سرمقاله، سرمقاله

وظایف سازمانها و نهادها در ترویج فرهنگ مهدویت

وظایف سازمانها و نهادها در ترویج فرهنگ مهدویت
محسن قرائتی

اشاره: وظایف شیعه در برابر حضرت بقیهالله(عج)، بر دوگونه است: وظایف فردی؛ وظایف جمعی. برخی از کارها، بر عهده‏ی افراد است و بعضی از وظایف، بر عهده‏ی نهادها و سازمان‏ها و تشکل‏ها.
نوشتار حاضر، وظیفه‏ی مردم و مراکزی مانند حوزه و مساجد و تکیه‏ها و صدا و سیما و عقیدتی – سیاسی نیروهای مسلح و… را شمرده است.
اللّهُمَّ وَأَنْطِقْنِی بِالْهُدَی وَأَلْهِمْنِی التَّقْوَی(۱)
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلیِّکَ الحُجَه بْنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی‏ آبائِه، فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَفِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَحَافِظاً وَقَائِداً وَنَاصِراً وَدَلِیلاً وَعَیْناً حَتَّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلاً.(۲)

پیش در آمد
مراکز دینی درباره‏ی حضرت مهدی(عج) چه کارهایی می‏توانند انجام دهند؟
من، برای پاسخ دادن به این پرسش، مراکز مختلف را در نظر گرفتم و برای هر یک وظایفی را نوشتم. نام این مراکز، چنین است: مساجد و تکایا؛ عقیدتی – سیاسی نیروهای مسلّح؛ صدا و سیما؛ منبری‏ها؛ مداح‏ها؛ سازمان و دفتر تبلیغات؛ نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه‏ها؛ اوقاف؛ حوزه‏های علمیّه؛ و مردم.

وظایف مردم‏
* نام حضرت مهدی(عج) را ترویج دهند.
در قرآن آمده است:
((… یا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلاً)).(۳)
در این جا، ((سبیلاً)) به طور نکره آمده است. مردم، در روز قیامت، هیچ چیز ندارند جز این که می‏گویند: ((ما، اسم بچه‏مان، حسن و حسین بود.)) و همین نخ باریک، این‏ها را نجات می‏دهد. این ((سبیلاً)) یعنی یک راه بسیار مختصر، مانند همین که نام پسرش را ((مهدی)) می‏گذارد.
نگویید: ((نام برادر من، مهدی است و برادر خانم‏ام مهدی است، بنابراین، من نمی‏توانم نام پسرم را مهدی بگذارم.))! چه طور اگر برادرتان تلفن و تلویزیون و فریزر داشته باشد، نمی‏گویید، دیگر من نداشته باشم؟! چه اشکالی دارد که در همه‏ی خانه‏ها، ((فاطمه)) باشد، ((مهدی)) باشد؟!
* موقوفات برای امام حسین علیه السلام‏و حضرت ابوالفضل‏علیه السلام زیاد است، ولی درباره‏ی قرآن و امام زمان(عج) زیاد نیست.
* برای کتاب‏هایی که مربوط به امام زمان(عج) است، کسی بانی شود، مثلاً، چند هزار جلد کتاب بخرد و به افراد بدهد یا این که یک سری کتاب بخرند و ارزان‏تر بدهند.
* حدیث داریم که اگر چیزی می‏خواهی برای بچه‏ات بخری، شب جمعه بده که او با کلمه‏ی جمعه و یاد امام زمان(عج) آشنا شود.
* حدیث تکان دهنده‏ای دیدم. امام فرمودند: ((من، روزی صد بار شما را دعا می‏کنم.)). خیلی بی انصافی است که آقا، روزی صد دفعه ما را دعا کند، ولی ما یک ((اللهم کن لولیک)) هم نگوییم!
* معلّم از دانش‏آموزان بخواهد یک انشا برای آقا(عج) بنویسند. ما، در ستاد اقامه‏ی نماز، سه سال است این کار را می‏کنیم. امسال، ششصد هزار انشا نوشته بودند.
* هدیه‏ها و چشم روشنی‏ها، کتاب‏هایی درباره‏ی امام زمان(عج) باشد. هدیه‏ی هر کس، کتابی مطابق نیازش باشد.
این‏ها، نمونه‏ی کارهایی است که مردم می‏توانند انجام دهند.

