سرمقاله، سرمقاله

تولّد دوباره‏ى یک ملّت

تولّد دوباره‏ى یک ملّت
مسعود پور سید آقایی

۱ – انقلاب مبارک اسلامی ایران، آذرخشی در شبستان سرد و دیجور قرن، و چراغی فرا راه انسان معاصر در متن گمراهی‏ها و پلشتی‏ها بود .
انقلاب ما، دستاورد و آرزوی همه‏ی انبیا و اولیا از آدم تا خاتم بود .
انقلاب ما، انفجار نوری بود که بر ((طور)) اندیشه‏ها تجلی کرد و ((موسی خواهان‏)) را در سراسر این کره‏ی خاکی، بیدار ساخت، و بارقه‏اش در دل دشمن، ترس و وحشت، و در دل دوست، شور و امید آفرید و خفته‏ها را بیدار و هوشیار ساخت .
انقلاب ما، رعدی برخاسته از طوفان طف بود که غرش تندر کوهساران را در پی داشت .
انقلاب ما، مظهر عشق و حماسه، ثار و ایثار، و در یک کلام، تولد دوباره‏ی یک ملت‏بود .
۲ – انقلاب، ثمره‏ی بذری است که باغبانی آگاه، آن را به دل زمین می‏سپارد و در انتظار جوانه‏اش می‏نشیند و با زحمات طاقت فرسای خود از ابتدا تا به ثمر نشستن‏اش را زیر نظر می‏گیرد و آن را از آفت‏ها و آسیب‏ها در امان نگاه می‏دارد . تصویری که قرآن در آیه‏ی پایانی سوره‏ی فتح از رسول، (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم)، و یاران‏اش ارائه می‏دهد، چنین است:
کزرع اخرج شطاه فآزره فاستغلظ فاستوی علی سوقه یعجب الزراع لیغیظ بهم الکفار . . . (۱) ;
همچون کشته‏ای که جوانه‏اش را بیرون ریخته، قد کشیده، به غلظت و خشونت، به استقلال و بر پای ایستادن رسیده است . این کشته با این رشد و استقلال، کشاورزان خود را دل شاد کرده و غیظ را در دل دشمن نشانده است ۳ – تشیع، حقیقت اسلام و رود سیال و جاری تاریخ اسلام است (۲) . تاریخ اسلام، بی‏تشیع، درخت آفت زده‏ای را می‏ماند که قرن‏ها است‏خشکیده است .
این رود جاری و درخت تناور، در دستان پرتوان رسول (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم)، و اهل بیت گرامی‏اش، تولد یافت و رویید، و اگر نبودند امامان شیعه، این وارثان فرهنگ وحی ودست پروردگان و اصحاب آنان، از آن هیچ نشانی نبود .
انقلاب اسلامی ایران، ریشه در تاریخ تشیع، و تشیع، ریشه در حقیقت اسلام و رسول و علی و فاطمه و سجاد و صادق و عسکری و مهدی (علیهم‏السلام) دارد .
به گفته‏ی دکتر علی وردی (استاد جامعه شناس دانشگاه بغداد)، تشیع، آتشفشان خاموش کوهسار است که گاه و بی‏گاه، دود و بخار و لرزه و تکان اندکی پدید می‏آورد و همین تاثیر اندک، ریشه‏ی تمام انقلابات دنیای اسلام است . (۳)
۴ – شیعه، با اعتقاد به امامت گره خورده است، و با این طرح، راه خویش را در تاریخ آغاز کرده، و در این راه، رنج‏ها برده است، تا آن جا که به اعتراف برخی، آن قدر که در این راه شمشیر کشیده شده و جان فشانی شده است، در هیچ برهه‏ای از زمان و در مورد هیچ یک از دیگر آموزه‏های دین، شمشیر زده نشده و جان فشانی نشده است .
این اعتقاد و اهتمام، از آن جا برخاسته که آدمی، اهدافی بیش‏تر و بزرگ‏تر از آزادی و امنیت و رفاه و فراتر از محدوده‏ی دنیا دارد .
