مجله شماره 50، مقالات

سیر تطور کاربرد شناسه‌های حضرت مهدی در منابع حدیثی اهل سنت تا قرن پنجم هجری

محمد کاظم رحمان ستایش
موسی جوانشیر
چکیده
نام، لقب و کنیه حضرت مهدی، از «شناسه»‌های مهدوی است که از همان آغاز مورد توجه محدثان بوده است. این یادکرد، فراز و نشیب محسوسی را نشان می‌دهد. کیفیت این سیر تطور، سؤال پیش روی این تحقیق است. این مقاله که با روش توصیفی – تحلیلی سامان یافته است؛ ضمن تحلیل محتوایی این دسته از روایات در کتاب‌های حدیثی قرن سوم تا پنجم هجری؛ سیر تطور این عنوان را بیان کرده است تا به منظور فهم بهتر روایات مهدوی زمینه مناسب فراهم شود. در این تحقیق، مشخص شد که هر چند از نظر کمیت، احادیث کتاب‌های قرن سوم هجری جایگاه نخست را داراست؛ بیان نام و القاب حضرت مهدی در کتاب‌های حدیثی قرن پنجم، نسبت به دو قرن دیگر از درصد فراوانی بالاتری برخوردار بوده است. این مهم حاکی از آن است که مؤلفان کتاب‌های حدیثی قرن پنجم هجری، به منظور شناخت و معرفی آن حضرت اهتمام بیش‌تری از خود نشان داده‌اند.
واژگان کلیدی: مهدویت، منابع حدیثی اهل سنت، قرن پنجم هجری، شناسه‌های مهدی.
مقدمه
مطالعه و پژوهش در حوزه حدیث از دیرباز در بین علما و دانشمندان اسلامی مورد توجه بوده و آنان در این زمینه آثار ارزشمندی، اعم از جوامع حدیثی، شرح و تفسیر احادیث و نگارش‌هایی در خصوص رجال و درایه ارائه کرده‌اند. با نگاهی به مجموعه این آثار، خصوصا کتاب‌های حدیثی اهل سنت می‌توان دریافت که برخی از احادیثی که در کتاب‌های قرون اولیه هجری مکتوب نشده‌اند، در آثار قرون بعدی از آن‌ها یاد شده است.
با توجه به سیر تطور مهدویت در پنج قرن اولیه و بازتاب سیاسی – اجتماعی آن در متن جامعه آن دوره؛ احادیث مهدویت نیز به تطور و فراز و نشیب محسوسی دچار شده که درباره این فراز و فرود‌ها اثری به ثبت نرسیده است. با مرور روایات مهدوی مکتوب در کتاب‌های حدیثی اهل سنت، معلوم شد که این تطور در موضوعات مختلف مهدویت بروز و ظهور داشته است. شناسه‌های حضرت مهدی که مراد همان نام و القاب آن حضرت است؛ به عنوان ابتدایی ترین مسئله در خصوص مهدویت، در منابع حدیثی اهل سنت بیش‌ترین بازتاب را داشته است که عموماً کتاب‌های حدیثی موجود (قرن سوم هجری به بعد) بدان اشاره کرده‌اند. گونه‌های مختلف معرفی و بیان نام و القاب آن حضرت در این متون و نیز سیر تطور و فراز و نشیب‌های به وجود آمده برای این شناسه‌ها طی سه قرن متوالی سوم تا پنجم هجری؛ همچنین سوءِ استفاده و سوءِ برداشت‌های موجود در بین اهل سنت در این حوزه؛ پژوهشی در منابع حدیثی، همراه با تحلیل محتوایی روایات مهدوی را ضروری می‌ساخت. مقاله حاضر با بررسی دقیق این گروه از روایات مهدوی در تک تک کتاب‌های حدیثی اهل سنت، ابتدا با بیان میزان فراوانی این شناسه‌ها و ارائه آن‌ها در قالب جدول و نمودار؛ به تحلیل محتوایی این روایات پرداخته و «سیر تطور شناسه‌های حضرت مهدی در منابع حدیثی اهل سنت طی پنج قرن اول هجری» نشان داده است. از آن‌جا که منابع مکتوب موجود و معتبر اهل سنت، غالبا از قرن سوم تا پنجم هجری نگاشته شده‌اند، این مقاله بر منابع این بازه زمانی تکیه کرده است.
۱٫ منابع حدیثی قرن سوم هجری
بررسی احادیث مرتبط با حضرت مهدی، در میان کتاب‌های حدیثی اهل سنت در قرن سوم هجری، معلوم می‌کند که مجموعا ۹ عنوان کتاب حدیثی با ۱۱۵ هزار و ۴۸۰ روایت در این قرن تألیف شده و در دسترس می‌باشد که این روایت، در این پژوهه مورد بررسی و تحلیل محتوایی قرار می‌گیرد. در ذیل فهرست این کتاب‌ها همراه با توضیحی مختصر آمده است:
۱-۱٫ «المصنف» صنعانی: «المصنف»، اثر ابوبکر، عبدالرزاق بن همام صنعانی، عالم اهل یمن است (ذهبی، ۱۴۱۳، ج۹: ۵۶۳- ۵۶۴). احمد بن حنبل از شاگردان و راویان احادیثش شمرده شده است (ابن خلکان، ۱۹۷۲م، ج۳: ۲۱۷). «صنعانی» را ثقه، اما متهم به تشیع معرفی کرده‌اند (ذهبی، ۱۴۱۳، ج۹: ۵۶۶). صنعانی در نیمه ماه شوال سال ۲۱۱ هجری، در ۸۵ سالگی در یمن درگذشت (صنعانی، ۱۴۲۳، ج۱: ۷؛ ذهبی، ۱۴۱۳، ج۹: ۵۸۰ و ابن سعد، ۱۹۶۸م، ج۵: ۵۴۸). «المصنف» صنعانی، به روش موضوعی به نگارش در آمده است. لذا شامل همه ابواب، اعم از فقه و تفسیر و تاریخ می‌باشد که یک باب را هم به «مهدی» نام‌گذاری کرده و ضمن آن، در یازده حدیث، به شماره‌های ۲۰ هزار و ۷۶۹ تا ۲۰ هزار و ۷۷۶ و شماره‌های۲۰هزار و ۸۳۸، ۲۰ هزار و ۸۳۹ و ۲۰ هزار و۸۴۱، به موضوع مهدویت می‌پردازد.
۱-۲٫ «الفتن»: کتاب «الفتن» اثر حافظ، ابوعبد الله نعیم بن حماد (م ۲۲۹ ق) است. این کتاب از مهم‌ترین کتاب‌های اهل سنت و اولین تک نگاری در موضوع مرتبط با مهدویت می‌باشد. کتاب ۷۷ باب دارد و دو هزار حدیث در آن نقل شده است که ۲۴۵ روایت از آن‌ها درباره حضرت مهدی سخن می‌گوید.
۱-۳٫ «المصنف فی الاحادیث و الآثار» ابن ابی شیبه (م ۲۳۵ ق): این کتاب اثر مشهور ابوبکر، عبدالله بن محمد ابن ابی شیبه، محدث، حافظ، فقیه، مفسر و مورخ (مجید معارفی، ۱۳۷۵- ۱۳۹۳، ج۶: ۳۳۸۶) است. کتاب شامل ۲۳ کتاب است که بیش‌تر مسائل فقهی را در بر می‌گیرد. سی و هفتمین کتاب، «الفتن» نام دارد که ضمن آن ۲۳ حدیث، مربوط به حضرت مهدی گردآمده‌است.
۱-۴٫ «المسند» ابن ابی شیبه: این کتاب اثر دیگری از ابن ابی شیبه است که دارای ۹۹۸ حدیث می‌باشد. در این کتاب تنها یک روایت در خصوص حضرت مهدی، وجود دارد.
۱-۵٫ «المسند» احمد بن حنبل: احمد بن حنبل (۱۶۴ – ۲۴۱ ق) در بغداد متولد شد. (خطیب بغدادی، ۱۴۱۷، ج۵: ۱۸۱). مشهورترین کتاب وی، با ۳۰ هزار حدیث که اغلب آن‌ها بر مبنای عامه صحیح بوده، «المسند» نام دارد (یوسف الیان سرکیس، ۱۴۱۰، ج ۱: ۹). به دلیل وثاقت کتاب، آن را در ردیف «سنن» قرار می‌دهند (صبحی صالح، ۱۳۶۳، ج۱: ۲۹۷). از این تعداد حدیث، ۳۶ مورد، در خصوص شخصیت حضرت مهدی می‌باشد.
