منبع شناسی، منبع شناسی

معرفى کتاب غیبت نعمانى

معرفى کتاب غیبت نعمانى
محمد جواد شبیرى زنجانى

اشاره: نوشتار حاضر، پس از معرّفی محتوایی و ذکرابواب اصلی کتاب الغیبه، از نعمانی، و شیوه و سبک نگارش و ویژگی‏های تأثیر گذار آن، نسخه‏های خطی و چاپ‏های آن را نقد، و بررسی و ضرورت تصحیح انتقادی تازه‏ای از کتاب الغیبه را گوشزد کرده است.
در مقدّمه‏ی این سلسله مقالات، به اجمال، به معرّفی کتاب الغیبه نعمانی اشاره رفت و تفاوت‏های این کتاب با دو کتاب مشابه آن، یعنی کمال الدین شیخ صدوق و الغیبه شیخ طوسی، بیان شد. در این جا، با تفصیلی بیش‏تر، به شناسایی این کتاب می‏پردازیم.

ابواب کتاب‏
الغیبه نعمانی در بیست و شش باب تنظیم شده است. اکثر ابواب، نسبتاً، کوتاه است. ابواب مفصّل کتاب – که چهره‏ی کلّی کتاب را شکل داده‏اند – عبارت است از:
ب ۴ (ص ۵۷ – ۱۱۱) ما روی فی أنَّ الائمه اثنا عشر إماما و أنّهم من الله و اختیاره
در پایان این باب، روایاتی چند از طرق عامه در اثبات عدد دوازده امام‏علیهم السلام نقل شده است. در ضمن آن، به نقل عبارتی از تورات درباره نام‏های امامان به زبان عبری می‏پردازد.
مؤلِّف باب دیگری (باب ۶، ص ۱۱۶ – ۱۲۷) را درباره احادیث دوازده امام که از طریق عامه نقل شده، گشوده، که ظاهراً پس از تألیف کتاب افزوده شده است.(۱)
ب ۱۰ (ص ۱۴۰ – ۱۹۴) – ما روی فی غیبه الإمام المنتظر [و هو(۲)] الثانی عشر
ب ۱۳ (ص ۲۱۲ – ۲۴۷) – ما روی [جاء خ.ل(۳)] فی صفته [صفات القائم علیه السلام، خ.ل‏] و سیرته و فعله [و فی أصحابه و ما یرید الله، جلّ و عز، به(۴)]، و ما نزل من القرآن فیه.
ب ۱۴ (ص ۲۴۷ – ۲۸۳) – ما جاء فی العلامات الّتی تکون قبل قیام القائم علیه السلام‏[و یدل (تدل خ.ل) علی أنَّ ظهوره یکون بعدها کما قالتِ الأئمهُعلیهم السلام ] در این چند باب گسترده، عناوین فرعی هم ذکر شده که نقل احادیث را منظّم‏تر می‏سازد.
ابواب کتاب، تقریباً سه گونه‏اند: ابواب مقدّماتی (مربوط به مبانی غیبت)، غیبت و دوران غیبت، عصر ظهور و علائم آن.
نُه باب نخستین کتاب، به مبانی عقیدتی غیبت، مانند لزوم راز داری و الهی بودن منصب امامت و ضرورت وجود امام بر روی زمین و روایات مربوط به دوازده امام‏علیهم السلام می‏پردازد.
سه باب بعدی (باب ۱۰ تا ۱۲) به غیبت و گزارش دوران غیبت اختصاص دارد. باب ۱۵ و ۱۶ نیز به همین دوران مربوط می‏گردد.
بقیّه‏ی ابواب کتاب، به دوران ظهور یا علائم ظهور می‏پردازد.
در این میان، یک باب (باب ۲۴) موضوع خاصّی را دنبال می‏کند. این باب، بطلان امامت اسماعیل (فرزند امام صادق علیه السلام) را اثبات می‏کند که در ارتباط با ادّعای مهدویّت خلیفه‏ی فاطمی است – که به مذهب اسماعیلی بود -. درباره این موضوع، پس از این، بیش‏تر سخن می‏گوییم.

توضیحات مؤلّف‏
حجم اصلی کتاب را نقل احادیث اهل بیت علیهم السلام شکل داده است، ولی مؤلّف، در مقدمه‏ی تا حدودی طولانی خود(۵) و در لابلای احادیث، توضیحاتی افزوده که در مجموع حدود ۱۶ کتاب را به خود اختصاص داده است.(۶)
در مقدمه، انگیزه‏ی تألیف کتاب را انحراف اکثریّت منتسبان به شیعه از راه درست به خاطر وقوع غیبت دانسته و اشاره کرده که بیش‏تر مردمان، با انگیزه‏های غیر صحیح، به این مذهب روی آورده‏اند، لذا با اندکی شبهه از آن روی بر تافته‏اند. مؤلّف، در این مقدّمه، بر نکته جالبی تأکید می‏کند. او، نوشته است: با وجود حجم عظیم روایات که از ائمه‏ی معصومین‏علیهم السلام درباره‏ی غیبت به ما رسیده، اگر حادثه‏ی غیبت به وقوع نمی‏پیوست، مذهب امامت باطل می‏بود، بنابر این، وقوع غیبت، خود، دلیل بر صدق گفتار ائمه‏علیهم السلام است.
مؤلّف، اشاره می‏کند که حیرت و تردید اکثریّت شیعه در این موضوع، امری غیر منتظره نیست؛ زیرا، امامان‏علیهم السلام آن را پیشگویی کرده‏اند.
فهرستی از مطالب کتاب پایان بخش مقدّمه مؤلّف است.
نثر کتاب، شیوا و روان و دلنشین و آمیخته با صنایع ادبی، بویژه سجع، و در عین حال بدون تکلّف است و چیره دستی مؤلّف را بر ادبیات عرب می‏رساند. البته، از کسی که به لقب ((کاتب)) خوانده شده، جز این، انتظاری نیست.