خدا، برای انسانی که در هستی طرح شده و با کل نظام رابطه دارد، حاکمی انتخاب کرده و در دست‏رس گذاشته است، و او را با ملاک عصمت، یعنی آگاهی و آزادی، همراه ساخته است تا در هر دوره، آنان که می‏خواهند، به پا خیزند و زمینه‏هایش را فراهم سازند .
امامت، طرح آنانی است که در زندان دنیا نمانده‏اند و انسان را در جایگاه خودش طرح کرده‏اند . امام، جلودار کسانی است که جلوتر از زمان را می‏خواهند . امام، بر اساس واقعیت‏هایی حکومت و رهبری می‏کند که هنوز علوم انسانی آن را کشف نکرده‏اند و جلوتر از علم و جلوتر از زمان و آگاهی انسان است . از آن جا که چنین امامی، ضرورت دارد، پس وجود دارد و چنین امامی را تو باید کشف کنی و چنان امامتی را تو باید زمینه ساز باشی . (۴)
این بینش و اعتقاد و این ((ولایت مداری‏)) – که از ناب‏ترین و مترقی‏ترین نظریات سیاسی و دینی است – مستلزم آثار فراوان و نتایج درخشانی است که از جمله‏ی آن‏ها حرکت‏های انقلابی و اصلاح طلبانه است .
مسئله‏ی امامت در شیعه، همواره، تهدیدی نسبت‏به قدرت دولت‏های غیر مذهبی بوده است . در شیعه، از لحاظ تئوری، حکومت مشروع، متعلق به امامان است . (۵) ویلیام وات، محقق دانشگاه ادین بورگ، در کتاب اصول گرایی اسلام و مدرنیسم، می‏گوید:
اعتقاد به امامت و مسئله‏ی انتظار، از جمله ویژگی‏های تشیع‏اند که در اندیشه‏ی سیاسی شیعه، نقش مهمی ایفا می‏کنند . (۶)
۵ – مهدویت، امتداد امامت و تجلی آخرین حلقه از سلسله حلقات آن است . مهدویت ذخیره‏ی آخرین هستی، ثمره‏ی همه‏ی رسالت‏ها، منبع همه‏ی کمالات، سرچشمه‏ی همه‏ی خیرات و جلوه‏گاه همه‏ی نیکی‏ها و زیبایی‏ها است .
مهدویت، قلب تپنده‏ی حیات شیعه در تمامی قرون و اعصار است; مهدویت، باوری عمیق است که ریشه در ساخت و بافت انسان دارد; مهدویت، نوید پایانی سبز برای زمان است; مهدویت، چشم‏اندازی است زیبا به جهان آینده و آینده‏ی جهان و رویکردی جدی و نویدبخش به آینده‏ی انسان و انسان آینده; مهدویت، حقیقت‏سترگی است که جهان با وجود آن، بر مدار عشق می‏چرخد، و خورشید، به یمن درخشش نورش، زمین و آسمان را نور باران می‏سازد; مهدویت، آخرین پناه و خاکریز انسان معاصر است; مهدویت، اعتقاد به یک منجی و مصلح و یک حکومت جهانی و باور مشترک همه‏ی ادیان و ندای قلبی همه‏ی مستضعفان در سرتاسر این کره‏ی خاکی است; مهدویت، رمز پیروزی و استمرار انقلاب اسلامی ایران است; مهدویت، امید و حیات و زیبایی و عشق و شور و نشاط و در یک کلمه، همه چیز ما است .
یابن الحسن روحی فداک! متی ترانا و نراک!
۶ – فقها، حصون اسلام (۷) و حجت و پناه مردم در عصر غیبت‏اند . (۸) فقها، نایبان و راهبران مردم در عصر حیرت اند . صفحات تاریخ هزار ساله‏ی شیعه در عصر غیبت، وامدار علما و فقها – این نایبان عام امام (علیه‏السلام) – است که با ثار و ایثار و حماسه و عرفان خود، حیات فکری و سیاسی شیعه را رقم زدند .
