52

تحلیل انتقادی بر ضعف سندی احادیث مربوط به داوری امام مهدی بر اساس باطن موضوع

تحلیل انتقادی بر ضعف سندی احادیث مربوط به داوری امام مهدی بر اساس باطن موضوع
عبد الحسین خسروپناه
محمد زارعی
چکیده
یکی از مسائل مهم مرتبط با مهدویت، موضوع «عدالت جهانی و چگونگی اجرای آن» است که دلایل عقلی و نقلی فراوان بر ضرورت تحقق آن وجود دارد. شیوه‌های متداول قضایی که بر شاهد و بینه و امارات تکیه دارند، نتوانسته است عدالت واقعی را به ارمغان آورد. لذا وجود روایات دال بر تحکیم (داوری) امام مهدی به باطن در منابع شیعی، شیوه قضایی جدیدی مبتنی بر «علم فراگیر امام معصوم» را تایید می‌کند.
در این تحقیق که با روش کتابخانه‌ای، در استناد و در منبع به روش اسنادی و در تجزیه و تحلیل به شیوه توصیفی ـ تحلیلی انجام گرفته است؛ ضمن طرح یکی از مهم‌ترین اشکالات وارد بر این گونه داوری، از سوی امام مهدی در برخی منابع شیعی (یعنی عدم قطعیت و ضعف راویان این احادیث)؛ به پاسخگویی و دفاع از آن‌ها پرداخته می‌شود.
مجموع روایات، مربوط به داوری امام مهدی به باطن را از نظر اعتبار، به دو دسته می‌توان تقسیم کرد: الف) روایاتی که راویان زنجیرۀ سند آن تماماً ثقه و مسند و متصل به معصوم بوده که روایات مذکور به لحاظ سند و دلالت محتوایی قابل استناد؛ ب) روایات مرسل، مجهول یا ضعیف؛ که البته به دلیل تعاضد مضمونی و عدم امکان داعیه دروغ گویی در این موضوع، می‌توان آن‌ها را مورد توجه قرار داد.
در نتیجه با توجه به این‌که سند ده روایت، متصل وصحیح و موثق است و دیگر اخبار مربوط نیز موید این دیدگاه است؛ می‌توان اذعان کرد که اخبار باب تحکیم داوودی امام مهدی و اسانید روایات، مستفیض است و مستند روایی باب را تامین می‌کند.
واژگان کلیدی: عدالت، علم امام، داوری بر اساس باطن، سند، توثیق.
مقدمه
یکی از موضوعات شایسته پژوهش در حوزه مهدویت، عدالت‌گستری امام مهدی و چگونگی گسترش عدالت توسط آن حضرت در گستره جهانی می‌باشد. احادیث منقول از اهل‌بیت نقش پررنگی در ارائه این زمینه دارد. پاره‌ای از این احادیث، به چگونگی گسترش عدالت توسط امام مهدی پرداخته است. در این میان، احادیثی که به‌حکم کردن امام بر اساس باطن اختصاص دارد، موضوع قابل ملاحظه‌ای برای کشف راه‌های گسترش عدالت نیز می‌باشد. از سوی دیگر تبیین این احادیث و ارائه معنای درست از آن خود مسئله‌ای چالش زا است. مضافا این‌که ضعف سندی برخی از آن‌ها مشکل را دو چندان می‌کند. حکم بر اساس باطن را می‌توان این‌گونه تعریف کرد: «قضاوت در دعاوی با آگاهی از واقع و علم خود به حقیقت (علم لدنی) وعدم اعتماد به‌ظاهر (قزوینی،۱۴۲۷: ص۵۸۷)؛ یعنی قاضی استفاده از اسباب و وسایط و شواهد ظاهری را لازم نداند و نهایتا بر اساس واقع حکم کند (مجلسی، ۱۴۰۴: ج‏۴، ص۳۰۳).
پیشینه تحقیق
برخی در کتاب‌های خود به شیوه خاص قضاوت امام مهدی (بدون شاهد و بینه) اشاره نموده و برخی علاوه بر آن، این نظریه را به نصوص فراوان، مستند می‌کنند، بدون این‌که به بررسی سندی آن‌ها اشاره‌ای داشته باشند
ـ محمد جمیل حمود الفوائد البهیئه فی شرح العقائد الامامیه (حمود، ۱۴۲۱: ج ۲، ص ۲۴۵) محمدتقی مجلسی در روضهالمتقین (مجلسی، ۱۴۰۶: ج ‏۶، ص ۵۹) و در کتاب لوامع صاحبقرانی (همان، ۱۴۱۴: ج‏۸، ص۷۲۴-۷۲۵).
ـ طبرسی در اعلام الوری طبرسی (طبرسی، ۱۴۱۷: ص۴۷۷) ضمن تشکیک ابتدایی در روایات حکم داوودی، تنها به دفاع از آن در برابر شبهات (اهل سنت)، با تاویل «حکم داوودی» به عمل نمودن حضرت طبق علم شخصی پرداخته است.
ـ کامل سلیمان در کتاب یوم الخلاص فی ظل القائم المهدی (سلیمان، ۱۴۲۷: ص۳۳۵) ضمن معنا کردن حکم داوودی، به کسانی که روایات حکم داوودی حضرت را انکار می‌کنند، انتقاد کرده است.
ـ سید محمد صدر در کتاب تاریخ پس از ظهور، ص ۳۸۸، بیش‌تر به ذکر دلایل اجرا یا عدم اجرای حکم به واقع از طرف ائمه قبل و بعد از ظهور می‌پردازد.
ـ اما شاید بیش‌ترین دفاع از موضوع حکم داوودی را بتوان در کتاب دولت کریمه امام زمان، اثر سید مرتضی سیستانی، مشاهده کرد. با این همه، ایشان به بررسی سندی احادیث و نقل دیدگاه‌های بزرگان در این باره اشاره نکرده است.
علاوه بر کتاب‌های یاد شده، مقالاتی را می‌توان یافت که درآن‌‌ها به موضوع حکم بر اساس باطن اشاره است:
ـ مقاله «دفاع از روایات مهدویت (حسینیان قمی، ۱۳۸۴: ص۲۳۲)؛
ـ مقاله «سیره مهدوی و دولت منتظر» (اسفندیاری، ۱۳۸۸: ص۳۳ـ۶۲)؛
نویسند در این مقاله حکم به باطن را از وجوه اختصاصی سیره حضرت شمرده بدون این که به بررسی نقدی موضوع بپردازند؛
ـ مقاله «امام مهدی احیاگر شریعت» (آیتی؛ ۱۳۸۶؛ ص۲۹ـ۵۷) نگارنده این مقاله بیش‌تر در صدد پاسخگویی به شبهات مطرح در تفاوت سیره امام مهدی با پیامبر اکرم بدون بررسی سندی روایات می باشد.
پژوهش پیش رو در صدد است ضمن بر شمردن احادیثی که به نحوی گویای داوری امام بر اساس باطن هستند؛ اجرای حکم به باطن آن‌ها را از نظر سندی مورد بررسی قرار دهد؛ چرا که با پذیرش مستندات روایی این باب و قبول اجرای شیوه قضایی خاص، بدون نیاز به شاهد و بینه، لزوم ارتباط معنا دار بین محتوای احادیث «حکم به باطن» و «عدالت گستری جهانی امام مهدی» ضروری به نظر می‌رسد.
تبیین اشکال
همان‌طور که اشاره شد، در بین روایات مهدویت، احادیثی وجود دارد که گویای قضاوت ویژه و خاص امام مهدی در دوران ظهور است. در این شیوه، قضاوت بر اساس باطن امور انجام می گیرد و امام با استفاده از علم الاهی، بدون طلب شاهد و بینه قضاوت می‌کند.
