مجله شماره 46، مقالات

روش شناسی و گونه شناسی مصادر تاریخ الحجه بحارالانوار

روش شناسی و گونه شناسی مصادر تاریخ الحجه بحارالانوار
مریم نساج
علی راد 
چکیده
علامه مجلسی در «تاریخ الحجه» که بخشی از کتاب بحارالانوار است، به گزینش و گزارش روایات مهدویت پرداخته است. مسئله اصلی این پژوهه، روش شناسی روایی و گونه شناسی مصادر علامه مجلسی در این بخش است. نتایج بررسی و ارزیابی «تاریخ الحجه» نشان داد که علامه در روش شناسی خود از فهم متن و فهم مقصود بهره جسته و ژرف اندیشانه به چینش و تحلیل روایات مهدویت پرداخته است. ایشان پس از احراز صحت متن از طریق توجه به اختلاف نسخه ها، تصحیف و توجه به تقطیع، به دنبال فهم متن به واسطه بررسی غریب الحدیث¬ها و توجه به بلاغت و خانواده حدیث است و از طریق گردآوردن قرینه¬هایی چون آیات قرآن کریم، عقل باوری، تاریخی¬نگری به دنبال کشف مراد جدی و مقصود اصلی معصوم می¬باشد. تنوع، اعتبار و اصالت سه ویژگی مصادر مجلسی در«تاریخ الحجه» به شمار می‌آید.
واژ‌گان کلیدی: تاریخ روایی مهدویت، مصادر مهدویت، روایات مهدویت، اعتبارسنجی مهدویت، علامه مجلسی.

مقدمه
در باره مهدویت مصادر روایی مشهوری چون الغیبه، تألیف محمد بن ابراهیم نعمانی(۳۴۲ ق)، اکمال الدین و اتمام النعمه، تألیف محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه؛ شیخ صدوق (۳۸۱ ق)، الغیبه، تألیف شیخ طوسی (۴۶۰ ق) در قرن چهارم و پنجم هجری نوشته شده است و این در زمانی است که از طرف فرقه¬های مختلف نسبت به شیعه طعن¬ها و شبهه‌های زیادی در مورد امام غایب و نحوه غیبت مطرح می¬شده است و علمای امامیه با نوشتن این کتاب‌ها در صدد پاسخ دادن به این شبهه‌ها بودند.
علامه مجلسی در کتاب بحارالانوار تاریخ ائمه را عنوان کرده و در جلد ۵۱ به تاریخ الحجه پرداخته است. ایشان با استفاده از این سه کتاب و منابع متعدد دیگر، حدود ۱۲۹۷ روایت را در ۳۱ باب با دسته بندی و ساختاری نیکو، به گونه ای عرضه کرده که یافتن حدیث برای مخاطب آسان باشد و بسیاری از روایات در زمینه موضوعات مختلف که در کتاب‌های قبلی ذکر نشده؛ عنوان نموده‏ است؛ مانند مبحث رجعت، جانشینان حضرت مهدی و آنچه بعد از وی روی می‌دهد.
جامعیتی که علامه در تاریخ الحجه دارد، در سه کتاب دیگر نیست. علامه از روش روایی استفاده کرده؛ هرچند در بحث‌های کلامی از کتاب شیخ طوسی فراوان نقل قول می‏کند. برخی از عناوین باب ها عبارتند از: ولادت حضرت مهدی، نام‌ها و لقب ها، صفات بارز و علامات، روایاتی از پیامبر و ائمه در باب حضرت مهدی، تصریح به امامت امام زمان از قول خداوند و از پدران، اخبار کاهنان به حضور حجت، اخبار معمرین تاریخ بشر، معجزات حضرت، علت غیبت امام زمان، فضیلت انتظار فرج، علامات ظهور، روز قیام حضرت و مباحث مربوط به رجعت.
در این پژوهش سعی بر این است که هدف علامه مجلسی در تاریخ نگاری، مصادر تاریخ الحجه روش و فهم احادیث تاریخی در اندیشه وی روشن گردد. علامه در مصادر تاریخ الحجه از منابع روایی، تفسیری، رجالی، تاریخی و ادبی بهره جسته و در فهم حدیث خود ابتدا به دنبال احراز صحت متن است که با روش گوناگون اثبات شده و سپس دنبال کشف معنای حقیقی در ماورای واژه‌هاست. وی به معنا و فهم ظاهری بسنده نکرده است. لذا ساختار مقاله به دو بخش اصلی تقسیم می‌گردد: ۱٫ مصادر تاریخ الحجه؛ ۲٫ فهم احادیث تاریخی در اندیشه علامه مجلسی.
پیشینیه پژوهش
باتوجه به جست و جوهایی که درباره سابقه و پیشینه این پژوهش با عنوان «روایات تاریخ الحجه بحارالانوار مصادر و روش¬شناسی علامه مجلسی» در منابع و مآخذ صورت گرفته است؛ هیچ گونه پژوهشی که به روایات تاریخ الحجه بحارالانوار علامه مجلسی پرداخته باشد، مشاهده نشده؛ اما درباره روش علامه مجلسی در بحار الانوار آثاری چون مبانی و روش‌های فقه الحدیثی علامه مجلسی در بحارالانوار از عبدالهادی فقهی زاده، و آشنایی با بحارالانوار از احمد عابدی نگاشته شده است که اینان نیز به طور خاص مهدویت در بحار الانوار را مورد بررسی قرار نداده اند.
هدف علامه مجلسی در تاریخ الحجه
بهترین منبعی که می¬تواند هدف علامه مجلسی را در نگارش آثار تاریخی به ما نشان دهد آثار مکتوب و موجود علامه مجلسی است. آنچه علامه مجلسی را وارد این عرصه کرده دو چیز بوده است:
۱٫ اعتقاد علامه به تشیع و دوازده امام و دفاع از حریم اهل بیت
۲٫ جمع آوری کتاب‌های روایی و جلوگیری از، از بین رفتن آثار شیعی.
بهترین گواه و شاهد ما عباراتی است که از خود علامه در مقدمه عنوان شده و در نوشتار وی اعتقاد به شیعه بودن به صراحت دیده می‏شود. علامه در مقدمه کتاب بحارالانوار چنین بیان می‏کند:
از هر چشمه ای شربتی نوشیدم …چون نیک اندیشیدم فهمیدم باید دانش را از چشمه صافی بجویم که سرچشمه آن وحی و الهام است: یک رشته آن قرآن مجید و دیگری آثار اهل بیت است لذا در اخبار آل محمد به فحص و بحث پرداختم و اخبار آنان را کشتی نجات امت یافتم (مجلسی، ۱۴۲۱، ج۱: ۳) و در ادامه بیان می‏کند: بلاد مختلف را جست‌وجو کردم؛ بسیاری از اصول معتبره را جمع آوری نمودم و چون کتاب‌های مشهور خالی از آن بود و می‌توانست مدرک بسیاری از احکام قرار گیرد، مصمم شدم به جمع آوری آن اصول بپردازم که مبادا آن اصول از بین برود (همان: ۴).
گونه شناسی و تحلیل مصادر
علامه مجلسی برای نوشتن تاریخ الحجه در کتاب بحارالانوار از کتاب‌های مختلف روایی، تفسیری، تاریخی و رجالی در بحار استفاده کرده است. همچنین در مقدمه بحارالانوار در فصل دوم به اعتبار سنجی کتاب‌ها می‌پردازد و در این فصل اطلاعات کتاب شناسی و رجالی ارزشمندی ارائه می‏کند. وی در صحت انتساب این کتاب‌ها به مولفان آن‌ها بحث و میزان اعتماد خود را بر نسخه‌های فراهم شده از آن آثار و چگونگی نقل مطلب از آن‌ها بیان کرده است. در ذیل کتاب هایی که علامه از حدیث، تاریخ، رجال و…استفاده کرده مشاهده می‌کنیم و میزان بهره برداری از هر کدام در نمودار مشخص گردیده است.
۱-۱٫ روایی محض
علامه مجلسی تاریخ را با روش روایی بیان می‏کند؛ لذا بسیار از کتاب‌های روایی استفاده کرده است. در تاریخ الحجه از ۵۱ منبع روایی استفاده کرده که بیش‌ترین استفاده را از کتاب‌های ذیل است: اکمال الدین و اتمام النعمه(۳۲۴ روایت)، الغیبه نعمانی(۳۲۱ روایت)، الغیبه طوسی(۳۲۰ روایت)، مختصر بصائر الدرجات(۸۴ روایت)، الکافی(۷۷ روایت). که در ادامه نگاهی به اعتبارسنجی این منابع داریم:

