.

امنیت در جامعه مهدوی تا آن‌جا پیش می­رود که در روایت است یک دختر جوان از شرق جهان به غرب جهان بدون هیچ تهدیدی تنهایی سفر می­کند و خطری او را تهدید نخواهد کرد و کسی مزاحم او نمی­شود.

۴-۴-۴ رفاه عمومی در جامعه­ مهدوی

آنچه از روایات در این زمینه استفاده می­شود، آن است که بر اثر بهبود وضع اقتصادی، فقر از جامعه بشری ریشه کن شده؛ به گونه‌ا­ی که دارندگان زکات برای رساندن آن به نیازمندان به رنج افتاده و هرچه جست‌وجو می‌کنند، کسی را نمی­یابند.

امام صادق۷ می‌فرماید:

زمین گنج­های خود را بیرون ریخته، آشکار می­کند؛ به گونه­ای که مردم با چشم خود آن را بر روی زمین می­بینند و دارندگان زکات سراغ کسانی می­گردند که نیازمند باشد تا زکاتشان را به آنان بدهند؛ ولی کسی یافت نمی‌شود و مردم به فضل و بخشش خداوند از دیگران بی نیاز می­گردند (مجلسی، ۱۴۰۳، ج۵۲: ۳۳۷).

۴-۴-۵ عمران و آبادانی در جامعه مهدوی

در عصر مهدی۴، زمین زنده و آباد خواهد شد و شادابی بر همه جوامع بشری حاکم می‌شود. مهدی۴  حقیقت شادی را برای جامعه به ارمغان می­آورد. دوران حاکمیت او، آغاز یک انقلاب عمرانی گسترده در سطح جهان است. هنگامی به عظمت این آبادانی پی می­بریم که میزان ویرانی پیش از ظهور را درنظر بگیریم. جهانی که با انواع آسیب­ها به طبیعت و عالم به دست انسان­ها روبرو بوده؛ روی دیگری را مشاهد خواهد کرد.

امام باقر۷ می­فرمایند:

در زمان حکومت مهدی۴ در روی زمین هیچ ویرانه‌ای نمی­ماند، مگر آن‌که آباد می­گردد (صدوق، ۱۳۶۳: ۳۳۱).

باران فراوان باریده و خشکسالی ریشه کن می­گردد. کشاورزی رونق یافته و زمین هر آنچه برای عرضه دارد ظاهر می‌سازد. در لسان روایات به این نکته اشاره شده است که طبیعت در عصر ظهور گنجینه­ها و ذخایر نهفنه در خود را بیرون ریخته و سخاوتمندانه برای انسان‌ها عرضه می­دارد.

از حضرت علی۷ چنین نقل است:

زمین آنچه را در اعماق خویش دارد، برای وی بیرون دهد و همه امکانات و برکات خویش را در اختیار او گذارد… (نهج البلاغه: ۴۲۵).

رسول­گرامی۶ از زندگی در آن دوران به خوشی یاد می­کنند و می­فرمایند:

امت من در دوران مهدی۴ به نعمت­هایی می­رسند که هرگز مانندش دیده نشده و هیچ مومن یا کافری به چنان نعمتی نرسیده است. آسمان بارانش را پی در پی می­فرستد و زمین نیز چیزی از گیاهان را در خود نگه نمی­دارد؛ بلکه آن را بیرون می­فرستد. (طوسی،۱۳۸۳: ۱۱۵).

بنابراین پدید آوردن رفاه برای کل جامعه بشری از اقدامات امام مهدی۴ است که خود بر اثر تحولات انفسی در جان آدمیان و به تبع تحولات در طبیعت حاصل می‌شود

۴-۴-۶ تکامل علوم

از طرف دیگر شاهد شکوفایی دانش و صنعت در عصر ظهور هستیم. از امام صادق۷ در این باب چنین نقل شده است:

علم ۲۷ حرف است و همه آنچه پیامبران آوردند و برای مردم آشکار ساختند، تنها دو حرف آن بوده است و مردم تا به امروز جز آن دو حرف را نشناختند. هنگامی که قائم ما قیام کند،  ۲۵ حرف دیگر را آشکار می‌کند و در بین مردم نشر و گسترش می‌دهد و آن دو حرف را نیز ضمیمه می‌کند و مجموع بیست و هفت حرف را میان مردم منتشر می‌سازد (کلینی، ۱۳۶۵، ج۸: ۳۲۶).

علم و دانش در عصر ظهور پیشرفتی خیره کننده می‌کند و دانایی و علم و حکمت، مرزی را نشناخته و به تمام قشرهای جامعه تسری می‌کند.امام باقر۷ در این باره می‌فرمایند:

در زمان حکومت مهدی۴، به همه مردم حکمت و علم بیاموزند، تا آنجا که زنان در خانه ها،  با کتاب خدا و سنت پیامبر قضاوت کنند (نعمانی، ۱۳۷۶: ۲۳۹).