این دسته روایات، به دلیل وجود چند روایت ضعیف در بین آن‌ها، مورد انکار و اشکال قرار گرفته است.
یکی از اشکالات مطرح شده از جانب علمای امامیه بر احادیث حکم داوودی؛ غیر مقطوع بودن این موضوع و ضعف سندی آن‌هاست که معمولا آن را به کلام مرحوم طبرسی استناد می‌کنند. ایشان در کتاب اعلام الوری در جواب شبهات مطرح از جانب اهل سنت که روایات مربوط به حکم داوودی را نسخ شریعت و ابطال احکام آن می‌دانند؛ می‌نویسد:
و أمّا ما روی من أنّه  یحکم بحکم داوود لا یسأل عن بیّنه فهذا أیضا غیر مقطوع به، و إن صحّ فتأویله: أنّه یحکم بعلمه فیما یعلمه، و إذا علم الإمام أو الحاکم أمرا من الامور فعلیه أن یحکم بعلمه و لا یسأل البیّنه، و لیس فی هذا نسخ للشریعه… ؛ امّا آنچه در روایت آمده که امام زمان مانند آل داوود قضاوت می‏کند و تقاضای بینه نمی‏کند؛ این، قطعی نیست و اگر درست باشد، حقیقتش این است که در مواردی که علم دارد، طبق علمش حکم می‏کند. قانون چنین است که امام و حاکم در مواردی که علم به موضوع دارند، باید طبق علمشان حکم کنند و بینه نخواهند و این، نسخ قانون شریعت و دین نیست ]و در مقام قضاوت باید با بینه و سوگند حکم صادر کرد[ (طبرسی، ۱۴۱۷: ج۲، ص۳۱۰ـ۳۱۱).
به‌کار بردن کلمه «غیر مقطوع به» ظاهراً اشاره به این است که خبر متواتر یا واحد با قرینـ﹦ قطعی همراه نیست. ایشان مانند گروه کمی از عالمان شیعه به عدم حجیت خبر واحد معتقد است. لذا اخبار دالّ بر این نکته را که امام در زمان ظهور به واقع حکم می‏کند؛ نمی‏پذیرد و در آن تشکیک می‏کند (حسینیان قمی، ۱۳۸۴: ص۲۳۲).
یکی از معاصرین ضمن نقل روایتی در زمینه نحوه این قضاوت وحکم داوودی امام مهدی (نعمانی ۱۳۹۷: ص۲۳۳) با اشکال و تضعیف سندی آن‌ها، نقل این‌گونه روایات را جز برای نقد و بررسی، حرام و از مصادیق اعانت بر اثم، اشاعه فحشا و اضلال مسلمانان دانسته است و نهایتا ضمن اشکال سندی به این گونه احادیث می‌نویسد:
این‌ها چند نمونه از فردی مجهول الهویه است، که احادیثی را جعل کرده و بدون ذکر سند (به صورت مرسل) به معصومین نسبت داده است (مهدی‏پور، ۱۳۸۳: ص ۸۰ـ۱۳۰).
گونه شناسی سندی روایات مهدویت
روایات مهدویت ازنظر سندی به دو دسته کلی قابل تقسیم است:
۱٫ روایاتی که متواتر، موثق و صحیح و ازنظر سندی قابل‌اعتماد است و اشکال ضعف سند و دلالت ندارد.
۲٫ روایاتی که به رغم ضعف سندی، مخالف شرع و روایات صحیح نبوده و با روایات صحیح السند دارای تعاضد مضمونی است. در مورد این دسته روایات، نمی‌توان به سرعت آن‌ها را انکار کرد و از کنار آن‌ها به‌ سادگی گذشت، بلکه قابل اعتنا بوده و می‌توان از آن‌ها در تایید و تقویت روایات صحیح کمک گرفت.
۱٫ بررسی سندی احادیث حکم امام به باطن(حکم داوودی)
مجموع روایات مربوط به‌حکم امام  به باطن از نظر اعتبار، به دو دسته تقسیم می‌شوند:
دسته نخست: روایاتی که راویان زنجیره سند آن تماماً ثقه و مسند و پیوسته از معصوم گزارش‌شده است. این دسته روایات ده حدیث را شامل می‌شود و این احادیث به لحاظ سند و دلالت محتوایی قابل استنادند. این احادیث عبارتند از:
حدیث اول
علی بن ابراهیم به نقل از پدرش، از ابن ابی عمیر، از منصور، از فضل الاعور و وی از ابوعبیده حذاء چنین نقل می‌کند:
ما در زمان امام باقر (برای تعیین جانشین او) مانند گله بی‌چـوپـان سـرگردان بودیم، این که تا سالم بن ابی حفصه را (که بعداً زیدی مذهب شد و امام صادق او را لعن و تکفیر کرد) ملاقات کردیم؛ به من گفت: ای ابا عبیده ! امـام تـو کـیـست ؟ گفتم: ائمه من، آل محمد هستند. گفت: هلاک شدی و مردم را هم هلاک کردی! مـگـر مـن و تـو از امام باقر نشنیدیم که می‌فرمود: هر که بمیرد و بر او امامی نباشد، به مرگ جاهلیت مرده است؟! گفتم: چرا به جان خودم چنین است. سپس حدود سه روز گـذشـت که خدمت امام صادق رسیدم و خدا معرفت او را به من روزی کرد (او را به جانشینی شناختم) به حضرت عرض کردم: سالم به من چنین و چنان گفت… حضرت فرمود: «یا أَبَا عُبیدَهَ إِنَّهُ لَمْ یمْنَعْ مَا أُعْطِی داوود أَنْ أُعْطِی سُلَیمَانَ ثُمَّ قَالَ یا أَبَا عُبَیدَهَ َإِذَا قَامَ‏ قَائِمُ‏ آلِ‏ مُحَمَّدٍ‏ حَکَمَ‏ بِحُکْمِ‏ داوود وَ سُلَیمَانَ لَا یسْأَلُ بَینَهً؛ (کلینی،۱۴۰۷: ‏ج۱،ص۳۹۷)؛ ای ابـا عـبـیده! معنی ندارد آنچه که به داود عطا شده به سلیمان نیز عطا شده باشد ]پس مقام و فضیلتی را که خدا به پدرم عطا فرمود، به من نیز عطا می‌فرماید[ سپس فرمود: ای ابا عبیده ! زمانی که قائم آل محمد قیام کند، به‌حکم داوود و سلیمان حکم دهد و گواه نطلبد» (کلینی، ۱۴۰۷: ج۱، ص۳۹۷).
بررسی وثاقت و اتصال راویان حدیث
۱٫علی بن ابراهیم: ابوالحسن علی بن ابراهیم بن هاشم قمی، از بزرگان امامی است و ثقه می‌باشد (نجاشی،۱۴۱۸: ص۲۶۰).
۲٫ ابراهیم بن هاشم قم (ابیه): ابواسحاق ابراهیم بن هاشم کوفی قمی، از بزرگان امامی و از راویان قرن سوم به شمار می¬آید. برخی شک در وثاقت وی را شایسته نمی‌دانند (نجاشی، ۱۴۱۸: ص۳۲۶ و برقی، ۱۴۲۰: ص۴۹).
۳٫ابن ابی عمیر: ابو احمد محمد بن زیاد بن عیسی أزدی، به ابن ابی عمیر یا محمد بن ابی عمیر مشهور است. تقی الدین حلی وی را از موثق ترین مردم نزد خاصه و عامه شمرده است (حلی، بی‌تا: ص ۲۸۷).
