52

بررسی و نقد تبارشناسی امام مهدی در روایات اهل سنت

بررسی و نقد تبارشناسی امام مهدی در روایات اهل سنت
علی ربانی گلپایگانی
چکیده
در روایات اسلامی، هویت و شخصیت مهدی موعود۴ که از باورهای مسلّم نزد عموم مذاهب اسلامی است؛ دقیق و روشن بیان شده است. او مردی است از عترت و اهل بیت پیامبر اکرم۶، همنام با آن حضرت، علوی، فاطمی و حسینی و نام پدر گرامی‌‌اش، «حسن» است.
با این حال، در برخی از روایات، مهدی موعود۴، از خاندان عباس، عموی پیامبر اکرم۶ و از نسل امام حسن مجتبی۷ و نام پدرش، «عبد الله» عنوان شده است. این نوشتار، ضمن بررسی این دسته روایات با روش توصیفی ـ تحلیلی؛ به این نکته راه یافته که این روایات به دلیل نا‌سازگاری با روایات معتبر و متواتر و نیز ضعف سند، قابل استناد نیستند. در عین حال، تأویلات و توجیهاتی برای آن‌ها بیان شده است که با فرض صحت این توجیهات، این دسته از روایات با روایات دیگر ناسازگار نخواهد بود.
واژگان کلیدی: تبارشناسی، تبار علوی، تبار عباسی، اسمه اسمی، اسم ابیه اسم ابی.

مقدمه
اعتقاد به مهدی موعود۴، از باورهای مسلم نزد عموم مذاهب اسلامی است. پشتوانه این اعتقاد، احادیث نبوی بسیاری است که بیش از چهل نفر از صحابه پیامبر اکرم۶، این روایات را از آن حضرت نقل کرده‌اند (فقیه ایمانی، ۱۴۲۰: ص۵۳- ۵۶).
شیخ عبدالمحسن العبّاد، از عالمان وهابی معاصر، بیست و پنج نفر از صحابه‌ای که احادیث مربوط به مهدی موعود۴ را روایت کرده‌اند و او به آن‌ها دست یافته؛ گزارش کرده است (خسروشاهی، ۱۳۸۶: ص۹۵- ۹۶). بر این اساس، در تواتر روایات مربوط به مهدی موعود۴ تردیدی وجود ندارد؛ چنان که تعداد زیادی از عالمان اهل سنت به این مطلب اذعان کرده‌اند. اهمیت این مسئله تا حدی است که علمای بسیاری، اعم از شیعه و سنی، در این باره به تالیف جداگانه مبادرت کرده‌اند.
در این باره که مهدی موعود۴ مردی از امت اسلامی و از عترت و اهل بیت پیامبر اکرم۶ است؛ تردید و اختلافی وجود ندارد. به اذعان برخی مهدی پژوهان، این ویژگی در بیش از چهارصد روایت که از طریق شیعه و اهل سنت نقل شده؛ بیان شده است (صافی گلپایگانی، ۱۴۱۹: ج۲، ص ۱۲۵- ۱۳۰و هیأت العلمیه، ۱۴۲۸: ج۱، ص۸۱- ۱۷۸).
در روایات بسیاری نیز که از طریق شیعه و اهل سنت نقل شده است؛ به این نکته تصریح شده که مهدی موعود۴ از ذریه فاطمه زهرا۳ و از نسل امام حسین۷ می‌باشد. البته در شماری از روایات، مهدی موعود۴ از نسل امام حسن و امام حسین۸ معرفی شده است (طبری، ۱۴۲۸: ج۲، ص‌۱۰۵؛ جوینی خراسانی، ۱۴۲۸: ج۱، ص۹۲ و صافی گلپایگانی، ۱۴۱۹: ج۲، ص۱۵۳ـ۱۵۷). دلیل آن، این است که مادر امام باقر۷، فاطمه، دختر امام حسن مجتبی۷ بوده است و لذا امام باقر۷ و امامان پس از او تا امام دوازدهم از این جهت به امام مجتبی۷ نیز منتسب می‌باشند.
