اعتقادی

جهانى شدن و حکومت جهانى مهدى(عج)

جهانى شدن و حکومت جهانى مهدى(عج)
رحیم کارگر
اشاره:
بحث ((جهانى شدن)) یکى از مفاهیمى است که در دهه پایانى قرن بیستم، بسیارى از جریانات و پدیده‏ها را تحت الشعاع قرار داده و به بحث روز تبدیل شده است. در عین حال شیعه با ارائه نظریه حکومت جهانى حضرت مهدى(عج)، بحث جهانى بودن این حکومت را به صورت دقیق و پیش‏تر مطرح کرده است.
در این نوشتار، ضمن ارائه مبانى، تعاریف، ویژگى‏ها و نشانه‏هاى ((جهانى شدن))؛ به مبانى، اهداف، ویژگى‏ها و برنامه‏هاى ((حکومت جهانى حضرت مهدى(عج))) اشاره شده است. همچنین مقایسه‏اى بین آنها صورت گرفته و وجوه برتر حکومت جهانى مهدوى بیان شده است.
وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی اْلأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ(۱)
امروزه دنیا، شاهد تحوّلات و دگرگونى‏هاى گسترده و شگفت‏آورى، در عرصه اقتصاد، ارتباطات، فرهنگ، سیاست، معاهدات و امور بین‏الملل، در راستاى ((جهانى شدن)) است. شالوده افکار و اندیشه‏هاى سیاسى، سمت و سوى تعهّدات و تصمیم‏گیرى‏هاى بین‏المللى، ماهیت برنامه‏هاى سیاسى، اقتصادى و اجتماعى دولت‏ها، ادبیات و فرهنگ غالب جوامع، جهت‏گیرى سرمایه گذارى و خدمات اعتبارى و مالى، شبکه ارتباطات و انفورماتیک و… به تدریج، بر اساس ((جهانى شدن))، ((جهانى سازى)) و ((جهانى کردن)) شکل مى‏گیرد و پیوستگى و یکپارچگى میان آنها بیشتر مى‏شود.
قطعى و روشن است که اینک، یکى از نظریات مهم در عرصه بین‏الملل، ارتباطات، فرهنگ، اقتصاد و سیاست، ((جهانى شدن)) است. حتى مى‏توان گفت که: ((از یک لحاظ، نظریه ((جهان گرایى)) (جهانى شدن) نظریه‏اى بلامنازع است. تحوّلات صورت گرفته در ابزار و شیوه‏هاى ارتباطات و جابه‏جایى‏هاى منابع و مردم، آشکارا مى‏توانند بر انهدام حد و مرزهاى اجتماعى، تأثیر گذاشته؛ همبستگى و یکپارچگى بیشترى را موجب گردند. این فرایندها، از قرن‏ها پیش وجود داشته است)).(۲)
پدیده جهانى شدن، رویدادى ناگهانى و جدید نیست؛ بلکه از گذشته – به شکل‏هاى مختلف – وجود داشته و اکنون سرعت آن بیشتر شده است. گسترش ارتباطات جهانى، به واسطه پیشرفت‏هاى فنّى، افزایش نهادهاى سیاسى، اقتصادى و تجارى بین المللى، پیدایش سازمان‏هاى صنعتى و مالى چند ملیتى و افزایش قدرت بازارهاى ارزى، به عنوان اجزاى اصلى فرایند جهانى شدن است. تأسیس سازمان ملل متحد(۱۹۴۵)، انتشار نظریه دهکده جهانى مارشال مک لوهان (۱۹۶۵)، انتشار نظریه موج سوّم آلوین تافلر (۱۹۷۸)، پایان جنگ سرد (۱۹۸۹)، اتّحاد پولى یازده کشور اروپایى (۱۹۹۸)، گسترش روز افزون سازمان‏ها و اتحادیه‏هاى اقتصادى (نظیر آسه آن، نفتا و اکو)، ادغام بازارهاى مالى، ادغام بانک‏هاى بزرگ جهان، تأسیس ((گات)) )GAT( و درپى‏آن ((سازمان تجارت‏جهانى)) )WTO( در ۱۹۹۵ و… همگى از پیش زمینه‏هاى بروز پدیده جهانى شدن است که هرچه زمان پیش‏تر مى‏رود، شدّت وقدرت‏آن بیشتر مى‏شود.
شایان گفتن است که در این زمینه، رشد و پیشرفت شگفت‏انگیز فنّاورى، در زمینه‏هایى مانند حمل و نقل و رایانه و انقلاب انفورماتیک در دهه ۱۹۸۰، بسیار تأثیرگذار بوده است.(۳) با توجّه به این مطلب، ابعاد گسترده و گوناگون ((جهانى شدن))، براى ما آشکار مى‏شود و حتّى پى مى‏بریم که ((جهانى شدن)) چیزى، یکپارچه، واحد و یکسان نیست؛ بلکه ما با ((جهانى شدن))ها و ابعاد گوناگون آن روبه‏رو هستیم و خود جهانى شدن نیز امرى متفرّد، یک شکل و یکسان نمى‏باشد و با یک نوع ((جهانى شدن)) روبه‏رو نیستیم.
جهانى شدن، مبین نوعى جهان بینى و اندیشیدن درباره جهان، به عنوان یک منظومه کلان و به هم پیوسته است. به قول برخى از متفکّران: ((جهانى شدن یک گزینه انتخابى نیست که شما اراده کنید آن را بپذیرید یا خیر؛ بلکه کاروانى است که هم زمان، در همه شاهراه‏هاى دنیا، به سرعت در حال حرکت است و کشورها نیز توان متوقف کردن آن را ندارند و مانند خاشاکى، در مقابل سیل برده خواهند شد… پیام بازیگران عرصه جهانى شدن نیز آن است که نیروهاى اقتصادى و دانش فنى، به سمت همگونى و یکدستى، در اشکال سیاسى، اقتصادى و رفتارهاى دولتى پیش خواهند رفت…)).(۴) به این ترتیب، جهانى شدن آینده‏اى را نشان مى‏دهد که در آن تصمیمات سیاسى و اجتماعى، در مقیاس جهانى، ناگزیر بر ساخت‏هایى مبتنى خواهد شد که بتواند با پیچیدگى‏هاى وضعیت جهانى، هماهنگ شود: یک دستگاه پیچیده مدیریت و یک بازار بسیار منعطف و پویا که ضمن صرف نظر کردن از مشارکت مستقیم شهروندان، صرفاً با تلقى آنها به عنوان مشترى و مصرف کننده، مى‏تواند با کارآیى هر چه بیشتر عمل کند.
به علّت وقوع این تغییرات و تحوّلات گسترده و ژرف در جهان و اهمیت و جذّابیت موضوع ((جهانى شدن))، نمى‏توان آن را نادیده گرفت و از بحث و گفت و گو درباره آن چشم پوشید. الان مدعیان و نظریه پردازان ((جهانى شدن)) رو به فزونى نهاده است. شیعه نیز با ارائه نظریه ((حکومت جهانى حضرت مهدى(عج))) در طول قرن‏ها و سال‏هاى متمادى، داعیه دار اصلى جهان شمولى در عرصه‏هاى فرهنگى، سیاسى و… بوده است.
با توجّه به این مطالب، در این نوشتار بر آنیم که بتوانیم از بحث‏هاى مطرح در زمینه ((جهانى شدن)) – ضمن ارائه چشم اندازى از آن – پلى براى فهم و درک ((حکومت جهانى مهدوى)) بزنیم و در اثبات و تقویت ((نظریه بى بدیل مهدویت)) تلاش کنیم. وضعیت کنونى جهان، با ضعف‏ها و قوّت‏ها، نقاط مثبت و منفى، نظریه‏ها و آرمان‏ها، خواسته‏ها و نیازها و طرح‏ها و برنامه‏ها، بهترین و روشن‏ترین دلیل و برهان، بر اثبات ضرورت حکومت جهانى مهدى(عج) و نیاز به آن است؛ یعنى، نظریات ارائه شده درباره ((جهانى شدن)) و تصمیم‏گیرى‏ها، برنامه‏ریزى‏ها و راه‏کارهاى عملى در این رابطه، مى‏تواند فهم و درک ما را از ((مهدویت)) آسان کند؛ حقیقت آیات و روایات ((ظهور منجى)) را بهتر تبیین نماید؛ نیاز و احتیاج بشر به حکومت مقتدر و عدالت گستر را تعمیق بخشد؛ زمینه را براى ظهور او فراهم سازد؛ سطح آگاهى و بینش مردم را بالا برد؛ آنان را آماده پذیرش دولت کریمه و حکومت جهانى او گرداند؛ ((عصر موعود)) را بهتر نشان دهد و ((اندیشه مهدویت)) را فراگیر و جهانى کند.
حکومت جهانى مهدى(عج)، خط بطلانى بر انواع گوناگون حکومت‏ها، نظریات، برنامه‏ها و طرح‏هاى ارائه شده در عرصه جهانى است؛ به طورى که تمامى این نظریات و حکومت‏ها، امتحان خود را پس خواهند داد و مردم به پوچى، ضعف و بطلان آن پى خواهند برد و با آغوش باز، پذیراى ((دولت مهدوى)) خواهند بود؛ چنان که امام صادق (علیه‏السّلام) فرمود: ((امر ظهور واقع نمى‏شود، مگر بعد از آن که هر طبقه‏اى به حکومت برسند و دیگر طبقه‏اى در روى زمین باقى نباشد که حکومت نکرده باشد؛ تا دیگر کسى نتواند ادّعا کند که اگر زمام امور به دست ما مى‏رسید، ما عدالت را پیاده مى‏کردیم! آن گاه حضرت قائم(عج) قیام کرده، حق و عدالت را پیاده مى‏کند)) .(۵)
مشکلات دائمى جهان (جنگ‏ها، عداوت‏ها، کینه‏ها، نابرابرى‏ها، نابسامانى‏ها، ظلم‏ها و ستم‏ها)؛ نیازها و احتیاجات ضرورى بشر (در زمینه اقتصاد، سرمایه‏گذارى، ارتباطات، بهداشت، رفع فقر مادى و معنوى و …)؛ الزامات و بایسته‏هاى جهان (در زمینه همگونگى و نزدیکى فرهنگ‏ها، علوم، افکار و اندیشه‏ها، تربیت‏اخلاقى و…)؛ ایده‏ها و آرمان‏هاى همیشگى همگان (صلح، دوستى، عدالت، نیکى، آرامش و…)؛ تجارب گذشته انسان‏ها (در نقص و ضعف دولت‏ها و حکومت‏هاى خود، جنگ‏ها و ستیزه‏جویى‏ها) و… باعث خواست و طلب آگاهانه و عاشقانه ((ظهور منجى و مصلح الهى)) از سوى بیشتر انسان‏ها خواهد شد؛ چنان که امام صادق (علیه‏السّلام) فرمود: ((هر جمعیتى در انتظار دولتى هستند… اما دولت ما در آخر الزمان نمایان مى‏گردد)).(۶) نکته بدیهى و روشن این است که تصویر ((حکومت جهانى مهدوى))، به روشنى و با ذکر تمامى خصوصیات و ویژگى‏هاى مثبت آن، چندین قرن پیش، از سوى پیشوایان معصوم شیعه، بیان شده است.
برنامه‏ها و فعالیت‏هاى دولت‏ها و اندیشمندان در این زمینه، باعث شده که فهم و درک ما از ((دولت کریمه و جهانى‏تر)) حضرت ولى عصر(عج) آسان شود. اگر چند دهه پیش درباره ((جهانى شدن)) و ((حکومت جهانى)) سخن به میان مى‏آمد، درک و فهم و پذیرش آن براى مردم، سنگین و آگاهى و دانش آنان در این باره، اندک و محدود بود. در این صورت بحث درباره ((حکومت جهانى مهدى موعود)) خام و غیر واقعى مى‏نمود و زمینه‏سازى براى پذیرش و باور داشت آن، مشکل به نظر مى‏رسید. اما اینک به راحتى مى‏توان، در این باره و ویژگى‏هاى ((دولت کریمه))، صحبت کرد و از حقانیت و درستى آن دفاع نمود. همچنین مى‏توان با بیان چارچوب‏هاى علمى و نظرى آن، تئورى قابل قبولى در عرصه جهانى ارائه داد. اگر نتوانیم به درستى، ابعاد و زوایاى مختلف اندیشه ((مهدویت)) را در عصر حاضر بازگو کنیم و نسبت و ارتباط آن را با ((جهانى شدن)) بسنجیم؛ از قافله اندیشه و گفتمان روز به دور خواهیم بود و نخواهیم توانست درک و فهم بشرى را درباره آینده درخشان جهان به خوبى شکل دهیم.
در این تحقیق و پژوهش؛ با توجّه به اهداف، مبانى و ویژگى‏هاى ((جهانى شدن))، ((جهانى کردن)) و ((جهانى سازى))؛ و نیز مبانى، اهداف و ویژگى‏هاى ((دولت کریمه مصلح موعود))، در صددیم رابطه آنها را – هر چند به طور خلاصه – مورد پژوهش قرار دهیم و این مطلب را روشن کنیم که روند و پروسه ((جهانى شدن))، مى‏تواند، پیش زمینه و مقدمه‏اى براى تشکیل دولت فراگیر حضرت مهدى(عج) باشد.

بخش یکم. جهانى شدن، جهانى کردن و جهانى سازى‏
همان گونه که پیش‏تر گفته شد، کلید واژه اساسى بحث‏ها و نظریات غالب در جهان معاصر، ((جهانى شدن)) است. ((جهانى شدن)) به این معنا است که تحوّلى در جهان جریان دارد و نشانگر فرآیندى است که در آن اقتصاد، فرهنگ، سیاست و کارگزاران این امور، جهانى مى‏شوند و در عرصه جهانى ظهور و بروز مى‏یابند. ((جهانى شدن)) نشانگر یک تحوّل اجتماعى گسترده و فرآیندى است که بنیاد جامعه را تغییر داده، یک تحوّل تاریخى به وجود مى‏آورد.