از آن جا که این سطور، در روز میلاد حضرت امیر علیه السلام نگارش می‏یابد، به نقل صلوات زیبایی بر آن حضرت و ائمه معصومین‏علیهم السلام برگرفته از مقدمه‏ی کتاب تبرّک می‏جوییم(۷):
نعمانی، پس از ذکر مقام والای حضرت ختمی مرتبت می‏گوید:
صلّی الله علیه و علی أخیه أمیر المؤمنین تالیه فی الفضل و مؤازره فی اللأواء و الأزْل و سیف الله علی أهل الکفر و الجهل، ویده المبسوطه بالإحسان و العدل، و السالک نهجه فی کلِّ حالٍ، و الزائل مع الحق حیثما زال، و الحاوی(۸) علمه و المستودع سرّه [و ]الظاهر علی مکنون أمره.
و علی الأئمه من آله الطاهرین الأخیار، الطیبین الأبرار، معادن الرحمه، و محلّ النعمه، و بدور الظلام، و نور الانام، و بحور العلم، و باب السلم(۹)، الّذی ندب الله، جلّ و عزّ، خلقه الی دخوله، و حذرهم النکوب عن سبیله، حیث قال ((یا أیّها الّذین آمنوا ادخلوا فی السلم کافهً و لاتتبعوا خطوات الشیطان))(۱۰)… .
درود خداوند بر پیامبر و برادرش امیر المؤمنین که تالی تلو وی بود در فضیلت و یارِ او در سختی و مصیبت، شمشیر پروردگار بر اهل کفر و جهالت و دستِ گشوده حق به احسان و عدالت. هماره، راه او می‏پیمود وبر مدار حق حرکت می‏نمود. گنجینه دانش ربوبی و ودیعه گاه اسرار بود و چیره بر رازهای پنهان پروردگار.
درود بر امامان اهل بیت، پاکان نیکو نهاد و پاکیزگان برتر از گناه و ایراد، معادن رحمت و جایگاه نعمت، ماه‏های درخشنده در تاریکی‏ها و روشنی بخش انسان‏ها، دریاهای دانش و دروازه صلح و آشتی که خداوند، عزّ و جلّ، آفریدگان خویش را به وارد شدن بدان خوانده و از کناره جویی از راه آن بر حذر داشته، آن جا که می‏فرماید: ((ای اهل ایمان، همگی، در صلح و آشتی در آیید و راه شیطان مپویید))…

موضوعات محور کلام نعمانی‏
مؤلّف، در موضوعاتی مختلف سخن گفته است. اشاره به پاره‏ای از این موضوعات مفید است:
ردّ بر عامه(۱۱)؛
ردّ بر معتزله و دیدگاه ایشان که تقدیم مفضول را بر افضل روا می‏دانند(۱۲)؛
بطلان قیاس و اجتهاد به رأی(۱۳)؛
لزوم مراجعه به اهل بیت علیهم السلام و بی نیاز ندانستن خود از ایشان(۱۴)؛
مصائب حضرت زهراعلیها السلام که ننگ آن از چهره اهل اسلام زدوده نمی‏شود(۱۵)؛
دانش تمام چیزها، از خرد و کلان، در قرآن آمده، ولی تنها اهل بیت‏علیهم السلام بدان آگاه‏اند(۱۶)؛
مذمّت اختلاف در دین(۱۷)؛
انکار امامت حضرت امیر علیه السلام یا یکی از امامان‏علیهم السلام به نفاق می‏انجامد(۱۸)؛
انکار یکی از امامان، مانند انکار تمامی ایشان است(۱۹)؛
امامت، به اختیار الهی است، نه به اختیار مردم؛
اعتبار کتاب سلیم بن قیس، (از مصادر غیبت نعمانی).(۲۰)؛
تواتر احادیث دوازده امام‏علیهم السلام (۲۱)؛
روایات دوازده امام، تنها با اعتقاد امامیّه سازگار است(۲۲)؛
اشاره به اندک بودن معتقدان به مذهب صحیح در آن روزگار(۲۳)؛
فرقه‏های انحرافی منشعب شده از تشیّع و بطلان آن‏ها و هشدار به شیعه به عدم پیروی از گمراهی ایشان(۲۴) ؛
بطلان ادّعای امامت از سوی سادات و آل ابی طالب(۲۵)؛
شواهد روایات بر صحّت عقاید امامّیه و تطبیق احادیث بر امام عصر علیه السلام و غیبت آن حضرت(۲۶)؛
دیدگاه‏های مختلف درباه امام عصر علیه السلام(۲۷)؛
بعید نبودن عمر طولانی امام عصر علیه السلام(۲۸)؛
تشبیه غیبت حضرت مهدی عجل اللّه تعالی فرجه به داستان ولادت حضرت موسی‏علیه السلام و نشو و نمای آن حضرت(۲۹)؛
تواتر احادیث غیبت(۳۰)؛
اشاره‏ی احادیث اهل بیت‏علیهم السلام به غیبت اوّل (=غیبت صغرا) که در آن، سفرا، میان امام‏علیه السلام و مردم واسطه‏اند(۳۱)؛
توصیف مقامات سفرای امام عصر علیه السلام(۳۲)؛
پایان یافتن غیبت اوّل و فرا رسیدن غیبت دوم (=غیبت کبرا)(۳۳)؛
سنِّ ((صاحب الامر)) و ((قائم)) و سیمای آن حضرت در هنگام ظهور بر هیچ یک از امامان پیشین و دیگر افرادی که مهدویّت آنان ادعا شده، تطبیق نمی‏کند(۳۴)؛
توجیه روایاتی که در تعیین وقت ظهور نقل شده(۳۵)؛
سیمای حضرت مهدی علیه السلام در آیینه‏ی روایات و عدم انطباق آن با اوصاف خلیفه‏ی فاطمی(۳۶)؛
اشاره به بطلان مذهب اسماعیلیه(۳۷)؛

نکاتی درباره روش تألیف کتاب
مؤلّف، تنها، بر احادیث خاصّه تکیه می‏کند(۳۸)، با این حال، برای تأکید مطلب، به روایات عامه(۳۹) و نیز به تورات، استناد می‏جوید(۴۰).