تحلیل
کتاب کمال‌الدین و تمام‌النعمه: تألیف محمدبن علی بن بابویه، معروف به شیخ صدوق(۳۸۱ق) است. این کتاب مورد توجه علمای شیعه بوده و در میان عالمان امامیه مورد اعتبار و ارجاع بوده است (آزادی، ۱۳۹۰: ۱۷۴). صدوق فردی بزرگوار، دارای حافظه قوی، آشنا به رجال حدیث و ناقد اخبار بوده و در میان قمیون کسی همانند او در حفظ و کثرت علم دیده نشده است (حلی، ۱۴۱۱: ۱۴۷). برخی از علمای رجال متاخر، مراسیل وی را در حکم مسانید دانسته¬اند (آزادی، ۱۳۹۰: ۱۷۴).
کتاب غیبت شیخ طوسی: تألیف ابو جعفر محمد بن حسن طوسی، معروف به «شیخ الطائفه»، یکى از بهترین و مهم‏ترین منابع شناخت امام زمان می‌‏باشد. شیخ آقابزرگ تهرانی در معرفی کتاب الغیبه درمقدمه این کتاب نوشته ¬است: «یتضمن هذاالکتاب اقوی الحجج والبراهین العقلیه علی وجود الامام الثانی عشر…» (طوسی: ۲۱۷).
کتاب الغیبه نعمانی: تألیف ابوعبدالله محمد بن ابراهیم بن جعفر، کاتب نعمانی، معروف به ابن ابی زینب از مشایخ بلند مرتبت و والا منزلت حدیث شیعه (نجاشی، ۱۴۰۸، ش ۱۰۴۳)؛ کتاب وی از مهم ترین کتاب‌های روایی امامیه در موضوع ائمه اثنا عشر و غیبت دوازدهمین امام است. ملاک نعمانی در گزینش و نقل احادیث، حصول وثوق به صدور آن‌ها از معصوم است لذا گاه در این اثر احادیثی از روات ضعیف نقل شده است؛ لیکن تعدد طرق روایات و وثوق به صدور آن‌ها از معصوم، جبران کننده ضعف‌های احتمالی احادیث الغیبه نعمانی است (نادری، ۱۳۹۱: ۱۸۱).
کتاب الکافی: تألیف محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی (م ۳۲۹ق) است. این کتاب یکی از مهمترین کتاب‌های حدیثی و نخستین کتاب از کتب اربعه شیعه است که از بالاترین درجه اعتبار برخوردار است؛ زیرا در حوزه ای مثل حوزه قم نوشته شده و مؤلفش متفکر دوران خودش بوده است و هدف را این‌گونه می‌گوید که تا قیامت، راهنمای همه دانش‌پژوهان باشد. یا خودش می‌گوید من فقط روایات صحیح را در این کتاب می‌آورم. این معیارها باعث می‌شود امتیاز این کتاب بالا برود.
آنچه مشخص است علامه از کتاب‌هایی که اعتبار آن‌ها بیش‌تر است افزون تر نقل کرده و در نقل مطالب از کتاب‌هایی که اعتبار آن‌ها کم‌تر است، دقت کرده است. هر چهار کتاب الغیبه طوسی و نعمانی و اکمال الدین و اتمام النعمه و کافی اعتبار بسیار بالایی دارند که در بخش روایی علامه بیش‌ترین روایت را از این کتاب‌ها بیان کرده است.
۲-۱٫ تفسیری
علامه مجلسی در تاریخ ائمه از کتاب‌های تفاسیر روایی هم بهره برده است؛ چه تفسیر شیعی، چه تفسیر سنی. همان‌طور که در نمودار مشاهده می‌شود، علامه از تفاسیر شیعی از تفسیرعلی بن ابراهیم قمی (۶۶ روایت)، تفسیر عیاشی (۴۸ روایت)، تفسیر فرات
(۱۰ روایت)، مجمع البیان (۴ روایت) تفسیرنعمانی (۲ روایت)؛ و از تفاسیر سنی از تفسیر بیضاوی (۳ روایت)، تفسیر کشاف زمخشری (۲ روایت) بهره برده است.

تحلیل
تفاسیر شیعی که علامه از آن¬ها نقل کرده است، از تفاسیر متقدم به حساب می¬آیند. در واقع مولفان آن‌ها در عصر حضور امامان و یا بسیار نزدیک به ایشان می¬زیستند. علامه بیش از همه از تفسیرقمی بهره برده است؛ تفسیری که مولف آن از عالمان بزرگ شیعه و از محدثان و فقیهان حوزه قم بوده و کلینی حدود نیمی از احادیث «الکافی» را از طریق او نقل کرده است. نجاشی در کتاب فهرست خود وی را به صراحت توثیق می‏کند و او را «ثبت، معتمد و صحیح المذهب» می¬داند (نجاشی، ۱۴۰۸: ۲۶۰) و نجاشی و شیخ طوسی هر دو عالم کتاب شناس شیعه، به کتاب¬های علی بن ابراهیم و از جمله تفسیر او، طریق¬های متصل و معلوم دارند و طریق شیخ کاملا مورد اعتماد است. از این رو طریق وصول کتاب به نسل¬های پس از مولف مشکل ندارد. لیکن نسخه در دسترس از تفسیر دربردارنده عبارت¬هایی است که انتساب دست کم بخشی از کتاب موجود را به «علی بن ابراهیم» تضعیف می‏کند. لذا روایات به بررسی سندی و به ویژه متنی نیاز دارد که باید از طریق شیوه اعتبار سنجی محتوایی بررسی شود (مسعودی، ۱۳۹۲: ۲۵).
علامه پس از تفسیر قمی حدود ۴۸ روایت از تفسیر عیاشی در بحث تاریخ الحجه بیان داشته است. تفسیر عیاشی هم از تفاسیر کهن تشیع و به زمان ائمه نزدیک است و هم این‌که دو نسخه قدیمی از این تفسیر را علامه مجلسی دیده است. ابن ندیم، نجاشی و شیخ طوسی هرسه کتاب تفسیر وی را در صدر فهرست کتاب‌های او آورده اند (نجاشی، ۱۴۰۸: ۳۵۰، ش ۹۴۴؛ طوسی، بی‌تا: ۳۹۶، ش۶۰۵، ابن ندیم، ۲۰۰۹م: ۲۴۴). این کتاب به طریق وجاده است (عیاشی، ۱۳۸۰، ج ۱: ۷۳) و نویسنده اسناد روایت را هنگام نسخه برداری حذف و کتاب را به مشکل جدی بی سند و مرسل بودن دچار می‏کند (مسعودی، ۱۳۹۲: ۲۸). البته گستردگی دانش عیاشی و منابع متعددی که از هر دو حوزه حدیثی شیعه و اهل سنت در اختیار بوده است، کتاب تفسیر او را از دیگر تفاسیر متقدم، متمایز و آن را به رغم بی سند بودن مقبول محدثان و مفسران متاخر پس از خود کرده است (همان).
علامه روایت اندکی هم از «تفسیر فرات» نقل می‏کند که موضوع تفسیر فرات بیش‌تر درباره آموزه‌های شیعی و فضایل اهل بیت است. درباره شخصیت مولف هیچ کس از رجال شناسان متقدم شیعه، مانند کشی، نجاشی و شیخ طوسی و حتی متاخران، ابن داوود و علامه حلی وی را معرف نکرده¬اند. مشکل دیگر تفسیر فرات ضعف اسناداست که یا منقطع است و یا با حذف واسطه¬هاست.
چنان که دیده شد، علامه از تفسیر قمی و عیاشی بسیار نقل نموده‏ که تفسیر قمی به اعتبارسنجی محتوایی نیازمند است و تفسیر عیاشی هم با بررسی صحت سندی بسیاری از روایاتش به گردونه اعتبار باز می¬گردد. علامه از تفاسیر دیگر چون مجمع البیان، المحکم و المتشابه، و تفاسیر سنی بسیار اندک در حد یک یا دو روایت نقل کرده که آن‌ها نیز در شرح احادیث می¬باشد.
۳-۱٫ رجالی
علامه برای تبیین احادیث از کتاب‌های فهرست نگاری و رجالی هم بهره برده است؛ داستان‌ها، روایت‌ها و نکاتی که برای شناخت کتاب‌ها و اشخاص رهگشا می‏باشد. برای نمونه (رک: مجلسی، ج ۵۱: ۳۰۷ و ج ۵۱: ۶۰۸)، گاهی هم از این کتاب‌های روایت و یا حدیثی بیان می¬کند که شاهد احادیث دیگر است؛ مانند(مجلسی، ۱۴۰۳، ج۵۲: ۲۸۴).
علامه در تاریخ الحجه بحار از اختیار رجال کشی(۱۱ مرتبه)، رجال نجاشی(۶ مرتبه)، الفهرست طوسی(۳ مرتبه)، الفهرست منتجب الدین (۳ مرتبه)، خلاصه الاقوال علامه حلی و رجال طوسی(هر کدام یک مرتبه) استفاده کرده است.

