مجله شماره 45

چرایی و ضرورت الگوگیری از آرمان شهر مهدوی و نقش الگویی آن در توسعه و پیشرفت جامعه منتظر

چرایی و ضرورت الگوگیری از آرمان شهر مهدوی و نقش الگویی آن در توسعه و پیشرفت جامعه منتظر

سیدابوالفضل موسوی آقداش[۱]â

روح الله شاکری زواردهی [۲]ââ

چکیده

بشر همواره دنبال پیشرفت و کمال خویش بوده است و از این‌رو، ضرورت تأسّی به یک الگوی کامل از بدیهیّات است. از آن‌جا که در جامعه امروز الگوهای متعددی مطرح بوده، شناخت الگوی صحیح کاری دشوار می‌نماید. از سویی در طول تاریخ این الگوهای ادعایی نتوانسته‌اند نیازهای مادی و معنوی بشر را تأمین کنند و حتی گاهی به جای پیشرفت سیر قهقرایی داشته‌اند. تنها شیعه اثنی عشری است که با تکیه بر آموزه ناب مهدویت، برای آینده جهانیان چشم اندازی روشن و سعادت بخش ترسیم می‌کند. تدوین «الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت» به عنوان چشم‌انداز نظام جمهوری اسلامی ایران، به این الگوی ناب نیازمند است. در این نوشتار در قالب بیان ضرورت‌های الگوگیری از آرمان شهر مهدوی، برخی از ابعاد این اندیشه الاهی به تصویر کشیده شده است. در این مجال با معرفی برخی وجوه قابل الگوگیری، به راهکارهای تحوّل در بخش‌های «دین و فرهنگ»، «علم و دانش»، «اقتصاد و سرمایه گذاری»، «عدالت گستری و قضا»، «امنیّت و رفاه» و «ایجاد وحدت و تعامل» اشاره گردیده، بدیهی است با تأسّی به آرمان شهر مهدوی، در ضمن سیر به سوی توسعه و پیشرفت متعالی، کم کم زمینه نیز برای تحقق وعده الاهی و استقرار دولت کریمه فراهم می‌گردد. در این تحقیق، براساس شواهد روایی، ضرورت و امکان الگوگیری از آرمان شهر مهدوی در جهت توسعه و پیشرفت جامعه حاضر تبیین گردیده است.

واژگان کلیدی: مهدویت، الگو، توسعه و پیشرفت، آرمان شهر، دولت کریمه، وجوه الگویی.

مقدمه

توسعه و پیشرفت و رسیدن به سعادت و کمال آرزوی فطری هر انسان است. از این رو انسان هوشمند همواره با استفاده از تجارب گذشته با نگاهی جهت‌دار به آینده می‌اندیشد. دین اسلام، در جایگاه آخرین، کامل‌ترین و جامع‌ترین دین آسمانی، آینده بشر را خوب و روشن ارزیابی کرده؛ آن را در قالب اندیشه مهدویت به بشر و جوامع بشری معرفی کرده؛ حاکمیت را از آنِِِ صالحان و مستضعفان دانسته و فراگیری عدالت، معنویت، امنیت را از شاخصه‌های مهم حکومت جهانی آخرین حجت الاهی بر شمرده است. امتیازی که شیعه دارد وجود چشم اندازی جامع و یقینی از آینده‌ای درخشان است. شیعه دوازده امامی می‌تواند با در دست داشتن ویژگی‌های این آرمان شهر الاهی با استفاده از امکانات موجود به بازخوانی وجوه توسعه و پیشرفت در عصر ظهور بپردازد و وجوهی را که می‌توان در عصر حاضر اجرا کرد، ساماندهی و عملیاتی کند. بدیهی است چون جامعه آرمانی مهدوی با حضور امام معصوم۷ محقّق خواهد شد، باید به پیشرفت متناسب با عصر غیبت و امکانات موجود اندیشید. از آن‌جا که در این جهت تحقیقی مستند به روایات صورت نگرفته است، ضرورت این بحث آشکارتر می‌شود. البته پایان نامه‌ای تحت عنوان «ظرفیت الگو دهی مدینه فاضله مهدوی در توسعه سیاسی جمهوری اسلامی ایران» تدوین گردیده؛ اما گذرا و عمدتاً در توسعه سیاسی کار شده است. در این مجال لازم است برای رسیدن به این آینده درخشان چندین نکته را به اختصار تبیین کرد:

  1. آیا اساساً انسان خود نمی‌تواند آینده‌ای خوب ترسیم کند و به الگویی ممتاز نیاز است؟
  2. توسعه و پیشرفت مورد نظر ما با توسعه و پیشرفت در جوامع غیر اسلامی و به ویژه غرب چه تفاوتی دارد؟
  3. چرا می‌بایست جامعه مهدوی و حضرت مهدی۴ را الگو قرار داد؟
  4. چه ابعادی از دولت کریمه قابل الگوگیری است و به چه میزان می‌توان آن‌ها را اجرایی ساخت؟
  5. چرایی و ضرورت وجود الگو

ضرورت وجود الگو یکی از بدیهیات است که در تعابیر دینی با عناوینی همچون «اُسوه» و «قُدوه» آمده و یکی از اصول پذیرفته شده اجتماعی است که مورد تایید دین اسلام نیز می‌باشد (قائمی مقدم، ۱۳۸۲: ۲۷). در اصطلاح منظور از «الگو»، نمونه عینی و مشهود نوعی فکر و عمل در ابعاد گوناگون است که برای رسیدن به کمال، از سوی دیگران پیروی می‌شود (مهدی‌زاده، ۱۳۸۲: ۸۵).

۱-۱ اهمیت الگو و چرایی نیاز به آن

انسان کمال‌جو و برتری‌خواه است و الگو توجیه و تبیین‌کننده این برتری خواهی است. انسان با دیدن کارکرد و رفتار الگوها و دستاوردهای مثبت و ملموس آن در زندگی فردی و اجتماعی الگو، برای پیروی از آن‌ها انگیزه و تمایل بیش‌تری می‌یابد. از سویی دیگر انسان با این عمر و ظرفیت‌های محدود نمی‌تواند همه راه‌ها را امتحان کند؛ بدین لحاظ ناچار است به کسانی دیگرانی که این راه را پیموده اند یا ادعای آشنایی با این مسیر را دارند اعتماد کند که این، همان الگوگیری خواهد بود.

امام باقر۷ فرمود:

انسان‌‌ها اگر چند فرسخ از وطن خود دور شوند، راهنما انتخاب می‌کنند؛ در حالی که راه آسمان از راه زمین دورتر و مهم‌تر است. لذا باید در امور خود راهنما انتخاب کنید (کلینى، ۱۴۰۷:‌ ۱۸۴).

البته الگو نیز باید کامل باشد تا بتواند معیاری برای سنجش دیگران باشد. مثلاً خطاب به حضرت علی۷ آمده است: «السلام علی میزان الاعمال» (مجلسى، ۱۴۰۳، ج‏۹۷: ۳۳۰).

اگر انسان نیازمند الگو نبود خداوند پیامبران۶ را به عنوان الگو نمی‌شناساند علامه طباطبائی; در این زمینه می‌گوید:

اسوه در مورد رسول خدا۶ یعنی پیروی و تبعیت کردن از او، و از این که با “لقد کان لکم” که ماضی استمراری است تعبیر کرده، اشاره به آن است که این پیروی تکلیفی ثابت و همیشگی است و معنای آیه این است که هم در گفتار و هم در رفتارش به او تأسی کنید (طباطبایی،۱۳۷۴، ج‏۱۶: ۴۳۲).

۲-۱ نقش ارزش‌ها در الگوگیری

الگوپذیر موقعی به رفتار مشابه الگو اقدام می‌کند که آن رفتار را با ارزش‌های خود در تضاد نبیند. بدین لحاظ مقام معظم رهبری(مدّ ظلّه العالی) بعد از تبیین ضرورت گام نهادن به سوی توسعه و پیشرفت و نیاز به الگویی شایسته در این زمینه، با افزودن دو قید «اسلامی» و «ایرانی»، جهت‌های مورد نظر در الگوی خود را روشن ساختند و فرمودند:

ما وقتى می‌گوییم پیشرفت، نباید توسعه به مفهوم رایج غربى تداعى بشود…. آنچه ما دنبالش هستیم، لزوماً توسعه غربى نیست… مبانى معرفتى در نوع پیشرفت مطلوب یا نامطلوب تأثیر دارد. هر جامعه و هر ملتى، مبانى معرفتى، مبانى فلسفى و مبانى اخلاقى‏اى دارد که آن مبانى، تعیین کننده است… مبانى معرفتى ما به ما می‌گوید این پیشرفت مشروع است یا نامشروع؛ مطلوب است یا نامطلوب؛ عادلانه است یا غیرعادلانه (خامنه‌ای،۱۳۹۲: ۷۹–۸۰).