۱-۶٫ «سنن» ابی داود (۲۰۲ – ۲۷۵ ق): این کتاب اثر سلیمان بن اشعث سجستانی و از صحاح سته می‌باشد که «مورد قبول همه مردم واقع گشته و به رغم اختلاف‌های موجود بین فرقه‌های علما، داور و حکم قلمداد می‌شود (خطابی بستی،۱۳۵۲، ج۱: ۶). در این کتاب۴۸۰۰ حدیث گرد آمده که ۸ روایت از آن در عنوانی به نام «کتاب المهدی»، در خصوص مهدویت است.
۱-۷٫ «سنن» ابن ماجه (۲۰۹ – ۲۷۵ ق): این کتاب از آثار ابو عبدالله، محمد بن یزید قزوینی و از صحاح سته بوده و دارای ۴ هزار و ۳۴۱ حدیث است. مؤلف، ۹ روایت در خصوص حضرت مهدی در دو باب «الصبر علی البلاء» و «خروج المهدی» آورده است.
۱-۸٫ «الصحیح» ترمذی (م ۲۷۹ ق): این کتاب از جمله کتاب‌های ششگانه اهل سنت و اثر ابو عیسی، محمد بن عیسی ترمذی متولد حدود ۲۱۰ هجری است (ذهبی، ۱۴۱۳، ج۱۳: ۲۷۱). در این کتاب ۳۹۵۶ حدیث به صورت موضوعی جمع آوری شده و در باب ۵۲ کتاب، با عنوان «ما جاء فی المهدی» سه روایت صحیح السند از پیامبر درباره شخصیت حضرت مهدی، مشاهده می‌شود.
۱-۹٫ «مسند» بزّار (م ۲۹۲ ق): بَزّار، ابوبکر احمد بن‌عمرو بن‌عبدالخالق‌عَتَکى‌‌، محدث‌بصری ‌و از قدیم‌ترین‌مسند نویسان‌ و استاد بزرگ وی بخاری است و از شاگردانش ابوالقاسم طبرانی را می‌توان نام برد. سبب شهرت وی نگارش مسند اوست که روایات را با سند کامل نقل می‌کند و سپس به بررسی سند آن‌ها مبادرت می‌ورزد (حاج منوچهری، ۱۳۸۷، ج۱۲: ۴۸۳۵). این اثر دارای ۱۰ هزار و ۴۰۹ حدیث است که ۱۰ روایت آن در خصوص شخص حضرت مهدی می‌باشد.
بنابراین، در مجموعِ ۹ کتاب حدیثی این قرن، ۳۴۶ حدیث، از ۴۶ ناقلِ حدیث، درباره حضرت مهدی سخن گفته‌اند که ۲۴۴ حدیث، معادل ۷۰% کل احادیث مهدوی این کتاب‌ها (۳۴۶ حدیث)، به نام و القاب آن حضرت اشاره کرده‌اند (صنعانی، ۱۴۲۳، ج۱۱: ۱۶۸، ح۲۰۷۷۳؛ ابن حماد، ۱۴۲۴: ۲۱۹، ح۹۰۱؛ ابن ابی شیبه، ۱۴۲۸- ۱۴۲۹، ج۸: ۶۲۹، ح۱۸۹؛ احمد بن حنبل، ۱۴۱۴، ج۲: ۱۲۳، ح۴۰۹۸؛ ابی داود، ۱۴۱۸، ج۴: ص۳۰۷، ح۸۲۸۵؛ ابن ماجه، ۱۴۲۴: ۴۳۵، ح۴۰۸۵ و ترمذی، ۱۴۲۰: ۶۱۱، ح۲۲۳۲). این امر اهمیت و ضرورت شناخت و معرفی آن حضرت را می‌رساند. بازتاب مهدویت در بین صحابه نیز مؤید این نکته است؛ چنان‌که ابن ماجه از سعید بن مسیب نقل می‌کند که نزد ام سلمه درباره مهدی مذاکره می‌کردیم (ابن ماجه، ۱۴۲۴، ۴۴۱: ح۴۰۸۶). این گفت‌ و گو از آن رو که اهمیت بحث از مهدی در اسلام را از زمان‌های دور می‌رساند؛ بسیار مهم می‌نماید. داده‌ها (جدول شماره ۱) نشان می‌دهد کتاب‌های حدیثی این قرن، ۲۱۸ بار در قالب ۲۰۹ حدیث، معادل ۶۰% احادیث انتخابی کتاب‌های این قرن (۳۴۶ حدیث)، به لقب «مهدی» تصریح کرده‌اند (صنعانی،۱۴۲۳، ج۱۱: ص۱۶۸، ح۲۰۷۷۲؛ ابن حماد، ۱۴۲۴: ص۲۶۰، ح۹۶۱ و ابن ابی شیبه، ۱۴۲۸، ج۸: ۶۷۹، ح۱۹۵) و ۲۷ روایت، حدود ۸% به همنام بودن مهدی با پیامبر اسلام (یواطی اسمه اسمی ۱۷ روایت، اسمه کاسمی، ۶ روایت، اسمه اسم نبیکم، ۳ روایت و «محمد» یک روایت) (احمد بن حنبل، ۱۴۱۴، ج۲: ۱۰، ح۳۵۷۳؛ ابی داود، ۱۴۱۸، ج۴: ۳۰۶، ح۸۲۸۲ و ترمذی، ۱۴۲۰: ۶۱۱، ح۲۲۳۰) و حدود ۹ حدیث، معادل ۳% دیگر به سایر القاب آن حضرت (همچون سفاح و هاشمی) اشاره کرده‌اند.
الفتن ابن حماد، با ۱۹۱ حدیث و المسند ابن ابی شیبه با یک حدیث، به ترتیب بیش‌ترین و کم‌ترین تعداد حدیث را از بین کتاب‌های قرن سوم به نام و لقب آن حضرت اختصاص داده‌اند. عنوان مهدی را همه کتاب‌های این قرن متذکر شده‌اند؛ ولی عنوان «سفاح» فقط ۴ بار: ۳بار در کتاب الفتن ابن حماد (ابن حماد، ۱۴۲۴: ۲۸۵، ح۱۰۶۴؛ ۲۸۸، ۱۰۷۸؛ ۳۱۱، ح۱۲۰۳) و یک بار در المسند احمد بن حنبل (احمد بن حنبل، ۱۴۱۴ ج۴: ۱۴۷، ح۱۱۷۵۷) آمده است. نیز همنام بودن با پیامبر را هفت کتاب حدیثیِ: الفتن، المصنف فی الاثار، المسند ابن ابی شیبه، المسند احمد، سنن ابی داود، صحیح ترمذی و المسند بزّار بیان کرده‌اند. کتاب‌های المصنف صنعانی و السنن ابن ماجه، آن حضرت را فقط با عنوان «مهدی» یاد کرده‌اند (صنعانی، ۱۴۲۳، ج۱۱: ۱۶۸، ح۲۰۷۷۳ و ابن ماجه، ۱۴۲۴: ۴۳۵، ح۴۰۸۵) و سایر القاب و نام‌های ایشان را نیاورده‌اند.
ابن حماد درباره عنوان «سفاح» می¬نویسد که پیامبر اسلام فرموده است: مهدی به دلیل بخشش مال «سفاح» نامیده می¬شود (ابن حماد، ۱۴۲۴: ۲۸۵، ح۱۰۶۴ و ۲۸۸، ح۱۰۷۸ و ۳۱۱، ح۱۲۰۳). حدثنا ابو معاویه عن الاعمش عن عطیه عن ابی سعید الخدری عن النبی قال:«یخرج رجل من اهل بیتی… یکون عطاؤه حثیا یقال له السفاح» روایت مذکور سه بار در کتاب الفتن ابن حماد، با سلسله سند رجالی یکسان آمده؛ ولی در صفحه ۳۱۱، حدیث ۱۲۰۳؛ جمله «یقال له السفاح» در وسط حدیث آمده است و در صفحه ۲۸۵، حدیث ۱۰۶۴ و صفحه ۲۸۸، حدیث ۱۰۷۸؛ در انتهای حدیث گنجانده شده است!