نعمانی، در توضیحاتی که در ادامه‏ی روایات آورده است، گاه، به توضیحی کوتاه بسنده می‏کند(۴۱) و گاه، حدیث مورد نظر رابا استفاده از حدیثی دیگر، توضیح می‏دهد(۴۲)، و با بهره‏گیری از احادیث معروف، مانند حدیث ثقلین، مفاد روایت را تشریح می‏کند.(۴۳)
توضیحات مؤلّف، آکنده از آیات قرآنی است. که نشانه‏ی تسلّط وی بر قرآن است.
از توضیحات مؤلّف روشن می‏شود که وی، شیعیان را به عنوان مخاطب خود در نظر گرفته است. تعبیر ((یا معشر الشیعه(۴۴))) و ((یا أیّها الشیعه الأخیار(۴۵)))، در چند جای کتاب دیده می‏شود.
از سوی دیگر، کتاب، در درجه نخست، در ردّ بدعتگذاران از فرقه‏های منسوب به تشیّع، نگارش یافته است. نعمانی، از این گروه، با تعابیری مانند ((أهل الدعاوی الباطله المنتمین الی الشیعه و هم منهم بَراء(۴۶)))، یا ((طوائف من العصابه (العصائب خ .ل) المنسوبه إلی التشیّع المنتمیه إلی نبیّها محمّد و آله صلی الله علیه و آله ممّن یقول بالإمامه(۴۷))) یا ((الطوائف المنتسبه إلی التشیّع ممّن خالف الشرذمه المستقیمه علی امامه الخلف بن الحسن بن علی(۴۸))) یاد می‏کند.
البته، پاسخ اجمالی به دیدگاه‏های عامه و بیان فساد مذهب ایشان نیز از نظر مؤلّف، دور نمانده است.
سبک نگارش کتاب و ادبیات آن، جالب توجّه است. مؤلّف، با بهره‏گیری از روش‏هایی، در صدد ایجاد تحرّک در خواننده است و وی را از رخوت و سستی به دور می‏دارد. وی، با توصیه‏ی پیاپی به تأمّل و اندیشه، مخاطبان را به صورت فعّال، در جریان فکری مباحث کتاب قرار می‏دهد و از حالت انفعالی بیرون می‏برد. عباراتی مانند ((فتأمّلوا(۴۹)))، ((فاعتبروا(۵۰)))، ((فانظروا(۵۱)))، ((انظروا))(۵۲)، ((فتبیّنوا))(۵۳)،… در این زمینه، به کار گرفته شده است(۵۴).
وی، از سوی دیگر، فرجام ناگوار دور شدن از مسیر صحیح امامت را گوشزد می‏کند. بیدار باش‏های اعتقادی و انذار و تبشیر، در کلام نعمانی، فراوان دیده می‏شود.(۵۵)
وی، مخاطبان خود را با اوصافی ویژه می‏ستاید که خود تشویقی است جدّی به اندیشه ورزی ژرف در احادیث اهل بیت‏علیهم السلام برای راهیابی به آستانه‏ی هدایت و استمرار بر طریق ولایت.
به تعابیر زیر توجه فرمایید:
یا أُولی الأبصار(۵۶)؛
یا أُولی الأبصار الناظره بنور الهدی، و القلوب السلیمه من العمی، المشرقه بالإیمان و الضیاء(۵۷)؛
یا مَنْ وهب الله له بصیره و عقلاً، و منحه تمییزاً و لبّاً(۵۸)؛
أیّها الشیعه الأخیار(۵۹)؛
یا معشر الشیعه، ممَّن وهب الله تعالی له التمییز و شافی التأمّل و التدبّر لکلام الأئمهعلیهم السلام (۶۰)
دعا کردن مخاطبان با تعابیری مانند ((رحمکم الله(۶۱))) نیز در جهت تأثیر گذاری کتاب است.
از سوی دیگر مؤلّف بدعتگزاران را نیز با اوصاف ناپسندشان مذمت می‏کند:
المبتدعون الّذین لم یذقهم الله حلاوه الایمان و العلم و جعلهم بنجوه منه و بمعزل عنه(۶۲).
مؤلّف، توضیحات خود را از حمد و ثنای الهی بر هدایت و راهیابی آکنده است.(۶۳)
ذکر نمونه‏ای از نثر شورانگیز و محرّک مؤلّف، سودمند است:
فاستیقظوا – رحمکم الله – من سنه الغفله و انتبهوا من رقده الهوی، و لایذهبن عنکم ما یقوله الصادقون‏علیهم السلام صفحاً باستماعکم إیّاه بغیر آذان واعیه و قلوب متفکره و الباب معتبره متدبره لما قالوا أحسن الله إرشادکم… و الحمد للّه ربّ العالمین؛
از خواب غفلت – خداوند رحمت‏تان کناد! – بیدار شوید و از پیروی هوا و هوس دست شویید. سخنان صادقین‏علیهم السلام را با گوش‏های هوشیار و قلب‏های اندیشه‏مند و دل‏های عبرت‏آموز و تدبّرآمیز، گوش فرا دهید تا آن‏ها را از کف ندهید. خداوند، به نیکی، شما را هدایت کناد!… الحمدللّه رب العالمین.(۶۴)
مؤلّف، برای تحرّک بخشی به مخاطبان و شورآفرینی در طالبان حق و حقیقت، از روش استفهام، بویژه استفهام منفی، استفاده می‏کند. عبارات زیر، گونه‏های مختلفی از این روش را نشان می‏دهد:
ألیس فی هذه الأحادیث – یا معشر الشیعه!… -، بیان ظاهر و نور زاهر؟ هل یوجد أحد من الائمه الماضین‏علیهم السلام یشکّ فی ولادته، و اختلف فی عدمه و الّا هذا الامام الّذی جعل کمال الدین به و علی یدیه…(۶۵)
فَمَنْ صاحبُ هذه الغیبه غیر الإمام المنتظر و مَنِ الذی یشکُّ جمهور الناس فی ولادته إلّا القلیل – و فی سِنّه؟ و مَنِ الذی لایأبه له کثیر من الخلق و لایصدّقون بأمره، و لایؤمنون بوجوده، إلّا هو…(۶۶)
أما ترون – زادکم الله هدی! – هذا النهی عن التنویه باسم الغائب‏علیه السلام.(۶۷)
فأی أمر أوضح و أی طریق أفسح من الطریقه الّی دلّ علیها الائمه علیهم السلام فی هذه الغیبه و نهجوها لشیعتهم حتّی یسلکوها مسلّمین غیر معارضین و لامقترحین و لاشاکّین، و هل یجوز أن یقع مع هذا البیان الواقع فی امر الغیبه شک(۶۸)؟.
