مجله شماره 48، مقالات

کارکردهای موعود باوری در آیین یهود

روح الله شاکری زواردهی
محسن شریعتی
چکیده
اندیشه «مسیحا» و «موعود» در تاریخ آیین یهود، همواره با اختلاف‌ها و فراز و نشیب¬هایی همراه بوده است؛ اما آیا باور داشت موعود، در عرصه¬های تربیتی و اجتماعی، برای یهودیان دارای فواید و دستاور‌دهایی بوده است؟ این جستار با روش توصیفی¬- تحلیلی به سؤال مذکور پاسخ داده و معتقد است باور‌داشت موعود در آیین یهود، امری صرفاً اعتقادی نبوده، بلکه بسته به کیفیت اعتقاد به آن، کارکردهایی برای یهودیان به‌عنوان پیروان دین الاهی، نه به‌عنوان دینی سیاسی و ابزار دردست صهیونیسم؛ در برداشته است و در‌ واقع این باور، مکانیسم و اهرمی برای تحقق برخی از آرمان¬های آیین یهود به شمار می¬رود.
به‌عبارت‌دیگر: اعتقاد به موعود، همواره برای یهودیان دستاوردها و کارکردهایی در عرصه معرفتی- اعتقادی، چون شریعت‌گرایی و ترغیب به توبه داشته و در عرصه اخلاقی- تربیتی، کارکردی چون امید افزایی و الگوسازی؛ و در عرصه اجتماعی- سیاسی، کارکردی چون پویایی و صبر‌افزایی، در پی داشته‌است.
واژگان کلیدی: کارکرد، موعودباوری، آیین، یهود، ماشیح.

مقدمه
خدای یهود که به «یهوه» شهرت دارد و محور تدین در آیین یهود می¬باشد، در همه جای سیر مذهبی و اعتقادی یهود به چشم می‌خورد (ناس، ۱۳۸۸: ۴۸۴). این آیین به‌شدت قوم محور بوده و معتقد است، چون یهوه آن‌ها را برگزیده خود می¬داند؛ پس سرزمینی را برای آنان به نام «کنعان» در نظر گرفته و حتی خود هم در آن جا زندگی می¬کند و از آن‌ها مواظبت دائمی دارد (اول سموئیل، ۲۶: ۱۹).
تا قبل از دوران پادشاهی، یهوه متکفل قوم خود و منجی آنان برای رساندن به ارض موعود می¬بود و انبیا و داوران دراین‌بین بیش تر نقش واسطه‌گری داشته‌اند تا منجی؛ اما قوم یهود در اواخر تاریخ داوران، با مشاهده پیروزی‌های اقوام مجاور خود، پادشاهی و رهبری را برای خود از سموئیل نبی درخواست کردند. این درخواست در ابتدای امر، به معنای دوری از یهوه و قهر با او فهم شد (همان، ۸: ۷)؛ اما با روی کار آمدن داوود، معادلات به نفع منجی، قوم و یهوه، تغییر یافت و منجی در امتداد یهوه قرار گرفت و مؤید او برای رساندن قوم به ارض موعود معرفی شد و مسئول و منجی این قوم گردید و حتی روح یهوه بر او واقع گردید (همان، ۱۰: ۶ و ۱۶: ۱۳). این فرایند تقدس بخشی، با تعیین و تایید یهوه به‌صورت مسح با روغن مقدس به دست نبی زمانه، صورت می‌گرفت که به این فرد در زبان عبری «ماشیح» و به آرامی «مسیحا» گفته می‌شود و معادل یونانی آن «کریست» است؛ اما بعدها این فرایند تقلیل یافت و در‌ نهایت هرآن‌کس که قوم یهود را در مسیر رساندن به ارض مقدس مساعدت کند، نقش منجی و ماشیح را برای قوم یهود دارد؛ هرچند او فردی (مثل یفتاح جلعادی) پاک‌سرشت نباشد (داوران، ۱۱: ۱۱)؛ یا این که مثل کورش، حتی از آیین غیر یهود باشد (اشعیا، ۴۵: ۱).
این انتظار عظیم؛ هرچند در ابتدای امر به‌صورت احیای سیاسی سلطنت واژگون شده بنی‌اسرائیل فهم می‌شد؛ بعدها وجود یک منجی احیاگر (در کنار انتظار احیای قوم) مورد تأکید قرار گرفت (ا. هیوم، ۱۳۸۸: ۲۹۳). درمجموع، موعود یهودی، موعودی است شخصی؛ اما نامتعین (نوعی). ماشیح یهودی، اگرچه به سان مسیحای عیسوی، پسر خدا و جنبه¬ای از او تلقی نمی¬شود؛ انسانی کاملاً معمولی نیز نیست؛ او مسح شده خداوند و دارای قدرت و موهبتی الاهی است. این موعود، باوری رو به گذشته دارد و درصدد احیای پادشاهی داوود و سلیمان و سروری پیشین یهود است (آژیر، ۱۳۸۹: ۲۱۸).
اما سؤال اصلی این است که آیا این آموزه در آیین یهود، امری صرفاً اعتقادی بوده و کارکردی در عرصه اجتماعی برای آن متصور نیست؟ یا این که بسته به افراد و زمانه، باور داشت موعود همواره دارای فواید و کارکردی در عرصه‌های اجتماعی برای یهودیان بوده است؟ آیا باور به موعود، آن‌ها را برای اهداف اجتماعی مساعدت می‌کرده؟ آیا این باور‏، بخشی از اهرم دینی، برای موفقیت در عرصه اجتماع تلقی میگردد؟ پاسخ این جستار به همه سؤالات پیش گفته مثبت است. بی‌تردید موعود باوری، باوری محض نبوده و در کنار اعتقادی بودن آن، رهیافتی برای موفقیت در مسیر اجتماع بوده و ضمناً فواید و کارکردهایی برای جامعه یهودی در برداشته است.