بر اساس روایات شیعه، مهدی موعود۴ فرزند بلا فصل امام حسن عسکری۷ است که در نیمه ماه شعبان سال ۲۵۵ هجری قمری ولادت یافت و پس از شهادت پدر گرامی‌اش عهده دار امر امامت گردید. از آن جا که عباسیان و دیگر دشمنان آن حضرت، قصد کشتن ایشان را داشتند، آن حضرت به اذن خداوند دانا، توانا و حکیم از دیدگان، غیر از خواص شیعه، غایب گردید و غیبت او تا زمانی که خداوند به او اذن ظهور و قیام ندهد، ادامه خواهد یافت. بنابر این، هویت مهدی موعود۴ در روایات به روشنی ترسیم و تبیین شده است. او فرزند بلافصل امام حسن عسکری۷ است که از ناحیه اجداد پدر، به امام حسین۷ و از ناحیه جده اش، فاطمه بنت الحسن، به امام حسن مجتبی۷ منتسب می‌باشد. بر این اساس، او از عترت و اهل بیت خاص پیامبر اکرم۶ است و از ذریه فاطمه زهرا و امیرالمومنین۸ می‌باشد. با این حال، در پاره¬ای از روایات که از طریق اهل سنت نقل شده، مهدی موعود، از نسل عباس، عموی پیامبر اکرم۶ معرفی گردیده و در پاره¬ای روایات دیگر، از نسل امام حسن مجتبی۷ به شمار آمده و نام پدرش نیز عبدالله ـ همنام پدر پیامبر اکرم۶ ـ بیان شده است. از میان عالمان مطرح اهل سنت، کسی به مفاد این دسته از روایات ( از نسل عباس بودن مهدی موعود۴) قائل نشده است؛ ولی دو دسته دیگر قائلان و طرفدارانی دارد. پژوهش حاضر این گونه¬های روایی را بررسی و ارزیابی کرده است.
مهدی موعود علوی و فاطمی است، نه عباسی
همان‎گونه که بیان کردیم، در احادیث بسیاری که از حد تواتر فراتر می‌نماید، مهدی موعود به عنوان فردی از عترت و اهل بیت پیامبر اکرم و از نسل امیرالمؤمنین۷ و فاطمه زهرا۳ معرفی شده است؛ ولی در برخی از روایات اهل سنت، از او به عنوان مردی از نسل عباس بن عبدالمطلب یاد شده است.
۱٫ بر اساس روایتی از پیامبر اکرم، خطاب به عباس:
انّ الله ابتدأ بی الإسلام و سیختمه بغلام من ولدک و هو الذی یتقدم لعیسی بن مریم؛ خداوند اسلام را با من آغاز کرد و به جوانی از فرزندان تو پایان خواهد داد. او کسی است که مقدّم بر عیسی بن مریم می‎باشد (عیسی۷ در نماز به او اقتدا می‎کند) (خطیب بغدادی، بی¬تا: ج۳، ص ۳۲۳ـ ۳۲۴ و ج۴، ص۱۱۷؛ ذهبی، بی¬تا: ج۱، ص۸۹ و طبری، ۱۴۲۸: ج۲، ص۴۰۸).
۲٫ روایت دیگری از پیامبر اکرم خطاب به عباس:
منک المهدیّ فی آخر الزمان، به ینشر الهدی و به تطفأ نیران الضلالات، إنّ الله فتح بنا الأمر و بذریّتک یختم؛ مهدی۴ در آخر‌الزمان از نسل تو است. به وسیله او هدایت منتشر و آتش گمراهی‌ها خاموش می‌شود خداوند اسلام را با ما آغاز کرد و به ذریه تو پایان می‎دهد (طبری، ۱۴۲۸: ج۲، ص۴۰۶ و سیوطی، بی¬تا: ج۳، ص۳۲۲، ح۹۰۴۷).
۳٫ روایت از عثمان بن عفان، به نقل از پیامبر:
المهدی من ولد العباس عمّی: مهدی از فرزندان عمویم، عباس است (طبری، ۱۴۲۸: ج۲، ص۴۰۶ و مناوی، ۱۴۱۶: ج۶، ص۳۴۲).
چند روایت دیگر، با همین مضمون در برخی متون روایی نقل شده است (هیأت العلمیه، ۱۴۲۸: ج۱، ص۱۹۹- ۲۱۴).
درباره این روایات نکاتی چند قابل ذکر است:
الف) این روایات از نظر سند قابل احتجاج نیستند. ابو عبدالله ذهبی درباره روایت اول گفته است: آفت این روایت محمد بن مخلّد عطار است، و شگفت از خطیب بغدادی است که آن را نقل کرده، بدون آن که از ضعفش سخن گفته باشد؛ شاید بدان جهت که چون ضعفش آشکار است. جلال الدین سیوطی نیز آن را از «موضوعات» (احادیث ساختگی) دانسته است (سیوطی، بی¬تا: ج۱، ص۴۳۵). برخی دیگر آن را غریب و منکر شمرده‎اند (غماری المغربی، ۱۳۸۰: ص۵۶۶ و هیأت العلمیه، ۱۴۲۸: ج۱، ص۲۰۶).
روایت دوم در ذخائر العقبی به صورت مرسل نقل شده است (طبری، ۱۴۲۸: ج۲، ص۴۰۶).
در سند روایت سوم که مشهورترین روایات دراین‏ باره است؛ «محمد بن الولید قرشی» وجود دارد و او تنها فردی است که آن را روایت کرده (هیتمی المکی، ۱۴۲۵: ص۲۰۶) و کسی است که ابن عدی درباره‎اش معتقد است او جعل حدیث می‎کرده است. ابن الجوزی گفته است:
در رجال این روایت محمد بن ولید مُقری است. ابن عدی درباره‎اش گفته است: او جعل حدیث می‎کرد و اسانید و متون را تغییر می‎داد (ذهبی، بی¬تا: ج۴، ص ۵۹).
