52

تاثیرات سیاسی جهانی‌شدن، بر زمینه‌سازی انقلاب جهانی حضرت مهدی

تاثیرات سیاسی جهانی‌شدن، بر زمینه‌سازی انقلاب جهانی حضرت مهدی۴
رحیم کارگر
امید درویشی
چکیده
«جهانی‌شدن» ضمن به وجود آوردن تحولاتی عمیق و ایجاد مرحله‌ای نوین از زندگی برای بشر، آثار متعددی‌ برجای گذاشته است. با توجه به این که یکی از مباحث مهم اندیشۀ مهدویت، بررسی زمینه‌های انقلاب جهانیِ امام زمان  می‌باشد؛ در این پژوهش تلاش شده است بیان شود که جهانی‌شدن چگونه به لحاظ سیاسی، می‌تواند زمینه‌ساز انقلاب جهانی امام زمان  باشد. این نوشتار، ضمن اشاره به برخی آثار سیاسی جهانی‌شدن، با روشی توصیفی ـ تحلیلی، به فرصت‌هایی اشاره می‌کند که بسترهای مثبت یا منفی شکل‌گیری قیام و انقلاب امام زمان را به وجود می آورند.
واژگان کلیدی: جهانی‌شدن، جهانی سازی، سیاست، زمینه‌سازی، قیام، حکومت، انقلاب، امام زمان.

مقدمه
بر اساس آیندهنگری دینی، سرانجام، جهان شاهد انقلابی بزرگ می‌باشد که به شکل‌گیری حکومتی جهانی منجر می‌شود: وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ‏ (انبیاء: ۱۰۵). طبق آموزههای اسلامی، چنین حکومتی با انقلاب جهانی امام زمان محقق خواهد شد. شکلگیری این انقلاب جهانی، همانند همه انقلابها، بدون زمینهها و بسترهای مناسب، امکان پذیر نخواهد بود. به تعبیر شهید صدر:
انقلاب مهدی، از نظر اجرا همانند همه انقلابها به زمینههای عینی و خارجی بستگی دارد و باید فضایی مناسب موجود باشد (صدر، ۱۳۷۹: ص۱۰۸).
هر چند این قیام با امدادهای غیبی همراه است؛ اما تمامیت آن با معجزه و امداد غیبی نخواهد بود و همانند انقلاب‌های تاریخی و حتی برنامه‌های اصلاحی رهبران دینی، با بهره‌گیری از وسایل و اسباب طبیعی، با یکسری مقدماتی انجام می‌گیرد. برای شکل‌گیری چنین انقلابی، باید زمینه‌هایی در سطح جهانی ایجاد شود تا زیرساخت‌های این انقلاب مقدس شکل بگیرد. آیت الله مکارم شیرازی در این زمنیه میگویند:
اگر بنا هست جهان کنونی پر از بیدادگری و ظلم و فساد، از لبۀ پرتگاه فنا و نیستی کنار رود؛ باید انقلابی وسیع در آن صورت گیرد (مکارم‏شیرازی، ۱۳۸۶: ص۶۷).
ایشان برای شکل‌گیری چنین انقلابی سه نوع آمادگی را ضروری می‌دانند که عبارتند از: «آمادگی‌های فکری و فرهنگی»، «آمادگی‌های اجتماعی» و «آمادگی‌های تکنولوژی و ارتباطی».
بعد سیاسی جهانی‌شدن، با ایجاد تحولاتی عظیم توانسته است در شکل‌گیری چنین آمادگی‌هایی نقش بسزایی داشته باشد و زمینه‌های تحقق انقلابی فراگیر و خیزشی عمومی را بیش از پیش فراهم کند.
با توجه به این که انقلاب امام زمان فراگیر و جهانی است، جهانی‌شدن ظرفی را فراهم ساخته که زمینه‌های شکل‌گیری انقلابی به وسعت کرۀ زمین را که متون دینی وعده داده‌اند؛ فراهم کرده است؛ چرا که در قرون گذشته، تصور خیزش و انقلابی همگانی، هماهنگ و فراگیر وجود نداشت و به واسطه وجود قلمروگرایی و نیز وجود فاصله‌های مکانی و نبود امکانات پیشرفته ارتباطی، عملا زمینه‌های انقلابی جهانی و هماهنگ، با ابهاماتی همراه بود. اما امروزه به واسطه قلمروزدایی و از بین رفتن فاصله‌های مکانی و زمانی و امکان ارتباط فوری با تمام نقاط عالم، بستر تحقق خیزشی جهانی، بیش از پیش فراهم شده است. در ادامه این نوشتار به برخی از آثار جهانی‌شدن که بستر‌هایی مناسب برای قیام و انقلاب امام زمان فراهم کرده‌اند؛ اشاره می‌شود.
مفهوم شناسی
پیش از ورود به بحث، لازم است به تبیین برخی مفاهیم اساسی این نگاشته اشاره کنیم:
الف) جهانی‌شدن
با طرح بحث «جهانی‌شدن»، اندیشمندان زیادی در این عرصه ورود پیدا کرده و حجم عظیمی از استنتاجات را ارائه کرده اند؛ اما هنوز تعریف واحدی برای آن ارائه نشده و ابهامی معنادار بر این مفهوم، سایه افکنده است؛ زیرا این پدیده به حد نهایی تکامل خود نرسیده است (هانس، ۱۳۸۱: ص۱۴). به همین دلیل، زاویه دید اندیشمندان، به مقوله جهانی‌شدن، موجب تعاریف متعددی در این عرصه شده است.
برخی از نظریه‌ پردازان، بعد اقتصادی جهانی شدن را در نظر گرفته‌، می‌گویند:
جهانی‌شدن حاصل یکپارچگی اقتصادی، مالی و زیست محیطی است (کومسا، ۱۳۸۸: ص۱۸۳). جیمز روزنا با تکیه بر برچیده شدن مرزهای طبیعی و جغرافیایی معتقد است : جهانی‌شدن، فرایندی است که در ورای مرزهای ملی گسترش یافته و افراد، گروه‌ها، نهادها و سازمان‌ها را به انسجام رفتارهای یکسان با شرکت در فرایندها، سازمان‌ها یا نظام‌های فراگیر و منسجم وا می‌دارد (‌روزنا، ۱۳۸۷: ص۲۳).
آنتونی گیدنز جهانی‌شدن را نتیجه طبیعی رشد و گسترش مدرنیته قلمداد می‌کند و می‌گوید:
جهانی‌شدن، سیمای ظاهری جهان و همچنین نحوۀ نگریستن ما به جهان را دگرگون می‌سازد (گیدنز، ۱۳۸۹: ص۷۶).
یان آرت شولت معتقد است که به واسطه جهانی‌شدن، در شکل بندی فضای اجتماعی تغییری نوین ایجاد شده است که در این فضا، مرزهای ملی کم رنگ شده و فضای جامعه بشری طبق فاصله‌های مکانی و سرزمینی شناسایی نمی‌شوند. به تعبیر او، نوعی «قلمرو زدایی» ایجاد شده است. وی می‌گوید:
جهانی‌شدن حاکی از نوعی تغییر گسترده در ماهیت فضای اجتماعی است (شولت، ۱۳۸۲: ص۵۰).
همان‌طور که بیان شد، ارائه تعریفی جامع از جهانی‌شدن کاری دشوار است؛ ولی باتوجه به بیانات مذکور، می‌توان از جهانی‌شدن تعریفی ارائه کرد که با محور این نوشتار متناسب است:
جهانی‌شدن عبارت است از فرایند فشردگی زمان و مکان که به واسطه آن، عرصه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، و فرهنگی، در جامعه جهانی واحد ادغام می‌شوند.
ب) جهانی‌سازی
در تعریف «جهانی‌سازی» گفته‌اند:
گسترش فرهنگ یک کشور یا یک بلوک به سراسر کرۀ زمین، یا تلاش برای گستردن جهانی الگوها وایده‌های خاص. این تلاش به آن علت صورت می‌گیرد تا بر کشورهای دیگر جهان تاثیر گذارده، آن‌ها را در یک نظم نوین و دلخواه گرد هم آورد (شیرودی، ۱۳۸۶: ص۹).