۴٫منصور: ابویحیی منصور بن یونس بزرج، علمای رجال وی را از اصحاب امام صادق و امام کاظم شمرده¬اند و ثقه می‌باشد (نجاشی، ۱۴۱۸: ص۴۱۲-۴۱۳، ش۱۱۰۰).
۵٫فضل الاعور: وی ثقه و از اصحاب امام باقر و صادق شمرده‌شده است (همان: ص۳۰۸، ش۸۴۱).
۶٫ابوعبیده الحذاء: زیاد بن عیسی، معروف به ابوعبیده حذاء، ثقه و از اصحاب امام باقر و امام صادق شمرده‌شده و از آن بزرگواران روایات زیادی گزارش کرده است (همان: ص۱۷۰، ش۴۴۹).
نتیجه ارزیابی سند مذکور: برخوردار بودن از پیوستگی نقل وموثق بودن تمامی راویان سند.
حدیث دوم
این حدیث مشابه حدیث قبلی است؛ با چند تفاوت: ۱٫ تفاوت در برخی روات؛ ۲٫ اضافه شدن کلمه «الناس» در متن حدیث؛ ۳٫ تفاوت در کتاب‌های حدیثی.
یعقوب بن یزید، از ابن أبی عمیر، از منصور از فضیل، از ابوعبیده حذاء، از امام صادق نقل می‌کند که حضرت درضمن حدیثی فرموند:
إذا قام القائم حکم بحکم داوود و سلیمان لا یسأل الناس بیّنه؛ وقتی که قائم آل محمد قیام فرماید، مانند داوود و سلیمان حکم کند و بینه و شاهد از مردم نمی‌خواهد (صفار، ۱۴۰۴: ص۲۵۹، ح۵ و حر عاملی، ۱۴۲۵: ج۵، ص۱۴۱).
بررسی وثاقت و اتصال راویان حدیث
۱٫یعقوب بن یزید: وی ثقه می‌باشد(حلی، بی تا: ص۳۷۹، ش۱۷۰۰).
۲٫ در خصوص ابن ابی عمیر، منصور بن یونس، فضیل الاعور و ابو عبیده و الحذاء در حدیث قبل گذشت.
از مجموع یافته¬های رجالی و نیز بررسی طبقه شناسی سند مذکور، اتصال سند و وثاقت تمامی راویان در سند استفاده می‌شود و لذا سند معتبر و صحیح است.
حدیث سوم
محمد بن حسن بن احمد، از محمد بن حسن صفار، از یعقوب بن یزید، از محمد بن ابی عمیر، از ابان بن تغلب نقل می‌کند که امام صادق فرمود:
سَیأْتِی‏ فِی‏ مَسْجِدِکُمْ‏ ثَلَاثُمِائَهٍ وَثَلَاثَهَ عَشَرَ رَجُلًا… فَیبْعَثُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی رِیحاً فَتُنَادِی بِکُلِّ وَادٍ هَذَا الْمَهْدِی یقْضِی بِقَضَاءِ داوود وَسُلَیمَانَ وَلَا یرِیدُ عَلَیهِ بَینَهً؛ در همین مسجد شما، یعنی در مکه به زودی سیصد و سیزده‏ مرد می‌آیند که اهل مکه به‌ خوبی می‌دانند آن‌ها را پدران و نیاکان آنان به دنیا نیاورده‌اند ]آن‌ها را نمی‌شناسند[. به دست آن‌ها شمشیرهایی است که بر هر کدام آن‌ها کلمه‌ای نوشته شده که هزار کلمه از آن گشوده می‌شود. پس، خداوند بادی می‌فرستد تا در هر وادی صدا بزند که این مهدی است و به روش داوود و سلیمان  قضاوت می‌کند و برای حکم خود بینه و شاهد نمی‌طلبد (صدوق، ۱۳۹۵: ج۲، ص۶۷۱).
بررسی وثاقت و اتصال راویان حدیث
طریق شیخ صدوق به ابان بن تغلب به واسطه عده¬ای از مشایخ حدیث واقع شده¬ و مشایخ واسطه تا ابان بن تغلب عبارتند از:
۱٫ محمد بن حسن بن احمد بن ولید: نجاشی برای وی دوبار کلمه «ثقه» را به‌کار برده است (نجاشی، ۱۴۱۸: ص۳۸۳).
۲٫محمد بن حسن صفار: وی ثقه می‌باشد (همان: ص۳۵۴).
۳٫ در خصوص یعقوب بن یزیدو محمد بن ابی عمیر، گذشت.
۴٫ ابان بن عثمان: علامه حلی قبول روایات وی را اقرب دانسته (حلی، ۱۴۱۷: ص۲۱) و آیت الله خویی نیز وی را توثیق نموده است (خویی، ۱۴۱۰؛ ج۱، ص۱۶۱).
۵٫ ابان بن تغلب: شیخ طوسی او را از اصحاب امام سجاد و امام باقر و امام صادق (طوسی، ۱۳۸۱: ص۱۰۹، ش۱۰۶۶؛ ص۱۲۶، ش۱۲۶۵) و ثقه دانسته است (طوسی، بی‌تا: ص۴۴).
با توجه به آنچه گذشت تمامی راویان سند از بزرگان امامیه می‌باشند وحدیث به‌صورت مسند و متصل، از امام صادق نقل شده است.
حدیث چهارم
محمد بن حسن بن احمد، از محمد بن حسن صفار، از یعقوب بن یزید، از محمد بن ابی عمیر، از ابان بن تغلب نقل می‌کند که امام صادق فرمود:
دَمَانِ فِی الْإِسْلَامِ حَلَالٌ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَا یقْضِی فِیهِمَا أَحَدٌ بِحُکْمِ اللَّهِ حَتَّی یبْعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- الْقَائِمَ مِنْ أَهْلِ الْبَیتِ  فَیحْکُمُ فِیهِمَا بِحُکْمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَا یرِیدُ عَلَی ذَلِکَ بَینَهً الزَّانِی الْمُحْصَنُ یرْجُمُهُ وَ مَانِعُ الزَّکَاهِ یضْرِبُ رَقَبَتَه؛ در اسلام دو خون مباح است که احدی به حکم خدای عز و جل در مورد آن‌ها قضاوت نمی‌کند؛ تا این که خداوند امام قائم را بر ‌انگیزد و او به حکم خدای عز و جل در آن حکم کند؛ اما بینه نمی‌خواهد: یکی زانی محصن است که او را سنگسار می‌کند و دیگری مانع الزکاه است که او را گردن می‌زند (صدوق، ۱۳۹۵: ج۲، ص۶۷۱، ح۲۱).
بررسی وثاقت و اتصال راویان حدیث
با توجه به این که راویان سند این حدیث، همان راویان حدیث گذشته می¬باشند، از تکرار آن اجتناب می‌شود.
حدیث پنجم
محمد بن یحیی، از احمد بن محمد، ازمحمد بن سنان، از ابان نقل می‌کند که از امام صادق شنیدم که می‌فرمودند:
لَا تَذْهَبُ الدُّنْیا حَتَّی یخْرُجَ رَجُلٌ مِنِّی یحْکُمُ بِحُکُومَهِ آلِ داوود وَ لَا یسْأَلُ بَینَهً یعْطِی کُلَّ نَفْسٍ حَقَّهَا؛ دنیا سپری نمی‌گردد تا مردی از ]نسل[ من خروج کند و به حکومت آل داوود حکومت نماید و بینه نطلبد و حق هر ذی حقی را به وی رساند (کلینی، ۱۴۰۷: ج۱، ص۳۹۸).
بررسی وثاقت و اتصال راویان حدیث
۱٫محمد بن یحیی: گذشت.