نگرش جامعه¬شناسانه به این باور در آیین یهود، در برخی منابع دست‌دوم (آن‌هم به‌صورت اشاره و اختصار) به چشم می¬خورد؛ اما کتاب و یا مقاله¬ای مستقل و تحت این عنوان یافت نشد. این جستار با این نگاه، به برخی از فواید و کارکردهای این باور در آیین یهود می¬پردازد تا ضمن اثبات جوانب اجتماعی این باور، باور مذکور به عنوان بن¬مایه¬ای برای گفتمان و تقویت ادیان شناخته گردد.
کارکرد
«کارکرد» (به کسره یا فتحه کاف) کارکردن (فلسفی، ۱۳۸۱: ۴۹۳)؛ اسم مصدر کار و به معنای کردار، عملکرد (دهخدا، بی‌تا، ج ۱۲: ۱۷۹۷۲)؛ بازدهی کار (پاشنگ، ۱۳۸۱، ج ۲: ۸۱۴) و مقدار و مقیاس کار انجام‌گرفته (انواری، ۱۳۸۵، ج ۲: ۱۷۶۱؛ عمید، ۱۳۸۶، ج ۲: ۱۴۱۹ و معین، ۱۳۸۵، ج ۳: ۲۸۱۱) می¬باشد؛ اما در اصطلاح، کارکرد، به نتایج و فواید یک امر گفته می¬شود و از منظر جامعه¬شناسی وقتی به دین نسبت داده می¬شود، معنای عام آن مقصود است که خدمات غایات و اغراض، آثار و تبعات پنهان و آشکار، مقصود و غیر مقصود دین به جامعه را در بر می‌گیرد (اسکیدمور، ۱۳۸۵: ۱۴۲)؛ و در حوزه موعود پژوهی مراد از کارکردهای موعود باوری، مطلق فواید و پیامدهای اعتقاد به موعود برای جامعه بشری منظور است.
۱٫ کارکردهای معرفتی – اعتقادی
در ادیان، عرصه معرفت و اعتقاد، از جایگاه والایی برخوردار است؛ چون درواقع بستری برای اعمال و رفتار آدمی بوده، شخصیت و وجود او را شکل می¬دهد و ادیان همواره درصدد ارتقای سطح معرفتی و اعتقادی پیروان خود بوده¬اند تا در این جهت به اهداف والای خود نایل آیند و دین یهود نیز از این امر استثنا نبوده، از طریق باورها و دستورات در جهت افزایش بعد معرفتی و اعتقادی یهودیان است. یکی از این باورها که در این عرصه مفید و مؤثر بوده و می¬تواند نقش به سزایی در این مقوله بر عهده داشته‌باشد، اعتقاد و باور به ماشیح و موعود یهود است و درواقع باورمندی به ماشیح برای جامعه یهودی، در بعد معرفتی و اعتقادی، کارکرد مثبتی دارد.
۱ـ۱ شریعت¬گرایی
بدیهی است هر آیین و مذهبی خود را حق و دستورات دینی خود را تنها راه رسیدن به معنویت و تکامل اجتماعی می¬داند و بر همین باوراست که همواره از پیروان خود، عمل به دستوارت دینی را خواستار شده، عمل به شریعت خویش را شرط اصلی نجات و سعادت واقعی پیروان خود می¬داند؛ اما برای تحقق عمل به شریعت، راه‌ها و مکانیسم‌هایی در ادیان تعبیه‌شده، مثل توجه به معاد و نوید ثواب و عقاب. با این نگاه، می¬توان از موعودباوری در کنار این باورها به‌عنوان اهرمی برای «شریعت¬گرایی» نام برد و آیین یهود با طرح اندیشه منجی و موعود، یهودیان را به سمت شریعت سوق داده و توجه آنان را به دین یهود معطوف کرده است. در واقع، باور به ماشیح موجب شده تا یهودیان بیش از پیش به شریعت موسوی توجه کنند و بعد از عمل به فرامین و دستورات دینی، به ماشیح باور داشته‌باشند. در کلامی مختصر: باورداشت ماشیح موجب شد یهودیان رهیافت نجات را بعد از شریعت¬گرایی معنی کنند.
هرچند آیین یهود، یهودی بودن را موهبتی الاهی دانسته و یهودیان را ذاتاً برگزیده می-داند؛ این تمام امر نیست؛ بلکه فرد یهودی باید ضمن ایمان به یهوه، به شریعت و دستورات الاهی که به‌واسطه حضرت موسی و انبیای بعد به آن‌ها رسیده است؛ مطیع و عامل باشد. دراین‌بین، موعودباوری یهودی در کنار آموزه¬های دیگر، همواره اهرمی برای عمل به شریعت و یهوه مداری و پایبندی یهودیان به شریعت موسوی و دین‌داری بوده و می¬توان مدعی شد که بین یهوه‌پرستی با موعود¬باوری رابطه¬ متقابلی وجود دارد.
دانشمندان یهود، در تلمود، بر ایمان به خدا و اطاعت از پروردگار، به‌عنوان ابزار رستگاری تأکید کرده¬اند (سلیمانی اردستانی، ۱۳۸۶: ۸۸) و ایمان و عمل صالح و اطاعت از خدا را در یک اصل جمع کرده¬اند و آن این است که شخص عادل و نیکوکار به خاطر ایمان خود زنده خواهد شد (حیقوق، ۲: ۳ و ۴). باور آن‌ها همواره این بوده که نجات و موعودباوری، بدون عمل به شریعت موسوی معنی ندارد؛ حتی در آموزه¬های یهود، موعود باوری فرع بر شریعت گرایی است و تعهد نسبت به دین، می¬تواند تاریخ باشکوه یهودی را احیا کرده و امید به آمدن ماشیح را زنده کند (Cohn-Sherbok, 1996: 65). به‌عبارت‌‌ دیگر: باورداشت موعود در فضای متون دینی با پیروی دقیق یهودیان از شریعت موسوی، معنی شده و برای تحقق امر نجات، باید آن‌ها به حفظ سنت و عمل به شریعت بپردازند تا لایق نجات شوند و درواقع، تحقق امر نجات از مسیر انجام دادن صحیح احکام دینی صورت می¬گیرد و حتی ظهور ماشیح برای عمل به تمام و کمال فرامین یهوه است.
