اعتقادی، اعتقادی

مهدی‌‏انکارى، انتظارستیزى

مهدی‌‏انکارى، انتظارستیزى
محمد صابر جعفرى

اشاره: اعتقاد به مهدویّت و انتظار منجی مصلح، تحرک بخش و مقاومت آفرین است؛ زیرا فرد منتظر از احساس حضور امام، امید و نشاط می‏گیرد و برای برپایی حق، مبارزه و مجاهدت می‏کند. از این رو، ستیز با این تفکر، برای دشمن، امری حیاتی و استراتژیک است.
این نوشتار، عهده دار تبیین شیوه‏های دشمن در ستیز با ایده‏ی مهدویّت و انتظار، از ((انکار)) و ((تحریف)) و ((تخریب)) و ((جایگزینی)) است.
نویسنده، برای نمونه، فیلم ((پیشگویی‏های نوسترا داموس)) را با تأمّل و تعمّق در اشعار او و تفسیرهای آن، مورد تحلیل جدّی قرار داده است.
تبیین آثار و پیامدهای مهدی باوری و انتظار، انسان را متقاعد می‏کند که مبارزه و ستیز با این تفکّر، برای دشمن، استراتژیک و ضروری است و ذکر نمونه‏های عینی، به وضوح می‏رساند که دشمن، به ضرورت مطلب، پی برده، لذا از هیچ کاری دریغ نمی‏ورزد.
ما، در این نوشته. به دنبال ارائه‏ی تمام شیوه‏ها و روش‏های دشمن در قبال مسئله‏ی انتظار و مهدی باوری نیستیم. چنین امری، نه در سطح علم و تحقیقات ما است و نه با توجّه به اختاپوس اطّلاعاتی دشمنان، به راحتی، پی بردنی است.
هدف ما، اعلام جدی بودن مبارزه دشمنان با مقوله‏ی مهدویّت است تا درپرتو آن، به شیوه‏ها و روش‏ها دقیق‏تر بیندیشیم و بدون سهل انگاری در آن، تأمّل بیش‏تری کنیم، ((تا در نقطه‏ی مقابل تلاش دشمن، در جهت اعتماد و عمل و تبلیغ و تبیین حقیقت مهدویّت، حرکت کنیم)).(۱)

آثار انتظار و امید
گفتنی است، جدای از آثار مهدی باوری، صِرْف انتظار و امید، خود، دارای نتایجی بس مثمر ثمر است.
نهرو گوید:
در دنیایی که پر از کشمکش و نفرت و خشونت است، اعتقاد بستن به سرنوشت انسانی، ضروری‏تر از هر زمان دیگر است… هرگاه، آینده‏ای که ما برای آن کار می‏کنیم، سرشار از امید برای بشریّت باشد، نا به سامانی‏های دنیوی کنونی، چندان اهمیّتی ندارد و کار کردن برای آن آینده، دارای حقانیّت است.(۲)
گوستاولوبون گوید:
بزرگ‏ترین خدمتگزاران عالم بشریّت، همان اشخاصی هستند که توانستند بشر را امیدوار نگه دارند…(۳)
آری، اگر امید به آینده و انتظار، از جامعه‏ی بشری رخت بربندد، زندگی، دیگر مفهومی نخواهد داشت. حرکت و انتظار، در کنار هم بوده و از هم جدا نمی‏شوند. انتظار، علّت حرکت و تحرّک بخش است.(۴)
یأس و بدبینی، نظام زندگی را از هم می‏پاشد و آثار زهر آگینی برای بشر به بار می‏آورد. در مقابل، امید، نه تنها میل شخصی را برای انجام کار، بلکه توانایی او را نیز در انجام کار زیاد می‏کند.
با یأس و ناامیدی، نوع دوستی و فلسفه‏ی خدمت به خلق، از میان می‏رود و جای خود را به خودپرستی می‏دهد؛ زیرا، هنگامی که ا مید به زندگی بهتری نباشد، خدمت، به نوع و از خودگذشتگی، چه سودی دارد؟
از دیگر آثار بد یأس از آینده، تن دادن به وضع موجود است؛ چون، همه‏ی تلاش، برای فردای بهتر است. در این جوامع [جامعه‏های مأیوس‏]، هر چه هست، گرایش به فساد و رذیلت است؛ زیرا، هنگامی که فرد، از پدید آوردن راستی و درستی، سرخورده و نومید گشت، خواسته‏ها و نیازهایش، از سوی دیگر، سربرمی آورد و آن نیازها، در جای دیگر، مانند فساد و مواد مخدر و… اشباع می‏شود.
آری، لااُبالیگری، پازدن به همه‏ی اصول زندگی، از نتایج نومیدی است. از سوی دیگر، یأس، خود، شکست است. کم‏تر کسی از خودِ شکست، شکست خورده است، بلکه غالباً قبول شکست است که منجر به شکست می‏گردد. هنگامی شکست خورده‏ایم که باور کنیم شکست خورده‏ایم؛ زیرا، شکست، از درون شروع می‏شود و از طرز تفکّر و اراده‏ی شخص. به همین دلیل، اسلام، با یأس و ناامیدی مبارزه کرده و آن را در حکم کفر قرار داده است.(۵)
((انتظار، ضد یأس و ناامیدی است. آن که امید دارد، حیات را خوش دارد و نقایص زندگی را برطرف کرده و به سوی آینده قدم بر می‏دارد و روز خود را از روز دگر بهتر می‏سازد.
در انتظار، امید به آینده‏ی محقّق الوقوع موجود است. چنین امیدی، همه‏ی رنج‏ها و مشقّت‏ها را آسان می‏سازد و انسان، خودش به خودش، مژده می‏دهد.
خردمندان بشر، برای رسیدن به آینده‏ی احتمالی، کوشش‏ها می‏کنند و رنج‏ها می‏برند و این رنج‏ها را در کام خود شیرین می‏دانند. حال، اگر آینده، محقّق الوقوع باشد، انتظارش، روح ا فزا و دل‏پذیر خواهد بود))(۶)

ثمرات مهدی باوری‏
حال، با این توضیحات، به آثار و پیامدهای انتظارِ منجی مصلح و مهدی باوری می‏پردازیم تا در پرتو آن، علل ستیز دشمنان روشن گردد. پیامدهای انتظار فرج و چشم به راه مصلح جهانی بودن علاوه بر عدم یأس و ناامیدی: ۱- خودسازی فردی و اجتماعی است ۲- منحل شدن در فساد محیط ۳- پایداری در برابر رهبری‏های فاسد و مبارزه‏ی با فساد ۴- نپذیرفتن ستم است.(۷)
بالاخره این که:
ایمان و اعتقاد به ا مام زمان (ع) مانع از تسلیم شدن است و ملّت‏های با ایمان که حضور قطب عالم امکان را در میان خود احساس می‏کنند، از حضور او، امید و نشاط می‏گیرند و برای مجد و عظمت اسلام، مبارزه و مجاهدت می‏کنند. با تکیه بر همین امید درخشان بود که ملّت بزرگ ایران، پرچم اسلام را به اهتزاز درآورد و افتخار طول تاریخ بشر و تاریخ اسلام شد))(۸)
جیمز دار مستر می‏گوید: ((قومی چنین را [که هر لحظه منتظر ظهور است و…] می‏توان کشتار کرد، امّا مطیع نمی‏توان ساخت.)).(۹)
در کنفرانس ((تل آویو))(۱۰)، در بحث مبارزه با تفکّر مهدی باوری، ابتدا، امام حسین و بعد امام زمان را مطرح و هر دو را عامل پایداری شیعه می‏دانند؛ نگاه سرخ و نگاه سبز.
در این کنفرانس که افرادی شیعه شناس و سرشناس، مانند برناردلوییس و مارتین کرامر و… حضور داشتند، این دیدگاه مطرح می‏شود که شیعه به اسم امام حسین‏علیه السلام و با امام زمان(عج) قیام‏شان را حفظ می‏کنند.(۱۱)
فهمی هویدی در کتاب ایران من الدخل کلید فهم تحقّق انقلاب ایران را در واژه هایی، مانند ولایت فقیه، مرجعیّت، تشیّع و امام غایب، غیبت کبرا و غیبت صغرا می‏داند.
حامد الگار در کتاب انقلاب اسلامی در ایران، ریشه‏ی انقلاب اسلامی ایران را به موضوع امامت از دیدگاه شیعه و مسئله‏ی غیبت امام زمان و پیا مدهای سیاسی آن می‏داند.(۱۲)
با این توضیحات، طبیعی است که دشمنان، مسئله‏ی مهدویّت را در تقابل با خویش بدانند و در مقابل آن، صف‏آرایی کنند و حتی به این مسئله اذعان کنند.
نمونه‏ی اول: در گزارش گروه‏هایی که به ظاهر، مبلّغ مسیحیت اند و در باطن، جاده صاف کن و عاملان ورود استعمارگران اروپایی به کشورهای اسلامی، نکات قابل توجهّی به چشم می‏خورد. در گزارش ذیل که مربوط به گروه‏های تبلیغی در شمال آفریقا و خطاب به هیئتی که مسئول رسیدگی به این کار است، آمده است:
یکی از مشکلات ما، در سر راه تبلیغ مسیحیت و پیشرفت استعمار در شمال آفریقا و منطقه‏ی توسن و مغرب، این است که این مردم، اعتقاد دارند که ((مهدی موعود)) خواهد آ مد و اسلام را سربلند خواهد کرد.(۱۳)
یعنی نفس اعتقاد به مهدی موعود، باعث ایجاد مشکل برای استکبار و استعمار شده است، در حالی که اعتقادی که برادران ما در آن مناطق دنیا دارند، به روشنی و وضوح اعتقادی که ما امروز در اینجا داریم نیست. در آنجا بیشتر ابهامات و کلی گویی وجود دارد تا تعیین مصداق و مورد و نام و خصوصیات در عین حال استعمارگران از این امید می‏ترسند.(۱۴)
نمونه‏ی دوم: در همین کشور خود ما در آغاز روی کار آمدن رژیم منحوس و فاسد و وابسته پهلوی – آن کودتاگر بی سواد، فاقد هر گونه معرفت و معنویت – یکی از آخوندهای وابسته به دربار را صدا کرد و از او پرسید: این قضیّه‏ی امام زمان(عج) چیست که مشکلاتی برای ما درست کرده است؟ این آخوند هم طبق میل و دل او، جوابی می‏گوید. آن قلدر، مأموریّت می‏دهد که بروید مسئله را حل و تمام کنید و این اعتقاد را از دل مردم بیرون بیاورید. او می‏گوید: ((این، کار آسانی نیست و خیلی مشکلات دارد و باید کم کم و با مقدمات شروع کنیم.)) البته، آن مقدّمات، به فضل پروردگار و هوشیاری علمای ربانی و آگاهان این کشور، در آن دوران، ناکام ماند و نتوانستند آن نقشه‏ی شوم را عملی کنند. در کشور ما یک کودتاچی غاصب، از طرف دانشگاه‏های قدرت استعماری، مأموریت داشت که بیاید ایران را قبضه کند و کشور را دو دستی تحویل دشمن بدهد و برای این که بتواند بر این مردم مسلّط بشود، یکی از مقدمات لازم‏اش، این بود که عقیده به مهدی موعود(عج) را از ذهن مردم پاک کند.(۱۵)
بنابراین، دشمنان تفکّر و اعتقاد به مهدویّت – که این اندیشه را به زیان خود می‏دانند – همواره، تلاش کرده‏اند تا آن را از اذهان مردم بزدایند و یا مفاهیم اعتقاد به مهدویّت را تحریف کنند:(۱۶)
۱- بدین صورت که استکبار جهانی و صهیونیزم در تلاش هستند تا ملّت‏های تحت سیطره‏ی آنان، به وضع تحمیل شده، عادت کنند و آن را رنگی ثابت و ابدی و تغییرناپذیر پندارند.
۲- قدرت‏های استکباری، خواهان غفلت و خواب آلوده بودن و نیز عدم تحرک ملّت‏ها هستند. و چنین وضعی را بهشت خود می‏دانند؛ امّا انتظار فرج موجب می‏شود که انسان به وضع موجود قانع نباشند و بخواهد به وضعی بهتر و برتر دست پیدا کند.(۱۷)
۳- قدرت جهانی استکبار و صهیونیزم، امروز، با تکیه بر پول و تبلیغات و استفاده از شعارهای ظاهر فریب، مانند حقوق بشر، حقوق زن و حقوق اساسی ملّت‏ها، برای تحمیل ظلم بر ملّت‏ها و ترویج فساد، دورویی، تزویر و ریاکاری و نفاق در جوامع بشری، تلاش می‏کند.(۱۸)
نتیجه؛ دشمن‏ترین اشخاص با این عقیده و با شخص آن بزرگوار، ستمگران عالم‏اند، از روز غیبت آن حضرت، بلکه از روز ولادت آن حضرت، تا امروز. آن کسانی که وجودشان با ستم و با زورگویی همراه بوده بر دشمنی با این بزرگوار، با این پدیده‏ی الهی، با این نور و با این شمشیر الهی مشغول شدند. امروز هم، مستکبرین و ستمگران عالم، با این فکر و این عقیده، مخالف و دشمن‏اند و می‏دانند که این عقیده و این عشق – که در دل‏های مسلمین، به خصوص در دل‏های شیعه است – برای هدف‏های ستمگرانه‏ی آنها مزاحم است.(۱۹)