۱- پیدایش ((جهانى شدن))
اصطلاح ((جهانى شدن)) در گذشته به عنوان یک اصطلاح جدّى و جا افتاده علمى، کمتر مورد توجّه و کاربرد بود و به طور عمده از اواسط دهه ۱۹۸۰ به عنوان یک اصطلاح علمى، مورد استفاده قرار گرفت. به نظر رابرتسون مفاهیم جهانى شدن، بیشتر پس از انتشار کتاب مارشال مک لوهان تحت عنوان ((اکتشافاتى در ارتباطات)) در سال ۱۹۶۰ مورد توجّه واقع شد (نظریه دهکده جهانى). جهانى شدن در حقیقت یکى از مراحل پیدایش و گسترش تجدّد و سرمایه دارى جهانى است که سابقه آن، به قرن پانزدهم باز مى‏گردد.
((پل سوئیزى)) درباره جهانى شدن و روند تدریجى آن مى‏نویسد: ((جهانى شدن، یک وضعیت یا یک پدیده (نو ظهور) نیست؛ بلکه یک روند است که براى مدتى بسیار طولانى، جریان داشته است. در واقع از زمانى که سرمایه دارى، به عنوان یک شکل قابل دوام جامعه انسانى، پا به جهان گذاشت؛ یعنى، از چهار یا پنج سده پیش تا کنون، جهانى شدن هم جریان داشته است…)).(۷)
((جهان گسترى)) قدمت طولانى در تاریخ دارد و اشخاص، دولت‏ها و مکاتب بسیارى (چون کورش، اسکندر، رومیان، مارکسیسم، سرمایه‏دارى و…) در صدد جهانى کردن حکومت یا اندیشه خود بودند. ادیان الهى نیز همواره ادعاى جهان شمولى داشتند و خود را محدود به یک زمان و مکان خاصّى نمى‏کردند. این پدیده به طور نامنظم از طریق توسعه امپراتورى‏هاى مختلف قدیمى، غارت و تاراج، تجارت دریایى و نیز گسترش آرمان‏هاى مذهبى، تحوّل یافته است. توسعه خطّى ((جهانى شدن)) – که ما امروز شاهد آن هستیم – در قرون پانزده و شانزده؛ یعنى، آغاز ((عصر جدید)) شروع شد.
((جهانى شدن)) – یا یک مفهوم بسیار شبیه به آن – ابتدا در توسعه ((علوم اجتماعى)) نمایان شد. سن سیمون دریافت که: ((صنعتى شدن))، عامل پیشبرد ((رفتارهاى مشابه)) در درون فرهنگ‏هاى متنوع اروپایى بوده است. استدلال وى این است که تسریع چنین فرآیندى، مستلزم نوعى انترناسیونالیسم جهانى، مبتنى بر ((انسانیت)) است. دورکیم و وبر نیز این مباحث را از زمینه‏هاى اجتماعى آن پى گرفتند. مارکس، به صورتى بسیار صریح و روشن، به تئورى جهانى کننده ((نوگرایى)) معتقد بود (بازار جهانى و…). اما به نظر مالکوم واترز ریشه‏هاى اصلى نظریه جهانى شدن نه از آثار جامعه‏شناسان؛ بلکه از نظریات عده‏اى از نظریه پردازان بازار نیروى کار درکالیفرنیا سرچشمه گرفته است؛ دانشمندانى نظیر کِر، دانلوپ، هاربى سان و مى‏یرز، نظریه ((ادغام بین جوامع)) را مطرح مى‏کنند که داراى دو جنبه است: ۱٫ جوامع صنعتى در مقایسه با جوامع غیر صنعتى، به یک دیگر شبیه‏تراند؛ ۲٫ فرایند صنعتى شدن، گرچه در جوامع مختلف، متفاوت است؛ اما این جوامع در گذر زمان، به طور فزاینده‏اى، به هم شبیه خواهند شد. نیروى محرّکه این جوامع، همان ((منطق نظام صنعتى)) است. آنان به این نتیجه رسیدند که: ((جامعه صنعتى، یک جامعه جهانى است))؛ زیرا علم و تکنولوژى – که بنیان اصلى این جوامع را تشکیل مى‏دهند – خود یک زبان مشترک جهانى دارند.(۸) بر این اساس تکنولوژى‏هاى تولید کالا، شباهت‏هایى میان جوامع ایجاد مى‏کنند و لذا خصلت ((اقتصادى)) به ((جهانى شدن)) مى‏دهند؛ چنان که برخى از نویسندگان به این نتیجه رسیدند که: ((دنیا به دوره تمدن جهانى وارد مى‏شود)).
این تغییر و تحوّلات تا کنون ادامه دارد و جهان را در سیطره خود گرفته است. ((جهانى شدن)) با این که در ابتدا از اقتصاد شروع شد و مهم‏ترین مشخّصه آن نیز اقتصادى بود و باراکلو استدلال مى‏کند که این تحوّل را باید اقتصادى دانست؛ نه سیاسى و یا فرهنگى؛ اما بعدها به سمت فرهنگ و سیاست نیز کشیده شد و منظر و چشم اندازهاى مختلفى را در این زمینه ایجاد کرد. از نظر رابرتسون – پرنفوذترین نظریه‏پرداز در زمینه جهانى شدن فرهنگى – در روند تحوّل و تکامل پیدایش نظام جهانگیر، چند مرحله (جنینى، آغاز، خیز، تعارض و عدم قطعیت) وجود دارد. وى درباره مرحله ((خیز)) مى‏نویسد: ((در این مرحله (از ۱۸۷۰ تا ۱۹۲۵) مفهوم جامعه ملّى، به درستى جا مى‏افتد و مفاهیم جهانى و جهانگیر، مطرح مى‏شود… تحوّلات این دوره عبارت است از: پذیرش جوامع غیر اروپایى در جامعه بین‏الملل؛ پردازش و تنظیم اندیشه‏هاى بشریت (رسمیت یافتن مفهوم بشریت)؛ افزایش شکل‏هاى جهانى ارتباطات، ظهور جنبش‏هاى دینى گسترده؛ رقابت‏هاى جهانى (نوبل، المپیک و…)؛ پذیرش جهانى تقویم واحد؛ ازدیاد شکل‏هاى ارتباطات جهانى؛ پیدایش نخستین رمان‏هاى جهانى، ایجاد جامعه ملل؛ جهانى شدن محدودیت‏هاى مهاجرت و…)).(۹)

۲- تعاریف ((جهانى شدن))
۱ . جیمز. ان، روزه نا در تعریف ((جهانى شدن)) مى‏نویسد: ((روندى نو که فعالیت‏ها و امور مهم را از خاستگاه‏هاى ملّى قدرت، به عنوان پایه‏هاى دیرینه حیات اقتصادى، سیاسى و اجتماعى، فراتر مى‏برد)).(۱۰)
چنانچه فرض شود ویژگى عمده این بعد از تغییرات، دگرگونى در عادت‏ها و هنجارها است؛ عبارت ((جهانى شدن)) را مى‏توان به ((آن چیزى)) اطلاق کرد که دل مشغولى نوع بشر در مورد محدودیت‏هاى سرزمینى و ترتیبات سنتى نظام دولت کشورها را دگرگون مى‏سازد.
۲ . گیدنز در رساله ((پیامدهاى مدرنیته)) مفهوم ((جهانى شدن)) را وارد نظریه اجتماعى اش مى‏کند و آن را ((تقویت مناسبات اجتماعى جهانى که محل‏هاى دور از هم را چنان به هم ربط مى‏دهد که هر واقعه محلّى، تحت تأثیر رویدادى که با آن فرسنگ‏ها فاصله دارد، شکل مى‏گیرد و بر عکس)) تعریف مى‏کند.(۱۱)
از نظر وى ((این پدیده، مجموعه‏اى از انتقال در حوزه زندگى، عواطف و روابط انسان‏ها با یکدیگر است… . موضوع جهانى شدن، روابط عاطفى افراد و زندگى شخصى آنها و روابط محلّى و منطقه‏اى است که به سراسر جهان کشیده است؛ نه صرفاً یک مسأله اقتصادى)).(۱۲)
۳ . به گفته اپادورایى: ((جهان گرایى در بهترین وجه، به عنوان مجموعه‏اى از جریان‏هاى اطلاعات، تصاویر، مسائل مالى، مردم و فن آورى هایى شناخته مى‏شود که ممکن است به طور فرضى، اقدامات ساختارهاى قدرت از قبیل دولت – ملّت‏ها را متوقف کند یا تسهیل بخشد)).(۱۳)
۴ . به گفته هال و رابینز، جهانى شدن، صرفاً به منزله تحمیل یک نظم جهانى واحد، یا کارکرد فرهنگى (مثل غرب‏گرایى) نیست؛ بلکه فرایندى است که موقعیت‏هاى فرهنگى و اجتماعى تازه به وجود مى‏آورد. به گفته ((فیدر ستون))، این جا محیط وحدت آفرینى است که در آن تنوع هم مى‏تواند وجود داشته باشد)).(۱۴)
۵ . در یک تعریف دیگر آمده است: ((جهانى شدن، تشدید روابط اجتماعى در سرتاسر جهان که مکان‏هاى دور از هم را چنان به هم مرتبط مى‏سازد که اتفاقات هر محل، زاده حوادثى است که کیلومترها، دورتر به وقوع مى‏پیوندد و برعکس)).(۱۵)
این تعاریف عمدتاً ناظر بر روند و پروسه ((جهانى شدن)) است و تقریباً نگاهى مثبت به آن تلقّى مى‏شود. البته همه نظریه پردازان و نویسندگان، یکسان نمى‏اندیشند و هر کدام از زاویه خاصى به موضوع ((جهانى شدن)) مى‏نگرند. هم اکنون در مورد این مفهوم، اتفاق نظر چندانى وجود ندارد و تعابیر و برداشت‏هاى متفاوتى از آن ارائه مى‏شود؛ لذا برخى از صاحب نظران مدعى‏اند که اصطلاح جهانى شدن، ((اصطلاحى مبهم و نا شفاف)) است. علّت این امر، مى‏تواند به جهت عدم تفکیک صحیح میان پروسه ((جهانى شدن)) با پروژه ((جهانى کردن)) باشد.
در این راستا، عبارات و مفاهیم ((جهانى گرایى، جهانى بودن، جهان‏گسترى، جهانى‏سازى، دهکده جهانى، نظم نوین جهانى، جهان واحد، جهان رها شده، جهان‏شمولى، اتحاد بزرگ، سامان جهانى، جهان وطنى، همگرایى فرهنگى جهانى، نجات کره زمین، جهانى کردن، صحنه جهانى و…)) مطرح شده است. نویسندگان و اندیشمندانى چون آلوین تافلر (موج سوّم)؛ فرانسیس فوکویاما (پایان تاریخ)، ساموئل هانتیگتون (برخورد تمدّن‏ها)؛ آلدوس هاکسلى (دنیاى شگفت‏انگیز نو)؛ جرج اورول (حکومت واحد جهانى)؛ امانوئل والرستین (تأثیر فرهنگ در نظام جهانى) و… از نظریه‏پردازان مهم در عرصه ((جهانى شدن)) و ((جهانى سازى)) هستند که ذکر نظرات آنان در این نوشتار نمى‏گنجد.
در هر حال مى‏توان تعریف زیر را – بدون توجّه به پروسه‏هاى جهانى کردن و جهانى سازى – از ((جهانى شدن)) ارائه داد: ((جهانى شدن، فرآیندى است که تمامى عرصه‏هاى فرهنگ، سیاست، اقتصاد و اجتماع را در هم مى‏نوردد و جوامع انسانى را از جنبه‏هاى مختلف به یکدیگر نزدیک و مرتبط و مؤثر بر هم مى‏سازد و مرزها و موانع اعتبارى گذشته را از میان بر مى‏دارد)).

۳- ماهیّت و مبانى ((جهانى شدن))
براى تبیین مفهوم و ماهیّت جهانى شدن، ناچاریم به طور دقیق آن را بررسى کنیم و تقسیم بندى نوینى از آن ارائه دهیم. به نظر مى‏رسد در این رابطه با سه وجه مهم، اساسى و گاهى متمایز از هم، روبه‏رو هستیم که به اشتباه یا تسامح، به هر سه عنوان ((جهانى شدن)) اطلاق مى‏گردد:
۱٫ روند و پروسه جهانى شدن (فرایندى طبیعى و تدریجى)؛ (Globalization)
۲٫ پروژه و برنامه جهانى کردن (غربى سازى)؛ (Westernization)
۳٫ پروژه جهانى سازى (آمریکایى سازى)؛ (Americanization=globalism)
((جهانى شدن))، یک روند و حرکت تدریجى، طبیعى و تکاملى را طى کرده و در عصر جدید، به مراحل بالایى از بالندگى و شکوفایى علمى، اقتصادى و تکنولوژیکى دست یافته است. به عبارت دیگر روند ((جهانى شدن))، دستاورد مهم تمدّن، علم و فنّ آورى بشر است و تا حدودى ذاتى و لازمه زندگى بشر و امرى فطرى است که باعث نزدیکى انسان‏ها به یکدیگر و استفاده بیشتر از مواهب جهان است (هر چند ممکن است کارگزاران و عوامل مختلفى داشته باشد). جهانى شدن به معناى ((عالمى شدن)) است؛ یعنى، کسانى که در کره زمین زندگى مى‏کنند، به همه ابزار و وسایل رفاه، پیشرفت، آسایش، امنیت و… دسترسى داشته باشند. اما همین روند طبیعى، در حرکت رو به رشد و تکاملى خود، شاهد دست اندازى و دخل و تصرّف قدرت‏هاى اقتصادى و سیاسى بزرگ، بوده و در بعضى موارد، در خدمت منافع و آمال آنها قرار گرفته است (جهانى کردن). به عبارت روشن‏تر، قدرت‏هاى پیشرفته غربى و صاحبان شرکت‏هاى بزرگ اقتصادى و تجارى و… این روند را در خدمت منافع خود گرفته‏اند و به نوعى خود را بر این فرایند طبیعى، تحمیل کرده و حتّى در مسیر حرکت آن، انحراف ایجاد کرده‏اند.

جهانى کردن (غربى سازى)
روند جهانى شدن‏
جهانى سازى (آمریکایى سازى)
پروژه ((جهانى سازى)) نیز دقیقاً همان آمریکایى سازى و تحت سلطه قرار دادن کلّ جهان، از سوى ایالات متحده امریکا است و امرى کاملاً متمایز با روند ((جهانى شدن)) است. البته به علّت در هم تنیدگى این سه چشم انداز، مجبوریم در این نوشتار، هر سه را در کنار هم مورد توجّه قرار دهیم.
((جهانى شدن)) بر ایجاد جهانى با ارزش‏هاى مشترک و احترام به مبانى فرهنگى دیگران و ((جهانى سازى)) و ((جهانى کردن)) بر ساخت جهانى با ارزش‏ها و هنجارهاى مشترک و خالى از هر گونه تفاوت و تمایز در همه عرصه‏ها تأکید مى‏کنند. ((جهانى کردن)) در صدد تسلّط اقتصادى و فرهنگى بر کل جهان و بهره بردارى از آن به نفع نظام سرمایه دارى غربى است. ((جهانى شدن))، فرایندى است گریزناپذیر که شکل تکامل یافته پیشرفت‏هاى بشرى در حوزه‏هاى سیاسى، اقتصادى و فرهنگى است. اما ((جهانى سازى))، فرایندى است که مشخّصاً در راستاى تأمین منافع و نیز مسلّط کردن ارزش‏هاى مورد نظر قدرت برتر در عرصه جهانى، بر سایر دولت‏ها و ملّت‏ها است. گروهى از اندیشمندان بر این مسأله تأکید دارند که فرایند ((جهانى شدن)) یک واقعیت است و پروژه ((جهانى کردن)) و ((جهانى سازى))، حاکى از ایدئولوژى و راهبرد برخورد با فرایند ((جهانى شدن)) است.(۱۶)
بر این اساس ماهیت و مبانى سه منظر و چشم انداز یاد شده، عبارت است از:
۱٫ فرایند ((جهانى شدن))؛ درباره چیستى و ماهیّت جهانى شدن توضیحاتى چند داده شد؛ اما درباره مبانى آن گفتنى است که همواره و در طول تاریخ، ایده‏ها و آرمان‏هاى بشرى، در صدد رسیدن به ((جامعه جهانى)) و اتحاد – نه یکپارچگى – بوده و بیشتر ناشى از احتیاجات و نیازهاى فرهنگى، اقتصادى و اجتماعى بشر بوده است؛ یعنى، احساس مى‏کرده که با نزدیکى و ارتباط جوامع جهانى با یکدیگر، بهتر مى‏تواند خواسته‏ها و نیازهاى معنوى و مادى خود را تأمین کند. مبناى دیگر آن را نیز مى‏توان در ((فطرت)) و ((گوهر)) انسان‏ها دانست. آنان فطرتاً تمایل به نزدیکى، اتحاد، شناخت یکدیگر، بر قرارى ارتباطات فکرى و فرهنگى و دوستى با هم دارند. قرآن مى‏فرماید: ((یا ایّها النّاس اِنّا خلقناکم من ذکر و انثى و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا)).(۱۷) اما متأسفانه این تمام قضایاى جهانى شدن نیست؛ زیرا این روند، پیوندهایى با سرمایه دارى جهانى برقرار کرده و از این جنبه دچار کاستى‏ها و کژ تابى‏هایى شده است.
۲٫ پروژه ((جهانى کردن))؛ گفتنى است که این پروژه عمدتاً اقتصادى و فرهنگى است؛ هر چند در گذشته بیشتر جنبه اقتصادى و نظامى داشت و مبناى اصلى آن در سرمایه دارى؛ یعنى، سود و منفعت بیشتر نهفته است. در مقدّمه کتاب ((دام جهانى شدن)) آمده است: ((جهانى شدن، بدون تردید بارزترین وجه تمایز اقتصاد دیروز و امروز است. گسترش روز افزون سازمان‏هاى اقتصادىِ بین‏المللى و اتحادیه‏هاى اقتصادى منطقه‏اى (نظیر آسه آن، نفتا و اکو)، ادغام بازارهاى مالى، اتحاد پولى کشورهاى اروپایى، ادغام بانک‏هاى بزرگ جهان و تأسیس سازمان تجارت جهانى و در پى آن آزاد سازى تبادل کالا و نقل و انتقال سرمایه بین کشورها و ادغام شرکت‏هاى تولیدى بزرگ، همه از مظاهر ((جهانى کردن)) اقتصاد است.
البته جهانى شدن، پدیده‏اى صرفاً اقتصادى نیست؛ اما اقتصاد با اهمیّت‏ترین بعد آن است؛ زیرا در نظام سرمایه دارى – که سوداى رهبرى جهان کنونى را در سر دارد – سیاست و فرهنگ، تا حد بسیارى، تحت تأثیر سیاست گذارى‏هاى اقتصادى قرار دارد.(۱۸) پس جهانى کردن اقتصاد، به دنبال تحوّل عمیق سرمایه دارى و حاکمیت نظام سلطه و مبادله نامتوازن صورت مى‏پذیرد. این پروژه، اوج پیروزى سرمایه دارى جهانى و حاکم شدن رقابت بى‏قید و شرط در سراسر گیتى است.
۳٫ جهانى سازى؛ جهانى سازى، جنبه نظامى، سیاسى و حتّى اقتصادى پروژه‏اى است که ناشى از سیاست‏ها و استراتژى‏هاى کلان ایالات متحده امریکا است. به عبارت دیگر ((جهانى سازى)) همان ((امریکایى سازى)) است و در واقع تحمیل الگوهاى سیاسى، اقتصادى و فرهنگى امریکا، بر سایر کشورها است؛ همان چیزى که از آن به ((نظم نوین جهانى))، ((نظام تک قطبى)) و ((امپراتورى جهانى امریکا)) تعبیر مى‏شود و عمدتاً بعد از فروپاشى شوروى، مطرح شده است.
ژانگ مین گیان مى‏گوید: ((دولت آمریکا به مثابه تنها ابرقدرت و کشورى که تأثیرى چشمگیر در تحوّلات بین المللى دارد، به جاى تلاش براى ((جهانى شدن)) متّکى بر برابرى و احترام متقابل؛ بر آن است که ((جهانى شدن)) را به ((امریکایى شدن)) تبدیل کند. هدف امریکا از این تلاش، مشابه هدف سنتى آمریکا در لیبرالیزه کردن اقتصاد و دموکراتیزه کردن سیاست جهانى است که همان تعمیم دادن نظام سیاسى و ارزش‏هاى امریکایى، در سراسر جهان است. در پدیده ((جهانى شدن)) هیچ نکته تازه‏اى جز تأکید آمریکا بر تحقّق اهداف خود، در شرایط بسیار مساعدى که جهانى شدن پدید آورده است، چشم نمى‏خورد)).(۱۹)
با توجّه به دو منظر یاد شده و ارتباط مستقیم آنها با ((سرمایه‏دارى))، اساس پروژه‏هاى ((جهانى کردن)) و ((جهانى سازى)) را باید در سود بیشتر، رفاه، مادى گرایى، خروج از بحران و… جست و جو کرد. به عبارت دیگر مبناى اصلى این دو برنامه، ((سرمایه دارى)) است که اساس آن هم در ((سود بیشتر و منفعت فزون‏تر)) نهفته است. به نظر دنیس رانگ: ((سرمایه دارى مجموعه‏اى است پیچیده از ویژگى‏هایى که به یکدیگر وابسته‏اند. مهم‏ترین این ویژگى‏ها، تعیین قیمت از سوى بازارهاى آزاد و تولید کالا با هدف ((کسب سود)) است و ابزار حفظ آن نیز در روابط میان سرمایه خصوصى و طبقه‏اى از کارگران مزد بگیر است که آزاد اما فاقد مالکیت هستند)).(۲۰)
مبناى دیگر این دو پروژه، ریشه در افکار و آراى سیاسى غرب در رابطه با انسان و جهان دارد. بر این اساس، لیبرالیسم، اومانیسم، سکولاریسم، ماتریالیسم و… مى‏توانند مبانى سیاسى و فرهنگى این دو را تشکیل دهند. از آنجا که غربى‏ها نسبت به انسان، دیدى مادى، دنیوى و خود محورانه دارند؛ سعى مى‏کنند که برنامه‏ها و راهبردهاى خود را نیز به این سمت بکشانند و همه چیز را در اختیار و خدمت خود در آورند؛ هر چند در اتخاذ خط و مشى‏ها، راهبردها و تاکتیک‏ها، مواضع و رفتارهاى جداگانه و متفاوتى دارند.