ابن ابی معشر او را «کذّاب» نامیده و سمهودی نیز او را «وضّاع» (حدیث ساز) شمرده است (مناوی، ۱۴۱۶: ج۶، ص۳۴۲). اسناد روایات دیگر نیز چنین مشکلی را دارند (هیأت العلمیه، ۱۴۲۸: ج۱، ص۲۱۲).
ب) این روایات، با روایات فراوانی که از حد تواتر فراتر می‎باشند و در آن‌ها تصریح شده است که مهدی موعود۴ از ذریّه پیامبر اکرم و از نسل امیر المؤمنین و فاطمه زهرا می‏باشد؛ ناسازگارند و روشن است که این روایات؛ به ویژه با نارسایی‏هایی که از حیث سند دارند، با روایات اخیرالذکر تاب مقابله نخواهند داشت. و اگر قابل تأویل نباشند، مردود خواهند بود. سمهودی درباره حدیث «المهدی من ولد العباس عمّی» که در «الجامع الصغیر» سیوطی نقل شده؛ چنین گفته است: «روایات قبل و بعد آن؛ که ‌گویای این مطلب‎اند که مهدی۴ از ذریه و عترت پیامبر اکرم است؛ اصح می‎باشند (مناوی، ۱۴۱۶: ج۶، ص۳۴۲). شوکانی نیز گفته است: «احادیث دال بر این که مهدی۴ از فرزندان پیامبر است، ارجح می‎باشند» (قنوجی البخاری، ۱۳۰۷: ص۱۳۵و هیأت العلمیه، ۱۴۲۸: ج۱، ص۲۱۲). شمس الدین سفارینی نیز (م/۱۱۸۸هـ) گفته است:
این اخبار نافی این نمی‏باشند که مهدی از ذریه رسول خدا و از فرزندان فاطمه زهرا۳ است؛ زیرا احادیث مبتنی بر این مطلب، اکثر و اصحّ می‏باشند؛ بلکه برخی از حفاظ امت و برجستگان از ائمه حدیث گفته‎اند این مطلب که مهدی از ذریه پیامبر است، به صورت متواتر از آن حضرت روایت شده است. لذا برای عدول از آن و توجه به غیر آن، مجوزی وجود ندارد (سفارینی، بی¬تا: ج۲، ص۳ و هیأت العلمیه، ۱۴۲۸: ج۱، ص۲۰۵).
ج) برخی از علما برای این روایات توجیهاتی را ذکر کرده‎اند:
اول. مقصود از انتساب مهدی موعود۴ به عباس، انتساب از جهت مادری است؛ نه از جهت پدری (هیأت العلمیه، ۱۴۲۸: ج۱، ص۲۰۵، ۲۰۶ و ۲۱۲) ؛ یعنی چون ام الفضل، زوجه عباس، مرضعه جدّ مهدی بوده است؛ ادعای این نکته که مهدی از فرزندان او است، ناروا نمی باشد (طبرسی نوری، ۱۳۷۷: ص۱۹۷).
دوم. مقصود از مهدی در این روایات، مهدی عباسی (سومین خلیفه عباسی) است (هیتمی المکی، ۱۴۲۵: ص۲۰۶). بدیهی است این وجه، با وصف مهدی در این روایات، مبنی بر این‎که وی زمین را آکنده از عدل و داد خواهد کرد و این‎که عیسی بن مریم۷ در نماز به او اقتدا خواهد کرد؛ سازگاری ندارد.
سوم. درباره برخی از این روایات، از ابن عباس که گفته است: «منّا المهدی»؛ می‎توان گفت: مقصود وی آن است که مهدی موعود از بنی هاشم است، نه خصوص بنی عباس؛ زیرا در روایات بسیاری از او نقل شده که در برابر بنی امیه و دیگران به هاشمی بودن خود افتخار کرده است (هیأت العلمیه، ۱۴۲۸: ج۱، ص۲۱۶).
چهارم. در شماری از روایات تصریح شده است که مهدی موعود۴ از خاندان عباسی نیست؛ بلکه او از خاندان علی۷ است و پس از زوال فرمانروایی عباسیان، قیام خواهد کرد (همان: ص۲۱۹- ۲۲۳).