روش‏های مبارزه با مهدی باوری‏
دشمن هر امر صحیح و مفیدی را تا آن جا که مقدور باشد، انکار می‏کند و اگر نتوانست، به تحریف و تخریب آن پرداخته و یا در مقابل آن اقدام به جایگزینی می‏نماید. همه‏ی عقاید سازنده مورد تهاجم دشمن قرار گرفته است. دشمنان، سراغ مجموعه‏ی احکام و مقررات اسلام رفتند. هر عقیده و هر توصیه‏ای از شرع مقدس که در زندگی و سرنوشت آینده‏ی فرد و جماعت و امت اسلامی تأثیر مثبت بارزی داشته است، به نحوی با آن کلنجار رفتند تا اگر بتوانند آن را از بین ببرند و اگر نتوانند روی محتوایش کار کنند.(۲۰)
دشمن، می‏تواند روی عقاید اسلامی کاری کند که از استفاده مردم خارج شود؟ منتهی نه در کوتاه مدّت بلکه در طول سال‏های متمادی، گاهی ده‏ها سال، زحمت می‏کشد برای این که بتواند یک نقطه‏ی درخشان را کور یا کم رنگ کند یا نقطه‏ی تاریکی را به وجود آورد. یکی توفیق پیدا نمی‏کند، دیگری می‏آید… روی عقاید اسلامی خیلی از این کارها شده. روی عقیده‏ی توحید، امامت، روی اخلاقیات اسلامی (معنای صبر، توکل، قناعت و…) کار کرده‏اند.(۲۱)

الف) انکار مهدویّت‏
منظور از انکار مقوله‏ی مهدویّت و انتظار، این است که آن را مقوله‏ی وارداتی و برگرفته از دیگران و پیامد نابه سامانی‏ها و مشکلات معرفی کنند. بسیاری از دائره المعارف‏ها که بایستی مرجعی قابل اعتماد در موضوعات متفاوت باشند، گویی رسالت خود را فراموش کرده و اهداف دیگری دنبال می‏کنند.
۱- در دائره المعارف بریتانیکا، در واژه‏ی مهدی و اسلام و زرتشت آمده است:
اسلام، دینی نیست که در آن، ظهوری انتظار برود و جایی برای مسیح نجات‏بخش در آن وجود ندارد و این همه، به طور تدریجی و شاید تحت تأثیر مسیحیّت مطرح گردیده است. (۲۲)
قرآن، اشاره‏ای به آن ندارد. به هیچ حدیث – گفته‏ی منسوب به پیامبر(ص) – قابل اعتمادی نیز در مورد مهدی(ع) نمی‏توان استناد کرد.(۲۳)
۲- در دائره المعارف دین و اخلاق، مارگلی یوت (اسلام شناس بزرگ اروپایی) در مقاله‏ی خود درباره‏ی مهدی(ع) در سال ۱۹۱۵، این تفکّر را وا رداتی و برگرفته از یهود و مسیحیّت تلقّی می‏کند.(۲۴)
جیمز دارمستر همین نظریه را ارائه می‏دهد.(۲۵)
۳- موسوعه المورد، (منیر بعلبکی) در ذیل واژه‏ی، ((مهدی المنتظر))، آورده: ((در قرآن و در روایات نبوی، هیچ اشاره‏ای به مهدی(ع) نشده است.)) (۲۶)
البته، پیش از این دایره المعارف‏ها، افراد دیگری نیز اگر نگوییم مغرضانه، لااقل با عدم تحقیق کافی، مسئله را زیر سؤال برده‏اند. عبدالقاهر بغدادی (۴۲۰ ه . ق مطابق با ۱۰۳۷م) نظریّه‏ی مهدویّت را نظریّه‏ی عاریّتی از یهود دانسته و بر این افسانه پا می‏فشارد که شیعه و عقاید آنان، برگرفته از عبدالله بن سبای یهودی است. (۲۷)(گفتنی است وجود خارجی عبدالله بن سبا، از نظر تاریخی و روایی، مخدوش و ساخته‏ی دروغ پردازان و روایت سازان حرفه‏ای است، تا چه رسد به این که منشأ شیعه و معتقداتی چون انتظار باشد.)(۲۸)
ابن خلدون(۲۹) نیز فقط با بررسی بیست و سه حدیث از انبوه احادیث و نقد نوزده حدیث مسئله‏ی مهدویّت را بی‏پایه می‏داند و…(۳۰)
برخی دیگر از روشنفکران، مسئله‏ی مهدویّت را بازتاب نا به سامانی‏ها و حوادث تاریکی که در دوران مسلمانان، به ویژه شیعه رخ داد، مطرح می‏سازند.
مارگلی یوت می‏گوید:
درگیری و آتش جنگ در میان یک نسل واحد، پس از وفات پیامبر(ص) و درهمی و آشفتگی جهان اسلام که بر اثر اختلافات آنان با هم روی داد، موجب اقتباس فکر ظهور منجی از یهود و مسیحیان گردید که به ترتیب، در انتظار ظهور و بازگشت مسیح به سر می‏برند.(۳۱)
بریتانیکا نوشته است:
به نظر می‏رسد که عقیده به مهدی(ع) در دوره‏های اغتشاش و عدم ا منیّت مذهبی، بر تحوّلات سیاسی…اوایل اسلام (قرن‏های هفتم و هشتم میلادی) رواج یافته باشد.(۳۲)
برناردلوییس، در مقاله‏ی خود به نام شیعه در تاریخ اسلام، در کنفرانس تل آویو می‏گوید:
سرکوبی بسیاری از قیام‏ها و ناپدید شدن رهبران آن‏ها، باعث ظهور ویژگی دیگری در دکترین شیعه شد و موضوعات و مسایلی مانند مسئله‏ی غیبت و رجعت رهبر شیعیان، حضرت مهدی(ع)، آخرین امام شیعیان، به وجود آمد و این منجی‏گری، تبدیل به یکی از جنبه‏های اساسی اسلام و تشیّع شد.(۳۳)