۲٫احمد بن محمد: احمد بن محمد، در این طبقه مشترک است بین احمد بن محمد بن خالد برقی و احمد بن محمد بن عیسی اشعری. هر دو ثقه و از محدثان پر حدیث امامیه به شمار می-آیند(خویی، ۱۴۱۰: ج۳، ص۴۹-۵۱).
مراد از احمد بن محمد در سند مذکور احمد بن محمد بن عیسی اشعری است به قرینه کثرت روایات محمد بن یحیی از او و نیز فراوانی روایات او از محمد بن سنان.
۳٫ محمد بن سنان: در منابع رجالی دو نفر با نام محمد بن سنان مطرح هستند. تنها تفاوت در نسبت و جدّ آن دو است: ۱٫ محمد بن – حسن بن- سنان زاهری که مورد بحث ما است؛ ۲٫ محمد بن سنان بن ظریف هاشمی. در باره شخصیت محمد بن سنان در میان رجالیان اختلاف دیدگاه است. برخی به علت غلوّ، وجاده¬ای بودن روایات او، اعتراف به نقل معضلات، کذّاب وجاعل حدیث بودن، او را تضعیف کرده‌ا‌ند. در مقابل، عده¬ای او را توثیق و ازخواص واصحاب سرّائمه و از یاران نزدیک ایشان می¬دانند (بحرالعلوم، ۱۳۸۵: ج۳، ص۲۴۷ـ۲۷۷ و حائری، ۱۴۱۶: ج۶، ص۶۵-۶۷)؛ و برخی نیز در توثیق و تضعیف وی توقف کرده¬اند (حلی ۱۴۱۷: ص۳۹۴).
اما در جمع بندی دیدگاه‌های رجالی مختلف می‌توان به وثاقت وی پی برد؛ همچنان‌که برخی متاخرین در مورد وی اینگونه نتیجه گیری کرده‌اند:
الف) دیدگاه بیش‌تر اندیشمندان در مورد وی به سه‌ دوره تقسیم مـی‌شود: نظر‌ بیش‌تر‌ قدما تا عصر علامه حلی‌، بر‌ تردید یا توقف است. متأخران از زمان شهید ثانی تا دورۀ مجلسی اول بـر‌ تـضعیف‌ او و از مـجلسی اول تا دورۀ‌ معاصر‌ بر‌ توثیق محمد بن‌ سنان‌ نظر دارند.
ب) غلو، کذب، وجـاده‌ بودن و وضـع‌ حدیث را دلایل تضعیف محمد بن سنان دانسته‌اند که البته هیچ یک قابل اثبات نیست‌.
ج) برخی‌ از توثیقات عام، مـحمد بـن سـنان‌ را‌ در بر‌ گرفته‌ و به‌ وثاقت وی انجامیده است‌.
د) با توجه به شواهد و قراین مـتعدد، مـحمد بـن سنان از یاران خاص امام رضا و امام‌ جواد و همنشین اصحاب جلیل القدر ایشان بوده‌ اسـت‌ ( مهدوی راد و دیگران، پاییز و زمستان ۱۳۹۱: شماره ۸).
۴٫ ابان: ابان بین ابان بن تغلب که در سال ۱۴۱ق در حیات امام صادق در گذشت و ابان بن عثمان احمری، متوفای سال ۲۰۰ق مشترک است. مراد از ابان در سند الکافی، ابان بن عثمان احمری است. به قرینه کثرت روایات محمد بن سنان از او. توثیق آن دو، در مباحث پیش‌تر گذشت.
این حدیث که در الکافی نقل شده، مسند و پیوسته است و تمامی راویان آن ثقه¬اند.
حدیث ششم
مرحوم صفار حدیثی مشابه حدیث گذشته بیان نموده که در آخر حدیث به‌جای کلمه «حقها»، «حکمها» آمده است:
احمد بن محمد، از محمد بن سنان، از ابان نقل می‌کند که از امام صادق شنیدم که می‌فرمودند:
لا تَذْهَبُ‏ الدُّنْیا حَتَّی یخْرُجَ رَجُلٌ مِنِّی رَجُلٌ یحْکُمُ بِحُکُومَهِ آلِ داوود وَ لَا یسْأَلُ عَنْ بَینَهٍ یعْطِی کُلَّ نَفْسٍ حُکْمَهَا؛ دنیا (به پایان نمی رسد) تا مردی از [نسل] من خروج نماید که با حکم آل داوود حکم کند و از مردم شاهد نخواهد و به هر کس حکمش را عطا کند (صفار، ۱۴۰۴: ص۲۵۸).
بررسی وثاقت و اتصال راویان حدیث
۱٫احمد بن محمد: همان‌طور که ذکر شد، وی ثقه می‌باشد.
۲٫ ابن سنان: مراد از ابن سنان در خبر، چنان‌که پیش‌تر گذشت، محمد بن سنان زاهری است که فراوان از ابان بن عثمان روایت نقل کرده و طبق نقل سید بحر العلوم و محمد بن اسماعیل حائری ثقه و از اصحاب سر ائمه‌ می‌باشد.
۳٫ ابان: چنان‌که قبلا گذشت، مراد، ابان بن عثمان احمری است.
سند مذکور همانند سند پیشین مسند و راویان آن ثقه¬اند.
حدیث هفتم
عبدالله بن جعفر، از محمد بن عیسی، از یونس، از حریز نقل می‌کند که از امام صادق شنیدم که می‌فرمود:
لَنْ تَذْهَبَ الدُّنْیا حَتَّی یخْرُجَ رَجُلٌ مِنَّا أَهْلَ الْبَیتِ یحْکُمُ بِحُکْمِ داوود وَ لَا یسْأَلُ النَّاسَ بَینَهً؛ دنیا (به پایان نمی‌رسد)، تا مردی از ما اهل بیت خروج نماید که با حکم داوود حکم کند و از مردم شاهد نخواهد (همان: ص۲۵۹).
این روایت مشابه روایت گذشته است با چند تفاوت: ۱٫ راویان حدیث؛ ۲٫ تفاوت در متن حدیث (کلمات لن، بحکم، منا اهل البیت، داوود، الناس و ادامه نداشتن حدیث).
بررسی وثاقت و اتصال راویان حدیث
۱٫عبدالله بن جعفر: از وی روایات زیادی در بصائر الدرجات از محمد بن عیسی گزارش شده، وی ثقه می‌باشد (نجاشی، ۱۴۱۸: ص۲۱۹و۵۷۳).
۲٫ محمد بن عیسی: وی را فقیهی جلیل القدر، ثقه، عین، کثیرالروایه، حسن التصانیف وصف کرده¬اند (همان: ص۳۳۳).
۳٫یونس: شیخ طوسی وی را توثیق نموده است (طوسی،۱۳۸۱: ص۳۴۶).
۴٫ حُریز بن عبدالله سجستانی: شیخ طوسی (طوسی، بی تا: ص۶۲-۶۳) و برخی از فقها (مجلسی، ۱۴۲۰: ص۵۳)، وی را توثیق کرده‌اند‌ و نقل روایت حماد بن عیسی از حریز بن عبدالله، دلیل بر وثاقت حریز است (نجاشی، ۱۴۱۸: ص۱۷۳).
با توجه به مطالب پیشین، سند مذکور به گونـ﹦ مسند و پیوسته، توسط راویان امامی ثقه، از امام صادق گزارش شده است.
حدیث هشتم
محمد بن عیسی، از احمد بن محمد، از حسن بن محبوب، از هشام بن سالم، از عمار ساباطی، چنین نقل می‌کند:
به امام صادق عرض کردم: بِمَا تَحْکُمُونَ إِذَا حَکَمْتُمْ قَالَ بِحُکْمِ اللَّهِ وَ حُکْمِ داوود فَإِذَا وَرَدَ عَلَینَا الشَّی‏ءُ الَّذِی لَیسَ عِنْدَنَا تَلَقَّانَا بِهِ رُوحُ الْقُدُسِ؛ هرگاه شما حاکم شوید، چگونه حکم کنید؟ فرمودند: طبق حکم خدا و حکم داوود، و هرگاه موضوعی برای ما پیش آید که نزد ما نباشد، روح القدس آن را به‌ ما القا کند و برساند (کلینی، ۱۴۰۷: ج۱، ۳۹۸).