وظایف عقیدتی – سیاسی نیروهای مسلح‏
* سردوشی‏ها، در روز نیمه‏ی شعبان داده شود.
* نیمه‏ی شعبان، نوع غذا و لباس‏های پادگان‏ها، فرق کند و مناسب جشن باشد.
* کتاب‏های ساده ولی پر محتوایی، در نیمه‏ی شعبان میان کادر، و کارکنان و سربازان، به مسابقه گذاشته شود.
* در همه‏ی مراسم‏های صبحگاهی، نام امام زمان(عج) برده شود.
* سربازان، بسیجیان، پاسداران، … سربازان امام زمان‏اند. این مطلب به آنان گفته شود. این، یک نوع تربیّت است. قرآن می‏گوید:
((… مِلَّهَ أَبِیکُمْ إِبْراهِیمَ…))؛(۴)
پدر شما ابراهیم است.
در حدیث نبوی آمده است:
((أَنَا وَعَلِیٌ أبَوا هذِهِ الأُمَّهِ…)).(۵)
اگر من احساس کنم، پدرم، حضرت ابراهیم پیامبر است، چه خواهد شد؟ اگر انسان احساس کند سرباز امام زمان‏علیه السلام است، چگونه خواهد بود؟ این مسئله، خودش، یک تلقین است. باید به مناسبت‏های مختلف، از مهدویّت سخن گفت.

وظایف مساجد و تکایا
* این چراغانی‏ها و جشن‏ها را باید به نسل نو منتقل کرد. این، خیلی مهم است.
* همان گونه که عاشورا، دیگ‏های غذا بار می‏گذارند، در نیمه‏ی شعبان نیز همه‏ی مردم اِطعام شوند.
* در مساجد، نیمه‏ی شعبان، اِحیا گرفته شود. در حدیث آمده است: ((کسی که شب نیمه‏ی شعبان تا صبح نخوابد، آن وقتی که همه‏ی دل‏ها مرده است، دل او زنده است.)). اگر همه، یک سمت رفتند، او، به سمت دیگر می‏رود. در دانشگاه تهران، این کار انجام شد و امسال(۶) نیز برگزار خواهد شد. جمعیّت زیادی می‏آیند. سخنرانی، و مقاله خوانی از سوی دانشجویان و… از برنامه‏های آنان است.
* از بچه‏ها بخواهیم که هر کس یک مقاله‏ی خوب بیاورد و در مسجد بخواند.
* به مناسبت نیمه‏ی شعبان به فقرا و سال‏مندان کمک شود. حضرت امام‏رحمه الله در نوفل لوشاتو که بودند، روز تولّد حضرت مسیح، علی نبینا و آله و علیه السلام، به همه‏ی همسایه‏های مسیحی سر زدند یا هدیه فرستادند. امام رضاعلیه السلام عید غدیر برای دوستان‏اش انگشتر می‏فرستادند. در حدیث آمده است: ((رسول خداصلی الله علیه وآله گاهی گوسفندی را ذبح می‏کردند و گوشت‏اش را برای خانم‏هایی که رفیق حضرت خدیجه‏علیها السلام بودند، می‏فرستادند. این، بزرگ‏داشت است.
* غرفه‏های کتاب و نوارهای مفید در این زمینه ایجاد شود.
* از افرادی که به مسجد نمی‏آیند، دعوت شود. نیمه‏ی شعبان، وقت خوبی است که آنان را به طور خصوصی دعوت کنیم. ممکن است لباس مناسبی برای مسجد نداشته باشد یا خدای نکرده نماز بلد نباشد و بالاخره مشکلی داشته باشد، ولی شیرینی خوردن و شعر گوش دادن کاری ندارد. اینان را خصوصی دعوت کنیم.
البته، می‏توانیم کلاس‏هایی نیز در مساجد برگزار کنیم.