۴- رهیافت‏ها، داعیه داران و اهداف‏
با توجّه به بحث‏هاى نظرى و اقدامات عملى در – در هر سه چشم انداز یاد شده، – مى‏توان جریان‏ها و داعیه‏داران ((جهان گرایى)) و اهداف آنها را در سه محور و رهیافت اساسى زیر دسته بندى کرد:
۱٫ رهیافت اقتصادى؛ ۲٫ رهیافت فرهنگى؛ ۳٫ رهیافت سیاسى.

۱٫ رهیافت اقتصادى
مهم‏ترین و تاریخى‏ترین بعد جهانى شدن، ((اقتصاد)) است. در این جا جهانى شدن تولید، توزیع، نیروى کار، تکنولوژى و صنعت، سرمایه و پول، سود و بهره زیاد و… در چهارچوب تقسیم کار بین المللى مد نظر است.
در این رهیافت، مکاتب، سازمان‏ها و قدرت‏هاى زیر نقش اساسى دارند:
– نظام سرمایه دارى، با به کارگرفتن عوامل تولید و توزیع کالاها، خدمات، امکانات، تکنیک‏هاى ارتباطى و اطلاعاتى براى هر چه گسترده‏تر کردن حوزه‏هاى فعالیت اقتصادى و فراگیر ساختن آن در سراسر کره زمین. بر این اساس کشورهاى صنعتى بزرگ (به خصوص هفت کشور صنعتى دنیا)، فعالیت‏هاى گسترده‏اى را در رابطه با جهانى شدن صنعت و سرمایه براى رسیدن به سود بیشتر و رهایى از بحران نظام سرمایه‏دارى داشته‏اند. (پروژه جهانى کردن)
– شرکت‏هاى چند ملیّتى و مؤسسات بزرگ مالى و اعتبارى، از کارگزاران مهم پروژه ((جهانى کردن)) اقتصاد هستند که در زمینه‏هاى خدمات مالى، اعتبارى، توزیع، صادرات و با هدف کسب درآمدهاى فراوان و تحت سیطره قرار دادن منابع اقتصادى جهان، فعالیت‏هاى گسترده‏اى در کل جهان دارند.
– برخى از سازمان‏هاى بین المللى (صندوق بین الملل پول، سازمان تجارت جهانى و بانک جهانى)، از پیش قراولان اقتصادى ((جهانى شدن)) مى‏باشند و هدف خود را رفع فقر و نابرابرى از جهان و تقسیم سود و سرمایه مناسب(!) در همه جاى دنیا مى‏دانند (البته با اعتقاد به باز بودن عرصه فعالیت آزاد اقتصادى).

۲٫ رهیافت فرهنگى‏
بعد مهم دیگر جهانى شدن، ((فرهنگ)) است. در این بعد، جهانى شدن ارزش‏هاى فرهنگى، اجتماعى و سیاسى هنجارهاى معنوى و دینى، هنجارهاى غربى، ترویج و اشاعه فرهنگ‏هاى برتر و… مطرح است.
– ادیان و مذاهب بزرگ جهانى، عموماً منادى ((جهانى شمولى)) در عرضه فرهنگ، اخلاق و آیین واحد هستند و در صدد بسط و گسترش فرهنگ توحید، معنویت و دیانت در سراسر جهان مى‏باشند و همگان را به یکتاپرستى دعوت مى‏کنند.
– رسانه‏ها و وسایل ارتباط جمعى و فن آورى‏هاى نوین ارتباطى و اطلاعاتى (اینترنت، تلویزیون و ماهواره و…)، قدرت‏هاى برتر در عرصه ((جهانى شدن)) اطلاعات و فرهنگ مى‏باشند و هدف آنان اشاعه و گسترش فرهنگ، علم، هنر و… و تبلیغ کالاها و تولیدات صنعتى است. این رسانه‏ها، هم مى‏توانند در روند ((جهانى شدن)) به ایفاى نقش بپردازند و هم خود پروژه ((جهانى کردن)) و ((غربى سازى)) را پى‏گیرى کنند.
– برخى از نهادها و سازمان‏هاى زیر نظر سازمان ملل، فعالیت‏هاى جهانى شمولى دارند؛ یونسکو خواستار برقرارى نظم نوین جهانى در ارتباطات بود.
– هیأت‏هاى حاکم کشورهاى غربى، بحث جهانى شدن را به منظور اشاعه فرهنگ غرب، در سراسر جهان، مطرح مى‏کنند (غربى سازى جهان).

۳٫ رهیافت سیاسى‏
((سیاست))، بعد دیگر و فرعى جهانى شدن است که با استفاده از پیامدها و الزامات جهانى شدن اقتصاد و فرهنگ، نقشى اساسى در تحوّلات عصر ایفا مى‏کند. تضعیف دولت – ملّت‏ها، تضعیف حاکمیت‏هاى ملى، گسترش دموکراسى، آزادى و حقوق بشر(!) شکل و نوع حکومت‏ها، نقش مؤثر مردم و… از مؤلفه‏هاى این بعد به شمار مى‏رود.
– اسلام، تنها دینى است که ادعاى ((جهانى شدن)) در عرصه سیاست و اجتماع را دارد و شیعیان با ارائه ((نظریه مهدویت))، سهم مهمى در این زمینه دارند. هدف اسلام، تشکیل حکومت جهانى و گسترش دین در سراسر کره خاکى است (حکومت جهانى اسلام).
– قدرت‏هاى بزرگ – به خصوص امریکا – در صدد تشکیل حکومت جهانى و سلطه بر کل عالم هستند و به سمت هژمونى غرب و تشکیل امپراتورى جهانى پیش مى‏روند. امریکا و متحدان نزدیک اروپایى آن، خود را حافظ آزادى، آزادى اطلاعات، جهان آزاد و دموکراسى جهانى و نظایر آن مى‏دانند. اما هدف اصلى آنها تسلّط بر جهان و تشکیل حکومت واحد جهانى تحت نظم نوین جهانى است (آمریکایى سازى).
– سازمان‏ها و نهادهاى بین المللى (سازمان ملل، شوراى امنیت و…) از فعّالان و برنامه ریزان ((جهانى شدن)) در بعد سیاسى و اجتماعى هستند و اکثر دولت‏هاى جهانى نیز با پیوستن به این سازمان، حضور فعّالى در عرصه‏هاى حقوق بشر، صلح و امنیت جهانى، حفظ محیط زیست و… دارند.
– دانشمندان و نظریه پردازان علوم سیاسى و امور بین الملل و برخى از مکاتب سیاسى، از پیشگامان ارائه بحث‏هاى ((جهانى شدن)) هستند که هدف برخى تحقّق بخشیدن به آرزوى بشر در ((آزاد سازى جهان)) (جهانى شدن) و هدف گروهى دیگر همراهى با سلطه گران و توجیه رفتارهاى آنها (آمریکایى سازى) است.
– مارکسیسم و حتّى فاشیسم (در شوروى و آلمان)، تا چند دهه اخیر، رؤیاى تشکیل نظام فراگیر جهانى را در سر مى‏پروراندند.
با توجّه به این تقسیم بندى، روشن مى‏شود که طیف‏هاى مختلفى در عرصه ((جهانى شدن)) فعّال هستند و هر یک به نوعى در صدد ارائه راه کارها، برنامه‏ها و خطى و مشى دولت‏ها و مردم، نسبت به ((جهانى شدن)) مى‏باشند. برخى از اینها در صدد ایجاد همگونگى و یکپارچگى جهان‏اند؛ برخى به سمت استیلا و سلطه بر کل جهان پیش مى‏روند؛ بعضى در صدد ارائه راه‏کارى براى توسعه، پیشرفت و سعادت بشر مى‏باشند و عده‏اى نیز بر نزدیکى و اتحاد کشورها و یکسان سازى نظر دارند.

۵- ویژگى‏هاى جهانى شدن‏
یک. دور نمایى از ((جهانى شدن))
جهانى شدن با اهداف بیشمارى چون رفاه بیشتر، تقسیم کار بهتر، رفع فقر و نابرابرى و… پا به عرصه بین‏المللى نهاده است. اهم ویژگى‏ها و خصایص مطرح در منابع و مآخذ موجود، براى ((جامعه جهانى)) – در قالب سه چشم‏انداز یاد شده – عبارت است از:

۱٫ دورنماى فرهنگى و اجتماعى:
– یوتوپیاى جامعه جهانى از قواعد مشترکى تبعیت مى‏کند؛
– در آن جوامع، فرهنگ‏ها، حکومت‏ها و اقتصادها تاحدودى به هم نزدیک‏تر مى‏شوند؛
– رویدادهاى محلّى، تحت تأثیر حوادث جهانى شکل مى‏گیرد؛
– رویدادهاى اجتماعى و روابط اجتماعى دور از هم، با بافت‏هاى محلّى پیوند مى‏خورد؛
– جهان به شبکه‏اى از روابط اجتماعى تبدیل شده است؛
– انسان‏ها داراى خصوصیات و بینش‏هاى مشترک مى‏شوند(!)؛
– مردم، فرهنگ‏ها، جوامع و تمدن‏ها، در تماس منظم و غیر قابل اجتناب قرار مى‏گیرند؛
– جهان امروز، به سوى تشکیل یک دهکده واحد جهانى پیش مى‏رود؛
– برنامه‏هاى درسى مدارس، بین‏المللى مى‏شود (آموزش و پرورش جهانى)؛
– روندهاى جهانى، مستقیم یا غیر مستقیم، وضعیت آینده بهداشت را مشخص مى‏کنند؛
– تجدید حیات فعلى مذهبى، از فرآیندهاى جهانى، تفکیک‏ناپذیر است؛
– فرهنگ واحدى، تمام افراد روى زمین را در بر خواهد گرفت و جانشین تنوع نظام‏هاى فرهنگى خواهد شد؛
– سبک زندگى در سراسر جهان استاندارد مى‏شود؛
– لباس پوشیدن، عادت‏هاى غذایى، شکل معمارى و موسیقى، سبک زندگى شهرى (مبتنى بر تولید صنعتى) و… تحت سلطه فرهنگ مصرفى سرمایه دارى ((غربى)) قرار خواهد گرفت؛
– جهانى بودن، به معناى بدون حد و مرز بودن فرهنگ است؛
– انقلاب اطلاعاتى، پیش قراول عصر تازه‏اى است؛
– تمدن جدید جهان را فرا پوشانیده و همه بشریت را در خود سهیم ساخته است؛
– جهان‏گسترى، زبان انگلیسى را به عنوان رسانه خود به کار مى‏برد.

۲٫ دورنماى سیاسى‏
– جامعه‏اى که در آن، آخرین مرز حذف خواهد شد (مرزهاى طبیعى و جغرافیایى)؛
– دموکراسى غربى – به عنوان شکل نهایى حکومت – جهانى و نهادینه خواهد شد(!)؛
– نقش دولت‏ها به عنوان تجسّم حاکمیت ملّى کم رنگ مى‏شود؛
– جهانى شدن، مسائلى چون بحران، جنگ، بى عدالتى، نابرابرى و تخریب محیط زیست را به موضوعى جهت دموکراسى جهانى تبدیل مى‏کند؛
– مرزهاى طبیعى و جغرافیایى از بین خواهد رفت؛
– جهانى شدن پایان نوسازى سیاسى به سبک دولت – ملت است؛
– حد و مرزهاى مجازى – به ویژه حد و مرزهاى مربوط به دولت و ملّت – درهم مى‏شکند.

۳٫ دورنماى اقتصادى‏
– شرکت‏هاى عظیم و غول پیکر، نبض اقتصاد جهان (سرمایه دارى) را در دست دارند؛
– پول واحد جهانى شکل مى‏گیرد؛
– فقر، نابرابرى، بى کارى و… از بین خواهد رفت؛
– جهانى شدن، تصویرى از یک بازار عنان گسیخته و نوسازى (مدرانیزالسیون) بى‏امان را القا مى‏کند؛
– جهانى شدن، به عنوان نیروى همانند ساز بازار جهانى عمل مى‏کند؛
– اقتصاد سرمایه سالارى و لیبرالى جهانى شده و اصول اقتصاد ملّى کم رنگ خواهد شد…
و ده‏ها ویژگى و خصیصه دیگر که براى ((جهان همگون و یک رنگ)) در چشم اندازهاى سه گانه آن ترسیم شده است. همه اینها تحت عناوین فریبنده و تظاهرآمیز زندگى بهتر، دنیاى کوچک‏تر، همگرایى و یکپارچگى، نجات زمین و… مطرح شده است.

دو. ویژگى‏هاى اصلى‏
ما در حال ورود به برهه‏اى از زمان هستیم که تا کنون بدین شکل در طول تاریخ سابقه نداشته و تجربه‏اى کاملاً نوین و جذّاب فرا روى بشر قرار داده است. نزدیکى انسان‏ها، فرهنگ‏ها، تمدّن‏ها و اقتصاد جهانى به یکدیگر، در ظاهر به سود همگان و مفید براى همه است و امرى الزامى و اجتناب ناپذیر مى‏باشد. این جریانى بسیار عظیم با هجمه‏اى بسیار وسیع است. جهانى شدن، دوره تازه‏اى در تمدن رایج کنونى و حاکم بر جهان است که بر اثر انقلاب‏ها و تحولات در عرصه اطلاعات و ارتباطات پیش آمده است. نویسندگان و اندیشمندان، پاره‏اى از ویژگى‏ها و نشانه‏هاى ((جهانى شدن)) را برشمرده‏اند که مى‏توان به چند ویژگى مهم ((جهانى شدن)) اشاره کرد:

۱ . فرهنگ جهانى واحد
عده‏اى بر این عقیده‏اند که: هنجارها، ایستارها و ارزش‏هاى تقریباً یکسانى، بر جوامع حاکم خواهد شد (البته با حفظ برخى از سنن و ارزش‏هاى محلّى و منطقه‏اى)، و مردم جهان، تابع یک فرهنگ واحد، برتر و غالب خواهند شد و هویت و ماهیت خود را بر آن اساس تبیین خواهند کرد. در سطح فرهنگى باید از ظهور ((جامعه مدنى جهانى)) سخن گفت. رابرتسون مى‏نویسد: ((فرهنگ در نظریه نظام جهانى به ملاحظه مهمى تبدیل شده است. در واقع ما به نقطه‏اى نزدیک مى‏شویم که توجّه به فرهنگ، وجهى از نظریه‏پردازى در قالب نظریه نظام جهان تبدیل مى‏شود… عرصه جهانى در کل، نظام اجتماعى – فرهنگى است که از درهم فشرده شدن فرهنگ‏هاى تمدنى، جوامع ملى، جنبش‏ها و سازمان‏هاى درون ملى و میان ملى، خرده – جوامع و گروه‏ها ى قومى، شبه گروه‏هاى درون جامعه‏اى… ناشى شده است. به موازات پیشرفت عمومى جهانى شدن، فشارهاى متزایدى بر این واحدها وارد مى‏شود تا ((هویت)) خود را در رابطه با شرایط جهانى – بشرى تعریف کنند)).(۲۱)
البته تاکنون چیزى روى نداده و احتمال وقوع آن – با وجود آداب، رسوم، سنن، فرهنگ و هنجارهاى گوناگون – در آینده نیز ضعیف است؛ اما به هرحال ایده‏ها و افکار عده‏اى از سیاستمداران و کارگزاران جهانى شدن، بدین سمت پیش مى‏رود و فعالیت رسانه‏هاى ارتباط جمعى و مطبوعات، در این زمینه تمرکز یافته است.