ب) تحریف‏
مطالبی که اگر به حقیقت آن‏ها توجه کنیم، تبدیل به یک موتور حرکت دهنده‏ی جامعه‏ی اسلامی می‏شود، وقتی دشمن روی آن کار کرد، آن را خراب و معنای آن را عوض کرده و در ذهن ما به صورت دیگری جا انداختند، همین موتور متحرّک، به یک داروی مخرب و خواب آور تبدیل می‏شود.(۳۴)
مقام معظم رهبری می‏فرمایند:
بنده، سندی دیدم که در آن، بزرگان و فرماندهان استعمار؛ توصیه می‏کنند که ما باید کاری کنیم که این عقیده به مهدویّت، به تدریج، از بین مردم زایل شود. آن روز، استعمارگرهای فرانسوی و استعمارگرهای انگلیسی، در بعضی جاهای آن مناطق بودند – فرقی نمی‏کند که استعمار از کجا باشد – استعمارگرهای خارجی، قضاوت‏شان این بود که تا وقتی عقیده به مهدویّت در بین مردم رایج است، نمی‏توانیم این‏ها را درست بگیریم.
وقتی نتوانستند این عقیده را از مردم بگیرند، سعی می‏کنند آن را در ذهن مردم خراب کنند. خراب کردن این عقیده چه گونه است؟ به این صورت که بگویند: ((خوب، آقا می‏آید، همه‏ی کارها را درست می‏کند))!
این، خراب کردن عقیده است. این، تبدیل کردن موتور متحرّک، به یک چوب لای چرخ است؛ تبدیل یک داروی مقوی به یک داروی مخدّر و خواب آور است.(۳۵)
تبدیل مقوله‏ی انتظار مهدی(ع) که آثار و پیامدهای بسیار شگرف و معجزه آسا و مثبتی دارد، به انتظار منفی و تلخ و ناگوار و این نگرش به انتظار که امر به معروف و نهی از منکر نکردن و سر در جیب خود فرو بردن و هیچ تکلیفی در مقابل دیگران و جامعه برای خود قائل نبودن و یا حتّی امر به معروف و نهی از منکر را مخالف انتظار قلمداد کردن و بدتر، وظیفه‏ی منتظر را دامن زدن به فساد و تباهی‏ها دانستن و هر گونه حرکت و قیامی را قبل از ظهور حضرت، باطل و مخالف دوران انتظار گفتن، از دستاوردهایی است که برگرفته از غرض‏ورزی‏ها و دست سیاست بازان است.
حضرت امام(ره) به طور مفصّل، پنج دیدگاه درباره‏ی انتظار را مطرح و به نقد یکایک می‏پردازند و در پایان، نظریه‏ی صحیح (آمادگی و قیام به قدر استطاعت) را ذکر می‏کنند.ایشان، در نقد برخی از این دیدگاه‏ها، چنین می‏آورند:
البته، در بین، این دسته، منحرف‏هایی، هم بودند اشخاص ساده لوح هم بودند، منحرف هایی بودند که برای مقاصدی به این دامن می‏زدند.(۳۶)
اگر دست سیاستی این کار [این دیدگاه‏ها ]نکرده باشد که بازی بدهد ما را، که ما کار به آن‏ها نداشته باشیم، آن‏ها بیایند، هر کاری بخواهند انجام بدهند، این، باید آدم نفهمی باشد.(۳۷) نمی‏دانند دارند چه می‏گویند.(۳۸)
آری، به دنبال چنین تحریف‏هایی(۳۹)، افرادی چون ابن تیمیّه، در گذشته، و افرادی مانند نکوتن، ولهوسن، پرکلیمن، دونالدسن، شریعت سنگلجی، کسروی و بالاخره سلمان رشدی و احمد الکاتب و… و جریانات و افراد دیگری که به هر بهانه، به دین و شیعه می‏تازند و آن را مورد تردید و تشکیک قرار داده و در آن ایجاد شبهه می‏کنند، مورد حمایت جدّی دشمن قرار گرفته و نظرشان علمی قلمداد می‏شود.
ابن تیمیّه گوید: ((انتظار، در زمان غیبت امام عصر، ضعف و سستی در امور و بی تفاوتی در برابر مفاسد اجتماعی و همه چیز را به امید آینده واگذر کردن و اصلاح امور را به عهده‏ی امام زمان(ع) گذاردن است.)).(۴۰).
کسروی گوید: ((داستان امام ناپیدا… زیان‏هایی نیز به زندگانی دارد…پس ماندن توده، چیرگی بیگانگان، ناتوانی دولت، نابه سامانی کشور… به هرزبونی، تن در می‏دهند و یوغ بیگانگان را به گردن می‏گیرند و به این بر نمی‏تابند که یک راه رهایی به رویشان باز شود، چرا که دستگاه امام ناپیدا به هم نخورد.))(۴۱)
مارکسیست‏ها می‏گویند: ((مذهب، تفکرات خرافی را بین انسان‏ها رواج داده، چنین تبلیغ می‏کند که در زندگی فعلی باید بر شرایط تمکین کرده و قانع بود… و باید با کمال میل، ستم و استثمار طبقات حاکم ارتجاعی و… و زندگی و سرنوشت برده‏وار موجود را پذیرفت و خشنود بود و علیه این شرایط عصیان نکرد.(۴۲)
تذکر: ((چقدر خطا می‏کنند کسانی که به اسم روشنفکری و به اسم تجدّد طلبی می‏آیند و عقاید اسلامی را بدون اطّلاع، بدون اینکه بدانند دارند چه کار می‏کنند مورد تردید و تشکیک قرار می‏دهند این‏ها همان کاری را که دشمن می‏خواهد! راحت انجام می‏دهند.
امروز هر نفسی، هر حنجره‏ای که برای ناامید کردن مردم بدمد، بدانید که این حنجره در اختیار دشمن است، چه خودش بداند، چه خودش نداند! هر قلمی که کلمه‏ای را در جهت ناامید و مأیوس کردن مردم روی کاغذ بیاورد، این قلم متعلّق به دشمن است، چه صاحب این قلم بداند، چه نداند! دشمن از او استفاده می‏کند.))(۴۳)

ج) تخریب‏
شگرد دیگر دشمن، حمله‏ای ناجوانمردانه و نفرت زایی در مقابل جریان مهدوی، با ژست‏های علمی و هنری است. دشمن، برنامه‏های کوتاه مدّت و طولانی مدّت زیادی دارد:
۱) نیروسازی برای صفوف خود با خطر جلوه دادن جریان مهدویّت؛
۲) ایجاد شک و تردید و تنفّر در افراد به ویژه معتقدان به مهدویّت؛
۳) برنامه ریزی برای نسل آینده(۴۴) برای ایجاد نتفّر در آنان که این مسئله شامل معتقدان به مهدویّت هم می‏شود.

ذکر موارد
۱- فیلم ((پیشگویی‏های نوسترا داموس)) یا ((مردی که آینده را دید)) نمونه‏ای است که هر سه هدف، و بیش‏تر دو هدف نخست را دنبال می‏کند. در این فیلم که توسط کمپانی ((گلدن مایر)) صد در صد صهیونیستی – ساخته شده است، با تحریف و برداشت خاصی از پیشگویی‏های نوسترا داموس که در قالب اشعاری رمزآمیز بیان شده است، چهره‏ی امام زمان(ع) را چهره‏ای خشن و بسیار مخرب و وحشت زا معرفی، و پیامد حضور ایشان را جنگ‏ها و جنایت‏ها و ناامنی‏ها قلمداد کرده است.
فیلم، ایشان را سومین ضد مسیح نامیده است و با مقدمه چینی که از واقعی بودن و محقّق شدن پیشگویی‏های دیگر نوسترا داموس ارائه داده است، مخاطب را به این باور رسانده است که هر آن چه این پیشگو می‏گوید، محقّق خواهد شد.
البته، استفاده‏ای چنین ابزاری از اشعار رمز آلود نوسترآداموس که از احتمالات و برداشت‏های متفاوت ابایی ندارد، برای بار نخست نبوده است، اشعار او، همیشه، برای مقاصد خاصّی مورد سوء استفاده قرار گرفته است.
از ابتدای مِه ۱۹۴۰ هواپیماهای آلمانی، اعلامیّه‏هایی را در شهرهای مختلف فرانسه پخش کردند که در آن از پیش بینی‏های نوسترآداموس در جهت اهداف حمله‏ی آلمان بهره جسته شده بود. در مقابل نیروی هوایی انگلستان نیز ساکت ننشست و هر چند اقدام انگلیسی‏ها با تأخیر و سه سال بعد، یعنی در سال ۱۹۴۳ به وقوع پیوست، امّا آن‏ها نیز در زمان چرچیل، به مقابله با آلمان نازی پرداختند و با استفاده از پیشگویی‏های نوسترا داموس، جنگ تبلیغاتی را علیه هیتلر به راه انداختند و اعلامیّه‏های فراوانی را به شهرهای مختلف فرانسه و بلژیک فروریختند. هر چند انگلستان خود، در آن زمان، با مشکلات اقتصادی فراوانی روبه رو بود، امّا برای اداره‏ی هر چه بهتر جنگ روانی علیه دشمن، مبلغ هشتاد هزار پوند – که در آن زمان، رقمی بسیار بالا به شمار می‏آمد – هزینه کرد.
در سال ۱۹۴۴ کتابی از نوسترا داموس در فرانسه به چاپ رسید که در آن، از شکست قریب الوقوع هیتلر سخن به میان آمده بود. ((گشتاپو)) پلیس مخفی آلمان نازی، به محض وقوف بر ما جرا، تمام نسخه‏های چاپ شده‏ی کتاب را مصادره کرد و حتّی کلیشه‏های سربی آن را نیز ذوب کرد و از میان برد.(۴۵)
آری، چندین کتاب درباره‏ی نوسترآداموس، البته با تحریف، به نوشته در آمد که معروف‏ترین آن‏ها، ((نوسترا داموس و نازی‏ها))، اثر ((لیک او))(۴۶) است.(۴۷)
نوسترا داموس، خود، چنین می‏گوید:
((نوشتارهای، پیشگوی بزرگ که آینده‏ای افتخارآمیز دارد. پاره پاره و جدا شده، در دستان یک خود سالار بی رحم، جای می‏گیرد و از برایند این دزدی، پادشاه او فریب داده می‏شود)).(۴۸)