تحلیل
رجال کشی: محمد بن عمر بن عبدالعزیز (م حدود ۳۴۰)، معروف به کَشّی دارای کتاب رجالی مهمّی بوده که نخستین بار درباره رجال شیعه تدوین یافت و به «معرفه الرجال یا معرفه الناقلین عن الائمه الصادقین» معروف است.
شیخ الطائفه، محمد بن حسن طوسی با اذعان به جایگاه علمی کشی و اعتبار کتاب، تلخیصی از آن که تنها شامل رجال شیعه بود، فراهم آورد و نام کتاب را «اختیار معرفه الرجال» گذاشت. کشی در کتاب رجال خود با ارائه مستندات داوری رجالی نشان می‌دهد که قواعد و اصول شیعه اصالت دارند و اطلاعات آن گسترده می‏باشد. کتاب رجال کشّی که در درون خودش روایات فراوان دارد، در حوزه حدیثی مشهور شیعه نوشته نشده و همین باعث می‌شود اعتماد به این کتاب کاهش پیدا کند.
رجال نجاشی: (م ۴۵۰) به دلیل تنوع اطلاعات و دقت مولف نزد رجالیون شیعه ممتاز بوده است. نجاشی عالمی دقیق و واقف بر وجود اغلاط و اشتباهاتی است که در رجال کشی بوده (رحمان ستایش، ۱۳۸۵: ۱۳۲) و در دانش انساب و تاریخ متبحر بوده است (همان: ۱۳۴). در عظمت و جایگاه علمی نجاشی همین بس که کتاب رجال او به عنوان بهترین منبع اولیه رجال شیعه قلمداد شده و عموماً دیدگاه او به عنوان قول فصل در بررسی راویان مورد توجه قرار می‌گیرد.
رجال و فهرست طوسی: تألیف ابو جعفر محمد بن حسن بن على طوسى (۳۸۵ – ۴۶۰ق) از بزرگان شیعه در قرن پنجم هجرى که از اصول اولیه رجال شیعه محسوب می‌شوند و مورد اعتماد بزرگان رجالی می‏باشد.
فهرست منتجب الدین: نام کامل آن «فهرست اسماء علماء الشیعه و مصنفیهم» از شیخ منتجب الدین علی بن عبیدالله بن حسن بن بابویه قمی، از بزرگان شیعه در قرن ششم هجری(ولادت۵۰۴- وفات، بعد از ۶۰۰ ق) می‌باشد. درمورد اعتبار این کتاب به هیچ سخنی نیاز نیست؛ چرا که بزرگان وقتی در خصوص شخصیتی سرگردان شوند همین که در «الفهرست» توثیقی در مورد او بیابند، برای آن‌ها کافی است.
کتاب‌های رجالی ما منابعی برای دستیابی به اطلاعات رجالی است و دارای بالاترین درجه اعتبار هستند. علامه حتی در بیان تاریخ از این کتاب‌ها غافل نبوده و از آن¬ها یاری جسته¬ است. در واقع این کتاب‌ها هم از جهت قدمت متعلق به قرن چهارم و پنجم هجری است و هم از جهت اعتبار شخصیت علمی مولفان آن‌ها از زمره علمای برجسته شیعه اند و هم دارای جامعیت نسبی هستند (همان: ۲۵)
۴-۱٫ تاریخی
به دلیل پیوند حدیث و تاریخ از همان قرن‌های نخست که تاریخ شیعه از احادیث گرفته شده است بسیاری از تاریخ ما درباره ائمه از روایات گرفته شده و علامه از اکثر این کتاب‌ها بهره جسته¬اند که بیش‌ترین بهره را از این کتاب‌ها برده‌اند: کتاب الارشاد شیخ مفید (حدود ۵۷ روایت)، کشف الغمه عن معرفه الامامه از علی بن ابی الفتح اربلی (۱۴روایت)، دلائل الامامه طبری (۱۰ روایت)، منتخب الانوارالمضیئه (۹ روایت) و….

تحلیل
کتاب الارشاد: تألیف محمدبن محمدبن نعمان عکبری بغدادی، معروف به شیخ مفید (م ۴۱۳ ق) مهم ترین نوشته ای است که در طول تاریخ امامیه از سوی یکی از متکلمان این مکتب در موضوع زندگانی ائمه به صورت مجموعی نگاشته شده است. از این کتاب معتبرترین منابع روایی شیعه و از منابع دست اول درباره زندگانی ائمه می‏باشد. شخصیت نویسنده این کتاب را می‌توان دارای رفعیع¬ترین جایگاه در طول تاریخ امامیه دانست (صفری، ۱۳۸۶: ۱۶). علامه در مقدمه بحارالانوار درباره کتاب الارشاد می‌فرماید: «این کتاب از مولفش مشهورتر است.»
کتاب کشف الغمه فی معرفه الائمه: تألیف علی بن عیسی اربلی (متوفای ۶۹۲ ق) از عالمان شیعه قرن هفتم است. این کتاب در شرح حال، فضائل چهارده معصوم نوشته شده و نویسنده در معرفی امامان شیعه، استفاده از منابع اهل سنت را بر منابع شیعی مقدم دانسته و اهمیت بیش‌تر کتاب در بیان روایات از کتاب هایی است که برخی از آن‌ها امروزه در دست نیست.
علامه مجلسی از برخی کتاب‌ها زیاد روایت نکرده و علت آن را هم در مقدمه بیان داشته¬ است، مانند کتاب مشارق الانوار، تالیف حافظ رجب برسی. علامه مجلسی درباره این کتاب می¬فرماید:
من به خاطر اشتمال برخی اشتباهات و آمیختگی¬ها بر روایاتی که او در نقل آن¬ها منفرد است، اعتماد نمی¬کنم….بلکه صرفا از آن¬ها اخباری را برمی¬گزینم که از اصول معتبر اخذ شده‌اند. (مجلسی، ۱۴۲۱، ج۱: ۱۴).
ایشان از کتاب سلیم بن قیس در تاریخ الحجه یک روایت بیش‌تر بیان نکرده است. شیخ مفید درباره کتاب سلیم بن قیس می‌فرماید:
اصل این کتاب ثابت است؛ ولی به دستبرد دچار شده و شایسته اعتماد نیست (همان).
۵-۱٫ ادبی
علامه مجلسی فقط به منابع شیعی تکیه نکرده و از منابع سنی هم استفاده کرده است و علل نقل از آن‌ها را شناسانده است. وی در این زمینه می‌نویسد:
ماگاه به کتاب‌های مخالفین خود(اهل سنت) نیز برای تصحیح الفاظ خبر و بیان معانی آن‌ها مراجعه می‌کنیم، مانند کتاب لغت صحاح جوهری(۶۴)، قاموس فیروزآبادی(۴۳)، نهایه جزری(۳۵)، الفائق و مستقصی الامثال زمخشری…. (بحار، ج۱: ۲۲-۲۳).