اعتقاد ربّانیون این‌بود که اگر ملت اسرائیل فقط یک روز شنبه را به‌طور صحیح و کامل نگه دارد؛ بی‌درنگ فرزند داوود خواهد آمد و زمان مشخصی را برای آغاز دوران ماشیح در نظر نمی¬گرفتند، بلکه بنا بر کردار مردم تغییر خواهد یافت (کهن، ۱۳۵۰: ۳۵۷) و درواقع، یهودیان در طول تاریخ بنا به نظر بزرگان قوم، اعمال شرعی را به موعود گره زدند و بر این اعتقاد بودند که پایبندی به شریعت، در ظهور موعود (ماشیح) تأثیر دارد (شاکری، ۱۳۸۹: ۴۴).
با این بیان، روشن می¬شود که در انتظار ماشیح بودن، متضمن این فایده است که یهودیان به شریعت و آیین خود بیش‌تر دقت کنند و برای رسیدن به نجات و تسریع در امر ظهور ماشیح، خود را بیش‌ازپیش به فرامین و دستورات یهوه مقید کرده و موعودباوری را از رهیافت شریعت¬گرایی معنی کنند. به دیگر بیان: یهودیان در صورتی خود را منتظر ماشیح می¬دانند که اعمال و شریعت موسوی را به نحو احسن انجام داده و دین و آیین و دستورات او را تحقق بخشند و درواقع، فرایند نجات را از مسیر عمل به شریعت موسوی و انجام دادن اعمال شرعی می¬دانند.
۱ـ۲٫ ترغیب به توبه
از منظر ادیان، ارتکاب گناه، مانع اصلی بر سر راه نجات و فلاح شمرده‌شده است و ادیان همواره از پیروان خود، خواستار دوری از گناه و معصیت را خواستار شده و توبه و بازگشت را، بهترین عمل بعد از ارتکاب گناه و نافرمانی معرفی کرده¬اند؛ زیرا توبه به معنای بازگشت به مسیر بندگی و نجات می¬باشد؛ لذا اندیشه نجات و باورداشت موعود، می¬تواند به‌عنوان مکانیسم و اهرمی برای توبه و بازگشت از مسیر گناه، اجرای نقش کند.
آیین یهود، گناه و معصیت را دوری از مسیر دین‌داری و یهوه پرستی می¬داند و در مقابل، توبه را عملی ارزشمند و بازگشت به دامن پرمهر خدای اسرائیل و گامی دوباره در مسیر بندگی معرفی کرده است. در واقع، در یکی از آموزه¬هایی که در ترغیب و تشویق جامعه یهودی به توبه از گناه و بازگشت به مسیر دین‌داری مفید بوده، «موعودباوری» یهود است. شوق و اشتیاق یهودیان به ظهور ماشیح و سکونت در سرزمین مقدس، همواره یهودیان را به توبه و بازگشت از مسیر انحراف و گناه فرامی‌خواند و درواقع، موعود باوری یهود (در کنار آموزه¬های دیگر)، در بازگشت گنهکاران و ترغیب یهودیان به توبه دارای نقش مهم و اهرمی بوده است.
اعتقاد ربانیون این بود که اگر بنى‏اسرائیل؛ حتى براى یک روز از گناهان خود توبه کنند، آمدن ماشیح جلو خواهد افتاد (Greenstone, 1972:106) و همواره گفته می¬شد که برای رهایی از آلام و رسیدن به نجات و ظهور مسیحا، لازم است قوم یهود توبه کنند؛ چون آن آلام، به‌مثابه مجازات در قبال ارتکاب گناهان بوده و لذا نجات از آلام از طریق رهایی از گناهان (توبه) میسر می‌گردد (آژیر، ۱۳۸۹: ۱۹۲). به همین دلیل، تلمود، توبه را کاری عظیم دانسته و معتقد است که نجات را نزدیک می¬کند: زمان ¬هایی که برای پایان ذلت معین‌شده بود، سپری گشت … و ظهور او فقط به توبه مردم و اعمال نیکی است که انجام می¬دهند، وابسته است (سنهدرین، ۹۷ ب)، (کهن،۱۳۵۰: ۳۵۷). بدیهی است این ترک گناه، در خصوص حضور در سرزمین اسرائیل پررنگ‌تر است؛ چون گناه و تخطی یهودیان در دیگر سرزمین¬ها ممکن است عواقب وخیمی نداشته باشد؛ اما در اسرائیل فجایع عظیمی را به بار می¬آورد (رابکین، بی‌تا، ج ۲: ۱۲۰).
بنابراین، اعتقاد به موعودباوری در کنار دیگر آموزه¬ها، همواره اهرمی برای ترغیب و تشویق یهودیان به توبه، شناخته می¬شده است؛ و روشن است که هرچه این اعتقاد در دل یهودیان از نفوذ و استواری بیش‌تری برخوردار باشد، ترغیب و تشویق بیش‌تری برای توبه و بازگشت از مسیر گناه دارند و در مقابل، هرچه این اندیشه دارای جایگاه، یا اعتقاد کم‌تری باشد، تشویق به توبه، کارکرد کم‌تر و ضعیف¬تری خواهد داشت.
۲٫ کارکردهای اخلاقی – تربیتی
آیین یهود، در عرصه فردی و اخلاقی، برنامه ای به منظور رسیدن یهودیان به تکامل و رشد معنوی دارد که بدین منظور معیارهای خاص خود را ترویج و تبلیغ می¬کند. دراین‌بین، اعتقاد به ماشیح در تکمیل این فرایند موثر بوده و زمینه¬ساز عرصه تربیت و اخلاق شده است. درواقع، این باور، بستری برای تحقق تکامل موردنظر آیین یهود شده و برای رساندن یهودیان به تربیت و اخلاق فردی کارکرد داشته است؛ که در ادامه به اهم این موارد اشاره می¬شود:
۲ـ۱٫ ایجاد روحیه امید
«امید» از مؤلفه‌های ضروری برای زندگی بشر می¬باشد؛ زیرا این رویکرد، انسان را در عرصه¬های زندگی نیرومند و قادر می¬سازد تا بر سختی¬ها و ناملایمات فائق آید. در مقابل، ناامیدی و یاس از آینده، اختلالات روحی – روانی را در ضمیر انسان باعث می‌گردد و عوامل مخرب زندگی خسته‌کننده و ملال‌آوری را برای بشر فراهم می¬کند. ادیان با معرفی گزاره¬های، امید آفرین، توجه پیروان خود را به آینده معطوف کرده و در صدد برچیده شدن یاس و ناامیدی از بستر جامعه خود می¬باشند.