۲ . ایدئولوژى واحد جهانى‏
برخى از نظریه پردازان غربى، اعتقاد دارند که به زودى لیبرالیسم غربى، سلطه خود را بر سراسر زمین تثبیت خواهد کرد و مردم جهان از مزایا و محاسن دموکراسى غربى بهره‏مند خواهند شد(!!) فوکویاما اصلى‏ترین نظریه پرداز موضوع یاد شده است. او مى‏نویسد: ((اندیشه لیبرال مى‏رود تا در پهنه کره زمین از نظر روانى، به طور واقعى تحقّق یابد. در میدان ایدئولوژى و نبرد اندیشه‏ها، لیبرالیسم پیروز گردیده و هیچ رقیب و هماوردى در برابر خود ندارد)). پیروزى اندیشه در فرهنگ لیبرال – دموکراسى به معناى آن است که زمینه منازعه تاریخ ساز از میان رفته و به عبارت فوکویاما، تاریخ به اتمام رسیده است: ((محتملاً آنچه ما شاهد آن هستیم، نه فقط پایان جنگ سرد؛ بلکه پایان تاریخ است؛ نقطه پایان تحوّل ایدئولوژى و تئورى “برخورد تمدّن‏ها” بشریت و جهانى شدن دموکراسى غربى، به عنوان شکل نهایى حکومت)).(۲۲) این نظریه امروزه، پایه و اساس آمریکایى‏سازى جهان قرار گرفته است؛ چنان که خود وى مى‏گوید: به نظر من ((جهانى شدن، همان امریکایى شدن است؛ چرا که امریکا از برخى جهات، پیشرفته‏ترین کشور سرمایه‏دارى در جهان امروز است و همین طور نهادهاى آن، نمایانگر پیشرفت و توسعه منطقى نیروهاى بازار است… قطعاً امریکایى شدن با جهانى‏شدن یکى است(۲۳)!!))
از طرف دیگر اکنون شاهد حرکت جهان شمول ارزش‏ها و نهادهاى سیاسى – اجتماعى غربى، در تمام جهان و تحت لواى ((جهانى شدن)) هستیم که در واقع از طریق آن، زمینه سلطه کامل کشورهاى غربى بر جهان فراهم مى‏آید (غربى سازى). مانع عمده و اصلى این حرکت، بیدارى و روشنفکرى مسلمانان و رشد و بالندگى جنبش‏ها و حرکت‏هاى اسلامى است که روز به روز فراگیر مى‏شود و لیبرالیسم غربى را به چالش اساسى مى‏کشاند. همچنین با ارائه نظریه ((مردم سالارى دینى)) از سوى ایران، انحصار و یکه تازى نظریات غربى، زیر سؤال رفته است. بر این اساس احتمال استقرار ایدئولوژى واحد جهانى، مشکل به نظر مى‏رسد و در صورت تفوّق احتمالى آن، جهان دچار چالش‏ها و گسست‏هایى عظیم خواهد شد.

۳ . ارتباطات جهانى‏
یکى از ویژگى‏هاى این پدیده، گسترش اطلاعات و ارتباطات جهانى در عرصه رسانه‏ها، ماهواره، تلفن، اینترنت و… است که نکات مثبت و منفى زیادى در آن وجود دارد و طلایه دار اصلى ((جهانى شدن)) به شمار مى‏آید. آثار تسریع کننده ارتباطات الکترونیکى و حمل و نقل سریع، موجب ایجاد تأثیر ساختارى شده است که مک لوهان آن را ((انفجار اطلاعات)) مى‏نامد. منظور وى از انفجار اطلاعات، این است که از این طریق، تمام جنبه‏هاى تجارب انسانى، در یک مکان جمع مى‏شود و هر انسانى، مى‏تواند به طور هم زمان، حوادث و مناظرى را که بسیار دورتر از وى هستند، احساس و لمس کند. مدارهاى الکتریکى، نظام زمان و مکان را در هم مى‏نوردد و امور مربوط به سایر افراد بشر را به طور مستمر و هم زمان، در پیش دیدگان ما قرار مى‏دهد. این پدیده یک بار دیگر گفت و گو در مقیاس جهانى را مطرح مى‏کند. پیام این گفت و گو، یک تغییر تمام عیار است.(۲۴)
((پیتر به یر))، در مقدمه کتاب خود با عنوان ((مذهب و جهانى شدن)) مى‏گوید: قدرت فن آورى، برقرارى ارتباط سریع، در فضاى تقریباً نامحدود را امکان‏پذیر ساخته است؛ به علاوه رسانه‏هاى جدید تقریباً در همه نقاط کره زمین، در اختیار کاربران آنها قرار دارند. توانش ارتباطات بین‏المللى به کارکرد واقعى تبدیل گشته است. بنابراین ما در دوره یک واقعیت اجتماعى ((جهانى شدن)) زندگى مى‏کنیم. واقعیتى که در آن از موانع پیش از این مؤثر بر ارتباطات، اثرى به چشم نمى‏خورد. به گفته ((به یر)) نتیجه این مى‏شود که مردم، فرهنگ‏ها، جوامع و تمدن‏هایى که پیش از این کم و بیش منزوى از یکدیگر بودند، اکنون در تماس منظم و تقریباً غیر قابل اجتناب قرار گرفته‏اند.(۲۵) الان بسیارى از مردم جهان، با استفاده از اینترنت، ماهواره و رسانه‏هاى مکتوب، از آخرین و کوچک‏ترین اخبار و حوادث جهان، مطلع مى‏شوند و در ارتباط مستمرّ با سراسر جهان هستند. با توجّه به این مطلب ((جهانى شدن))، امرى حتمى و غیر قابل گریز تلقّى مى‏شود و بایسته‏ها و الزامات خاص خود را مى‏طلبد.

۴ . اقتصاد و سرمایه دارى جهانى‏
اولین طلیعه‏هاى ((جهانى‏شدن)) در حوزه اقتصاد و سرمایه‏گذارى، رشد و گسترش پیدا کرد و سپس به حوزه‏هاى دیگر سرایت کرد. هنوز عده‏اى ((جهانى‏شدن)) را در بعد ((اقتصادى)) آن مى‏بینند و رایج‏ترین دیدگاه در این زمینه، از آن اقتصاد دانان است که بر پایه همبستگى بیش از پیش اقتصادى و ادغام همه اقتصادهاى ملّى، در یک اقتصاد و در محدوده بازار سرمایه دارى مى‏نگرند. هارى مگداف مى‏نویسد: ((نظریه‏اى که به طور وسیع مورد قبول قرار گرفته، فرسایش حاکمیت ملّى را در کانون‏هاى سرمایه‏دارى تصور مى‏کند که باید از قرار معلوم، جاى خود را به یک ((بین‏الملل)) سرمایه بدهد که قوانین حاکم بر روابط بین‏المللى را ایجاد کرده، تقویت و تحکیم خواهد بخشید.))(۲۶)
جان تاملینسون نیز درگیرى دولت‏ها در اقتصاد جهانى را، نشانه‏اى از جهانى شدن مى‏داند: ((… اکنون جهانى شدن دارد دنیا را به یک ((مکان واحد))، تبدیل مى‏کند. نمونه‏هاى بدیهى این امر، درگیر شدن امور اقتصادى دولت‏هاى ملّى و درآمدن آنها به صورت یک اقتصاد سرمایه دارى جهانى، یا تبدیل سریع اثرات زیست محیطى صنایع محلى به مسائل جهانى است…)).(۲۷) در این راستا تأسیس گات )GAT( و سازمان تجارت جهانى، مهم‏ترین گام در به وجود آمدن اقتصاد و سرمایه دارى جهانى است. در هر حال ترویج گران این دیدگاه، پیروزى قطعى نظام‏هاى سرمایه‏دارى غربى را مى‏ستایند و مدعى اند که بازیگران آزاد، بر مهندسان اجتماعى چیره شده‏اند. بر این اساس اقتصاد و سرمایه‏دارى جهانى و شبکه ارتباطات بین‏المللى در حال حاضر، دو رکن پیش قراول در عرصه ((جهانى‏شدن)) به شمار مى‏آید.
یکى دیگر ویژگى‏هاى اقتصادى این پدیده، ظهور شرکت‏هاى عظیم و غول پیکرى است که در اقتصادهاى ملّى سراسر جهان فعالیت کرده، بر این اقتصادها تأثیر مى‏گذارند. امروزه درسطح جهان، گروه‏هاى بسیارى براین باورند که ((جهانى‏شدن اقتصاد))، معنایى فراتر از سلطه بلامنازع شرکت‏هاى بزرگ بین‏المللى و شرکت‏هاى چند ملیتى بر بازارهاى جهان ندارد. تا اوایل دهه ۱۹۹۰، حدود ۳۷ هزار شرکت فراملّیتى وجود داشت‏که بربیش‏از ۲۰۰ هزار شرکت وابسته خارجى، درکشورهاى مختلف جهان، کنترل داشته و معادل بیش از ۸/۴ تریلیون دلار، کالا به فروش رساندند. جمع فروش ۳۵۰ شرکت غول پیکر جهان، با قریب به یک سوم جمع تولید ناخالص ملّى پیشرفته‏ترین کشورهاى سرمایه دارى دنیا، برابرى مى‏کرد… .(۲۸)

۵ . سیاست و تضعیف دولت‏هاى ملى‏
علاوه بر اقتصاد، بحث‏هاى گسترده‏اى نیز درباره جهانى شدن ((سیاست)) وجود دارد که مهم‏ترین آنها، تضعیف موقعیت نهادهاى دولتى و تقویت سازمان‏ها و نهادهاى بین المللى است. بر این اساس، دولت‏ها و سیاستمداران، در یک فرآیند بین المللى و جهانى، با هم تعامل مى‏کنند و تصمیم‏گیرى و فعالیت جمعى دارند. ((جهانى شدن، بزرگ‏ترین تهدید براى الگوى دولت – محور است… در نتیجه این فرایند، توانایى دولت‏هاى ملّى در اتخاذ اقدامات مستقل در اجراى سیاست‏هاى خود محدود شده، کنترل آنها بر کالاها – تکنولوژى و اطلاعات کاهش مى‏یابد و حتّى اختیار آنها در تبیین قواعد و قانون‏گذارى، در محدوده سرزمین ملّى نیز تنزّل پیدا کرده است)).(۲۹)
از لحاظ سیاسى، با ظهور و گسترش اختیارات نهادهاى سیاسى جهانى، تحولات چشمگیرى در حوزه قدرت و حاکمیت دولت‏هاى ملّى و ماهیت نظام بین‏المللى، رخ نموده است. سازمان ملل متحد و سایر نهادهاى جهانى، از جلمه مهم‏ترین بازیگران سیاسى در سطح بین‏المللى هستند که قدرت تصمیم‏گیرى در سطح جهانى دارند… دیگر دولت‏هاى ملّى به خودى خود، نمى‏توانند حریفى براى برخورد با چنین مسائل حیاتى جهانى باشند. در نتیجه استقلال عمل سازمان‏هاى بین المللى در حوزه تصمیم‏گیرى، رو به افزایش بوده است.
در یک تحلیل دیگر، پدیده‏اى که امروز از آن به عنوان ((جهانى‏سازى)) تعبیر مى‏شود، چیزى نیست جز تلاشى هماهنگ، برنامه ریزى شده، مقتدرانه و همه جانبه براى تشکیل یک ((حکومت واحد جهانى)) و سیطره قدرتمندانه به چهار سوى عالم؛ به نحوى که همه فرهنگ‏ها، تمدن‏ها، کشورها و جوامع بشرى تحت سلطه این حکومت باشند و از آیین، قوانین و دستورات آن فرمان برند. این مسأله عمدتاً از سوى قدرت‏هاى بزرگ جهان – به خصوص ایالات متحده – مطرح شده و امرى خطرناک است. مقام معظم رهبرى در این رابطه مى‏فرماید: ((نظم نوینى که آمریکا در پى آن است، متضمّن تحقیر ملّت‏ها و به معناى امپراتورى بزرگى است که در رأس آن امریکا و پس از آن قدرت‏هاى غربى قرار دارند…)).(۳۰)

۶٫ مذهب و جهانى شدن‏
یکى از مباحث مهمى که نباید از آن چشم‏پوشید، ارتباط میان ((جهانى شدن)) و ((مذهب))، گسترش گرایش عمومى به دین در عصر حاضر و فعالیت و تحرّک پر دامنه ادیان آسمانى است. براى نخستین بار ایده ((جهان شمولى)) از سوى ((دین)) ارائه شده است. تمامى ادیان بزرگ، مردم را براى تشکیل یک ملّت واحد، دعوت کرده‏اند.
رابرتسون مى‏نویسد: ((ایده این که جهان به صورت یک جامعه واحد درآید و یا حداقل به صورت بالقوه این چنین شود، تاریخى طولانى داشته که در آن سخن از ((بهشت جهان شمول)) در روى زمین و یا پادشاهى خداوند بر روى زمین گفته شده است. در برخى از جنبش‏هاى جدید مذهبى نیز گام‏هایى مشخّص براى دستیابى به سازمان‏هاى جهان شمول مذهبى، برداشته شده است)).(۳۱) در فرایند ((جهانى شدن))، مذاهب و ادیان جایگاه خاص خود را دارند و در عین حال که اقتصاد و فرهنگ غربى، یکه تاز عرصه ((جهانى کردن)) است؛ به هیچ عنوان، نمى‏توان از قدرت و فراگیرى ((مذهب)) غافل شد و آن را نادیده گرفت. بافت جهانى، بافتى است که ابزار جهان بینى‏ها را ترغیب و حتّى مورد تأکید قرار مى‏دهد و جست و جو براى اصول بنیادین را افزایش مى‏بخشد.
از نظر ما، دین اسلام – به عنوان کامل‏ترین دین – به نحو احسن مى‏تواند پاسخ گوى نیازهاى جهان و از بین برنده کاستى‏ها و مشکلات باشد. هر چند واترز مى‏گوید: ((طى قرون متمادى، مذاهب بزرگ جهان؛ یعنى، اسلام، مسیحیت، بودائیسم و هندوئیسم، مجموعه‏اى از ارزش‏هاى خاص و… به پیروان خود، عرضه داشته‏اند که هم از اقتصاد و هم از حکومت، در مرتبت‏هاى بالاتر قرار گرفته… این مذاهب، به خصوص مفهومى جهان گرایانه از رسالت بودند))(۳۲)؛ اما روشن است که دین اسلام از جایگاه و موقعیت ویژه و پیشتازى در عرصه جهانى برخوردار بوده و در گفتمان‏هاى رایج جهانى، مى‏تواند نقش مهمى ایفا کند. برخى از نویسندگان (رابرتسون)، رستاخیز اسلام‏گرایى را – به عنوان یک نیروى جهانى و در عین حال غرب ستیز – شناسایى کرده‏اند.
گفتنى است که ((مذهب)) در حال حاضر مى‏تواند چند نقش مهم و اساسى را ایفا کند:
۱٫ به دست گرفتن رهبرى و سکّان دارى حرکت ((جهانى شدن)) در عرصه‏هاى فرهنگى و اجتماعى؛
۲٫ آگاهى بخشى به مردم درباره محاسن و مضرّات ((جهانى شدن)) و نحوه تعامل با آن؛
۳٫ زمینه سازى براى تشکیل دولت فراگیر جهانى اسلام به دست منجى موعود؛
۴٫ ایجاد آمادگى در میان مصلحان و منتظران مسلمان و تقویت روحیه قیام و اصلاح گرى؛
۵٫ تلاش در جهت زدودن آثار منفى جهانى شدن در عرصه فرهنگ و اخلاق؛
۶٫ ایجاد مقاومت و ایستادگى در برابر تشکیل امپراتورى جهانى امریکا.