بررسی وثاقت و اتصال راویان حدیث
۱٫محمد: وی محمد بن یحیی العطار است که پیش‌تر گذشت.
۲٫احمد بن محمد: وی احمد بن محمد بن عیسی اشعری است، به قرینه کثرت روایات وی از ابن محبوب، راجع به او در سندهای پیشین گذشت.
۳٫ابن محبوب: وی از جمله راویان شیعی نیمه دوم قرن دوم هجری وثقه می‌باشد (طوسی، بی تا: ص۱۲۲).
۴٫هشام بن سالم: ابو الحکم هشام بن سالم جوالیقی، از محدثان امامیه است. رجالیان او را توثیق کرده¬اند و او از اصحاب امام صادق و کاظم به شمار می¬آید (نجاشی، ۱۴۱۸: ص۴۳۴، ش۱۱۶۵و طوسی، ۱۴۰۴: ص ۵۰۱ ـ ۵۰۳).
۵٫عمارالساباطی: علمای رجال او را توثیق کرده¬اند (نجاشی، ۱۴۱۸: ص۲۹۰).
سند مذکور مسند و از اتصال و پیوستگی زنجیره سند برخوردار است و تمامی راویان سند ثقه-اند.
حدیث نهم
احمد بن محمد، از حسن بن محبوب، از هشام بن سالم، از عمار ساباطی یا غیر ایشان نقل می‌کند که به امام صادق عرض کردم:
فَبِمَا تَحْکُمُونَ إِذَا حَکَمْتُمْ فَقَالَ بِحُکْمِ اللَّهِ وَ حُکْمِ داوود وَ حُکْمِ مُحَمَّدٍ فَإِذَا وَرَدَ عَلَینَا مَا لَیسَ فِی کِتَابِ عَلِی تَلَقَّانَا بِهِ رُوحُ الْقُدُسِ وَ أَلْهَمَنَا اللَّهُ إِلْهَاماً؛ به هنگام داوری مستند شما چیست؟ امام فرمود: حکم خدا و حکم داوود و حکم محمد و هر گاه با چیزی رو به رو شویم که در کتاب علی نیست، روح القدس به ما القا می‌کند و خداوند الهام می‌نماید (صفار، ۱۴۰۴: ص۴۵۲).
این روایت مشابه روایت گذشته است، با چند تفاوت در متن حدیث (اضافه شدن کلمات «حکم الله» و «حکم محمد» و جملات« مَا لَیسَ فِی کِتَابِ عَلِی» و « أَلْهَمَنَا اللَّهُ إِلْهَاماً »).
بررسی وثاقت و اتصال راویان حدیث
سند بصائر الدرجات همان سند ذکر شده از کافی است که توثیق راویان آن گذشت.
حدیث دهم
محمد بن حسین، از صفوان بن یحیی، از ابو خالد قماط، از حمران بن اعین نقل می‌کند که به امام صادق عرض کردم:
فَبِمَا تَحْکُمُونَ قَالَ بِحُکْمِ آلِ داوود فَإِذَا وَرَدَ عَلَینَا شَی‏ءٌ لَیسَ عِنْدَنَا تَلَقَّانَا بِهِ رُوحُ الْقُدُسِ؛ … شما به چه چیزی حکم می‌کنید؟ فرمودند: به حکم آل داوود حکم می‌‏کنیم. پس، هرگاه موضوعی برای ما پیش آید که نزد ما نباشد، روح القدس آن را به ‌ما القا کند و برساند (همان: ص۴۵۲).
بررسی وثاقت و اتصال راویان حدیث
۱٫محمد بن الحسین: راجع به او گذشت.
۲٫صفوان بن یحیی: به گفتـ﹦ شیخ طوسی، وی و چند تن دیگر فقط از افراد ثقه، روایت نقل می-کنند. از این رو، روایات مرسل آن‌ها در حکم مسند است: «إنّهم لایروون و لایرسلون الاّ عمّن یوثق به» ( طوسی، ۱۳۷۶: ج۱، ص۱۵۴).
۳٫ابی خالد القماط: وی یزید ابو خالد القماط کوفی است. علمای رجال وی را ثقه و از اصحاب امام صادق شمرده¬اند (نجاشی، ۱۴۱۸: ص۴۵۲).
۴٫ حمران بن اعین: در مورد وی گذشت.
بررسی¬های رجالی سند مذکور، گویای اتصال سند و نیز اعتبار و وثاقت راویان سند و نیز سند صحیح است.
جمع بندی احادیث دسته اول
سند ده روایت باب، متصل وصحیح و موثق است:
۱٫ احادیث اول تا ششم به دلیل این‌که دارای برخی راویان احادیث مشترک هستند، همگی یک طریق محسوب می‌شوند.
۲٫ تمام راویان هرکدام از احادیث هفتم و دهم نیز متفاوت هستند و به طرق مختلف از امام معصوم حدیث نقل نموده‌اند.
در نتیجه طرق متفاوت، مضمون اخبار حکم داوودی یا حکم بر اساس باطن را گزارش کرده‌اند که با توجه به طرق متفاوت، می‌توان ادعا کرد مضمون اخبار حکم بر اساس باطن، به «حد استفاضه» رسیده و بسیاری از بزرگان شیعه تصریح کرده‌اند که وقتی روایتی «مستفیض» شد، به بررسی سندی نیازی ندارد؛ از جمله صاحب جواهر می‌نویسد:
فلا ریب فی استفاضتها بحیث تستغنی عن ملاحظه السند کما هو واضح تردیدی در مستفیض بودن سند آن نیست؛ به طوری که ما را از ملاحظه سند روایت بی‌نیاز می‌کند؛ چنان‌که این مطلب آشکار است (نجفی، ۱۴۰۴: ج۱۰، ص۲۸۶). در نتیجه این دسته روایات، مستند روایی باب را تامین می‌نماید.
۲ بررسی سندی احادیث حکم امام به باطل
دسته دوم، روایاتی که مرسل، مجهول یا ضعیف هستند، هرچند برخی اسانید آن‌ها «مسند» است.
منظور از «حدیث مرسل» حدیثی است که دچار ارسال و حذف اسناد باشد؛ اعم از این که همه راویان، یا شماری از آنان حذف شده باشند (مامقانی، ۱۳۱۱: ج۱، ص۳۳۸) که شامل مرفوع، موقوف، مقطوع، معلق، منقطع و معضل می‌شود.
«حدیث مجهول» حدیثی که نام بعضی از راویان آن در کتاب‌های رجال باشد؛ ولی هیچ وصفی از آن نیامده باشد ـ نه مدح و نه ذمّ ـ و حال آن‌ها از نظر عقیده معلوم نباشد (همان: ص۳۹۷).