ماشیح و باورداشت آن، ازجمله گزاره¬های دینی یهود است که همواره در طول تاریخ برای یهودیان، نور امید ایجاد کرده و در واقع توجه به ماشیح، ناخودآگاه، امید به آینده را شکل داده و در لحظه‌های سختی و مشکلات که از نجات خود نا امید بودند؛ باور به آمدن ماشیح بوده که دل تاریک آنان را به نور امید آمدن ماشیح روشن می¬نمود و لذا این باور‏‌، برای برون‌رفت از مشکلات راهکاری موثر تلقی می¬شود.
آیین یهود به ظهور یک منجی یا یک مسیحا امید دارد تا مأموریت دین را به کمال و اتمام رساند. این امیدواری را پیامبران اولیه، با همه شوق و دلگرمی در مورد درستکاری و عدالت، به مردم می¬آموختند که سر انجام قضای الاهی جاری خواهد شد (ا. هیوم، ۱۳۸۸: ۲۹۳). آن‌ها معتقد بودند که این اتفاق در وقت معیّن تحقق خواهد یافت و زمان آن به‌زودی خواهد رسید:
آنچه را به تو نشان می‌دهم، حتماً واقع خواهد شد. شاید تا وقوع آن مدت زیادی طول بکشد؛ ولی منتظر باش؛ زیرا وقوع آن حتمی و بدون تأخیر است (حیقوق ۲:۴).
این امید بعدها در اصل دوازدهم اعتقادی یهود تجلی کرد:
من ایمان‌دارم که ماشیح عاقبت ظهور خواهد کرد (کلاپرمن، ۱۳۴۹، ج ۳: ۵۰).
یهود، ملتی است که در بین ملل باستانی همیشه به انتظار عصری طلایی (Unterman, 1981:34) و دوره تابناک پر از نیک‌بختی و سعادت آمدن ماشیح چشم دوخته (ابا ابان، ۱۳۵۸: ۶۲) و درنتیجه، کامیابى و فضیلت را در آینده می¬جوید؛ آینده¬ای که در سایه موعود، به رفعت و بزرگی خود دست می‌یابد:
اگرچه ابتدایت صغیر مى‏بود، عاقبت تو بسیار رفیع مى‏گردد (ایّوب ۲: ۷).
آنان امید خود را با احساسات قوى پرورش مى‏دادند:
مادر نغمه آن را در گوش کودک مى‏سرود؛ پدر در مناسبت‌های مختلف آن را براى خانواده باز مى‏گفت؛ معلم آن را بر ذهن و قلب شاگردان نقش مى‏کرد و تمام این‌ها، به‌منظور ایجاد روحیّه تحمل و تقویت امیدوارى صورت مى‏گرفت (Greenstone, 1972:113).
این امید در لحظات سختی و گرفتاری قوم یهود، بیش‌از پیش نمایان می‌شد و باوری همگانی در میان یهودیان افزایش می¬داد که سرانجام، یک مسیحا می¬آید تا مردم را از رنج رهایی بخشد (Fisher, 2002: 144). حتی امروزه امید به مسیحا در جایگاه رفیعی واقع گشته و در بیش‌تر نمازنامه¬ها و مراسم یهود دیده می¬شود و این، نشانه نفوذ و اتقان آن، نزد قوم یهود است (Greenstone, 1972:296).
با توجه به مطالب مذکور و مطالعه تاریخ قوم یهود، می¬توان مدعی شد که باورداشت موعود، کارکرد امیدافزایی داشته و برای یهودیان روحیه امید و نشاط را ایجاد کرده است و این باور در طول تاریخ، همواره نقش بستری برای رشد بارقه¬های امید و راهکاری برای امیدافزایی برای جامعه یهود بوده است. به‌عبارتی‌دیگر: باورمندان ماشیح در لحظه‌های سخت و مصیبت بار، با این باور شعله¬ای در دل خود روشن کرده و توجه خویش را برای آمدن ماشیح در آینده-ای نه‌چندان دور، امیدوارانه معطوف می¬کردند و در لحظه‌های ناامیدی، امید به آمدن ماشیح بود که دست رنجور آن‌ها را می¬فشرد و شعله¬ای را که نزدیک خاموشی بود، فروزان می¬کرد.
۲ـ۲٫ الگوسازی
جوامع بشری برای تحقق آرمان¬ها و اهداف انسانی و توجه مردم به این سمت، شیوه‌هایی را ترویج و از آن‌ها پیروی می‌کنند که «الگوسازی» یکی از مهم‌ترین آن اسلوب‌هاست و از راهکارهای مؤثر و مهم بر عرصه اصلاح فرد و اجتماع به شمار می¬رود. ادیان و مذاهب نیز برای اهداف متعالی خود، با معرفی مصادیقی از کارکرد مهم الگوبرداری برای پیروان خود استفاده کرده‌اند که این شیوه، از مکانیسم‌های دینی برای رهیافت پیروان به سعادت و تکامل معنوی مورد نظر دین محسوب می‌شود، که شخصیت ماشیح هم می¬تواند از این راهیافت فهم ‌گردد؛ به این معنی که تحقق بسیاری از فضایل اخلاقی، با همگام‌سازی باشخصیت محبوبی چون ماشیح که معرفی شده دین است؛ دست‌یافتنی و راحت‌تر جلوه می‌کند.