۶- چالش‏ها و کاستى‏ها
((جهانى شدن)) – به رغم نظر برخى از نویسندگان – فرایندى یکسویه، غیر قابل اجتناب و بایسته نیست. ((جهانى شدن)) – چه در حوزه نظرى و چه در میدان عمل – با چالش‏ها، کاستى‏ها و ضعف‏هاى فراوانى رو به رو است؛ به طورى که تعداد افراد بدبین به این فرایند نوین، بیشتر از طرفداران آن است. حرکت ((جهانى شدن)) در حال حاضر به کندى و آرامى پیش مى‏رود و شاهد بن بست‏ها، رکودها و ناکامى‏هایى نیز هست و علّت آن را نیز مى‏توان در دخالت و دست‏اندازى قدرت‏هاى سیاسى، اقتصادى و فرهنگى در آن و سوء استفاده و بهره‏بردارى از آن به نفع خود دانست.
از آن جایى که امروزه ایده ((جهانى شدن))، عمدتاً منافع و سود سرمایه داران و دولت‏هاى غربى را تأمین مى‏کند و بر ثروت و قدرت آنان مى‏افزاید، به هیچ روى نمى‏تواند تنها راه سعادت فرا روى بشر باشد؛ از این‏رو اعتراضات گسترده‏اى علیه آن وجود دارد. حتى جهانى سازى و غربى سازى جهان، خود به عنوان مشکل اصلى و ویرانگر فرا روى بشر قرار دارد؛ به طورى که تشنّجات، جنگ‏ها، سلطه‏طلبى‏ها و… دامنگیر جهان شده، آن را با مشکلات زیادى روبه‏رو خواهد کرد. دکتر شکر خواه مى‏نویسد: ((دیدگاهى… معتقد به مبارزه با جهانى سازى است و اکنون از قالب حرف، بحث و ارزیابى خارج شده و به خیابان‏ها آمده است و این حضور خیابانى و رسانه‏اى به هنگام تشکیل اجلاس‏هاى سازمان تجارت جهانى (wto) یا صندوق بین‏المللى پول، بانک جهانى و اجلاس‏هایى چون دائوس، به اوج خود مى‏رسد. این دیدگاه، جهانى‏سازى را ((دکتر مرگ)) قلمداد مى‏کند. پس اعتراضات و تظاهرات تعداد بى‏شمارى از شهروندان اروپایى و آمریکایى علیه جهانى‏شدن، نشانگر گسست‏هاى عمیق در چهارچوب فکرى و نظرى این دیدگاه مى‏باشد.)). این اعتراضات هم علیه پروژه ((جهانى‏کردن)) و هم علیه ((جهانى‏سازى)) روز به روز گسترده‏تر مى‏شود.
با این وضعیت نامطلوب، هیچ امید رشد، بالندگى، رفاه، سعادت، یکپارچگى و عدالت در جهان به چشم نمى‏خورد و جهانى شدن به پدیده‏اى مبهم و نارسا تبدیل شده است. به علت انحرافات ایجاد شده، رقابتى بى‏قید و شرط در سطح جهان به وجود آمده که براى کشورهاى غنى، درآمد بیشتر و براى کشورهاى فقیر، فقر بیشتر مى‏آورد و آنان را تحت سلطه سرمایه داران، شرکت‏هاى چند ملیتى و کشورهاى قدرتمند قرار مى‏دهد. اصولاً ((جهانى شدن)) نه یک برنامه منسجم و داراى نظم و انضباط است و نه اهداف دقیق و مشخّصى براى آن ارائه شده است و نه متولّیان و کارگزاران مشخصى دارد.
مشکل اساسى آن جا است که کشورهاى بزرگ، در صدد ایجاد انحراف و کژى، در این فرایند هستند و تا حدودى توانسته‏اند آن را به جهت منافع و سود خود، به کنترل خویش در آورند و مسیر و حرکت آن را به سمت دلخواه تغییر دهند. امریکا نیز مى‏خواهد ((جهانى‏سازى)) را، با اعمال قدرت و زور شکل دهد و منافع سیاسى، اقتصادى و نظامى خود را در سراسر جهان تأمین کند. نقاط منفى و ضعف این دیدگاه – به دلیل عملکرد و نیت پردازشگران آن – امکان تحقّق همه جانبه و یکپارچه آن را با مشکلات فراوانى روبه رو کرده است.
بعضى از جنبه‏هاى آثار منفى جهانى‏شدن عبارت است از:
– نبود رهبرى واحد و تأثیر گذار در عرصه بین الملل و فزونى رقابت‏ها و ستیزه‏جویى‏ها؛
– تخریب محیط زیست، فعالیت بى حد و حصر شرکت‏هاى فرا ملّى در استفاده بى جا و اسراف گرانه از طبیعت، کمبود منابع اولیه و فرسایش تدریجى زمین در بیشتر ابعاد آن؛
– ترویج فساد، بى بند و بارى، فحشا و فرهنگ منحط غربى و از بین رفتن آموزه‏هاى اخلاقى و معنوى در پرتو این فرایند؛
– به وجود آمدن نابرابرى‏هاى اقتصادى در برخى از کشورها و به وجود آمدن شکاف بین کشورهاى شمال و جنوب و گسترش و تعمیق فقر و نابرابرى و بهره کشى از مستضعفان؛
– دورى الزامى کشورهاى جنوب از تأمین نیازهاى اساسى مردم خود (توزیع عادلانه غذا، آب لوله کشى، برق براى مناطق محروم، بهداشت مناسب و…)؛
– افزوده شدن بر معضل بیکارى به جهت رشد سریع فن آورى و مکانیکى شدن بسیارى از امور زندگى؛
– رواج فرهنگ تجمّل پرستى و مصرف‏گراى در تمامى گوشه و کنارهاى زمین؛
– شکل دهى ذائقه مصرف کنندگان (از غذا گرفته تا لباس) از سوى شرکت‏هاى فراملّى و وسایل ارتباط جمعى بین‏المللى؛
– زوال تنوع و گوناگونى فرهنگى و اشاعه یک فرهنگ سطحى و مبتذل در جهان؛
– فزونى معضلات حقوق بشر و سوء استفاده از آن به منظور تشر زدن و حتى باتوم‏کارى کشورهاى غیر غربى و مجبور کردن آنها به تسلیم در برابر خواسته‏هاى کشورهاى پیشرفته؛
– جهانى شدن جرایم و خلاف‏ها (قاچاق مواد مخدر، قاچاق زنان و کودکان و…) و بیمارى‏هاى (مثل ایدز و…)؛(۳۳)
– به اعتقاد افرادى نظیر چامسکى و بارنت، جهانى شدن اقتصاد، سبب فقر گسترى، بیکارى و به تعبیرى جهانى شدن بعضى از مردمان دارا و محلى شدن برخى نادارها شده است.(۳۴) روزه‏نا نیز از برخى ناظران جهانى نقل مى‏کند: مجموعه پیامدهاى ناگوار در نتیجه برترى نهایى جهانى شدن به این ترتیب است: ((گرایش اقتصادى آن، به سوى انحصارگرایى است؛ بر حاکمیت جبرى فن‏آورى، شکاکیّت سیاسى، مقهور ساختن و از تحرّک انداختن [حریف‏] استوار است؛ مضمون منطق غایى و جهانى آن انعطاف‏ناپذیر است و تنها به انباشت سرمایه و بازار مصرف اصالت مى‏دهد و مرام آن به گونه‏اى است که عوامل، علّت‏ها و هدف‏هاى بیرون از حیطه انباشت سرمایه و بازار مصرف را از ارزش‏هاى داراى اولویت اجتماعى کنار مى‏گذارد.(۳۵)
مسائلى مانند آزادى، حقوق بشر و… نیز بازیچه دست صاحبان قدرت قرار گرفته است. جهانى سازى، فقط به آزادى تظاهر مى‏کند؛ اما در حقیقت در صدد خارج کردن آن از نظم جهانى است. منحصر کردن تمام اصول با قانون بازار، با اصل آزادى مغایر است و تنها توهم آن را موجب مى‏شود. از طرفى آنچه اکنون به عنوان حقوق بشر مطرح مى‏شود، تنها پوششى براى پوشاندن حقیقت است. در روند جهانى‏شدن حقوق بشر، تنها به یک بهانه تبدیل شده است.
با توجّه به این مشکلات، نارسایى‏ها و کاستى‏ها و نیز با دقّت و تأمل در نیازها و خواسته‏هاى بشر در حرکت به سوى یکپارچگى و اتحاد جهانى – که متناسب با فطرت آنان است – به این نتیجه روشن و بدیهى دست مى‏یازیم که: ((اینک بهترین فرصت و موقعیت براى ترسیم چهره‏اى روشن و گویا از نظام جهانى مهدوى(عج) فرا رسیده است و بایسته است که این نظریه پیشینه دار شیعه را با تبیین مبانى، اهداف، پیامدها و ویژگى‏هاى آن، در اختیار بشر قرار دهیم)).

بخش دوم. حکومت جهانى مهدى موعود(عج)
قال رسول اللَّه (صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم): ((لا تقوم السّاعه حتّى یَمْلِکَ رَجُلٌ مِنْ أهل بَیتی یواطى‏ء اِسمُهُ اِسمی یَملَأُ اْلأَرْضَ عدلاً وَ قِسْطاً کَما مُلِئَتْ ظُلماً وَ جَوراً)).(۳۶)
نظام، دین و حکومتى که داعیه دار ((جهانى بودن)) و ((رهبرى)) جهانیان است، باید ویژگى‏ها و برنامه هایى داشته باشد که با این ادعا هماهنگ بوده و امکان تحقق و وقوع داشته باشد. با چالش‏ها و گسست‏هایى که فرا روى لیبرالیسم، سرمایه‏دارى، سوسیالیسم و… قرار دارد، مى‏توان گفت که اسلام، آیین تمام مردم جهان و دین جامعه بشرى است و مى‏تواند جوابگوى خواست‏هاى اساسى جهانیان باشد. اما در حال حاضر تحقّق چنین چیزى، فقط با ظهور منجى موعود و مصلح جهانى امکان دارد؛ یعنى، به علت سستى و رخوت حاکم بر جوامع مسلمین، بى کفایتى دولتمردان کشورهاى اسلامى، اختلاف و عقب ماندگى این جوامع و دورى آنان از تعالیم ناب اسلامى؛ امکان تشکیل حکومت جهانى اسلام، ضعیف به نظر مى‏رسد. در عین حال باید در این راه کوشید و حداقل زمینه‏هاى تشکیل دولت فراگیر اسلامى را فراهم نمود. بر این اساس، یکى از برنامه‏هاى مهم پیامبر (صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم) و امامان (علیهم‏السّلام)، تأسیس حکومت اسلامى و تشکیل امت واحد جهانى اسلام بوده است. این برنامه، در رأس دعوت اسلام قرار گرفته است و به یقین با انقلاب جهانى حضرت ولى عصر(عج) جامه عمل خواهد پوشید.
با وجود این همه مشکل، کمبود، نارسایى، ظلم و ستم، فساد و تباهى، خود کامگى و استبداد؛ دولت‏ها، سازمان‏ها و نهادهاى فرا ملى و بین‏المللى، نتوانسته‏اند پاسخ گوى نیازها و احتیاجات بشر باشند و با وجود خطر جنگ‏هاى هسته‏اى، نابودى زیست – محیط، تباهى فرهنگ‏ها و هنجارها، ستیزه جویى و پرخاش‏گرى میان سیاستمداران، گسست‏هاى فکرى و اندیشه‏اى بشر، رشد ناهمگون و غول آساى شرکت‏هاى چند ملیتى و بازارهاى بورس و… تنها مى‏توان به یک حاکمیت فرا گیر و بدون نقص و حکومت خوب، چشم داشت. این حاکمیت باید فرا ملى، جهانى و عدالت گستر باشد و بتواند پاسخ گوى نیازها و احتیاجات مادى، معنوى، اقتصادى، علمى و… جهان باشد. این حاکمیت تنها در سایه وجود امامى معصوم، آگاه و شجاع (مهدى موعود) امکان دارد و چندین قرن زندگى بشرى نشان داده است که امکان تشکیل یک ((مدینه فاضله)) به دست بشر وجود ندارد و باید منتظر موعود آسمانى باشند. بر این اساس مى‏توان چندین رویکرد و دیدگاه اساسى، درباره ((حکومت جهانى حضرت مهدى(عج))) ارائه داد:

۱- درآمدى بر حکومت جهانى مهدى(عج)

یک. درخشان‏ترین فرصت ارائه نظریه ((حکومت جهانى مهدوى))
الآن، وضعیت جهان به گونه‏اى است که به روشنى و با جرأت، مى‏توان تصویرى جامع و شفاف از حکومت جهانى مهدى(عج) ارائه داد و ساختار و ساز و کارهاى اجرایى و عملى ((دولت کریمه)) را بیان نمود. پیش‏تر از این، زمینه و موقعیت اندکى براى تبیین چگونگى و نحوه حکومت مهدوى وجود داشت و سطح آگاهى و فهم مردم جهان به حدّى نبود که بتوان به طور علمى و قاطع، درباره حکومت فراگیر آن حضرت صحبت نمود. اما با تحقّق انقلاب صنعتى، فزونى اختراعات و اکتشافات، پیشرفت علم و دانش، بالا رفتن سطح آگاهى و اندیشه، رشد فنّ آورى و تولیدات صنعتى، گسترش ارتباطات رسانه‏اى و تصویرى، فزونى اطلاعات و اخبار، نزدیکى جوامع و مردم به یکدیگر، نفوذ فرهنگ‏ها و ایستارها و بالاخره پدیده رو به رشد ((جهانى‏شدن))، نه تنها زمینه براى ارائه نظریه ((حکومت جهانى مهدى(عج))) فراهم آمده است؛ بلکه زمینه و آمادگى براى ((ظهور)) آن حضرت نیز فراهم شده است.

دو. حتمى بودن انقلاب جهانى مهدى (عج)
یکى دیگر از بایسته‏هاى ((مهدویت))، بیان حتمى بودن انقلاب جهانى مهدى و ظهور منجى بشریت و مصلح کل است. این وعده قطعى خداوند، به مردم جهان است که حکومت را در برهه حساسى از زمان به دست بندگان صالح و برگزیده خواهد داد و به وسیله او عدالت، رفاه، علم، بهداشت، آسایش، قسط و داد، آبادانى، یکتاپرستى و نیکى را در پهنه گسترده ((زمین))، ارزانى خواهد بخشید. در این نوشتار قصد به تصویر کشیدن آن ((جامعه جهانى موعود)) را نداریم؛ بلکه تنها با استناد به روایات در صدد اثبات این مدعا هستیم که ((حکومت مهدى(عج)))، به یقین جهانى خواهد بود و تمام ساز و کارهاى اداره حکومت جهانى، در آن وجود دارد. این بشارتى است که مى‏تواند باعث تسکین خاطر بشر و زنده شدن امید به آینده پرافتخار شود.

سه. اثبات نظریه ((حکومت جهانى مهدى موعود(عج)))
چالش‏ها، ستیزه‏جویى‏ها و کاستى‏هاى موجود در دنیا و نیازها و احتیاجات فراروى بشر، روز به روز بر ابطال نظریات و فرضیات ((جهانى شدن)) – به شکل کنونى – و سایر نظریات و اندیشه‏هاى دنیوى گرایانه ((سیاست)) صحّه مى‏گذارد. با ابطال این آرا و نظریات و یا اصلاح و بازسازى آنها، زمینه براى اثبات نظریه جامع و کامل ((حکومت جهانى قائم آل محمد (صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم) )) فراهم مى‏شود و قابل پذیرش بودن این نظریه، در اذهان و افکار بشر و محافل علمى و دانشگاهى، آسان مى‏گردد. پس تنها نظریه قابل قبول در عرصه جهانى، نظریه ((حکومت جهانى مهدى(عج) )) است که اشکالات و ابهامات سایر نظریات را ندارد و خود کامل‏ترین، دقیق‏ترین و جامع‏ترین نظریه براى اداره جهان به شمار مى‏آید.

چهار. حکمت و فلسفه اصلى ظهور منجى بشریت‏
روشن و بدیهى است که علت و فلسفه اصلى قیام مصلح کل و جنگ و ستیز با ستمگران و مفسدان؛ تشکیل ((حکومت جهانى)) و دست یافتن به حاکمیتى مقتدر و الهى است. برنامه‏ها و راه کارهاى اجرایى و بنیادین این دولت، تماماً در راستاى ((جهان‏شمولى)) و ((جهان گسترى)) است و شامل تمام نقاط روى زمین مى‏شود؛ به طورى که هیچ نقطه‏اى از جهان، از فیض وجود این حکومت، بى بهره نخواهد بود و مردم با آغوش باز پذیراى آن خواهند بود و مقاومت و ایستادگى قدرت‏هاى ستمگر و استعمارى در هم خواهد شکست. این حکومت تحت عناوین، دولت عدل و داد، دولت کریمه، حکومت جهانى، حکومت مصلح جهانى و… معرفى شده و ویژگى‏ها و خصایص آن به روشنى در روایات بیان گشته است.