بسیاری از نظریه ‌پردازان، جهانی‌سازی را در واقع «پروژه‌ای» می‌دانند که کارگزارانی دارد و آن را به سمت و سوی خاصی در سطح جهان هدایت می‌کند. آنان اعتقاد دارند که جهانی‌سازی توسط نظام لیبرال دموکراسی غرب، به دلیل تسلط بر کل دنیا به راه افتاده است. طبق این دیدگاه، جهانی‌شدنی که دنیای غرب از آن دم می‌زند، همان جهانی‌سازی، غربی سازی، آمریکایی سازی و یا جهان‌گرایی آمریکایی است. به عبارتی دیگر، نظام لیبرال دموکراسی غرب تلاش می‌کند با استفاده از فن‌آوری ارتباطات رسانه‌ای درزمینه‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، برای کشورهای دنیا قوانینی وضع و در این زمینه‌ها بر سایر ملت‌ها اعمال نفوذ کند و این، همان چیزی است که از آن به «نظم نوین جهانی» «نظام تک قطبی» و «امپراتوری جهانی امریکا» تعبیر می‏شود.
مقام معظم رهبری در این زمینه می‌فرمایند:
این جهانی‌شدن، اسمش جهانی‌شدن است؛ اما باطنش امریکایی شدن است…. هدف به صورت لخت و پوست‌کنده جز این چیز دیگری نیست؛ اما می‌خواهند در زیر نام‌های زیبا – جهانی‌شدن و تحوّل و پیشرفت – این هدف را پنهان کنند (مقام معظم رهبری: ۹/۱۲/۱۳۷۹).
لستر تارو، یکی از دلایل مخالفت با جهانی‌شدن را آمریکایی بودن آن می‌داند و می‌گوید:
جهانی‌شدن طرح ساختمانی آمریکایی است که بدون مشارکت آنان و به رغم اعتراضاتی که می‌کنند، در حال بنا شدن است… برخی از احساسات ضد آمریکایی به این دلیل بروز می‌کند که دیگران می‌بینند آمریکایی‌ها از جهانی‌شدن منافع زیادی به دست می‌آورند؛ چون الگوی جهانی بر الگوی آمریکایی مبتنی است (لستر تارو، ۱۳۸۳: ص۱۴۴).
بنابراین، مفهوم «جهانی‌شدن» با مفهوم «جهانی‌سازی» متفاوت است؛ زیرا «جهانی‌شدن» فرایندی طبیعی است که جوامع بشری را در بستر پیشرفت در عرصه‌های متعدد قرار داده است؛ اما «جهانی‌سازی» جریانی است که فرایند جهانی‌شدن را به واسطه استفادۀ حداکثری از زیرساخت‌ها و بعد سخت افزاری، به سمت و سوی خاصی سوق می‌دهد. به عبارت دیگر، جهانی‌شدن که فرایندی طبیعی است، همانند ظرفی است که جهانی‌سازی به نوعی محتوای آن محسوب می‌شود؛ یعنی زمانی که عده‌ای خاص، این فرایند و حرکت روبه‌رشد بشری را، در دست بگیرند و با اِعمال ارادۀ «هدفمندشان»، محتوایی خاص برای آن ظرف تعیین کنند؛ جهانی‌سازی محقق شده‌است.
ج) انقلاب امام زمان
«انقلاب» از نظر لغوی به معنای «برگردیدن و واژگون شدن و برگشتن از کاری و حالی است» (دهخدا، ۱۳۷۳: ج۳، ص۳۵۷۹) و از نظر اصطلاحی:
به آن رویدادها، یا به طور دقیق‌تر رشته رویدادهایی محدود می‌شود که از ایجاد تغییر مقامات حکومت یا حتی رژیم فراتر است و به تغییرات اجتماعی ـ اقتصادی بنیادی در جامعه منجر می‌شود (راش، ۱۳۹۰: ص۲۲۳).
شهید مطهری با بیان این که «انقلاب، ماهیت مردمی دارد می‌گوید:
انقلاب عبارت است از: طغیان و عصیان مردمی که محکوم یک نظام هستند و از آن نظام ناراضی و خشم‌گین اند علیه آن نظام حاکم، برای این که وضع مطلوبی که آرمان آن‌هاست، به وجود بیاید (مطهری، ۱۳۷۲: ج۲۴، ص۱۹۶).
در بستر تاریخ، همواره انقلاب‌هایی ایجاد شده که هر کدام به نوبه خود دارای ویژگی‌ها و ایدئولوژی‌هایی بوده‌ است. در عصر کنونی، جهان شاهد انقلاب‌های زیادی بوده است، از جمله «انقلاب فرانسه (۱۷۸۹م)، انقلاب روسیه (۱۹۱۷م)، انقلاب چین (۱۹۴۹م)، انقلاب اسلامی ایران (۱۹۷۸م) و همچنین انقلاب‌های زنجیره‌ای در کشورهای عربی که هر کدام به نحوی بر عرصه سیاسی اجتماعی تاثیرگذار بوده است. متون دینی ادیان مختلف، مخصوصا دین اسلام، از وقوع یک انقلاب جهانی در آیندۀ تاریخ خبر داده‌اند که به «قیام و انقلاب جهانی حضرت مهدی» معروف است و یکی از بزرگ‌ترین انقلاب‌های بشری می‌باشد و تحولاتی بنیادین در عرصه‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در تمام دنیا ایجاد می‌کند.
د) زمینه‌سازی
«زمینه‌سازی» به معنای مقدمه چینی، آماده ساختن، استعداد، اعداد زمینه و تهیه مقدمات برای منظوری است (دهخدا، ۱۳۷۳: ج۳، ص۱۲۹۳۴). اما زمینه‌سازی موضوع این نوشتار، به معنای وجود رابطه علی و معلولی بین جهانی‌شدن و انقلاب امام زمان نیست و بدان معنا نیست که چون جهانی‌شدن، برخی فرصت‌ها را ایجاد کرده است؛ پس لاجرم انقلاب امام زمان باید محقق شود؛ بلکه مراد از زمینه‌سازی، «هم سویی» برخی آثار جهانی‌شدن با انقلاب جهانی امام زمان میباشد؛ به نحوی که بسترهای مناسبی برای تحقق انقلاب جهانی امام عصر فراهم شده که این بسترها قبلا وجود نداشته‌اند.
تاثیر جهانی شدن بر انقلاب جهانی مهدوی
همان طور که بیان شد، تحولات بزرگ اجتماعی، همواره نیازمند مقدماتی طبیعی هستند تا در سایه این مقدمات، بتوانند در لایه‌های گوناگون جوامع بشری، به خوبی تاثیر گذار باشند. قیام و انقلاب امام زمان نیز نه تنها از این قاعده مستثنا نیست، بلکه چون در مقیاسی جهانی صورت می‌گیرد، به طریق اولی نیازمند مقدمه ‌چینی و زمینه‌سازی گسترده‌ای است. بر این اساس بعضی از آثار جهانی‌شدن ـ که می‌تواند برای قیام و انقلاب امام زمان بستر‌هایی مناسب فراهم کند ـ عبارت است از :
۱٫ رشد آگاهی‌های سیاسی
جهانی‌شدن، باعث افزایش و رشد آگاهی‌ها، در عرصه‌های مختلف شده ‌است که یکی از مصادیق این دانش‌ها، رویکرد سیاسی مسائل جامعه است. در واقع، به واسطه زیرساخت‌هایی که جهانی‌شدن فراهم کرده، اطلاعات سیاسی فراوانی در دسترس عموم قرار گرفته و جهان به سمت سیاسی شدن هر چه بیشتر، افزایش آگاهی‌های سیاسی، کاهش رژیم‌های اقتدارگر، کوچک‌شدن دنیا و جامعه مدنی جهانی به پش می‌رود. علاوه بر افزایش این اطلاعات، تسهیلات اطلاع رسانی بر این امر موثر است. در حقیقت از نظر فنی، گسترش تکنولوژی‌های ارتباطی و اطلاعاتی، همانند رسانه‌های صوتی و تصویری و زیرساخت‌هایی چون اینترنت و ماهواره، نقش بسیار مهمی در رشد آگاهی‌های سیاسی ایفا کرده‌اند. مانوئل کاستلز در این مورد می‌گوید:
رسانه‌ها، منبع اساسی اطلاعات و عقاید سیاسی مردم است (کاستلز، ۱۳۸۵: ‌ج۲‌: ص۳۹۰). قدرت آگاهی ‌بخشی سیاسی رسانه‌ها در جوامع، آن‌قدر پررنگ می‌باشد که برخی از نظریه‌ پردازان ارتباطات معتقدند، امروز جهان در دست کسی است که رسانه‌ها را در اختیار دارد (بگدیکیان، ۱۳۸۲: ص۵).