نگاهی به کارنامه‏ی هزار ساله‏ی علما و مرجعیت‏شیعه، این دژهای تسخیرناپذیر و سنگربانان حریم تشیع، این رهبانان شب و شیران روز و ناخدایان کشتی شیعه در تندباد حوادث روزگار و مبارزات فکری و سیاسی آنان، از کلینی و شیخ مفید و شیخ طوسی گرفته تا شهیدین و نراقیین، تا شیخ انصاری و میرزای شیرازی، تا میرزای نایینی و امام خمینی، رحمه‏الله‏علیهم‏اجمعین، گویای ((العلماء ورثه الانبیاء)) و برگی زرین در تاریخ حیات مسلمانان بل تمامی بشریت، از آغاز تا امروز است .
تاریخ درخشان علما و مرجعیت‏شیعه، امتداد تاریخ انبیا و اولیا است .
۷ – امام راحل، نایب امام زمان (عج) و روح خدا بود در کالبد فسرده‏ی زمان و هدیت‏بزرگ الهی در قرن غفلت .
او، یادگار همه‏ی انبیای سلف و علمای گذشته بود . با هیبت موسوی و دم عیسوی خود، از ایرانی که مهد فرهنگ بیگانه و پایگاه بیداد شده بود و می‏رفت تا هویت فرهنگی و تمامی هستی خود را، یک جا، با بیگانه به معامله بگذارد، اژدهایی در برابر تمامی قدرت‏های استکباری آفرید، اژدهایی که مسیر تاریخ در قرن غفلت را به گونه‏ای دیگر رقم زد و تمامی ساختارهای دنیا را به هم ریخت .
۸ – انقلاب اسلامی ایران، بزرگ‏ترین رخداد اجتماعی قرن بیستم است . پدیده‏ای با این گستردگی و عمق، نه تنها نهادها و نظام‏های یک ملت و یک قوم را در هم ریخته و سرنوشت تاریخی آنان را در مسیر تغییرات بنیادینی قرار داده، بلکه دامنه‏ی آن، بسی فراتر از یک کشور رفته و تمامی اندیشه‏ها، سیاست‏ها، نهضت‏ها، احزاب سیاسی جهان را به چالشی نو فرا خوانده است . این تاثیرها، از آسیا و خاورمیانه گرفته تا قلب اروپا و آمریکا را در بر می‏گیرد .
بهتر آن باشد که سر دلبران
گفته آید در حدیث دیگران
هنری کسینجر، وزیر امور خارجه‏ی اسبق آمریکا:
پیروزی ایران در جنگ، عقاید رادیکال اسلامی را، از جنوب شرقی آسیا تا سواحل اقیانوس اطلس، گسترش خواهد داد . (۹)
شیمون پرز، نخست وزیر سابق اسراییل:
انقلاب ایران، یک انقلاب بسیار افراطی و خصمانه در قبال اسراییل است . تجربه‏ی آیه‏الله [امام] خمینی برای ما، یک تجربه‏ی بسیار تلخ در قرن بیستم به شمار می‏رود . (۱۰)
موشه دایان، وزیر خارجه‏ی اسبق اسرائیل:
اثرات تحولات انقلاب اسلامی بر روابط سایر کشورها قابل ملاحظه است . (۱۱)
مارگارت تاچر، نخست وزیر سابق انگلیس:
ما، غربیان، در دهه‏ی ۱۹۸۰ از وسائل نظامی و ابزار جنگی شوروی و اقمارش واهمه نداریم; زیرا، اگر بلوک شرق و اعضای پیمان ورشو، مجهز به سلاح‏های نظامی باشند و به ادوات مخرب و ویرانگر مسلح باشند، ما نیز به سلاح‏های مدرن مسلح و مجهزیم، لکن از حضور فرهنگ اسلامی انقلاب ایران می‏ترسیم . (۱۲)
ریچارد نیکسون، از رؤسای جمهور اسبق آمریکا:
وقتی حکومت‏شاه در سال ۱۹۷۹م [۱۳۷۵ش] سقوط کرد، یک خلا قدرت تازه به وجود آمد . انقلاب ایران، در واقع، انقلابی بود علیه ارزش‏های غربی . این انقلاب، همان قدر که از سرمایه داری تنفر داشت، از کمونیسم نیز متنفر بود . هر دو را به مانند دو روی سکه‏ی مادی گرایی می‏دید . پس از انقلاب، مردم ایران، همان چیزی را به دست آوردند که انقلاب قول داده بود . جای انکار نیست که انقلاب اسلامی یک انقلاب واقعی اندیشه‏ها را ارائه داد و آنان آن را با عشق و ایمان پذیرفتند .