زندگی نامه‏ی نوسترا داموس‏
نوسترا داموس در ۱۴ دسامبر ۱۵۰۳ در پرووانس(۴۹) از استان‏های جنوبی فرانسه و در خانواده‏ای کاتولیک، دیده بر جهان گشود. نزد جدّش، مقداری ریاضیات و ستاره‏شناسی و نیز زبان‏های لاتین و یونانی را فرا گرفت.
با دریافت لیسانس از دانشکده‏ی ((مونت پلیه))(۵۰) به طبابت پرداخت و بدون ترس از طاعون، خود، شخصاً، در میان بیماران حاضر می‏شد و به مداوای آنان می‏پرداخت.
نسخه‏های شفا بخش او، در آن ایام، شهرت فراوانی را برای‏اش به ارمغان آورد. در همین زمینه، او، کتابی در سال ۱۵۵۲ منتشر کرد.
بعد از این حادثه، به مدّت چهار سال، بارها میان شهرهای مختلف فرانسه و ایتالیا، به مسافرت پرداخت و در همین سفرها بود که با کتاب‏های سحر، ستاره‏شناسی، طالع بینی آشنا گشت. او، در سال ۱۵۲۹ پس از وقفه‏ای چهار ساله، برای دریافت درجه‏ی دکترا به دانشکده‏ی پزشکی بازگشت.
بعد از فراغت از تحصیل، با دختری کاتولیک ازدواج کرد که ثمره‏ی آن، یک پسر و یک دختر بود. لیک آنان قربانی طاعون شدند. بی نتیجه ماندن اقدامات وی برای نجات جان عزیزان‏اش، او را دچار مصیبتی بزرگ کرد و اندوه او، آن‏گاه دو چندان شد که پدر و مادر همسرش علیه او اقامه‏ی دعوا کردند و با تقدیم شکایتی به دادگاه، خواستار دریافت مهریه‏ی دخترشان شدند.
گرفتاری‏ها، به همین مقدار ختم نگردید و چیزی نگذشت که از طرف دادگاه تحقیق و تجسس، وابسته به کلیسای کاتولیک شهر تولوز(۵۱) که در آن دوران، برپایه اعتقاد به مجسّمه سازی و پیکرتراشی استوار بود، برای او احضاریه‏ای فرستاده شد. در این نامه، نوسترآداموس به کفر و الحاد متّهم گردیده بود، زیرا، او، روزی، در کلیسا، به سازنده‏ی پیکره‏ای بُرنزین از مریم بتول گفته بود: ((وی، سازنده‏ی نماد شیاطین است.)).
نوسترا داموس که به خوبی می‏دانست محاکمه، در نهایت، به محکومیّت او خواهد انجامید و اعدام او قطعی است، از آن جا گریخت و در سال ۱۵۴۴ به شهر سالون(۵۲) فرانسه وارد شد.
او، در این شهر با بیوه‏ای ثروت‏مند ازدواج کرد و از وی صاحب چند فرزند گردید. این محل، آخرین توقف‏گاه نوسترا داموس بود. او، طبقه‏ی فوقانی خانه‏ای در این شهر را به گنجینه‏ی کتاب‏های خود که شامل موضوعاتی درباره‏ی سحر، طالع‏شناسی، روان کاوی بود، اختصاص داد.
یکی از مهم‏ترین منابع مورد استفاده او، کتابی به نام رازهای مصر(۵۳) بود.
او، در این اتاق، شروع به نگارش پیشگویی هایش کرد و آن‏ها را نخستین بار، در سال ۱۵۵۵ م، به زیر چاپ برد.
وی، رویدادهای چهار قرن فراروی خود را پیش بینی نمود، پیشگویی‏ها در ده فصل یا
عکس نوسترا داموس‏
در این جا بیاید
سانتوری نوشته شده است. هر فصل از کتاب نیز به صد قطعه تقسیم شده است. فصل هفتم به دلیل نامعلومی، چهل و دو قطعه دارد.
چندی نگذشت که آوازه‏ی او، همه جا را فراگرفت.
نوسترا داموس به بیماری نقرس مبتلا شد و تا پایان عمر، از آن رنج برد. او، در تمام این مدّت، به طالع بینی افراد، مخصوصاً ثروت مندان پرداخت و این، در حالی بود که پیشگویی در آن زمان، به نقطه‏ی اوج خود رسیده بود.
و بالاخره، در دوم ژوییه ۱۵۶۶ در شهر سالون دیده از جهان فرو بست و در حیاط کلیسایی در این شهر، به خاک سپرده شد.

بررسی اشعار نوسترا داموس‏
درباره‏ی اشعار و تفاسیر ارائه‏ی شده، اشعار او، نکاتی گفتنی است.
البته، خواننده‏ی گرامی. مستحضر است که نه آن چه نوسترا داموس آورده و نه آن چه مفسّران آن گفته‏اند و نه احتمالاتی که به نظر نویسنده رسیده است، هیچ یک، وحی آسمانی نیست که ادعای عصمت و یا صحت یقینی آن رود، بلکه صرفاً، برای رد برداشت‏های ابزاری است که برای منافع خاص و استکباری مدد گرفته شده است:

۱- احتمال اشتباه‏
بر فرض تفسیر صحیح اشعار نوسترا داموس، باز هم این گونه نیست که تمامی اشعار او، بی‏تهافت و تناقض باشد. مفسرّان معتبر اشعار او، مواردی را نقل می‏کنند که نوسترا اشتباه کرده است. مثلاً ((لئونی))، مفسّر معروف اشعار وی می‏گوید،:
در سانتوری ۲، رقم ۷۴، نوسترا داموس، اشتباهاً، به جای ((آلپ)) واژه‏ی ((پیرنه)) را به کار برده است.(۵۴)
در سانتوری ۹، رقم ۳۳ ناهمگونی به کار بردن ((آنه مارک)) و ((هرکول)) با فرا نام ((دوگل)) با آن که بین آن‏ها زمان زیادی است، در این شعر، کاملاً مشهود است.(۵۵)

۲- آینده
۱/۲- پادشاه وحشت یا امام رحمت و امنیت:
در سانتوری ۱۰، رقم ۷۲ آمده است:
((پادشاه بزرگ وحشت)) در هفتمین ماه سال ۱۹۹۹ از آسمان به زمین خواهد آمد…
جدای از ترجمه و تفسیر که احتمالات دیگری دارد(۵۶) و جدای از این که ۱۹۹۹ گذشت و اتّفاقی رخ نداد و آن چه به نام حضرت مهدی(ع) گفته‏اند، با توجّه به عدم ظهور ایشان در این سال، نادرستی اش مشخص گشت، حال با عنایت به اشعار و قرائن دیگر مشخص می‏شود. ترسیمی که نوسترآداموس از آینده دارد، بسیار سر سبز و با طراوت است. اشعار زیر از سانتوری‏های متفاوت، مؤیّد سخن ما است:

الف) منجی‏
در سانتوری ۵، رقم ۹۶، داموس، وعده می‏دهد که:
((در هنگامه‏ی نیاز نجات دهنده، اگر چه کمی دیر، ولی سرانجام از راه خواهد رسید.))

ب) به اوج و نهایت رسانیدن‏
در سانتوری ۳، رقم ۲، آمده است:
((به واژه‏ی آسمانی، که فراگیرنده‏ی زمین و آسمان است، معنایی تازه می‏شود، رمزی زرین در سلوک اهل راز، پدیدار می‏شود. جسم و روح و روان، همه و همه، به منتهای توانایی رسیده‏اند، هر چیز که هست، به سان دریایی که در زیر آسمان گسترده است، به زیر گام‏های او در می‏آید.))
نگاهی اجمالی به این شعر می‏رساند، آن چه وعده داده می‏شود، دادن معنایی تازه به واژه‏های آسمانی است و بالاتر از آن این که جسم و روح و روان، به منتهای توانایی خود می‏رسند. اگر صرفاً، به توانایی رسیدن جسم بود، شاید احتمالات غیر آسمانی قابل قبول می‏نمود، لکن رسیدن انسان به منتهای توانایی‏های روح و روان، جز در سایه‏ی تعلیم آسمانی و به دست رادمرد الهی معنا ندارد. انسانی که خود را نمی‏شناسد، زوایای روح و روان خود را نمی‏داند، قابلیّت‏های خود را نمی‏شناسد، چه گونه می‏تواند جز با مدد از وحی، به غایت روح و روان خود برسد؟
مؤیّد دیگر در این شعر، قسمت آخر آن است که هر چیز که هست را به سان دریایی در زیر آسمان گسترده در زیر گام‏های او معرفی می‏کند و این. حاکی از حکومتی جهانی است، امّا نه جهانی کردن و تک قطبی ساختن، بلکه حکومتی جهانی است به رهبری رادمردی الهی که انسان را به نهایت تکامل روحی و روانی خود می‏رساند.
آری، تفاوت وعده‏ی الهی حکومت حضرت مهدی(ع) با اتوپیاهای دیگر، علاوه بر رفاه و امنیّت و…، رسیدن انسان به نهایت روحی و روانی خویش است که هیچ اتوپیایی چنین وعده‏ای نداده است و اگر داده باشد، در وعده‏ی خود نمی‏تواند صداقتی داشته باشد.

ج – امنیّت و آرامش
پیشگو در سانتوری ۱، رقم ۶۳، به امنیّت و آرامش چنین اشاره می‏کند:
((دنیا، کوچک‏تر می‏شود، و بیماری‏ها فروکش می‏کنندو زمینیان، برای زمانی بس دراز، آرامش را تجربه خواهند کرد. مردمان، بدون وحشت از خطر، در زمین، در دریا و در آسمان، به سفر خواهند پرداخت…))
این شعر نیز مسئله‏ی جهانی را مطرح می‏کند، مسئله‏ای که تاکنون رخ نداده است. ماجرایی بس لذّت بخش و شیرین. آینده‏ای که امنیت جهان را فراگرفته است و مردمان، بی وحشت، از این سو به آن سو می‏روند.(۵۷)
این‏ها تداعی کننده‏ی روایت حضرت علی(ع) است که فرمود:
((…بنا یدفع الله الزمان الکلب….و لو قد قام قائمنا لذهبت الشحنا من قلوب العباد واصطلحتِ السِبّاعِ و البَهائم حتّی تمشی المرأهُ بین العراقِ إلی الشام…علی رأسها زینتُها لایهیجُها سَبعٌ و لا تخافُه….))؛(۵۸)
به دست ما، روزگار سختی‏ها و تشنه کامی‏ها سپری گردد… و چون قائم ما قیام کند، کینه‏ها از دل‏ها بیرون رود، حیوانات نیز با هم سازگاری کنند. در آن روزگار، زن، با همه‏ی زیب و زیور خویش، از عراق درآید و تا شام برود و از هیچ چیز نترسد…
اشعار ذیل، ترسیم کننده‏ی آینده‏ی از نظر داموس است:

د) صلح و شایسته سالاری
در سانتوری ۹ رقم ۶۶ آمده است:
((صلح و اتّحاد و دگرگرنی بسیاری، پیش می‏آید. نه تنها بخش‏ها فزونی می‏یابند، که مسئولیّت‏های پست و اندک نیز، بهایی دیگر می‏یابند و بدین سان، کسانی که بر قله جای داشتند، از فراز به فرود می‏افتند)).

ه) رفاه
در سانتوری ۱۰، رقم ۸۹ آمده است:
((تمامی دیوارهای آجرین، تبدیل به دیوارهای مرمرین می‏شود. هفتاد و پنج سال، آکنده از صلح شادمانه بر مردمان خواهد گذشت. کانال آب، دگر باره باز خواهد شد. فراوانی و سلامتی می‏آید و فصل‏های شیر و انگبین، به چشم دیده خواهد شد.))