وظایف صدا و سیما
* در صدا و سیما، هر شبکه، می‏تواند کار خاصّی انجام دهد. شبکه‏ی اوّل، اشعاری که در مورد آقا است، بخواند و شبکه‏ی دوم، سؤالاتی که در مورد آقا است پاسخ دهد و شبکه‏ی سوم، نامه‏ها و توقیعات آقا را تفسیر کند و یک شبکه، شعرا و نویسندگان درجه‏ی یک را که درباره‏ی آقا شعر گفته‏اند، معرفی کند و…
* شبکه‏های صدا و سیما، می‏توانند هر صبح جمعه، یک برنامه‏ی ویژه داشته باشند. به لطف الهی، این کار انجام شده است. شبکه‏ی دو، صبح جمعه، برنامه‏ای دارد به نام به سوی ظهور. معرفی کتاب، شعر، پاسخ به پرسش‏ها، و… از فعّالیّت‏های این برنامه است.
* جمعه، روز آقا است. شرح دعاهای ندبه و عهد و… باید در این روز در برنامه‏ها قرار بگیرد، آن هم شرحی وزین و سنگین، نه این که بگوییم: ((یا ابن الحسن! کجا هستی؟))! عشق، باید در شأن امام زمان(عج) باشد.
* پشتیبانی از نمایش‏نامه‏ها و فیلم‏هایی که درباره‏ی اصحاب امام زمان(عج) و سفرای ایشان و افرادی که ایشان را ملاقات کرده‏اند، نوشته شده، ضروری می‏نماید.
* برای برنامه‏های برون مرزی، می‏توان کارهایی کرد و به زبان‏های مختلف، برنامه تولید کرد: اسپانیایی؛ ژاپنی؛ انگلیسی؛ عربی؛ اردو؛ …
* تفسیری را من به صدا و سیما می‏دهم که حدود پنج صفحه است. آن را به بیست و هفت زبان ترجمه می‏کند. ما می‏توانیم درباره‏ی امام زمان(عج) هم برنامه‏های برون مرزی را تحت پوشش قرار دهیم.
* انجمن حجّتیه، متلاشی شد. خانه‏ی خشتی را که خراب می‏کنیم، باید یک خانه‏ی آجری بسازیم. آن را خراب کردیم و چیزی به جای آن نساختیم. ما یک تشکیلات راه انداختیم و امسال چهار میلیون بروشور، در باره‏ی سیمای مهدی(عج)، سیرت مهدی(عج) و… چاپ کردیم. آن بروشورها، یکی دو صفحه بیش‏تر نبود. نسل امروز، حوصله‏ی مطالعه ندارد. باید مطلب را خلاصه و چکیده به او ارائه کرد. نسلی است که ساندویچ می‏خورد، چون حوصله‏ی پختن ندارد و اخیراً، آب میوه می‏خورد، چون حوصله‏ی جویدن هم ندارد. از اصول تبلیغ این است که ببینیم، شخص، چه مقدار حوصله دارد. قرآن می‏فرماید:
((… خَفَّفَ اللَّهُ عَنکُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِیکُمْ ضَعْفاً…))؛(۷)
… خداوند، به شما تخفیف داد، و دانست که در شما ضعف است… .
حالا که شما ضعیف هستید، خدا، کوتاه می‏آید. کارهایی که ما چاپ کردیم، ساده‏اند. بخشی از کتاب خورشید مغرب، نوشته‏ی استاد محمّد رضا حکیمی است که درباره‏ی تکلیف ما، در عصر غیبت است. یک میلیون نسخه از آن، چاپ شده است. کارهایی هم در سطح آموزش و پرورش انجام می‏دهیم و به شبکه‏های صدا و سیما نامه فرستادیم که اگر می‏خواهید نیمه‏ی شعبان را پوشش دهید، ما، مطالبی برای‏تان می‏فرستیم که با هم فکریِ هم، آن‏ها را کامل می‏کنیم و ارایه می‏دهیم.