جدول روایات مرسل و ضعیف

ردیف معصوم متن روایت منبع ارزیابی
۱ امام صادق کَأَنِّی بِطَائِرٍ أَبْیَضَ فَوْقَ الْحَجَرِ فَیَخْرُجُ‏ مِنْ‏ تَحْتِهِ‏ رَجُلٌ‏ یَحْکُمُ‏ بَیْنَ‏ النَّاسِ‏ بِحُکْمِ‏ آلِ‏ داوود وَ سُلَیْمَانَ وَ لَا یَبْتَغِی بَیِّنَهً قطب الدین سعید راوندی، الخرائج و الجرائح، ج‏۲، ص۸۶۰٫ علیرغم توثیق راویان، فاصله راویان بین قطب الدین راوندی تا سعد اشعری مشخص نیست
۲ امام حسن عسکری سَأَلْتَ عَنِ الْإِمَامِ إِذَا قَامَ قَضَی بَیْنَ النَّاسِ بِعِلْمِهِ کَقَضَاءِ داوود لَا یَسْأَلُ الْبَیِّنَه قطب الدین سعید راوندی، دعوات، ص ۲۰۹،ح ۵۶۷٫ به گونه ارسال روایت شده و در شمار احادیث ضعیف است
۳ امام صادق إِذَا قَامَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ حَکَمَ بَیْنَ النَّاسِ بِحُکْمِ داوود لَا یحْتَاجُ إِلَی بَیِّنَهٍ یلْهِمُهُ اللَّهُ تَعَالَی فَیَحْکُمُ بِعِلْمِهِ وَ یُخْبِرُ کُلَّ قَوْمٍ بِمَا اسْتَبْطَنُوهُ وَ یَعْرِفُ وَلِیَّهُ مِنْ عَدُوِّهِ بِالتَّوَسُّمِ قَالَ اللَّهُ‏ سُبْحَانَهُ‏ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِینَ وَ إِنَّها لَبِسَبِیلٍ مُقِیمٍ محمد بن محمد بن نعمان (مفید)، الارشاد ‏، ج‏۲، ص۳۸۶٫ مرسل
۴ امام باقر یقضِی القائِمُ بِقَضایا ینکِرُها بَعَضُ اَصحابِهِ مِمَّن قَدْ ضَرَبَ قُدّامَهُ بِالسَّیفِ وَهُوَ قَضاءُ آدَمَ فَیقَدِّمُهُمْ فَیضرِبُ اَعناقَهُمْ، ثُمَّ یقضِی الثّانِیهَ فَینکِرُها قَوْمٌ آخَروُنَ مِمَّنْ قَدْ ضَرَبَ قُدامَهُ بِالسَّیفِ وَهُوَ قَضاءُ داوود فَیقَدِّمُهُمْ فیضربُ اَعناقَهُمْ ثُمَّ یقضِی الثّالِثَهَ فَینکِرُها قَومٌ آخَروُنَ مِمَّن قَدْ ضَرَبَ قُدّامَهُ بِالسَّیفِ وَهُوَ قَضاءُ اِبراهیم فَیقَدِّمُهُمْ فَیضرِبُ اَعناقَهُم، ثُمَّ یقضی الرّابِعَهَ وَهُوَ قَضاءُ مُحمَّدٍ فَلا ینکِرُها اَحَدٌ عَلَیه محمد باقر مجلسی، همان، ج ۵۲، ص۳۸۹، ح۲۰۷٫ مرسل

۵

امام صادق سَیَبْعَثُ اللَّهُ‏ ثَلَاثَمِائَهٍ وَ ثَلَاثَهَ عَشَرَ رَجُلًا إِلَی مَسْجِدٍ بِمَکَّهَ یَعْلَمُ أَهْلُ مَکَّهَ أَنَّهُمْ لَمْ یُولَدُوا مِنْ آبَائِهِمْ وَ لَا أَجْدَادِهِمْ عَلَیْهِمْ سُیُوفٌ مَکْتُوبٌ عَلَیْهَا أَلْفُ کَلِمَهٍ کُلُّ کَلِمَهٍ مِفْتَاحُ أَلْفِ کَلِمَهٍ وَ یَبْعَثُ اللَّهُ الرِّیحَ مِنْ کُلِّ وَادٍ تَقُولُ هَذَا الْمَهْدِیُّ یَحْکُمُ بِحُکْمِ داوود وَ لَا یُرِیدُ بَیِّنَهً محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبه، ص۳۱۴ـ۳۱۵ مرسل و ضعیف

۶ امام باقر إِنَّهُ اتَّهَمَ زَوْجَتَهُ بِغَیْرِهِ فَنَقَرَ رَأْسَهَا وَ أَرَادَ أَنْ یُلَاعِنَهَا عِنْدِی فَقَالَ لَهَا بَیْنِی وَ بَیْنَکِ مَنْ یَحْکُمُ بِحُکْمِ داوود وَ آلِ داوود وَ یَعْرِفُ مَنْطِقَ الطَّیْرِ وَ لَا یَحْتَاجُ إِلَی شُهُودٍ فَأَخْبَرْتُهُ أَنَّ الَّذِی ظَنَّ بِهَا لَمْ یَکُنْ کَمَا ظَنَّ فَانْصَرَفَا عَلَی صُلْحٍ
قطب الدین سعید راوندی، الخرائج و الجرائح، ج‌۱، ص۲۹۰-۲۹۱٫ مرسل و ضعیف
۷ نا مشخص إِذَا قَامَ الْقَائِمُ حَکَمَ بِالْعَدْلِ وَ ارْتَفَعَ فِی أَیَّامِهِ الْجَوْرُ… وَ حَکَمَ بَیْنَ النَّاسِ بِحُکْمِ داوود وَ حُکْمِ مُحَمَّدٍ‏ محمد بن محمد بن نعمان (مفید)، ارشاد‏،ج۲، ص۳۸۴٫ مرسل و موقوف
۸ امام صادق دمَانِ فِی الْإِسْلَامِ حَلَالٌ مِنَ اللَّهِ لَا یَقْضِی فِیهِمَا أَحَدٌ حَتَّی یَبْعَثَ اللَّهُ قَائِمَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فَإِذَا بَعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ قَائِمَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ حَکَمَ فِیهِمَا بِحُکْمِ اللَّهِ لَا یُرِیدُ عَلَیْهِمَا بَیِّنَهً الزَّانِی الْمُحْصَنُ یَرْجُمُهُ وَ مَانِعُ‏ الزَّکَاهِ یَضْرِبُ‏ عُنُقَهُ محمدبن یعقوب کلینی، کافی،ج‏۳، ص۵۰۳٫ ضعف راویان
۹ امام سجاد سَأَلْتُهُ بِأَیِّ حُکْمٍ تَحْکُمُونَ قَال‏ حُکْمِ آلِ داوود فَإِنْ أَعْیَانَا شَیْ‏ءٌ تَلَقَّانَا بِهِ رُوحُ الْقُدُسِ محمدبن یعقوب کلینی، کافی، ج۱، ص۳۹۸ به دلیل وجود راویان مجهول سند ضعیف است
۱۰ امام صادق قَالَ فَبِمَا تَحْکُمُونَ قَالَ بِحُکْمِ اللَّهِ وَ حُکْمِ آلِ داوود وَ حُکْمِ مُحَمَّدٍ  وَ یَتَلَقَّانَا بِهِ رُوحُ الْقُدُسِ کلینی، کافی،ج۱، ص۳۹۸ سندپیوسته ولی برخی راویان ضعیف می باشند
۱۱ امام صادق سَیَأْتِی مِنْ مَسْجِدِکُمْ هَذَا یَعْنِی مَکَّهَ ثَلَاثُمِائَهٍ وَ ثَلَاثَهَ عَشَرَ رَجُلًا یَعْلَمُ أَهْلُ مَکَّهَ أَنَّهُ لَمْ یَلِدْهُمْ آبَاؤُهُمْ وَ لَا أَجْدَادُهُمْ عَلَیْهِمُ السُّیُوفُ مَکْتُوبٌ عَلَی کُلِّ سَیْفٍ کَلِمَهً یَفْتَحُ أَلْفَ کَلِمَهٍ تَبْعَثُ الرِّیحُ فَتُنَادِی بِکُلِّ وَادٍ هَذَا الْمَهْدِیُّ هَذَا الْمَهْدِیُ‏ یَقْضِی‏ بِقَضَاءِ آلِ داوود وَ لَا یَسْأَلُ عَلَیْهِ بَیِّنَهً محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ج‏۱،ص۳۱۱٫ هرچند برخی راویان آن متهم به غلوّ و تضعیف شده-اند اما زنجیره سند پیوسته و متصل است