مهدی از نسل امام حسن، یا امام حسین۸
همان‏گونه که در آغاز این گفتار بیان گردید، در روایات بسیاری که از طریق شیعه و اهل سنت نقل شده است، تصریح گردیده که مهدی موعود۴ از نسل امام حسین۷ است. البته آن حضرت در شماری از روایات، به امام حسن۷ نیز منسوب گردیده است که این نکته بر انتساب امامان اهل بیت: از امام باقر۷ تا امام دوازدهم به امام حسن۷ از ناحیه مادر مبتنی می‎باشد؛ چرا که مادر امام باقر۷، دختر امام حسن۷ بوده است. بر اساس این روایات، عموم شیعه و بسیاری از عالمان اهل سنت بر این عقیده‎اند که مهدی موعود۴ از جنبه پدری به امام حسین۷ منسوب می‏باشد؛ بدین ترتیب: ایشان فرزند امام حسن عسکری، ایشان فرزند امام علی نقی، ایشان فرزند امام محمد تقی و ایشان فرزند امام علی بن موسی الرضا، ایشان فرزند امام موسی کاظم، ایشان فرزند امام جعفر صادق، ایشان فرزند امام محمد باقر و ایشان فرزند امام علی بن الحسین: می‎باشد. ولی در برخی از روایات که از طریق اهل سنت نقل شده است؛ مهدی موعود۴ از صلب امام حسن مجتبی۷ عنوان گردیده و عده‎ای از عالمان اهل سنت (و شاید قول مشهور) بر این عقیده‎اند که مهدی موعود۴ از نسل امام حسن۷ است.
ابو داود روایت کرده است که امیرالمؤمنین۷، در حالی که به امام حسن۷ اشاره داشت، فرمود:
ابنی هذا سیّد کما سمّاه النبیّ و سیخرج من صلبه رجل یسمّی باسم نبیّکم یشبهه فی الخُلق و لایشبهه فی الخَلق یملأ الارض عدلا؛ این فرزندم ]=حسن۷[ سید ]=آقا و بزرگ[ است؛ همان‎گونه که پیامبر او را این‎گونه وصف کرده است و از صلب او مردی به دنیا خواهد آمد که همنام پیامبرتان است. در اخلاق همانند او است؛ ولی در خلقت همانند او نیست؛ زمین را پر از عدل می‌کند (ابی داود، ۱۴۱۸: ج۸، ص۳۰۶، ح۴۲۹۰).
ابن حجر مکی به این روایت استناد کرده و روایت دال بر این‎ نکته که مهدی موعود از فرزندان امام حسین۷ است را، بی اساس شمرده و مبنای این ادعا را که مهدی موعود از نسل امام حسن۷ است، این مقوله دانسته است که آن حضرت از روی شفقت بر امت اسلامی و برای رضای خداوند خلافت را رها کرد و بدین جهت، خداوند قیام کننده به خلافت حقه را در زمانی که بدان نیاز شدید می‎باشد؛ از فرزندان او قرار داد تا زمین را پر از عدل سازد. وی با تکیه بر این روایت، عقیده شیعه امامیه که مهدی موعود۴ را دوازدهمین امام و فرزند امام حسن عسکری۷ دانسته‎اند، نادرست شمرده و افزوده است روایت صحیحی که گویای این نکته باشد که نام پدر مهدی، موافق نام پدر پیامبر است نیز، با دیدگاه شیعه ناسازگار است؛ زیرا نام پدر مهدی (حضرت ولی عصر۴) با نام پدر پیامبر هماهنگ نیست (هیتمی المکی، ۱۴۲۵: ص۲۰۸).
در نقد سخن ابن حجر مکی نکاتی قابل ذکر است:
۱٫ سند روایت ابی داود دارای اشکال است؛ زیرا وی گفته است: «حُدّثت عن هارون بن المغیره»؛ از هارون بن مغیره به من گزارش شده است» و در واقع معلوم نیست که گزارش کننده چه کسی است.
۲٫ جزری شافعی در کتاب أسمی المناقب این حدیث را از ابو داود نقل کرده و در آن، به جای «حسن»، «حسین» آمده است. بنابراین، احتمال «تصحیف» در نقل روایت ابو داود، بعید نیست.
۳٫ بر فرض این‎که سند روایت دال بر این‎که مهدی موعود۴ از فرزندان امام حسین۷ است (که در منابع اهل سنت نقل شده است)؛ ناتمام باشد؛ این، دلیل بر نادرستی عقیده شیعه نخواهد بود؛ زیرا روایات شیعه در این خصوص صحیح و متواتر است.
۴٫ بسیاری از عالمان اهل سنّت در این‎باره با شیعه هم رأی می‎باشند؛ چنان‎که ابو نعیم اصفهانی (م/۴۳۰هـ) در کتاب «چهل حدیث درباره مهدی۴» گفته است:
الحدیث السادس فی أنّ المهدی هو الحسینی»؛ حدیث ششم درباره این است که مهدی حسینی است. وی سپس حدیث حذیفه را نقل کرده که گفته است: پیامبر اکرم برای ما خطبه‌ای ایراد کرد و سپس فرمود: اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نماند؛ خداوند آن روز را طولانی خواهد کرد تا مردی از فرزندان مرا که همنام من است، برگزیند. سلمان گفت: ای رسول خدا! از کدامیک از فرزندان تو می‏باشد؟ پیامبر دست حسین۷ را گرفت و فرمود: از این فرزندم می‎باشد (حافظ ابو نعیم الاصفهانی، ۱۴۳۲: ص۴۸).