هل هذه الأحادیث – رحمکم الله! – إلّا داله علی غیبه صاحب الحق (۶۹)؟
بدین ترتیب، ابو عبدالله نعمانی کاتب، با نثری زنده و حرکت بخش و شورانگیز، شیعیان را به اندیشه وا می‏دارد و به هدایت ایشان امید می‏بندد.(۷۰)

چاپ‏های غیبت نعمانی‏
از غیبت نعمانی، پنج چاپ می‏شناسیم:
۱٫ چاپ سنگی، به کوشش علی نقی گیلانی، دار الخلافه، طهران، ۱۳۱۸٫ این کتاب، به خطِّ محمّد قمی نوشته شده است. در مقدّمه‏ی کاتب، به تاریخ ۱۳۱۷ آمده: ((در کمال دقّت، از روی نسخ عدیده قدیمه، در دار الإیمان قم، نسخ و تصحیح تامّ شد.))
در پایان کتاب هم آمده: ((قد بلغ قبالاً و تصحیحاً علی نسخ معتمده فی مجالس آخرها صبیحه الجمعه لعشره أیّام بقین من ربیع الأوّل سنه ۱۳۱۷، و حررّه بیمناه الوازره محمّد القمی، ۱۳۱۷)).
به پیوست کتاب (از ص ۱۸۳ – ۲۱۳) اربعین شهید اوّل به چاپ رسیده است.
۲٫ چاپ تبریز، مکتبه‏ی صابری، ۱۳۸۳٫ این چاپ، از روی چاپ پیشین افست شده است، با این تفاوت که به جای مقدّمه‏ی یک صفحه‏ای کاتب نسخه، مقدمه‏ای در شانزده صفحه، به قلم ولیّ الله اشراقی درج شده و فهرست ابواب کتاب نیز در پایان دیده می‏شود و اربعین شهید اوّل هم همراه کتاب نیست.
۳٫ تصحیح علی اکبر غفاری، مکتبه‏ی صدوق، تهران، ۱۳۹۷٫ این چاپ، نخست بدون اعراب نشر یافت و سپس به دست آقای محسن احمدی، با بازنگری حسین آقا استاد ولی، اعراب گذاری شد. درباره این چاپ، پس از این، بیش‏تر سخن می‏گوییم.
۴٫ تحقیق فارس حسّون کریم، انوار الهدی، قم، ۱۴۲۲٫ این چاپ، از روی چاپ پیشین، با حذف حواشی کتاب و افزودن تخریج احادیث، انجام گرفته است.
۵٫ همراه با ترجمه به قلم محمّد جواد غفاری (فرزند استاد غفاری)، از روی چاپ ایشان، نشر صدوق، تهران، ۱۴۱۸٫
نسخه‏های خطی غیبت نعمانی و چاپ استاد غفاری
استاد غفاری، در مقدّمه‏ی، کتاب، اشاره کرده‏اند که در تصحیح کتاب به سه نسخه، اعتماد ورزیده‏اند؛ یکی به تاریخ ۱۰۷۷ و دیگری بدون تاریخ که با توجه به خط آن، کتابت آن به قبل از قرن دهم یا در همان حدود حدس زده شده است.
سومین و مهم‏ترین نسخه‏ی مورد استناد ایشان، نسخه چاپی کتاب بوده که اسانید و دو باب آخر آن با نسخه‏ی شماره‏ی ۱۸۷ کتابخانه‏ی آستان قدس رضوی، به دست آیت الله زنجانی (والد راقم سطور) أدام الله تعالی ظلّه، مقابله شده است. وصف نسخه به نقل از ایشان در مقدمه آمده است.
نویسنده‏ی این مقاله، به این نسخه مراجعه و مشاهده کرد که تمام کتاب (سند و متن) با نسخه‏ی فوق، مقابله شده است. با دقّت در مقابله‏ها، به دست آمد که مقابله‏ی نسخه در دو مرحله انجام گرفته و مقابله‏ی کامل نسخه، پس از بهره‏گیری استاد غفاری صورت گرفته و در هنگام استفاده ایشان، تنها، برخی موارد مورد لزوم (و نه تمام اسناد)، مقابله گشته است. لذا، تقریباً می‏توان گفت، از این نسخه نفیس و ارزشمند، در این چاپ، بهره گرفته نشده است.
گفتنی است که جناب حجه الاسلام و المسلمین علی اکبر مهدی پور – دامت برکاته – نسخه‏ی خود را با این نسخه، دو بار، با دقّت، و نیز با نسخه‏ای از آن که در کتابخانه‏ی آیهالله مرعشی نگاهداری می‏شود و غالباً، با نسخه‏ی فوق تطابق دارد، مقابله کرده‏اند. ایشان، از سر لطف، نسخه‏ی خود را در اختیار این نویسنده قرار دادند و وی را قرین منت خویش ساختند.
ویژگیهای نسخه‏ی خطی کتابخانه آستان قدس رضوی‏
این نسخه که به شماره‏ی ۱۸۷ از کتب اخبار و شماره‏ی عمومی ۱۷۵۴ در این کتابخانه نگاهداری می‏شود، به تاریخ ۵۷۷ نوشته شده است. متأسّفانه، نام ناسخ، گویا در هنگام بریدن صفحه، از میان رفته است. این نسخه، به همراه ۳۹۹ جلد دیگر، به دست شیخ اسد الله، مشهور به ابن خاتون مشهدی در سال ۱۰۶۷ وقف آستانه مقدّس حضرت رضاعلیه السلام شده است، برخی از قسمت‏های کتاب، با خطی مغایر، ولی عتیق نوشته شده است.(۷۱)
در این نسخه، روایات و گاه باب یا باب‏هایی از کتاب، ذکر نشده است که فهرست آن‏ها چنین است:
ص ۳۵، ح ۴: حدّثنا أحمد بن محمد بن سعید ؛
ص ۳۷، ح ۱۱: حدّثنا محمّد بن همام بن سهیل؛
باب ۶، ص ۱۱۶ – ۱۲۷ (الحدیث المرویّ عن طریق العامه). پیش‏تر گفتیم، گویا، این باب، پس از تألیف، افزوده شده است.