وظایف واعظان و مداحان‏
* واعظان و مداحان، باید در میان خودشان، انتخابات راه بیندازند و آن کسی که در وعظ و خطابه، از همه قوی‏تر است، انتخاب شود تا مسائل را مستدل و پخته مطرح کند. سخن‏رانی‏های ما، باید همین محتواهای قرآنی و حدیث باشد. دعا و حدیث بخوانیم. دعا را ساده نگیرید.
عوامل سقوط یک جامعه چیست؟ اگر حوزه و دانشگاه تحقیق کنند، عصاره‏ی همه‏ی رساله‏های علمی که در مورد سقوط جامعه نوشته شده، در صفحه‏ی آخر دعای ابوحمزه‏ی ثمالی است که در مفاتیح الجنان آمده است. امام سجادعلیه السلام می‏فرماید: ((خدایا! پناه می‏برم به تو از عوامل سقوط)). ایشان، عوامل سقوط را این گونه می‏شمارد:
اللّهُمّ! إنّی أعوذُبِکَ مِن الکَسَلِ والفَشَل والهَمِّ والجُبنِ والبُخلِ والغَفلَهِ وَالقَسوَهِ وَالذّلَّهِ وَالمَسکَنَهِ وَالفَقْرِ وَالفاقَهِ وَکُلِّ بَلِیَّهٍ…؛(۸)
خدایا! من، از تنبلی و ناکامی و اندوه و ترس و بزدلی و بخل و غفلت و سنگ دلی و ذلّت و خواری و بینوایی و فقر و نیازمندی و هر مصیبتی، به تو پناه می‏برم… .
عوامل سقوط یک جامعه، تن پروری، جهل و بی سوادی، تفرقه، غفلت، عیش، فقر، … است.

وظایف نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه‏ها
* در کتاب معارف دانشگاه، به مسئله‏ی حکومت جهانی آینده، توجّه شود. متأسّفانه، در مباحث معارف دانشگاه دو مورد دیده نمی‏شد: یکی، بحث نماز و دیگری، امام زمان(عج)؛ یعنی، نه از عمود دین و نه از قطب عالم هستی، چیزی نوشته نشده است! اخیراً، بخشی از کتاب معارف دانشگاه را به بحث نماز و مسئله‏ی حکومت جهانی اختصاص داده‏اند.
* کتاب‏های مفید را با نرخ ارزان در اختیار دانشجویان بگذاریم.
* از دانشجویان خوش قلم، تقاضا کنیم که مسئله‏ی مهدویّت را با استفاده از استعداد خود بیان کنند.
* در خواب گاه‏ها، دعای ندبه و سخنرانی‏هایی درباره‏ی امام زمان(عج) انجام شود.
* بروشورهای مفید در شمارگان بالا منتشر شود.
* اردوهای زیارتی و موضوع پایان نامه‏ها و پاسخ به سؤالات، در این زمینه باشد.
* جشن فارغ التحصیلان دانشگاه، در نیمه‏ی شعبان برگزار شود.
* دانشجویان با انواع کتاب‏هایی که درباره‏ی امام زمان(عج) است، در قالب ((نمایش گاه کتاب‏های مهدویّت)) آشنا شوند.
* کانون‏های فرهنگی که به اسم آقا است، ایجاد یا تقویّت شود.