به واسطه بعد فنی و تکنولوژیک جهانی‌شدن، آگاهی‌های سیاسی، گسترده شده و فهم جامعه جهانی نسبت به حاکمیت‌ها و نظام‌های سیاسی موجود، بیش از پیش افزایش یافته و اهداف و برنامه‌های آنان روشن‌تر شده است. انسان امروزی به این نکته ظریف و در عین حال، تعیین کننده پی برده است که نظام‏ مدیریتی‏ جهان،‏ از جهات متعددی توانایی ادارۀ جهان را ندارد و نه تنها نمی‌تواند بشر را به کمال و سعادت برساند؛ بلکه روز به روز جامعه جهانی را به سوی گمراهی، فقر، فساد و تباهی سوق می‌دهد. امروزه افکار عمومی به مدد تکنولوژی‌های مدرن، فهمیده‌اند که اصلاح ساختار مدیریتی جهان و تبدیل تعدد مدیریت به وحدت مدیریت، یکی از عوامل نجات‏بخش بشر از خطر نابودی و انحطاط است (پسندیده، ۱۳۸۱: ص۴۲).
طبق روایات، یکی از زمینه‌های سیاسی شکل‌گیری انقلاب جهانی امام عصر؛ آن است که در عرصه سیاسی، تمام کسانی که مدعی به سعادت رساندن بشرند، به قدرت برسند و جهانیان به مرور زمان دریابند که هیچ مکتب بشری، قادر نیست انسان را به ساحل نجات برساند. امام صادق می‌فرمایند:
مَا یکُونُ هَذَا الْأَمْرُ حَتَّی لَا یبْقَی صِنْفٌ مِنَ النَّاسِ إِلَّا وَ قَدْ وُلُّوا عَلَی النَّاسِ‏حَتَّی لَا یقُولَ قَائِلٌ إِنَّا لَوْ وُلِّینَا لَعَدَلْنَا ثُمَّ یقُومُ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ وَ الْعَدْل؛ امر قیام مهدی ما محقق نخواهد شد، مگر این¬که تمام اصناف مردم به حکومت برسند تا نتوانند بگویند اگر حکومت به دست ما داده می‌شد، عدالت و حق را اجرا می‌کردیم. بعد از رسیدن همه طبقات به حکومت، آن‌گاه مهدی ما ظاهر می‌شود و حق و عدالت را اجرا می‌کند (نعمانی،۱۴۲۸: ص۲۷۴).
از طرفی دیگر، رشد آگاهی‌های سیاسی این فرصت را فراهم می کند تا جامعه جهانی از حاکمیت بی‌نظیر امام زمان  و زیبایی‌هایی که این حاکمیت در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، برای بشر به ارمغان می‌آورد؛ آشنا سازد. این آگاهی مقدس می‌تواند زمینه احساس نیاز و تشنگی به چنین حکومتی را در دل و جان مردم افزایش دهد. ره‌آورد این دانش‌افزایی سیاسی، آن است که افکار عمومی با مقایسه بین حاکمیت‌های بشری و حکومت امام زمان، می‌تواند حاکمیت سیاسی مطلوب را بشناسد و در جهت تحقق آن گام بردارد.
امروزه به واسطه رشد آگاهی‌های سیاسی که جهانی‌شدن ایجاد کرده است، افکار عمومی به این نکته پی‌برده ‌است که مردم دنیا باید در زیر سایه مدیریت سیاسی واحدی به سر ببرند و این امر زمینه پذیرش عمومی قیام و انقلاب امام زمان را آسان خواهد کرد.
همان طور که نقش مردم در دوران حکومت امام زمان  پر رنگ می‌باشد، نقش آنان در زمینه‌سازی و تحقق قیام و انقلاب جهانی امام زمان  بسیار تعیین کننده است. تفکر مردم ‌سالارانه زمینه ‌ساز ظهور، بر این اصل استوار است که ایجاد هرگونه تغییر و تحول در جوامع انسانی، به دست خود انسان‏ها و با اراده و خواست آنان محقق می‌شود. قرآن کریم می‏فرماید:
اِن اللهَ لا یغَیرُ ما بِقَوْمٍ حَتی یغَیرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ؛ در حقیقت، خدا حال قومی را تغییر نمی‏دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند (رعد: ۱۱).
روایاتی که وضعیت سیاسی اجتماعی دوران پیشا ظهور را ترسیم کرده‌اند، نحوۀ تغییر درونی مردم دنیا و احساس نیازشان را به مصلحی جهانی نمایان ساخته‌اند؛ به نحوی که مقبولیتی عمومی، بسترساز انقلاب جهانی امام عصر می‌شود. مردم آن دوران «به چنان عطش و شیفتگی می‏رسند که اضطرار حکومت جهانی موعود را با تمام وجود درک می‏کنند و آن را تنها نظام تحقق ‏بخش آرمان‏ها و اهداف عالی انسانی می‏دانند و به آن عشق می‏ورزند (رامین، ۱۳۸۸: ص۹۸). روایات زیادی گویای این عطش و شیفتگی می‌باشد. پیامبر اکرم می‌فرمایند:
إِنهُ‏ لَا یخرج‏ حَتی‏ لَا یکُونُ غَائِبٌ اَحَب اِلی اَلناسِ مِنهُ مِما یَلقَونَ مِنَ الشَّر‏… ؛ مهدی موعود قیام نمی‏کند تا زمانی که هیچ غایبی در نزد مردم محبوب‏تر از وی نباشد و این به دلیل شرارت‏ها و ناروایی‏هایی است که مردم دیده‏اند (مقدسی شافعی، ۱۴۲۸ : ص۹۴). پیامبر اکرم نیز می‌فرمایند:
تَأْوِی إِلَیْهِ أُمتُهُ کَمَا تَأْوِی النحْلُ‏ إِلَی‏ یَعْسُوبِهَا…؛ امت به حضرت مهدی پناه می‏برند، آن‏گونه که زنبور به ملکه خویش پناه می‏برد (ابن طاووس،۱۴۱۶: ص۱۴۷).
۲٫ رشد فوق قلمروگرایی
«قلمروگرایی یعنی وضعیتی که در آن، جغرافیای اجتماعی، به یک قلمرو یا سرزمین کاملا مربوط است (شولت، ۱۳۸۲: ص۵۰). در فرایند جهانی‌شدن، «قلمروگرایی» کمرنگ شده و دنیا در حال کوچک شدن است. در این فرایند، حتی روابط بین‌المللی به نوعی روابط قلمروی محسوب می‌شود و آنچه دنیای جدید شاهد آن است، این که روابط، از قلمرو خاص و حتی بین‌المللی، به روابط جهانی تبدیل شده و روابط مذکور قلمرویی در فراسوی جغرافیا پیدا کرده است؛ به نحوی که برخی دم از «مرگ جغرافیا» زده‌اند ‌(‌مورای، ۱۳۸۸: ص۱۹).
خطوط مرزی که خطوطی اعتباری و قراردادی هستند، به واسطه جهانی‌شدن کارایی خود را از دست داده‌ و این خطوط، نسبت به زمان‌های گذشته نفوذپذیرتر شده‌اند. کنیچی اومایی می‌گوید:
مرزهای ملی در مقایسه با گذشته محدودیت کم‌تری ایجاد می‌کنند. بخشی از آن مرهون فن‌آوری است؛ در حالی که بخش دیگر نتیجه موافقت ‌نامه‌های بین‌المللی و دو جانبه، به ویژه در زمینه تجارت بوده است. دنیا به طور روزافزون به مکانی بدون مرز تبدیل می‌شود (اومایی، ۱۳۸۶: ص۵۱).