ص ۱۲۹، ح ۴: أخبرنا أحمد بن محمّد بن سعید ؛
ص ۱۲۹، ح ۵: حدّثنا محمّد بن یعقوب؛
ص ۱۳۵ ح ۱۹: أخبرنا أحمد بن محمّد بن سعید؛
ص ۱۷۵، ح ۱۵: حدّثنا عبد الواحد بن عبدالله؛
ص ۱۷۵، ح ۱۶: حدّثنا محمّد بن یعقوب الکلینی؛
ص ۱۷۹، ح ۲۵: حدّثنا أحمد بن محمّد بن سعید؛
ص ۲۱۶، ح ۶: أخبرنا محمّد بن یعقوب؛
ص ۲۲۴، ح ۷: و عن محمّد بن یحیی‏
ص ۲۴۱، ح ۳۸: أخبرنا علی بن الحسین المسعودی؛
ص ۲۸۶، ح ۶: أخبرنا سلامه بن محمّد؛
ص ۲۸۶، ح ۷: حدّثنا عبدالواحد بن عبدالله بن یونس؛
ص ۲۸۷، ح ۸: أخبرنا أبو سلیمان؛
ب ۲۱ تا اواخر باب ۲۴ (ص ۳۱۷ – اواخر ص ۳۲۸)
ص ۳۳۱، ح ۷: حدّثنا أحمد بن محمّد بن سعید
تفاوت‏های نسخه‏ی رضوی با چاپ آقای غفاری
آیا این احادیث، از افزوده‏های مصنف پس از تألیف است یا نسخه‏ی خطی، دچار کاستی شده است؟ روشن نیست، با مقایسه‏ی این نسخه با نسخه‏ی چاپی کتاب، تفاوت‏هایی چشم‏گیر میان آن دو، در اسناد و متون احادیث و توضیحات مؤلّف، دیده می‏شود که غالباً عبارت صحیح یا برتر، عبارت همین نسخه‏ی خطی است.
ما در بحث‏های آینده، به تناسب بحث از مصادر کتاب، به مواردی از اختلاف اسناد این نسخه با نسخه‏ی چاپی، اشاره خواهیم کرد.
در اینجا تنها، اختلافات متن این دو را در دو قسمت می‏آوریم:
قسمت یکم، مربوط به اختلافات مقدمه کتاب است. در این قسمت، بیش‏ترِ اختلافات را یاد کرده‏ایم. قسمت دوم، مربوط به نمونه‏هایی از اختلافات دیگر بخش‏های کتاب است.
برای تسهیل در مقایسه دو چاپ، آدرس چاپ سنگی را نیز آورده‏ایم، در برخی از موارد چاپ سنگی، مطابق نسخه رضوی است. این موارد را با علامت * مشخص ساخته‏ایم. در پاره‏ای از موارد هم، عبارت نسخه رضوی در حاشیه چاپ سنگی، ذکر شده که با آوردن کلمه ((حاشیه)) در آدرس چاپ سنگی، بدان اشاره کرده‏ایم.

تفاوت‏های نسخه رضوی با چاپ آقای غفاری در مقدّمه کتاب‏
چاپ‏آقای غفاری چاپ سنگی متن چاپ متن نسخه رضوی‏
ص ۱۸، اواخر * ص ۲، اواسط ان تعدّوا وإنْ تعدّوا [آیه قرآن‏]،
ص ۱۹، س ۲ ص ۲، اواخر دالّین هادین دالّین و هادین‏
ص ۱۹، س ۳ ص ۲، اواخر و مبلّغین مؤدین مبلّغین و مؤدین‏
ص ۱۹، س ۵ ص ۲، س آخر اطلعهم علی غیبه اطلعهم علیه من غیبه‏
ص ۱۹، س ۷ و ۸ ص ۳، س ۱ ترفّعا لاقدارهم رفعاً لإقدارهم‏
ص ۱۹، س ۸ و ۹ ص ۳، س ۲ و لتکون حجهالله علیهم تامه و لتکون حجتّه بالغه تامّه
ص ۱۹، س ۱۳ ص ۳، س ۷ فصیّره إماماً بتصییره إماماً
ص ۱۹، س ۱۴ ص ۳، س ۷ و أعطاه الشفاعه بإعطائه الشفاعه
ص ۲۰، س ۱۱ * ص ۳، س آخر اذکاها أزکاها
ص ۲۰، س ۱۴ ص ۴، س ۱ طوائف من العصابه طوائف من العصائب‏
ص ۲۰، س ۱۶ ص ۴، س ۴ فاز بذمتها دان بدینها
ص ۲۱، س ۱ ص ۴، س ۶ التنزّه عن سائر المحظورات التنزّه عن المحظورات‏
ص ۲۱، س ۳ ص ۴، اواسط کلمها کلمتها
ص ۲۱، اواخر ص ۵، س ۱ الفرقه الثابته علی الحق الفرقه المحقّه الثابته علی الحق‏
در حاشیه‏ی نسخه رضوی به‏
اختلاف نسخه اشاره شده است.
ص ۲۱، ما قبل آخر ص ۵، س ۱ لایضرّها الفتن لاتضرّها الفتن‏
ص ۲۲، س ۶ * ص ۵، س ۶، حاشیه لم یهتموا الطلب العلم لم یهتموا بطلب العلم‏
ص ۲۲، س ۸ ص ۵، اواسط علی قدر روایتهم علی حسب روایتهم‏
ص ۲۲، س ۱۰ ص ۵، اواسط دخل فی هذه المذاهب دخل فی هذا المذهب‏
ص ۲۲، ما قبل آخر ص ۵، اواخر طلباً للرئاسه و شهوه لها و شغفاً بها حبّاً للرئاسه و شهوه لها و شغفاً
ص ۲۳، س ۲ ص ۵، اواخر و هن من نفسه بصحه ما نطق به منه و هن یقینه بصحه تعلّق به منه‏
ص ۲۳، س ۹ ص ۶، س ۴ إرشادهم فی الحیره إرشادهم عند الحیره
ص ۲۰، س ۹ * ص ۳، اواخر باب السلام باب السلم‏
ص ۲۳، س ۱۳ ص ۶، اواسط الهدایه إلی ما أوتی عنهم فیها ما یصحّح الهدایه إلی ما اتی عنهم فیها ممّا یصحّح‏
ص ۲۳، س ما قبل آخر ص ۶، اواسط حسن الصوره حسن البصیره
ص ۲۳، س آخر ص ۶، اواسط أتحفه بالفهم أخلصه بالفهم‏
ص ۲۴، س ۸ ص ۶، اواخر قوّی الیقین فی قلوبهم بصحه ما تلقّوه قدّر الیقین فی قلوبهم بصحّه ما تلقّوه‏
ص ۲۴، س ۱۶ ص ۷، س ۳ ولاتکونوا ولایکونوا این کلمه، جزئی از آیه‏ی‏
قرآن است که به این شکل است.