احمد بن حنبل شبیه همین روایت را همراه با عنوان «سفاح» در وسط حدیث نقل کرده است (احمد بن حنبل، ۱۴۱۴، ج۴: ۱۴۷، ح۱۱۷۵۷). مهم آن‌که ابن ابی شیبه همین روایت را از همین طریق رجالی در کتابش (المصنف) آورده است، حدثنا ابو معاویه عن الاعمش عن عطیه عن ابی سعید خدری عن النبی قال: «یخرج رجل من اهل بیتی… یکون عطاؤه حثیا»؛ (ابن ابی شیبه، ۱۴۲۸، ج۸: ۶۷۸؛ ح۱۸۵)؛ ولی این‌نکته را که به او سفاح می‌گویند، در آن نمی‌بینیم.
برخی از عناوین فقط در کتاب الفتن ابن حماد بازتاب داشته است. عنوان «هاشمی» ۲ بار، ضمن یک حدیث از ابن عباس (ابن حماد، ۱۴۲۴: ۲۷۴، ح۱۰۲۰) آمده و یک مورد نیز از حضرت علی چنین نقل می‌کند: «اسمه اسم ابی» (همان: ۲۸۸، ح۱۰۸۱). در یک مورد نیز در کتاب مسند بزّار به صورت تردید نقل شده است که پیامبر اسلام فرمودند: «.. بعث الله رجلا منی اسمه اسمی او اسمه اسم ابی» (بزّار، ۲۰۰۹، ج۸: ۲۵۸، ح۳۳۲۳). این‌که مهدی همنام پدر حضرت علی، یا همنام پدر پیامبر باشد با همه موارد مشابه، متفاوت است.
ابن حماد همچنین می‌نویسد:
منصور، مهدی است که بیست سال به جنگ روم مشغول است و اهل آسمان و زمین و پرندگان آسمان بر او درود می‌فرستند (ابن حماد، ۱۴۲۴: ۳۴۴، ح۱۲۹۲). ولی مشخص نیست که مراد از منصور کیست.
در خصوص وجه تسمیه مهدی در کل کتاب‌های این قرن فقط سه روایت آمده است. المصنف صنعانی چنین نقل کرده است:
او مهدی نامگذاری شده؛ چون به امری که مخفی است، هدایت نمی¬کند؛ أخبرنا عبد الرزاق عن معمر عن مطر قال کعب: إنما سمی المهدی لأنه لایهدی لأمر قد خفی، قال: ویستخرج التوراه و الإنجیل من أرض یقال لها: أنطاکیه؛ و تورات و انجیل را از زمینی که انطاکیه نام دارد، بیرون می‌آرود (صنعانی، ۱۴۲۳، ج۱۱ ۱۶۸، ح۲۰۷۷۲).
این در حالی است که در فتن ابن حماد که با صنعانی معاصر است، علت نامگذاری ایشان به مهدی را با همین سند، این گونه بیان می‌کند:
به او مهدی می¬گویند چون به امور مخفی هدایت می¬کند؛ حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ، عَنْ مَعْمَرٍ، عَنْ مَطَرٍ الْوَرَّاقِ، عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ کَعْبٍ، قَالَ: «إِنَّمَا سُمِّیَ الْمَهْدِیَّ لِأَنَّهُ یَهْدِی لِأَمْرٍ خَفِیٍّ، وَیَسْتَخْرِجُ التَّوْرَاهَ وَالْإِنْجِیلَ مِنْ أَرْضٍ یُقَالُ لَهَا أَنْطَاکِیَهُ (ابن حماد، ۱۴۲۴: ۲۷۸، ح۱۰۳۱).
بر این اساس، نقل عبدالرزاق با نقل ابن حماد متفاوت است؛ اما به قرینه حدیث ذیل احتمالاً در نقل المصنف کلمه «لا» اضافه شده است:
حَدَّثَنَا ضَمْرَهُ، عَنِ ابْنِ شَوْذَبٍ، عَنْ مَطَرٍ، عَنْ کَعْبٍ، قَالَ: «إِنَّمَا سُمِّیَ الْمَهْدِیَّ لِأَنَّهُ یَهْدِی إِلَى أَسْفَارٍ مِنْ أَسْفَارِ التَّوْرَاهِ، یَسْتَخْرِجُهَا مِنْ جِبَالِ الشَّامِ، یَدْعُو إِلَیْهَا الْیَهُودَ، فَیُسْلِمُ عَلَى تِلْکَ الْکُتُبِ جَمَاعَهٌ کَثِیرَهٌ، ثُمَّ ذَکَرَ نَحْوًا مِنْ ثَلَاثِینَ أَلْفًا؛ « همانا او مهدی نامیده شده است؛ زیرا او به اسفار تورات راهنمایی می‌کند؛ پس آن‌ها را از کوه‌های شام بیرون می‏کشد و یهود را به آن دعوت می‏کند؛ در نتیجه جماعت زیادی مسلمان می‏شوند (همان: ۲۸۰، ح۱۰۴۳).
و حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ عُثْمَانَ، حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ الْبَیَانِیُّ، حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ زُهَیْرٍ، حَدَّثَنَا هَارُونُ بْنُ مَعْرُوفٍ، حَدَّثَنَا ضَمْرَهُ، قَالَ: قَالَ ابْنُ شَوْذَبٍ: «إِنَّمَا سُمِّیَ الْمَهْدِیَّ لِأَنَّهُ یُهْدَى إِلَى جَبَلٍ مِنْ جِبَالِ الشَّامِ یَسْتَخْرِجُ مِنْهُ أَسْفَارًا مِنْ أَسْفَارِ التَّوْرَاهِ فَیُحَاجَّ بِهَا الْیَهُودَ فَیُسْلِمُ عَلَى یَدَیْهِ جَمَاعَهٌ مِنَ الْیَهُودِ؛ همانا او مهدی نامیده شده است؛ زیرا به کوهی از کوه‌های شام راهنمایی می‌شود. پس اسفار تورات را از آن بیرون می‏کشد و با یهود به این وسیله احتجاج می‏کند؛ در نتیجه جماعتی از یهود مسلمان می‏شوند (الدانی، ۱۴۱۸: ۱۵۹، ح۵۸۷).
نمودار ۱: نام و لقب حضرت مهدی در کتاب‌های حدیثی قرن سوم هجری
نام کتاب المصنف صنعانی (م ۲۱۱ ق) الفتن ابن حماد (م۲۲۹) المصنف فی الآثار (م ۲۳۵) المسند ابن ابی شیبه المسند احمد بن حنبل (م۲۴۱) السنن ابی داود (م۲۷۵) السنن ابن ماجه (م۲۷۵) صحیح ترمذی (م۲۷۹) المسند بزّار (م۲۹۲) جمع کل تعداد احادیث فراوانی نسبت به احادیث قرن
مهدی ۴ ۱۸۴ ۱۰ – ۹ ۲ ۷ ۱ ۱ ۲۱۸ ۲۰۹ ۶۰%
همنام پیامبر – ۹ ۱ ۱ ۵ ۲ – ۱ ۸ ۲۷ ۲۷ ۸%
سایر القاب – ۷ – – ۱ – – – ۱ ۹ ۸ ۲%
جمع کل ۴ ۲۰۰ ۱۱ ۱ ۱۵ ۴ ۷ ۲ ۱۰ ۲۵۴ ۲۴۴ –
نکته مهم آن‌که از مجموع ۴ حدیث نقل شده در مورد سایر القاب مهدی، ۳ مورد را کتاب الفتن نقل کرده است. این القاب عبارتند از: هاشمی، همنامی با پدر حضرت علی، اسم نبی. این موضوع تأثیر زیاد الفتن ابن حماد را که تک نگاری است، بر فراوانی عنوانِ سایر القاب حضرت مهدی نشان می‌دهد؛ چرا که کتاب‌های دیگر در زمینه معرفی آن حضرت، همداستان و هم‌نوا می‌باشند و بیش‌تر به «همنامی آن حضرت با پیامبر اسلام» اشاره کرده‌اند. این مطلب، هنگام نتیجه گیری در بحث و مقایسه کتاب‌های تک نگاری با جوامع حدیثی نمود بیش‌تری دارد. لذا در آن قسمت، در این خصوص توضیح بیش‌تری خواهیم داد.