  1. ضرورت معرفی آرمان شهر مهدوی[۳] به عنوان بهترین الگو برای جامعه منتظِر

در طول سده گذشته، غرب به دنبال تحمیل الگوی خویش به جوامع جهان سوم و از جمله جهان اسلام برآمده و خواهان تغییرهایی به سبک و الگوی غربی در جهان اسلام است. بنابراین، در مقابله با این خطر، معرفی الگوی ارزش‌محور و بومی ضرورت می‌یابد. آرمان شهر مهدوی گمشده حقیقی بشر است و بهترین شکلِ معرفیِ آن، نشان دادن جلوه هایی از آن برای دنیاست. اولین گام نیز در دولتی که افتخار دارد خود را زمینه ساز ظهور آن «موعود اُمم» معرفی کند، ترسیم چشم اندازی عملی بر اساس این دولت کریمه است. بدین جهت به چندین نکته که ضرورت الگوگیری از این آرمان شهر را روشن‌تر می‌کند، اشاره می‌شود:[۴]

 ۱-۲٫  آموزه اعتقادی امامت و استلزامات سیاسی آن

مهدویت به عنوان رکن اعتقادی شیعه مطرح است و حیات شیعه بدون نظام امامت معنا ندارد: «لَوْ لَا مَا فِی الْأَرْضِ مِنَّا لَسَاخَتِ‏ الْأَرْضُ‏ بِأَهْلِهَا» (طبرسى، ۱۴۰۳، ج‏۲: ۳۱۷). ما به امام زنده، حاضر، ناظر و تلاش گری اعتقاد داریم که واسطه فیض است؛ «بِیُمْنِهِ‏ رُزِقَ‏ الْوَرَى‏ وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاء»(قمی،۱۳۹۱: ۱۴۳) امام باقر۷ فرمود:

هر کس به امامی اقتدا کرده و او را به عنوان پیشوا و اسوه خود قرار داده است، باید عمل خود را مطابق شیوه و عمل او قرار دهد (دیلمی: بی‌تا، ۱۰۱).

بدین جهت یکی از وظایف مهم نسل منتظر، الگوبرداری از امام و رهبر خویش است. پیامبر اکرم۶ می‏فرماید:

خوشا به حال آنکه قائم خاندان مرا درک کند، در حالی که پیش از دوران قیام، به او و امامان قبل از او اقتدا کرده و از دشمنان ایشان، اعلام بیزاری کرده باشد (صدوق، ۱۳۹۵: ۲۸۶).

از این رو، شناخت امام معصوم: و پیروی از وی گویای راه حق و کیفیت نظام سیاسی آن است.

 ۲-۲٫ مهدویت هویت بخش زندگی سیاسی- اجتماعی شیعه

مهدویت سازنده هویت شیعه است. شیعه در نام و تعریف خویش، همواره با اهل بیت عصمت و طهارت و در این زمان با حضرت ولی عصر۴ تعریف می‌شود. چنین تعریفی در دعای شریف زیر نیز به خوبی منعکس شده است:

اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی  (صدوق‏، ۱۳۹۵، ج‏۲: ۳۴۲).

یعنی امامت رکن نظام شیعی است و تا زمانی که این اساس شناخته نشود فرد متحیّر و بی هویت خواهد بود و راهی صحیح به سرمنزل مقصود نخواهد بُرد.

 ۳-۲٫ بحران ایدئولوژی‌های بشری در جهان امروز و احیای اسلام‌گرایی

انسان حکومت‌ها و دولت‌های بسیاری را دیده و از این حکومت‌ها سرخورده شده و دنبال ایدئولوژی جامع و موفق است. حضرت امام باقر۷ می‌فرماید:

دولت ما آخرین دولت هاست و هیچ خاندانی نمی‌ماند، جز اینکه پیش از ما به حکومت برسند، تا زمانی که سیره و حکومت ما را دیدند ادعا نکنند و نگویند اگر ما به حکومت برسیم مثل سیره اهل بیت پیامبر۶ رفتار خواهیم کرد (مفید، ۱۴۱۳، ج۲: ۳۸۵).

 ۴-۲٫ ضرورت‌های زندگی سیاسی امروز و نیاز به آینده نگری

داشتن نوعی زندگی سعادتمند و آسایش و آرامش روانی و جسمی، از دیرینه‌ترین آرزوهای بشر است که اندیشمندان هر عصر برای عملی کردن آن، چاره‌ها اندیشیده و آن را در قالب «اتوپیا»[۵] یا «مدینه فاضله» مطرح کرده‌اند. کسانی که به آینده نگاه روشنی ندارند، حال خویش را نیز نمی‌توانند خوب بشناسند. الگوی آرمانی شیعه در آینده است. البته الگویی در سنّت نبوی و سنّت علوی داریم؛ امّا این الگوها به دلیل شرایط تاریخی خاص آن زمان نتوانستند آرمان نهایی نظام اسلامی را محقّق کنند. در واقع می‌بایست با نگاه به گذشته محقّق و آینده آرمانی، زندگی سیاسی امروز خویش را سامان بخشیم.

۵-۲٫ بحران عدالت در جهان معاصر و توجه به منجی گرایی در جهان امروز

امروزه بحران عدالت و افزیش ظلم، به منطقه خاصی متعلق نیست و رفته رفته جهان به سمت بی عدالتی و ظلم فراگیر در حال حرکت است. بدین جهت منجی گرایی و امید به آینده‌ای بی ظلم و تعدّی، در جهان رو به گسترش است (موحدیان عطار: ۱۳۸۹: ۱۹-۳۲). ما در روایات داریم که منجی موعود هنگامی ظهور خواهد کرد که زمین از ظلم و جور پر شده است (کلینى، ۱۴۰۷، ج‏۱: ۳۳۸). هدف اسلام رسیدن انسان به کمال و سعادت است؛ اما برای رسیدن به این هدف نهایی، اسلام از بسط ارزش‌های دینی و به ویژه عدالت اجتماعی از حوزه خاص، آغاز می‌کند و تا مرز عدالت‌گستری در سطح جهان امتداد می‌یابد.

۶-۲٫ جهانی شدن و چشم انداز فرج

 جهانی شدن ایجاب می‌کند انسان‌ها از نوعی جامعه آرمانی و فراگیر جهانی صحبت کنند و بدانند که ماهیت این زندگی جهانی چگونه خواهد بود و با جامعه موعود جهانی ادیان چه نسبتی دارد. این بحث اقتضا می‌کند که بیش‌تر به اندیشه ناب مهدوی و دولت موعود آن بپردازیم؛ زیرا بر خلاف «جهانى شدن‏» – که امرى غیر منسجم، مبهم و پراکنده است – حکومت فاضله حضرت مهدی۴ داراى ویژگى‏ها و ساختارى واحد، منسجم، کار آمد، مقتدرانه و تحت مدیریت کامل و با کفایت ایشان است.

۷-۲٫  گرایش به معنویت و کرامت انسانی در جامعه

افزایش جریان‌های به ظاهر معنوی؛ در عین حال انحرافی در جامعه گویای آن است که جهان تشنه معنویت و کمال است؛ ولی به اشتباه آن را در ناکجا آبادهای عرفان‌های دروغین جست‌وجو می‌کند. پس اندیشه الاهی و ناب مهدویت به خوبی می‌تواند این خلاء را پرکند. منازعه و چالش غرب با آموزه‌های مهدویت خود گواهی دیگر بر حقانیت و تاثیر گذار بودن این آموزه الاهی است. ما باید:

در مقابل تلاش دشمن، در جهت اعتماد و عمل و تبلیغ و تبیین حقیقت مهدویّت، حرکت کنیم. با وجود این‌که دشمن، اندیشه ناب مهدویت را بزرگ‌ترین مانع و دشمن خود می‌داند؛ به ظرفیت بالای آن پی برده است، و اعتراف می‌کند که قومی این چنین را [که هر لحظه منتظر ظهور است] می‏توان کشتار کرد؛ امّا نمی‏توان مطیع ساخت (دارمستر، بی تا: ۳۸- ۳۹).

۸-۲٫ حتمی و جهانشمول بودن دولت کریمه مهدوی

این وعده قطعى خداوند، به مردم جهان است که حکومت را در برهه حساسى از زمان به دست‏بندگان صالح و برگزیده خواهد داد (نور: ۵۵). ساختار نظام سیاسى مهدوى، کاملا جهانى، فراگیر و عام شمول است و ساز و کارهاى اجرایى و ادارى آن، بر اساس مدیریت «همه عرصه‏هاى جهانى‏» تنظیم شده است. پیامبر گرامی اسلام۶ فرمودند:

سوگند به خدایى که مرا به حقّ به پیامبرى برانگیخت، اگر از عمر دنیا جز یک روز باقى نمانده باشد، خداوند آن روز را طولانى کند تا فرزندم مهدى در آن روز ظهور کند… و حکومتش به شرق و غرب عالم خواهد رسید (صدوق، ۱۳۹۵، ج‏۱: ۲۸۰).