تحلیل
توضیح لغات و اصطلاحات و مباحث ادبی روایات و احادیث خود راهی است که به فهم درست احادیث منجر می‌گردد و علامه به این مهم اشاره داشته است و در صورت برخورد به واژه مشکلی به کتاب‌های مربوط مراجعه می‌کرد. علامه از سه کتاب لغوی مهم متعلق به قرن چهارم و هفتم و نهم فراوان استفاده کرده است: صحاح اللغه، از اسماعیل بن حمّاد جوهرى (م ۳۹۳)؛ القاموس المحیط، نوشته محمّد بن یعقوب فیروزآبادى (م ۸۱۶) و در میان کتاب‌های غریب الحدیث، از النهایه فى غریب الحدیث و الاثر، نوشته ابن أثیر جوزى (۶۰۶). این سه از مهم ترین معاجم زبان عربی به شمار می-آیند. سیوطی کتاب صحاح اللغه جوهری را دقیق ترین کتاب عرب می¬داند. فیروزآبادی که دلیل نامگذاری کتاب خود را چنین بیان کرده است: «آن را القاموس المحیط نامیدم چون دریاى عظیمى از لغات را دربر مى‏گیرد»؛ در مورد معنایى که براى لغت ذکر کرده فراوان به قرآن کریم و احادیث نبوى استدلال مى‏کند. جزری هم در النهایه احادیث غریبى را که در متون و منابع دینى پراکنده‏است، گرد آورده و به شرح و توضیح آن‌ها از جهت لغوى پرداخته‏است.
جمع بندی
علامه مجلسی در هر دسته از مصادر روایی، تاریخی، تفسیری، رجالی و ادبی سعی کرده از منابعی که دارای بالاترین اعتبارند استفاده کند. وی از کتاب‌هایی که از جهت قدمت به قرن‌های اولیه متعلق است و هم از جهت اعتبار شخصیت علمی مولفان شخصیت‌های ویژه علمی هستند فراوان استفاده کرده و از برخی کتاب‌ها که آن¬ها را بر اشتباهات و آمیختگی مشتمل می‌داند، کم‌تر نقل می‏کند و اگر هم نقل کند اخباری را برمی¬گزیند که از اصول معتبر اخذ شده است.
در بحث روایی از سه کتاب «الغیبه طوسی»، «الغیبه نعمانی» و «اکمال الدین» شیخ صدوق بهره برده است که هر سه مولف از عالمان بزرگ شیعه و کتاب‌های آن‌ها مشهور می‏باشند و از اعتبار بالایی برخوردارند. در رجال و تفسیر و ادبی و تاریخی نیز از کتاب‌های معتبر بهره برده است و کتاب‌هایی چون تفسیر قمی هم که تردیدهایی نسبت به آن می‏باشد، به اعتبارسنجی محتوایی نیازمند است.
۲٫ فهم احادیث تاریخی در اندیشه علامه مجلسی
علامه مجلسی در بررسی روایات تاریخ الحجه برای رسیدن به فهم احادیث، ابتدا صحت متن روایت را احراز و تلاش می‏کند متن معیار فاقد هرگونه تحریف را به دست آورد و فهم را بر آن استوار کند. بعد از دریافت فهم متن با قرینه¬های گوناگون مقامی و کلامی به دنبال مراد جدی گوینده می‏باشد. در واقع به فهم ظاهری متن بسنده نکرده و به دنبال کشف مراد جدی گوینده است. لذا در ادامه ذیل سه عنوان صحت متن، فهم متن و فهم مقصود بررسی روایات تاریخ الحجه علامه مجلسی را بیان می‌کنیم.
بررسی صحت متن (متن معیار)
نخستین مرحله پیش از ورود به فهم متن، احراز صحت متن منقول روایت است. از این رو علامه مجلسی نخست به بررسی صحت متن روایت‌های مورد بحث می‏پردازد و در مرحله بعد آن‌ها را شرح می‌دهد. وی برای احراز صحت متن از روش‌های فرعی زیر بهره می‏گیرد:
۱٫ توجه به نسخه‌های گوناگون
دستیابی به نسخه‌های متعدد یکی از بهترین راه‌های احراز صحت متن و اطمینان نسبی برای دریافتن متن اصلی می‏باشد. باتوجه به نبود امکانات نشر و رواج نسخه برداری در قرون گذشته، احتمال ورود آسیب‌های مختلف در متن روایات، فراوان دیده می‏شود. علامه مجلسی به اختلاف نسخه¬ها توجه زیادی دارد و از ویژگی¬های ایشان این است که برای تحصیل نسخه‌های خطی تصحیح شده و کتاب‌های روایی بسیار دقیق و کوشا بوده و واقعا بهترین نسخه‌ها را تهیه کرده است (عابدی، ۱۳۷۸: ۹۶)؛ چرا که مهم‌ترین نکته در تصحیح متن، اطمینان از نسخه‌هایی است که متن از آ‌ن‌ها اخذ می‌شود. علامه نسخه‌های مختلف را مقایسه و مقابله می‌کرد. ایشان، در مواردی که تفاوت نسخ، موجب تفاوت معانی می‌شوند، اختلاف نسخه و معانی آن‌ها را تذکر می‌دهد. علامه در ذیل روایتی پس از مقابله با نسخه¬های دیگر، چنین بیان داشته‏ است: کانت النسخ مصحفه محرفه فی أکثر ألفاظها (مجلسی، ۱۴۲۱، ج۲۱: ۸۹)؛ و یا در روایت¬های مختلف کلمه مورد اختلاف را بیان می‏کند : …فَسَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَبْقَرَ بِرِجْلِهَا فِتْنَهً شَرْقِیَّهً…(مجلسی، ۱۴۲۱، ج۲۱: ۴۷).
علامه بیان می‏کند در بعضی از نسخه‌ها به جای تبقر، بالنون و الفاء أی تنفر آمده است و یا در مواردی اختلاف اسامی ناقلان روایت را از اشتباه ناسخان دانسته است (مجلسی، ۱۴۲۱، ج۲۱: ۳۱۴).
۲٫ توجه به تصحیف در روایات
«مصحّف» حدیثی را گویند که قسمتی از سند یا متن آن به کلمه یا عبارت مشابه آن تغییر یافته باشد (مامقانی، ۱۴۱۱، ج۱: ۲۳۷). «تصحیف» به هرشکلی که در متن حدیث رخ دهد به فهم درست و درک مقصود اصلی گوینده آن صدمه خواهد زد. یکی از راه¬های شناخت تصحیف در متن، مراجعه به نسخه¬ای مختلف از یک متن است (شبیری، ۱۳۷۵: ۲۰). همان‌طور که بیان شد، علامه پس از مقابله با نسخه¬های دیگر مصحف بودن حدیث را بیان می‏کند و گاهی هم اگر متن حدیثی با مسلمات در تضاد باشد، بیان می‏کند:
روایتی است از رسول خدا که می¬فرمایند:
… اسْمُهُ اسْمِی وَ اسْمُ أَبِیهِ اسْمَ أَبِی یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً؛
علامه می‌فرماید:
اگر گفته شود، اسم پدر مهدى با نام پدر پیغمبر تطبیق نمی¬کند؛ خود چند جواب داده¬ است؛ اما بهترین جوابی که خود پذیرفته¬، این است: «ابى» تصحیف «ابنى» است (مجلسی، ۱۴۲۱، ج۲۱: ۸۰).
۳٫توجه به تقطیع روایت‌ها و افتادگی در متن
یکی دیگر از روش¬های علامه رعایت اصل اختصار است که یکی از ویژگی¬های برجسته کتاب بحارالانوار علامه مجلسی است. علامه برای جلوگیری از طولانی شدن مجموعه حدیثی خود، جاهایی که متن یا سند حدیث با حدیث قبلی شبیه است با کلمه «مثله» بیان می‏کند و یا اگر حدیث را تقطیع کرده باشند از آن خبر می¬دهد و محل اصلی نقل آن را هم بیان می‏کند. علامه از افتادگی در متن هم خبر می¬دهد:
نی، [الغیبه للنعمانی‏] ابْنُ عُقْدَهَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ التَّیْمُلِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ بْنِ یَزِیدَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَلِیدِ بْنِ خَالِدٍ جَمِیعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ بْنِ أَبِی الْبِلَادِ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ نُبَاتَهَ قَالَ سَمِعْتُ عَلِیّاً ع یَقُولُ إِنَّ بَیْنَ یَدَیِ الْقَائِمِ سِنِینَ خَدَّاعَهً یُکَذَّبُ فِیهَا الصَّادِقُ وَ یُصَدَّقُ فِیهَا الْکَاذِبُ وَ یُقَرَّبُ فِیهَا الْمَاحِلُ وَ فِی حَدِیثٍ وَ یَنْطِقُ فِیهَا الرُّوَیْبِضَهُ قُلْتُ وَ مَا الرُّوَیْبِضَهُ وَ مَا الْمَاحِلُ قَالَ أَ مَا تَقْرَءُونَ الْقُرْآنَ قَوْلَهُ وَ هُوَ شَدِیدُ الْمِحالِ قَالَ یُرِیدُ الْمَکْرَ فَقُلْتُ وَ مَا الْمَاحِلُ قَالَ یُرِیدُ الْمَکَّارَ
در ذیل این روایت علامه چنین بیان می‏کند:
لعل فی الخبر سقطا؛ گویا از روایت چیزی افتاده است (مجلسی، ۱۴۰۳، ج‏۵۲: ۲۴۶).
فهم متن
پس از اطمینان از صحت متن روایات؛ سراغ فهم متن می‌رویم. متن یک حدیث، حاوی لغات و اصطلاحاتی است که برای دستیابی به فهم اولیه روایت، ناگزیر باید آن‌ها را بفهمیم. علامه مجلسی برای فهم متن از مواردی چون معناشناسی واژه، بررسی واژه‌های غریب، بلاغت، کنایه و شعر بهره برده و گاهی هم برای فهم احادیث به تشکیل خانواده احادیث پرداخته است.
غریب الحدیث مهدویت
برای دستیابی به معنای لغوی، بهترین روش، مراجعه به کتاب‌های لغت است. همان‌طور که در مصادر ذکر شد، علامه برای تبیین لغات به طور عمده از الصحاح جوهری، قاموس المحیط فیروزآبادی، النهایه ابن اثیر جزری استفاده کرده که ما را در رسیدن به معنای صحیح تر رهنمون می¬سازد. علامه معنای لفظ «جران» را از کتاب قاموس المحیط فیروز آبادی بیان کرده است:
الجران باطن العنق و منه حتى ضرب الحق بجرانه أی قر قراره و استقام کما أن البعیر إذا برک و استراح مد عنقه على الأرض (مجلسی، ۱۴۲۱، ج ۲۱: ۶۸).
یا در روایت دیگر که گویای برطرف شدن سختی و گرفتاری از روزگار پس از ظهور حضرت مهدی است معنای عبارت «یذهب الزمان الکلب» را از کتاب النهایه ابن جزری استفاده کرده است:
قال الجزری کلب الدهر على أهله إذا ألح علیهم و اشتد (همان: ۵۶۱).
و در روایت دیگری «مبدح البطن» را از کتاب قاموس معنا کرده است:
«أی واسعه و عریضه قال الفیروزآبادی البداح کسحاب المتسع من الأرض أو اللینه الواسعه و البدح بالکسر الفضاء الواسع و امرأه بیدح بادن و الأبدح الرجل الطویل السمین… (همان: ۲۹).
علامه برخی از واژه هایی هم که در روایت آمده است و به نظر مبهم می‌آید با توجه به اطلاعات بیرونی خود شرح می‌دهد؛ مانند روایتی که علائم قائم را بیان می‌کند:
شَامَهٌ بَیْنَ کَتِفَیْهِ مِنْ جَانِبِهِ الْأَیْسَرِ تَحْتَ کَتِفَیْهِ وَرَقَهٌ مِثْلُ وَرَقَهِ الْآسِ ابْنُ سِتَّهٍ وَ ابْنُ خِیَرَهِ الْإِمَاءِ؛ در سمت چپ شانه‌های او خالی است و هم در زیر شانه‌هایش نشانه‌ای است چون برگ درخت آس فرزند شش می‌باشد و مادرش بهترین کنیزها است (همان: ۳۵).
علامه در توضیح این روایت چنین بیان می‏کند:
در این روایت و سایر روایات که می¬فرماید امام فرزند شش می¬باشد ابن سته یا مقصود وقت رسیدن امام زمان به مقام امامت است که شش ساله بوده، و یا پدران حضرت جمعا شش اسم داشته اند: محمد، علی، حسین، جعفر، موسی، حسن، این موضوع برای هیچ یک از ائمه حاصل نشده است و… (همان).
گاهی اوقات هم اطلاعاتی پیرامون محل، شهر و… ارائه می‌دهند: در روایت استاباد آمده است و علامه ذیل این روایت بیان می‏کند که شاید «استاباد» همان جاست که امروز به اسد آباد معروف می‏باشد (مجلسی،۱۴۰۳، ج‏۵۲: ۴۲) و یا در روایتی که از کتاب غیبت نعمانی از امام صادق بیان شده است که صاحب الامر از نظرها غایب است؛ چون چاره ای ندارد و طیبه برای منزل کردن چه جای خوبی است؛ علامه در ذیل این روایت بیان می‏کند که «طیبه» اسم مدینه طیبه است (مجلسی، ۱۴۲۱، ج۲۱: ۳۸۹-۳۹۰).
توجه به بلاغت
علامه علاوه بر معنای لغوی بر این آگاه است که برای رسیدن به فهم هر متن باید اصول و قواعد زبان آن متن را کشف کرد و به آن اشراف داشت. وی در شرح احادیث بعد از معنای لغت در مواضع متعدد به قواعد صرفی و نحوی دقت دارد؛ از جمله علامه به ارجاع ضمیرها که بر معنا تاثیر می‏گذارد، دقت داشته‏ و بیان می‏کند که مرجع ضمیر به چه کسی برمی¬گردد (مجلسی، ۱۴۰۳، ج‏۵۱: ۳۲۶)، و یا به قواعد عربی مانند استفهام انکاری توجه دارد که این بر درک معنا خیلی مؤثر است. برای نمونه می‌بینیم: شخصی خدمت امام صادق می¬رسد و می¬پرسد: شما صاحب ما هستید؟ حضرت می‌فرماید: من صاحب شما هستم؟ آن‌گاه پشت بازوى مبارکش را گرفت و فرمود: من پیرمردى سالخورده‏ام صاحب شما جوانى نورس است. علامه ذیل این روایت چنین بیان می‏کند: «من صاحب شما هستم» استفهام انکارى است (یعنى صاحب الامر نیستم) (همان: ۲۸۰)؛ یا در روایت‏های دیگر علامه حتی نقش کلمات مانند حال را بیان می‏کند (همان: ۹۱).
روایات ائمه از فصاحت و بلاغت سرشار و به همه گونه زیبایی‌های لفظی و معنوی آراسته است، گونه¬هایی چون استعاره و کنایه… همه از موارد صنایع ادبی است (مسعودی، ۱۳۸۴: ۱۰۱). علامه به این صنایع هم عنایت داشته است. برای نمونه در روایت آمده است: «… الْفَرَجَ مِنْ تَحْتِ أَقْدَامِکُمْ…»علامه بیان می‏کنند که انتظار فرج از زیر قدم کنایه از نزدیکی فرج و آسانی حصول آن است؛ یعنی در آن زمان¬ها در عین این‌که باید در انتظار فرج به سر ببرید، از آمدن آن حضرت هم مأیوس نباشید (مجلسی،۱۴۰۳، ج‏۵۱: ۱۵۹). در نمونه¬های دیگر منظور از «اختلاف سنین» قحطی و خشکسالی است، یا این‌که کنایه از حوادثی است که در آن سال¬ها پدید می‌آید (مجلسی، ۱۴۰۳: ۱۱۲) و یا در روایتی واژه «بنو مرداس» به کار رفته است. علامه بیان می‏کند این کنایه از «بنی عباس» است؛ زیرا مردی در میان صحابه بود که او را «عباس بن مرداس» می¬گفتند (مجلسی،۱۴۲۱، ج۲۱: ۴۴۷).
بهره¬مندی تاریخی از متون ادبی (استفاده از شعر)
در برخورد با مطالعه تاریخی ما با متن مواجه هستیم. در متن مهم این است که بتوان از آن متن استفاده تاریخی کرد و لازم نیست الزاما خود آن متن یک متن تاریخی باشد؛ مثلا حتی از این شعر حافظ «عشقت رسد به فریاد تا خود بسان حافظ قرآن ز بر بخوانی در چهارده روایت» می¬توان فهمید که در زمان او قرائت‌های مختلف رواج داشته است (پاکتچی، ۱۳۹۱: ۲۵). همچنین علامه اشعاری را از دیوان امام علی ذکر کرده‏ که خود بر تاریخ دلالت دارد و گویای به قدرت رسیدن حضرت مهدی و به عدل حکومت کردن وی می‌باشد (مجلسی،۱۴۰۳، ج‏۵۱: ۱۳۲): أَقُولُ فِی دِیوَانِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ الْمَنْسُوبِ إِلَیْهِ‏:
بُنَیَّ إِذَا مَا جَاشَتِ التُّرْکُ فَانْتَظِرْ
وَلَایَهَ مَهْدِیٍّ یَقُومُ فَیَعْدِلُ‏