و) صلح و آرمانشهر
در سانتوری ۱۰، رقم ۹۹ آمده است:
((به زودی، برای اسب، شیر، گاو نر و گرگ، پایانی فرا می‏رسد. کبوتر، رام شده و همیار سگ بولداک می‏شود. دیگر بیش از آن، آن مائده‏ی آسمان، بر سر آنان نخواهد بارید.))
((اسب، نماد تندپایی و هوشیاری، و وفاداری، شیر، نماد حرارت و گرما و قدرت، گاو نر نشانه‏ی توان‏مندی‏های جسمانی و برکت، گرگ، نماد خون خواری و توحّش است.
بدین سان، پیشگو، در این الهام بسیار پرمعنا، از زمانی سخن می‏آورد که دوران جلوه‏گری این نمادها در دنیا به پایان خود می‏رسد و بی‏گمان، در آغاز فصلی دیگر از فصل‏های زندگی در کره‏ی زمین است که ((کبوتر)) و ((سگ بولداگ)) که یکی نمایه‏ی صلح و دیگری نمایه‏ی پاسداری از ارزش‏هاست…با یکدیگر یار و همکار می‏شوند…
گویا نوسترا داموس در این الهام، با یک آرمانشهر (یوتوپیا) دیدار کرده است. مدینه‏ی فاضله‏ای که پیوسته اندیشه‏مندان، در آروزی رسیدن به آن سوخته‏اند.(۵۹)))

ز) شادمانی شورانگیز
در سانتوری ۱، رقم ۱۸ آمده است:
به خاطر ناسازگاری‏ها و تنش‏ها و به سبب فروگذاشت‏های گل‏ها فرانسویان به ((محمدی))ها، شادمانی شورانگیزی پدید می‏شود…

ح) نجات از یوغ فرمان برداری
در سانتوری ۲، رقم ۲۸ آمده است:
((بزرگمردی به نام آخرین پیامبر، روز دوشنبه(۶۰) را برای تعطیل عمومی بر می‏گزیند. آن مرد، در شورمندهای خویش، چنان پیشروی خواهد کرد که ملّتی را از یوغ فرمان برداری نجات می‏دهد)).

ط) امید مستضعفان‏
در سانتوری ۱، رقم ۳۳ و ۳۴ آمده است:…،
تمامی دروازه‏ها، در زمان وحشت، پیوسته، به روی آن مرد، گشاده خواهند بود…سپس آن مرد، جنگاوران را آماده خواهد ساخت، بخشی از مردمان، به او، به نام انسانی نیک، و بخشی، به نام انسانی اهریمن می‏نگرند که نمی‏توان به او اعتماد کرد. و در این گذاره، آنان که ناتوان‏ترین‏اند به او، همانند نشانه‏ای خجسته می‏نگرند که بسی نیک است… .
درباره این دو قطعه نیز شاید بتوان گفت، جریانی که در آغاز قیام امام(ع) رخ می‏دهد تردیدهایی که در آغاز، چهره می‏نماید و بالاخره، نگاهی امیدوارانه و خجسته‏نگرانه‏ی مستضعان مد نظر است. آری، همین نگاه است که دروازه‏های شهرها را برای او می‏گشاید. و اکثر افراد با میل و رغبت، به او ا یمان آورده و به او می‏پیوندند.

۲/۲- آغاز گران جنگ، هدف از جنگ
در فیلم، آن که از تبار پیامبر مسلمانان است، به هدف ویرانگری و…آغاز گر جنگ معرفی می‏گردد، حال آن که توسط پیشگو، آنان که جنگ و طاعون و مرگ را به راه می‏اندازند، در سانتوری ۹، رقم ۵۵ معرفی شده‏اند:
((در غرب، تدارک نبردی بس هولناک دیده خواهد شد و از آن، پس طاعونی چنان مرگ آفرین که نه جوان و نه پیر و نه حتّی هیچ حیوانی زنده نمی‏ماند. در همه جا، آثار خون و آتش، به چشم خواهد آمد. سیارگان، زحل، مریخ، ژوپیتر، در کشور فرانسه به هم گرد آمده‏اند.)).
جالب است که در همان سانتوری در رقم ۵۲ آمده است:
((… سرانجام، صلح از گوشه‏ی از گیتی، وارد می‏شود)).
گفتنی است با توجّه به قسمت قبلی این شعر که جنگ و درگیری در فرانسه را مطرح می‏کند (…این فاجعه در سراسر کشور فرانسه جریان خواهد داشت) و با توجّه به تفسیر برخی مفسّران(۶۱) که اسامی چون فرانسه و… از سمبل‏های غرب است، معلوم می‏شود، ایجاد صلح و آرامش، از ناحیّه‏ی غرب نیست.
حال، با تقابل این دو شعر با شعر ۹۲ سانتوری ۱، احتمال داده شده، بسیار تقویت می‏شود:
((صلح)) به وسیله‏ی یک مرد، در سراسر گیتی، اعلام می‏شود، اگر چه زمانی بس کوتاه از این اعلام، سرکشی و چپاول، باری دیگر، در جهان آغاز می‏شود، به خاطر یک خود داری یا ردِّ یک پیشنهاد، شهرها، زمین و دریاها، سوراخ سوراخ می‏شوند و جمعیّتی کم‏تر از یک میلیون و سیصد و سی و سه هزار نفر، در این فاجعه، از پای در آمده و یا دستگیر می‏شوند.
آیا جز این است که امام، به دیوار کعبه تکیه داده، اهل عالم را به توحید فرا می‏خواند و به عدم ظلم و ستم، ولی سفیانی‏ها و دجّال‏ها در مقابل او قد علم می‏کنند و پیشنهاد و سخن او پذیرفته نمی‏شود و جنگ‏ها و غارت‏ها رخ می‏دهد و امام مجبور می‏شود که فتنه‏ها راخاموش و فتنه‏گر را نابود سازد.
در سانتوری ۱۰، رقم ۹۸ آمده است:
((… فزون خواهی سودگران، همه‏ی گرگ‏های خون خوار و تمامی غول‏های حیرت‏انگیز دنیا را به ناآرامی‏های بسیار، دچار می‏کند))
در حالی که در رقم ۶۲ همان سانتوری آمده است:
((… آن مرد که حکمران بیزانس و فرماندار اسلاونیا را با قوانین عرب آشنا می‏سازد، از راه می‏آید.)).

۳/۲- خشونت و وحشت آفرینان
در سانتوری ۶، رقم ۲۱ آمده است:
((به هنگامی که قدرت‏های قطب شمالی زمین،با یک دیگر یار و یگانه می‏شوند، وحشتی فراتر از پندار، در مشرق زمین، حاکم خواهد شد. مردی جدید که مردی بلند جاه و وحشت آفرین، از او حمایت می‏کند. انتخاب می‏شود. خاک‏های ((رد زیا))(۶۲) و ((بیزانتیوم)) [دریای مدیترانه و ترکیه‏] از فوران خون بربرها لکه‏دار می‏شود.))
در سانتوری ۸، رقم ۱۷ آمده است:
((کسانی که توان‏مندانه زندگی می‏کنند، به ناگهان، دگرگونی می‏یابند. گیتی، از سه برادر، آرامش خود را از دست می‏دهد. دشمنان برادران، بیش‏تر بنادر دنیا را تسخیر می‏کنند. زان پس، آتش و خون و گرسنگی همه جا را فرا خواهد گرفت و آن چه که از سیاه روزگاری در این جهان است، افزایش می‏یابد)).
منظور از ((سه برادر))، در برخی تفسیرها، قدرت‏های جهان نام برده شده‏اند.(۶۳)
در سانتوری ۱، رقم ۷۹ آمده است:
((از قوانین و از جدل‏ها و خودسالاری‏ها، بر شهرهای ((باراس))(۶۴) ((لکتور))(۶۵)…
آسیب هولناکی وارد خواهد آمد. ((کارکاسون)) و…(۶۶) در آن هنگام که کشتار دوباره‏ی مردم را آرزومی کنند. خود، به تمام نابود می‏شوند.))
نوسترا داموس در جایی، به صراحت، هشدار می‏دهد و خواستار تغییر شیوه و رویه‏ی ددمنشی غرب می‏شود.
در سانتوری ۱٫ رقم ۸ آمده است:
((چه گونه، بارها و بارها تسخیر می‏شود؟ آه! ای خورشید شهر آیین‏های خود بینانه و وحشی گرانه‏ات را دگر سازی کن که سرنوشتی بس تاریک دنبالت می‏کند.))
در گذشته، پاریس را خورشید شهر نیز می‏نامیدند.(۶۷)
در سانتوری ۸، رقم ۶۰ آمده است:
((آن‏ها نخست بار، در ((گُل)) و ((رومانیا)) از راه‏های زمینی و دریایی. در برابر قوای انگلیس و فرانسه قرار می‏گیرند، از آن سپاه نیرومند، کنش‏های بس شگفت‏انگیز برخواهد آمد. حیوان وحشی، از خشونت‏گری‏های خویش، منطقه‏ی ((لورن)) [منطقه‏ای در فرانسه‏] را از دست خواهد داد.))
در سانتوری ۶، رقم ۲۱ آمده است:
((به هنگامی که قدرت‏های قطب شمالی زمین، با یک دیگر یار و یگانه می‏شوند، وحشتی فراتر از پندار، در مشرق زمین، حاکم خواهد شد، مردی جدید، که مردی بلند جاه و وحشت آفرین از او حمایت می‏کند، انتخاب می‏شود، خاک‏های. ((ردزیا)) و ((بیزانتیوم)) [ترکیه‏] از فوران خون بربرها، لکه دار می‏شود.))
در سانتوری ۶، رقم ۵۷ آمده است:
((آن مرد که سر کرده‏ای سرخ خواهد داشت که به جایگاه قدرت، بسیار نزدیک است. او که سخت دل و تند و خشن شده است، در قالب وحشت آفرین‏ترین موجودات، فرورفته و برنشیمن گاه، خود کامه‏ی قدسی، قرار خواهد گرفت.)).
در این شعرواره. تنها، یک نشانه وجود دارد و آن، عبارت ((سرخ است)) است. حال باید دید، سرکرده یا رئیس سرخ را به چه می‏توانیم تصویر کنیم. به یک رهبر کمونیست و یا پاپی که ردای سرخ برتن می‏کند؟ امّا چون سخن از جایگاه قدرت و به ویژه مسندگاه یا نشیمن گاه است، ذهن، بیش‏تر، به سوی یک مرکز دینی کشانیده می‏شود که جز واتیکان نمی‏تواند باشد.
به هر سان، ذهن پویای پیشگو، در این پرواز، بیش‏تر روی به جانب مرکز کاتولیسم جهان داشته است.(۶۸)
جالب است. این وحشی که سومین ضد مسیح است و از سوی سرکرده‏ی سرخ (پاپ) مورد حمایت قرار می‏گیرد، در جای دیگر، بیش‏تر معرفی شده است.
در سانتوری ۱، رقم ۱۲ آورده است:
((به زودی، مردی خشن و وحشی، آوازه خواهد یافت که بشتاب به فرمان روایی رسیده است، امّا دوران قدرت‏مندی او بسیار کوتاه است و به ناگاه، چهره‏ی مردی را از خود نشان خواهد داد که بسی ناسپاس و سبک طبع است. او، بر ((ورونا)) حکومت خواهد راند.)).
((ورونا)) از شهرهای شمالی ایتالیا، نزدیک به قله‏ی ((آلپ))(۶۹) است که تا دره‏ی ((پو))(۷۰) ادامه می‏یابد.(۷۱)
اگر این بار هم، ایتالیا را مظهر غرب بدانیم، به خوبی روشن خواهد شد که آن پادشاهی که جنگ آفرین و وحشت زا است، جز حاکمی از حکمرانان غرب نخواهد بود.
آری، وحشت و جنگ از دیدگاه نوسترا داموس، پیامد پادشاهانی است وحشت زا و غفلت زده و خود کامه و این جاست که آداموس، خود از دردها و رنج‏هایی که اندیشمندان و دانشیاران بایستی عمل کنند، آه و افسوس می‏کشد در سانتوری ۱ رقم ۶۲ آمده است:
((فسوسا که دانشیاران، پیش از به پایان آمدن گردش ماه، باید چه زیان‏هایی را بپذیرند! سیلی سرگردان و آتشی شعله بار، از سوی فرمان روایان غفلت‏زده و گذاره‏ی قرون و اعصار، پیش از آن که، دگر باره بازسازی شوند، چه دراز مدت خواهد نمود.))