مالکوم واترز نیز می‌گوید:
امکان وجود جهان بدون مرز به قدری زیاد شده ‌است که یک فرهنگ سیاسی مشترک در این زمینه در جوامع مختلف وجود دارد (واترز، ۱۳۷۹: ص۱۷۴).
رشد فوق قلمروگرایی آن‌قدر افزایش یافته که دیگر سخن گفتن از «دهکدۀ جهانی» مارشال ‌مک ‌لوهان نیز به تاریخ پیوسته است، تا جایی که برخی از نظریه‌پردازان، ایدۀ «کلبـ﹦ جهانی» را مطرح می‌کنند. مانوئل کاستلز می‌گوید:
ما در دهکدۀ جهانی زندگی نمی‌کنیم، بلکه در کلبه‌هایی فراخور حال هر منطقه زندگی می‌کنیم که در سطحی جهانی تولید و در محدوده محلی توزیع شده‌اند (کاستلز، ۱۳۸۵: ج۱: ص۳۹۷).
آنتونی گیدنز در مورد رشد فوق قلمروگرایی و تاثیرش بر جامعه امروزی می‌گوید:
دنیایی که ما در آن زندگی می‌کنیم، ما را بسیار بیش از مردمان زمان‌های گذشته به دیگران، حتی به کسانی که هزاران فرسنگ از ما دور هستند، وابسته می‌کند. این پیوند میان امور محلی و امور جهانی در تاریخ بشر کاملا تازگی دارد و طی سی یا چهل سال گذشته شتاب زیادی گرفته که نتیجه پیشرفت‌های نمایان و چشم‌گیر در فناوری ارتباطات و اطلاعات و حمل و نقل است (گیدنز، ۱۳۸۹: ص۷۴).
براساس روایات اسلامی، با شروع انقلاب جهانی امام زمان  و تشکیل حکومت مهدوی، مرزها هویت خود را از دست می‌دهند و پهنه زمین به کشوری پهناور تبدیل می‌شود. امام باقر  می‌فرمایند:
… یَبْلُغُ سُلْطَانُهُ الْمَشْرِقَ وَ الْمَغْرِبَ وَ یُظْهِرُ اللهُ عَز وَ جَل بِهِ دَیْنَهُ‏ عَلَی الدینِ کُلهِ… (صدوق، ۱۳۹۵: ج۱، ص۳۳۱). دولت او به شرق و غرب جهان می‏رسد و خداوند به‏ واسطه او دین خود را بر همه ادیان غالب می‏گرداند. در چنین جهانی که تبدیل به یک کشور بدون مرز شده است، تمامی حاکمان ظالم، توسط امام زمان برکنار می‏شوند: «لَیعْزِلَنَ‏ عَنْکُمْ‏ أُمَرَاءَ الْجَوْر» (مجلسی، ۱۴۰۳: ج‏۵۱، ص۱۲۰) و افرادی لایق و شایسته در راس امور سیاسی قرار می‏گیرند. «یفَرِّقُ ِالْمَهْدِی‏ َ أَصْحَابُه‏ فِی جمیعِ ْالبُلْدَان… (کامل سلیمان، ۱۳۷۶: ج۲، ص۶۵۰).
آنچه در مورد برداشته شدن مرزها در عصر ظهور وعده داده شده است، نکته‌ای است که در عصر جهانی‌شدن بر آن تاکید می‌شود و عملا در بسیاری از جاها مورد پذیرش قرار گرفته است؛ چرا که نظریه ‌پردازان جهانی‌شدن تلاش می‌کنند نظام سیاسی اجتماعی را در عرصه‌های مختلف به سمت و سوی وحدت و یکی شدن سوق دهند و وجود مرزها و ایجاد موانع ساختگی، تنها باعث عقیم ماندن آرمان رسیدن بشر به وحدت و افزایش رفاه همگانی است (جهانیان، ۱۳۸۴:ص ۱۵۸).
جهانی شدن نوید حکومتی واحد می‌دهد؛ چنین رویکردی:
ملت‏ها را به این نتیجه رسانده که برای آینده‏ای بهتر، باید مرزها را به حداقل رساند و جهان را دهکده‏ای کوچک دانست. این رویداد، آمادگی مردم را برای پذیرش حاکمیتی فراگیر، بیش‌تر کرده است. البته استکبار جهانی تئوری دهکده جهانی را در جهت حفظ منافع خود و تک‏ قطبی شدن جهان پی‏گیری می‏کند؛ اما چه‏ بسا اراده الاهی به دست دشمنان خدا نیز انجام گیرد (کارگر، ۱۳۸۸: ص۲۵).
بنابراین، به واسطه رشد جهانی‌شدن، کمرنگ شدن مرزها و از میان برداشتن آن‌ها، مورد قبول افکار عمومی قرار گرفته و این مسئله، همسو با انقلاب و خیزشی است که برای رسیدن به حکومتی واحد و یکپارچه شکل می‌گیرد.
۳٫ پیدایش سازمان‌های جهانی
پیدایش «سازمان‌های جهانی»، یکی از بارزترین جنبه‌های بعد سیاسی جهانی‌شدن است. سازمان‌هایی مانند سازمان ملل متحد، صندوق بین‌المللی پول و سازمان تجارت جهانی، از جمله مهم‌ترین سازمان‌های جهانی هستند. این سازمان‌ها به این دلیل جهانی و فراملی‌اند که نه در یک دولت، بلکه در عرصه بین‌المللی اختیار فعالیت دارند (هیوود، ۱۳۹۲: ص۲۰۶).
این سازمان‌ها یک شبکه تار عنکبوتی جهانی تشکیل می‌دهند که از طریق آن، تعیین هدف و تصمیمات مربوط به نحوۀ تخصیص منابع جریان می‌یابد (واترز، ۱۳۷۹: ص ۱۶۵).
تاثیر و تاثّر این سازمان‌ها و جهانی‌شدن، بسیار درهم تنیده است؛ به نحوی که این سازمان‌ها در جریان جهانی‌شدن نقش بسزایی دارند. به تعبیر جوزف استیگلیتز، کنترل جهانی‌شدن در دست سه سازمان بین‌المللی است که اکثر برنامه‌ریزی‌ها برای جهانی‌شدن در دست این سه موسسه و نهادهای وابسته به آن‌ها می‌باشد. وی می‌گوید:
سه موسسه بین‌المللی، کنترل جهانی‌شدن را در دست دارند. این سه سازمان، صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی می‌باشند (استیگلیتز، ۱۳۸۸: ص۳۰).
با گذشت زمان زیادی از شکل گیری سازمان‌های جهانی، این سازمان‌ها هنوز نتوانسته‌اند مرهمی بر زخم‌های جامعه بشری بگذارند. به عنوان نمونه جوزف استیگلیتز که مدتی رییس اقتصاد دانان بانک جهانی بوده است، در مورد صندوق بین‌المللی پول می‌گوید:
پس از نیم قرن که از فعالیت‌های این سازمان می‌گذرد، به روشنی می‌توان دریافت که صندوق بین‌المللی پول در رسیدن به اهداف خود شکست خورده و به اهداف بنیادین خود که همانا کمک به کشورهای در حال سقوط اقتصادی بوده؛ نرسیده ‌است (همان: ص۳۵).
بنابر‌این، پیدایش سازمان‌های جهانی (که به واسطه فرایند جهانی‌شدن حاصل شده‌اند) گویای این نکته است که اولا انسان امروزی از نظام مدیریتی حاکم بر دنیا قطع امید کرده است؛ چرا که:
واقعیت این است که جهان تاکنون گونه‏های مختلفی از سیستم‏های مدیریت را تجربه کرده است که هیچ‏کدام نتوانسته‏ گمشدۀ بشر، یعنی عدالت و سعادت را برای بشر به ارمغان آورد (پسندیده، ۱۳۸۱: ص۴۲). تأسیس سازمان ملل متحد، شورای امنیت، پلیس بین الملل، دادگاه جهانی لاهه، بانک جهانی و سایر سازمان‌های بین المللی؛ نمونه‏ای است از اقداماتی که انسان‏ها در انتظار اجرای بنیادی‏ترین خواست فطری خود، یعنی عدالت از سوی آن‌ها هستند (قنبری، ۱۳۸۵: ص۱۴۰).