۲٫ منابع حدیثی قرن چهارم هجری
حاصل تلاش علمای حدیث در این قرن، تالیف ۹ کتاب حدیثی است که در دسترس بوده و در این نوشتار مورد بررسی قرار گرفته و در ذیل، معرفی اجمالی آن‌ها آمده است:
۲-۱٫ «مسند» ابویعلی موصلی (۲۱۰ – ۳۰۷ ق): امام حافظ، ابو یعلی احمد بن علی بن مثنی موصلی، مؤلف «مسند» است که این کتاب از آثار کهن حدیثی است. کتاب دارای
۷ هزار و ۵۵۵ حدیث در موضوعات مختلف و بر اساس راویان، ترتیب یافته است. بنابراین، احادیث مهدوی در لابه‌لای سطور کتاب به صورت پراکنده نگارش شده است. در خصوص شخص حضرت مهدی در این اثر، ۸ روایت مورد بررسی قرار گرفته است.
۲-۲٫ «المسند» الشاشی (م ۳۳۵ ق): حافظ، هیثم بن کلیب ابو سعید شاشی، متوفای ۳۳۵ هجری صاحب مسند کبیر است و ذهبی او را توثیق کرده است (ذهبی، ۱۴۱۳، ج۳: ۶۶). این کتاب دارای ۱۵۳۳ حدیث می‌باشد که ۶ روایت آن درباره حضرت مهدی است که در این‌جا مورد بررسی قرار گرفته است.
۲-۳٫ «الملاحم» ابن منادی (۲۵۶- ۳۳۶ ق): حافظ، ابوحسین احمد بن جعفر بن منادی، از محدثان مشهور اهل سنت است. این کتاب به صورت تک نگاری و با موضوع پیشگویی درباره آینده و وقایع آخرالزمان تحریر یافته است. مؤلف بسیاری از پیشگویی‌ها را از کتابی به نام «کتاب دانیال» نقل می‌کند. در این اثر، ۳۱۲ حدیث نقل شده که ۴۳ روایت آن درباره شخص حضرت مهدی است و در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است.
۲-۴٫ «صحیح» ابن حبان (۲۸۰ – ۳۵۴ ق): عالم فاضل محقق، حافظ، علامه محمد بن احمد بن حبان ابو حاتم تمیمی سجستانی؛ از فقهای دین که دارای آثار علمی فراوانی است؛ ولی آثار اندکی از آن‌ها باقی مانده است؛ زیرا «ابو حاتم بن حبّان کتاب‌هاى خود را رایگان در اختیار مردم مى‏نهاد؛ همه را وقف کرده، در یک کتابخانه نهاده بود و همین رفتار او با گذشت روزگار و زبونى دولت و چیرگى ستمکاران بر آن کشور؛ نابودى آن کتاب‌ها را در پى داشت». (یاقوت حموی، ۱۹۹۵، ج۱: ۴۱۸). یکی از آثار وی، کتاب «صحیح» می‌باشد که‌ در منابع به‌ کتاب «التقاسیم‌ و الانواع» (همان)؛ یا «الانواع‌ و التقاسیم‌» (ذهبی، ۱۴۱۳، ج۱۶: ۹۴)، خوانده‌ شده‌ است. نسخه خطی این اثر توسط امیر علاءالدین‌ علی‌ بن‌ بلبان‌ فارسی تنقیح‌ شده‌ و تحت‌ عنوان‌ «الاحسان فی تقریب صحیح ابن حبان»، به‌ چاپ‌ رسیده‌ است (دانشنامه بزرگ اسلامی، ۱۳۷۵ – ۱۳۹۳، ج۳، ابن حبان: ۱۰۷۷). در این کتاب مجموعاً ۷هزار و ۴۹۴ حدیث گردآمده است که ۸ روایت آن در خصوص حضرت مهدی می‌باشد.
۲-۵٫ «المعجم الکبیر» طبرانی (۲۶۰ -۳۶۰ ق): مؤلف این کتاب، ابوالقاسم سلیمان بن احمد طبرانی اهل طبریه شام، مؤلف کتاب‌های «المعجم الکبیر، الاوسط و الصغیر» است. در این اثر مشهور، ۲۲هزار و ۲۱ حدیث در مورد شناخت صحابه پیامبر اسلام جمع آوری شده است. از این تعداد، ۲۹ روایت از حضرت مهدی سخن می‌گوید که مورد بررسی و تحلیل قرار می‌گیرد.
۲-۶٫ «المعجم الاوسط» طبرانی (م ۳۶۰ ق): این کتاب، اثر دیگر طبرانی است که مجموعا ۹ هزار و ۴۸۹ حدیث را در خود جای داده است. از این تعداد نیز ۱۹ روایت مهدوی گزینش شده و مورد تحلیل و بررسی قرار می‌گیرد.
۲-۷٫ «المعجم الصغیر» طبرانی (م ۳۶۰ ق): این معجم اثر دیگری از طبرانی است که دارای ۱۱۹۸ حدیث می‌باشد و تنها ۲ روایت آن درباره حضرت مهدی است.
۲-۸٫ «مسند الشامیین» طبرانی (م۳۶۰ ق): این کتاب نیز از آثار طبرانی و دارای سه هزار و ۶۳۷ حدیث است و ۲ حدیث آن در خصوص حضرت مهدی است.
۲-۹٫ «السنن» دارقطنی (م ۳۸۵ ق): أبو الحسن، علی بن عمر بن أحمد بن مهدی بن مسعود بن النعمان بن دینار البغدادی الدارقطنی (م: ۳۸۵ق) از محدثان بزرگ اهل سنت و نویسنده «السنن» است. این کتاب مجموعا مشتمل بر ۴ هزار و ۸۳۶ حدیث است که از این تعداد، تنها یک حدیث در خصوص شخص حضرت مهدی است.
بنابراین، در قرن چهارم هجری، ۹ کتاب حدیثی با مجموع ۵۸ هزار و ۷۵ حدیث از ۱۷ ناقلِ حدیث در دسترس می‌باشد. از این تعداد، حدود ۱۱۸ حدیث در خصوص حضرت مهدی است. داده‌ها (جدول شماره ۲) نشان می‌دهد از ۷۶ حدیث (حدود ۶۴% از کل احادیث گزینش شده) به نام و القاب آن حضرت پرداخته است. نیز ۴۱ حدیث، (معادل ۳۵% احادیث کتاب‌های این قرن) به لقب «مهدی» تصریح کرده‌اند (ابویعلی موصلی، ۱۴۲۲، ج۱: ۱۵۹، ح۴۶۵؛ ابن منادی، ۱۴۱۸، سیاق بعض المأثور فی المهدی: ۱۷۹، ح۱۲۰/۷؛ طبرانی، ۱۴۳۰، ج۲: قسمت اول، ۴۸، ح۲۶۷۵ و طبرانی، ۱۴۰۵، ج۱: ۵۶، ۱۵۷). حدود ۳۸ روایت، (معادل ۳۲%) مهدی را «همنام پیامبر اسلام» ذکر می‌کند (ابن منادی، ۱۴۱۸، سیاق بعض المأثور فی المهدی: ۱۷۶، ح۱۱۴/۱؛ طبرانی، ۱۴۳۰، ج۴: قسمت دوم، ۴۸، ح۷۴۹۵ و طبرانی، ۱۴۰۵، ج۲: ۵۵، ح۱۲۳۳) و حدود ۵ حدیث، (معادل ۴%) به سایر القاب آن حضرت اشاره کرده‌اند. کتاب الملاحم ابن منادی با ۲۵ بار ذکر عنوان «مهدی» در رتبه نخست قرار دارد؛ در حالی که صحیح ابن حبان به عنوان مهدی هیچ اشاره‌ای نکرده و فقط ۲ بار به همنامی ایشان با پیامبر اسلام اشاره کرده است (ابن حبان، ۱۴۱۸: ح۶۸۲۴ و ۶۸۲۵). همچنین ملاحم ابن منادی با ۳۳ حدیث، بیش‌ترین تعداد را در خصوص نام و القاب حضرت مهدی به خود اختصاص داده است. بعد از آن، المعجم الکبیر طبرانی با ۲۲ حدیث، المعجم الاوسط طبرانی با ۸ حدیث، المسند شاشی با ۵ حدیث، صحیح ابن حبان با ۲ روایت و در نهایت مسند ابویعلی، مسند الشامیین و المعجم الصغیر و السنن دارقطنی، هر کدام با یک روایت، در رتبه‌های بعدی قرار دارند. نکته قابل توجه آن‌که نخستین بار در کتاب‌های حدیثی این قرن از لقب «حسنی» (ابن منادی، ۱۴۱۸: ۳۵۶، ح۱۳/۳۱۰) و «حسینی» (ابن منادی، ۱۴۱۸: ۲۰۹-۲۱۰، ح۶/۱۵۵)؛ برای مهدی یاد شده است. بنابراین، روایات مرتبط با نام و القاب آن حضرت دارای نوسان و فراز و نشیب متفاوتی است. در اولین کتاب این قرن، المسند ابویعلی با فراوانی ۱۴% قرار دارد. بعد از آن، المسند الشاشی با ۸۳% و سپس ملاحم ابن منادی که به صورت تک نگاری می‌باشد، با فراوانی ۷۷% قرار دارد که افزایش چشمگیری را نشان می‌دهد. سپس با یک کاهش محسوسی، صحیح ابن حبان، با فراوانی ۲۵% قرار دارد. اما بعد از آن شاهد افزایش روایات مرتبط با نام و القاب آن حضرت، به فراوانی ۷۶% در کتاب المعجم الکبیر طبرانی هستیم و سپس المعجم الاوسط طبرانی با ۴۲% فراوانی، کاهش را نشان می‌دهد.