گسترش دانش و شناخت اسرار کاینات و عالم وجود، بشر را به سمت فهم بالاتر توحید و یگانگی خداوند در عالم هستی می‌کشاند.

مدل اسلامی پیشرفت با الهام از ویژگی‌های عصر ظهور

تا این‌جا بخش‌های مختلف مدل اسلامی پیشرفت تبیین و توضیح داده شد؛ اما چیزی که از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، روابط بین این اجزا است. در مدل ترسیمی زیر این روابط نشان داده شده است: الف) راهبرد کلان زمینه­سازی، در چارچوب نظری و پیش فرض‌های مدل ریشه دارد؛ از جمله این‌که ظهور، آرمانی واقعی است،  ظهور سرآغازی دیگر بر فرایند تکامل نهایی بشر است و نیز ظهور نشئه‌ای از نشئات تحول آخرالزمانی است.

ب) برای تحقق راهبرد کلان زمینه سازی ظهور، راهبردهای کاربردی ارائه می­شود.

ج) با عملیاتی شدن راهبردهای کاربردی، بستر برای تحقق مولفه‌های جامعه مهدوی فراهم می‌شود.

پیش فرض‌های نظری

راهبردهای کاربردی

نتیجه­گیری

در این پژوهش ضمن طرح بحثی در باب چیستی مقوله الگوی پیشرفت، با تتبع در مجموعه منابع دینی و مطالعات کتابخانه­ای مربوط به جامعه عصرظهور، به طراحی الگویی مربوط به عناصر جامعه مهدوی پرداخته­­ و دلالت­های آن را در موضوع الگوی اسلامی پیشرفت نشان دادیم. براساس این الگو، مولفه­های طرح شده در زمینه جامعه مهدوی ذیل راهبردهای کاربردی طرح گشته که نقشه عمل طرح می‌باشد و به تناسب توجه نظری به آن‌ها در الگوی اسلامی پیشرفت و تحقق آن در عمل، به جامعه مهدوی نزدیک و به راهبرد کلان که زمینه­سازی است، نزدیک­تر شده­ایم و آن، معلول نگاه­های ما به ظهور است.

بنابراین، باید به جامعه مهدوی نه صرفا به عنوان جامعه‌ای آرمانی غیر مرتبط با امروز که باید از معارف مطرح شده در زمینه مولفه­های این جامعه، به عنوان راهبردهای اصلاحی نگاه کرد که ذیل وظیفه ما به عنوان دولت، حکومت و جامعه زمینه­ساز است. الگوی اسلامی پیشرفت مبتنی بر راهبرد کلان زمینه­ساز حکومت جهانی مهدوی، به آرمان­های جامعه مهدوی، به عنوان آرمان­های خود می­نگرد و به تناسب ظرفیت و وسع خود در تلاش برای فراهم کردن شرایطی است که موجبات پیشرفت واقعی را از منظر اسلامی که حاکمیت ولی­الله و انسان کامل است؛ فراهم آورد.

برخی بر این باورند که در جامعه مهدوى جهشى اتفاق مى‏افتد؛ اما عده‏اى مى‏گویند باید حرکتی طبیعى به سمت ظهور طى شود. آن چه در تأیید اندیشه معتقدان به حرکت طبیعى به نظر مى‏رسد، این است که ظاهراً آن چه در عصر ظهور اتفاق مى‏افتد، امری مستند به عوامل ظاهرى است؛ یعنى عصر ظهور، پدیده‌ای معجزه‏وار نیست که هیچ قواعد طبیعى در آن مراعات نشود و به نظر نمى‏رسد چنین امرى، دفعى اتفاق بیفتد. لذا گرچه ممکن است حرکات معجزه آسایى نیز صورت پذیرد؛ جهت‏گیرى کلى این حرکات و همه عوامل آن، یک مسیر طبیعى را طى مى‏کند. با همین فرض امام خمینی; با طرح نظریه خود در باب انتظار و اقدام عملی در جهت تشکیل حکومت اسلامی، مبانی زمینه سازی و انتظار حقیقی برای ظهور را در انداخت. مبنا و پایه نظری زمینه­سازی برای ظهور، اعتقاد به مولفه­های نظریه اختیاری بودن ظهور است. بر این اساس، ما باید به سمت ظهور حرکت کنیم؛ چرا که ظهور رسیدنی است، نه آمدنی. قوم زمینه ساز، قوم و جامعه‌ای است که بر این باور است خود باید شرایط ظهور را فراهم و علل غیبت را برطرف کند. برای زمینه سازی ظهور چاره‌ای نداریم جز داشتن تصویری از جامعه‌ای که به دست امام عصر۴ به عنوان جامعه‌ای آرمانی برپا خواهد شد. ارزیابی وضع کنونی خود و یافتن شاخص­های یک جامعه آرمانی، راه برون رفت از وضع کنونی را به ما نشان می­دهد.