در متون یهودی برای ماشیح صفات مثبتی ذکرشده که تلویحاً به الگوسازی برای جامعه یهودی اشاره دارد. منجی در مقام «بنده صالح» یهوه به تصویر درمی‌آید؛ نه صرفاً شخصیتی از خاندان سلطنتی با جاه¬طلبی¬های سیاسی (Creator Epstein, 1959:62). مشخصه اصلی او محسنات اخلاقی و سیرت نیکوی اوست (ابا ابان، ۱۳۵۸: ۶۲) و در حقیقت، ماشیح‌باوری به گونه‌ای مستقیم، ارزش‌های اخلاقی را تولید می‌کند (کریمی، ۱۳۸۷: ۱۷۰). به‌عنوان‌مثال: از صفات موعود در متون دینی یهود، «مبروص»، به معنای «رنج کشیده» می‌باشد که مصلحان و انقلابیون یهود همواره رنج و سختی¬های خود را در مسیر همگام‌سازی با ماشیح فهم کرده و بر این مبنا استقامت می‌کردند؛ حتی مدعیان دروغین (چون شبتای صبی، ۱۶۵۱ م.) از این کارکرد به نفع خود سود جستند؛ چون از آزار و محکومیت‌ها، رسالت خویش را تقویت کرده و با قرار دادن هاله‏اى از مظلومیت گرداگرد خود، احترام و نفوذ خود را گسترش دادند (Greenstone, 1972:216) و خود را همچون ماشیح به نمایش گذاشتند.
با این بیان، روشن می¬گردد که ماشیح از نمادهای اخلاقی و الگویی برای یهودیان است که ضمن اعتقاد به او، باید از روش و سیره و اخلاق وی پیروی کرد؛ این که این پیروی برای اصلاح اخلاقی فرد و جامعه مؤثر به نظر می‌رسد و درواقع، موعودباورانی که منتظر چنین شخصیتی هستند، خود را به شخصیت اخلاقی ماشیح «همانند» خواهند کرد تا به تکامل معنوی مورد نظر آیین یهود رهنمون گردند.
۳٫ کارکردهای اجتماعی – سیاسی
آیین یهود در عرصه اجتماعی و سیاسی یهودیان، دارای آموزه¬هایی است که آن‌ها را برای جامعه و معادلات روزمره یهودیان مؤثر دانسته و برای اجرایی کردن آن آموزه¬ها در زندگی سیاسی یهودیان تلاش دارد. با این فرض، اعتقاد به ماشیح و موعود در جهت مسائل اجتماعی و سیاسی یهودیان موثر و مفید ودارای کارکردی مثبت می¬باشد؛ به این معنی که این اندیشه، مکانیسمی برای مبارزات سیاسی و اهرمی برای مبارزه با وضعیت بد موجود فهم گردید؛ اما چون از این اعتقاد دو قرائت صورت گرفت، این مبارزه، دو گونه خودنمایی کرد: برای برخی موجب پویایی و انقلاب و مبارزه¬ سیاسی گردید و برای بخش دیگر فقط عاملی برای صبر و تحمل مصائب و مشکلات و سکوت معنی گشت.
۳ـ۱٫ پویایی و تلاش سیاسی
موعود باوری برای بخشی از جامعه یهودی، عاملی مهم برای پویایی و بستری برای مبارزه و تلاش سیاسی گردیده و درواقع، باورداشت ماشیح، موجب شد تا یهودیان، با دیدن ظلم و زورگویی‌های حاکمان و سلاطین، به‌جای سکوت و انفعال، به قیام و مبارزه دست زنند و حق خود را بگیرند و جامعه را از وجود آنان پاک کنند. در حقیقت، این باور، در کنار دیگر آموزه¬ها، به آنان چنین جسارت و شجاعتی ¬داده و بستری برای تلاش سیاسی مهیا کرده است.
انتظار پویا و عمل‌گرایی و تعریف وظایفی برای خود، تا اندازه‌ای از ادبیات یهود قابل‌فهم است؛ اما این عمل¬گرایی در مقابل گرایش شریعت¬گرایی ربّانی¬ها واقع شد؛ چون ربانی¬ها، که اکثر قوم را تشکیل می¬دادند، فقط انتظار کشیدن و صرفاً منتظر بودن را قبول کرده و این ایده را آموزش می¬دادند و مردم را از هر نوع کوشش و سعی در این زمینه به‌شدت نهی می¬کردند؛ اما در مقابل، باور به ماشیح برای گروهی دیگر موجبات جسارت و مبارزه را فراهم می¬کرد. این دسته به عمل¬گرایی قائل بودند؛ و لذا برای تسریع در امر ماشیح و کم کردن انتظار، به‌کارهایی دست می¬زدند و معتقد بودند که می¬شود زمان انتظار را مدیریت و درنهایت آن را کوتاه ‌کرد.
این امید، همچنین به برخی جنبش¬های مسیحایی انجامیده؛ به طوری که گه‌گاه شور و هیجان شدیدی را در میان اجتماعات یهودی به وجود آورده است (هینلز، ۱۳۸۶: ۵۸۴). به عنوان مثال: می‌توان فرقه «غیوران» ، را نام برد که بیش از همه گروه‌ها به نجات سیاسی- ملی قوم یهود اشتیاق نشان می¬دادند و تلاش می¬کردند آن را تسریع بخشند (آژیر، ۱۳۸۳: ۱۶۷). پیروان این فرقه در سال ۶۶ م. در مقابل روم، به شورش مسلحانه دست زدند؛ اگرچه درنهایت شکست‌خورده و حذف شدند.
البته این جریان عمل¬گرایی؛ در سده‌های اخیر به‌صورت نهضت صهیونیزم خودنمایی کرده است؛ لذا هر چند این اندیشه را فاسد و کژکارکرد و آن را موجد نوعی انحراف دینی و استفاده ابزاری از آیین یهود و اندیشه مسیحا برای اهداف شوم می¬دانیم؛ از منظر جامعه¬شناسی (که صحت و بطلان اندیشه¬ها را بررسی نمی‌کند) و از منظر درون دینی یهود، نوعی کارکرد محسوب می¬شود و در واقع، این اندیشه مسیحا بوده که انگیزه‌ای دینی برای این نهضت فراهم کرده است. به‌عبارت‌دیگر: این نهضت وظیفه خود می¬داند دولتی را پایه¬ریزی کند تا از این رهگذر، در امر ظهور ماشیح تسریع حاصل گردد. آنان خود را زمینه¬سازان ظهور موعود معرفی می‌کنند و معتقدند برای آمدن مسیحا باید سرزمین مقدس، یهودی‌نشین شود و دولت اسرائیل تشکیل گردد تا یهوه ظهور کند .