وظایف اداره‏ی اوقاف‏
* اوقافِ مهدیّه‏ها، بی سر و سامان است و باید آن را سر و سامان داد.
* هیئت‏های امنا، باید متشکّل از اقشار مختلف باشند: دانشگاهی؛ نسل نو؛ خانم‏ها؛ … .
* در این کاشی کاری‏ها که به آن هنر معماری می‏گویند، باید روایات مربوط به امام زمان(عج) با خط خوانا نوشته شود.
* در نیمه‏ی شعبان، بخشی از امکانات و بودجه‏های اوقاف، درباره‏ی امام زمان(عج) باشد.
* تابلوهای جذابی در امام زاده‏ها می‏توان نوشت.
* مسجد جمکران باید سر و سامان بگیرد. جمکران، مال خود امام(عج) است. در هفته، صدها هزار نفر به خاطر امام زمان(عج) به جمکران می‏آیند.
* نام گذاری مکان‏های مذهبی موقوفه به نام امام زمان(عج).
وظایف حوزه و سازمان و دفتر تبلیغات اسلامی‏
* خرافه زدایی از مسئله‏ی مهدویّت، وظیفه‏ی حوزه است. امروزه، بازار خرافه داغ شده است.
* هر طلبه، سالی یک کتاب در باره‏ی آقا مطالعه کند. کتاب‏های مناسبی، در این زمینه نوشته شده است.
این جا محیط حوزه است. شما می‏توانید کارهای سنگین‏تری انجام دهید.
* بیش‏ترین چراغانی‏ها باید در خانه‏ی علما باشد. ما، به لباسی که پوشیده‏ایم، افتخار می‏کنیم. ما، سرباز امام زمان(عج) هستیم. چراغانی مدرسه‏ی فیضیه، باید بیش از قصابی‏ها و نانوایی‏ها باشد؛ چون، ما، منسوب به امام زمان(عج) هستیم. سهم امام زمان(عج) را ما می‏خوریم، چراغانی‏اش را قصاب‏ها و نانواها می‏کنند! ما، باید بیش‏تر اظهار علاقه کنیم!
* با مؤسّساتی که مربوط به آقا هستند و مؤسّساتی که برای آقا تحقیق می‏کنند، آشنا شویم. انتقال تجربه، خیلی مهم است.
* آشنایی با شبهات برای پاسخگویی بدان‏ها، امری بسیار ضروری است.
* مردم را دعوت کنیم که برای امام زمان‏علیه السلام، صدقه بدهند. ناخدای کشتیِ هستی، امام زمان(عج) است. برای سلامتی امام زمان(عج) باید صدقه داد. آقا، وقتی می‏بیند برای سلامتی‏اش صدقه می‏دهم، در حقِّ من دعا می‏کند؛ چرا که قرآن می‏فرماید:
((وَإِذَا حُیِّیتُم بِتَحِیَّهٍ فَحَیُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا…))؛(۹)
هرگاه به شما تحیّت گویند، پاسخ آن را بهتر از آن بدهید… .
اگر من، برای آقا کاری کنم، ایشان حتماً، به من لطفی می‏کند.
* سازمان و دفتر تبلیغات، باید تهیّه و توزیع موادّ علمی و کتاب و مجلات را انجام دهند. بدین صورت که آمار طلاب را داشته باشند و هر سال، به مناسبت‏های مختلف، مثلاً نیمه‏ی شعبان، آخرین کتاب‏ها را مجّانی برای‏شان بفرستند؛ زیرا، روحانی، در نقاط دور دست، از کجا بداند که چه کتاب‏هایی چاپ شده است.
* باید محقّقان را شناسایی کنند. معنای سازمان، همین است. ممکن است محقّقی باشد که کسی هم او را نشناسد و تا کنون چهل یا پنجاه جلد کتاب خوب نوشته باشد. آقای قرشی در ارومیه، چهل و پنج جلد کتاب مفید نوشته است و ناشناخته هم هست!
* باید بگوییم هر کس مقاله‏ی تحقیقی دارد، بفرستد و ما باید او را یاری کنیم و از او یاری بطلبیم. ما، در ستاد اقامه‏ی نماز، همین کار را کردیم. گفتیم، هر که شعر خوب دارد، بفرستد. بیش از هزار شعر خوب، جمع شد. دفتر و دستک هم نمی‏خواهد. اگر از مردم یاری بطلبیم، خودشان چیزهای خوبی می‏فرستند.
اِعلام کردیم: ((شیرین‏ترین نمازی که خوانده‏اید، کدام بوده است؟ آن را برای ما بنویسید)). چند گونی نامه آمد. در این نامه‏ها، نامه‏هایی بود که اگر همه‏ی مُخ‏های صدا و سیما و حوزه و دانشگاه فکر کنند، چنین مطلبی نمی‏توانستند بنویسند. نامه‏ای از یک دختر یازده ساله است:
دختر یازده ساله‏ای هستم. با اتوبوس با پدر و مادرم مسافرت می‏کردم. روی پا ایستاده بودم. دیدم خورشید کم کم غروب می‏کند. گفتم: ((بابا! نماز نخواندم.)). گفت: ((باید بخوانی، امّا الآن که در بیابان نمی‏شود نماز خواند.)). گفتم: ((قضا نشده؟ من می‏توانم بخوانم.)) گفت: ((بنشین! حرف نزن! چهل تا مسافر به خاطر تو نمی‏ایستند! ماشین را که نگه نمی‏دارند!)). گفتم: ((بابا! خواهش می‏کنم، شما با من مخالفت نکنید، من نماز می‏خوانم.)). قبول کرد.
یک شیشه آب آوردم. یک سطل زیر صندلی اتومبیل بود. شاگرد شوفر گفت: ((دختر چه کار می‏کنی؟)). گفتم: ((من می‏خواهم وضو بگیرم و مطمئن باش نمی‏گذارم آب توی اتوبوس بچکد.)).
راننده، از آینه نگاه کرد و گفت: ((دختر چه می‏کنی؟)). گفتم: ((آقا! وضو می‏گیرم و نمی‏گذارم آبش بچکد.)). گفت: ((من، اصلاً به احترام تو می‏ایستم.)).
راننده ایستاد. پیاده شدم رفتم پایین و نماز خواندم. بعضی از مسافران هم که نماز نخوانده بودند و شاید نمی‏خواندند، یکی یکی پایین آمدند و آن‏ها هم نماز خواندند.
این، شیرین‏ترین نمازی بود که خوانده‏ام.
این دختر با این کار، امامِ مردان و زنان سالخورده شد. قرآن هم همین را می‏خواهد بگوید:
((… واجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَاماً…))؛(۱۰)
… و ما را برای پرهیزکاران، پیشوا گردان… .
ما، امام لازم داریم! لازم نیست که امام، حتماً، رهبر انقلاب و… باشد. این نامه را برای مسئولان صدا و سیما خواندم و گفتم، اگر از مردم بخواهیم، برای‏مان این گونه کار کنند، چنین سناریوهایی به دست ما خواهد رسید.
* ایجاد نمایش‏گاه‏هایی از کتاب‏های مفید نیز در این زمینه کار خوبی است.
* می‏توانیم در نیمه‏ی شعبان هم اعزامِ یکی دو روزه از طلاب به سطح مناطق کشور داشته باشیم. این‏ها، کار سازمان تبلیغات است.
* صدا و سیما را باید حوزه تغذیه کند. نیمه‏ی شعبان رابطه برقرار کند که ((آقا! ما افراد مختلفی داریم که می‏توانند صحبت کنند.)).
* از نقل مطالب سُست جلوگیری شود. کتاب‏هایی چاپ می‏شود که باید از چاپ آن‏ها جلوگیری کرد.
* اهدای جوایز به طلبه‏هایی که تلاش‏های برتری داشته‏اند، باید آنان را با مسائل و شبهات جدید، آشنا کرد.
* برگزاری نشست‏ها و حتّی همایش‏های جهانی و دعوت شخصیّت‏های جهانی.
* یک دوره‏ی تخصّصی مهدویّت باید گذاشته شود. البته، ما این کار را با استفاده از استادان خوب حوزه و دانشگاه کرده‏ایم. گوینده‏ای که می‏خواهد درباره‏ی امام زمان(عج) صحبت کند، خودش باید ده‏ها جلد کتاب در این زمینه دیده باشد و در جریان شبهات باشد.
* امدادها و حمایت‏هایی که آقا از بزرگان کرده و… باید برای طلاب جوان گفته شود. همه‏ی طلبگی، نباید درس و کلاس و امتحان باشد! در اسکناس، یک نخ است که آن نخ به آن ارزش می‏دهد. آن نخ، فراموش نشود.
* در حوزه‏ها، دعای ندبه را فراموش نکنیم.
* گنجاندن سرفصل‏های مهدویّت در رشته‏های تخصّصی تبلیغ و تفسیر و… در هر رشته‏ی تخصّصی، بخشی از مهدویّت مطرح شود.
* طلاّب برای چراغانی، تشویق شوند. بعضی از طلاب، حاضرند صد تا مقاله بنویسند، ولی حاضر نیستند یک چراغانی کنند. طلبه، باید عاشورا سینه بزند! بلد باشد گوسفند بکشد! فقط اهل ((صبّحکم اللّه)) و ((مسّاکم اللّه)) نباشد! این کارها را هم بکند. این، مسئله‏ی مهمّی است. حضرت ابراهیم، تبر دست گرفت.(۱۱) حضرت موسی، علی نبینا و آله و علیه السلام، یک سیلی زد و طرف مرد.(۱۲) گاهی وقت‏ها باید یک رگی در طلبه‏ها باشد.
* باید پایگاهی برای پاسخ گویی در قم باشد. با استفاده از اینترنت، و اینترانت، به سؤالات درباره‏ی امام زمان(عج) و همه‏ی شبهات پاسخ گفته شود.
این‏ها، چیزهایی بود که به عقل ناقص من می‏آمد تا ببینم به عقل کامل شما چه می‏آید… به هر حال، آرزو بر پیرها عیب نیست تا چه رسد به جوانان! ما، یکی یکی، این کارها را إن شاء الله دنبال می‏کنیم و هر کاری بتوانیم، برای آقا انجام می‏دهیم. امیدواریم کوتاهی‏ها را بر ما ببخشایند.