آن چه که انقلاب اسلامی به اثبات رسانده و به دنیا بیان کرده، این است که اسلام، شایستگی حاکمیت‏بر جامعه را دارد; زیرا که دین آسمانی است . از این رو، در کشورهای اسلامی – عربی، تاثیر گذاشته است و انقلاب‏هایی که هم اکنون در سایر کشورهای عربی شکل گرفته‏اند، جز ثمر درخت انقلاب اسلامی چیز دیگری نیست . انقلاب، ثمرهای دیگری نیز دارد که اثرات آن را در کشورهایی چون تونس، الجزایر، مصر، آذربایجان، کشورهای استقلال یافته‏ی شوروی سابق و سایر نقاط دنیا می‏بینیم . این انقلاب‏ها، نهرهایی هستند که از سرچشمه جوشان انقلاب اسلامی ایران، در نقاط مختلف جهان، شاخه شاخه شده‏اند . انقلاب اسلامی ایران، تکرار و تجدید نهضت امام حسین [علیه‏السلام] است . (۱۳)
روزنامه‏ی البعث چاپ دمشق:
جهان عرب و تمامی جهان، تحت تاثیر رویدادهای ایران قرار گرفته‏اند که در آن تاریخ با خون ملت و با خط راست ملت نوشته شده است .
روزنامه‏ی آمریکایی تایمز:
دنیای غرب، به دلیل انقلاب ایران، ناگهان بار دیگر اسلام را باور کرد . جنب و جوشی که به دنبال انقلاب اسلامی ایران به وجود آمد هنوز ادامه دارد . برای اولین بار یک کشور مسلمان، به طور موفقیت‏آمیز، قدرت بزرگ غربی را به مبارزه طلبید، آن را تحقیر، و خسارت مادی به منافع آن وارد کرد . این مورد، قدرت بزرگ غربی آمریکا بود، و این ضربات، از طریق جنبشی وارد شد که نه به نام ملی‏گرایی، بلکه با نام اسلام که دارای ریشه‏های قدیمی‏تر و عمیق‏تر بود، عمل کرد .
روزنامه‏ی تورنتور استار کانادا ۳۰ آوریل ۱۹۸۴:
سرزمین آیه‏الله روح‏الله خمینی [قدس سره] در میان یک میلیارد مسلمان جهان در خاورمیانه، آفریقا، آسیا، خاور دور، اروپا، آمریکای شمالی، طغیان بر می‏انگیزد . اسلام مبارز، تحت رهبری امام خمینی [قدس سره] پس از قرن‏ها ناشناخته بودن، حیاتی تازه می‏یابد . امام خمینی [قدس سره] نیروهایی را آزاد کرده است که ممکن است نمایانگر لبه‏ی تیز بلوک اسلامی مستقلی که ظهور پیدا می‏کند، باشند; یعنی، نیروی سومی پس از سرمایه داری و کمونیسم که می‏تواند توازن قوا در دو قطب آمریکا و شوروی را بر هم زده و با اسراییل نیز مبارزه کند .
این رژیم، آمریکا را بیرون رانده، شوروی‏ها را عقب نگاه داشته، تحریم اقتصادی غرب را در هم شکسته، عراق را در جنگی چندین ساله فرو برده است . تمام این کارها را به تنهایی و تقریبا در انزوای بین‏المللی و بدون وام گرفتن حتی یک پنی از بازار صندوق بین‏المللی پول انجام داده است .