در نسخه خطی بی نقطه است.
ص ۲۴، س ۱۸ ص ۷، س ۵ ((إنَّ الله یحیی الأرض)) ((إعلموا أنَّ الله…))
ص ۲۱، س ما قبل آخر ص ۷، س ۶ فإنّه کأنّه‏
ص ۲۴، س آخر ص ۷، س ۷ فتأویل هذه الآیه جاء فتأویل هذه الآیه جارٍ
ص ۲۵، س ۴ * ص ۷، اواسط إمّا ظاهر معلوم أو خائف مغمور إما ظاهر معلوم و إمّا خائف مغمور
ص ۲۵، س ۱۳ ص ۷، اواخر ما حدث من هذه الفرق العامله بالأهواء ما حدث فی الشیعه من هذه‏
الفرق العامله بالأهواء
ص ۲۶، س ۷ ص ۸، اواسط کان له طعام قد ذراه کان له طعام فذراه‏
ص ۲۶، س ۱۲ ص ۸، اواسط حتّی نقیت منه رزمه کرزمه الإندر حتّی بقیت منه رزمه کرزمه الاندر
[الّذی ] لایضرّه السوس شیئاً – والاندر البیدر – لایضرها السوس شیئاً
ص ۲۷، س ما قبل آخر ص ۹، اواسط ناقه صالح ناقه ثمود
ص ۲۹، س ۲ * ص ۱۰، س ۶ ما وفق الله جمعه ما وفق الله لجمعه‏
ص ۲۹، س ۷ ص ۱۰، اواسط سر آل محمّدعلیهم السلام سرّ الله‏
ص ۲۹ ص وإنّهم أحد الثقلین به جای ((التمسک)):
ص ۲۹، س آخر ص ۱۱، س ۴ خذلاناً من الله شملهم به استخفافهم خذلانا من الله شملهم به استحقاقهم‏
ذالک و بما کسبت أیدیهم ذالک بما کسبَتْ أیدیهم‏
ص ۳۰، س ۱۰ ص ۱۱، اواسط المؤثرون الملح الأجاج ((النمیر)) در نسخه نیامده است.
علی العذب النمیر الفرات
ص ۳۱، س ۴ * ص ۱۱، س ما قبل آخر فیمَن ادَّعی الإمامه و مَن زعم فیمَنِ ادّعی الإمامه و مَنِ ادّعاها
أنّه إمام و لیس بإمامٍ له و لیس بإمامٍ‏
ص ۳۱، ما قبل آخر ص ۱۲، اواسط ما جاء فیما یلقی القائم منذ قیامه‏علیه السلام ما جاء فیما یلقی القائم عند قیامه‏علیه السلام‏
فیبتلی من جاهلیه الناس و یستقبل من جاهلیه الناس، عنوان‏
ص ۲۹۶ چاپی هم ((ویستقبل)) است.
ص ۳۱، س آخر ص ۱۲، اواسط جیش الغضب جیش العُصَب در ص ۳۱۱ و ۳۱۲٫
در عنوان باب و در متن احادیث هم‏
به جای ((الغضب)) و ((غضب)) در
نسخه خطی، ((العُصَب)) و
((عُصَب)) آمده است.

نمونه‏هایی از سایر مواضع کتاب
چاپ‏غفاری چاپ سنگی متن چاپ متن نسخه رضوی‏
ص ۴۳، اواخر ص ۱۸، اواسط فإنّ القرآن مع العتره فالقرآن مع العتره
ص ۴۵، س ۷ و ۸ * ص ۱۹، اواخر فوکّلهم الله عزّوجلّ بمخالفتهم أمره، در نسخه، به جای ((فولاهم))،
و عدولهم عن اختیاره و طاعته و طاعه ((و لهم)) آمده است.
مَنِ اختاره لنفسه فولاّهم إلی‏
اختیارهم و آرائهم و عقولهم‏
ص ۵۰، اواسط ص ۲۲، اواخر الّذین یدین به العباد الذین یدین به الضُلاّل چاپ سنگی:
الّذین تدین به أئمه الضلال‏
ص ۵۶، اواسط * ص ۲۶، س ۷ فإذا کانت هذه حال مَن أخلف الوعد در نسخه، به جای ((أنّ عقابه))،
فی أنّ عقابه النفاق المؤدی ((أعقابه)) آمده است.
إلی الدرک الأسفل من النار سطر ما قبل آخر همین صفحه هم،
صحّت نسخه را تأیید می کند.