حافظ ابو عبدالله کنجی شافعی (م/۶۵۸هـ) نیز باب نهم کتاب خود البیان فی اخبار صاحب الزمان۴ را به این مطلب اختصاص داده و گفته است:
الباب التاسع فی تصریح النبی بأن المهدی۴ من ولد الحسین۷؛ باب نهم درباره تصریح پیامبر است به این که مهدی۴ از فرزندان حسین۷ است. وی سپس با سند از ابو سعید خدری روایت کرده که پیامبر اکرم بیمار شده بود، فاطمه زهرا۳ به عیادت او آمد، در حالی که من در جانب راست پیامبر نشسته بودم. وقتی فاطمه پیامبر را در حال ضعف دید، گریان شد. پیامبر فرمود: چرا گریه می‎کنی؟ آیا نمی‏دانی که خدا به زمین نظر کرد و پدرت را به پیامبری برگزید؛ سپس به زمین نظر کرد و همسرت را انتخاب کرد و به من وحی کرد؛ پس من تو را به همسری او درآوردم و او را وصی خود قرار دادم؟! آیا نمی‎دانی که پدرت در پرتو کرامت الاهی داناترین و حلیم‎ترین و پیشتازترین آنان در اسلام را همسر تو قرار داد؟! فاطمه خندان و شادمان شد ابو سعید سپس مطالب دیگری را که پیامبر اکرم درباره فضایل امیرالمؤمنین و اهل بیت: بیان کرده، نقل کرده است؛ در پایان آن حدیث چنین آمده است: و منا مهدی الأمه الذی یصلی عیسی خلفه ثم ضرب علی منکب الحسین۷ فقال: من هذا مهدی الأمه. حافظ کنجی گفته است: دارقُـطنی صاحب جرح و تعدیل حدیث را این‏گونه روایت کرده است (کنجی الشافعی، ۱۳۳۹: ص۱۱۹- ۱۲۰).
محب الدین طبری (م/۶۹۴ هـ) نیز روایت حذیفه بن یمان را که پیش از این از ابونعیم نقل کردیم، بازگفته و افزوده است:
فیحمل ما ورد مطلقاً فیما تقدم علی هذا المقیّد؛ آنچه قبلاً به صورت مطلق [درباره این‎که مهدی۷ از فرزندان فاطمه۳ است] نقل کردیم؛ بر این مقیّد حمل می‎شود (طبری، ۱۴۲۸: ج۲، ص۱۰۷)؛
یعنی مهدی از فرزندان حسین۷ است.
بسیاری از عالمان اهل سنّت دراین ‎باره که حضرت مهدی۴ فرزند امام حسن عسکری۷ است و در پس پرده غیبت به‌سر می‎برد و او همان مهدی موعود۴ است که در آینده به اذن خداوند متعال ظهور و قیام می‌کند و جهان را آکنده از عدل و داد خواهد کرد؛ هماهنگ می‎باشند. بنابراین، آنان مهدی موعود۴ را از فرزندان امام حسین۷ می‎دانند.
نام پدر
بر اساس آنچه بیان گردید، نام پدر مهدی موعود۴، «حسن» است. اما در شماری از روایات منقول از طریق اهل سنّت؛ آمده است که پیامبر اکرم در معرفی مهدی موعود۴ فرموده است:
اسمه اسمی و اسم أبیه اسم أبی»؛ نام او همانند نام من و نام پدر او همانند نام پدر من می‏باشد.
در ارزیابی این روایات نکاتی چند قابل طرح است:
۱٫ در اکثر روایات، عبارت «و اسم ابیه اسم أبی» نیامده است. ابو داود این حدیث را از پنج طریق روایت کرده و در سه طریق آن، عبارت مزبور وجود ندارد و فقط عبارت «اسمه إسمی» (ابی داود، ۱۴۱۸: ج۴، ص۳۰۶، ح۴۲۸۲)، آمده است. ترمذی نیز این حدیث را از عبدالله بن مسعود، علی بن ابی‎طالب۷، ابی سعید خدری، ام سلمه و ابی هریره روایت کرده و در آن عبارت «اسم أبیه اسم أبی» نیامده است (الترمذی، ۱۴۲۱: ص۶۱۱ و ابن المنادی، بی‌تا: ص۲۳۰ و ۲۳۱). در مسند احمد بن حنبل نیز این حدیث به صورت مکرر نقل شده و در هیچ یک از آن‌ها جمله «اسم أبیه اسم أبی» ذکر نشده است.