امام خمینی [قدس سره] در خارج، شخصیتی اسلامی و مردمی یافته که دامنه‏ی نفوذش به تدریج از دایره‏ی شخصیتی دویست میلیون مسلمان شیعه فراتر می‏رود . او، گروهی از پیروان فدایی از میان شیعه و سنی جذب کرده که حاضر به هر گونه عمل تلافی جویانه هستند و در پاره‏ای از موارد، حتی حاضرند در راه اسلام شربت‏شهادت بنوشند . امام خمینی [قدس سره] شش سال قبل، مانند ستاره‏ای دنباله دار به جهان اسلام آمد . امام خمینی [قدس سره] نه تنها ستایش مسلمانان ایران، بلکه توده‏های مسلمان سراسر جهان را در ابعادی بی‏نظیر، برانگیخته است . پیروزی امام خمینی [قدس‏سره] در جهان و جنبش بنیاد گرایی او، مهم‏تر و قدرت‏مندتر و پر تحرک‏تر و نیرومندتر از آن است که تا کنون در غرب ترسیم شده است .
جنبش اسلامی که در اکثر کشورها توسط پیروان امام خمینی [قدس‏سره] یا متحدان آن رهبری می‏شود، در مکان‏های مختلف، خود را به اشکال گوناگون می‏سازد . شیعیان لبنان، در مناطق تحت کنترل خود، سعی می‏کنند با استفاده از هزاران تصویر و پوستر امام خمینی [قدس‏سره] چادر پوشاندن زنان و تصفیه‏ی بازارها از مشروبات الکلی و برچیدن مراکز قمار، ایران اسلامی کوچکی به وجود آورند . (۱۴)
۹ – هر انقلابی با این وسعت و عمق و با این اهداف و شعارها که بر خرابه‏هایی دو هزار و پانصد ساله بنا شود و بار جنگی هشت‏ساله را به دوش کشد، بدون تردید، در معرض مشکلات و آسیب‏های فراوان قرار می‏گیرد . به خصوص آن جا که تو داعیه‏ی صدور انقلاب و حمایت از فلسطین و همه‏ی گروه‏های آزادی‏بخش و مستضعفان عالم را هم داشته باشی، که در این هنگام، دشمن، آرام نمی‏نشیند و با ترویج‏شبهات و شهوات و بدعت‏ها، و در نهایت، هجوم مستقیم، با تو درگیر می‏شود .
در برابر انقلابی با این وسعت و عظمت و با این انبوه مشکلات و دشمنان داخلی و خارجی، بهترین موضع‏گیری، گفته‏ی آن استاد فقید است که گفته بود: ((توجیه، حماقت و تضعیف، جنایت، و تکمیل، رسالت ما است .)) .
باید آموخت که اشتباه را از هیچ کس و از هیچ مقامی توجیه نکنیم . به گفته‏ی امام راحل، انقلاب، به هیچ کس و هیچ دسته‏ای، دینی ندارد . تضعیف این انقلاب نیز جنایتی نابخشودنی است; چون، به گفته‏ی همان استاد، انقلاب، تنها کشتی نجاتی است که در این دریای مواج و طوفانی و این دنیای وانفسا قرار دارد . سوراخ کردن این کشتی، مرگ خود، بل ناامید کردن همه‏ی مستضعفان و آزادی خواهان این کره‏ی خاکی است . رسالت ما و همه‏ی آگاهان و دل سوزان، تکمیل ضعف‏ها و کمبودهای انقلاب است .
هر کس در هر کجا هست، چه داخل و چه خارج، باید از انجام هر کاری که می‏تواند در جهت تکمیل این انقلاب بکند، دریغ نورزد و کوتاهی نکند که بی هیچ تردید، از این نعمت و این مسئولیت‏بزرگ، از آنان سؤال خواهد شد: ((و اما بنعمه ربک فحدث‏)) ، (۱۵) ((وقفوهم انهم مسؤولون‏)) (۱۶) .
البته، پر واضح است که رسالت تکمیل هر کس، به حسب خود او است . رسالت‏یک مسئول بلند پایه‏ی نظام، غیر از رسالت‏یک فرد عادی است . از یکی، طرح و برنامه و قاطعیت و ساده زیستی و حلم و . . . می‏خواهند و از یکی، دفاع زبانی و شرکت در راه‏پیمایی و از دیگری، انصاف در معامله یا مشکل گشایی و یا جدیت در تحصیل و درس و بحث .