نمودار شماره ۲: نام و لقب حضرت مهدی در کتاب‌های حدیثی قرن چهارم هجری
نام کتاب المسند ابویعلی (م۳۰۷ق) المسند شاشی (م۳۳۵ق) ملاحم ابن منادی (م۳۳۶ق) صحیح ابن حبان (م۳۵۴) المعجم الکبیر طبرانی (م۳۶۰) المعجم الاوسط المعجم الصغیر طبرانی مسند الشامیین طبرانی سنن دارقطنی (م ۳۸۵) جمع کل تعداد احادیث فراوانی نسبت به احادیث قرن
مهدی ۱ – ۲۵ – ۴ ۷ ۱ ۲ ۱ ۱ ۳۳ ۲۸%
همنام پیامبر – ۵ ۹ ۲ ۱۸ ۳ ۱ – – ۳۸ ۳۸ ۳۲%
سایر القاب – – ۹ – – – – – – ۹ ۵ ۴%
جمع کل ۱ ۵ ۴۳ ۲ ۲۲ ۱۰ ۲ ۲ ۱ ۸۸ ۷۶ –
این درصد‌ها از تقسیم تعداد احادیث ذکر شده در جدول، بر تعداد کل احادیث مهدوی گزینش شده در این قرن (۱۱۸ حدیث) به دست آمده است. گفتنی است که ابن منادی در الملاحم از قول مردی از انصار به نام «موسی بن هاشم» آورده است: «هر کس خدا را اطاعت کند، هادیِ مهدی است؛ من عمل بطاعه الله فهو هاد مهدی» (ابن منادی، ۱۴۱۸: ۲۵۵- ۲۵۷، ح۲۰۶/۱۱) و سپس به تفسیر و توضیح مهدی پرداخته است؛ اما مؤلف ارتباط این تفسیر را با موضوع مهدویت بیان نمی‌کند! المعجم الاوسط نیز حضرت عیسی را امام مهدی می‌خواند… «ثم ینزل عیسی بن مریم مصدقا بمحمد و علی ملته مات اماما مهدیا…»، (طبرانی، ۱۴۰۵، ج۵: ۲۷، ح۴۵۸۰) که مراد معنای لغوی آن است.
در بین کتاب‌های این قرن نیز تنها کتابی که القاب منحصر به فردی را برای مهدی بیان کرده است، الملاحم ابن منادی است که با سایر جوامع روایی همخوانی ندارد.
۳٫ منابع حدیثی قرن پنجم هجری
کتاب‌های حدیثی و در دسترس قرن پنجم، ۵ تألیف است که ابتدا به معرفی اجمالی آن‌ها پرداخته، سپس آن‌ها را تحلیل محتوایی می‌کنیم:
۳-۱٫ «المستدرک علی الصحیحین» حاکم نیشابوری (۳۲۱ – ۴۰۵ ق): محمد بن عبدالله بن محمد بن حمدونه، معروف به حاکم نیشابوری، بیش از دوهزار شیخ داشته که از آن‌ها حدیث شنیده است (ذهبی، ۱۴۱۳، ج۱۷: ۱۶۳). او را ثقه، واسع العلم (همان: ۱۶۵)؛ اما متهم به تشیع (همان: ۱۷۱؛ سمعانی، ۱۳۸۳، ج۲: ۴۰۲؛ خطیب بغدادی،۱۴۱۷، ج۳: ۹۴) معرفی کرده‌اند. المستدرک از آثار مهم حاکم نیشابوری است که به نقل روایاتی پرداخته است که طبق شرط مسلم و بخاری، یا یکی از آن‌ها صحیح بوده؛ ولی آن‌ها را در کتاب‌های خود نیاورده‌اند. وی ضمن این تألیف، ۸ هزار و ۹۸۳ روایت فقهی و اعتقادی را نگارش کرده است. نتیجه جست‌وجو و مرور تمام مجلدات المستدرک، نشان می‌دهد که ۲۳ حدیث درباره حضرت مهدی در این کتاب موجود است.
۳-۲٫ «ذکر اخبار اصبهان» ابو نعیم اصفهانی (۳۳۶- ۴۳۰ ق): ابو نعیم، احمد بن عبدالله بن احمد اصبهانی شیخ الاسلام (ذهبی، ۱۴۱۳، ج۱۷: ۴۵۴) و از بزرگان محدثین و مورد وثوق (ابن خلکان، ۱۹۷۲، ج۱: ۹۱) است که حفّاظ دنیا به سویش سفر کرده و به نوبت به حضورش می‌رسیدند (ذهبی (تذکره)، ۱۴۱۳، ج۳: ۱۹۶). کتاب ذکر اخبار اصبهان یکی از آثار اوست که تألیف آن در حدود سال‌های ۴۱۹ – ۴۲۰ هجری به پایان رسیده (ابونعیم اصفهانی، ۱۳۷۷: ۴۹) و شامل اسامی محدثان و عالمانی است که در اصفهان می‌زیسته، یا مدتی در این دیار به تعلیم و تعلم مشغول بوده‌اند. (محمد حسین ریاحی، ۱۳۷۷: ۳۴). ذیل نام هر یک از محدثان، یک یا چند حدیث از وی نقل کرده است. این اثر شامل دو هزار و ۷۱۶ حدیث بوده که از این تعداد، ۱۰ حدیث در موضوع مهدویت است.
۳-۳٫ «حلیه الاولیاء و طبقات الاصفیاء» ابو نعیم اصفهانی (۳۳۶- ۴۳۰ ق): همان‌گونه که از نام کتاب پیداست، موضوع کتاب درباره زهاد، عابدان و صالحان است که در ذیل نام هر یک از آنان، یک یا چند حدیث از وی را با سند کامل نقل می‌کند. مجموع احادیث این کتاب به ۱۵ هزار و ۲۰۰ می‌رسد که ۷ عدد از آن‌ها در خصوص مهدویت است.
۳-۴٫ «الاربعون حدیثا فی المهدی» ابو نعیم اصفهانی (۳۳۶- ۴۳۰ ق): این اولین کتاب حدیثی اهل سنت است که اختصاصاً در موضوع مهدویت نگاشته شده و ضمن آن ۴۰ روایت در این باب نقل شده است.
۳-۵٫ «السنن الوارده فی الفتن و غوائلها»، ابو عمرو الدانی (۳۷۱ – ۴۴۲ ق): عثمان بن سعید بن عمر الاموی، معروف به ابوعمرو الدانی، از بزرگان در علم قرآن و حدیث شمرده شده (ذهبی، ۱۴۱۳، ج۳: ۲۱۲) و کتاب «السنن» وی در موضوع حوادث و اتفاقات آینده به رشته تحریر درآمده است. احادیث کتاب به ۷۲۶ عدد می‌رسد که ۵۸ حدیث از آن‌ها در خصوص حضرت مهدی است.