حافظ ابو عبد الله کنجی شافعی دراین ‎باره گفته است:
ترمذی حدیث را نقل کرده و عبارت «اسم ابیه اسم أبی» را نیاورده، و ابو داود آن را نیاورده است و در معظم روایات حفاظ و ثقات از ناقلان اخبار، فقط عبارت «إسمه اسمی» آمده است.
امام احمد، با توجه به ضبط و اتقانی که در نقل روایات داشته؛ این حدیث را متعدد در مسند خود نقل کرده، و در همه آن‌ها فقط عبارت «اسمه إسمی» آمده است. ابونعیم در مناقب المهدی این حدیث را از تعداد بسیاری که همگی آن را از عاصم بن ابی النجود، از زرّ، از عبدالله بن مسعود، از پیامبر اکرم روایت کرده‏اند؛ نقل کرده و در هیچ یک از آن‌ها عبارت «اسم أبیه اسم أبی» نیامده است. آنان عبارتند از: ۱٫ سفیان بن عیینه، ۲٫ قطر بن خلیفه، ۳٫ أعمش، ۴٫ ابو اسحاق سلیمان بن فیروز شیبانی، ۵٫ حفص بن عمر، ۶٫ سفیان ثوری، ۷٫ شعبه، ۸٫ واسط بن حارث، ۹٫ ابو شیبه، ۱۰٫ سلیمان بن قرم، ۱۱٫ جعفر أحمر، ۱۲٫ سلام ابو منذر، ۱۳٫ ابو شهاب محمد بن قرم، ۱۴٫ عمر بن عبید طنافسی، ۱۵٫ ابوبکر بن عیاش، ۱۶٫ ابوالمجحف داود بن ابی العوف، ۱۷٫ عثمان بن شبرمه، ۱۸٫ عبد المطلب بن أبی‎عیینه، ۱۹٫ محمد بن عیاش، ۲۰٫ عمرو بن قیس ملائی، ۲۱٫ عمار بن زریق، ۲۲٫ عبدالله بن حکیم بن جبیر اسدی، ۲۳٫ عمر بن عبدالله بن بشر، ۲۴٫ ابوالاحوص، ۲۵٫ سعد بن الحسن بن اخت ثعلبه، ۲۶٫ معاذ بن هاشم، ۲۷٫ یوسف بن یونس، ۲۸٫ غالب بن عثمان، ۲۹٫ حمزه الزیات، ۳۰٫ شیبان، ۳۱٫ حکم بن هاشم.
عمرو بن مرّه نیز این حدیث را از زرّ روایت کرده و هیچ یک از آنان عبارت «اسم أبیه اسم ابی» را نیاورده‎ است؛ مگر عبیدالله بن موسی که آن را از زائده و او از عاصم روایت کرده که در نقل او عبارت «اسم ابیه اسم ابی» آمده است و حافظ ابو الحسن، محمد حسین بن ابراهیم بن عاصم آبری در کتاب مناقب الشافعی حدیث مربوط به قیام مهدی موعود۴ را با افزوده «اسم ابیه اسم ابی» نقل کرده است. فرد خردمند در این که این افزوده در مقابل اجتماع این امامان [حدیث] برخلاف آن، اعتباری ندارد؛ تردید نمی‌کند (کنجی شافعی، ۱۳۳۹: ص۹۳- ۹۶).
احتمال این‎که این گروه از محدثان، از نقل جمله مزبور غفلت کرده‏اند، معقول نیست؛ چنان‏که این احتمال ‎که به دلیل مهم نبودن آن، آگاهانه از نقل آن صرف‎نظر کرده باشند، نیز، مردود است؛ چرا که بدون شک، جمله مزبور بار معنایی ویژه‏ای داشته و در نسب شناسی مهدی موعود۴ نقش مهمی دارد.
۲٫ این احتمال بعید نیست ‎که عبارت «و اسم أبیه اسم أبی» برای مشروع جلوه دادن قیام محمد بن عبدالله بن حسن، ملقب به «نفس زکیّه» یا حکومت محمد بن عبدالله، فرزند منصور عباسی که ملقب به «مهدی» بود، جعل شده باشد. برخی از مورخان، مانند مؤلف « الفخری فی الآداب السلطانیه و الدول الإسلامیه» گفته است:
عبدالله محض این عقیده را برای طوایفی از مردم القا می‎کرد که فرزندش، محمد همان مهدی موعود است و او این عبارت «و اسم أبیه اسم أبی» را روایت می‏کرد (صافی گلپایگانی، ۱۴۲۸: ج۲، ص۲۰۴ و مروزی العلوی، بی¬تا: ص ۱۶۵- ۱۶۶).
۳٫ روایت مزبور با روایات بسیاری از طریق شیعه و اهل سنّت درباره این‎که نام پدر مهدی موعود۴ «حسن» است؛ منافات دارد.