سخن پایانی‏
در حرم امام رضاعلیه السلام شخصی از من پرسید: ((آقای قرائتی! چند سال است طلبه‏ای؟)). گفتم: ((من، از چهارده سالگی طلبه شدم. الآن خیلی سال است. گفت: ((امیرالمؤمنین‏علیه السلام وقتی یاران‏اش را می‏دید، لذّت می‏برد، آیا شما به گونه‏ای هستید که وقتی حضرت مهدی(عج) نگاه‏تان کند، لذت ببرد؟)). گفتم: ((نه؛ من، چنین توقّعی هم ندارم، امّا همین که از ما غم زده نشود، کافی است.)). این حرف را زد و رفت، ولی مرا منقلب کرد که ((آیا واقعاً حضرت مرا دوست دارد یا نه؟)).
ما، از درِ خانه‏ی امام زمان(عج) دوری نکنیم. آیه الله وحید خراسانی، جمله‏ای گفت که من خیلی تکان خوردم. گفت: ((اگر به یک سگ، چند تا استخوان چرب بدهی، هر چه هم سنگ به او بزنند، هیچ وقت از درِ خانه‏ی صاحب‏اش کنار نمی‏رود. ما که سهم آقا را خوردیم، نکند چند تا متلک بشنویم و از در خانه‏ی صاحب مان کنار رویم و امام زمان(عج) را رها کنیم! به لباس خودمان عشق بورزیم! به طلبگی‏مان افتخار کنیم!)).
مردم کره‏ی زمین، سه دسته‏اند: یا تولید می‏کنند یا توزیع یا مصرف. زنده باد طلبه که اگر مُخ‏اش کار کند و قوی باشد، تولید علم می‏کند و اگر مُخی نداشته باشد که فکر تولید کند، تولیدات دیگران را یاد می‏گیرد و توزیع می‏کند و اگر نه فکر داشت و نه بیان، باز یاد می‏گیرد و خودش عمل می‏کند. و خوش به حال کسی که هم مخ داشته باشد و هم زبان و هم عمل کند:
((عالِمٌ یُنْتَفَعُ بِعِلمِه أفضَلُ مِن سَبعین ألفَ عابِد؛(۱۳)
عالمی که از علم‏اش استفاده می‏شود، بهتر از هفتاد هزار عبادت کننده است.)).
خدایا! ما را نسبت به امام زمان‏علیه السلام، وفادار قرار بده! ایمانی بده که هر حادثه‏ای پیش آمد، ما را از امام زمان‏علیه السلام دور نکند!