بنابراین، در قرن پنجم، تعداد ۵ کتاب حدیثی با ۲۷ هزار و ۶۶۵ روایت از اهل سنت در دسترس است که از این تعداد، ۱۳۸حدیث، از ۲۲ ناقلِ حدیث، در خصوص حضرت مهدی سخن گفته است. داده‌ها (جدول شماره ۳) نشان می‌دهد که ۱۰۱ روایت، معادل ۷۳% کل روایات کتاب‌های این قرن (۱۳۸ حدیث)، به نام و القاب آن حضرت پرداخته که از این مقدار، ۷۶ حدیث (معادل ۵۵% احادیث کتاب‌های این قرن) به لقب مهدی تصریح کرده (حاکم نیشابوری، ۱۴۲۷، ج۸: ۳۰۹۹، ح۸۶۷۰؛ ابو نعیم احمد اصفهانی، بی تا، ج۱: ۸۴؛ ابو نعیم احمد اصفهانی، ۱۴۳۱، ج۳: ۱۷۷؛ ابو نعیم احمد اصفهانی، ۱۴۳۲: ۴۴، ح۴ و ابوعمرو الدانی، عثمان بن سعید، ۱۴۱۸، جزء پنجم: ۱۵۶، ح۵۶۵) همچنین حدود ۲۱ روایت معادل ۱۵% به همنامی آن حضرت با پیامبر اسلام اشاره کرده (حاکم نیشابوری، ۱۴۲۷، ج۸: ۲۹۹۷، ح۸۴۳۲؛ ابو نعیم احمد اصفهانی، بی تا، ج۱: ۳۴۷؛ ابو نعیم احمد اصفهانی، ۱۴۳۱، ج۵: ۷۵؛ ابو نعیم احمد اصفهانی، ۱۴۳۲: ۶۲، ح۱۹و ابوعمرو الدانی، عثمان بن سعید، ۱۴۱۸، جزء پنجم: ۱۵۴، ح۵۵۶) و ۹ حدیث باقی مانده، معادل ۶%، سایر القاب آن حضرت را بیان کرده‌اند. با بررسی کتاب‌های حدیثی این قرن و روایات مربوط به نام و القاب حضرت مهدی، مشخص می‌شود که در ابتدا حاکم نیشابوری ۶۵% احادیث کتاب خود را به این موضوع اختصاص داده است. بعد از آن، نقل این روایات رو به کاهش گذاشته و در کتاب ذکر اخبار اصبهان به ۹% احادیث رسیده است. سپس به شکل محسوسی روندی صعودی به خود گرفته و در کتاب حلیه الاولیاء و طبقات الاصفیاء به بالاترین مقدار در این قرن رسیده است (یعنی ۸۶% روایاتِ انتخابی آن در خصوص این موضوع). اما دوباره سیر نزولی پیدا کرده است؛ ضمن این که ۷۰% روایات الاربعون حدیثا فی المهدی، درباره نام و القاب آن حضرت بوده؛ اما دوباره شاهد افزایش این فراوانی در کتاب السنن الوارده فی الفتن هستیم که با ۷۴% روایات، روندی صعودی را نشان می‌دهد.
جدول شماره ۳: نام و لقب حضرت مهدی در کتاب‌های حدیثی قرن پنجم هجری
نام کتاب المستدرک علی الصحیحین حاکم (م۴۰۵ق) ذکر اخبار اصبهان اصفهانی (م۴۳۰ق) حلیه الاولیاء و طبقات الاصفیاء الاربعون حدیثا فی المهدی السنن الوارده فی الفتن الدانی (م۴۴۲ق) جمع کل تعداد احادیث فراوانی نسبت به احادیث قرن
مهدی ۱۴ ۴ ۵ ۲۳ ۳۱ ۷۷ ۷۰ ۵۰%
همنام پیامبر ۱ ۴ ۱ ۶ ۹ ۲۱ ۲۱ ۱۵%
سایر القاب ۱ ۱ ۱ ۱ ۷ ۱۱ ۱۰ ۷%
جمع کل ۱۶ ۹ ۷ ۳۰ ۴۷ ۱۰۹ ۱۰۱ ۷۳%
ابونعیم اصفهانی کنیه حضرت را «اباعبدالله» (ابونعیم اصفهانی، ۱۴۳۲: ۶۳، ح۲۰) ذکر می‌کنند که تازگی دارد. نکته قابل تذکر این‌که کنیه محمد بن عبدالله (نفس زکیه) نیز «ابا عبدالله» بوده است (ابوالفرج اصفهانی، بی‌تا: ۲۰۶) که بر وی نیز قابل تطبیق می‌باشد. همچنین نخستین بار واژه «قائم» (ابونعیم اصفهانی، ۱۴۳۱، ج۳: ۱۸۴) در کتاب‌های حدیثی این قرن، در کتاب حلیه الاولیاء و طبقات الاصفیاء آمده است که واژه‌ای شیعی درباره امام عصر قلمداد می‌شود.
در این قرن نیز کتاب تک نگاری «السنن الوارده فی الفتنِ» الدانی، نام و القاب منحصر به فردی را نقل کرده است که با سایر کتب حدیثی هم خوانی ندارد. در این کتاب، نام مهدی «احمد بن عبدالله» (ابوعمرو الدانی، ۱۴۱۸، ج۵: ۱۶۸، ح۵۹۷) ذکر شده است!
در باب وجه تسمیه مهدی در کتاب‌های این قرن، یک حدیث در کتاب المستدرک علی الصحیحین، از قول محمد بن حنفیه آمده است: «مهدی کسی است که خدا او را هدایت کند؛ إِنَّمَا الْمَهْدِیُّ مَنْ هَدَى اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ» (حاکم نیشابوری، ۱۴۲۷: ۱۷۶۶، ح ۴۷۰۱). این‌جا معنای لغوی را توضیح می‌دهد؛ اما در خصوص معنای اصطلاحی مهدی، فقط یک روایت و آن هم در کتاب السنن الوارده فی الفتن آمده است:
او را مهدی گویند؛ زیرا به کوهی از کوه‌های شام هدایت شده و اسفاری از تورات را استخراج کرده و با یهود احتجاج می‌کند. پس جماعتی از یهود مسلمان می‌شوند؛ إِنَّمَا سُمِّیَ الْمَهْدِیَّ لِأَنَّهُ یُهْدَى إِلَى جَبَلٍ مِنْ جِبَالِ الشَّامِ یَسْتَخْرِجُ مِنْهُ أَسْفَارًا مِنْ أَسْفَارِ التَّوْرَاهِ فَیُحَاجَّ بِهَا الْیَهُودَ فَیُسْلِمُ عَلَى یَدَیْهِ جَمَاعَهٌ مِنَ الْیَهُودِ (الدانی عثمان بن سعید، ۱۴۱۸ جزء پنجم: ۱۵۹، ح۵۸۷).