وَ ذَلَّ مُلُوکُ الْأَرْضِ مِنْ آلِ هَاشِمٍ
وَ بُویِعَ مِنْهُمْ مَنْ یَلَذُّ وَ یَهْزَلُ‏

صَبِیٌّ مِنَ الصِّبْیَانِ لَا رَأْیَ عِنْدَهُ
وَ لَا عِنْدَهُ جِدٌّ وَ لَا هُوَ یَعْقِلُ‏

فَثَمَّ یَقُومُ الْقَائِمُ الْحَقُّ مِنْکُمْ
وَ بِالْحَقِّ یَأْتِیکُمْ وَ بِالْحَقِّ یَعْمَلُ‏

سَمِیُّ نَبِیِّ اللَّهِ نَفْسِی فِدَاؤُهُ
فَلَا تَخْذُلُوهُ یَا بَنِیَّ وَ عَجِّلُوا

تشکیل خانواده حدیث
احادیثی که هم مضمون و مرتبط هستند و وجه اشتراک اصلی آن‌ها نظر داشتن به یک موضوع محوری است؛ می‌توانند با هم تشکیل یک خانواده حدیث دهند. از این طریق می‌توان معنای سخن معصوم را دریافت. علامه مجلسی هم در فهم احادیث از احادیث دیگر یاری گرفته که این همان خانواده حدیث است. برای نمونه علامه روایتی که مادر حضرت مهدی را «فرزند کنیزی سیاه» معرفی کرده است با روایات وارد در این موضوع مخالف می‌داند (مجلسی، ۱۴۲۱، ج۲۱: ۱۶۲). موارد بسیاری در بررسی مدت غیبت صغرا (مجلسی، ۱۴۰۳: ۳۶۷) تاریخ ولادت (همان: ۴) است که علامه با قراردادن روایت‌های مختلف کنار هم به نتیجه رسیده¬ است.
فهم مقصود
فهم مقصود دست یافتن به معنای واژه‌ها و ترکیب آن¬هاست که در گرو گردآوری همه قرینه‌‌ها، اعم از قرینه‌های داخلی و خارجی، لفظی و مقامی و نیز توجه به احادیث متعارض است (مسعودی، ۱۳۸۹: ۶۹). علامه در فهم مقصود از طریق گردآوردن قرینه¬های حدیثی، مانند آیات قرآن کریم، عقل، احادیث دیگر اهل بیت، و توجه به احادیث معارض به دنبال کشف مراد جدی و مقصود اصلی معصوم می¬باشد. به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:
عنایت به میراث حدیثی پیشینیان
علامه در بحارالانوار از نظریات و ایده‌های عالمان و محدثان و مورخان بهره بسیار برده است و با ذکر نام آن¬ها ایده‌های آنان را بیان می‏کند. برای نمونه علامه مجلسی ذیل آیه ۱۰۵ سوره انبیاء: «وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ»؛ نظر علی بن ابراهیم قمی را بیان می‏کند که «ذکر» را تمام کتاب‌های آسمانی می¬داند. بنابراین، معنی آیه این است: قبل از زبور نیز در کتاب‌های آسمانی نوشتیم. مفسرین دیگر گفته¬اند: «ذکر» تورات است و نیز گفته شده که «زبور» نوع کتاب‌های آسمانی و «ذکر» لوح محفوظ است (مجلسی، ۱۴۲۱، ج۲۱: ۳۸).
نمونه¬های دیگر: علامه در باب دوازدهم تاریخ الحجه بحار نظریه شیخ طوسی را درباره اثبات وجود اقدس امام زمان از کتاب غیبت بیان می¬کند و به بیان اشکالات و پاسخ آن¬ها پرداخته و نیز از سخنان سید مرتضی در کتاب شافی درباره علت غیبت امام زمان و این‌که غیبت امام لطف است؛ سخن می‏گوید (همان: ۱۲۷ و ۱۵۸). در باب چهاردهم معمرین از کمال الدین و تمام النعمه شیخ صدوق بسیار بهره برده است و پاسخ سید مرتضی به ایراد مخالفین درباره طول عمر را بیان می¬کند (مجلسی،۱۴۰۳، ج‏۵۱: ۲۸۷). علامه برای تایید روایی از کتاب‌های تاریخی مانند ابن خلکان بهره برده و بیان کرده که به عقیده شیعه امام زمان که امام دوازدهمین است، زنده می‏باشد و شیعیان او را منتظر و قائم و مهدی می‌نامند (همان: ۲۱). و یا از کتاب‌های دیگری مانند الفصول المهمه، الدروس شهید اول مطالبی عنوان می‏کنند. (همان: ۲۳). در نمونه ای دیگر علامه برای فهم بخشی از روایت «خَرَابُ الْبَصْرَهِ عَلَى یَدِ رَجُلٍ مِنْ ذُرِّیَّتِکَ یَتْبَعُهُ الزُّنُوجُ…؛ شهر بصره به وسیله شخصی از نسل تو که پیروان زنگیان می¬باشند، خراب شود. از کتاب‌های تاریخی چون شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، کامل ابن اثیر و مروج الذهب مسعودی بهره برده است (همان: ۵۵ ـ ۵۷).
مرجعیت قرآن در فهم حدیث
قرآن معیار اصلی سنجش محتوای احادیث و مهم ترین مأخذ و مرجع مورد استفاده در دستیابی به فهم صحیح از روایات است. علامه مجلسی از آیات قرآن در موارد متعددی برای رسیدن به فهم صحیح از حدیث استفاده می‏کند. وی در بسیاری از موارد آیات قرآن را شاخص فهم حدیث شناسانده است. درواقع برداشت درست و صحیح از حدیث را با توجه به مفاهیم آیات قرآنی بیان کرده است. برای نمونه بر اساس حدیثی از پیغمبر پرسیدند:
آیا شیعه از وجود قائم در مدت غیبتش، بهره‏مند مى‏شود؟ حضرت فرمود: آرى؛ به خداوندى که مرا به پیغمبرى مبعوث گردانیده؛ آن¬ها از وجود او منتفع می¬شوند و از نور ولایتش در طول غیبت استضائه می¬کنند؛ چنان که از آفتاب پشت ابر استفاده می‌برند.» علامه در توضیح روایت به آیه ۳۳ سوره انفال استناد می‏کند و می‌فرماید: اگر آن‌ها نبودند مردم به وسیله اعمال زشت مستحق انواع عذاب الاهى بودند؛ چنان که خداوند فرموده است: وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِیهِمْ … (مجلسی، ۱۴۲۱، ج۲۱: ۳۴۴).
علامه آیاتی از قرآن (حدود ۶۶ آیه) را که در روایت‏های مختلف تأویل آن را به امام زمان دانسته¬¬ از کتاب¬های مختلف تفسیری در باب پنجم از تاریخ الحجه بیان کرده است که نمونه ای از آن را می¬نگریم: از کتاب تفسیر قمی در ذیل آیه هشتم سوره هود: «وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلى‏ أُمَّهٍ مَعْدُودَه….»، آمده است: «امه معدوده» اصحاب قائم آل محمد است که سیصد و سیزده نفر می¬باشد (مجلسی، ۱۴۰۳، ج۵۱: ۴۴).
علامه با توجه به این‌که بطون آیات در یک سطح نیستند و برخی نسبت به برخی دیگر از عمق و ژرفای بیش‌تر برخوردارند؛ در بررسی روایات به این امر، یعنی مراتب بطون آیات و دشواری فهم آنها توجه داده است. به عنوان نمونه، در روایتی از علی معنای آیه شریفه «أن اشکر لی و لوالدیک؛ این که از من و از پدر و مادر سپاسگزاری کنی»(لقمان: ۳۱)؛ سؤال شد. ایشان در پاسخ فرمود:
الوَالِدَانِ اللَّذَانِ أوْجَبَ اللّهُ لَهُمَا الشُّکْرَ، هُمَا اللَّذانِ وَلَدا العِلْمَ وَ وَرَّثَا الحُکْمَ…؛ مقصود از والدین که خداوند، سپاسگزاری از آنان را لازم دانسته، کسانی هستند که دانش می¬آفرینند و حکمت را به میراث می¬گذارند.
علامه مجلسی در تبیین این روایت چنین آورده است:
…والتأویل الوارد فی الخبر من أغرب التأویلات، علی تقدیر صدوره عنهم، من البطون العمیقه البعیده عن ظاهر اللفظ و علمه عند من صدر عنه؛ تأویلی که در این روایاتْ آمده، از پیچیده ترین تأویل هاست و اگر اصل صدور آن‌ها را از اهل بیت بپذیریم، باید آن را از جمله بطن‌های عمیق قرآن بدانیم که از معنای ظاهری لفظ دور بوده و آگاهی از آن نزد ائمه است.
چنان که پیداست، ایشان، تأویل پدر و مادر مورد اشاره در آیه شریفه را به بنیان گذاران علم و حکمت، تأویل غریب و ناآشنا دانسته و عمیق بودن بطن آیه را از جهت دور بودن آن از ظاهر لفظ بر شمرده است. ایشان در جایی دیگر، تأویل چاه تعطیل شده و قصر برپا را ـ که در آیه شریفه «وبئر معطله و قصر مشید» (حج: ۲۲)، آمده؛ به ترتیب، به امام خاموش و امام گویا تفسیر شده است نیز، از جمله تأویل‌های غریب و نامأنوس دانسته است. مقصود ایشان از تأویل غریب، ژرفای عمیق باطن آیه است که از دسترس ظاهر دور است و در روایت به آن اشاره شده است (نصیری، ۱۳۸۰: ۳).