۹-۲٫ بی بدیل و نیک فرجام بودن حکومت امام عصر۴

اساساً حضرت مهدی۷ تنها کسی است که مأمور تشکیل حکومت جهانی است. اعلان قرآن کریم مبنى بر «جاء الحَقُّ وَ زَهَقَ الباطِلُ» (الاسراء: ۸۱)؛ از برچیده شدن حکومت‏هاى سراسر جهان که در دایره باطل قرار دارند، نوید مى‏دهد. هانری کربن می‌نویسد:

تنها مذهبی که ارتباط خود با آسمان را قطع نکرده و این توان را دارد که ادامه داشته باشد و حیات خود را حفظ کند، شیعه است؛ چنان که می‌دانید یهودیان با رحلت حضرت موسی۷، مسیحی‌ها، به زعم خود، با رحلت یا به آسمان رفتن حضرت عیسی۷ و برادران اهل سنت با رحلت رسول اکرم۶ باب ارتباط میان آسمان و زمین را قطع کردند؛ در حالی که تنها تفکر شیعی با اعتقاد به امامت این باب را باز نگه داشته است (رجالی تهرانی، الف، ۱۳۸۹: ۸۲).

۱۰-۲٫  نقش ایرانیان در تحقق دولت کریمه

با توجه به روایاتی که در باب نقش عجم‌ها و اهل مشرق یا خراسان داریم، نظام مقدّس جمهوری اسلامی ایران می‌تواند مدعی باشد که طلیعه دار آن ظهور‌ است و پیشاهنگ آن «دولت کریمه» به شمار می‌رود.[۶] پیامبر اکرم۶ فرمود:

مردمی از مشرق خروج می‌کنند و برای ظهور دولت حضرت مهدی۴ زمینه‌سازی می‌نمایند (اربلى، ۱۳۸۱، ج‏۲:  ۴۷۷).

در برخی روایات نه تنها نقش برجسته مردم مشرق بیان شده است، بلکه پیامبر گرامی اسلام۶ توصیه فرموده‌اند آن‌ها را به هر نحو ممکن یاری کنید؛ اگر چه بر روى برف و یخ با دست‌ها و سر زانوها راه طى را کنید (طبرى، ۱۴۱۳: ۴۴۵). در برخی روایات نام برخی شهرهای ایران مانند ری، طالقان و قم مطرح شده و حتی تعداد یاران حضرت از آن شهرها نام برده شده است (اربلى، ۱۳۸۱: ج‏۲: ۴۷۸).

البته اگر برخی از این روایات را نیز قابل خدشه بدانیم، باز نظام جمهوری اسلامی ایران می‌تواند تلاش کند خود را در زمره یاران و دولت زمینه‌ساز قرار دهد. شناخت و معرفت نسبت به امام و شناساندن آن موعود الاهی به جهانیان و الگوپذیری از ایشان در رأس وظایف منتظران است. امام صادق۷ فرمود:

امام خود را بشناس که درآن زمان تو را باکی نیست که این امر ]ظهور[ جلو بیفتد یا عقب بماند. کسی که امامش را بشناسد و پیش از فرا رسیدن این امر از دنیا برود، مانند کسی است که در محضر او به شهادت رسیده باشد (کلینی، ۱۴۰۷، ج‏۱: ۳۷۱)

امام خمینی; بارها رسالت منتظران و تکلیف مردم و مسئولان را چنین خاطرنشان می‌کردند:

ما منتظران مقدم مبارکش مکلّف هستیم تا با تمام توان، کوشش کنیم تا قانون عدل الاهی را در این کشور ولیّ عصر حاکم کنیم. انقلاب مردم ایران، نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام، به پرچمداری حضرت حجّت۴ است (امام خمینی۱۳۸۶: ۴۷و۴۹).

بنابراین، نظام اسلامی ایران می‌تواند با الگو قراردادن وجوه امکان پذیر الگوگیری ضمن تلاش برای توسعه و پیشرفت خود و نشان دادن نوعی الگو عملی خوب برای جهانیان، زمینه ساز تحقق آن دولت موعود باشد.

  1. راهکارها وچگونگی بهرمندی از الگوی آرمان شهر مهدوی در توسعه و پیشرفت عصرحاضر

 ۱-۴ طراحی راهبرد

راهبرد در ادبیات سیاسی اجتماعی به عنوان یک علم برای «ایجاد هماهنگی و همکاری بین همه طرح‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و نظامی در سطحی کلان» مورد گفت‌وگو و استفاده همه دولت‌هایی است که برای برنامه‌ریزی «هدفدار» و در عین حال «مستقل» برای مردم خود سعی دارند. دولت فعال با تدوین «راهبرد کلان» برای اداره و هدایت کشور برای دراز مدت و عبور از فراز و نشیب‌های احتمالی تلاش دارد. آینده‌نگری و ترسیم «نقطه مطلوب و مفروض» اولین گام در تدوین استراتژی است (شفیعی سروستانی، ۱۳۸۱، ج۲: ۹- ۱۲). نقش انسان دین‌مدار در این استراتژی نقشی تعیین کننده است و مؤمنِ منتظر در دولت زمینه‌ساز، می‌تواند با نگاه به آینده‌ای روشن، بهترین استراتژی را داشته باشد.

  ۲-۴  شبیه سازی یا الگوبرداری تا حد ممکن

در فرهنگ شیعی در همه اموری که پیامبر۶ و ائمه: در آن‌ها ولایت داشته اند، ولی فقیه هم ولایت دارد؛ مگر در مواردی که از نظر شرعی استثنا شده باشد (خمینی، ۱۳۸۵: ۲). حضرت ولی‌عصر۴ در این زمینه فرمود:

در غیبت کبرا به راویان حدیث رجوع کنید؛ زیرا آنان حجت من در میان مردم می‌باشند (صدوق، ۱۳۹۵،‌ ج‏۲: ۴۸۴).

بنابراین، نایبان عام که همان علما هستند در عصر غیبت کبرا رهبری جامعه اسلامی را عهده دار هستند. فارابی فیلسوف شیعی، رئیس مدینه فاضله را کسی می‌داند که با عالم عقول در ارتباط است و پیام آسمانی را برای بشر می‌آورد تا با سنت الاهی جامعه را به فضیلت برساند. از این رو، رئیس اول همان پیامبر است. در غیاب رئیس اول، رئیس مماثل که در عمده ویژگی‌ها مشابه و همانند رئیس اول است، ریاست مدینه فاضله را بر عهده می‌گیرد. در نهایت، در غیاب آنان، کسانی که با سنت رئیس اول آشنا هستند و به رؤسای افاضل شناخته می‌شوند، ریاست و رهبری جامعه را برعهده می‌گیرند. رؤسای افاضل در واقع همان شریعت شناسان یا فقها می‌باشند (فارابی، ۱۳۷۹: ۲۹۵).

از آن‌جا که دین اسلام آخرین دین الاهی و دینی اجتماعی است و احکام آن تعطیل‌بردار نیست، شیعیان وظیفه دارند در هر فرصتی که توانستند احکام متعالی دین را به صورت حداکثری اجرا کنند. در این عصر تشکیل حکومت دینی با حاکمیت ولی فقیه نزدیک‌ترین حالت به دولت امام معصوم۷ به شمار می‌رود (امام خمینی، ۱۳۸۵: ۹و۱۱).

۳-۴٫  زمینه سازی برای تحقق دولت موعود

انتظار در فرهنگ شیعه نوعی عمل است و انسان را از حالت رکود خارج ساخته و تحرّک و پویایی می‌بخشد. در روایات هم از انتظار پویا به عنوان افضل اعمال نام برده شده است (صدوق، ۱۳۹۵، ج۲: ۶۴۴). انتظارِ حقیقی، شخص را به تلاش برای زمینه سازی و تحقق آن دولت کریمه وا می‌دارد. از نظر عقلی هم تحقق این آرمان شهر الاهی به مقدمات و زمینه‌سازی نیاز دارد. بنابراین، دولت جمهوری اسلامی ایران می‌تواند با تلاش برای ایجاد دولتی زمینه ساز، خود نیز با اُفق بلندی که برایش ترسیم می‌شود، با برنامه و جدیّت خاص این راه را طی کند.

  1. اجرایی کردن برنامه‌های دولت موعود در ابعاد مختلف تا حد امکان

تدوین راهبردی فعال و قرار گرفتن در جایگاه دولت زمینه ساز، سبب می‌شود این نظام به جز مواردی که به شاخصه‌های خاص امام۷ مانند عصمت و علم لدنّی، یا امداد غیبیِ خاصی نیاز دارد بهره گیرد. تنها تفاوت در حد تکامل و ابعاد توسعه است؛ یعنی تا حد نهایی نمی‌توان امّا تا حدّ ممکن می‌توان پیش رفت (عبدیانی، ۱۳۸۷: ۱۶۹).