ثانیا افکار عمومی مدیریت واحد جهانی را می‌پسندد که تمامی مردم دنیا باید زیر سایۀ مدیریت سیاسی واحدی به سر ببرند:
امروز کشورها پذیرفته‏اند که باید قدرتی جهانی وجود داشته باشد تا مرجع رسیدگی به داد مظلومان عالم به حساب آید و ملت‏ها را بر گرد خویش آورد. تشکیل سازمان ملل و قطعنامه واحد… همه گواه بر این است که جهان به سوی پذیرش حکومت جهانی به پیش می‏رود (صداقت، ۱۳۸۸: ص۳۳۳).
بنابراین، جهانی‌شدن بستری را فراهم کرده که زمینه‌ها و شرایط برای خیزش عمومی در جهت شکل گیری حکومتی عدالت محور و استقبال از آن، حاصل شود؛ چرا که شکل گیری یک قیام عمومی به منظور تحقق حکومتی عدالت محور و واحد، اگر در گذشته دور از ذهن بود؛ امروزه به دلیل ناکارامدی سازمان‌های جهانی و احساس نیاز افکار عمومی به مدیریتی واحد و فراگیر، میّسر شده و این رویکرد منطقی، گمشدۀ انسان عصر حاضر می‌باشد.
بی‌تردید سازمان‌ها و نهادهای مطرح بینالمللی که در تحقق جهانی‌شدن نقش اساسی دارند، با وجود فعالیت‌های مثبتی که در عرصه بین‌المللی انجام داده‌اند؛ نه تنها نتوانسته‌اند شعارها و وعده‌هایی را که به انسان‌های تشنه صلح و عدالت و امنیت داده‌اند، عملی سازند، بلکه روز به ‌روز، با شعارهایشان زاویه می‌گیرند؛ اما:
گسترش سازمان‌های جهانی در چند دهه گذشته، ذهن انسان‏ها را از عرصه ملی و محلی به عرصه فراگیر جهانی سوق داده است (بهروزی‌لک، ۱۳۸۸: ص۱۶۸) و اولین فرصتی که جهانی‌شدن در اختیار ایدۀ مهدویت قرار داده، ایجاد آمادگی در جهانیان برای پذیرش حکومت واحد جهانی و عدالت‏محور است (عرفانی، ۱۳۸۶: ص۱۲۲).
به همین دلیل است که مردم در عصر پیشا ظهور، چنان دچار اضطرار می‌شوند که برایشان هیچ غایبی محبوب‌تر از منجی واقعی وجود ندارد؛ «اِنّهُ لایخرُجُ حتّی لایکوُنُ غائب احب اِلی الناسِ مِنهُ مِمّا یلقون مِن الشّر» (مقدسی‌شافعی، ۱۴۲۸: ص۹۴) و هنگام شروع قیام، به خوبی از آن استقبال می‌شود.
۴٫ احساس نیاز به امنیت فراگیر
امروزه ضرورت امنیت در حوزه‌های مختلف بر کسی پوشیده نیست.
در مباحث روابط بین‌الملل، دولت در تامین امنیت دارای نقش اولیه و انحصاری است (کارولین، ۱۳۸۲:ص ۲۵)؛ اما یکی از ویژگی‌های اصلی جهانی‌شدن آن است که از برون و از درون بر دولت فشار وارد می‌آورد تا محیط امنیتی ایجاد شده توسط دولت را تغییر دهد (آقارضایی، ۱۳۹۱: ص۱۳۳). به تعبیر یان ارت شولت دولت‌ها در مواجهه با جهانی‌شدن، دیگر نمی‌توانند به معنای سنتی خود مختار باشند (شولت، ۱۳۸۲: ص۱۶۸).
بنابراین، دولت‌ها در تامین امنیت خود دیگر نمی‌توانند تصمیم‌گیر نهایی باشند و در بسیاری از مواقع، در جهت تامین امنیت ملی خود، امنیت دیگران را به خطر می‌اندازند. رابرت جرویس در این زمینه می‌گوید:
تلاش‌های یک دولت برای دستیابی به امنیت، در دیگر دولت‌ها احساس ناامنی به وجود می‌آورد (جرویس، ۱۳۸۹: ص۹۸).
از نظر اقتصادی:
بی‌ثباتی در بازارهای مالیِ جهانی به طور همسان، موجب افزایش عدم امنیت در میان قشرهای ثروتمند و فقیر دنیا شده ‌است. زنجیره‌های طولانی نوسانات ارزی، سقوط بازارهای سهام و اوراق قرضه، سرمایه‌گذاران را در اضطراب دائمی نگه داشته است (شولت، ۱۳۸۲: ص۲۶۸). از نظر اجتماعی نیز: دگرگونی اجتماعی و روا‌ن‌شناختی و جابه‌جایی از ملیت‌گرایی تک‌بُعدی به کثرت‌گرایی گردیده و به ظهور هویت‌های چندرگه می‌انجامد (همان: ص۲۳۳). از نظر فرهنگی نیز: جهانی‌شدن، کشورهای جهان سوم را با بحران هویت و حاکمیت روبه‌رو ساخته است (مالک، ۱۳۸۲: ص۳۷).
علاوه بر این¬ها، به واسطه پیشرفت تکنولوژی در صنعت اسلحه‌سازی، روز به روز شاهد تولید نسل جدیدی از سلاح‌های مرگبار هستیم که قدرت تخریب و ویرانگری بسیار بالایی دارند و آشکارا، امنیت جوامع بشری را تحدید و تهدید می‌کنند.
جیمزکرث در مورد جهانی‌شدن و تهدیدهای امنیتی آن می‌گوید:
همه انقلا‌ب‌ها، سنت‌ها و رسوم مردمان را در هم می‌شکنند، و از این رو، در واقع احساس ایمنی، امنیت و حتی هویت آنان را در معرض تهدید قرار می‌دهند. انقلاب عالم‌گیری که جهانی‌شدن نام گرفته است نیز به سهم خود، امنیت هر یک از مردمان روی زمین را به درجاتی تهدید می‌کند (کرث، ۱۳۸۰: ص۳۴۲).
با توجه به مطالب مذکور، روشن می‌شود که یکی از مشکلاتی که جامعه جهانی در عصر پیشاظهور با آن دست و پنجه نرم می‌کند، «عدم امنیت» است. در چنین وضعیتی، احساس نیاز به امنیت فراگیر و جهانی می‌شود؛ چرا که ریشه بسیاری از قیام‌های تاریخی عدم امنیت در عرصه‌های مختلف بوده است.
روایاتی که حوادث آخرالزمان را ترسیم کرده‌اند، نبود امنیت را به خوبی ترسیم نموده‌اند. پیامبر اکرم  میفرمایند:
… إذَا صَارَتِ الدُّنْیَا هَرْجاً وَ مَرْجاً وَ تَظَاهَرَتِ‏ الْفِتَنُ‏ وَ تَقَطَّعَتِ السُّبُلُ وَ أَغَارَ بَعْضُهُمْ عَلَی بَعْضٍ… فَیَبْعَثُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عِنْدَ ذَلِکِ مَهْدِیَّنَا؛ آن¬گاه که دنیا از هرج ‌و مرج پر شد و انواع فتنه‌ها جهان را فرا گرفت و عدم امنیت راه زندگی را بر مردم مسدود کرد، مردم اموال یکدیگر را به غارت بردند؛ … در این موقع، خداوند مهدی این امت را مأمور به قیام می‌فرماید (خزاز رازی، ۱۳۶۰: ص۶۳).