ص ۶۵، س ۱ ص ۳۰، اواخر أبدال الارض أبداً
ص ۱۰۱، اواخر ص ۴۷، س ۶ من طرق رجال الشیعه الموثقین من طریق رجال الشیعه الموفّقین‏
ص ۱۰۲، س ۲ ص ۴۷، اواسط المقداد و سلمان الفارسی سلمان و المقداد
ص ۱۶۰، ماقبل آخر ص ۸۲، حاشیه یطالبون بالإرشاد إلی شخصه و مع هذا الإنذار بقله علمهم‏
و الدلاله علی موضعه و یقترحون و ضعف بصائرهم و أنّهم بمعزل عن‏
إظهاره لهم، و ینکرون غیبه، العلم یترجون ظهور الإمام لهم و
لإنَّهم بمعزل عن العلم یطالبون بالإرشاد إلی شخصه و
یذکرون غیبته و یقولون ما فعل و
أین هو و لِمَ یغیب و إلی کم یغیب،
و هم یعلمون ما سبق من علم الله و
تدبیره فی أمر هذا الإمام وصفه الله‏
فی المرتبه و المنزله تحکما عن‏
(علی خ.ل) الله و اقتراحاً علی ولیه‏
و استعجالاً لأمره و تقدماً بین یدیه
ص ۱۶۳، اواسط ص ۸۵، س ۵، حاشیه فیه شبه من یوسف فیه سنه [من ]یوسف‏
ص ۱۶۹، ماقبل آخر ص ۸۸، اواخر و هم الجازمون و هم الحازمون‏
ص ۲۹۹، اواخر صفحه ص ۱۶۰، س ۶ و أزد و أزد البصره
ص ۳۱۱، اواخر ص ۱۶۷، اواخر حدثنی مَن رأی المسیب بن نجبه، حدّثنی مَن رأی المسیب بن نجبه
قال: و قد جاء رجل إلی امیرالمؤمنین‏علیه السلام و قد جاء یدخل إلی أمیر المؤمنین‏علیه السلام‏
و معه رجل یقال له ((ابن السوداء))، و معه رجل یقال له ((ابن السوداء))
فقال له: یا أمیر المؤمنین و هو متلبّبه فقالوا: یا أمیر المؤمنین‏
ص ۳۳۱، ماقبل آخر ص ۱۸۰، س آخر ملک القائم منّا یملک القائم منّا

نمونه‏ی بسیار جالبی از تحریفات نسخه‏ی چاپی(۷۲)
در حدیثی از امام باقرعلیه السلام در نسخه چاپی الغیبه نعمانی ص ۳۰۱ (ص ۱۶۱، چاپ سنگی) می‏خوانیم: ((إنّهما أجلان: أجل محتوم، و أجل موقوف. فقال له حمران: ((ما المحتوم)) قال: ((الّذی للّه فیه المشیئه)). قال حمران: ((إنّی لأرجو أن یکون أجل(۷۳) السفیانی من الموقوف)). فقال ابو جعفر علیه السلام: ((لا و الله: إنّه لمن المحتوم.))
این متن از دو سو، با اشکال همراه است: نخست این که در این حدیث، تنها به تعریف اجل محتوم پرداخته شده و دیگری این که تعریف ارائه شده با اجل موقوف سازگارتر است تا با اجل محتوم. این دو اشکال، هر دو، از یک ریشه نشأت گرفته است و آن، اشتباه در نسخه چاپی است. در این‏جا، این یک سطر، قبل از ((الّذی للّه فیه المشیئه)) افتاده است: ((الّذی لایکون غیره.)) قال: ((فما الموقوف؟)) فقال: ((هو)).
تکرار ((قال الّذی)) در این حدیث، سبب شده که چشم ناسخ، از یک مورد این عبارت به مورد دیگر پرش کند و چنین سقطی رخ دهد.
با توجه به آن چه گذشت، نیاز به چاپی انتقادی از الغیبه نعمانی، بر مبنای نسخه‏ی رضوی، کاملاً احساس می‏گردد. شاید با تفحّص در فهرست‏های نسخه‏های خطّی کتابخانه‏های مختلف، به نسخه یا نسخه‏های دیگری که بتوان در این تصحیح از آن‏ها بهره جست، دست یافت.
مرحوم مجلسی هم غالباً، نسخه‏های اصیل و ارزش‏مندی در اختیار داشته است، لذا مراجعه به بحار الأنوار، به عنوان یک نسخه، در این تصحیح ضروری است.
امید که صاحب همّت و صلاحیّتی، به این مهم دست یازد و این اثر گران‏بها را از نو زنده سازد.

—————
پی‏نوشت‏ها:
۱) لذا این باب، در برخی از نسخه‏های کتاب نیامده است. در میانه‏ی این باب، در ص ۱۱۹ نیز این عنوان دیده می‏شود: ((ما رواه جابر بن سمره…بعد ما فی الأصل…)) . این عبارت، به ضمیمه شدن این باب پس از تألیف کتاب، اشاره دارد. روایات جابر بن سمره، پیش‏تر در ص ۱۰۳ – ۱۰۴ (رقم ۳۱ – ۳۳)، ص ۱۰۶ (رقم ۳۶)، ص ۱۰۷ (رقم ۳۸) نقل شده است.
۲) افزوده از نسخه‏ی معتبر کتابخانه‏ی امام رضاعلیه السلام که وصف آن خواهد آمد.
۳) از نسخه‏ی رضویه.
۴) افزوده شده از نسخه‏ی رضویه.
۵) الغیبه، نعمانی، ص ۱۸ – ۳۲٫
۶) همان، ص ۳۶ / ذیل ۷ (کوتاه)، ۴۲، ۴۳ – ۵۱، ۵۵ – ۵۷، ۱۰۱ – ۱۰۲، ۱۰۷ – ۱۱۰، ۱۱۲ / ذیل ۴ (کوتاه)، ۱۱۵ – ۱۱۶، ۱۲۷ / ذیل ۲۴ (کوتاه)، ۱۳۵ ۱۳۶، ۱۳۶ / ذیل ۱ (کوتاه)، ۱۴۴ – ۱۴۵، ۱۴۹، ۱۵۱، ۱۵۳ – ۱۵۴، ۱۵۷ – ۱۵۸، ۱۶۰ – ۱۶۱، ۱۶۳، ۱۶۵ – ۱۶۶، ۱۶۹ – ۱۷۰، ۱۷۲ / ذیل ۵ (کوتاه)، ۱۷۳ – ۱۷۴، ۱۷۵ / ذیل ۱۲ (کوتاه)، ۱۷۹، ۱۸۳ – ۱۸۴، ۱۸۴ – ۱۸۵، ۱۹۰ – ۱۹۱، ۱۹۳ – ۱۹۴، ۱۹۶، ۲۰۱، ۲۰۷ – ۲۰۸، ۲۱۱ – ۲۱۲، ۲۴۴ – ۲۴۷، ۲۸۲ – ۲۸۳، ۳۱۱ / ذیل ۵ (کوتاه)، ۳۲۳ – ۳۲۴، ۳۳۲ (خاتمه‏ی کتاب).