توجیهات و تأویلات
از سوی برخی از صاحب نظران، برای جمله «و اسم أبیه اسم أبی» توجیهات و تأویلاتی به شرح ذیل بیان شده که اگر پذیرفته شود؛ بر فرض صحت، با روایات دیگر سازگار خواهد بود:
۱٫ مقصود از کلمه «أب»، جدّ است؛ زیرا اطلاق لفظ «أب» بر جدّ در زبان عرب شایع است و در قرآن کریم نیز به کار رفته است مانند آیه وَاتَّبَعْتُ مِلَّهَ آبَائِی إِبْرَاهِیمَ وَإِسْحَاقَ وَیعْقُوب (یوسف: ۳۸). همچنین بر «کنیه»، واژه «اسم» اطلاق می‏شود؛ چنان‎که از حضرت علی۷ روایت شده که پیامبر او را «ابوتراب» نامیده و هیچ اسمی نزد او، از این واژه محبوب‏تر نبود. بنابراین، مقصود از «اسم أبیه» این است که کنیه جدش، امام حسین۷ (ابو عبدالله) با نام پدر پیامبر همانند است (قرشی الشافعی، ۱۴۱۲: ص۳۱۸- ۳۱۹). این وجه، رافع اشکال نیست؛ زیرا ابو عبد الله (کنیه امام حسین۷) غیر از «عبدالله» است.
۲٫ کنیه امام حسن عسکری۷ «ابو محمد» است و از طرفی پدر پیامبر نیز «ابو محمد» بوده است. بنابراین، کنیه پدر حضرت ولی عصر۴ با کنیه پدر پیامبر همانند می‏باشد، و مقصود از اسم، همان کنیه است؛ زیرا کنیه نیز داخل در اسم می‏باشد.
اشکال این وجه آن است که «ابو محمد» از کنیه‌های پدر پیامبر اکرم۶ نقل نشده است.
۳٫ عبارت، در اصل «اسمه اسمی و اسم أبی» بوده است؛ زیرا در برخی از روایات آمده است که یکی از نام‏های مهدی۴ «عبدالله» است (صافی گلپایگانی، ۱۴۱۹: ج۲، ص ۲۰۵). بنابراین، مفاد حدیث این است که مهدی موعود همنام پیامبر و پدر ایشان می‏باشد؛ ولی چون راوی به این مطلب توجه نداشته است؛ حدیث برایش نامفهوم بوده و برای آن‏که قابل فهم باشد، لفظ «و اسم ابیه» را به آن افزوده است (همان).
این وجه با وجه بعدی، صرف احتمال است و هیچ شاهد ومؤیدی ندارد؛ ولی اشکال تعارض را حل می‌کند.
۴٫ محتمل است عبارت، در اصل «و اسم ابنه اسم أبی» بوده باشد؛ زیرا از روایات به دست می‏آید که یکی از فرزندان مهدی موعود، «عبدالله» نام دارد و از جمله کنیه‏های او «ابوعبدالله» است؛ ولی لفظ «إبنه» به «أبیه» تغییر یافته است (همان).
۵٫ امام عسکری۷ دو نام داشته است: «حسن» و «عبدالله». این مطلب را نوری طبرسی مؤلف کفایه الموحدین و شهاب الدین دولت آبادی در کتاب هدایه السعداء از علمای اهل سنّت نقل کرده‏اند. بر این اساس، عبارت «و إسم أبیه إسم أبی» با هیچ مشکلی مواجه نخواهد بود.
اگر نقل مزبور، پذیرفته شود، این وجه بر همه وجوه، یاد شده برتری دارد.
نتیجه گیری
۱٫ بر اساس روایات بسیاری منقول از پیامبر اکرم۶ و اهل بیت عصمت و طهارت:؛ مهدی موعود۷ فرزند بلافصل امام حسن عسکری۷ و همنام پیامبر اکرم۶ است. از ناحیه پدر به امام حسین۷ و از ناحیه جده‌اش فاطمه بنت الحسن، به امام حسن مجتبی۷ منتسب می‌باشد. لذا او فاطمی و علوی و از عترت و اهل بیت خاص رسول خدا۶ است.
۲٫ در پاره‌ای از روایات اهل سنت امام بعنوان مردی از نسل عباس بن عبدالمطلب یاد شده است. این روایات از نظر سند دارای ضعف و با روایات دیگر که امام را از نسل پیامبر می‌دانند در تعارض است. علاوه بر آن برخی علمای اهل سنت روایات از نسل پیامبر را صحیح تر می‌دانند. با چشم پوشی از ضعف سندی می‌توان توجیهات دیگری طرح کرد؛ مانند این که مراد از مهدی در این روایات مهدی عباسی باشد که روایات در رابطه با این خلیفه جعل شده باشد.
۳٫ در برخی از روایات امام زمان را از صلب امام حسن مجتبی دانسته‌اند که این روایات علاوه بر ضعف سند مورد قبول اهل سنت نیز نمی‌باشد و در میان منابع آنان به فرزندی امام مهدی از نسل امام حسین اشاره شده است.