صهیونیسم آخرین تلاش، برای عملی کردن آموزه مسیحا می¬باشد که برخی با تفسیر خود، مبنی بر طبیعی بودن (نه معجزه بودن) ظهور مسیحا، در تلاش برای تشکیل دولت مستقل یهود در فلسطین به‌مثابه مقدمه ظهور هستند (طاهری،۱۳۹۰: ۲۳۹ و ابو حسنه، ۱۳۸۱: ۳۲). آنان بر این باورند که دولت مدرن اسرائیل و به‌طورکلی صهیونیسم، فرمان الاهی و تکمیل وعده خداوند است و بر این مبنا، هیل لیندسکی ادعا کرده که دولت اسرائیل کانون همه پیشگویی‌های وحیانی است (قنبری آلانق، ۱۳۸۶: ۹۷). این باور به بازگشت یهودیان به فلسطین و برپا سازی‏ دولت یهودی منجر شد تا یهودیان با اتکا به کار و کوشش خود، در امر ظهور ماشیح تسریع داشته باشند (ماضی، ۱۳۸۱: ۱۳۵).
صهیونیزم، درواقع، فرمول سنتی‏ یهود را که بر تبعید، انتظار، ظهور مسیح و بازگشت به سرزمین‏ موعود مبتنی بود، بر هم زده و مناسب با اهداف خود فرمولی دیگر تنظیم کردند که بازگشت و حکومت خود را، به‌منظور تدارک قدوم مسیح تفسیر کردند. بنابراین، فرمول‏بندی آن‌ها بدین‌صورت شکل گرفت: تبعید  بازگشت به سرزمین موعود به منظور تدارک ظهور مسیح  انتظار ظهور مسیح (زید آبدی، ۱۳۸۱: ۱۱۵).
بنابراین، موعودباوری، برای بخشی از یهودیان، موجب پویایی و تلاش سیاسی شد و این طبعاً از ثمرات و کارکردهای اجتماعی این اندیشه می¬باشد که می¬توانست بستر این قیام¬ها شود. این کارکرد را در گروه¬هایی چون «قمرانیان» درگذشته و «نهضت صهیونیزم» در حال شاهد هستیم. آن‌ها این اعتقاد را مبنای فعالیت خود قرار داده و بر مبنای این اندیشه، برای خود وظیفه¬ای تعریف کرده¬ و معتقد بودند باید برای آمدن ماشیح کاری کرد و صرفاً صبر و انتظار کافی نیست. این وظیفه در قالب قیام و مبارزه و کشتن و کشته شدن نمایان گردید.
قابل‌ذکر‌است که نگارنده، به‌هیچ ‌وجه اعمال و جنایات صهیونیزم را تائید نمی¬کند و معتقد است که صهیونیزم از آیین و اندیشه مسیحا، برای اهداف شوم و سرپوشی بر نژادپرستی خود استفاده ابزاری می‌کند؛ امّا این نوشتار، موضوع را تنها از منظر جامعه¬شناسی و درون دینی تبیین می¬کند و فقط مدعی‌است که این باور، در عرصه سیاسی و اجتماعی می‌تواند دارای چنین کارکردی باشد؛ که البته رژیم صهیونیسمی از این قدرت و کارکرد، در تحقق اهداف شوم خود بهره جست و استفاده ابزاری کرد.
۳ـ۲٫ عاملی برای صبر و تحمل مصائب
موعودباوری در عرصه اجتماعی و سیاسی بیش‌تر به‌عنوان عاملی قوی برای صبر و تحمل در برابر مشکلات و مصائب زمانه فهم گردید؛ به این معنی که باورداشت موعود موجب شد تا یهودیان، بیش‌تر در برابر ظلم و ستم، سکوت و صبر پیشه کنند و به این دلیل که ماشیح خواهد آمد، ظلم و ستم امروز را تحمل می¬کرده¬اند. به‌عبارت‌ دیگر: این اعتقاد به موعود، یهودیان را در طول تاریخ یاری می¬کرد تا در برابر سختی¬ها و شکنجه¬ها صبر کرده و زیر بار مشکلات به یاد موعود خود، بالاترین مصائب را تحمل کنند و در واقع، مبارزات سیاسی آنان با توجه به ماشیح در قالب صبر و بردباری بروز و ظهور یافت.
ازنظر سنت یهودی، نجات و درستکاری فقط از طریق مداخله مسیحاباورانه امکان¬پذیر است؛ اما همین سنت در زمینه چنین مداخلاتی کاملاً محتاط عمل می‌کند؛ و در برابر تسریع و تلاش برای فرایند آزادسازی، اخطار سخت و محکمی دارد (رابکین، بی‌تا، ج ۲: ۱۲۶) و هر امری را در این زمینه، با نگاه منفی و انکاری، تحلیل می¬کرد و حتی این ایده به نظریه غالب فقهی مبدل شد که بر هر یهودی واجب است صبر کند تا عصر مسیحانی به مشیت الاهی فرابرسد (خزائی، ۱۳۸۸: ۱۱۱). پس، شتاب¬زدگی جای خود را به صبر و سکوت داد و تحمل وضعیت بد موجود، از مبارزه برای تغییر وضعیت موجود، بهتر تلقی گردید و درنتیجه این باور، قدرت صبر و تحمل را در آنان ترفیع داد.
یهودیان تا قبل از رنسانس، همواره زیر فشار و مصائب زمانه قرار داشته¬اند؛ آنان گاه از رومیان و گاه از مسیحیان، لگد طرد می¬خوردند آنان به جرم یهودی بودن، به زندگی در مناطق نامناسب مجبور بودند و از اعتبار اجتماعی برخوردار نبودند؛ اما آنچه ‌آن‌ها را در فراز و نشیب‌ها یاری کرد، آرمان موعودباوری، البته در کنار دیگر آموزه‌ها بود؛ آرمانی مبتنی بر این که ماشیح روزی می¬آید و شأن اجتماعی ما را باز پس خواهد گرفت و دوباره عزیز گشته و سروری خواهیم کرد. بر این اساس، این باور برای یهودیان زجرکشیده، صبر و بردباری می‌آ‏فرید و آستانه تحمل آنان را بالا می¬برد.