این دهان‏هایی که امروز به رذالت‏یا جهالت، علیه انقلاب و روحانیت‏باز شده، باید بدانند، خواسته و ناخواسته، آب به آسیاب دشمن می‏ریزند و در مسیر طرح و نقشه‏ی آنان قرار گرفته‏اند; زیرا، آن چه که امروز همین مسئولان انجام می‏دهند، کاری است کارستان که بسیاری، از زیر آن شانه خالی کردند! این نظام مقدسی که امروز با تکیه بر خویش و با توجه به خدا، این گونه به حل مشکلات و گرفتاری‏ها پرداخته است، پس از به بن بست نشستن تمام نظام‏ها و تمام زد و بندها با قدرت‏های گوناگون، بر سر کار آمده است و دارد با تمام کارشکنی‏ها، کارهایی را انجام می‏دهد که آنان با تمام حمایت‏ها از آن ناتوان بودند و به بن بست رسیده بودند و چاره‏ای جز فرار نداشتند .
این، یک حقیقت آشکار است که تمام گروه‏ها، بر فرض ائتلاف، نمی‏توانند کار همین‏هایی را که با دست تنها و این همه خراب‏کاری و دشمنی و نامردی، مسئولیت را پذیرفته‏اند، عهده‏دار شوند! این حرف که ((دیگران در شرایط امروز ایران، بهتر می‏توانند کارگشا باشند)) ، یک شعار و یک فریب بیش نیست، ولی این حرف که ((همین مسئولان، می‏توانند بهتر از این کار کنند و از اشتباهات خود درس بگیرند .)) ، سخنی حق است که مقام معظم رهبری هم بارها بر آن تاکید کرده‏اند .
۱۰ – هر انقلابی، عوامل رشد و انحطاط و رکود دارد . شرط بقای هر انقلاب، شناسایی مدام این عوامل و به کار بستن و یا جلوگیری از آن هاست .
بر زعمای قوم و دل سوزان و برنامه ریزان انقلاب است که مدام، در صدد شناسایی هر یک از این عوامل، و اقدام مناسب مطابق آن‏ها باشند . از همه‏ی این عوامل، در جای دیگری باید گفت و شنود کرد . (۱۷)
۱۱ – مقوله‏ی مهدویت، به خاطر دارا بودن ویژگی‏های متعدد، یکی از توان‏مندترین عوامل رشد جامعه‏ی دینی ما است . طرح صحیح این مقوله و گسترش این فرهنگ در سطح جامعه، بدون تردید، باعث‏شکوفایی هر چه بیش‏تر جامعه و حفظ آن از در غلطیدن در فسادها و تباهی‏ها است .
آن چه که باعث می‏شود تا فرهنگ مهدویت‏به عنوان یکی از مهم‏ترین عوامل کلان در صحنه‏ی رشد جامعه‏ی ما باشد، دلائلی چند است که در ادامه به آن‏ها اشاره می‏شود:
ریشه‏های عمیق در باور و اعتقادات مردم و عشق ورزی به آن;
پشتوانه‏ی فکری و برخورداری از مبانی قوی و عمیق;
سفارش و تاکید فراوان بر این مسئله‏ی حیاتی (وجود ادعیه‏ی فراوان و قریب به هفت هزار روایت) تا آن جا که در باب هیچ یک از موضوعات دینی و آموزه‏های آن، تا این اندازه روایت وارد نشده و بر آن سفارش نشده است .