پنج. تحقّق واقعى جامعه واحد جهانى‏
آرمان‏ها و آرزوهاى بشر درطول تاریخ – به خصوص در عصر جهانى‏شدن – تنها و تنها در حکومت جهانى ((مصلح‏کل)) تحقق خواهد یافت. هیچ یک از نهادها و سازمان‏هاى بین‏المللى و قدرت‏هاى بزرگ جهانى، توان و شایستگى اداره مطلوب جهان را ندارند. صلح، رفاه، آرامش، امنیت، گسترش علم، خردورزى و عقل گرایى، ریشه کنى ظلم و ستم، رفع فساد و تباهى از جهان، گسترش مکارم و فضایل اخلاقى، قبول آیین واحد جهانى، فرهنگ سالم، برابرى و مساوات، بى نیازى و غنا، اوج تکنولوژى و فنّ‏آورى، ارتباطات سریع و گسترده جهانى و… تنها در یک ((حکومت)) امکان وقوع و تحقق دارد و آن حکومت جهانى مهدى(عج) است. حکومتى که براى هدایت و نجات مردمان قیام کرده و با آگاهى بخشیدن به آنان، زمینه‏هاى دین دارى، رضایت و قناعت را در آنان ایجاد خواهد کرد و ((مدینه فاضله موعود)) را براى آنها به ارمغان خواهد آورد. همچنین بشارت‏هاى تمامى ادیان الهى و مذاهب بزرگ، تنها با ظهور آن حضرت، تحقّق خواهد یافت.

شش. دین راه حل مشکلات و کاستى‏ها
همان طور که پیش‏تر گفته شد، راه حل اصلى مشکلات و نارسایى‏هاى فرهنگى، سیاسى، اقتصادى و اجتماعى ((جهانى شدن))، حضور فعّال و گسترده ((مذهب)) در عرصه بین‏الملل است. حکومت جهانى حضرت مهدى، بهترین گزینه براى رشد، بالندگى و شکوفایى ((مذهب)) است و مکارم اخلاقى، فضایل انسانى، مساوات و برابرى، احترام و حفظ حقوق بشر و… درسایه این حکومت، ترویج و گسترش خواهد یافت.
نویسنده مقاله ((جهانى شدن از منظر مذهب)) مى‏گوید: ((ما باید به دین، به عنوان یک روش تام و تمام زندگى – که ریشه در ایمان به خدا دارد و خود را به صورت یک نظام عملى اخلاقى هم در سطح فرد و هم در سطح جامعه نشان مى‏دهد – نگاه کنیم. عدالت، محبت، شفقت، ارزش هایى که در همه ادیان بسیار مورد احترام‏اند، باید این روش زندگى‏را هدایت‏کنند. از آن جایى‏که این ارزش‏ها جهانى هستند، دین باید به عنوان یک کانال انتقالى براى این ارزش‏ها حمل کند وآنهارا به سبکى حقیقتاً جهانى وهمه شمول تبلیغ‏کند و درعرصه اجتماعى نیزبه همان گونه به اجراگذارد. این کارى است که ما انتظار داریم و اهل تدین در قرن بیست و یکم، باید آن را هم انجام دهند و بدین وسیله با تهدید جهانى شدن به مقابله برخیزند…)).(۳۷)

هفت. عصر ظهور
قیام و ظهور امام زمان(عج)، باید در عصر و دورانى باشد که امکان عملى شدن یک حکومت فراگیر جهانى فراهم و یا حداقل زمینه‏هاى آن – از لحاظ ارتباطات، اطلاعات، اقتصاد جهانى، فرهنگ گسترش یابنده و… – به وجود آمده باشد. به نظر مى‏رسد در موقعیت فعلى جهان، این زمینه‏ها و موقعیت تا حدودى فراهم آمده و بسترى مناسب براى تحقق آرمان‏هاى جهانى، ایجاد شده است. روشن است که ((عصر ظهور))، دوران علم و اندیشه، پیشرفت و رشد، ارتباطات سریع و همگانى و اطلاعات دقیق و روزآمد است و ((عصر حاضر)) مى‏تواند پیش زمینه و نمایى از آن ((زمان موعود)) باشد.
امام راحل فرموده است: ((من امیدوارم که ان شاء اللّه برسد آن روزى که وعده مسلم خدا تحقّق پیدا کند و مستضعفان مالک ارض بشوند. این مطلب وعده خدا است و تخلّف ندارد؛ منتها آیا ما درک کنیم یا نکنیم، آن به دست خدا است. ممکن است در یک برهه‏اى کمى وسایل فراهم شود و چشم ما روشن بشود به جمال ایشان. این چیزى که ما در این وقت، در این عصر وظیفه داریم، این مهم است…)).(۳۸)

هشت. جهانى شدن اندیشه ((مهدویت))
در عصر اخیر، نه تنها، ایده ((نجات بخشى)) و ((انتظار منجى مصلح))، جهانى شده و بیشتر ادیان بزرگ، توجّه وافرى به آن داشته‏اند؛ بلکه اندیشه ((مهدویت)) نیز در حال ((جهانى شدن)) است و مسلمانان جهان، توجّه و علاقه زیادى به آن نشان داده و آن را وارد ((گفتمان‏هاى دینى و عقیدتى)) خود کرده‏اند. برخى از اندیشمندان و متفکّران غیر مسلمان نیز، بحث‏ها و نگارش‏هاى مختلفى درباره ((مهدویت)) و آثار و پیامدهاى جهانى آن داشته‏اند. به هر حال ((اندیشه اصلاح طلبانه مهدویت)) در حال حاضر، جهانى شده و اگر تا چند دهه پیش مورد غفلت مسلمانان و اندیشمندان قرار گرفته بود، اینک رویکرد استقبال‏آمیزى به آن شده است. آمار و بررسى‏هاى انجام شده – به خصوص در موسم حج و یا در انتفاضه فلسطین – نشانگر تغییر و تحوّلى عمیق در اندیشه‏هاى مسلمانان درباره ((حکومت جهانى حضرت مهدى(عج))) است و پرسش‏ها و جست و جوهاى علمى برخى از مسلمانان نیز حاکى از این تحرّک و تحوّل عظیم است.

نه. ساختار نظام سیاسى مهدوى (علیه‏السّلام)
مهم‏ترین بحث در مورد حکومت جهانى حضرت مهدى(عج)، مربوط به ساختار کارآمد و منحصر به فرد نظام سیاسى مهدوى است؛ یعنى، بر خلاف ((جهانى شدن)) – که امرى کاملاً غیر منسجم، مبهم، پراکنده و ناکارآمد است – حکومت فاضله حضرت مهدى(عج)، داراى ویژگى‏ها و ساختارى واحد، منسجم، کار آمد، مقتدرانه و تحت مدیریت کامل و با کفایت ایشان است. در این ساختار به همه ابعاد زندگى بشرى، توجّه شده و در تمامى زمینه‏هاى اقتصادى، سیاسى، فرهنگى و اجتماعى، برنامه و راه کار ارائه گشته است. هیچ بعدى از زندگى بشرى، مورد غفلت واقع نشده و ریزترین و جزئى‏ترین مسائل حیات اجتماعى و فردى روى زمین، در این حکومت داراى اهمیت و ارزش است. پس ساختار نظام سیاسى مهدوى، کاملاً جهانى، فراگیر و عام شمول است و ساز و کارهاى اجرایى و ادارى آن، بر اساس مدیریت ((همه عرصه‏هاى جهانى)) تنظیم شده است.
۲- مبانى و اهداف ((حکومت جهانى حضرت مهدى(عج)))
((اعتقاد به مهدویت))، اعتقاد به فراگیرى نیکى‏ها و مکارم انسانى، عدل و قسط گسترى، پایان خوب تاریخ، استقرار حکومت و دین واحد جهانى و… است. ((اندیشه مهدویت))، همان خواسته اصیل مسلمانان و امید و آرزوى یکتاپرستان، در دستیابى به ((حکومت جهانى عدل)) و از بین رفتن ((ظلم، ستم، بى دینى و فساد)) است. ((اندیشه مهدویت))، اندیشه شورآفرین و تعالى بخش انسان‏هاى آزاده‏اى است که منتظر ((پایان خوش تاریخ)) با پیروزى صالحان و نیکان هستند و به ((کرامت و عزّت انسان‏ها)) اعتقاد دارند. نقطه اوج و حسّاس این اندیشه، پایان یافتن حکومت‏هاى زر و زور دنیایى و تأسیس ((حکومت واحد جهانى مهدوى)) است. حکومتى که با امدادهاى معنوى، یارىِ صالحان و خواست قلبى مردم، تأسیس خواهد شد و با ظهور منجى بشریت، قیامى فراگیر علیه ظالمان و ستمگران روى خواهد داد.
این حکومت جهانى، ریشه‏ها و مبانى خاص خود را دارد که تمایز و ویژگى خاصى به آن بخشیده است. در رابطه با مبانى این ((حکومت صالحان))، مى‏توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱٫ امامت و بایستگى حکومت امام معصوم؛ مبناى اصلى اندیشه ((مهدویت)) و ((تشکیل حکومت جهانى عدل))، ضرورت وجود امام در جامعه و لزوم تشکیل حکومت از سوى او براى هدایت، راهنمایى، برنامه‏ریزى و نظام دهى جامعه دینى است. لذا امام شؤونى دارد که از جمله آنها، پیشوایى و رهبرى جامعه است. امامت – که همان پیشوایى و جلودارى است – طرح سیاسى شیعه براى اداره جامعه است. در نگاه شیعه، آدمى همان گونه که مضطرّ به ((وحى)) است، مضطرّ به ((امام معصوم)) نیز هست. … اگر اهداف حکومت را هدایت انسان در تمامى ابعاد وهم، حس، فکر، عقل، قلب و روح او بدانیم؛ آن وقت باید به کسى روى بیاوریم که به همه اینها آگاه است و از تمامى کشش‏ها و جاذبه‏ها آزاد است و ترکیب آگاهى و آزادى، همان عصمتى است که در فرهنگ سیاسى شیعه (امامت معصوم) مطرح است….(۳۹)
۲٫ غایت و پایان تاریخ (فلسفه تاریخ)، حاکمیت صالحان است؛ این وعده حتمى خداوند به انسان‏ها – به خصوص مستضعفان، ستمدیدگان و نیک کرداران – است. این حاکمیت به دست پر توان حضرت ولى عصر(عج) تحقّق خواهد یافت. گفتنى است که تشکیل حکومت عدل جهانى، از ویژگى‏هاى امام زمان است و چنین کارى را هیچ پیامبر و یا امام دیگرى انجام نداده است. از برخى آیات قرآن و روایات استفاده مى‏شود که بالاخره زمانى خواهد رسید که یک حکومت عدل الهى، بر جهان گسترده مى‏شود. در روایات صاحب این حکومت، مهدى موعود(عج) معرفى شده است؛ چنان که قرآن مى‏فرماید: ((اِنَّ الارض یرثها عبادى الصالحون))(۴۰) و ((نرید ان نمن على الّذین استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمّه و نجعلهم الوارثین))(۴۱).
۳٫ ضرورت تشکیل حکومت جهانى؛ وضعیت و نماى کلى جهان، نشانگر این است که خطر جنگ، فقر، نابرابرى، پرخاشگرى، سود جویى، ظلم و فساد و انحراف فراگیر، به شدّت آن را تهدید مى‏کند و واحدهاى مستقل سیاسى و بازیگران اصلى عرصه بین الملل، هر یک اقدامات خطر آفرین و بحران زا از خود بروز مى‏دهند. این اضطراب و التهاب و نیاز انسان‏ها به صلح و امنیت – به خصوص در جوامع اسلامى – زیربناى تشکیل حکومت جهانى اسلام، به رهبرى مهدى موعود(عج) است. ((حالت کنونى جامعه اسلامى – که با ترس و التهاب به سر مى‏برد – کانون اساسى فکرى است براى تشکیل حکومت واحد جهانى و مایه از بین رفتن هر نوع اختلاف و… و زایل شدن اسباب جنگ‏هاى خانمان سوز و در سایه چنین حکومتى است که جهان بشریت، به سعادت و عزّت مى‏رسد و مردم جهان از نعمت‏هاى الهى و موهبت‏هاى طبیعى، به طور مساوى استفاده مى‏کنند)).(۴۲)
۴٫ سرشت و گوهر واحد انسان‏ها؛ از آن جایى که انسان‏ها همه، داراى فطرت و سرشت واحد بوده و داراى یک مبدأ و منشأ یگانه هستند؛ بنابراین نمى‏توانند همواره جدا از هم و دشمن یکدیگر باشند و به جنگ و ستیزه جویى علیه هم بپردازند. این سرشت واحد، خود مى‏تواند مبنا و ریشه اساسى براى تشکیل یک حکومت واحد جهانى باشد. صاحب اصلى این حکومت نیز باید کسى باشد که به درستى و بدون سودجویى شخصى، بتواند انسان‏ها را به هم نزدیک سازد و از اختلاف، تفرقه، تشتّت و جدال نجات‏شان دهد. پس جهانى شدن حکومت حضرت مهدى، با سرشت و فطرت مردم متناسب و منطبق است و چیزى بر خلاف خواسته و علاقه آنان نمى‏باشد.
۵٫ رشد و تعالى انسان‏ها؛ انسان‏ها، همواره در جهت رشد و تعالى خویش تلاش مى‏کنند و در صدد کمال یافتن و بالندگى افکار و اندیشه‏هاى خویش هستند؛ منتها کمال و رشد واقعى تحقّق نخواهد یافت؛ جز با تشکیل یک حکومت آسمانى و ظهور ((انسان کامل)) و ((هادى بشر)) که بتواند با مدد جستن از غیب و قدرت ملکوتى، به حرکت و تلاش انسان‏ها جهت دهد و زمینه‏هاى رشد، بالندگى، تکامل و تعالى آنان را فراهم سازد. این مبنا و عامل، مى‏تواند یکى از پایه‏هاى اساسى تشکیل حکومت جهانى مهدى موعود(عج) تلقى گردد.
۶٫ ضرورت عدالت و قسط فراگیر؛ در آرا و افکار همه انسان‏ها – به خصوص دانشمندان و متفکّران – عدالت و قسط، جایگاه مهم و اساسى دارد و آنان همواره درصدد یافتن راه کارهایى براى دست یافتن به این نیاز و آرزوى اصیل آدمى بوده‏اند؛ اما تا کنون این امر، به وقوع نپیوسته و انسان‏ها همواره از بى عدالتى و ظلم و ستم در رنج و سختى بوده‏اند و ۸۰% امکانات مادى و دنیایى در اختیار ۲۰% افراد غنى و ثروتمند بوده است. این مبنا، بایستگى حکومت عدل جهانى را به خوبى اثبات و روشن مى‏کند و بر درستى و صحّت مدعاى شیعیان، صحّه مى‏گذارد. پس بر این مبنا با تشکیل دولت کریمه مهدوى، تمامى چیزها، براى همه انسان‏ها خواهد بود.
۷٫ دین محورى یا انسان محورى؛ بر اساس این مبنا، اگر ما دین و آیین درست الهى را اساس و ریشه اعمال و افکار خود بدانیم؛ به این نتیجه خواهیم رسید که تنها راه برترى یکتا پرستى و دین دارى در جهان، تشکیل یک حکومت واحد جهانى دینى است که عمده‏ترین برنامه و راهبرد آن، فراگیر ساختن آیین الهى بر روى زمین و از بین بردن ادیان و مکاتب ساختگى و منحرف شده بشر است. در این صورت انسان، فعالیت‏ها و استراتژى‏هاى خود را بر اساس دین محورى تنظیم خواهد کرد.
با توجّه به این مبانى و ریشه‏ها، به خوبى مى‏توان اهداف و آرمان‏هاى ((حکومت جهانى مهدى(عج))) را ترسیم نمود و با استفاده از آیات و روایات، به خواسته‏ها و ایده‏هاى مصلح آسمانى پى برد.