۱-۵  موارد قابل الگوگیری از آرمان شهر مهدوی

به نظر اندیشمندان، توسعه یا پیشرفت در معنای کلی، به تحول در چهار بخش توسعه اجتماعی؛ اقتصادی؛ سیاسی و فرهنگی اشاره دارد (ازکیا، ۱۳۷۷: ۲۱-۱۸) که آرمان شهر مهدوی حد اعلای هر یک را داراست؛ به گونه‌ای که رضایت و سعادت همگانی را به دنبال خواهد داشت (مجلسى، ۱۴۰۳، ج‏۳۶: ۲۱۹).

برخی مواردی که در روایات ذکر شده و قابل الگوگیری است، عبارتند از:

ـ احیای حقیقی دین و برپا ساختن قوانین اسلامی در سطح جهانی؛ ایجاد جامعه‌ای اخلاق مدار و فضیلت محور؛ سیرۀ  مدیریتی صحیح و انتخاب کارگزاران شایسته؛ عمران و آبادانى در زمین؛ توسعه علمی و بسط دانش و فرهنگ؛ بازپس‏گیرى ثروت‌هاى غصب شده؛ ایجاد امنیت روانی و اجتماعی؛ مبارزه با بدعت‌ها و انحرافات؛ ایجاد عدالت قضایی و اجرای حدود؛ برقراری عدالت و مساوات، به ویژه رسیدگی به مستضعفان و تلاش برای فقرزدایی؛ رونق ویژه در بخش کشاورزی؛ استفاده بهینه از ذخایر زیر زمینی و معادن؛ ایجاد روحیه قناعت و اصلاح الگوی مصرف؛ افزایش توان نظامی و دفاعی؛ توجه به بخش بهداشت و درمان؛ قانون مندی؛ تغییر سبک زندگی.

۲-۵  تبیین برخی وجوه الگویی قابل اجرا و راهکارهای عملیاتی کردن آنها

 ۱-۲-۵  ایجاد تحول عمیق دینی و اخلاقی: توسعه در اسلام بر باطن افراد و تغییر و دگرگونی روحی ـ اخلاقی مبتنی است. چنین میثاقی در مفاد بیعت مردم با حضرت مهدی۴ کاملاً پیداست. حضرت علی۷ فرمود:

قائم ما از یارانش بیعت می‌گیرد که … مسلمانی را دشنام ندهند؛… حریمی را هتک نکنند؛ به خانه‌ای هجوم نبرند؛ کسی را به ناحق نزنند؛ طلا و نقره ذخیره نکنند؛… مال یتیمان را نخورند؛… لباس فاخر و حریر نپوشند؛ مسجدی را خراب نکنند و راهی را نبندند (ابن طاووس، ۱۴۱۶، الف: ۲۹۴).

اساساً سیاست اسلامی، اصلاح جامعه و زمینه سازیِ سعادت اخلاقی است. امام صادق۷ نیز دین داری و اخلاق مداری را از وظایف یک منتظر حقیقی شمرده و می‌فرمایند:

کسی که دوست دارد از یاران قائم باشد، باید منتظر ظهور باشد و در همان حال از گناهان اجتناب ورزیده، و خود را به اخلاق نیکو آراسته کند (نعمانی، ۱۳۹۷: ۲۰۰).

بنابراین، در جامعه امروزی نیز با توجه ویژه به دین مداری و اخلاق محوری باید تلاش شود دیانت و تعهّد در جامعه فراگیر شود. برای این کار چند اقدام ضروری به نظر می‌رسد:

تقویت بنیان خانواده (فراهم ساختن ازدواج صحیح – تربیت اسلامی فرزندان – تعامل شایسته زن و شوهر)؛

– مسجد محور بودن برنامه ریزی‌های خرد و کلان کشور و حاکمیّت روح نماز بر جامعه؛

– تغییر در سبک تعلیم و تعلّم، و تربیت استادان دین محور و تدوین کتاب‌های مورد نیاز برای مراکز علمی، به ویژه پیش دبستانی و دبستان که بر اساس برنامه بلند مدت باید پیش برود؛

– ارائه آموزش‌های فضیلت محور از سوی رسانه‌های جمعی به ویژه صدا و سیما، و تولید محصولات رسانه‌ای با این جهت؛

– تولید نرم افزارها و بازی‌های رایانه‌ای متعدد با سلایق مختلف و توجه به نشاط و سرگرمی کودکان و نوجوانان و جوانان؛

– توجه ویژه به دختران و زنان به عنوان مادران امروزی و نسل آتیه‌ساز؛

– مبارزه جدی با مفاسد و رذائل در سطح جامعه و فضای مجازی و تبیین فرهنگ تبدیل تهدیدها به فرصت‌ها؛

– احیای فرهنگ قرآنی امر به معروف و نهی از منکر و اجرایی شدن طرح حجاب و عفاف در جامعه، به ویژه در میان کارمندان دولتی و فضای رسانه؛

– مبارزه با بدعت‌ها و انحرافات و خرافات.

۲-۲-۵٫ ایجاد تحول علمی و فرهنگی: رشد علم و آگاهی در جامعه ایجاد تغییر و تحول در فرهنگ را سبب خواهد شد. این جهش علمی در عصر ظهور فوق العاده خواهد بود.

امام باقر۷ فرمود:

هنگامی که قائم ما قیام کند، خداوند دست محبتش را بر سر بندگانش می‌گذارد و عقول آن‌ها را با آن کامل و افکارشان را پرورش داده و تکمیل می‌کند (مجلسى، ۱۴۰۳، ج‏۵۲: ۳۳۶  و ۳۲۸).

و همچنین در این زمینه امام صادق۷ فرمود:

دانش،۲۷ حرف است. تمام آنچه پیامبران الاهی برای مردم آورده‌اند، دو حرف بیش نبوده است و مردم تا‌کنون جز آن دو حرف را نشناخته‌اند؛ ولی هنگامی که قائم ما قیام کند، ۲۵ حرف دیگر را آشکار می‌کند. (همان:  ۳۳۶).

پس باید علوم اسلامی و ارزشی در جامعه مطرح شود تا تغییر در ماهیت جامعه را موجب گردد. از آنجا که اسلام به تحصیل علم تاکید دارد و از طرفی هم شدت ارتباطات با سرعت گرفتن امکانات در فضای مجازی و با ورود تکنولوژی‌های جدید به کشور غیر قابل انکار است؛ پالایش این علوم امری ضروری به نظر می‌رسد. بدین لحاظ لازم است اول، «جنبش نرم افزاری و علمی» که چندین سال است شتاب خوبی به خود گرفته است؛ با شتابی چند برابر و مجهّز به پیشرفت‌های امروزی به حرکت خود تداوم دهد. دوم، این علوم وارداتی و اطلاعات به دست آمده به صورت دقیق و منظم و طبقه بندی شده در اختیار اهل علم و تحقیق و در صورت نیاز در دسترس عموم قرار گیرد.

سوم، علم باید برای بهره گیری از آن اخذ شود (همان، ج۱: ۲۲۴).

پیامبر گرامی اسلام۶ به درگاه حضرت حق عرضه می‌دارد:

خدایا! از علمی که نفعی برایم ندارد به تو پناه می‌برم. (همان، ج‏۸۳: ۱۸).

و از تحصیل علم بی هدف و مدرک محور و بدون کاربرد و نیاز جامعه اجتناب شود.

چهارم، بومی و اسلامی کردن علوم و دانش‌ها است. البته چندین سال است که بحث«اسلامی سازی علوم و دانشگاه‌ها» مطرح است؛ اما متاسفانه عملکرد مطلوبی دیده نشده است. اگر این امر حیاتی به موقع و صحیح انجام نشود، خطر غلتیدن در مسیر توسعه غربی بیش‌تر خواهد شد. بدین جهت بود که رهبر فرزانه و خبیر نظام بحث تدوین «الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت» را مطرح کردند.

 ۳-۲-۵  تحول در نظام اقتصادی و سرمایه‌گذاری کشور: آیات ۳ و ۴ سوره قریش، یکی از مهم‌ترین عوامل اطاعت از یک حکومت مشروع را تأمین معیشت و ساماندهی اقتصادی آن‌ها معرفی می‌کند. ضعف در مدیریت اقتصادی با فرهنگ و عقاید جامعه ارتباط مستقیم دارد. پیامبر اسلام۶ فرمود:

شدت فشارِ احتیاج و تنگدستى امکان دارد پایه ایمان اشخاص کم طاقت را متزلزل نموده و به کفر منجر شود (کلینى، ۱۴۰۷، ج‏۲: ۳۰۷).

دشمنان نظام هم با توجه به حساسیت مسائل اقتصادی، از اهرم «تحریم اقتصادی» استفاده کرده‌اند. بدین جهت نظام می‌تواند با الگوگیری از نظام اقتصادیِ دولت کریمه ضمن برطرف کردن نیازهای خویش، در مقابل این فشارها نیز مقاومت کند. تحول در نظم اقتصادی در اصلاح چند امر می‌تواند خلاصه نمود:

 اقتصاد اسلامی و سالم: میان اقتصاد اسلامی و اعتدال، ارتباط وجود دارد(طریحی، ۱۳۷۵، ج‏۳: ۱۲۸). در برخی از روایات به جای اقتصاد، تقدیر در معیشت به کار ‌رفته است. امام صادق۷ ‌فرمود:

اصلاح امور مردم جز به وسیله سه چیز تحقّق نمی‌یابد؛ تفقّه در دین، صبر و تحمّل مشکلات و حسن تقدیر در معیشت (همان، ج‏۵: ۸۷).