تاریخی کهن و ریشه دار و سراسر مبارزه و شهادت;
هماهنگی با فطرت و ساخت و بافت انسان;
احساس برانگیز و شورآفرین (به خاطر ترسیم آینده‏ای زیبا و دمیدن روح امید در انسان‏ها) ;
رویکردی جدی و قوی به آینده;
همنوایی با ادیان و مذاهب و همسویی با عطش جهانی به ظهور یک منجی الهی و مصلح کل;
وجود امام و رهبری زنده، تلاش‏کننده، مهربان، فریادرس و پاسخگو;
نقش ایرانیان (با توجه به روایات متعدد) در انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج) و یاری آن حضرت;
تحقق انقلاب اسلامی ایران به عنوان ظهور صغرا و پیش مقدمه‏ی ظهور کبرای امام زمان (عج) ;
حضور وکلا و نایبانی وارسته و پر نفوذ;
ناامیدی و سرگردانی جامعه‏ی جهانی به خاطر شکست مکاتب و ایسم‏های مختلف از یک طرف، و گسترش جنگ و فریب و ظلم و زیاده‏طلبی به خصوص از سوی آمریکا و اسراییل از طرف دیگر;
جهانی بودن;
ترسیم و تصویری زیبا و واقعی و قابل دفاع و قابل وصول از آینده‏ی انسان و جهان و پایان تاریخ;
هماهنگی با سنت‏حاکم بر تاریخ و جوامع;
ریشه داشتن در فرهنگ ایرانی;
توانایی در بسیج توده‏ها;
وجود یاورانی عاشق، بیدار، بسیجی، شهادت طلب;
الگو بودن دولت مهدی (عج) و قرار گرفتن آن به عنوان اهداف راهبردی نظام در عرصه‏های فرهنگی و سیاسی و اجتماعی;
تسریع در ظهور آن حضرت که ظهور همه زیبایی‏ها است .(اکثروا الدعاء بتعجیل الفرج; فان فی ذالک فرجکم) (۱۸) .
قرار داشتن ایران در کانون حوادث و تحولات و احتمال رویارویی با آمریکا، به خصوص با توجه به سیر حوادث اخیر و احتمال حمله‏ی آمریکا به عراق و به تبع آن، درگیری با ایران;
بشارت‏های ظهور و ذکر علائم و نشانه‏هایی که برخی از آن‏ها تحقق یافته و برخی دیگر گر چه قابلیت تطبیق بر موارد متعدد دارد، اما شاید (البته به شرط عدم توقیت و این که وقتی معین نگردد که ((کذب الوقاتون‏))) بتواند خبر از نزدیک بودن فرج هم باشد که انهم یرونه بعیدا ونراه قریبا .
از جمله‏ی علائم ظهور، قرار گرفتن عراق و منطقه خاورمیانه به عنوان کانون تحرکات است . البته جدای از روایات، بررسی سیر حوادث اخیر نیز ما را به همین نتیجه می‏رساند . از این رو، تحرکات اخیر آمریکا و هم پیمانان‏اش را باید با تیزبینی و دیت‏بیش‏تری تعقیب کرد و آماده‏ی بازتاب‏های گسترده‏ی آن بود . همه‏ی قرائن، دلالت‏بر این دارد که یکی از اهداف عمده‏ی آمریکا از این همه تحرکات و لشکرکشی‏ها، ایران اسلامی است .
آن جا که عزیز مصر بر اساس یک خواب به تکاپو می‏افتد و با کمک و مدیریت‏حضرت یوسف (علیه‏السلام)، مردم را از قحطی و نگرانی می‏رهاند و یا فرعون بر اساس خوابی که تعبیر به آشفتگی شده، برای حفظ قدرت خود، شکم‏ها و سرهایی را به دیوار می‏کوبد، آیا جای نداشت و یا ندارد که ما با این همه روایات و شواهد و قرائن و قرار داشتن در کانون بحران از خیلی پیش‏ترها به فکر می‏بودیم؟