۷) متن این صلوات را از نسخه‏ی رضویه نقل کرده و به اختلافات مهم نسخه چاپی در حاشیه اشاره می‏کنیم.
۸) متن نسخه‏ی چاپی: الخازن.
۹) در چاپ آقای غفاری به جای السلم، ((السلام)) آمده که هر چند با ((الأنام)) هم سجع است، ولی عبارت صحیح (که در نسخه‏ی خطی و چاپ سنگی آمده) ((السلم)) است که با ((العلم)) هم سجع بوده و با آیه‏ی مورد استشهاد، تناسب دارد.
۱۰) الغیبه، نعمانی، ص ۲۰٫
۱۱) همان، ص ۲۹، ۳۰، ۴۳ – ۵۱، ۵۵ – ۵۷٫
۱۲) همان، ص ۲۹٫
۱۳) همان، ص ۲۰، ۴۵، ۴۸، ۴۹، ۵۰، ۱۱۰، ۱۶۵٫
۱۴) همان، ص ۳۰، ۴۳ – ۴۵، ۵۵
۱۵) همان، ص ۴۸٫
۱۶) همان، ص ۴۸ – ۵۰٫
۱۷) همان، ص ۵۰، ۵۵٫
۱۸) همان، ص ۵۶ و ۵۷٫
۱۹) همان، ص ۵۷٫
۲۰) همان، ص ۱۰۱٫
۲۱) همان، ص ۱۰۱و نیز ص ۱۲۷٫
۲۲) همان، ص ۱۰۷٫
۲۳) همان، ص ۲۲، ۲۶، ۲۷، ۱۵۷، ۱۶۵، ۱۶۹، ۱۷۰، ۱۸۶٫
۲۴) همان، ص ۲۰ – ۲۳، ۵۷، ۱۰۲، ۱۳۵، ۱۵۳، ۱۵۷، ۱۶۱، ۱۶۵، ۱۶۹، ۱۷۳٫
۲۵) همان، ص ۱۵۳٫
۲۶) همان، ص ۱۳۶، ۱۴۴ و ۱۴۵، ۱۴۹، ۱۶۹، ۱۷۳، ۱۸۳، ۱۸۴، ۱۹۰، ۱۹۳، ۱۹۶٫
۲۷) همان، ص ۱۵۷، ۱۶۹٫
۲۸) همان، ص ۱۵۷، ۲۱۱
۲۹) همان، ص ۱۵۷٫
۳۰) همان، ص ۱۶۰٫
۳۱) همان، ص ۱۶۱، ۱۷۳٫
۳۲) همان، ص ۱۷۴٫
۳۳) همان، ص ۱۶۱، ۱۷۴، ۱۹۳٫
۳۴) همان، ص ۱۸۵، ۱۹۰، ۳۲۳٫
۳۵) همان، ص ۱۹۰٫
۳۶) همان، ص ۲۴۴ – ۲۴۶، ص ۲۸۲ و ۲۸۳٫
۳۷) همان، ص ۳۲٫ و نیز ر.ک: ص ۳۲۴ – ۳۲۹٫
۳۸) الغیبه نعمانی، ص ۱۰۲٫
۳۹) همان، ص ۱۰۲ – ۱۰۷٫ و نیز ۱۱۶ – ۱۲۷٫
۴۰) همان، ص ۱۰۸ و ۱۰۹٫
۴۱) همان، ص ۳۶، ذیل ۷٫
۴۲) همان، ص ۱۷۵
۴۳) همان، ص ۴۲٫
۴۴) همان، ص ۲۴، ۱۰۱، ۲۰۷، ۳۲۳٫ و نیز ص ۱۸۳٫
۴۵) همان، ص ۱۵۷٫
۴۶) همان، ص ۱۰۲٫
۴۷) همان، ص ۱۷٫
۴۸) همان، ص ۱۵۷٫
۴۹) همان، ص ۱۰۱، ۲۴۴و ۲۴۵٫
۵۰) همان، ص ۱۵۷، ۱۶۵٫
۵۱) همان، ص ۱۰۱، ۲۴۴٫
۵۲) همان، ص ۲۰۱، ۲۴۵، ۳۲۳٫
۵۳) همان، ص ۲۰۷٫
۵۴) نیز ر.ک: ص ۱۵۷، ۱۶۵، ۲۰۱ و…
۵۵) ر.ک: ص ۲۳، ۵۵، ۱۳۵، ۱۶۶، ۱۷۲، ۱۸۳، ۱۸۴، ۱۹۰، ۲۴۴، ۳۲۳٫ و مواردی که در حواشی پیشین ذکر شد.
۵۶) همان، ص ۱۶۵٫
۵۷) همان، ص ۱۶۵٫
۵۸) همان، ص ۲۴۴٫
۵۹) همان، ص ۱۵۷٫
۶۰) همان، ص ۱۸۳٫
۶۱) همان، ص ۵۷، ۱۰۱، ۱۶۵، ۱۹۳، ۲۰۱، ۳۲۳٫
۶۲) همان، ص ۱۶۵٫
۶۳) به عنوان نمونه: ص ۱۴۵، ۱۵۸، ۱۶۳، ۱۶۵، ۲۱۲، ۲۴۶، ۳۲۳٫
۶۴) ترجمه اندکی آزاد می‏باشد.
۶۵) الغیبه، نعمانی، ص ۱۸۳٫
۶۶) همان، ص ۱۶۹٫
۶۷) همان، ص ۱۵۳٫
۶۸) همان، ص ۱۷۹٫
۶۹) همان، ص ۱۹۳٫
۷۰) درباره‏ی امید مؤلّف به هدایت شیعیانِ از راه به در رفته، بویژه به صفحه‏ی ۲۰۸ مراجعه کنید.
۷۱) ص ۱۳۴ – ۱۴۷ (نسخه‏ی چاپی).
۷۲) جناب اقای مهدی پور، این مورد را متذکّر شدند.
۷۳) در نسخه‏ی رضوی: أمر – به جای أجل – ذکر شده که زیباتر به نظر می‏آید.

درباره نویسنده