شیوع ناامنی در عصر پیشا ظهور، نشان دهندۀ ناکارآمدی نظام‌های سیاسی است که با سوار شدن بر موج جهانی‌شدن، نه تنها قادر به تأمین امنیت و عدالت برای جامعه جهانی نیستند، بلکه روز به روز آتش ناامنی را برافروخته‌تر می‌کنند و این روند باعث می‌شود تا انسانی که تشنه امنیت است، به این نتیجه برسد که نظام‌های سیاسی موجود، توان برآورده کردن این نیاز ضروری را ندارند و از دولت‌ها و سردمداران سیاسی خویش قطع امید کنند و به منجی واقعی چشم امید داشته باشند و در جهت ظهور او کوشش و تلاش کنند زیرا طبع انسان چنین است که برای رسیدن به وضعیت مطلوب تلاش و کوشش می‌کند و اگر انسان‌ها امروزه به شعارهای پوشالی نظام‌های بین‌المللی دل‌خوش کرده‌اند، به دلیل احساس کاذبی است مبنی بر این که می‌پندارند نظام‌های بشری می‌توانند امنیت را برایشان فراهم کنند:
مردم جهان باید بفهمند آنچه در قرن ۱۸ و ۱۹ میلادی دربارۀ آیندۀ درخشان تمدن بشری در پرتو پیشرفت‌های ماشینی به آن‌ها نوید داده می‏شد، در واقع درِ باغ سبزی بیش نبود؛ و یا همچون سرابی بوده در یک بیابان سوزان در برابر دیدگان مسافران تشنه‏کام. نه تنها صلح و رفاه و امنیت مردم جهان تأمین نشد، بلکه دامنه مناقشات و ناامنی‌های مادی و معنوی گسترش یافت…. پی بردن به عمق وضع خطرناک کنونی، نخست حالت تفکّر، سپس تردید و سرانجام یأس از وضع موجود جهان و آمادگی برای یک انقلاب همه جانبه بر اساس ارزش‏های جدید را به وجود می‏آورد (مکارم‏شیرازی، ۱۳۸۶: ص۸۱).
۵٫ بسترسازی در جهت گسترش ظلم و ستم
یکی از مسائلی که جزء مسلمات عصر پیشا ظهور می‌باشد، این است که در آن دوران، ظلم و ستم زمین را فرا می‌گیرد. روایات بسیاری که از پیامبر خدا  و ائمه معصومین بیان شده چنین تصریح کرده‌اند:
…یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ‏ ظُلْماً وَ جَوْراً…؛ زمین پر از قسط و عدل می‌شود، همان طور که پر از ظلم و جور شده است (نعمانی، ۱۴۲۸: ص۸۱) و نیز: «… فَیمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا بَعْدَ مَا مُلِئَتْ‏ ظُلْماً وَ جَوْراً»؛ زمین پر از قسط و عدل می‌شود، بعد از آن‌که پر از ظلم و جور شده است (ابن طاووس، ۱۴۰۰: ص۱۷۷).
یکی از عواملی که باعث شده است، فراگیر شدن زمین از ظلم و ستم که در روایات با عبارات «بَعْدَ مَا مُلِئَتْ» و «کَمَا مُلِئَتْ‏» به آن تصریح شده، محقق شود؛ راهکارهای سیاسی غلطی است که برخی نظریه پردازان برای بالندگی جامعه بشری مطرح کرده اند؛ به نحوی باعث شده روابط سیاسی اجتماعی سمت و سویی غیر الاهی پیدا ‌کند و بشر روز به روز بیش‌تر در منجلاب فساد و تباهی فرو رود.
صرف نظر از آثار مثبت جهانی‌شدن، بنا به تصریح بسیاری از نظریه پردازان، جهانی شدن:
دارای آثار منفی بسیاری است که مخالفت‌های زیادی را در سراسر گیتی، در میان دولتمردان، اقتصاددانان و دانشمندان علوم اجتماعی برانگیخته است (مالک، ۱۳۸۲: ص۱۸۲).
اندیشمندان در قالب کتاب، مقاله و سخنرانی و… آثار منفی جهانی‌شدن را به جامعه جهانی گوشزد کرده‌اند؛ به طوری که:
بخش قابل توجهی از ادبیات موجود دربارۀ جهانی‌شدن، به نوشته‌هایی اختصاص دارد که به رغم مشاهدۀ شاخص‌ها و عوارض جهانی‌شدن در عرصه جوامع بشری، نگاه منتقدانه به آن¬ها داشته و سعی در نشان‌دادن‌ عوارض منفی و عواقب شوم این پدیده دارند (نادمی، ۱۳۸۸: ص۱۴۶).
این آثار منفی، جامعه جهانی را دچار چالش‌هایی کرده‌ است که روز ‌به‌ روز بر دامنۀ آن‌ها افزوده می‌شود و زمینه‌های ظلم و ستم و فساد و دوری بشر را از کمال و سعادت فراهم کرده است. بی‌تردید این آثار، مصداقی بارز برای جمله «کَمَا مُلِئَتْ‏ ظُلْماً وَ جَوْراً…» می‌باشند.
نقش جهانی‌شدن در آکنده شدن جهان از ظلم و جور بسیار پررنگ می‌باشد و به واسطه آثار منفی بسیار زیادی که توسط جهانی‌شدن ایجاد می‌شود، ظلم‌ و ستم به اشکال گوناگون جهانی و بین‌المللی شده است.
به عنوان نمونه، امروزه به مدد پیشرفت¬ها‌ی فنی، علاوه بر افزایش جنگ و خونریزی، جنگ‌ها شکلی دیگر به خود گرفته¬اند؛ به گونه‌ای که استفاده از جنگ‌افزارهای مدرن، جنگ‌افزارهای هسته‌ای، سلاح‌های بیولوژیکی و شیمیایی و میکروبی، بمب افکن‌های پیشرفته، ناوهای جنگی، زیردریایی‌های هسته‌ای، سلاح‌های خودکار لیزری، پهبادهای رادارگریز، رباط‌های جنگنده و… روز به روز افزایش یافته است. ترویج فرهنگ خشونت‌طلبی و ظهور پدیدۀ شوم جنگ‌های مدرن، آثار بسیار مخرب و چالش‌های بی‌شماری را دربر دارد و باعث قربانی شدن مردم عادی، به ویژه زنـان و کـودکـان می‌شود. امروزه آمارهای بالایی از کشته شدن غیرنظامیان بی‌گناه وجود دارد که از نظر انسانی هیچ توجیه عقلایی ندارد.مسلما این روند، به وجود آمدن ظلمی آشکار در حق جامعه بشری را موجب شده است.
نیز امروزه به واسطه تصمیم‌های نابه‌جای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی که سیاستمداران اتخاذ می‌کنند و با اجرای آن در عرصه بین الملل، به کمک سازمان‌های عریض و طویل بین الملل، عرصه‌های متعددی از جامعه بشری با ظلم و ستم عجین شده است.
اما این ظلم و ستم‌ها، نارضایتی‌هایی وسیع و بالتبع خیزش‌هایی اصلاح گرایانه در سراسر گیتی را باعث می‌شوند و به واسطه ناهنجاری‌هایی که ایجاد می‌شود، انقلاب جهانی امام عصر آغاز و بستری مناسب برای انقلاب امام عصر فراهم می‌شود؛ چرا که این انقلاب جهانی، زمانی کلید زده می‌شود که مردم از این نابسامانی‌ها و ظلم و ستم‌ها خسته شوند و دنبال راه چاره‌ای باشند. آیت الله مکارم شیرازی در این زمینه می‌گویند:
نخستین نشانه‌ای که با مشاهدۀ آن می‌توان نزدیک شدن هر انقلابی ـ از جمله این انقلاب بزرگ را ـ پیش بینی کرد، گسترش ظلم و جور و فساد و تجاوز به حقوق دیگران و انواع مفاسد اجتماعی و انحرافات اخلاقی است که خود عامل توسعه فساد در جامعه است. طبیعی است فشار که از حد گذشت، انفجار رخ می‌دهد (مکارم‏شیرازی، ۱۳۸۶: ص۱۶۰).
این انفجارهای اجتماعی به نحوی زمینه‌ساز انقلاب جهانی امام عصر می‌باشند.