نمودار سیر تطور شناسه‌های حضرت مهدی، در طی قرن سوم تا پنجم هجری
با مقایسه احادیث مربوط به نام و لقب حضرت مهدی در کتاب‌های حدیثی این سه قرن، مشاهده می‌شود که این احادیث فراز و نشیبی محسوسی داشته و دارای سیر تطور معناداری است. حاصل آن‌که بررسی رجال ناقل این احادیث معلوم می‌کند تعداد راویان احادیث انتخابی در کتاب‌های قرن سوم، ۴۶ نفر هستند در حالی که این رقم در کتاب‌های قرن چهارم و پنجم به ترتیب ۱۷ و ۲۲ مورد است. علتش آن است که کتاب‌های حدیثی قرن چهارم و پنجم، روایات صحابه را کم‌تر نقل می‌کردند و سعی بیش‌تر بر نقل احادیث نبوی بوده است. لذا رجال این کتاب‌ها نسبت به کتاب‌های حدیثی قرن سوم، کمیت پایین تری دارند. از سوی دیگر، در منابع اهل سنت پیامبر اسلام در مقایسه با سایر ناقلان حدیث، کم‌تر به شناسه‌ها و نام و القاب حضرت مهدی اشاره کرده‌اند و بیش‌تر در صدد بیان سایر ریز موضوعات مهدوی، همچون انتساب به اهل بیت، بیان جایگاه، صفات و ویژگی‌ها، تشکیل حکومت و اقدام‌های حضرت مهدی بوده‌اند. لذا در نمودار سیر تطور شناسه‌های حضرت مهدی در کتاب‌های حدیثی این سه قرن (نمودار شماره ۱) شاهد هستیم که احادیث کتاب‌های قرن پنجم هجری، با ۷۳%، بیش‌ترین فراوانی را به خود اختصاص داده‌اند که حاکی از اهتمام مولفان کتاب‌های قرن پنجم جهت شناسایی و معرفی حضرت مهدی می‌باشد. البته تألیفات تک نگاری، بیش‌ترین تأثیر را بر این افزایش دارا بوده است. بعد از آن، کتاب‌های قرن سوم با ۷۰% فراوانی قرار دارد و در نهایت کتاب‌های قرن چهارم با فراوانی ۶۴% کم‌ترین مقدار را داراست. نمودار شماره ۱ نشان دهنده این سیر تطور و فراز و نشیب در عنوان «شناسه‌های حضرت مهدی» در بین روایات اهل سنت در بازه زمانی قرن سوم تا پنجم هجری است:
نمودار شماره ۱: سیر تطور احادیث مربوط به نام و لقب از قرن سوم تا پنجم هجری

همچنین با مرور روایات مربوط به «شناسه‌های حضرت مهدی» در کتاب‌های حدیثی این سه قرن و بررسی آن‌ها در قالب سه شاخص «مهدی»، «همنامی با پیامبر اسلام» و سایر القاب آن حضرت و مطالعه سیر تطور آن‌ها، مشخص گردید عنوان «مهدی» با ۶۰% و ۵۰% در قرن سوم و پنجم هجری، از عنوان «همنامی با پیامبر اسلام» بالاتر قرار داشته؛ در حالی که این روند در قرن چهارم عکس می‌باشد؛ یعنی عنوانِ «همنامی با پیامبر اسلام» با ۳۲% از عنوانِ «مهدی» بالاتر بوده است که نشان می‌دهد پیامبر اکرم از بین این دو عنوان، همنامی با خودشان، یعنی عبارتِ «یواطئ اسمه اسمی» را بیش‌تر از عنوان «مهدی» ذکر کرده‌اند و کم‌تر به این شناسه (مهدی) پرداخته‌اند. همچنین «همنامی با پیامبر اسلام» در کتاب‌های حدیثی قرن چهارم (با ۳۲%) از کتاب‌های حدیثی قرن سوم، با ۸% و قرن پنجم، با ۱۵% بالاتر قرار گرفته است. این نیز گویای آن است که در قرن چهارم به دلیل نقل بیش‌تر روایات از پیامبر اسلام، نسبت به دو قرن سوم و پنجم هجری، «همنام بودن با پیامبر» با فراوانی بیش‌تری ذکر شده است.
اما سایر القاب آن حضرت از قرن سوم تا پنجم هجری روندی صعودی را نشان می‌دهد. به عبارت دیگر: این شناسه در کتاب‌های حدیثی قرن سوم، ۲% روایات انتخابی را به خود اختصاص داده، که این شناسه در قرن چهارم، به ۴% و در قرن پنجم، به ۸% می‌رسد. همان‌طور که بیان شد، این روند صعودی متأثر از تک نگاری‌های موجود در این سه قرن و شیوه نگارش آن‌هاست.
در ذیل، سیر تطور شناسه‌های حضرت مهدی با تکیه بر سه عنوانِ «مهدی»، «همنامی با پیامبر» و سایر القاب در کتاب‌های حدیثی قرن سوم تا پنجم هجری به شکل نمودار درصد فراوانی آمده است:
نمودار ۲: سیر تطور شناسه‌های حضرت مهدی در کتاب‌های حدیثی قرن سوم تا پنجم هجری

همچنین با توجه به تأثیر محسوس تک نگاری‌ها بر تغییر فراوانی احادیث، عناوین سه گانه مهدی، همنام بودن با پیامبر و سایر القاب را به تفکیک در تک نگاری‌ها، جوامع حدیثی و مجموع کتاب‌های حدیثی، مقایسه کردیم. در این سیر مشاهده شد ۲۵۷ حدیث، معادل ۶۶% کل احادیث گزینش شده در این تحقیق (۶۰۲ حدیث)، به عنوان «مهدی» اشاره داشته‌اند؛ در حالی که این مقدار در بین جوامع حدیثی، بدون لحاظ تک نگاری‌ها، ۵۶ روایت، معادل ۲۶% کل احادیث کتاب‌هاست که کاهش محسوسی را نشان می‌دهد. در مقابل، عنوان «همنام بودن با پیامبر»، در تک‌نگاری‌ها ۳۳ حدیث، معادل ۸% کل روایات و در جوامع حدیثی ۵۳ روایت، معادل ۲۴% کل روایات را تشکیل می‌دهد که شاهد روند افزایش سه برابری در جوامع حدیثی می‌باشیم. اما سایر القاب در تک نگاری‌ها، ۲۲ حدیث، معادل ۶% کل روایات و در جوامع حدیثی، ۵ حدیث، معادل ۲% کل روایات است که روند کاهشی را بیان می‌کند. بنابراین، تک‌نگاری‌ها علاوه بر این‌که از حیث رقم، بر افزایش تعداد احادیث و کتاب‌ها، تأثیر محسوسی داشته‌اند، در مقایسه با جوامع حدیثی عدم تناسبی را در گزارش از «شناسه‌های حضرت مهدی» نمایان می‌سازند. در ذیل نمودار مقایسه عناوین سه گانه در تک‌نگاری‌ها، جوامع حدیثی و کل کتاب‌های حدیثی آمده است:
جدول شماره ۴: مقایسه «شناسه‌های حضرت مهدی» در تک نگاری‌ها،
جوامع حدیثی و مجموع کتاب‌های حدیثی قرن سوم تا پنجم هجری.
عنوان تک نگاری‌ها جوامع حدیثی مجموع کتاب‌های حدیثی
تعداد درصد تعداد درصد تعداد درصد
مهدی ۲۵۷ ۶۶% ۵۶ ۲۶% ۳۱۳ ۵۲%
همنام پیامبر ۳۳ ۸% ۵۳ ۲۴% ۸۶ ۱۴%
سایر القاب ۲۲ ۶% ۵ ۲% ۲۷ ۴%
جمع کل ۳۱۲ ۸۰% ۱۱۴ ۵۲% ۴۲۶ ۷۰%
نتیجه گیری
بحث مهدویت از اصالت ویژه‌ای برخوردار است که در همان جوامع حدیثی اولیه بازتاب داشته و حتی پیش از آن در بین اصحاب و خواص جامعه در این خصوص گفت و گو و مباحثه می‌شده است.
در اکثر روایات مهدوی، به نام و القاب آن حضرت اشاره شده است که این مهم، از پی‌جویی محدثان و مؤلفان جوامع حدیثی به منظور شناخت و معرفی حضرت مهدی خبر می‌دهد.
همه کتاب‌ها به جز کتاب صحیح ابن حبان، به عنوان «مهدی» تصریح کرده‌اند.
نام، لقب و کنیه حضرت مهدی با فراز و نشیب همراه بوده است. از نظر تعداد احادیث، کتاب‌های حدیثی قرن سوم با ۲۴۴ حدیث در خصوص نام، لقب و کنیه حضرت مهدی، بالاترین عدد را به خود اختصاص داه است. بعد از آن، کتاب‌های حدیثی قرن پنجم، با ۱۰۱ حدیث و کتاب‌های حدیثی قرن چهارم، با ۷۶ حدیث در رتبه‌های بعدی قرار دارند. به عبارت دیگر: از حجم و کمیت احادیث در قرن چهارم کاسته شده است؛ اما در ادامه با افزایش کمیت احادیث مواجه هستیم.
نوسان و تطور شناسه حضرت مهدی چنین است: ۷۰% روایاتِ کتاب‌های حدیثی قرن سوم، بدین موضوع اشاره کرده‌اند؛ ولی در احادیث کتاب‌های قرن چهارم این فراوانی به پایین‌ترین مقدار در بین کتاب‌های این سه قرن، (۶۴%) می‌رسد؛ اما در احادیث کتاب‌های قرن پنجم، بازتاب و افزایش بیش‌تری را شاهد هستیم؛ زیرا این فراوانی در کتاب‌های حدیثی قرن پنجم، به ۷۳% می‌رسد.
اهتمام مؤلفان کتاب‌های حدیثی قرن پنجم هجری، به موضوع شناسه‌های حضرت مهدی، در مقایسه با قرن‌های سوم و چهارم بیش‌تر بوده است.