منابع

قرآن مجید

نهج البلاغه

  1. بابایی، احسان (۱۳۸۷). موعود در نگاه شیعه، قم، کلمه الحق.
  2. پیغامی، عادل، حسینی، محمد (۱۳۹۱) روش‌شناسی الگوهای­اسلامی ایرانی، تهران، مرکز تحقیقات میان­رشته­ای علوم­انسانی و اسلامی دانشگاه امام صادق۷٫
  3. حکیمی، محمد (۱۳۸۱). عصرزندگی، قم، بوستان کتاب.
  4. خمینی، روح الله (۱۳۷۹). صحیفه امام، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثارامام خمینی۱٫
  5. راغب اصفهانی، ابوالقاسم حسین بن محمد (۱۳۹۲). مفردات الفاظ القرآن فی غریب القرآن، تحقیق: ندیم مرعشی، بیروت، دارالکلمات العربی.
  6. رحیم پور، حسن (۱۳۸۸). مهدی۴ ده انقلاب در یک انقلاب، تهران، طرح فردا.
  7. سوزنچی، حسین (۱۳۸۳). مهدویت و انتظار در اندیشه شهیدمطهری، قبسات، سال نهم.
  8. شفیعی سروستانی، ابراهیم (۱۳۸۳). انتظار، بایدها و نبایدها، قم، مرکز پژوهش‌های صدا و سیما و موسسه فرهنگی موعود.
  9. ـــــــــــــــــــــــــ (۱۳۸۸). معرفت امام عصر و تکلیف منتظران، تهران، موعودعصر.
  10. شفیعی سروستانی، اسماعیل (۱۳۸۴). استراتژی انتظار، تهران، موعودعصر.
  11. شفیعی سروستانی، اسماعیل و همکاران (۱۳۸۴). دایره المعارف موعودآخرالزمان، مأخذشناسی جامع مهدویت، تهران، موعودعصر.
  12. صدوق، شیخ محمدبن علی‌بن الحسین (۱۳۶۳) کمال الدین و تمام النعمه، تصحیح: علی اکبر غفاری، قم، مؤسسه نشر اسلامی.
  13. طباطبایی، سیدمحمدحسین (۱۳۴۶). تفسیرالمیزان، ترجمه محمدتقی مصباح یزدی، قم، دارالعلم.
  14. طبسی، نجم الدین (۱۳۸۶). نشانه هایی از دولت موعود، قم، بوستان کتاب.
  15. طوسی، شیخ محمد بن حسن (۱۳۸۳). الغبیه، تحقیق: عبادالله تهرانی و علی احمدناصح، قم،موسسه معارف اسلامی.
  16. کلینی، محمد بن یعقوب (۱۳۶۵). الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه.
  17. مجتهدی سیستانی، سیدمرتضی (۱۳۸۵). دولت کریمه امام زمان۴، قم، نشرالماس.
  18. مجلسی، محمدباقر (۱۴۰۳ق). بحارالانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
  19. مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت (۱۳۸۹). کتاب نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی: الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت.
  20. مرکز الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت، معاونت هماهنگی و نظارت فرآیندی (۱۳۹۱). “چیستی و مفهوم الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و نقشه راه و فرآیند طراحی، تدوین، تصویب و پالایش الگو“.
  21. نعمانی، ابن ابی زینب محمد بن ابراهیم بن جعفر (۱۳۷۶). الغیبه، تحقیق: علی اکبرغفاری،تهران،مکتب صدوق.
  22. Konow, James, (2003), Which is the Fairest One of All? A Positive Analysis of Justice Theories, Journal of Economic Literature, Vol. 41.

منابع اینترنتی

  1. سایت دفتر مقام معظم رهبری ir
  2. پیغامی؛عادل­وهمکاران،(۱۳۹۲)،”درس­گفتارهای­عدالت­اجتماعی­دکترپیغامی”،گروه­عدالت‌پژوهی­دانشگاه­امام­­صادق۷، http://torabzadeh.blog.ir
  3. شورای راهبردی الگوی پیشرفت اسلامی، جدول بررسی چگونگی گفتمان عدالت و پیشرفت در دهه چهارم انقلاب اسلامی”، (۱۳۹۱)، edalat1398.blogfa.com.

â دانشجوی کارشناسی ارشد معارف اسلامی و مدیریت بازرگانی دانشگاه امام صادق۷

Ha. saleh@ chmaik.ir.

ââ دانشجوی کارشناسی ارشد معارف اسلامی و مدیریت بازرگانی دانشگاه امام صادق۷

۸۷sarabadani@gmail.com.

âââ عضو هیأت علمی مرکز تخصصی مهدویت                          Mahdi252@chmail.ir.

[۴]. به طور مثال رجوع کنید: بیانات مقام معظم رهبری در دیدار استادان و دانشجویان دانشگاه امام صادق۷، ۲۹/۱۰/۱۳۸۴، www.khamenei.ir

[۵]. ر.ک: مجموعه کتاب‌های سه کنفرانس الگوی­اسلامی ایرانی پیشرفت در سال‌های ۸۹ تا ۹۲٫

درباره نویسنده