عقل باوری
بحارالانوارکه دایره المعارف علوم نقلی شیعه است، از مسائل عقلی بیگانه نبوده و مجموعه¬ای از دانش معقول و منقول را در خود جای داده است (نورالدین، ۱۳۸۸: ۲۵۳). علامه مجلسی درآثار خود به نقل به تنهایی بسنده نکرده، بلکه ادله عقلی را نیز بیان کرده‌، برای عقل شش معنی ذکر کرده است (مجلسی،۱۴۰۳، ج۱: ۹۹). علامه مجلسی معتقد است که عقل باید در ذیل وحی حرکت کند و در غیر از مباحث اولیه (که در آن‌ها عقل مستقل عمل می‌کند) در مابقی موارد عقل باید در کنار وحی و در ذیل نور وحی حرکت کرده و به فهم و تبیین آن بپردازد. علامه در جلد هفتم بحارالانوار برخی از مبانی شیعه را در اعتقاد به ائمه اثبات می‏کند؛ از جمله ضرورت احتیاج به امام؛ امامت با تعیین و نص؛ لزوم شناخت امام و وجوب اطاعت امام.
ایشان برای اثبات وجود امام زمان و طولانی بودن عمر ایشان از کتاب کشف الغمه اربلی علاوه بر ادله نقلی ادله عقلی را عنوان می‌کند:
پاسخ کسی که از راه طول زمان غیبت، منکر مهدی شده است به دو گونه است: نقلی و عقلی… (مجلسی،۱۴۲۱، ج۲۱: ۷۷).
نمونه دیگر در باب دوازهم تاریخ الحجه علامه مجلسی گفتار شیخ طوسی را در زمینه اثبات غیبت وجود اقدس امام زمان بیان می¬کند و به رد عقیده کیسانیه، ناووسیه، واقفیه و رد عقائد باطل فرقه¬های گمراه درباره آن حضرت پرداخته، اشکالات را مطرح و پاسخ‌ها را بیان می¬کند (همان: ۱۲۷ ـ‌۱۵۸) و در آخر خود علامه بیان می¬کند:
به نظر ما خوب است که پاسخ مخالفین را بدین گونه بدهیم که لطف در صورتى‏شرط تکلیف است که مشتمل بر مفسده‏اى نباشد. درباره امام زمان هم می‌گوییم:
ممکن است آشکار بودن حضرت براى معتقدان مشتمل بر مفسده عظیم باشد؛ به طورى که موجب استیصال و احتیاج آن¬ها شود و ناگفته معلوم است که ظاهر بودن امام با این حالت براى معتقدین به حضرتش لطف نیست» (همان: ۱۵۹).
اختلاف و تعارض
اختلاف اخبار و تعارض به تنافی و ناسازگاری در مفاد و مدلول خبرها و روایات اطلاق می‏شود که خود اسباب و عوامل متعددی دارد (دلبری،۱۳۸۶: ۳۵-۴۰). اگر در سخنان معصومین توهم تناقضی حس شود، از باب علل مختلف می¬باشد؛ چنان‌که امام علی می‌فرمایند:
بدانید که سخن شاخه¬ها و حالت¬های گوناگونی دارد،…و کلام تحت تأثیر حالت-های گوناگون است (مسعودی،۱۳۸۴: ۱۸۹).
لذا اختلاف و تعارض از دانش¬های مهم حدیثی است که شناخت آن برای عالمان و دانشوران ضروری است. علامه مجلسی در ذیل روایات به این مهم توجه داشته‏ و در مواردی به برطرف نمودن این اختلاف و تعارض سعی دارد. برای نمونه علامه روایاتی از کتاب‌های کافی و کمال الدین بیان کرده که تولد حضرت حجت را در سال ۲۵۵ هجری بیان کرده ‏است: «کا، [الکافی‏] وُلِدَ لِلنِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ سَنَهَ خَمْسٍ وَ خَمْسِینَ وَ مِائَتَیْنِ» (مجلسی، ۱۴۲۱، ج۲۱: ۷) و در روایت دیگر که آن هم از کتاب کمال الدین شیخ صدوق و غیبت شیخ طوسی است، تولد حضرت را در سال ۲۵۶ هجری بیان کرده است:
ک، [إکمال الدین‏] جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْرُورٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ خَرَجَ عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ ع حِینَ قُتِلَ الزُّبَیْرِیُّ هَذَا جَزَاءُ مَنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى فِی أَوْلِیَائِهِ زَعَمَ أَنَّهُ یَقْتُلُنِی وَ لَیْسَ لِی عَقِبٌ فَکَیْفَ رَأَى قُدْرَهَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وُلِدَ لَهُ وَ سَمَّاهُ م‏ح‏م‏د سَنَهَ سِتٍّ وَ خَمْسِینَ وَ مِائَتَیْنِ؛ در کتاب کمال الدین از معلی بن محمد روایت نموده که گفت: از امام حسن عسکری نقل شد که زمانی که زُبیری به قتل رسید حضرت فرمود: این است پاداش کسی که نظر رحمت حق را نسبت به اولیایش دروغ دانست و گفته بود مرا خواهد کشت و فرزندی نخواهم داشت که جانشین من باشد؛ ولی او دید که خود کشته گشت و خداوند فرزندی به نام (م‌ح‌م‌د) در سال ۲۵۶ هجری به من عطا کرد. (همان).
علامه بین این دو گونه روایت چنین رفع تعارض می¬کند: ۱٫ از نظر نحوی: روایتی که سال ولادت حضرت را ۲۵۶ هجری می¬داند، شاید این عدد ظرف برای کلمه قتل یا خرج باشد. ۲٫ علامه احتمال دیگری هم داده¬ است که شاید یکی از تاریخ¬ها به قمری و دیگری به شمسی باشد.
تقیه
از جمله علل و عوامل پیدایش تعارض در روایات وجود شرایط «تقیه» است. تقیه یکی از اصول و مبانی شیعه است که در روایات از آن فراوان یاد شده است. تقیه مخفی کردن حق و مخفی نگاه داشتن اعتقاد به حق است؛ و پرده پوشی از مخالفان؛ و این‌که در مقابل دشمن کاری را که به دین یا دنیای تو ضرر می‌رساند، انجام ندهی (مفید،۱۴۱۴: ۶۶). در برخی روایات، ائمه خود به صراحت به تقیه کردن سفارش کرده و در برخی خود علامه نظر بر تقیه داشتن موضوع روایت داشته ‏است.
در روایتی از کتاب غیبت نعمانی امام فرمایند: …
قَالَ إِنَّا وَ اللَّهِ لَا نَعُدُّ الرَّجُلَ مِنْ شِیعَتِنَا فَقِیهاً حَتَّى یُلْحَنَ لَهُ فَیَعْرِفَ اللَّحْنَ.» (مجلسی،۱۴۲۱، ج۲۱: ۸۷).
علامه مجلسی بیان می‏کند که «حتی یلحن..»؛ یعنی با رمز و ایما و تعریض از جهت تقیه و مصلحت سخن گفته شود وشیعیان ما این نکته را می‏دانند.
نمونه دیگر روایتی از کتاب کافی و ارشاد آمده است:
کا، [الکافی‏] شا، [الإرشاد] عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ صَالِحٍ قَالَ لَمَّا مَاتَ أَبِی وَ صَارَ الْأَمْرُ إِلَیَّ کَانَ لِأَبِی عَلَى النَّاسِ سَفَاتِجُ مِنْ مَالِ الْغَرِیمِ یَعْنِی صَاحِبَ الْأَمْرِ قَالَ الشَّیْخُ الْمُفِیدُ وَ هَذَا رَمْزٌ کَانَتِ الشِّیعَهُ تَعْرِفُهُ قَدِیماً بَیْنَهَا وَ یَکُونُ خِطَابُهَا عَلَیْهِ لِلتَّقِیَّهِ…. (همان: ۲۲۳).
علامه مجلسی بیان می¬کنند: «غریم» در ابتدای روایت از باب تقیه گفته شده و مقصود امام زمان است و بعد به توضیح این لفظ می‌پردازند که چرا این واژه به کار برده شده است. این لفظ یا به معنی بدهکار یا طلبکار است. اگر مقصود معنی اول باشد، باید گفت امام زمان بدهکار مردم است؛ زیرا مردم او را می¬طلبند تا علوم و احکام دین را از وی بگیرند؛ ولی او روی مصالحی از جامعه غایب شده؛ پس او غریم و مدیون مردم و غایب و پنهان است و اگر به معنی دوم باشد، خیلی روشن است؛ زیرا اموال امام در دست مردم و به ذمه آن‌ها است و بنابراین امام طلبکار مردم است.
نمونه دیگر روایتی است که خود ائمه در روایات ما را به تقیه امر می‏کنند:
… کُونُوا کَالنَّحْلِ فِی الطَّیْرِ لَیْسَ شَیْ‏ءٌ مِنَ الطَّیْرِ…؛ مانند زنبور عسل میان پرندگان باشیم؛ یعنی آنچه از دین حق در دل خود دارید برای دشمنان ظاهر نگردانید که شما را می¬کشند؛ چنان‌که زنبور عسل آنچه در شکم دارد برای پرندگان آشکار نمی‏سازد که اگر آن را آشکار سازد، او را نابود خواهند ساخت (همان: ۲۲۳).