از منظر ایشان:
به هر حال ظهور این نشانه‌ها به تنهایی شرط تحقق یافتن آن انقلاب بزرگ نیست، بلکه مقدمه‌ای است برای بیدار ساختن اندیشه‌ها، شلاق‌هایی است برای بیداری ارواح خفته و خواب آلود و زمینه‌ای است برای فراهم شدن آمادگی‌های اجتماعی و روانی. جهانیان خواه ناخواه مجبور به تجزیه و تحلیل ریشه‌های این ناهنجاری‌ها و همچنین نتایج و عواقب آن‌ها خواهند شد و این خود، آگاهی عمومی را پایه‌گذاری می‌کند و در پرتو آن یقین می‌کنند که ادامه وضع کنونی امکان پذیر نیست، بلکه انقلابی باید کرد؛ انقلابی در تمامی زمینه‌ها، برای بنیان‌گذاری یک نظام عادلانه الاهی و مردمی (همان: ص۱۷۰).
۶٫ تضعیف نهادهای ملی
فرایند جهانی‌شدن به طور طبیعی، خودمختاری و استقلال عمل دولت‌ها را کاهش می‌دهد و اقتدار آن‌ها را تضعیف می‌کند. تضعیف نهادهای ملی و کاهش حاکمیت دولت‌ها، نتیجه عوامل متعددی است که یکی از این عوامل، «فن‌آوری‌های ارتباطاتی»، همانند ماهواره‌ها، اینترنت و فکس است که بر عملکرد نهادهای ملی تاثیرمی‌گذارند.
«قوانین بین‌المللی» یکی دیگر از این عوامل است. به تعبیر وارویک ای مورای:
یکی از عواملی که در شکل‌گیری تئوری اضمحلال قدرت دولت‌ها تاثیر داشته است، ظهور قوانین جهانی است که در سطحی بالاتر از دولت وضع می‌گردند ‌(‌مورای، ۱۳۸۸: ص۲۳۲).
این قوانین با فشار بر دولت‌ها به جهت یکسان‌سازی برنامه‌های معین و مشخص، حاکمیت دولت‌ها را به شدت تضعیف کرده‌ است.
بنابراین، در عصر جهانی‌شدن، حاکمیت ملی دولت‌ها بسیار کم‌رنگ شده ‌است و اصولا دولت‌ها نمی‌توانند با شهروندان خود هر طور که صلاح می‌دانند، رفتار کنند (هلد، ۱۳۸۲: ص۲۳)؛ بلکه روند روبه رشد جهانی‌شدن باعث شده که قدرت‌های سیاسی دچار تزلزل ‌شوند و رهبران کشورها در برقراری ثبات سیاسی موفق نباشند و زمینه‌های اختلافات بالا بگیرد. مسلمانان با غیر مسلمانان اختلاف پیدا می‌کنند و حتی اختلاف، میان خود مسلمانان نیز بروز می‌یابد. امام باقر می‌فرمایند:
… وَ اخْتَلَفَ أَهْلُ الْمَشْرِقِ وَ أَهْلُ الْمَغْرِبِ نَعَمْ وَ أَهْلُ‏ الْقِبْلَهِ وَ یلْقَی النَّاسَ جُهْدٌ شَدِیدٌ مِمَّا یَمُرُّ بِهِمْ مِنَ الْخَوْفِ…؛ در میان ساکنان شرق و غرب عالم و حتی در بین اهل قبله اختلاف پدیدار می‌گردد. مردم به واسطۀ خوفی که دارند، به سختی شدیدی دچار می‌شوند (نعمانی، ۱۳۹۷: ص۲۲۶).
اختلافات در عرصه‌های سیاسی نیز شدید می‌شود، به نحوی که مردم از حاکمان جوامع بشری به ستوه می‌آیند و دست به قیام‌هایی می‌زنند که این قیام‌ها باعث تزلزل حکومت حاکمان جور می‌شود و زمانی که حکومت حاکمان ظالم دچار تزلزل و بی‌ثباتی شد، بسترهای ظهور آخرین حجت الاهی، بیش از پیش فراهم می‌شود:
پیش از ظهور امام زمان ، حکومت‌های ستمگر به ضعف می‌گرایند و این زمینه‌ای می‌شود تا حکومت جهانی حضرت مهدی  را بپذیرند (طبسی، ۱۳۸۶: ص۲۹).
امام سجاد دربارۀ این آیه شریفه حَتَّی إِذا رَأَوْا ما یوعَدُونَ‏ فَسَیعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ‏ ناصِراً وَ أَقَلُ‏ عَدَدا‌ ؛ تا آن¬گاه که ببینند آن¬چه وعده داده شده است و به زودی خواهند دانست چه کسی یاوران کم¬تری دارد و ناتوان‌تر است فرموده‌اند:
ما یوعدون فی هذه الایه القائم المهدی و اصحابه و انصاره واعداؤه تکون اضعف ناصرا و اقل عددا اذا ظهر القائم؛ وعده‌ای که در این آیه داده شده است، به حضرت قائم و اصحاب و یاران و دشمنان مربوط است؛ آن‌گاه که امام زمان قیام کند دشمنانش ناتوان‌ترین دشمنان خواهند بود و کم‌ترین نیروها را خواهند داشت (کلینی، ۱۴۰۷: ج۲، ص۴۱۷).
بنابراین:
در گوشه گوشه جهان، قبل از ظهور عدل کامل، قیام‌هایی رخ می‌دهد که همگی چه به حق و در جهت حق و چه باطل و در جهت باطل، به نوعی پیش‌نیاز آماده شدن عالم برای در آغوش کشیدن منجی موعود است. به عبارت دیگر، این قیام‌ها صورت می‌گیرند تا بستر مناسب برای حوادث ظهور فراهم گردد (موسسۀ فرهنگی موعود، ۱۳۸۷: ص۱۶).
نتیجه گیری
طبق آموزه‌های دین اسلام، سرانجام امام زمان با قیام و انقلابی به وسعت کل جهان، زمین را پر از عدل و داد می‌کند. در شکل‌گیری این انقلاب جهانی، امدادهایی غیبی مشاهده می‌شود؛ ولی اساس و بن‌مایه آن بر معجزه نیست؛ بلکه باید زمینه‌های تحقق آن به صورت طبیعی شکل بگیرد. یکی از موضوعاتی که در بسترسازی انقلاب امام عصر نقش دارد، «روند جهانی‌شدن» می‌باشد که در این نوشتار، بعد سیاسی آن مورد ارزیابی قرار گرفته است. جهانی‌شدن توانسته است با «افزایش آگاهی‌های سیاسی»، «رشد فوق قلمروگرایی»، «پیدایش سازمان‌های جهانی»، «احساس نیاز به امنیت فراگیر»، «بسترسازی در جهت گسترش ظلم وستم» و «تضعیف نهادهای ملی»؛ بیش از پیش زمینه‏ها و بسترهای مناسبی برای شکل‌گیری انقلاب و خیزشی عمومی فراهم کند. امروزه افکار عمومی به این باور رسیده است که برای رسیدن به آرامش واقعی، نظام‌های سیاسی بشری نمی‌توانند برای آن‌ها کاری کنند و این آگاهی مقدس، بسترساز مقدس‌ترین انقلاب جهانی می‌باشد. البته ادعای نگارنده این نیست که به دلیل مهیا شدن این بستر، ظهور به زودی محقق می‌شود؛ چرا که ما نمی‌دانیم جهانی‌شدن تا چه اندازه‌ای باید گسترش یابد و با آثار مثبت و منفی خود، تا چه میزان عرصه‌های زندگی بشری را متحول نماید؛ مضافاً این که در تحقق ظهور عوامل و فاکتورهای متعددی دخیل هستند که روند و تبیین بسیاری از آن زوایا در معادلات معمول نمی‌گنجد.

منابع
قرآن کریم.
آقارضایی طرخورانی، نادیا (تابستان۱۳۹۱). جهانی‌شدن و رشد اسلام‌گرایی در جهان‌سوم، فصلنامه رهیافت انقلاب اسلامی، شمارۀ ۱۹٫
ابن‌ طاووس، علی ‌بن ‌موسی (۱۴۱۶ق). التشریف‌ بالمنن ‌فی ‌التعریف بالفتن، قم، موسسه فرهنگی صاحب الامر.