در اقتصاد دینی و غیرسکولار بین فعالیت‌های اقتصادی و تعالی معنوی و تقرب انسان، ارتباط حقیقی برقرار خواهدشد. در آیه ۹۶ سوره اعراف می‌خوانیم:

اگر مردمى که در شهرها و آبادی‌ها زندگى دارند، ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند، درهای برکات آسمان و زمین را بر آن‌ها مى‏‌گشاییم.

آیه ۵۲ سوره هود رابطه مستقیمی بین بارندگی و معنویت و استغفار بیان می‌فرماید. پس نظام اسلامى اگر خواهان توسعه اقتصادى است، باید طرح‏هاى معنوى را در جامعه توسعه دهد (قرائتی،۱۳۸۳، ج۵: ۳۳۶).

ایمان و تقوا نه تنها سبب نزول برکات مى‏‌شود، بلکه باعث مى‏‌گردد آنچه در اختیار انسان قرار گرفته، در مصارف مورد نیاز به کار گرفته شود. امروزه بخش بسیار مهمى از نیروهاى انسانى و منابع اقتصادى در مسیر مسابقه تسلیحاتى و ساختن سلاح‌هاى نابود کننده صرف مى‏‌شود. این‌ها مواهبى فاقد هر گونه برکت هستند و نه تنها نتیجه‏‌اى نخواهند داشت؛ ویرانى هم به بار مى‌‏آورند (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج۶: ۲۶۶).

 روحیه استغنا: آنچه از روایات استفاده مى‏شود در عصر ظهور مردم دارای روحیه بی نیازی می‌باشند که این روحیه به جهت رویکرد درونی آن‌هاست و در واقع پیش از آن‌که مردم از بیرون، صاحب مال فراوان شوند و بى‏نیاز گردند، از درون، بى‏نیازى در آن‌ها به وجود می‌آید و به آن‌چه خداوند از فضل خویش به آن‌ها عطا کرده، راضى و خشنود مى‏گردند. بنابراین، به اموال دیگران چشمداشتی ندارند.

پیامبر اکرم۶ در این زمینه می‌فرماید:

خداوند دل‏هاى امت محمد۶ را از بى‏نیازى پر مى‏کند و عدالت مهدوى همه آن‌ها را در برمى‏گیرد، به گونه‏اى که حضرت مهدى۴ امر مى‏کند تا ندا دهنده‏اى اعلام کند: چه کسى نیازمند مال است؟ پس کسى در میان مردم برنخیزد، مگر یک نفر! پس امام [به او] مى‏فرماید: نزد خزانه‌دار برو و به او بگو: مهدى‏۴ به تو فرمان مى‏دهد که به من مالى بدهى. پس خزانه‌دار به او مى‏گوید: جامه‏ات را بیاور؛ تا این‌که وسط جامه‏اش را پر مى‏کند و چون آن را بر دوش مى‏کشد، پشیمان مى‏شود و مى‏گوید: چرا در میان امت محمد۶ من از همه حریص‏تر باشم…؟! پس مال را بر مى‏گرداند، ولى از او قبول نمى‏شود و به او گفته مى‏شود: ما آن‌چه عطا کردیم باز پس نمى‏گیریم (مجلسی،۱۴۰۳، ج ۵۱: ۹۲).

این در حالى صورت می‌گیرد که پیش از ظهور، روحیه آزمندى و زیاده‏طلبى، عامل مؤثرى در رقابت‏هاى غلط و انباشتن اموال و انفاق نکردن آنها به نیازمندان بوده است.

بهره‌گیرى از تمامى قابلیت‌ها و امتیازات(بهره‌ورى از منابع طبیعى‏): استفاده نکردن صحیح و به جا از مواهب الاهى یکى از مشکلات بخش اقتصاد است. نه از تمام ظرفیت خاک استفاده مى‏شود و نه از آب به درستى در راه احیای زمین بهره‌بردارى مى‏گرد.از جمله امدادهای الاهی که در عصر طلایی ظهور، نزول باران‌های مفید و ثمربخش است (همان،  ج‏۵۲: ۳۰۴).

آب عامل مهمّی برای پیشرفت اقتصادی، به ویژه کشاورزی است. پیامبر اکرم۶ فرمود:

آسمان باران بر سر آنان فرو ریزد و زمین هیچ گیاهى را نگاه نداشته، مگر این‌که آن را مى‌رویاند (همان، ج‏۵۱: ۷۸).

بدیهی است استفاده از این برکات و امکانات بدون مدیریت از سوی دولت کریمه و استفاده از توانایی‌های مردم به نتیجه نخواهد رسید. یکی از اقدامات دیگر حضرت، دستور به حفر آبراه‌ها و نهرهاست.

امام باقر۷ فرمود:

آن حضرت دستور می‌دهد که از پشت حرم امام حسین۷ نهری حفر کنند تا کربلا را به نجف متصل کند. آن‌گاه پل‌هایی روی آن و آسیاب‌هایی در کنار آن نهر می‌سازند (طوسى، ۱۴۱۱: ۴۶۹).

برگرداندن ثروت‌ها و اموال غصب شده: مهدى۴ حق هر حقدارى را بگیرد و به او دهد؛ حتى اگر حق کسى زیر دندان دیگرى باشد، از زیر دندان متجاوز بیرون کشد و به صاحب حق بازگرداند.

پیامبر۶ فرمود:

هنگامی که قائم ما قیام کند، قطایع[۷] از بین می‌رود؛ به طوری که دیگر قطایعی نخواهد بود (حر عاملى، ۱۴۲۵، ج‏۵: ۱۴۴).

امام باقر۷ فرمود:

چون قائم قیام کند و وارد کوفه شود… زمین‌های مصادره شده را به صاحبانش باز می‌گرداند(یزدى، ۱۴۲۲، ج‏۲: ۲۵۳) و دیگر هیچ کس حق تعدی به حقوق دیگران را نخواهد داشت: فَلَا یَظْلِمُ أَحَدٌ أَحَدا (خزاز، ۱۴۰۱: ۲۷۵).

توزیع عادلانه منابع و درآمدها و ریشه‌کن کردن فقر: انباشته شدن ثروت در نزد گروهى خاص از مهم‌ترین عوامل اقتصاد بیمار در جوامع بشرى است. یکی از کارکردهای اساسی دولت مهدوی تقسیم مساوی منابع و درآمدها و ایجاد عدالت اقتصادی و قسط است؛ «یَمْلَأُ الْأَرْضَ‏ عَدْلًا وَ قِسْطاً» (کلینى، ۱۴۰۷، ج‏۱: ۳۳۸). واژه قسط، بیش‌تر در امر اقتصادی و توزیع اموال بر اساس عدالت اجتماعی بین افراد به کار می‌رود. امام باقر۷ فرمود:

چون مهدی ما اهل بیت قیام کند، مال را به طور مساوی تقسیم و عدالت را در میان رعیت اجرا می‌کند (نعمانی، ۱۳۹۷: ۲۳۷).

همچنین فرمود:

امام مهدى۴٫٫٫ به مساوات بین مردم عمل مى‏نماید تا این‌که مردم چنان بى‌نیاز مى‏شوند که‏ هیچ نیازمندى به زکات پیدا نمى‏شود (یزدى، ۱۴۲۲، ج‏۲: ۲۵۳).

پیشرفت فنون و برنامه ریزی: پیشرفت و رشد تولید و سرمایه در آن دوران با هیچ دوره دیگر همانند نیست. نقش برنامه‌ریزی صحیح و تأثیر آن بر رونق و پیشرفت امور جامعه بسیار مهم است. امام علی۷ ‌فرمود:

با تدبیر و برنامه‌ریزی خوب، دیگر فقری نخواهد ماند (تمیمى،۱۴۱۰: ۷۹۴).

بهره‏بردارى از معادن و منابع زیرزمینى: بسیارى از ثروت‌ها و مواد لازم براى زندگى، از معادن به دست مى‏آید. پیامبر۶ فرمود:

خداوند براى قائم۴ گنج‌ها و معادن زمین را آشکار مى‏سازد (صدوق، ۱۳۹۶، ج‏۲: ۳۹۴).

نیز امام على۷ فرمود:

زمین آنچه را در اعماق خویش دارد براى وى بیرون دهد و همه امکانات و برکات خویش را در اختیار او می‌گذارد (مجلسى، ۱۴۰۳، ج‏۵۱:۱۳۰).

با تلاش برای کشف معادن تازه و با بهره برداریِ برنامه ریزی شده و با پرهیز از خام فروشی می‌توان تحوّلی عظیم در اقتصاد به وجود آورد.