بینش تاریخی علامه
علامه تاریخ را با واقعیت گرایی و پرهیز از هر گونه مبالغه و خیال پردازی از طریق روایات بیان و در نگارش تاریخ خود سعی کرده‏ تا با ارائه دادن سلسله سند امکان نقد بیرونی را فراهم کند که این خود مجالی برای نقد متن است و امکان ارزیابی و بررسی متن روایت را ایجاد می‏کند. در غیر این صورت، تمام اعتماد ما بر روی شخص علامه مجلسی باقی می¬ماند.
ویژگی بارز دیگر که از نظر تاریخی حائز اهمیت است این‌که وقتی یک واقعه را از منابع مختلف نقل می‏کند، روایت¬های مختلف را که دیدگاه‌های متفاوتی دارند، مخلوط نمی¬کند؛ یعنی هر واقعه و داستانی را جدا از واقعه دیگر نقل می‏کند و نظر شخصی خود را در روایت‏ها وارد نمی‏کند.
ویژه بارز دیگر علامه که ایشان را از دیگران متمایز می¬گرداند، تفحص علامه و بیان احادیث از کتاب‌های مختلف است. علامه برای یک موضوع روایت‏های متعدد از راویان و کتاب‌های گونه‌گون بیان می‏کند. از جمله ابزارهایی که علامه درتاریخی نگری خود به کار می‌برد، شواهد تاریخی، منقولات دیگران، اخبار مشهور و روایات تاریخی است که در ذیل به دو نمونه اشاره می‌کنیم.
شواهد تاریخی
منابع تاریخی که محققان از آن استفاده می‏کنند بر سه قسم است: منابع باستان شناسی، منابع اطلاعات کتبی، منابع اطلاعات شفاهی. مدارک باستان شناسی بسیار متنوع است (شارل، ۱۳۷۵: ۲۷۶). منابع باستان شناسی از اسنادی استخراج می‌شوند که هیچ گاه در متون ثبت نشده و بعد از گذشت چند نسل تنها از طریق کاوش¬های باستان شناسی در اختیار ما قرار گرفته است (همان). منابع مکتوب مدارکی هستند که به صورت کتبی نوشته شده و منابع شفاهی اسنادى هستند که سینه به سینه منتقل شده یا در خاطرات مردم قرار دارند و از حافظه‌ها گرفته مى‌شوند.
علامه مجلسی در روش خود به منابع باستان شناسی هم توجهی داشته‏اند؛ هرچند از منبع مکتوب بیان می‏کنند؛ از آن جمله می¬توان به الواح و صخره هایی که درباره حضرت مهدی نوشته شده است؛ اشاره داشت:
علامه از کتاب مقتضب الاثر ابن عیاش نقل می‏کند که خبر رسیده شهری از طلا یا سرب یا برنز را حضرت سلیمان بنا کرده و گویند سلیمان به جنی‌ها دستور داد که آن را بنا کنند و…. بر روی دیوار آن شهر اشعاری نوشته شده است به این مضمون که سلیمان پس از بنا کردن شهر و… از دنیا می‌رود و از اولاد هاشم بهترین مولود به وجود آید و خداوند او را با نشانه‌های مخصوص در نزد مردم جهان ممتاز گرداند. آن‌ها پیشوایان دوازده‏گانه و حجت پروردگارند تا زمانى که قائم آن‌ها به فرمان خداوند قیام کند و این هنگامى است که او را از آسمان به نام صدا زنند (مجلسی،۱۴۲۱، ج۲۱: ۱۲۷).
نمونه دیگر: علامه بیان می‏کند که در لوح اهرام مصر نوشته‌ای از آمدن امام زمان خبر می¬دهد که ریان بن دومغ جمله ای را بر اهرام مصر نوشته بود:
…. من صاحب همه اهرام مصر هستم…در اهرام گنج¬هاى زیاد و عجایب بسیار هست، … روزى فرا مى‏رسد که ولى پروردگار من قفل¬ها از این اسرار بگشاید و عجایب کار و صنعت مرا آشکار سازد! او کسى است که در آخر الزّمان و در اطراف خانه خدا ظاهر مى‏شود. و کارش بالا مى‏گیرد و نامش مشهور میگردد. گروه انبوهى از مردم هنگام ظهورش کشته خواهند شد و جمعى او را اطاعت می‌کنند.
فهم شناسی غیبت و عمر امام زمان در پرتو تاریخ
علامه در باب سیزدهم سعی کرده است غیبت امام زمان را با توجه به غیبت انبیا قابل فهم گرداند. علامه در این باب به حدیث سدیر صیرفی از کتاب کمال الدین شیخ صدوق اشاره کرده است…….که امام صادق فرمودند:
…..خداوند سه چیز را در مورد پیغمبران عملی ساخت، در خصوص قائم ما نیز عملی می¬سازد: ولادتش را مانند ولادت موسی و غیبتش را چون غیبت عیسی و طول عمرش را بسان طول عمر نوح مقدر فرموده، و سپس طول عمر بنده صالح خدا، خضر پیغمبر را دلیل طول عمر آن حضرت قرار داده است و بعد علل هر کدام از این معانی را شرح می‌دهد…….. (همان: ۱۶۲ ـ ۱۶۵).
علامه مجلسی در باب چهاردهم بحارالانوار به اخبار معمرین تاریخ بشر و دفع استبعاد مخالفین غیبت طولانی آن حضرت پرداخته بیش‌تر موارد را از کتاب کمال الدین و تمام النعمه شیخ صدوق عنوان کرده است. ازجمله کسانی که عنوان شده اند ابو دنیای معمر، لقمان بزرگ عاد پانصد و شصت سال و به روایتی دیگر سه هزار و پانصد سال عمر کرد. هبل بن عبدالله کنانه هفتصد سال و… . در ادامه روایتی را از اهل سنت بیان می‏کند که پیغمبر اکرم فرمود: آنچه در مردم پیشین بوده طابق النعل بالنعل در این امت نیز هست. این‌گونه عمرهای طولانی و غیبت¬هایی که برای پیغمبران در قرون گذشته واقع شده از نظر تاریخی ثابت و صحیح است. بنابراین، منکرین برای انکار وجود قائم آل محمد و غیبت و طول عمر آن¬ حضرت با آن همه اخباری که از پیغمبر و ائمه درباره او رسیده چه راهی دارند (همان: ۱۸۹)؟
علامه بعد از این همه مثال تاریخی، در برابر ایراد کسانی که به طول عمر حضرت ایراد وارد می‏کنند، پاسخی عقلی هم از سید مرتضی عنوان می¬دارد. (مجلسی،۱۴۰۳، ج‏۵۱: ۲۸۷). گفتاری هم از علامه کراجکی در این باب وجود دارد که تمام پیروان ادیان آسمانی در این عقیده متفقند که عمرهای زیاد و طول آن امر جایزی است؛ چنان که تورات هم متضمن این معنی است و از این حیث میان یهود در گفته تورات اختلافى نیست.
نتیجه گیری
۱٫ کتاب بحارالانوار علامه مجلسی هم از نظر حدیثی و هم از نظر تاریخی منبعی با ارزش برای ماست. علامه با استفاده از منابع کهن،متعدد و متنوع روایی، رجالی، تفسیری، ادبی و تاریخی، حدود ۱۲۹۷ روایت را در ۳۱ باب دسته¬بندی و به نیکویی ساختاربندی کرده است.
۲٫ علامه اعتبار منابع حدیثی را یکسان نمی‌داند و در مقدمه کتاب خود بحثی به عنوان توثیق المصادر دارد. در تاریخ الحجه بیش‌ترین روایت ایشان از منابعی چون الغیبه طوسی و الغیبه نعمانی و اکمال الدین و اتمام النعمه و کافی است که از اعتبار زیادی برخوردار هستند.
۳٫ علامه تاریخ را با روش روایی و حدیث را با سند بیان می‏کند که از نظر تاریخی کمک کننده ما در نقد بیرونی است و مجالی برای نقد متن ایجاد می‏کند. علامه همین‌طور زمانی که یک واقعه را از منابع مختلف ذکر می‌کند، روایت¬های مختلف را که دیدگاه‌های متفاوتی دارند با هم مخلوط نمی‏کند و تحلیل و نظر خود را بعد از روایت بیان می¬کند که این نظریه‌های ایشان ذیل روایات خیلی اوقات، راهگشای مسائل تاریخی است.
۴٫ علامه مجلسی در بررسی روایات تاریخ الحجه برای رسیدن به فهم احادیث ابتدا صحت متن روایت را احراز می‏کند و بعد از دریافت فهم متن با قرینه¬های گوناگون مقامی و کلامی به دنبال مراد جدی گوینده می‏باشد. در واقع به فهم ظاهری متن بسنده نکرده است و به دنبال کشف مراد جدی گوینده است.
۵٫ کتاب علامه منبع غنی از حدیث و روایت است و اولویت نگاه روایی علامه بر نگاه تاریخی واضح است. علامه به تاریخ با دید ابزاری نگاه کرده و درواقع تاریخ در خدمت علامه است و برای اثبات باورهای خود تاریخ را اثبات کرده است.