ایجاد آمادگی فکری و روحی در جامعه، آمادگی نظامی، تهیه‏ی ارزاق عمومی، ساخت‏سنگر، اجتناب از اختلاف، حفظ وحدت، بها دادن بیش‏تر به بسیج، دیپلماسی فعال و به کارگیری تمام ظرفیت‏ها جهت‏بسیج همه‏ی مسلمانان جهان، افزایش توان معنوی جامعه و توجه و توسل بیش‏تر به حضرت حجت (علیه‏السلام) و . . . از حداقل کارهایی است که می‏توانیم انجام دهیم . به قول یکی از همانان که در نطق تبلیغاتی خود گفته بود: ((خرسی، در جنگل است . دیدن‏اش برای بعضی‏ها، آسان است، و برخی هم اصلا آن را نمی‏بینند، و بعضی می‏گویند: “خرس، رام و بی آزار است” و برخی دیگر می‏گویند: “شرور است و خطرناک” و چون نمی‏دانیم حق با کدام دسته است، شرط عقل آن است که مثل خرس نیرومند باشیم .)) . (۱۹)
بگذر از این که این بار، خرس، مبدل به اژدهایی خون‏آشام و یکه‏تاز شده و از شرارت و خطر گذرانده، دیوانه‏ای است از زنجیر رها شده . پس شرط عقل، همان است که قرآن گفته است: ((واعدوا لهم ما استطعتم من قوه ومن رباط الخیل ترهبون به عدوالله و عدوکم‏)) (۲۰) و راه همان است که او نشان داده: ((قل یا ایها الکافرون × لااعبد ما تعبدون‏)) (۲۱) و ((فقاتلوا ائمه الکفر)) (۲۲) و ((ان تنصر الله ینصرکم‏)) (۲۳) و ((و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض ونجعلهم ائمه ونجعلهم الوارثین‏)) (۲۴) و ((الیس الصبح بقریب‏)) (۲۵)

—————
پی‏نوشت‏ها:
۱) ۴۸ (فتح) : ۲۹ .
۲) به شهادت آیه‏ی اکمال، دین مرضی خدا پسند، دین همراه مقام ولایت است: ((الیوم اکملت . . . و رضیت لکم الاسلام دینا)) [مائده: ۴] ۳) ظهور حضرت مهدی از دیدگاه اسلام و . . . ، ص ۲۲۹ .
۴) ر . ک: مبانی اعتقادی مهدویت، پورسید آقایی، (فصلنامه‏ی انتظار، شماره‏ی ۱، ص ۵۲ – ۶۴).
۵) سیری در نظریه‏های جدید در علوم سیاسی، بشیریه، ص ۱۲۰ .
۶) تهاجم یا تفاوت فرهنگی، حسن بلخاری، ص ۱۳۰ .
۷) الفقهاء حصون الاسلام (کافی، ج ۱، ص ۳۸، ح ۲)
۸) و اماالحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه حدیثنا; فانهم حجتی علیکم وانا حجه‏الله .(وسائل‏الشیعه، ج ۱۸، ص ۱۰۱; کمال‏الدین، ص ۴۸۴). .
۹) کیهان، ۱۷/۱۱/۶۳ .
۱۰) کیهان، ۱۷/۱۱/۶۳ .
۱۱) اطلاعات، ۱۴/۱۱/۶۳ .
۱۲) پیام انقلاب، ش ۲۶، ۲۷/۱۱/۶۹ .
۱۳) پیروزی بدون جنگ، ریچارد نیکسون، ترجمه‏ی دکتر جعفر ثقه‏الاسلامی .
۱۴) به نقل از بررسی مطبوعات جهان، وزارت ارشاد، ش ۶۲، ۲/۶/۶۳ .
۱۵) ۹۳ (ضحی) : ۱۱ .
۱۶) ۳۷ (صافات) : ۲۴ .
۱۷) چه خوب است مرد یا مردانی، این عوامل را در قرآن و روایات و با تحقیقاتی میدانی، پیگیری کنند (ولو به عنوان پایان نامه) و مردانی مردتر، برای اجرای آن در سطح جامعه‏ی امروز ما، برنامه ریزی کنند .
۱۸) بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۸۱ .
۱۹) تبلیغ انتخاباتی ریگان از تلویزیون، پاییز ۱۹۸۴ (به نقل از رویارویی بزرگ، لسترتارو، ترجمه‏ی عزیز کیاوند، ص ۱۳). .
۲۰) ۸ (انفال) : ۶۰ .
۲۱) ۱۰۹ (کافرون) : ۱ – ۲ .
۲۲) ۹ (توبه) : ۱۲ .
۲۳) ۴۷ (محمد) : ۷ .
۲۴) ۲۸ (قصص) : ۵ .
۲۵) ۱۱ (هود) : ۸۱ .

درباره نویسنده