کتاب‌های جوامع حدیثی در موضوع «شناسه‌های حضرت مهدی»، تقریبا هماهنگ و هم نوا می‌باشند؛ ولی تک‌نگاری‌هایی که به پیشگویی‌ها و حوادث آخر الزمان پرداخته‌اند؛ خصوصا الفتن ابن حماد و الملاحم ابن منادی، با بیان مصادیقی که از احادیث برنیامده‌اند؛ سبب زاویه پیدا کردن این موضوع با گزارش‌های سایر کتاب‌های حدیثی شده‌اند. لذا برای فهم بهتر و شناخت دقیق‌تر این موضوع، مناسب است این تک نگاری‌ها به صورت مستقل از جوامع حدیثی مورد مطالعه و تحقیق قرار گیرند.

منابع
۱٫ ابن ابی شیبه، عبدالله بن محمد (۱۴۲۸ق). المصنف فی الآثار و الاحادیث، تحقیق: استاد سعید لحام، بیروت، دارالفکر.
۲٫ ـــــــــــــــــــــــــــــ (۱۹۹۷م). المسند، المحقق: عادل بن یوسف العزازی و أحمد بن فرید المزیدی، ریاض، دار الوطن.
۳٫ ابن حبان، محمد بن احمد (۱۴۱۸ق). صحیح، ترتیب کتاب از امیر علاء الدین علی بن بلبلان فارسی، تحقیق: شعیب ارنؤوط، بیروت، مؤسسه الرساله.
۴٫ ابن حماد، حافظ نعیم بن حماد (۱۴۲۴ق). الفتن، تحقیق: ابوعبدالله ایمن محمد محمد عرفه، بی‌جا، انتشارات مکتبه الحیدریه.
۵٫ ابن حنبل، احمد (۱۴۱۴ق). مسند، تصحیح: صدقی محمد جمیل عطار، بیروت، دارالفکر.
۶٫ ابن خلکان، أبو العباس شمس الدین أحمد أبی بکر (۱۹۷۲م). وفیات الاعیان و انباء ابناء الزمان، محقق: احسان عباس، بیروت، دار صادر.
۷٫ ابن سعد، أبو عبد الله محمد بن سعد (۱۹۶۸م). الطبقات الکبرى، محقق: احسان عباس، بیروت، دار صادر.
۸٫ ابن ماجه، حافظ ابو عبدالله محمد بن یزید قزوینی (۱۴۲۴ق) سنن، تحقیق: یوسف الحاج احمد، دمشق، مکتبه ابن حجر.
۹٫ ابن منادی، حافظ احمد بن جعفر (۱۴۱۸ق). الملاحم، تحقیق: شیخ عبدالکریم عقیلی، قم، دارالسیره.
۱۰٫ ابوعمرو الدانی، عثمان بن سعید (۱۴۱۸ق). السنن الوارده فی الفتن، تحقیق: ابوعبدالله محمد حسن محمد حسن اسماعیل الشافعی، مشهور به محمد فارس، بیروت، دارالکتب العلمیه.
۱۱٫ ابی داود، سلیمان بن اشعث سجستانی ازدی (۱۴۱۸ق). کتاب السنن، تعلیق: عزت عبید دعاس و عادل سید، بیروت، دار ابن حزم.
۱۲٫ اصفهانی، ابو نعیم احمد (۱۴۳۲ق). الاربعون حدیثا فی المهدی، تحقیق: علی جلال باقر، بیروت، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث.
۱۳٫ ـــــــــــــــــــ، (۱۴۳۱ق). حلیه الاولیاء و طبقات الاصفیاء، تحقیق: مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیه.
۱۴٫ ــــــــــــــــــ، (بی تا). ذکر اخبار اصبهان، قاهره، دارالکتاب الاسلامی.
۱۵٫ ــــــــــــــــــ، (۱۳۷۷). ذکر اخبار اصفهان، ترجمه: نورالله کسایی، تهران، انتشارات سروش.
۱۶٫ الیان سرکیس، یوسف، (۱۴۱۰ق). معجم المطبوعات العربیه، قم، بهمن.
۱۷٫ بزّار، أبو بکر أحمد بن عمرو (۲۰۰۹ م). البحر الزخّار، المعروف بمسند البزّار، محقق: محفوظ الرحمن زین الله، المدینه المنوره، مکتبه العلوم و الحکم.
۱۸٫ ترمذی، ابوعیسی محمد بن عیسی (۱۴۲۰ق). الجامع الصحیح، لبنان، بیت الافکار الدولیه.
۱۹٫ حاج منوچهری، فرامرز (۱۳۸۷). دانشنامه جهان اسلام، زیر نظر غلامعلی حداد عادل، تهران، انتشارات بنیاد دائره المعارف اسلامی.
۲۰٫ حاکم نیشابوری، ابوعبدالله محمد بن عبدالله (۱۴۲۷ق). المستدرک علی الصحیحین، تحقیق: حمدی دمرداش محمد، بیروت، المکتبه العصریه.
۲۱٫ خطابی بُستی، ابو سلیمان حمد بن محمد (۱۳۵۲ق). معالم السنن، حلب، چاپ محمد راغب طباخ.
۲۲٫ خطیب بغدادى، احمد بن علی (۱۴۱۷ق). تاریخ بغداد، تحقیق عبدالقادر عطا، بیروت: دارالکتب العلمیه.
۲۳٫ دارقطنی أبو الحسن علی بن عمر (۱۴۲۴ق)، السنن، محقق: شعیب الارنؤوط، حسن عبد المنعم شلبی، عبد اللطیف حرز الله، أحمد برهوم، مؤسسه الرساله.
۲۴٫ ذهبی، شمس الدین محمد بن احمد (۱۴۱۳ق). سیر اعلام النبلاء، بیروت، موسسه الرساله.
۲۵٫ ـــــــــــــــــــــــــــــــ (۱۴۱۳ق). تذکره الحفاظ، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
۲۶٫ ریاحی، محمد حسین، ابونعیم اصفهانی (پاییز و زمستان ۱۳۷۷). جایگاه «ذکر اخبار اصفهان» و اولین ترجمه آن، مجله: فرهنگ اصفهان»، ش ۹ و ۱۰٫
۲۷٫ سمعانی‌ عبدالکریم‌ (۱۳۸۳ق). الانساب‌، به‌ کوشش‌ عبدالرحمان‌ بن‌ یحیی‌ معلمی‌ یمانی‌، حیدرآباد دکن‌‌.
۲۸٫ الشاشی، أبو سعید الهیثم بن کلیب (۱۴۱۰ق). المسند، محقق: د. محفوظ الرحمن زین الله، المدینه المستوره، مکتبه العلوم والحکم.
۲۹٫ صبحی صالح (۱۳۷۹ق). علوم الحدیث و مصطلحه، دمشق، عرض و دراسه.
۳۰٫ صنعانی، أبو بکر عبد الرزاق بن همام (۱۴۲۳ق). المصنف، محقق: استاد نظیر ساعدی، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
۳۱٫ طبرانی، ابوالقاسم سلیمان بن احمد (۱۴۳۰ق). المعجم الکبیر، تحقیق: حمدی عبدالمجید سلفی، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
۳۲٫ ـــــــــــــــــــــــــــــــ المعجم الاوسط، ریاض، مکتبه المعارف.
۳۳٫ ـــــــــــــــــــــــــــــــ المعجم الصغیر، تصحیح: عبد الرحمن محمد عثمان، بی‌جا، المکتبه السلفیه.
۳۴٫ ـــــــــــــــــــــــــــــــ (۱۴۰۵ق). مسند الشامیین، محقق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، بیروت، مؤسسه الرساله.
۳۵٫ موصلی، حافظ ابویعلی احمد بن علی (۱۴۲۲ق). مسند، تحقیق: ظهیرالدین عبدالرحمن، بیروت، دارالفکر.
۳۶٫ الهیئه العلمیه فی مؤسسه المعارف الاسلامیه (۱۴۲۸ق). معجم احادیث الامام المهدی، قم، انتشارات مسجد جمکران.
۳۷٫ یاقوت حموی، شهاب الدین ابو عبد الله یاقوت بن عبد الله (۱۹۹۵م). معجم البلدان، بیروت، دار صادر.

درباره نویسنده