۱۲ امام صادق یَا أَبَانُ سَیَأْتِی اللَّهُ بِثَلَاثِمِائَهٍ وَ ثَلَاثَهَ عَشَرَ رَجُلًا فِی مَسْجِدِکُمْ هَذَا یَعْلَمُ أَهْلُ مَکَّهَ أَنَّهُ لَمْ یُخْلَقْ آبَاؤُهُمْ وَ لَا أَجْدَادُهُمْ بَعْدُ عَلَیْهِمُ السُّیُوفُ مَکْتُوبٌ عَلَی کُلِّ سَیْفٍ اسْمُ الرَّجُلِ وَ اسْمُ أَبِیهِ وَ حِلْیَتُهُ وَ نَسَبُهُ ثُمَّ یَأْمُرُ مُنَادِیاً فَیُنَادِی هَذَا الْمَهْدِیُ‏ یَقْضِی‏ بِقَضَاءِ داوود وَ سُلَیْمَانَ لَا یَسْأَلُ عَلَی ذَلِکَ بَیِّنَهً محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبه، ص۳۱۳-۳۱۴٫ پیوستگی و اتصال زنجیره سند ولی برخی راویان آن در رجال مجهول وتضعیف شده¬اند

۱۳ امام صادق سیأتی مسجدکم هذا یعنی مکه ثلاثمائه و ثلاثه عشر رجلا إلی أن قال: فتنادی بکل واد هذا المهدی یقضی بقضاء آل داوود لا یسأل علیه بینه محمد بن علی(صدوق)، الخصال، ج۲، ص ۶۴۹، ح ۴۳٫ سند مذکور از پیوستگی اسناد برخوردار است ولی برخی راویان آن در رجال تضعیف شده-اند

۱۴ امام صادق و امام کاظم لَوْ قَدْ قَامَ الْقَائِمُ حَکَمَ بِثَلَاثٍ لَمْ یَحْکُمْ بِهَا أَحَدٌ قَبْلَهُ یَقْتُلُ الشَّیْخَ الزَّانِیَ وَ یَقْتُلُ مَانِعَ الزَّکَاهِ وَ یُوَرِّثُ الْأَخَ أَخَاهُ فِی الْأَظِلَّهِ محمد بن علی(صدوق)، خصال، ج۱، ۱۶۹، ح ۲۲۳٫ اتصال و پیوستگی راویان هرچند برخی راویان سند تضعیف شده‌اند
به رغم ضعف سندی روایات دسته دوم، به دلایل ذیل می‌توان آن‌ها را مورد توجه قرار داد:
الف) تعاضد مضمونی روایات که با اسانید و روات مختلف نقل شده؛ که همه گویای یک مضمون هستند. با وجود این تعدد و تباعد، تبانی بر دروغ بعید می‌‌نماید.
ب) عدم امکان وجود داعیه دروغ گویی و کذب در این موضوع (اسفندیاری، ۱۳۸۸: ص۴۲، ش۱۰).
ج) بعید نبودن ادعای تواتر اجمالی این اخبار.
با توجه به این‌که سند ده روایت، متصل وصحیح و موثق است و دیگر اخبار مربوط نیز موید این دیدگاه است؛ می‌توان ادعا کرد که اخبار باب حکم داوودی امام مهدی و اسانید روایات، «مستفیض» بوده و مستند روایی باب را تامین می‌کند.
علاوه بر بررسی‌های سندی ذکر شده، دیدگاه علمای اسلامی در متواتر، مستفیض و موثق دانستن احادیث حکم کردن امام مهدی، به باطن می‌تواند ضعف دیدگاه مخالفان این احادیث مبنی بر خبر واحد شمردن و تضعیف سندی آن‌ها را نشان دهد:
یکم. محمد تقی مجلسی (معروف به مجلسی اول) در کتاب روضه المتقین به تواتر روایات حکم داودی تصریح می‏کند و اجرای آن را در زمان ظهور بر حضرت واجب می‌داند:
«…وان کان لم یجب علیهم الا فی زمان القائم کما ورد به ‏الاخبار المتواتره بانّه اذا ظهر القائم یحکم بحکم آل داود و لایسأل بینه(مجلسی اول، ۱۴۰۶: ج‏۶، ص۶۰ ـ ۵۹)؛ گرچه داوری به واقع بر آنان واجب نیست مگر در زمان حضرت قائم؛ آن گونه که اخبار متواتر آمده هنگامی که حضرت قائم ظهور می‌کند، مانند آل داوود قضاوت می‌کند و بینه نمی‌طلبد» (مجلسی، ۱۴۰۶: ج۶، ص۵۹ـ۶۰).
ایشان در کتاب لوامع صاحبقرانی، ضمن اشاره به قضاوت‌های ائمه حکم کردن امام بر اساس باطن را موافق اخبار بسیار می‌داند ( همان، ۱۴۱۴: ج‏۸، ص۷۲۴-۷۲۵).
دوم. محمد باقرمجلسی در کتاب حیاه القلوب، احادیث حکم داودی را معتبر و فراوان می‌داند ( مجلسی، ۱۳۸۴: ج‏۲، ص۹۰۸) و در شرح وتوضیح حدیث سوم باب « فی الأئمه أنهم إذا ظهر أمرهم حکموا بحکم داود و آل داود و لا یسألون البینه» ازکتاب مرآه العقول، به موثق بودن روایت مذکور اشاره می‌کند (همان، ۱۴۰۴: ج‏۴، ص۳۰۳).
سوم. محمد بن زین الدین ابن أبی جمهور، احادیث حکم داوودی امام مهدی را صحیح می‌داند (ابن أبی جمهور، ۱۴۰۵: ج‏۱، ص۲۴۱).
چهارم. سید کاظم حائری قضاوت قبل از قیام حضرت را طبق بینه و سوگند دانسته و می‌نویسد:
اخبار فراوانی دلالت بر این دارند که قضاوت بر طبق این علم [یعنی علم حاصل از الهام، وحی و مکاشفه] مختص امام مهدی بعد از قیامشان می‌باشد ( حائری، ۱۴۱۵: ص۱۹۸).
پنجم. علی اکبر نهاوندی علاوه بر معتبر دانستن وکثرت احادیث حکم داوودی امام مهدی (نهاوندی، ۱۳۸۶: ج۸، ص۵۳۲-۵۳۴) به صدور اخبار مستفیضه با این مضمون قائل می‌باشند (همان: ج‏۲، ص‌۱۰۹-۱۱۰).
نتیجه گیری
مجموع روایات مربوط به‌داوری امام مهدی بر اساس باطن امور را از نظر اعتبار به دو دسته می‌توان تقسیم کرد:
۱٫ دسته نخست: روایاتی که راویان زنجیرۀ سند آن تماما ثقه هستند ومتن آن‌ها مسند و پیوسته ومتصل از معصوم گزارش شده است که شامل ده حدیث می‌شود و در متن به آن‌ها اشاره شد. این دسته روایات مستفیض می‌باشند.
۲٫ دسته دوم: روایاتی که مرسل، مجهول یا ضعیف هستند؛ هرچند برخی اسانید آن‌ها مسند است.