۳- اهداف حکومت جهانى مهدى(عج)
مهم‏ترین و اصلى‏ترین اهداف و خواسته‏هاى حکومت جهانى حضرت مهدى(عج) – که عمدتاً با اهداف جهانى شدن و جهانى سازى فرق دارد – عبارت است از:
۱٫ رساندن جامعه بشرى به کمال مطلوب و رشد و بالندگى؛
۲٫ برقرارى عدالت اجتماعى و گسترش قسط و عدل در سراسر گیتى؛
۳٫ اداره و ساماندهى نظام جهان بر اساس ایمان به خدا و احکام دین اسلام؛
۴٫ تثبیت و گسترش صلح و امنیت جهانى و از بین بردن جنگ‏ها، ستیزه جویى‏ها، کینه‏ها، زیاده خواهى‏ها و خود پرستى‏ها؛
۵٫ نجات دنیا و مردم، از چنگال ستمکاران، جبّاران و مفسدان و اهتزاز پرچم یکتاپرستى و دین خواهى در پهنه زمین خاکى؛
۶٫ زنده و احیا کردن آیین توحیدى و تعمیق برابرى و مساوات اسلامى؛
۷٫ تأسیس حکومت جهانى اسلام و تشکیل دولت کریمه؛
۸٫ بسط و گسترش دین اسلام و غلبه آن بر کلیه ادیان باطل و منحرف (لیظهره على الدین کلّه)؛
۹٫ به کمال نهایى رساندن علم و دانش بشرى و رشد و شکوفایى اندیشه‏ها و افکار انسان‏ها؛
۱۰٫ تصحیح امور و کارهاى زندگى بشرى و استفاده صحیح از امکانات و منابع مادى و معنوى جهان؛
۱۱٫ از بین بردن امتیازات و تبعیضات نژادى و طبقه‏اى (جهان براى همه جهانیان).

۴- ویژگى‏ها و برنامه‏هاى حکومت جهانى قائم (علیه‏السّلام)
هر حکومتى که داعیه دار هدایت و رهبرى جهان است، باید برنامه‏ها و راه کارهاى متناسب با این ادعا را ارائه و میزان پایبندى و التزام خود را به آنها نشان دهد. یکى از مشکلات اساسى ((جهانى‏شدن)) این است که هیچ اعتماد و اطمینانى به برنامه‏ها و راه کارهاى ارائه شده در آن وجود ندارد و سازمان ملل و کارگزاران نظام جهانى و سایر نهادهاى بین‏المللى نیز، نشان داده‏اند که لیاقت و توان اجراى این برنامه‏ها را ندارند و دولت‏ها و شرکت‏هاى چند ملیتى نیز تنها درصدد بهره‏بردارى و کسب سود و منفعت بیشتر از این پدیده هستند. اما برنامه‏ها و راه کارهاى ارائه شده در ((حکومت عدل اسلامى)) ضمانت اجرایى قوى دارد و رهبر آن، ((مدیرى صالح، عادل، آگاه، شجاع و دانشمند)) است. تمامى برنامه‏هاى او در جهت تأمین سعادت و بهروزى مردم و جلب رضایت و خشنودى آنان مى‏باشد. پاره‏اى از ویژگى‏هاى این حکومت جهانى، عبارت است از:

۱٫ تشکیل حکومت فراگیر جهانى‏
حکومت و دولت حضرت مهدى(عج)، فراگیر و جهانى خواهد بود و قدرت و سلطه او از شرق تا غرب دنیا را فرا خواهد گرفت؛ چنان که محدث نورى مى‏نویسد: ((از صفات و ویژگى‏هاى مهدى(عج)، فرا گرفتن سلطنت آن حضرت تمام روى زمین را از شرق تا غرب، برّ و بحر، معموره و خراب و کوه و دشت است. نماند جایى که حکمش جارى و امرش نافذ شود و اخبار در این معنا متواتر است)). آرى مهم‏ترین ویژگى حکومت جهانى حضرت مهدى، قرار گرفتن جهان تحت یک مدیریت واحد و کارآمد است؛ به طورى که خود رأیى‏ها، مقام پرستى‏ها و خود محورى‏ها از بین خواهد رفت و همه بر اطاعت از یک حاکم مقتدر جهانى، اتفاق خواهند داشت. با توجه به بعضى از روایات، به دست مى‏آید که جهان در آن زمان به ۳۱۳ بخش تقسیم شده و آن حضرت، ۳۱۳ تن از یاران نزدیک خود را بر آنها حاکم خواهد ساخت.
۱ . رسول اکرم (صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم) فرمود: ((و یبلغ سلطانه المشرق و المغرب(۴۳)؛ دولت و سلطنت مهدى(عج) همه شرق و غرب جهان را در بر مى‏گیرد)).
۲ . ((ولایکون ملک‏الاّللاسلام؛(۴۴) در آن روز حکومتى جز حکومت اسلامى نخواهد بود.))
۳ . امیر مؤمنان (علیه‏السّلام) فرمود: ((حضرت مهدى(عج) شرق و غرب جهان را تحت سیطره خود درآورد… شرّ از جهان رخت بر بندد و تنها خیر باقى بماند))(۴۵).
۴ . امام باقر (علیه‏السّلام): ((حضرت قائم (علیه‏السّلام) ۳۰۹ سال حکومت مى‏کند؛ چنان که اصحاب کهف مدت ۳۰۹ سال در غار ماندند؛ زمین را پر از عدالت مى‏کند، آن چنان که پر از جور و ستم شده باشد. خداوند شرق و غرب جهان را براى او فتح مى‏کند.))(۴۶)
۵ . ((هنگامى که قائم(عج) قیام کند، براى هر کشورى از کشورهاى جهان فرمان‏روایى بر مى‏گزیند…)).(۴۷)
۶ . امام سجاد (علیه‏السّلام): ((وقتى که قائم قیام مى‏کند، خداوند آفت را از شیعیان دور مى‏کند وقلب آنان را همچون قطعات آهن، محکم و نیروى هر مرد به اندازه چهل مرد مى‏سازد. آنان حکومت و ریاست تمامى مردم جهان را به دست خواهند گرفت)).(۴۸)
۷ . ((حضرت مهدى (علیه‏السّلام) یارانش را در همه سرزمین‏ها پراکنده مى‏کند و به آنها دستور مى‏دهد که عدل و احسان را شیوه خود سازند و آنان را فرمانروایان کشورهاى جهان مى‏گرداند و به ایشان فرمان مى‏دهد که شهرها را آباد سازند))(۴۹).

۲٫ دین و آیین واحد جهانى‏
در حکومت جهانى واحد، دین برتر و آیین پذیرفته شده مردم، اسلام خواهد بود و این نشان مى‏دهد که برنامه حضرت مهدى(عج) جهان شمول و فراگیر بوده و مردم با رغبت و علاقه دین اسلام را اختیار خواهند کرد و نجات و سعادت خود را در پیروى از آن خواهند دانست. در نتیجه فضایل اخلاقى و مکارم انسانى، در جوامع حاکم شده و فساد، الحاد و بى‏دینى از بین خواهد رفت.
۱ . رسول‏اکرم (صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم) مى‏فرماید: ((تاهرکجاکه تاریکى شب وارد شود، این‏آیین مقدّس نفوذ خواهد کرد))(۵۰).
۲ . امام حسن مجتبى (علیه‏السّلام)، درباره از بین رفتن کفر و بى دینى از جهان و پذیرش آیین واحد از سوى مردمان مى‏فرماید: ((خداوند در آخر الزمان و دوران شدت روزگار و عصر جهل مردم، مردى را برانگیزد و او را با فرشتگان خود، یارى دهد… و او را بر تمام زمین چیره فرماید تا این که [مردم‏] از روى میل و یا از روى اکراه، دین را بپذیرند. او زمین را از عدل و داد و نور و برهان پر کند. شرق و غرب زمین از آیین او پیروى کنند. تا آن که کافرى نماند، مگر این که ایمان آورد و گناه کار و فاسدى نماند، مگر این که نیکو کار شود. در حکومت او، درندگان با هم صلح مى‏کنند…)).(۵۱) پس از ویژگى‏هاى برجسته این جامعه جهانى، این است که همگان در آن یکتاپرست اند و خدا را به یگانگى مى‏پرستند و شریکى براى او قرار نمى‏دهند و از گناهان و مفاسد دورى مى‏جویند.
۳ . امیر مؤمنان (علیه‏السّلام): ((هیچ آبادى اى نخواهد ماند، مگر آن که در آن جا هر صبح و شام، به یکتایى خدا، شهادت داده خواهد شد)).(۵۲)
۴ . امام باقر (علیه‏السّلام): ((هیچ یهودى و مسیحى و هیچ پرستش کننده غیر خدایى باقى نمى‏ماند، مگر این که به او ایمان مى‏آورد و او را تصدیق مى‏کند))(۵۳). این روایات، به خوبى نشان مى‏دهد که ایده مذهب واحد جهانى، در زمان ظهور، به واقعیت خواهد پیوست و این بشارت و مژدّه الهى محقّق خواهد شد.

۳٫ عدالت فرا گیر جهانى‏
((عدالت)) – عدالت اقتصادى، قضایى، اخلاقى و سیاسى – یکى از آرمان‏ها، خواست‏ها و آرزوهایى است که بنى آدم در طول تاریخ، به‏آن توجه داشته ودرتمامى عرصه‏هاى زندگى اجتماعى خود، به‏آن نیازمند بوده است. این نیاز دائمى انسان تنها در ((حکومت جهانى مهدوى(عج))) برآورده خواهد شد و ((عدالت)) تنها با آمدن ((منجى موعود))، تحقّق خواهد یافت و عدل و قسط و مساوات، نماد اصلى حکومت او خواهد بود.
۱ . پیامبر (صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم) در باره اوضاع زمین پس از ظهور حضرت ولى عصر(عج) در روایت مشهورى مى‏فرماید: ((فَیَمْلَأُ اْلأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً))؛ ((پس زمین را از عدل و داد لبریز مى‏کند، پس از آن که از ستم و بیداد لبریز شده است))(۵۴).
۲ . پیامبر (صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم): ((یَسَعُهُمْ عَدْلُهُ))؛ ((عدالتش فراگیر شود))(۵۵).
۳ . امام صادق (علیه‏السّلام): ((به خدا سوگند! عدالت او (مهدى (علیه‏السّلام))، در خانه هایشان وارد مى‏شود؛ همچنان که گرما و سرما وارد مى‏گردد))(۵۶).
۴ . ((چون مهدى(عج) قیام کند، مال را به طور مساوى تقسیم مى‏کند و عدالت را در میان رعیت اجرا مى‏کند. هرکس از او اطاعت کند، از خدا اطاعت کرده است))(۵۷).
۵ . امام رضا (علیه‏السّلام): ((هرگاه [قائم اهل بیت‏] خروج کند، زمین به نور پروردگارش روشن مى‏شود و ترازوى عدالت میان مردم برقرار مى‏گردد. پس کسى به کسى ستم نخواهد کرد))(۵۸).

۴٫ امنیت و صلح جهانى‏
امنیت و صلح واقعى و آرامش – که گوهر نایاب زندگى انسان‏ها است – از ویژگى‏هاى جهانى و فراگیر امام زمان(عج) است. در آن عصر، خوف‏ها زایل مى‏شود و جان و مال و آبروى اشخاص در امان قرار مى‏گیرد و در سراسر جهان امنیت عمومى حاکم مى‏شود و اختناق، استبداد، استکبار و استضعاف – که همه از آثار حکومت‏هاى غیر الهى است – از جهان ریشه کن مى‏گردد و حکومت‏هاى طاغوتیان – به هر شکل و هر عنوان – برچیده مى‏شود. از اخبار روایات استفاده مى‏شود که:
۱ . ((به واسطه حضرت ولى عصر(عج) راه‏ها آن قدر امن مى‏شود که شخصى – حتى ضعیف‏ترین مردم – از مشرق به مغرب سفر مى‏کند، از احدى به او آزار و اذیت نمى‏رسد))(۵۹).
۲ . امیر مؤمنان درباره رفع کینه‏ها و دشمنى‏ها از جهان مى‏فرماید: ((اگر قائم ما قیام کند، آسمان باران خود را فرو مى‏ریزد و زمین نباتات خود را بیرون مى‏افکند و کینه‏ها و ناراحتى‏ها، از دل بندگان خدا، زایل مى‏گردد))(۶۰).
۳ . و نیز فرمود: ((هرگاه قائم ما قیام کند، کینه توزى از دل‏هاى همه مردم، رخت برمى بندد و چهار پایان رام مى‏گردند تا آن جا که زنى از عراق تا شام، مسیر را مى‏پیماید، در حالى که هیچ درنده‏اى او را نمى‏آزارد…)).(۶۱)
۴ . امام باقر (علیه‏السّلام): ((مهدى آن چنان رفع ستم از ستمدیدگان مى‏کند که اگر حق شخصى، زیر دندان کسى باشد، آن را باز مى‏ستاند و به صاحب حق بر مى‏گرداند))(۶۲).

۵٫ ملت واحد جهانى‏
ایجاد همبستگى و یکپارچگى در میان انسان‏ها و نزدیک کردن دیدگاه‏ها، افکار و آمال آنها به یکدیگر، خواسته و آرزوى دست نیافتنى در وضعیت کنونى جهان است. اما با ظهور مصلح کل و بالا رفتن بینش و آگاهى مردم و از بین رفتن منیت‏ها و خودخواهى‏ها، همبستگى و اتحاد شگرفى در میان انسان‏ها به وجود خواهد آمد. وقتى که امت واحد جهانى، شکل بگیرد، تمامى اختلاف‏ها، کینه‏ها، ستیزه جویى‏ها، تجاوزها و… از بین خواهد رفت و همگان یکدل و یکرنگ، اطاعت از آن حضرت را پیشه خود خواهند ساخت.
۱٫ امام‏باقر (علیه‏السّلام): ((تمام جهان، ملت واحد مى‏شوند و آن ملت اسلام است وهرچه معبود غیرخدا در زمین باشد، به آتش فرود آینده ازآسمان، خواهد سوخت))(۶۳).
۲ . ((به هنگام خروج حضرت مهدى(عج)، خطاب و نداى عامى به همه مردم جهان مى‏شود و آنها به اطاعت از او فرا خوانده مى‏شوند.))

۶٫ پیشرفت و رفاه جهانى‏
در دولت کریمه مهدى موعود(عج)، وضع اقتصاد و معیشت عمومى، خیلى خوب خواهد شد و اوضاع اقتصادى و مالى مردم، سامان خواهد یافت. در آن عصر، نعمت‏هاى الهى افزون، آب‏ها مهار، زمین‏ها حاصل‏خیز و معادن ظاهر خواهد شد. هیچ فقیرى باقى نخواهد ماند تا از بیت‏المال، کمک مالى دریافت کند. رونق و شکوفایى اقتصادى، باعث خواهد شد که همگان از برکات و آثار دولت او، برخوردار شوند و چهره کریه فقر، نابرابرى، فساد مالى و… از جهان رخت برخواهد بست.
۱ . پیامبر (صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم): ((خداوند به وسیله مهدى، از امت رفع گرفتارى مى‏کند)).(۶۴)
۲ . ((امت من در دوران مهدى، چنان متنعم شود که بسان آن، بهره ورى را ندیده باشد. آسمان پیوسته باران (رحمت) خود را بر ایشان فرو مى‏فرستد و زمین روییدنى‏هاى خود را بیرون مى‏ریزد. ثروت در آن روز بر روى هم انباشته مى‏شود.[وقتى‏] مردى برپاخیزد و بگوید: اى مهدى! بر من عطانما؛ گوید: بگیر))(۶۵).
۳ . امام باقر (علیه‏السّلام): ((مهدى(عج)، اموال را میان مردم چنان به مساوات تقسیم مى‏کند که دیگر محتاجى دیده نمى‏شود تا به او زکات دهند)).(۶۶)
۴ . و نیز فرمود: ((آن چنان میان مردم، مساوات برقرار مى‏سازد که حتى نیازمند به زکات را هرگز نخواهى دید)).(۶۷)
۵ . ((امّت اسلامى در عهد او آن چنان از فراخى معیشت برخوردار مى‏شود که هرگز نظیر چنین نعمت و آسایشى دیده نشده است))(۶۸).

۷٫ کمال علم و عقل‏
یکى دیگر از آرمان‏هاى بشرى، رسیدن به قله‏هاى کمال علم و عقل است که این مهم – جز در حکومت مهدوى – تحقق نخواهد یافت. دانش و علم بشرى، به حدّ نهایى و کامل خود خواهد رسید و دریچه‏هاى حکمت و دانش‏ها به روى بشر گشوده خواهد شد. عالم اندیشمند سید جعفر کشفى مى‏نویسد: ((بدان که زمان ظهور دولت آن جناب – که زمان ظاهر شدن دولت ثانیه حق است – زمان ظهور و غلبه عقل است از روى باطنىِ آن که مقام ولایت است و به منزله روح است از براى روح ظاهرى که آن مقام نبوّت است)).(۶۹)
در آن عصر هیچ نکته مجهول و غیر قابل حلّى باقى نخواهد ماند و سطح آگاهى و علم و اندیشه مردم بالا رفته، قدرت عقل و خرد ورزى آنان فزونى خواهد یافت. اختراعات، اکتشافات، ارتباطات و فن آورى به نهایت کمال خود خواهد رسید و مردم آن عصر، در بهترین و دلپسندترین برهه از زمان، زندگى خواهند کرد.
۱ . امام باقر (علیه‏السّلام): ((هنگامى که قائم(عج) قیام مى‏کند، دستش را بر سر بندگان مى‏گذارد و بدین وسیله، عقل‏هاى آنان را جمع و افکار آنها را کامل مى‏کند.))(۷۰)
۲ . حضرت على (علیه‏السّلام) به نقل از پیامبر (صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم) مى‏فرماید: ((خداى عزّ و جل به وسیله او (قائم) زمین را از نور آکنده مى‏کند، پس از تاریکى‏آن و از داد پر مى‏کند پس از ستم آن وازدانش مالامال مى‏کند، پس از جهل آن)).(۷۱)
۳ . امام باقر (علیه‏السّلام): ((در زمان آن حضرت، حکمت و دانش، بدیشان ارزانى مى‏شود تا جایى که زنان در خانه خود، به کتاب خدا و سنت پیامبر حکم کنند)).(۷۲)
۴ . امام صادق (علیه‏السّلام): ((علم و دانش ۲۷ حرف است. تمام آنچه پیامبران الهى آوردند، دو حرف بیش نبود و مردم تا کنون جز دو حرف را نشناخته‏اند. اما هنگامى که قائم ما قیام کند، ۲۵ حرف دیگر را آشکار مى‏سازد و در میان مردم منتشر مى‏کند و دو حرف دیگر را به آن ضمیمه مى‏کند تا ۲۷ حرف کامل و منتشر شود(۷۳))).