تأثیر مثبت تصاویر عالى عصر مسیحا در روحیه قوم، تصاویر شکوهمند پادشاهى آینده؛ موقعیت عالى بنى‏اسرائیل در آن؛ انتقام مسیحا از دشمنان ایشان و رؤیاى اورشلیم و معبد بازسازی‌شده؛ همواره اسرائیلیانِ ستمدیده و سیلی خورده را تسلّا مى‏داد؛ تا در برابر حملات سخت دشمن مقاومت کنند و به دین خود وفادار بمانند. یهودیان قدیم در مورد آزاردهندگان خود، بیش از آن که حس نفرت و انتقام داشته باشند، احساس دلسوزى و تمسخر مى‏کردند. یهودى پارساى قدیم، حتى هنگامی‌که به «چهارمیخ» کشیده مى‏شد و شدیدترین شکنجه دُژخیمان بر او وارد مى‏گردید، با خود مى‏گفت:
اکنون من شکنجه مى‏شوم؛ اما این شکنجه‏ها در قیاس باسعادت و شکوهى که در انتظار من است، چیزى به‌حساب نمى‏آید. من ممکن است از زخم‌های تنم بمیرم؛ اما هنگامی‌که مسیحا بیاید و شکوه گذشته پادشاهى یهودا را برگرداند، من نیز زنده خواهم شد. در آن روز همه این بازجویان، قاضیان و جلادان سر بر آستان من خواهند سایید و براى بار یافتن نزد من، التماس خواهند کرد. آن زمان همه ملت‌های زمین خدمتکار من خواهند شد و مشتاق آن خواهند بود که رعایاى مسیحاى پادشاه باشند. آنان اکنون نمى‏بینند؛ اما من مى‏بینم و باور مى‏کنم و به همین دلیل، مى‏توانم با آرامش بمیرم (Greenstone, 1972:112).
اعتقاد به ظهور ماشیح، هنگام بدبختی‌های ملّی شدت می‌یافته است. وقتی ظلم و تعدی دولتی فاتح بر ملت اسرائیل تحمل ناپذیر می‌شده، یهودیان از روی غریزه به پیشگویی‌های کتاب مقدس دربارۀ ظهور ماشیح بیش تر توجه می‌کرده‌اند، تا در روزهای پر از رنج در برابر شدیدترین سختی‌ها تاب بیاورند (قاسمی قمی، ۱۳۸۷: ۱۵۴) و به امید روزی که وسایل نجات و رستگاری فراهم‌شده، مأوای مطمئن و کشوری مستقل پیدا کند، همه مشقات را به جان خریده و از ایمان و عقیده خویش دست برنداشته است (ابا ابان، ۱۳۵۸: ۶۲). درنتیجه، باورداشت آمدن مسیحا، به یهودیان کمک کرده ‌است تا رنج¬ها و آزارها را تاب بیاورند (هینلز، ۱۳۸۶: ۵۸۴) و (ناس، ۱۳۸۸: ۵۵۱) و سرزندگی و سخت¬جانی را پیشه کنند (دورانت،۱۳۹۰، ج ۱: ۴۰۴).
بر این اساس، باورداشت ماشیح موجب شد تا یهودیان در برابر مشکلات اجتماعی خود، سلاح صبر و تحمل به دست گیرند و به آن‌ها کمک می‌کنند تا در زیر بار مصائب کمر خم نکرده و احساس شکست و ناتوانی نکنند. البته این آموزه برای برخی دیگر کارکردی بالاتر داشت؛ زیرا ماهیت مشکلات و سختی¬ها را از منظر آنان عوض می‌کرد و با توجه به باورداشت موعود، در زیر بالاترین شکنجه¬ها، لذت می¬بردند.
نتیجه¬گیری
اندیشه «نجات» امری مهم و راهگشا و از مکانیسم‌های درونْ دینی برای رهیافت پیروان ادیان به سرمنزل نجات است؛ به این معنی که باورداشت موعود می¬تواند اهداف مورد نظر دین را جامه عمل بپوشاند؛ و درواقع، فواید و کارکردهایی برای جامعه بشری در بردارد. این باور، نسبت به کیفیت باور به آن و عمق این اندیشه، کارکردهایی در عرصه¬ «معرفتی- اعتقادی»؛ «اخلاقی- تربیتی» و «اجتماعی- سیاسی»؛ در برداشته‌است.
ـ در عرصه «معرفتی- اعتقادی»، می¬توان به شریعت¬گرایی و ترغیب یهودیان به توبه، اشاره کرد؛ به این معنی که رهیافت نجات و منجی را از مسیر عمل به شریعت موسوی معنی می¬کند و باور به ماشیح را بعد از عمل به فرایض دینی و شرعی، دارای آثاری مفید دانسته و این اعتقاد به ماشیح، همواره یهودیان گنهکار را به توبه و بازگشت فرامی‌خواند.
ـ در عرصه «اخلاقی- تربیتی»، می¬توان به ایجاد روحیه امید و الگوسازی برای جامعه یهودی اشاره کرد؛ به این معنی که باورداشت موعود از طرفی، همواره نور امید را در دل یهودیان فروزان کرده و زمینه یاس و ناامیدی را از بین می¬برد و از طرفی دیگر، شخصیت ماشیح در جهت خوب زیستن و اخلاقی بودن یهودیان، به الگویی مناسب تبدیل ¬گشت.
ـ در عرصه «اجتماعی- سیاسی»، باورداشت موعود، بخشی از جامعه یهودی را به سمت انقلاب و پویایی سوق داده و بستری برای مبارزه و قیام گسترد؛ اما برای بخشی دیگر از جامعه یهودی، عاملی قوی برای صبر و قبول وضعیت بد موجود فهم گردید.