منابع
قرآن کریم.
۱٫ آزادی، پرویز، (بهار و تابستان ۱۳۹۰). بررسی جایگاه اهمیت و اعتبارسنجی کتاب کمال الدین و تمام النعمه، مشهد، مطالعات قرآن و حدیث، سال چهارم، شماره دوم.
۲٫ ابن بابویه، محمدبن علی (۱۳۸۲). کمال الدین و تمام النعمه، قم، دارالحدیث.
۳٫ ابن ندیم، محمدبن اسحاق (۲۰۰۹م). الفهرست، ترجمه محققین، د. أیمن فواد ولید، مؤسسه الفرقان للتراث الاسلامی.
۴٫ پاکتچی، احمد (۱۳۹۱ش). نقد متن، تهران، انتشارات دانشگاه امام صادق.
۵٫ حلی، ابن داود(۱۳۸۳ ق). رجال ابن داود، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.
۶٫ دلبری، علی (۱۳۸۶). مبانی رفع تعارض اخبار، مشهد، انتشارات دانشگاه علوم اسلامی رضوی.
۷٫ رحمان ستایش، محمدکاظم (۱۳۸۵). آشنایی با کتب رجالی شیعه، تهران، انتشارات سمت.
۸٫ عیاشی، محمد بن مسعود (۱۳۸۰ق). کتاب التفسیر، تهران، چاپخانه علمیه.
۹٫ شارل، شاماران (۱۳۷۵). روش¬های پژوهش در تاریخ، ترجمه: ابوالقاسم بیگناه و دیگران، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی.
۱۰٫ شبیری، سیدمحمد جواد (۱۳۷۵). «تصحیف و تحریف» دانشنامه جهان اسلام، زیر نظر غلامعلی حداد عادل، تهران، بنیاد دایره المعارف اسلامی.
۱۱٫ صفری فروشانی، نعمت الله (تابستان، ۱۳۸۶). «شیخ مفید و تاریخ نگاری او در کتاب الارشاد»، فصلنامه شیعه شناسی، سال پنجم، شماره ۱۸٫
۱۲٫ طوسی، محمد بن حسن (بی‌تا). الفهرست، حجج، عبدالعزیز حلب حبائی، قم، مکتبه المحقق الطباطبائی.
۱۳٫ عابدی، احمد (۱۳۷۸). آشنایی با بحارالانوار، تهران، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
۱۴٫ فیروزآبادی، محمدبن یعقوب (بی‌تا). القاموس المحیط، بیروت، دارالکتب العلمیه.
۱۵٫ مامقانی، عبدالله (۱۴۱۳ق). مقباس الهدایه فی علم الدرایه، قم، بی‌نا.
۱۶٫ مجلسی، محمدباقر الف (۱۴۲۱ق). بحارالانوارالجامعه لدرراخبار الائمه الاطهار، تحقیق: شیخ محموددریاب، بیروت، دارالتعارف.
۱۷٫ ــــــــــــــــــ ب (۱۴۰۳ق). بحارالانوارالجامعه لدرراخبار الائمه الاطهار، بیروت-لبنان، موسسه الوفاء الاسلامی.
۱۸٫ ــــــــــــــــــ (۱۳۷۵). بحارالانوار(مهدی موعود)، ترجمه: علی دوانی، تهران، دارالکتب الاسلامیه.
۱۹٫ مسعودی، عبدالهادی (بهار و تابستان ۱۳۹۲). «اعتبارسنجی منابع تفسیر روایی شیعه»، مجله تفسیر اهل بیت.
۲۰٫ ــــــــــــــــــ، (۱۳۸۴). روش فهم حدیث، تهران، انتشارات سمت.
۲۱٫ ــــــــــــــــــ، (۱۳۸۹). درسنامه فهم حدیث، قم، سازمان چاپ و نشر دارالحدیث.
۲۲٫ مفید، محمدبن محمدبن نعمان (۱۴۱۴ق). تصحیح اعتقادات الامامیه، بیروت، دارالمفید.
۲۳٫ نادری، مرتضی (زمستان۱۳۹۱). «اعتبار و تداول کتاب الغیبه نعمانی»، فصلنامه تخصصی مطالعات قران و حدیث سفینه، سال دهم، شماره ۳۷٫
۲۴٫ نجاشی (۱۴۰۸ق). رجال النجاشی، تحقیق: سید موسی شبیری زنجانی، قم، انتشارات اسلامی.
۲۵٫ نورالدین، حیدر (بهار ۱۳۸۸). «نقش عقل در معرفت از دیدگاه علامه مجلسی»، شماره ۳۹، پژوهش‌های فلسفی- کلامی.
۲۶٫ نصیری، علی (زمستان۱۳۸۰). «علامه مجلسی و تعامل با روایات تفسیری اهل بیت»، شماره۲۲، مجله علوم حدیث.

درباره نویسنده