ــــــــــــــــــــــــــــــــ (۱۴۰۰ق). الطرائف فی معرفه مذاهب الطوائف، قم، مطبعه الخیام.
استیگلیتز، جوزف ‌ای (پاییز و زمستان ۱۳۸۸). جهانی‌شدن و توسعه، مترجم: حسین علیپور، فصلنامه برنامه و بودجه، شماره ۱۰۹٫
اومایی، کنیچی ( ۱۳۸۶). صحنه نمایش بعدی جهانی چالش‌ها و فرصت‌ها در دنیای بدون مرز، مترجم: مسعود کرباسیان، تهران، انتشارات علمی فرهنگی.
بن. اچ بگدیکیان (۱۳۸۲). انحصار رسانه‌ها، ترجمه: داود حیدری، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها.
بهروزی ‌لک، غلامرضا ( ۱۳۸۸). سیاست ‌و مهدویت، قم، موسسه آینده روشن.
پسندیده‏، عباس (۱۳۸۱). اصلاحات‏ مهدوی‏ تنها راه‏ نجات‏، قم، سازمان تبلیغات اسلامی.
تارو، لستر (۱۳۸۳). برندگان و بازندگان جهانی‌شدن، ترجمه: مسعود کرباسیان، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی.
جهانیان، ناصر (پاییز و زمستان۱۳۸۴). جهانی‌شدن اقتصاد و نیاز به دکترین مهدویت، فصلنامه انتظار موعود، شماره۱۷٫
حمیری، عبد الله بن جعفر (۱۴۱۳ق). قرب الإسناد، قم، مؤسسه آل البیت.
خزاز رازی، علی ‌بن محمد (۱۳۶۰). کفایه الأثر فی النص علی‌الأئمه الإثنی عشر، قم، بیدار.
دهخدا، علی اکبر ( ۱۳۷۳). لغت نامه، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.
رابرت جرویس ( ۱۳۸۹). مارپیچ صعودی ناامنی بین‌المللی دیدگاه‌هایی در باره سیاست جهان، ترجمه: علیرضا، طیب، تهران، انتشارات علمی فرهنگی.
راش، مایکل (۱۳۹۰). جامعه وسیاست، ترجمه: منوچهر صبوری، تهران، انتشارات سمت.
رامین، فرح‏ (‏۱۳۸۸). مردم‏سالاری مهدوی، مجموعه آثار چهارمین همایش بین‏المللی دکترین مهدویت، قم، جامعه المصطفی العالمیه.
روزنا، جیمز (زمستان۱۳۸۷). پیچیدگی‌ها و تناقض‌های جهانی‌شدن، ترجمه: احمد صادقی، فصلنامه سیاست خارجی، شماره۵۲٫
سلیمان، کامل ( ۱۳۷۶). یوم الخلاص، ترجمه: علی اکبر مهدی پور، تهران، آفاق.
شولت، یان ‌آرت (۱۳۸۲). نگاهی موشکافانه به پدیدۀ جهانی‌شدن، ترجمه: مسعود کرباسیان، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی.
شیرودی، مرتضی (۱۳۸۶). جهانی‌سازی در عرصۀ فرهنگ و سیاست، پژوهشکدۀ تحقیقات اسلامی، زمزم هدایت، قم.
صداقت، ‏محمد عارف‏ ( ۱۳۸۸). مهدویت و جهانی شدن، مجموعه آثار چهارمین همایش بین‏المللی دکترین مهدویت، قم، موسسه آینده روشن.
صدر، سید محمد باقر (۱۳۷۹). بحوث حول المهدی ( رهبری بر فراز قرون)، ترجمه مصطفی شفیعی، تهران، نشر موعود.
صدوق، محمدبن ‌علی (۱۳۹۵ق). کمال ‌الدین و تمام ‌النعمه، تهران، نشر الاسلامیه.
طبسی، نجم الدین (۱۳۸۶). نشانه‏هایی از دولت موعود، قم، بوستان کتاب.
عرفانی‏، محمد قاسم‏ (۱۳۸۶). جهانی شدن و دکترین مهدویت، مجموعه آثار سومین همایش بین‏المللی دکترین مهدویت، قم، موسسه آینده روشن.
قنبری، آیت ( ۱۳۸۵). آینده‌ جهان در نگاه ادیان، تهران، اداره آموزش‌های عقیدتی ‌سیاسی.
کارگر، رحیم (تابستان۱۳۸۸). «زمینه ‌شناسی سیاسی انقلاب جهانی مهدوی»، فصلنامه انتظار موعود، شماره۲۹٫
کارولین، توماس (۱۳۸۲). حکومت جهانی، توسعه و امنیت انسانی، مترجم: مرتضی بحرانی، تهران، پژوهشکدۀ مطالعات راهبردی.
کاستلز، مانوئل (۱۳۸۵). عصر اطلاعات، اقتصاد، جامعه و فرهنگ، ترجمه: احمد علیقلیان، احمد و افشین خاکباز، تهران، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
کرث، جیمز (زمستان۱۳۷۹و بهار۱۳۸۰). مذهب و جهانی‌شدن، ترجمه: حمید بشیریه، فصلنامه نقد و نظر، شماره۲۵و ۲۶٫
کلینی، محمد بن ‌یعقوب ‌بن ‌اسحاق (۱۴۰۷ق). الکافی، تهران، دار‌الکتب الاسلامیه.
کومسا، ازفاو (آذر و دی۱۳۷۸). جهانی‌شدن و منطقه گرایی و تاثیر آن بر کشورهای در حال توسعه، ترجمه: اسماعیل، مردانی گیوی، مجله اطلاعات سیاسی اقتصادی، ش ۱۴۷و۱۴۸٫
کارگر، رحیم (۱۳۸۸). مهدویت (دوران ظهور)، قم، دفتر نشر معارف.
گروه پژوهشی موسسۀ فرهنگی موعود (۱۳۷۸). ظهور و قیام حضرت مهدی و زمینه سازان، تهران، انتشارات موعود عصر.
گیدنز، انتونی (۱۳۸۹). جامعه شناسی، ترجمه: حسن چاوشیان، تهران، نشر نی.
مالک، محمدرضا (پاییز و زمستان۱۳۸۱). جهانی‌شدن اقتصاد، طرحی برای کنترل اقتصاد جهانی، فصلنامه کتاب ‌نقد، شماره ۲۴و ۲۵٫
مجلسی، محمد باقر (۱۴۰۳ق). بحار الأنوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
مطهری‏، مرتضی (۱۳۷۲). مجموعه آثار، قم، انتشارات صدرا.
مقدسی شافعی سلمی، یوسف بن یحیی (۱۴۲۸ق). عقد الدرر فی أخبار المنتظر، قم، انتشارات جمکران.
مکارم شیرازی، ناصر (۱۳۸۶). حکومت جهانی مهدی، قم، نسل جوان.
مورای، وارویک ای (۱۳۸۸). جغرافیای جهانی‌شدن، ترجمه جعفر جوان، تهران، نشر چاپار.
نادمی، داوود (آذر و دی۱۳۸۸). دیدگاه‌های موافقان و مخالفان جهانی‌شدن، مجله اطلاعات سیاسی- اقتصادی، شماره۲۶۷-۲۶۸٫
نعمانی، محمد ابن ‌ابراهیم (۱۳۹۷ق). الغیبه، تهران، مکتبه الصدوق.
واترز، مالکوم (۱۳۷۹). جهانی‌شدن، ترجمه: اسماعیل مردانی گیوی وسیاوش مریدی، تهران، سازمان مدیریت‌صنعتی.
هانس، پیترمارتین (۱۳۸۱). دام جهانی‌شدن، مترجم: حمید رضا شه میرزادی، تهران، موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر.
هلد، دیوید و مک گرو، آنتونی (۱۳۸۲). جهانی‌شدن و مخالفان آن، ترجمه: مسعود کرباسیان، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی.
هیوود، اندرو (۱۳۹۲). سیاست، ترجمه: عبدالرحمان عالم، تهران، نشر نی.
سایت مقام معظم رهبری khamenei.ir

درباره نویسنده