با وجود ضعف سندی روایات دسته دوم، به دلایل ذیل می‌توان آن‌ها را مورد توجه قرار داد:
الف) تعاضد مضمونی روایات که با اسانید و روات مختلف نقل شده و همه گویای یک مضمون هستند و با وجود این تعدد و تعامند، تبانی بر دروغ بعید می‌نماید؛
ب) عدم امکان داعیه دروغ گویی و کذب در این موضوع؛
ج) بعید نبودن ادعای تواتر اجمالی این اخبار.
در نتیجه با توجه به این‌که سند ده روایت، متصل وصحیح و موثق است و نیز با تاکید بر دیگر اخبار مربوط می‌توان ادعا کرد که اخبار باب حکم داوودی امام مهدی و اسانید روایات، مستفیض است و مستند روایی باب را تامین می‌کند.

منابع
ابن أبی جمهور، محمد بن زین الدین (۱۴۰۵ق). عوالی اللئالی العزیزیه فی الأحادیث الدینیه، ج‏۱، محقق: مجتبی‏عراقی، قم‏: دار سید الشهداء للنشر‏.
ابن باز، عبد العزیز بن عبد الله (بی‌تا). فتاوی نور علی الدرب، موسسه شیخ عبدالعزیز بن باز.
اسفندیاری، رضا ( تابستان ۱۳۸۸). «سیره مهدوی و دولت منتظر»، مشرق موعود، ش۱۰، سال سوم.
آیتی، نصر الله، (زمستان ۱۳۸۶). امام مهدی احیاگر شریعت، فصلنامه مشرق موعود، سال اول، شماره۴، قم. مؤسسه آینده روشن.
بحرالعلوم، سید مهدی (۱۳۸۵). رجال السید بحرالعلوم، تحقیق: محمدصادق بحرالعلوم، نجف اشرف: مطبعه الآداب.
برقی، أحمد (۱۴۲۰ق). رجال البرقی، تحقیق: محمدجواد قیومی، قم، نشر اسلامی.
حائری، ابوعلی محمد بن اسماعیل (۱۴۱۶ق). منتهی المقال، قم، آل‌البیت.
حائری، سید کاظم حسینی (۱۴۱۵ق). القضاء فی الفقه الإسلامی‌، قم، مجمع اندیشه اسلامی‌.
حر عاملی، محمد بن حسن (۱۴۲۵ق). إثبات الهداه بالنصوص و المعجزات‏، بیروت: اعلمی.‏
حسینیان قمی، مهدی (بهار ۱۳۸). دفاع از روایات مهدویت( داوری داوودی ۲)، انتظار موعود، ش ۱۵٫
حلّی، تقی‌الدین (حسن بن علی بن داوود) (بی‌تا). رجال ابن‌داوود، تحقیق: محمدصادق بحرالعلوم، نجف، حیدریه.
حلّی، حسن بن یوسف (۱۴۱۷ق). خلاصه الأقوال، تحقیق: جواد قیومی، قم، مؤسسه نشر اسلامی.
خویی، سید ابوالقاسم (۱۴۱۰ق). معجم رجال الحدیث، قم، مدینه العلم.
ـــــــــــــــــ (۱۴۱۷). مصباح الأصول، مقرر: سید محمد سرور واعظ حسینی بهسودی‌، قم، مکتبه الداوری.
سیستانی، سید مرتضی (۱۴۳۲ق). دولت کریمه امام زمان، نشر الماس، قم.
صدر، سید محمد (۱۳۸۴). تاریخ پس از ظهور، مترجم: سجادی پور، حسن، تهران، موعود عصر.
صدوق، محمد بن علی (۱۳۹۵ق). کمال الدین و تمام النعمه، مصحح: علی اکبر غفاری، تهران، اسلامیه.
صفار، محمد بن حسن، (۱۴۰۴ق). بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد‏، مصحح: کوچه باغی، قم، مکتبه آیه الله المرعشی النجفی‏.
طبرسی، فضل بن الحسن (۱۴۱۷ق). إعلام الوری بأعلام الهدی (ط – الحدیثه)، قم، آل البیت.
طوسی، محمد بن حسن (بی‌تا). الفهرست، تحقیق: محمدصادق بحرالعلوم، نجف، مکتبه المرتضویه.
ــــــــــــــــــــــ (۱۴۰۴ق). اختیار معرفه الرجال(معروف به رجال الکشّی)، تعلیق، میرداماد استرآبادی، تحقیق: سیدمهدی رجالی، قم، مؤسسه آل‌البیت.
ــــــــــــــــــــــ (۱۳۸۱ق). رجال الشیخ الطوسی‏، نجف، انتشارات حیدریه.
ــــــــــــــــــــــ (۱۳۷۶). العده فی اصول الفقه، تحقیق: محمدرضا انصاری، قم، نشر ستاره.
قزوینی، محمدکاظم (۱۴۲۷ق). الإمام مهدی من المهد الی الظهور، قم، دار الانصار.
کامل سلیمان (۱۴۲۷ق). یوم الخلاص فی ظل القائم ـ المهدی، دار المجتبی، قم.
الکجوری الشیرازی، مهدی (۱۴۲۴ق). الفوائد الرجالیه، تحقیق: محمد کاظم رحمان ستایش، قم، دار الحدیث.
کلینی، محمد بن یعقوب (۱۴۰۷ق). الکافی مصحح: علی اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الکتب الإسلامیه.‏
مامقانی، عبد الله (۱۳۱۱ق). مقباس الهدایه فی علم الدرایه، قم، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث.
محمد حمیل حمود (۱۴۲۱ق). الفوائد المهیمه فی شرح العقائد الامامیه، بیروت، موسسه الاعلمی.
مجلسی، محمدباقر (۱۴۲۰ق). الوجیزه فی الرجال، محقق و مصحح: محمد کاظم رحمان ستایش،تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
ـــــــــــــــــ (۱۳۸۴). حیاه القلوب‏، قم، سرور.
ـــــــــــــــــ (۱۴۰۴ق). مرآه العقول فی شرح أخبار آل الرسول‏، مصحح: سید هاشم‏رسولی محلاتی، تهران، دار الکتب الإسلامیه.
مجلسی، محمد تقی (۱۴۰۶ق). روضه المتقین، محقق: سید حسین موسوی کرمانی و علی پناه اشتهاردی و سید فضل الله طباطبائی‏، قم، مؤسسه فرهنگی اسلامی کوشانپور.
ـــــــــــــــــ (۱۴۱۴ق). لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه، قم، مؤسسه اسماعیلیان.
مودب،سیدرضا (۱۳۸۲). علم الدرایه تطبیقی، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی.
مهدوی راد، محمد علی؛ (پاییز‌و‌زمستان (۱۳۹۱). عطاءالله جباری، امیر؛ محمد بن سنان از ورای دیدگاه ها،حدیث پژوهی – شماره ۸٫
مهدی‏پور، علی اکبر، (زمستان ۱۳۸۳). «بررسی چند حدیث شبهه‏ناک درباره عدالت آفتاب عالم‏تاب»، انتظار موعود، سال چهارم، ش ۱۴٫
نجاشی، ابوالعباس (احمد بن علی) (۱۴۱۸ق). رجال النجاشی، تحقیق: سید موسی زنجانی، قم، نشر اسلامی.
نجفی، محمد حسن‌ (۱۴۰۴ق). جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام‌، مصحح: عباس قوچانی و علی آخوندی‌، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‌.
نعمانی، محمد بن ابراهیم (۱۳۹۷ق). الغیبه، مصحح: علی اکبر غفاری، تهران، نشر صدوق.‏
نهاوندی، علی اکبر (۱۳۸۶). العبقری الحسان‏، محقق ومصحح: حسین احمدی قمی ‏و صادق برزگر، قم، مسجد مقدس جمکران.

درباره نویسنده