۴/۲- نتیجه‏ی جنگ؛ پیروزی یا شکست؟
بر خلاف آنچه گفته شده است، نتیجه‏ی جنگ را نیز نوسترا داموس مشخص کرده است، امّا نه آنچه که در فیلم ((پیشگویی‏های نوسترا داموس)) یا ((مردی که آینده را دید)) آمده است.
در فیلم، پیروزی را از آن مخالفان فرزند پیامبر مسلمانان (حضرت مهدی) اعلام می‏کند و مخاطب را برای برنامه ریزی و برای جلوگیری از مهدی، به یاری می‏خواند، در حالی که اشعار او چیزی دیگر می‏گوید.
در سانتوری ۲، رقم ۸۶ آمده است:
((در نزدیک دریای آدریاتیک، تمامی کشتی‏ها غرق می‏شوند، از لرزه‏های سخت، زمین به آسمان پرتاب شده، باز رفته و باز می‏آید، کشور مصر، پرآشوب می‏شود. مسلمانان بالنده و سرافراز می‏شوند.))
در سانتوری ۳، رقم ۲۰ آمده است:
((… پیروان دین محمّدی صلیب را رد خواهند کرد…))
در سانتوری ۳، رقم ۲۳ آمده است:
((… هواداران دین محمّدی در برابر تو، ایستایی خواهند کرد.))
در سانتوری ۵، رقم ۲۵ مده است:
((فرمانروای عرب… حکومت کلیسا، در آب دریا، نابود خواهد شد…))
در سانتوری ۶، رقم ۸۰ آمده است:
((به زودی، دامنه‏ی نفوذ، از فاس به کشورهای اروپایی کشانده می‏شود.
شهرها، در آتش می‏سوزد و شمشیرها، درخشش می‏یابند. بزرگ مردی از آسیا، با سپاهی بزرگ، از خشکی و دریا می‏رسد. با او، مردانی هستند که مانند مردگان، چهرهایی رنگ پریده دارند و صلیب‏ها را نابود می‏کنند.))(۷۲)
((فاس))، شهری در مراکش است که مسجد و دانشگاه معروف ((القرویّین)) – یکی از بزرگترین و قدیمی‏ترین مساجد و مراکز علمی جهان، در آن واقع است – این مرکز فرهنگی، در سال ۸۵۰ م دایر شد و شهر فاس، خود در سال ۸۰۸ م به دست ((ادریس دوم)) بنا گردید.
اوج شکوه و رونق فاس، در قرن چهاردهم میلادی بود. به طوری که دانشجویان رشته‏های گوناگون علمی را از تمام نقاط جهان اسلام و بعضی کشورهای اروپایی جذب می‏نمود…
گزینش فاس از سوی نوسترا داموس در این قسمت از رباعی، به خاطر درخشندگی تمدن اسلامی در این منطقه می‏باشد. تلألو این تمدن با شکوه، در آینده، تمام اروپا را در خود فرو خواهد برد. این سرزمین، در طول تاریخ، از موقعیت فرهنگی و علمی ممتازی برخوردار بوده است. زمانی که فاس، در اوج بالندگی به سر می‏برد، بسیاری از کشورهای اروپایی مجاور آن، در تاریکی جهل و نادانی دست و پا می‏زدند.(۷۳) آنهایی که نوسترا داموس، از ایشان به عنوان همراهان این مرد بزرگ نام برده است، چه کسانی می‏توانند باشند؟ افرادی رنگ پریده به سان مردگان!، اینها گرسنگان و پا برهنگان جهان سوم هستند. آنها، انبوه بینوایان و محرومانی هستند که برای اعاده‏ی ارزشهای انسانی از دست رفته و حقوق غصب شده شان قیام کرده‏اند تا انتقام خود را از شکم باره‏های مرفه و کاخ نشین بستانند. برای همین است که آنان، صلیب‏ها را نابود می‏کنند، صلیب‏هایی که دزدان آدمکش، سالها، با حیله و نیرنگ، خود را پشت آنها پنهان کرده‏اند تا با تمسّک به آنها، تیره بختی را در میان ملّتهای مستضعف گسترش بخشند. چه بسیار خونها که به زمین ریخته شد و چه بسیار ویرانیهایی که به اسم صلیب مقدّس و به افتخار پاپ، در اقصی نقاط جهان صورت گرفت. مستضعفان به رهبری فرمانده‏ی بزرگ خود، این بازی صلیبی را به پایان خواهند برد و ساحت عیسی‏علیه السلام را از تهمت‏های ناروایی که به او نسبت داده شده است، پاک خواهند کرد.(۷۴)
البته احتمال دیگری هم درباره رنگ چهره‏ای همراهان امام زمان می‏توان مطرح نمود: و آن رنگ پریده‏گی در اثر تهجّد و راز و نیاز با خدا است.
در سانتوری ۹، رقم ۶۰ آمده است:
((مردی بزرگ از فرزندان اسماعیل، به اوج قدرت می‏رسد…))(۷۵)
در سانتوری ۱ رقم ۷۹ آمده است:
((… از قوانین و از جدل‏ها و خود سالاری‏ها، بر شهرهای ((باراس))، ((لکتور)) و… آسیب هولناکی وارد خواهد آمد. ((کار کاسون)) ((بوردو)) و… در آن هنگام که کشتار دوباره‏ی مردم را آرزو می‏کنند. خود به تمام نابود می‏شوند)).
شهرهای مذکور، همگی از شهرهای کوچک جنوب فرانسه هستند و چنانکه گفتیم، می‏توانند به عنوان سمبل غرب باشند.
در سانتوری ۹ رقم ۳۶ آمده است:
((… سه برادر، جراحت خورده و از پای در می‏آیند.))
این سه برادر که در سانتوری ۸، رقم ۱۷ کسانی معرفی شده‏اند که گیتی بدست آنان، آرامش خود را از دست خواهد داد، سرنوشتی جز نابودی نخواهند داشت. همان‏ها که به نظر می‏رسد دولتهای سلطه گر و متجاوز و ظالم‏اند.
جالب است، پیشگو، این پیروزی را نیز به یاری غربی‏ها می‏داند.
در سانتوری ۴، رقم ۳۹ آمده است:
((امپراتوری عرب… به یارمندی غربی‏ها… زنده می‏شود؛))
چرا که بیشتر افراد از جمله مردم خسته از فرهنگ غرب و…، با میل و رغبت، به امام خوبی‏ها می‏پیوندند و با جان و دل، پذیرای او بوده، درها، به روی او گشاده خواهد بود.
سانتوری ۱، رقم ۳۴:
((… تمامی دروازه‏ها، در زمان وحشت، پیوسته به روی آن مرد گشاده خواهند بود.))
۵/۲- دو رهبر بزرگ‏
در سانتوری ۲، رقم ۸۸ آمده است:
((سرانجام، در یک زمان، دو رهبر بزرگ، به یکدیگر نزدیک شده و توانایی‏های متّحدانه‏ی آنان در پیشروی‏های بالنده، فرا دیده خواهد شد.
سرزمین تو، به فرازگاهی توانمند می‏رسد. از آن پس برای فردی که تباری بس بلند دارد، شماره‏ها تکرار خواهد شد.))
البته چنان که گفتیم، نیازی به پیشگویی‏های نوسترا داموس نیست. قرآن و روایات، به خوبی ترسیم‏گر ظهور و حکومت صالحان هستند، لکن اشعار مطرح شده، به خوبی، تداعی‏کننده‏ی برخی از روایت است و یا لااقل، سخن دشمن را رد می‏کند. شعری که مطرح شد، تداعی کننده‏ی این روایت می‏تواند باشد که عیسی‏علیه السلام به کمک مهدی(عج) خواهد آمد و آن گاه، حضرت عیسی‏علیه السلام پشت سر حضرت مهدی‏علیه السلام نماز خواهد خواند و حکومت، از آن مهدی خواهد بود. او که فرزند رسول خداست و دارای تباری بس بلند است.
در انوار التنزیل، در تفسیر ((وانه لعلم الساعه)) روایتی چنین آورده است:
ینزّل عیسی‏علیه السلام علی ثنیه بالأرض المقدّسه یقال لها افیق و بیده حربه بها یقتل الدجال فیأتی بیت المقدس و الناس فی صلاه الصبح فیتأخر الإمام فیقدّمه عیسی و یصلّی خلفه علی شریعه محمد، علیه الصلوه و السلام))(۷۶)؛
حضرت عیسی‏علیه السلام در سرزمین مقدس که آن را ((افیق)) گویند، نزول می‏کند، در حالی که اسلحه‏ای به دست دارد و با آن دجال را می‏کشد. آن‏گاه به بیت المقدس می‏آید. مردمان، در نماز صبح‏اند، عیسی‏علیه السلام، امام‏علیه السلام را مقدّم ساخته و مطابق شریعت محمدصلی الله علیه وآله به او اقتدا می‏کند.
در کتاب تقضیل آمده است، آن چه تمام شیعیان و برخی از محدّثان اهل سنّت روایت کرده‏اند این است که:
إنَّ المهدی إذا ظهر أنزل الله تعالی المسیح‏علیه السلام فإنَّهما یجتمعان. فإذا حضرت الصلاه الفرض، قال المهدی‏علیه السلام للمسیح: ((تقدّم یا روح الله، یرید تقدم الإمامه.)) فیقول المسیح: أنتم أهل البیت لایتقدکم أحد، فیقدّم المهدی ثمّ یصلی المسیح خلفه، صلی الله علیها(۷۷)؛
چون مهدی ظهور می‏کند، خداوند مسیح‏علیه السلام را می‏فرستد. پس آن دو، در کنار یکدیگر می‏آیند. هنگامی که وقت نماز می‏رسد، مهدی‏علیه السلام به مسیح‏علیه السلام می‏گوید: ((ای روح الله! پیشنماز شو!)) مسیح گوید: بر شما اهل بیت، احدی حقّ تقدّم ندارد. بنابراین مهدی‏علیه السلام امام گشته و مسیح‏علیه السلام پشت سر او نماز می‏گذارد.