——————
پی‏نوشت‏ها:
۱) صحیفه‏ی سجادیه، دعای ۲۰، فراز ۱۶٫
۲) بلدالامین، ج ۱، ص ۲۰۳؛ مفاتیح الجنان، اعمال شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان.
۳) فرقان (۲۵): ۲۷:… ای کاش با رسول (خدا) راهی برگزیده بودم!
۴) حج (۲۲): ۷۸٫
۵) بحارالأنوار، ج ۱۶، ص ۹۵؛ شیخ صدوق، کمال الدین، ج ۱، ص ۲۶۱؛ ابن شهر آشوب، المناقب، ج ۳، ص ۱۰۵: من و علی، پدران این امّت‏ایم… .
۶) سال ۱۳۸۰ ه .
۷) انفال (۸): ۶۶ .
۸) شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، دعای ابوحمزه‏ی ثمالی؛ شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ص ۵۹۷، دعاء السحر فی شهر رمضان.
۹) نساء (۴): ۸۶ .
۱۰) فرقان (۲۵): ۷۴٫
۱۱) صافات (۳۷): ۹۳ ((فَرَاغَ عَلَیهِمْ ضَرْباً بِالیَمِین))؛ سپس به سوی آنان رفت و ضربه‏ای محکم با دست راست بر پیکر آنان فرود آورد (و جز بت بزرگ، همه را در هم شکست).
۱۲) قصص (۲۸): ۱۵ ((… فَوَکَزَهُ مُوسی‏ فَقَضَی‏ عَلَیه…))؛… موسی، مشت محکمی بر سینه‏ی او زد و کار او را ساخت (و بر زمین افتاد و مُرد)… .
۱۳) محمّد بن یعقوب کلینی، کافی، ج ۱، ص ۳۳٫

درباره نویسنده