احیای حقوق عمومی: از جمله اقدامات و برنامه‌های اقتصادی حکومت حضرت مهدی۴ که نقش مؤثری بر ایجاد رفاه و آسایش اقتصادی و خشکاندن ریشه‌های فقر و محرومیت در کل جهان دارد؛ اخذ مالیات اسلامی و توزیع عادلانه آن، در بین افراد مستمند، بیمار و مستحق خواهد بود. امام باقر۷ فرمود:

وقتی که افرادی زکات خویش را آوردند کسی که آن‌ها را بپذیرد پیدا نمی‌شود (همان، ج‏۵۲: ۳۹۰).

به طور خلاصه براساس روایات، عملیاتی کردن وجوه الگویی توسعه اقتصادی در نظام مهدوی را می‌توان در چند بخش شمرد:

ـ توجه به ثروت‌های خدادادی و مدیریت آن‌ها؛ تلاش برای توسعه و تولید بویژه در بخش کشاورزی؛ بهینه سازی استفاده از ذخایر زیرزمینی و معادن و تلاش برای کشف موارد دیگر؛ توسعه کشاورزی و تولید علم و متخصص در بخش کشاورزی و معادن و…؛ مدیریت استفاده بهینه از آب؛  نحوه مدیریت فعالیت‌های اقتصادی؛ تلاش برای نهادینه کردن و محقق ساختن پرداخت حقوق عمومی، مانند زکات؛ استفاده از تولیدات داخلی و تقویت روحیه خودباوری؛ تلاش برای افزایش بهره وری از منابع، مانند پرهیز از خام فروشی و استفاده از صنایع تبدیلی؛ توزیع عادلانه منابع و درآمدها؛ ایجاد تعاون و همکاری برای فعالیت‌های اقتصادی؛ استفاده از متخصصین متعهد و تکنولوژی‌های کارآمد؛ پرهیز از اعطای امتیازهای ویژه و برگرداندن اموال غصبی به بیت المال؛ تغییر سبک زندگی اقتصادی؛ ایجاد روحیه قناعت و اصلاح الگوی مصرف؛ تغییر در سبک زندگی و پرهیز از تجمّل گرایی و اسراف؛ کمک به نیازمندان و ریشه کن کردن فقر؛ آموزش اقتصاد سالم و اسلامی در جامعه.

 ۴-۲-۵٫ تحول در سیستم اداری و مدیریتی کشور: هر جنبش و انقلابی، به یاران و همراهانی نیاز دارد. از این رو در روایات، ترکیب دولت حضرت مهدی۴ را از پیامبران۶، جانشینان آنان، تقوا پیشگان و صالحان روزگار معرفی می‌کند که حتی برخی برای همراهی در دولت موعود رجعت خواهند کرد، مانند حضرت عیسی۷، اصحاب کهف، مالک اشتر و سلمان فارسی (رجالی تهرانی، ب، ۱۳۸۹: ۲۱۶)؛ یعنی بدون یاور این حرکت میسّر نیست. پیامبر۶ فرمود:

مردان الاهی با مهدی۴ همراه هستند؛ مردانی که به دعوت او پاسخ گفته اند و او را یاری می‌کنند. آنان وزیران و دولتمردان اویند که بار سنگین مسئولیت‌های حکومت را بر دوش دارند (صدرالدین، ۱۳۸۳، ج‏۱: ۵۶۱؛ یزدى، ۱۴۲۲، ج‏۲: ۱۴۴).

حضرت مهدی۴ برچیده شدن دولت جور و برکناری کارگزاران ناشایست و جایگزینی صالحان را در اولویت کار خود دارد. امام باقر۷ فرمود:

چون قائم ما ظهور کند دولت باطل از میان می‌رود (یزدى، ۱۴۲۲، ج‏۱: ۷۲).

حضرت علی۷ می‌فرماید:

حکمرانان و کارگزاران ستم پیشه را عزل می‌کند و زمین را از هر انسان نیرنگ باز و فریبکار پاک می‌سازد (مجلسى، ۱۴۰۳، ج‏۵۱: ۱۲۰).

امام حسن عسکری۷ فرمود:

دشمنان مانع انتشار این اخبار متواتر شدند که همانا نابودی پادشاهان ستمگر و ظالم به دست قائم ما است (حرعاملى، ۱۴۲۵، ج‏۵: ۱۹۷).

لازمه تحول در سیستم مدیریتی دارای اصولی است که یکی از اصول اصل قانونمندی است. در حکومت مهدوی۴ مبنای قوانین، احکام الاهی آسمانی است. هرچند چنین قوانینی در عصر نبوی و علوی نیز وجود داشته است؛ به دلیل موانع و مشکلاتی که افراد ناصالح ایجاد می‌کردند، امکان تحقق همه قوانین اسلامی در جامعه میسر نبود. از این رو حکومت عدل مهدوی همه قوانین تعطیل شده را دوباره اجرا و حتی برخی از قوانین اجرا نشده را که جدید جلوه می‌کنند، زنده خواهد کرد (حکیمی، ۱۳۸۱:  ۱۸۴-۱۷۵).

 برخی از راهکارهای تحول در سیستم مدیریتی عبارتند از:

ـ پرورش نیروهای مستعد با برنامه ریزی برای آموزش و پرورش و آموزش عالی (تخصّص و تعهّد)؛

ـ مبارزه با فساد اداری و اخلاقی و جلوگیری از ریخت و پاش و بخشش‌های نابرابر؛ و نظارت دقیق و فراگیر بر این امور؛ ایجاد وحدت و همدلی.

 ۵-۲-۵  تحول در سیستم امنیتی و قضایی کشور:  هدف قیام حضرت مهدی۴ برقراری عدل و داد در جهان است. تعبیر «یَمْلَأُ الْأَرْضَ‏ عَدْلًا وَ قِسْطاً» گویای مهم‌ترین ویژگی حکومت آن حضرت است. در روایات آمده است که عدالت و مساوات آن حضرت به گونه‌ای خواهد بود که نیاز همه نیازمندان برطرف شده و افراد مستحقی برای پرداخت صدقات یافت نخواهند شد (یزدى، ۱۴۲۲، ج‏۲: ۲۵۳). نظام قضایی موظف است ضمن این‌که خود عدالت و داد را برقرار می‌سازد، با برخورد قاطع و عادلانه مانع وقوع ظلم و تعدی به حقوق دیگران شود و دیگر کسی به کسی ظلم نکند (خزاز، ۱۴۰۱: ۲۷۵).

برخی اصول لازمه در تحول سیستم امینتی و قضایی عبارتند از:

الف. عدالت اجتماعی و مساوات: حضرت علی۷ فرمود: در زمان دولت مهدی۴ خواهید دید که سیره عادلانه چگونه خواهد بود (مجلسى، ۱۴۰۳، ج‏۵۱: ۱۳۰). عدالت اجتماعى به معناى تعادل و توازن در کلیه جریان‌هاى اقتصادى جامعه است و نظام تولید و توزیع مصرف را در بر مى‏گیرد. رعایت قاطع اصل عدالت و مساوات موجب تعدیل ثروت‌ها و برابرى در توزیع کالاها و مواد مورد نیاز همه مردم است.

امنیت روانی و اجتماعی: امنیت و آرامش از نعمت‌های بزرگ الاهی و بستری برای تکامل مادی و معنویِ جامعه انسانی و رشد اقتصادی است. امام صادق۷ فرمود:

سه چیز است که همه مردمان بدان محتاجند: امنیت، عدالت و فراوانی (همان، ج‏۷۵: ۲۳۴). وجود نازنین ائمه اطهار: و امام عصر۴ هم مایه امنیت و اَمان اهل زمین شمرده شده است (صدوق، ۱۳۹۵، ج‏۲: ۴۸۵). قرآن کریم امنیت در دولت موعود را یکی از وعده‌های حتمی الاهی می‌شمارد (نور: ۵۵) امام صادق۷ فرمود:

وقتی قائم قیام کند، حکومتش را بر اساس عدالت برقرار می‌سازد و ظلم و جور را بر می‌چیند، و جاده‌ها در پرتو وجودش امن و امان می‌شود (حرعاملی، ۱۴۲۵، ج۵: ۱۸۰).

در عصر ظهور، به قدری امنیت و آرامش عمومی در جامعه حاکم می‌شود که به فرموده حضرت علی۷ در آن زمان حتی حیوانات درنده و چارپایان با یکدیگر در صلح و صفا به سر می‌برند (صدوق، ۱۳۶۲، ج‏۲: ۶۲۶). البته تقویت بنیه نظامی و استیلا بر قلمرو جامعه اسلامی و آمادگی برای مقابله با توطئه چینی و دسیسه‌های دشمنان نیز در جهت ایجاد امنیت امری ضروری است.