نکته:
گاه، برخی تعابیر نوسترا داموس، گویی حاکی از شکست مسلمانان است.
در سانتوری ۳ رقم ۹۷، آمده است:
((امپراتوری بشکوه بربرها پیش از آن که سده‏ی خورشیدی به پایان خود برسد، سقوط می‏کند)).
البته اگر مانند دکتر شرف الدین اعرجی، در کتاب ((پیشگوی‏های نوسترا داموس با تحلیل اسلام گرایانه)) بپذیریم که منظور نوسترا داموس از بربرها، مسلمانان هستند، و الاّ، چنان که مانند برخی مفسّران دیگر بیندیشیم، دیگر سخنی حاکی از شکست مسلمانان نخواهیم داشت.
خانم پوران فرخ زاد، در کتاب ((پیشگویی‏های نوسترا داموس یا مردی بر بال‏های آینده)) آورده‏اند، منظور از امپراتوری بزرگ بربرها، همان آمریکا است و پیشگو، سقوط امریکا را پیش بینی کرده است.
به هر حال، حتی اگر بگوییم، منظور از بربرها، مسلمانان هستند، موارد زیاد دیگری – چنان که در صفحات گذشته ذکر گردید – وجود دارد که پرده از پیروزی مسلمانان بر می‏دارد. بنابراین، اگر شکستی برای مسلمانان مطرح باشد، گویی مقطعی و مربوط به زمان یا مکان خاصی بوده است، چنان که در ابتدای همان شعر، (یعنی سانتوری ۳، رقم ۹۸) آمده است:
((در پیرامن خاک‏های ((سیریا))، قانونی نوین بر سرزمین نوین، حاکم می‏شود. امپراتوری بشکوه بربرها، پیش از آن که سده‏ی… سقوط می‏کند.))
منظور از ((سیریا))(۷۸) می‏تواند همان کشور آشنای سوریه باشد و نوسترا داموس، اشاره به اسراییل دارد؛(۷۹) یعنی، نوسترا، از این واقعیت پرده بر می‏دارد که در این منطقه، اسراییل حاکم شده و به زور، مسلمانان را در این جا به سقوط می‏کشاند و در این‏جا ((غده‏ای سرطانی))(۸۰) خواهد گردید، ولی هیچ گاه، این شعر، به معنای نتیجه‏ی نهایی جنگ مسلمانان و دشمنان آنان نیست؛
چرا که گفتیم، نوسترا داموس، به صراحت می‏گوید:
((که مسلمانان بالنده شده و سرافراز می‏گردند)) و ((پیروان دین محمّدی، صلیب را رد خواهند کرد)) و ((حکومت کلیسا در آب دریا نابود خواهد شد)) و هیچ کس… قدرت آسیا را در حال نابودی نخواهد دید))
در سانتوری ۳ رقم ۸۶ و سانتوری ۳، رقم ۲۰ و سانتوری ۳، رقم ۲۳ و سانتوری ۵، رقم ۲۵، سانتوری ۶، رقم ۸۰ و سانتوری ۱، رقم ۳۳ و سانتوری ۱، رقم ۳۴ و سانتوری ۲ رقم ۲۸ و سانتوری ۱، رقم ۱۸ و سانتوری ۴، رقم ۵۰
تأسف و هوشیاری‏
فیلم پیشگوی‏های نوسترا داموس، نمونه‏ی کوچکی است از صدها فیلم و سریال که هالیودها عهده دار ساخت و پخش هنرمندانه‏ی آن اند تا حقیقت را به گونه‏ای که خود می‏خواهند تفسیر کنند و آینده را آن چنان که با امیال‏شان سازگار است، تغییر دهند:
نمونه‏ی دیگر
بازی کامپیوتری ((جهنم خلیج فارس)) ((معروف به یا مهدی)) .The Persian Gulf Inferno
این بازی، عهده دار هدف سوم است، یعنی، برنامه ریزی برای نسل آینده و ایجاد تنفّر در میان آنان، بدین صورت که کودک، به جای قهرمان بازی که فردی است آمریکایی، قرار می‏گیرد و باید با کشتن مسلمانان که با صدای نفرت آوری ((الله اکبر)) و ((یا مهدی)) می‏گویند، امتیاز به دست آورد و در نهایت، به مراحل بالاتری رود والاّ، با غفلت از آنان، کشته شده و امتیاز از دست داده و یا از بازی اخراج می‏گردد. بنابر قضیه‏ی شرطی شدن پاولوف، کودک، چنان می‏شود که با شنیدن ((الله اکبر)) و ((یا مهدی))، تیراندازی می‏کند و… بالاخره در روح کودک، بذر نفرت، از این دو واژه کاشته می‏شود تا روزی استکبار بتواند از محصول آن فایده برد و…

نکته‏
امروزه، اینترنت و پایگاه‏های متفاوتی که در دشمنی و ایجاد شک و تردید در مهدویت رخ نموده‏اند؛ هوشیاری بیشتری از همه می‏طلبد.
د) جایگزین سازی‏
حربه‏ی چهارم دشمن، شخصیت‏پردازی و مدّعی سازی و حمایت از مدّعیان و فرقه‏ها است. ساختن شخصیت‏هایی مانند سیّدعلی محمّد باب، حسینعلی بهاء، سیّد محمّد نوربخشی در ایران، و میرزا غلام احمد قادیانی، در پاکستان، و سیّد محمّد جونپوری، در هند، و محمّد بن عبدالله القحطانی، در حجاز و… نمونه هایی ازاین حربه‏ی دشمن‏اند.