۴٫ روایات اسم ابیه اسم ابی در اکثر منابع اهل سنت نیامده و تنها به عبارت اسمه اسمی بسنده شده است. توجیهاتی در متن مقاله در باره این بحث آورده شده است.

منابع
قرآن کریم.
ابن المنادی، احمد بن جعفر (بی‌تا). الملاحم و الفتن، قم، نسخه مخطوطه فی مکتبه مسجد الاعظم.
ابن ماجه، محمد بن یزید (بی‌تا). سنن ابن ماجه، بیروت، دارالفکر.
ابی داود، سلیمان بن الاشعث (۱۴۱۸ق). سنن ابی داود، بیروت، دار ابن حزم.
احمد بن حنبل (۱۴۱۶ق). المسند، تحقیق: احمد محمد شاکر، قاهره، دار الحدیث.
ترمذی، محمدبن عیسی (۱۴۲۱ق). الجامع الصحیح سنن الترمذی، داراحیاء التراث العربی، بیروت.
الجزری الشافعی، محمد بن محمد (بی‌تا). اسنی المطالب فی مناقب سیدنا علی بن ابی طالب، اصفهان، مکتبه الامام امیرالمومنین۷٫
جعفری، جواد (۱۳۸۹). دیدار در عصر غیبت از نفی تا اثبات، قم، مؤسسه آینده روشن.
جوینی الخراسانی، ابراهیم بن محمد (۱۴۲۸ق). فرائد السمطین، قم، دارالحبیب.
حافظ ابو نعیم الاصفهانی (۱۴۳۲ق). الأربعون حدیثا فی امر المهدی، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، بیروت.
حاکم النیشابوری، محمد بن عبدالله (۱۴۲۲ق). المستدرک علی الصحیحین، بیروت، دارالکتب العلمیه.
خسروشاهی، سید هادی (۱۳۸۶). مصلح جهانی و مهدی موعود۴از دیدگاه اهل سنت، قم، بوستان کتاب.
خطیب البغدادی، احمد بن علی (بی‌تا). تاریخ بغداد، بیروت، دارالکتب العلیمه.
ذهبی، محمد بن احمد (بی‌تا). میزان الاعتدال فی نقد الرجال، بیروت، دار الفکر.
سفارینی، محمد بن احمد بن سالم (بی‌تا). لوائح الانوار البهیه، مصر، مجله المنار.
سیوطی، جلال الدین (بی‌تا). اللئالی المصنوعه فی الاحادیث الموضوعه، بیروت، دار المعرفه.
سیوطی، جلال الدین (بی‌تا). جامع الاحادیث، دمشق، مطبعه محمد هاشم الکتبی.
صافی گلپایگانی، لطف الله (۱۴۱۹ق). منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر، قم، مؤسسه السیده المعصومه۳٫
طبرانی، سلیمان بن احمد (بی‌تا). المعجم الکبیر، بغداد، الدار العربیه.
طبرسی نوری، میرزا حسین (۱۳۷۷). النجم الثاقب، قم، انتشارات مسجد مقدس جمکران.
طبری، محب الدین احمد بن عبدالله (۱۴۲۸ق). ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی، قم، مؤسسه ‌دارالکتاب الاسلامی.
غماری المغربی، احمد بن محمد بن الصدیق (۱۳۸۰ق). ابراز الوهم المکنون من کلام ابن خلدون، دمشق، مطبعه الترقی.
فقیه ایمانی، مهدی (۱۴۲۰ق). اصاله المهدویه فی الاسلام، قم، مؤسسه المعارف الاسلامیه.
قرشی الشافعی، محمد بن طلحه (۱۴۱۲ق). مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول۶، بیروت، دارالبلاغه.
قنوجی البخاری، محمد صدیق حسن (۱۳۰۷ق). الإذاعه لما کان و ما یکون بین یدی الساعه، بیروت، دار الکتب العلمیه.
کنجی الشافعی، محمد بن یوسف (۱۳۳۹ق). البیان فی اخبار صاحب الزمان۷، قم، مؤسسه الهادی.
مجلسی، محمد باقر (۱۴۰۳ق). بحار الانوار، تحقیق: جمعی از محققان، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
مروزی العلوی، اسماعیل بن حسین (بی¬تا). الفخری فی انساب الطالبیین، تحقیق: سیدمهدی رجایی، مکتبه آیه الله مرعشی نجفی العامه، قم.
مناوی، عبدالرئوف (۱۴۱۶ق). فیض القدیر فی شرح الجامع الصغیر، بیروت، دارالفکر.
الهیئه العلمیه فی مؤسسه المعارف الاسلامیه (۱۴۲۸ق). معجم احادیث الامام المهدی۴، مؤسسه المعارف الاسلامیه، قم.
هیتمی المکی، ابن حجر (۱۴۲۵ق). الصواعق المحرقه، بیروت، المکتبه العصریه.

درباره نویسنده