۶-۲-۵٫  ایجاد وحدت و تعامل در بخش‌های درونی و خارجی (با ادیان دیگر): درباره امام عصر۴ آمده است: او کسی است که وحدت کلمه را ایجاد می‌کند و نعمت را کامل می‌سازد (یزدى، ۱۴۲۲، ج‏۱: ۱۶۸). بر اساس این روایت در طول انقلاب و بعد از آن نیز همه انسان‌ها از تفرقه، جدایی، اختلاف و چندگانگی به دور خواهند بود (کارگر، ۱۳۸۶:  ۸۳ – ۱۲۲). این همدلی و اتحاد کم نظیر در همه امور، حتی در اعتقادات و باورها به وجود خواهد آمد. امام صادق۷ فرمود:

به خدا قسم! در آن روز اختلافات میان ملّت‌ها و دین‌ها رفع می‌شود.(حلى، ۱۴۲۱: ۴۳۶)؛ کینه‌ها و دشمنی از قلوب بندگان می‌رود و درندگان و چهارپایان در صلح [با هم] زندگی می‌کنند (صدوق، ۱۳۶۲، ج‏۲: ۶۲۶).

براساس روایاتی که بقای اهل کتاب را در دولت کریمه بیان می‌کنند، باز هم با اخذ جزیه، حقوق همگان محترم بوده و با تعامل و رأفت در کنار هم زندگی خواهند کرد. حتی امام برای ایجاد تعامل و همدلی بیش‌تر، انجام دادن واجب را بر مستحب مقدم می‌کند و می‌فرماید:

کسانی که حج یا مناسک مستحب به‌جامی‌آورند، یا حجر الاسود را استلام می‌کنند و یا طواف مستحبی انجام می‌دهند، آن را به کسانی‌که حج واجب دارند واگذار کنند (کلینى، ۱۴۰۷، ج‏۴: ۴۲۷).

امام صادق۷ فرمود:

مهدی۴ میان افراد صلح و مودت ایجاد می‌کند و آشفتگی‌ها و پراکندگی‌ها و تفرقه‌ها را برطرف می‌سازد (همان، ج‏۱: ۳۱۳).

نتیجه‌گیری

نیاز به الگویی شایسته و کامل یکی از بدیهیاتی است که هیچ کس نمی‌تواند آن را انکار کند. البته روشن است که هر الگویِ ادعایی نمی‌تواند مورد اقتدا و تأسّی قرار گیرد. بدین جهت در آشفته بازاری که هر گروه و مکتبی ادعای معرفی بهترین اسوه و الگو را برای جهانیان دارد، رسیدن به این غرض کاری دشوار می‌نماید. با سیری اجمالی در تاریخ گذشته و معاصر می‌بینیم که حتی شاخص ترین این اسوه‌های ادعایی مانند دموکراسی، لیبرالیسم، کمونیسم و اومانیسم نه تنها نتوانسته اند به مقصد برسند، بلکه مانند کمونیسم به افول دچار شده‌اند، یا مانند لیبرالیسم در سراشیبی سقوط قرار دارند. در این میان تشیع به عنوان مکتبی پویا و بافرجام، با اندیشه ناب مهدویت تنها مکتبی است که رو به تعالی و رشد است و برای کمال و سعادت انسان‌ها برنامه جامع و روشنی دارد. بدین جهت معرفی شایسته و بایسته آن می‌تواند جوابگوی بسیاری از سؤالات و نیازهای فطری و ظاهری بشر باشد. بهترین شیوه برای معرفی آن، اجرایی کردن بخش‌هایی از آن با توجه به شرایط موجود است. بی شک بدون حضور دوازدهمین امام معصوم شیعه این امر به صورت کامل محقق نخواهد شد.

به نظر برخی از آن‌جا که آرمان شهر مهدوی هنوز اتفاق نیفتاده و امری مجهول است، نمی‌تواند الگو باشد. اما آن‌ها غافل از این مطلبند که اولاً، لازم نیست الگو در گذشته اتفاق افتاده باشد تا بتوان از آن الگوگیری کرد؛ ثانیاً، در مورد دولت کریمه مهدوی روایات یقینی و متعددی وجود دارد که با جمع‌آوری آن‌ها می‌توان چشم اندازی قابل اجرا از آن ترسیم کرد و بخش‌هایی را که با شرایط فعلی مقدور است، اجرا کرد. البته شیعه ادعا ندارد که تمام وجوه و ابعاد این دولت موعود در روایات تبیین شده است؛ اما فقدان این موارد مانع الگو برداری از آن نمی‌شود.

با توجه به احساس نیاز نظام به تدوین یک الگوی ارزشی و بومی که رهبر فرزانه انقلاب آن را «الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت» نامیدند، سبب شد در این نوشتار امکان الگوگیری از آموزه مهدویت مورد بررسی قرار گیرد. در این مجال سعی گردید ابتدا ضرورت الگوگیری و اهمیّت رعایت ارزش‌ها و موازین در الگو برداری روشن شود. سپس ضمن تاکید به امکان الگوگیری از این دولت موعود، با بیان ده مورد به ضرورت الگوگیری از این آرمان شهر پرداخته شود. آموزه اعتقادی امامت و استلزامات سیاسی آن، هویت بخشی مهدویت به زندگی سیاسی- اجتماعی شیعه، بحران ایدئولوژی‌های بشری در جهان امروز و احیای اسلام‌گرایی، ضرورت‌های زندگی سیاسی امروز و نیاز به آینده نگری، بحران عدالت در جهان معاصر و توجه به منجی گرایی در جهان امروز، جهانی شدن و چشم انداز فرج، گرایش به معنویت و کرامت انسانی در جامعه، حتمی و جهان‌شمول بودن دولت کریمه مهدوی، بی بدیل و نیک فرجام بودن حکومت امام عصر۴، نقش ایرانیان در تحقق دولت کریمه از جمله علل ضرورت الگوگیری از این اندیشه ناب معرفی گردید.

روشن است که می‌بایست ساز و کاری برای چگونگی الگوبرداری از وجوه ممکن تبیین شود. نگارنده با معرفی سه روش به این امر می‌پردازد. این روش‌ها عبارتند از: طراحی استراتژی یا راهبرد؛ شبیه سازی یا الگوبرداری تا حد ممکن؛ زمینه سازی برای تحقق دولت موعود. در ادامه برای اجرایی ساختن این وجوه الگویی، در دو بخش مطالب ارائه گردید. ابتدا به برخی از عناوین شاخصِ مواردِ قابل الگوگیری از آرمان شهر مهدوی پرداخته شد. در بخش دوم نیز تبیین برخی وجوه الگویی قابل اجرا و راهکارهای عملیاتی کردن آن‌ها بیان شد. در این مجال ۶ راهکار پیشنهاد گردید که عبارتند از: ایجاد تحول عمیق دینی و اخلاقی؛ ایجاد تحول علمی و فرهنگی؛ تحول در نظام اقتصادی و سرمایه گذاری کشور؛ تحول در سیستم اداری و مدیریتی کشور؛ تحول در سیستم امنیتی و قضایی کشور؛ ایجاد وحدت و تعامل در بخش‌های درونی و خارجی (با ادیان دیگر).

امید است با تدوین نهایی این الگو بتوان گامی عملی برای معرفی دولت الگو به جامعه جهانی برداشت و بعد از آن نیز برای زمینه‌سازی تحقق آن دولت موعود گامی بلندتر پیمود.

 

 

 