درنتیجه، باورداشت موعود فواید و کارکردهایی برای یهودیان در برداشته و دارد که هرچه این باور از کیفیت و عمق بیش‌تری برخوردار بوده، کارکردهای بیش‌تری تولید کرده و هرجا دارای عمق کم‌تر و گستره‌ای محدود‌تر بوده؛ کارکردهای کم تری را شاهد هستیم؛ مخصوصاً در این زمانه که جریان صهیونیسم، در استفاده ابزاری از موعود، برای اهداف شوم و جنایات خود تلاش دارد، دین یهود را از آیینی الاهی و ابراهیمی بودن، به جریانی نژادپرست و جنایت-کار تنزل داده؛ شاهد کم‌ترین کارکرد در عرصه موعودباوری هستیم.

منابع
قرآن کریم.
۱٫ آژیر، اسدالله (۱۳۸۳). منجی باوری در آیین زردشت و ادیان ابراهیمی، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان.
۲٫ ـــــــــــ ، (۱۳۸۹). گونه شناسی اندیشه منجی موعود در یهودیت، قم، دانشگاه ادیان و مذاهب.
۳٫ ا.هیوم، رابرت (۱۳۸۸). ادیان زنده جهان، ترجمه: عبدالرحیم گواهی، تهران، علم.
۴٫ ابا ابان (۱۳۵۸). قوم من، ترجمه: نعمت‌الله شکیب اصفهانی، تهران، کتاب فروشی یهودا بروخیم.
۵٫ ابو حسنه، نافذ (۱۳۸۱). دینداری و سکولارها در جامعه اسرائیل، ترجمه: موسوی، تهران، مطالعات استراتژیک خاورمیانه.
۶٫ اپستاین، ایزیدور (۱۳۸۸). بررسی تاریخی یهودیت، ترجمه: بهزاد سالکی، تهران، موسسه حکمت و فلسفه.
۷٫ اسکیدمور، ویلیام (۱۳۸۵). تفکر نظری در جامعه شناسی، گروه مترجمان، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
۸٫ انواری، حسن (۱۳۸۵). فرهنگ فشرده سخن، تهران، نشر کوثر.
۹٫ برانتل، جورج (۱۳۸۱). آیین کاتولیک، ترجمه: حسن قنبری، قم، مطالعات ادیان.
۱۰٫ پاشنگ، مصطفی (۱۳۸۱). فرهنگ فارسی، تهران، نشر مؤلف.
۱۱٫ خزائی، سمیه (۱۳۸۸). بن‌مایه‌های دینی و تاریخی صهیونیسم، قم، بوستان کتاب.
۱۲٫ دورانت، ویل (۱۳۹۰). تاریخ تمدن، ترجمه: حمید عنایت، تهران، انتشارات کتیبه.
۱۳٫ دهخدا، علی‌اکبر (بی‌تا). لغتنامه دهخدا، تهران، دانشگاه تهران.
۱۴٫ رابکین، یاکوب (بی‌تا). یک قرن مبارزه یهود علیه صهیونیسم، ترجمه: عبد الرسول دیانی، تهران، نشر امیرکبیر.
۱۵٫ زید‌آبادی، احمد (۱۳۸۱). دین و دولت در اسرائیل، تهران، دورنگار.
۱۶٫ سلیمانی اردستانی، عبدالرحیم (۱۳۸۶). درسنامه ادیان ابراهیمی، قم، کتاب طه.
۱۷٫ شاکری، روح‌الله (۱۳۸۹). منجی در ادیان، قم، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود.
۱۸٫ طاهری، محمدحسین (۱۳۹۰). یهودیت، قم، مرکز بین‌المللی المصطفی.
۱۹٫ عمید، حسن (۱۳۸۶). فرهنگ فارسی عمید، تهران، نشر اشجع.
۲۰٫ فلسفی، احمد (۱۳۸۱). فرهنگ زبان فارسی، تهران، پیام آزادی.
۲۱٫ قاسمی قمی، جواد (۱۳۸۷). ماشیح، منجی یهود به روایت تلمود، قم، آینده روشن، فصلنامه مشرق موعود، شماره ۸، سال دوم.
۲۲٫ قنبری آلانق، محسن (۱۳۸۶). اسطوره صهیونیسم مسیحی و انگاره منجی گرایی، قم، آینده روشن، فصلنامه مشرق موعود، شماره ۱، سال اول.
۲۳٫ کتاب مقدس.
۲۴٫ کریمی، مرتضی (۱۳۸۷). رویکرد اخلاقی به موعودباوری در آیین یهود، قم، آینده روشن، فصلنامه مشرق موعود، شماره ۸، سال دوم.
۲۵٫ کلاپرمن، ژیلبرت و لیبی (۱۳۴۹). تاریخ قوم یهود، ترجمه: مسعود همتی، تهران، گنج دانش.
۲۶٫ کهن، (۱۳۵۰). گنجینه¬ای از ترجمه: تلمود، ترجمه: صدری پور، بی‌جا، چاپ زیبا.
۲۷٫ ماضی، محمد (۱۳۸۱). سیاست و دیانت در اسرائیل، ترجمه سید رضا تهامی، تهران، سنا.
۲۸٫ معین، محمد (۱۳۸۵). فرهنگ فارسی، تهران، امیرکبیر.
۲۹٫ ناس، جان بی (۱۳۸۸). تاریخ جامع ادیان، ترجمه: علی‌اصغر حکمت، تهران، علمی فرهنگی.
۳۰٫ هینلز، جان آر (۱۳۸۶). فرهنگ ادیان جهان، گروه مترجمان، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب.
۳۱٫ Greenstone, Julius H.(Julius Hillel), (1972), The messiah idea in Jewish history, Greenwood Press.
۳۲٫ Unterman, Alan,(1981), Jews, their religious beliefs and practices, Routledge & Kegan Paul.
۳۳٫ Cohn-Sherbok, Dan,(1996), Medieval Jewish philosophy: an introduction, Curzon.
۳۴٫ Creator Epstein, Isidore, (1959), Judaism: a historical presentation, Penguin Books.
۳۵٫ Fisher, Mary Pat, (2002), Religions Today: an Introduction, Routledge.

درباره نویسنده