————-
پی‏نوشت‏ها:
۱) برگرفته از سخنان مقام معظم رهبری، فصلنامه‏ی انتظار، ش ۲، ص ۳۷٫ نقل از روزنامه‏ی جهان اسلام ۹/۱۱/۷۲٫
۲) محمد حکیمی، در فجر ساحل، ص ۱۱۳٫ (نقل از پیام، مجله‏ی یونسکو، آبان ۱۳۴۸٫)
۳) همان (نقل از مبانی روحی تطوّر ملل) ص ۲۰۰٫
۴) لطف الله صافی گلپایگانی، انتظار، عامل مقاومت و حرکت، ص ۹۵ – ۱۱۲٫
۵) برگرفته از در فجر ساحل، محمّد حکیمی، ص ۷۳ – ۱۲۰٫
۶) سید رضا صدر، راه مهدی‏علیه السلام، ص ۸۹٫
۷) برای توضیح بیش‏تر، ر.ک: محمدرضا حکیمی، خورشید مغرب، (مبحث انتظار)؛ صافی گلپایگانی، انتظار، عامل مقاومت و حرکت، ص ۶۲، ۶۳؛ مکارم شیرازی، انقلاب جهانی مهدی، ص ۱۰۳، ۱۱۳٫
۸) مقام معظم رهبری، فصلنامه‏ی انتظار، ش ۲، ص ۵۹، نقل از روزنامه‏ی رسالت ۱۶/۱۰/۷۸٫
۹) مهدی از صدر اسلام تا قرن سیزده هجری. دارمستر، ترجمه‏ی محسن جهان سوز، ص ۳۸، ۳۹٫(به نقل از فصلنامه‏ی انتظار، ش ۱، ص ۹۷).
۱۰) در دسامبر ۱۹۴۸، مطابق با ۱۳۶۵ه . ش، در دانشکده‏ی تاریخ دانشگاه تل آویو (فلسطین اشغالی) با همکاری مؤسسّه‏ی مطالعاتی شیلوهه – که یک مؤسسه‏ی مطالعاتی غیر انتفاعی است و متصّل به صهیونیسم – کنفرانسی، با حضور سیصد شیعه شناس درجه‏ی یک جهان، برگزار شد و ظرف مدّت سه روز، در آن، سیصد مقاله‏ی صددرصد تفصیلی، تحقیقی و مبتنی بر عمده‏ترین متد تحقیقی و عمیق‏ترین روش‏ها ارائه شد. به قول ((مارتین کرامر)) – که یکی از شیعه شناسان جهان و دبیر این کنفرانس بود – هدف اصلی از برپایی این کنفرانس، شناخت مفاهیم محوری در تمدّن شیعه‏ی اثناعشری و بعد، بالطبع، شناسایی انقلاب اسلامی سال پنجاه و هفت ایران بود.
در این کنفرانس، افرادی مانند دانیل برومبرگ، ماروین زونیس، مایکل ام جی فیشر و دیگر شیعه شناسان و شرق شناسان و اسلام شناسانی‏غربی حضور داشتند.
ر.ک: حسن بلخاری، تهاجم یا تفاوت فرهنگی، ص ۹۳، ۹۴٫
۱۱) حسن بلخاری، تهاجم یا تفاوت فرهنگی، ص ۹۳، ۱۳۰٫
۱۲) حسن بلخاری، تهاجم فرهنگی، ص ۱۳۱٫
۱۳) فصلنامه‏ی انتظار، ش ۲، ص ۳۶٫
۱۴) مقام معظم رهبری، فصلنامه‏ی انتظار، ش ۲، ص ۳۶، نقل از روزنامه‏ی جمهوری اسلامی، ۱۹/۱۰/۷۴٫
۱۵) مقام معظّم رهبری، انتظار، ش ۲، ص ۳۶، نقل از جمهوری اسلامی ۱۹/۱۰/۷۴٫
۱۶) مقام معظّم رهبری، انتظار، ش ۲، ص ۳۷، نقل از جهان اسلام ۹/۱۱/۷۲٫
۱۷) مقام معظّم رهبری، انتظار، ش ۲، ص ۳۸، نقل از کیهان ۸/۱۰/۷۵٫
۱۸) مقام معظم رهبری، فصلنامه‏ی انتظار، ش ۲، ص ۳۸، نقل از کیهان ۸/۱۰/۷۵٫
۱۹) مقام معظم‏رهبری، فصلنامه‏ی انتظار، ش ۲، ص ۳۸ – نقل از جمهوری اسلامی، ۱۵/۹/۷۷٫
۲۰) مقام معظم رهبری، انتظار، ش ۲، ص ۳۲، نقل از روزنامه‏ی رسالت ۲۶/۹/۷۶٫
۲۱) مقام معظّم رهبری، انتظار، ش ۲، ص ۳۲، نقل از روزنامه‏ی رسالت ۲۶/۹/۷۶٫
۲۲) مجلّه‏ی موعود، ش ۱۹، فروردین و اردیبهشت ۷۹، ص ۲۶ – ۲۸ (نقل از بریتانیکا، ترجمه‏ی دکترین‏های مذاهب و اصول مذهبی آخرالزمان در مذاهب غرب، واژه‏ی ((اسلام و زرتشت)) ((مهدی))، مرتضی دهقان و بهروز علی زاده).
۲۳) همان.
۲۴) ناصرالدین، صاحب الزمانی، دیباچه بر رهبری، ص ۲۰۰ – ۲۰۱٫
۲۵) ناصرالدین، صاحب الزمانی، دیباچه بر رهبری، ص ۲۰۰ – ۲۰۱٫
۲۶) منیر بعلبکی، موسوعه المورد، واژه‏ی مهدی المنتظر.
۲۷) بغدادی، عبدالقاهر، الفرق بین الفرق، باب چهارم، ص ۲۳۴، ۲۳۵٫ ترجمه و اقتباس.
۲۸) برای تحقیق بیش‏تر، خوانندگان گرامی را به کتاب عبدالله بن سبا، اثر اندیشمند گرانقدر ((علامه عسکری)) ارجاع می‏دهیم.
۲۹) ابن خلدون که متخصّص در جا معه‏شناختی و تاریخ است، نه در علم حدیث، تنها نوزده حدیث از بیست و سه حدیثی که بررسی کرده، مورد تحقیق قرار داده است و صرفاً، از هفت نفر نام برده است که احادیث مهدی(ع) را روایت کرده‏اند و بدین ترتیب، سخنان چهل و هشت تن از علمای راوی احادیث المهدی را از مدار محاسبه خارج کرده است. نخستین ایشان، ابن سعد، صاحب طبقات (۲۳۰هجری) و آخرین ایشان، نورالدین هیثمی (م ۸۰۷ هجری) است. چنان که از صحابه‏ی رسول‏خدا (ص) که احادیث مهدی به آن‏ها استناد داده می‏شود، فقط از چهارده نفر یاد کرده و سی و نُه تن دیگر را فرو می‏گذارد. ر.ک: در انتظار ققنوس، سید ثامر هاشم العمیدی، ترجمه و تحقیق مهدی علی زاده، ص ۲۰۷٫
۳۰) سید ثامر، هاشم العمیدی، در انتظار ققنوس، ترجمه و تحقیق مهدی علی‏زاده، ص ۲۰۷ (نقل از تاریخ ابن خلدون، ج ۱، فصل ۵۲، ص ۵۵۵، ۵۵۶).
۳۱) ناصرالدین، صاحب الزمانی، دیباچه بر رهبری، ص ۲۰۱٫
۳۲) مجله‏ی موعود، ش ۱۹، فروردین و اردیبهشت ۷۹، ص ۲۶ – ۲۸ (نقل از بریتانیکا، ترجمه‏ی دکترین‏های مذاهب و اصول مذهبی آخرالزمان در مذاهب غرب، واژه‏ی ((اسلام و زرتشت)) ((مهدی))، مرتضی دهقان و بهروز علی زاده).
۳۳) حسن بلخاری، تفاوت یا تهاجم فرهنگی، ص ۱۳۰٫
۳۴) مقام معظم رهبری، فصلنامه‏ی انتظار، ش ۲، ص ۳۲ نقل از رسالت ۲۶/۹/۷۶٫
۳۵) همان.
۳۶) مجله‏ی تخصصی کلام اسلامی، شماره‏ی ۴۳، انتظار فرج ۲، نگارنده.
۳۷) همان.
۳۸) همان.
۳۹) برای روشن شدن برخی ازاین دیدگاه‏ها، ر.ک: در شناخت جذب قاعدین زمان، ع، باقی؛ مجله‏ی تخصصی کلام اسلامی، شماره‏ی ۴۳٫ مقاله‏ی انتظار فرج ۲، نگارنده.
۴۰) منهاج السّنه. ج ۱، ص ۱۰و ۲۰ (نقل از آخرین تحوّل، ص ۹۰).
۴۱) احمدکسروی، بخوانند و داوری کنند، ص ۷۹، ۸۲٫ (نقل در ((انتظار، بذر انقلاب))؛ حسین تاجری، ص ۱۸۶).
۴۲) مبانی و مفاهیم مارکسیسم، سازمان چریک‏های فدایی خلق تهران، ص ۹۳ (نقل در ((انتظار بذر انقلاب))، حسین تاجری، ص ۱۳).
۴۳) مقام معظم رهبری، انتظار، ش ۲، ص ۳۳ – ۳۵، نقل از رسالت ۲۶/۹/۷۶٫
۴۴) گفتنی است برنامه‏های دراز مدّت، همیشه، مد نظر دشمن بوده است. اخبار سیمای جمهوری اسلامی، شبکه‏ی یک، از ((نیویورک تایمز)) چنین آورده است: ((عرب نسبت به آمریکایی‏ها بد بین هستند بایستی کاری کرد که نسل آینده‏ی آنان نسبت به ماخوش بین گردند.)) جمعه ۲۵/۵/۸۱٫
۴۵) پیشگویی‏های نوسترا داموس، تحقیق دکتر شرف الدین اعرجی، مترجم سید یوسف عزیزی، ص ۱۶، (چاپ پنجم)
۴۶) _ Nostradamus and the Nazis )Ellch Ow(
۴۷) پیشگویی‏های نوسترا داموس، ترجمه و تفسیر پوران فرخ زاد، چاپ اول، زریاب، ص ۱۷۳٫
۴۸) همان، سانتوری ۲، رقم ۳۶٫
۴۹) _ Provence.
۵۰) _ Montpellier.
۵۱) _ Toulouse.
۵۲) _ Salon.
۵۳) _ De Mysterus Agyptorum.
۵۴) پیشگویی‏های نوسترا داموس، ترجمه و تفسیر پوران فرخ زاد.
۵۵) همان.
۵۶) سانتوری ۵ رقم ۵۴، سومین ضد مسیح (پادشاه وحشت) این گونه معرّفی می‏شود: ((از ماورای دریای سیاه و ((تارتار)) بزرگ گرانمردی برخواهد خاست که از کشور فرانسه دیدار خواهد کرد. او دستواره‏ی خونین خویش را در بیزانتیوم به زمین خواهد گذاشت.))
این شعر اشاره به سومین ضد مسیح دارد و تفسیر گران، ((تارتار)) را همان کشور چین دانسته‏اند. ر.ک: پیشگویی‏های نوسترا داموس؛ ترجمه و تفسیر پوران فرخ زاد.
۵۷) البته در ادامه آمده است ((امّا پس آن گاه، دگر باره، جنگ‏ها آغاز می‏گردد)) که به نظر می‏رسد یا اشتباه است و یا مانند برخی اشعار دیگر او پاره‏ای است جدا از شعر پیش، و یا منظور مسئله‏ی دیگری است. به هر حال، قسمت اوّل شعر، بسیار گویا است.
۵۸) منتخب الأثر، فصل هفتم، باب چهارم، ص ۵۹۲٫
۵۹) پوران فرخ زاد، ترجمه و تفسیر پیشگویی‏های نوسترا داموس.
۶۰) روز دوشنبه، ممکن است به دلیل روز رحلت پیامبرصلی الله علیه وآله یا روز عاشورا باشد. و ممکن است روز اتفّاق دیگری هم باشد که مرتبط با ظهور حضرت رخ می‏دهد. (اتّفاق محدثان و سیره نویسان شیعه بر این است که رحلت پیامبر اسلام نیمروز دوشنبه در ۲۸ ماه صفر بوده است و در سیره‏ی ابن هاشم، ج ۲٫ ص ۶۵۸، هم، به صورت قولی نقل شده است فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام استاد جعفر سبحانی، ص ۵۳۵).
۶۱) پیشگویی‏های نوسترا داموس، تحلیلی اسلام گرایانه در آینده‏ی تاریخ، ترجمه‏ی یوسف غریزی؛ و ترجمه‏ی عباسعلی براتی.
۶۲) _ Rhodes.
۶۳) پیشگویی‏های نوسترا داموس، دکتر شرف الدین اعرجی، مترجم یوسف غریزی؛ عباسعلی براتی.
۶۴) _ Baras.
۶۵) _ Lecture.
۶۶) شهرهای فرانسه، سمبل غرب.
۶۷) پیشگویی‏هایی نوسترا داموس، ترجمه و تفسیر پوران فرخ زاد.
۶۸) همان.
۶۹) _ Alpe.
۷۰) _ Po.
۷۱) پیشگویی‏های نوسترا داموس، ترجمه و تفسیر پوران فرخ زاد.
۷۲) برگرفته از پیشگوی‏های نوسترا داموس، تفسیر دکتر شرف الدین اعرجی، ترجمه‏ی عباسعلی براتی، ص ۱۷۲ – ۱۷۱ و ترجمه‏ی یوسف عزیزی، ص ۲۰۷٫
۷۳) پیشگویی‏های نوسترا داموس، تحقیق از دکتر شرف الدین اعرجی، مترجم یوسف عزیزی، ص ۲۰۹ – ۲۰۷٫
۷۴) همان.
۷۵) پیشگویهای نوسترا داموس، تحقیق دکتر شرف الدین اعرجی، مترجم یوسف عزیزی، ص ۲۰۰٫
۷۶) منتخب الأثر، ص ۳۹۲٫
۷۷) منتخب الأثر، ص ۳۹۱٫
۷۸) _ Syria.
۷۹) برگرفته از تفسیر خانم پوران فرخ زاد، در پیشگویهای نوسترا داموس.
۸۰) به تعبیر امام رحمه ا… علیه.

درباره نویسنده