منابع

قرآن کریم

نهج البلاغه

  1. ابن طاووس، على بن موسى، الف (۱۴۱۶ق) التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن، قم، بی‌جا.
  2. ـــــــــــــــــــــ، (۱۴۱۶ق). الملاحم و الفتن. ۱جلد، قم، مؤسسه صاحب الأمر۴، قم.
  3. اربلى، على بن عیسى (۱۳۸۱). کشف الغمه فی معرفه الأئمه، تبریز، بنی‌هاشمی.
  4. ازکیا، مصطفی (۱۳۷۷). جامعه‌شناسی توسعه، تهران، موسسه نشر علم.
  5. بهروزی لک، غلامرضا (۱۳۸۴). درآمدی بر مسایل سیاسی دکترین مهدویت، فصلنامه انتظار موعود، قم، مرکز تخصصی مهدویت، شماره۱۶٫
  6. تمیمى آمدى، عبد الواحد بن محمد (۱۴۱۰ق). غرر الحکم و درر الکلم، قم، دارالکتاب الاسلامی.
  7. جعفری، محمدصابر (۱۳۸۱). مهدی انکاری و انتظار ستیزی، فصل‌نامه‌ انتظار موعود، قم، مرکز تخصصی مهدویت، شماره ۵،.
  8. حر عاملى، محمد بن حسن (۱۴۲۵ق). إثبات الهداه بالنصوص و المعجزات، بیروت، اعلمی.
  9. حکیمی، محمد (۱۳۸۱). عصر زندگی، قم، بوستان کتاب.
  10. حلى، حسن بن سلیمان، (۱۴۲۱ق). مختصر البصائر، قم، مؤسسه النشر الاسلامی.
  11. حمیرى، عبد الله بن جعفر (۱۴۱۳ق). قرب الإسناد، قم، مؤسسه آل‌البیت:.
  12. خامنه‌ای سیدعلی (۱۳۹۲). الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، تهران، انتشارات انقلاب اسلامی.
  13. خزاز رازى، على بن محمد، (۱۴۰۱ق). کفایه الأثر فی النصّ على الأئمه الإثنی عشر، قم، بیدار.
  14. خمینی روح الله (۱۳۸۶). کلمات قصار، پندها و حکمتها، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی;.
  15. ـــــــــــــ، (۱۳۸۵). ولایت فقیه، تهران موسسه تنظیم نشر آثار امام.
  16. دارمستر، جیمز، (بی‌تا) مهدی از صدر اسلام تا قرن سیزده هجری، ترجمه‏ محسن جهان سوز، تهران، بی‌نا.
  17. دیلمی حسن بن‏محمد (بی‌تا) ارشاد القلوب، بیروت، مؤسسه اعلمی.
  18. رجالی تهرانی علیرضا، الف (۱۳۸۹). بررسی و نقد نظرات پروفسور هانری کُربَن درباره مهدویت، فصلنامه انتظار موعود، قم، مرکز تخصصی مهدویت، شماره ۳۲٫
  19. ــــــــــــــــــــ، ب (۱۳۸۹). یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان۴، قم، نبوغ.
  20. شفیعی سروستانی اسماعیل (۱۳۸۱). درآمدی براستراتژی انتظار، تهران نشر موعود.
  21. صدر الدین شیرازى، محمد بن ابراهیم (۱۳۸۲). شرح أصول الکافی (صدرا)، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.
  22. صدوق، محمد بن على (۱۳۷۶)، الأمالی، تهران، کتابچی.
  23. ــــــــــــــــ(۱۳۶۳)، الخصال، مصحح علی‌اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین.
  24. ــــــــــــــــ (۱۳۹۵ق)، کمال الدین و تمام النعمه، مصحح: علی اکبر غفاری، تهران، اسلامیه.
  25. طباطبایی، سید محمّدحسین (۱۳۷۴). المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوى همدانى، قم، اشارات جامعه‏ مدرسین.
  26. طبرسى، احمد بن على (۱۴۰۳ق). الإحتجاج على أهل اللجاج، مشهد، نشر مرتضی.
  27. طبرى، محمد بن جریر بن رستم (۱۴۱۳ق). دلائل الإمامه، قم، بعثت.
  28. طریحی، فخر الدین بن محمد (۱۳۷۵). مجمع البحرین، تهران، مرتضوی.
  29. طوسی، محمد بن حسن (۱۴۱۱ق). الغیبه، قم، دارالمعارف اسلامیه.
  30. عبدیانی نرجس (۱۳۸۷). ظرفیت الگو دهی مدینه فاضله مهدوی در توسعه سیاسی جمهوری اسلامی ایران، قم دانشگاه باقرالعلوم۷، پایان نامه کارشناسی ارشد.
  31. عرفان امیرمحسن (۱۳۸۹). دولت خدا، تهران، آینده سازان.
  32. علم الهدی سید مرتضی (۱۴۱۰ق). الشافی فی الامامه، تهران، مؤسسه الصادق.
  33. فارابی، ابونصر محمد(۱۳۷۹). رساله المله، فصلنامه علوم سیاسی، شماره ۱۲.
  34. قائمی مقدم، محمد رضا، (۱۳۸۲)، روش الگویی در تربیت اسلامی، مجله معرفت، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی;، شماره ۶۹٫
  35. قرائتی محسن (۱۳۸۳). تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگى درس‌هایى از قرآن.
  36. قطب الدین راوندى، سعید بن هبه الله (۱۴۰۹ق). الخرائج و الجرائح، قم، مؤسسه امام مهدی۴٫
  37. قمی، شیخ عباس (۱۳۹۱) مفاتیح الجنان، مصحح: حسن تفکری، قم، پیام مقدس.
  38. کارگر، رحیم (۱۳۸۶). بسیج و کنش جمعی در انقلاب جهانی مهدوی، فصلنامه انتظار موعود، قم‌، مرکز تخصصی مهدویت، شماره ۲۳٫
  39. کلینى، محمد بن یعقوب (۱۴۰۷ق). الکافی، تهران، الإسلامیه.
  40. مازندرانى، محمد صالح بن احمد (۱۳۸۲). شرح اصول کافی، تهران، المکتبه الاسلامیه.
  41. مجلسى، محمد باقر (۱۴۰۳ق). بحار الأنوار، بیروت، داراحیاء التراث العربی.
  42. مفید، محمد بن محمد (۱۴۱۳ق). الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، قم، کنگره شیخ مفید.
  43. مکارم شیرازی، ناصر (۱۳۷۴). تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامی.
  44. منصور، جهانگیر (۱۳۸۲). قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تهران، نشر آگاه.
  45. موحدیان عطار، علی (۱۳۸۹). گونه ­شناسی اندیشه منجی موعود در ادیان، قم، دانشگاه ادیان و مذاهب.
  46. مور، تامس (بی‌تا). آرمانشهر «یوتوپیا»، ترجمه داریوش آشوری، خوارزمی، تهران.
  47. موسوی‌اصفهانی، سیدمحمّد تقی‌ (۱۳۷۹). مکیال‌المکارم، ترجمه مهدی‌حائری‌قزوینی، تهران، بدر.
  48. مهدی زاده، حسین (۱۳۸۲). تقلید از الگوها، آسیب شناسی و راه‌های آسیب زدایی، مجله معرفت، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی;، شماره۶۷،
  49. نعمانی، محمد بن ابراهیم، (۱۳۹۷ق). الغیبه، تهران، صدوق.
  50. هاشمى خویى، میرزا حبیب الله (۱۴۰۰ق). منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه، تهران، مکتبه الاسلامیه.
  51. یزدى حایرى، على (۱۴۲۲). إلزام الناصب فی إثبات الحجه الغائب۴، بیروت، مؤسسه الأعلمی.

نرم‌افزارها

  1. نرم افزار جامع الأحادیث ۵/۳، قم، مرکز کامپیوتری نور.
  2. نرم افزار جامع التفاسیر، قم، مرکز کامپیوتری نور.

سایت‌ها

  1. سایت مرکز جهانی حضرت ولی‌عصر۴

â دانش‌آموخته سطح۳ مرکز تخصصی مهدویت                     Sama.135@ chmali.ir.

ââ استادیار پردیس فارابی دانشگاه تهران.                                  Shaker.r@at.ac.ir

[۳]. جامعه آرمانی، در اصطلاح متفکران اسلامی و مترجمان فلسفه یونان و آثار افلاطون، «مدینه فاضله» و در تعابیر جامعه شناسان، مترجمان و پژوهندگان فلسفه ی غرب، «آرمان شهر»، «اتوپیا» و در ادبیات فارسی، «ناکجاآباد» نامیده شده است) .ر.ک: محمدی آشنانی، علی، ۱۳۹۲)، جامعه آرمانی قرآن کریم، قم: مؤسسه بوستان کتاب، مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم).

[۴]. بخشی از مطالب این بخش از این مقاله برداشت شده است. (بهروزی لک، انتظار موعود، تابستان ۸۴، شماره ۱۶: ۱۲۵ – ۱۲۹).

[۵]. «یوتوپیا» یا «اتوپیا» واژه ای است یونانی که اولین بار «تامس مور» آن را ساخته و به کار برده است. این کلمه از ریشه یونانی ou – topos به معنای «هیچستان» است که حکیم متأله سهروردی از آن «به ناکجا آباد» تعببیر کرده است. رک: کتاب آرمانشهر تألیف تامس مور ترجمه داریوش آشوری.

[۶]. نکته: یکی از آسیب‌ها در طرح مباحث مهدویت «تطبیق» است، بدین جهت ما هرگز درصدد تطبیق نظام جمهوری اسلامی ایران با روایاتِ مبیّن نقش مردمان مشرق زمین نیستیم؛ هرچند به صورت قطعی هم نمی‌توانیم بگوییم نظام جمهوری اسلامی ایران همان دولت زمینه‌ساز اشاره شده در روایات نیست؛ بلکه فقط با کمک این روایات درصدد بیان نقش شیعیان مشرق زمین و برانگیختن این شور و حال و تلاش برای رسیدن به نقطه مطلوب هستیم تا به نوبه خود گامی در راه تحقق آن دولت کریمه برداشته باشیم (ر.ک: کارگر، ش ۲۳، ۱۳۸۶).

[۷]. قطایع، زمین‌هایی از اراضی خراجی است که از راه امتیاز دادن، به نزدیکان حکام و سلاطین، داده می‌شود و این گونه بذل و بخشش‌های خودسرانه، موجب تشکیل طبقه ممتاز در جامعه می‌شود. (طریحی، ۱۳۷۵، ج‏۴: ۳۸۱)

درباره نویسنده