۸٫ نوسازى و احیاگرى‏
یکى از نظریات قابل توجه در ((علوم سیاسى))، توسعه و نوسازى است. این دیدگاه در صدد ارائه راه‏کارهاى توسعه و پیشرفت در کشورهاى عقب مانده و جهان سوّمى است که تا به حال نتایج و آثار قابل توجهى نداشته است. یکى از برنامه‏ها و راه‏کارهاى مهم حکومت جهانى مهدى(عج)، احیاگرى، نوسازى و دگرگونى در بسیارى از امور اقتصادى، فرهنگى و سیاسى جهان است.
۱ . امام صادق (علیه‏السّلام): ((إذا خَرَجَ (القائم) یقوم بأمرٍ جدید و کتاب جدید و سنّه جدیده و قضاء جدید…))؛ ((هنگامى که قائم خروج کند، امر تازه، کتاب تازه، روشى تازه و داورى تازه با خود مى‏آورد…)).(۷۴)
کتاب تازه به معناى آوردن قرآنى دیگر نیست؛ بلکه آن حضرت اهداف و برنامه‏هاى اصیل قرآن را پیاده خواهد کرد و تفسیر واقعى آیات آن را بیان خواهد نمود.
۲ . امام‏صادق (علیه‏السّلام) درپاسخ یکى از یارانش در باره سیره مهدى(عج) مى‏فرماید: ((همان کارى که رسول خدا (صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم) انجام داد، انجام مى‏دهد. برنامه‏هاى [نادرست‏] پیشین را از بین مى‏برد؛ همان‏گونه‏که رسول‏خدا، امر جاهلیت را از بین برد و اسلام را نوسازى مى‏کند)).
۳ . ((به خدا سوگند! گویى او را در میان رکن و مقام با چشم خود مى‏بینم که از مردم براى امرى تازه، کتابى تازه و حکومت آسمانى تازه، بیعت مى‏گیرد))(۷۵).

۹٫ رضایت و خشنودى جهانى‏
یکى از ویژگى‏هاى مهم حکومت مهدوى، تأمین خشنودى و رضایت همه ساکنان زمین و آسمان است. از آن جایى که دولت او، دولت عدالت گستر، فقیر ستیز، دانش گستر، رفاه آور، ظلم ستیز و مردم دوست است، همگان از آن راضى خواهند بود و در آرامش و شادى زندگى خواهند کرد. در روایات آمده است:
۱ . ((زمین را پر از عدالت مى‏کند، آن چنان که پر از ستم شده است. در خلافت او اهل آسمان و زمین، حتى پرندگان آسمان خشنود مى‏شوند)).(۷۶)
۲ . ((اهل آسمان و ساکنان آن براى ظهور او خوشحال مى‏شوند؛ او زمین را پر از عدالت مى‏کند، آن سان که پر از جور و ستم شده باشد)).(۷۷)
۳ . رسول خدا (صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم): ((شما را به مهدى، مردى از قریش بشارت مى‏دهم که ساکنان آسمان و زمین را از خلافت و فرمانروایى او خشنودند)).(۷۸)
۴ . ((ساکنان زمین وآسمان به او عشق مى‏ورزند)).(۷۹)

بخش سوّم. مقایسه و نتیجه‏
امروزه پدیده ((جهانى شدن))، امرى فراگیر، گسترش یابنده، پیچیده و داراى آثار و پیامدهاى گوناگون در زندگى بشرى است؛ به طورى که شرایط زندگى انسان‏ها را در بیشتر جنبه‏هاى آن، دستخوش دگرگونى‏هاى ژرف کرده است. از این رو نمى‏توان گسترش نوآورى‏هاى اقتصادى در سرتاسر جهان، انطباق‏هاى فرهنگى و سیاسى ملازم این گسترش، تغییر و تحوّلات ارتباطاتى و تکنولوژیکى، در هم تنیدگى روابط، افکار و اندیشه‏هاى بشرى، پیچیدگى انگاره‏هاى اقتصادى، مالى و اعتبارى و… را نادیده گرفت و نسبت به آن بى‏تفاوت بود.
از طرفى به علت تنوّع، پیچیدگى و نو بودن مباحث و موضوعات آن، نمى‏توان موضع‏گیرى مثبت یا منفى قاطعى در مورد آن داشت؛ هر چند جنبه‏ها و پیامدهاى منفى و آثار نگران کننده آن، رو به فزونى است. همچنین به علّت این که در پس پرده این روند، عوامل و کارگزاران متعدّد سیاسى، اقتصادى، فرهنگى و نظامى قرار دارند؛ باید به دقت و هوشمندانه آن را مورد بررسى و تحلیل قرار داد.
به هر حال روشن است که: مبانى، اهداف، ویژگى‏ها، آثار و پیامدهاى ((جهانى کردن)) و ((جهانى سازى)) و حتّى ((جهانى شدن))، تفاوت و تباین اساسى با مبانى، اهداف، ویژگى‏ها و خصوصیات ((حکومت جهانى حضرت مهدى(عج))) دارد. هدف و مبناى اصلى این ((جهان‏گسترى)) سودجویى و تأمین منفعت بیشتر براى دولت‏هاى بزرگ، شرکت‏ها و نهادهاى فرا ملّى و… و نیز برترى‏طلبى و سلطه‏جویى قدرت‏هایى چون ایالات متحده است.
حتى مى‏توان قائل شد که ((جهانى شدن)) – به رغم مبانى قابل توجّه آن – به نوعى با سرمایه‏دارى جهانى پیوند خورده است. به هر حال در این دو پروژه، شاهد گسترش و هژمونى سیاسى و فرهنگى غرب و ایالات متحده هستیم که نکته تلاقى و نزدیکى آنها نیز به شمار مى‏رود. گفتنى است که آنچه در این دو وجود ندارد، تلاش براى تأمین نیازهاى اساسى جهانیان، چون برابرى، عدالت، معنویت، اخلاق، رفاه همه جانبه و… است؛ برعکس در سایه آنها جهان اینک با اباحى‏گرى و بحران معنویت، هویت و اخلاق رو به رو است؛ بلکه بحران ناامنى، فقر، بهره‏کشى و نابرابرى نیز به طور فزاینده‏اى گسترش مى‏یابد.
((جهانى شدن)) با داشتن ابعاد و اشکال مختلف و مبهم و پیامدهاى سوء، نمى‏تواند وجه مشترکى با ((حکومت جهانى حضرت مهدى(عج))) داشته باشد؛ هر چند پاره‏اى از ویژگى‏ها و نشانه‏هاى آن، با بعضى از ویژگى‏هاى حکومت آن حضرت مشابهت دارد و به خوبى مى‏تواند نشانگر این باشد که زمینه تشکیل حکومت جهانى فراهم شده و سطح آگاهى، علم، پیشرفت و بالندگى جوامع به حدى رسیده است که بتوان به طور علمى و استدلالى، صحبت از آن حکومت جهانى و قریب الوقوع بودن آن نمود و ویژگى‏هاى والا و برترى‏هاى بى بدیل آن را مطرح کرد. ((جهانى شدن))، به روشنى نیاز انسان‏ها را به نزدیکى و اتحاد با هم و تشکیل ((جامعه جهانى واحد)) آشکار مى‏سازد و راه‏کارهاى سیاسى، اقتصادى و فرهنگى آن را به گونه‏اى مدرن نمایان مى‏کند. گسترش سریع ارتباطات و نزدیکى جوامع به یکدیگر، امکان گفت‏وگو و تبادل آرا و افکار، استفاده مردم جهان از آخرین اخبار و یافته‏هاى علمى و پزشکى، تعامل و همفکرى در مورد مسائل سیاسى (جنگ، صلح و…) جهان، بالا رفتن سطح سواد و معلومات، جهانى شدن فنّ آورى و صنعت و… برخى از وجوه مثبت و قابل قبول جهانى شدن است که مدل کامل و مطلوب آنها در حکومت جهانى حضرت مهدى(عج) وجود خواهد داشت.
وقتى جامع بشرى به مرحله‏اى از رشد و شکوفایى علمى، صنعتى و فکرى مى‏رسد که در آن نیاز شدیدى به اتحاد و نزدیکى احساس شده و بشر در بیشتر جنبه‏هاى زندگى، رفتارها و گفتارهاى فرا ملّى و جهانى از خود بروز مى‏دهد؛ در این صورت مى‏توان تئورى ((تشکیل دولت کریمه جهانى)) را به جهانیان ارائه داد و نکات مثبت و ارزنده آن را بیان نمود. از آنجایى که انسان‏ها نمى‏توانند موانع، کاستى‏ها و کمبودهاى حرکت رو به رشد خود را، به طور کامل از بین ببرند؛ در این صورت نیاز به قدرتى برتر و فوق بشرى بیشتر احساس مى‏شود و قلب‏ها و افکار بدان سو متمایل مى‏گردد. البته حکومت حضرت ولى عصر(عج) نه تنها حکومتى آرمانى و الهى است؛ بلکه حکومتى کاملاً عقلانى و علم‏گرا است و با وضعیت پیشرفته جهان، سازگار و متناسب است.
به هر حال شیعه با دیدگاهى روشن نسبت به آینده تاریخ بشرى، همواره منادى و بشارت دهنده ((زندگى مطلوب جمعى)) و تشکیل ((حکومت صلح و عدل جهانى)) بوده است و با اتکا به همین اعتقاد، خود را در تمامى سختى‏ها و بحران‏ها حفظ کرده و منتظر پایان خوش تاریخ بوده است.
مدعاى اصلى ما در این نوشتار این است که ((جهانى کردن)) و ((جهانى‏سازى)) دنیا را در ورطه انحراف، جنگ، ناکامى و اباحى‏گرى قرار داده است و پیامدها و آثار نامطلوب و ناگوارى با خود به همراه دارد که هیچ یک در حکومت جهانى حضرت مهدى(عج) وجود نخواهد داشت. با توجّه به انحرافات به وجود آمده، مى‏توان گفت که ((جهانى شدن)) نیز لزوماً پیشرفت طبیعى زندگى بشرى نیست و اکنون یک سیر طبیعى را طى نمى‏کند. به گفته پروفسور مولانا: ((این چه جهانى‏سازى است که ۱۴ مردم دنیا گرسنه به خواب مى‏روند؟! ۲۵% مردم افریقا زیر محور فقر زندگى مى‏کنند؟! ۱% مردم دنیا، ۹۵% تسلیحات جهان را در دست دارد؟! عدالت اجتماعى هنوز در تئورهاى روابط بین‏الملل مطرح نشده است؟ جهانى سازى، جهان را به نفع عده‏اى تغییر مى‏دهد و…؟))
بر این اساس الان جهان – به خصوص دنیاى غرب و مدرن – از چند بحران بزرگ، رنج مى‏برد: ۱٫ بحران مشروعیت ۲٫ بحران فساد ۳٫ بحران اخلاق ۴٫ بحران هویت ۵٫ بحران مشارکت ۶٫ بحران اشتغال و صادرات و… غرب تلاش مى‏کند با انتقال این بحران به خارج از مرزهاى خود، کمى از آثار و نتایج سهمگین آن بکاهد و به عبارت روشن‏تر، درصدد جهانى کردن این مشکلات و بحران‏ها آمده است. بر این اساس جهانى کردن، جهانى‏سازى و حتّى جهانى شدن – در بعضى از وجوه آن – داراى اختلافات و تفاوت‏هاى اساسى با حکومت جهانى حضرت مهدى(عج) است.

تفاوت‏ها و برترى‏ها
در این قسمت به طور مختصر، بعضى از ویژگى‏ها، چالش‏ها و کاستى‏هاى فراروى جهانى شدن – در هر سه چشم‏انداز پیشین – ذکر و تفاوت آن با حکومت جهانى حضرت مهدى (علیه‏السّلام) روشن و آشکار مى‏گردد.
۱٫ این پدیده جهانى، هر چند به سرعت در حال گسترش و پیشروى در عرصه‏هاى مختلف جهانى است و نظرات و دیدگاه‏هاى بسیار زیادى درباره آن ارائه مى‏شود؛ اما در عین حال امرى مبهم، نارسا و پیچیده است. ژان مارى گینو در این باره مى‏نویسد: ((وضعیت اجتماعات انسانى در تجربه جهانى شدن، با وضعیت شخص نابینایى قابل مقایسه است که ناگهان بینایى‏اش را به دست مى‏آورد و فقط یک اسطوره از عهده شرح هیجاناتى برمى آید که این دگر دیسى برخواهد انگیخت… رویارویى بى‏واسطه فرد با جهانى شدن دنیا ((سکر آور)) است؛ منتها شرایط دموکراسى را از ریشه دگرگون مى‏کند…)).(۸۰)
در حالى که تصویر حکومت جهانى حضرت مهدى(عج) به روشنى در روایات و احادیث بیان شده و ویژگى‏ها و ساختار کارآمد و جامع‏نگر این حکومت، با دقّت هر چه تمام‏تر، ترسیم و تبیین گشته است و هیچ‏گونه ابهام و کاستى در آن وجود ندارد. در عین حال، وى به دنبال ((حکومت خوب)) مى‏گردد و آرمان درونى خود را در نوشته‏اش به این شکل ابراز مى‏دارد: ((راهى که این کتاب نشان مى‏دهد باریک است. سیّال بودن جهانى شدن را مى‏پذیرد. حتّى از نوع دموکراتیک آن قداست زدایى مى‏کند و با این وصف از تقلیل دادن نهادهاى سیاسى به جریان‏هاى ساده کارکردى امتناع مى‏ورزد. راهى که ترسیم مى‏کند، متواضعانه است: جلوس ((حکومت خوب)) – خوب به این سبب که بیان عقلایى اجتماع انسانى، خواهد بود که آرزوى تشکیل دادن آن را داریم. اجتماعى از انسان‏هاى آگاه و خردورز – بلکه خیلى ساده‏تر، توزیع محتاطانه قدرت که با تقسیم آن، امکان سوء استفاده از آن را محدود مى‏کند… اجتماعات دموکراتیک آینده، اجتماعاتى در عین حال خردورز و تاریخى خواهند بود، دستاوردهاى بلند پرواز آزادى ما و میراث پیوسته ناپایدار تاریخ ما))(۸۱). ما نیز معتقدیم که ((حکومت خوب)) در تمامى عرصه‏ها و جنبه‏ها فقط حکومت کامل و بى‏بدیل حضرت ولىّ عصر(عج) است که همه بشر، باید منتظر چنین روزى باشند. این حکومت، هم آسمانى و الهى است و هم علم دوست و افرادى خردورز و آگاه، عالم، متعهد و موحّد زمام آن را در دست دارند.
۲٫ جهانى شدن در عرصه اقتصادى، در صدد رفع موانع و کاستى‏هاى پیشرفت و توسعه اقتصادى، اتکا به بازار و تجارت آزاد و رفع بى کارى و بحران‏هاى اقتصادى است؛ اما با این حال مشکلات جهان (فقر، نابرابرى، بهره‏کشى، استثمار، بى‏کارى و…) همچنان پا برجا است. جهان شمولى اقتصاد، به معناى جهانى شدن مشکلات و نارسایى‏هاى برخاسته از لیبرال – دموکراسى و اقتصاد گرایى غربى است. چون سرمایه‏دارى غربى با طرح مسأله ((جهانى شدن))، سعى در انتقال مشکلات و بحران‏هاى اقتصادى و مالى به خارج دارد که این امر تبعات سختى براى کشورهاى جهان سوّم در پى دارد. در حالى که برنامه و استراتژى اصلى حکومت جهانى حضرت مهدى(عج)، رفع فقر، نابرابرى، کاستى‏ها و مشکلات از سراسر جهان و از بین بردن ظلم، احجاف، تبعیض و حق‏کشى است. از آن جایى که مواهب و منابع طبیعى جهان، به طور عادلانه مورد استفاده همگان قرار خواهد گرفت و علم و تکنولوژى بشر نیز رشد فراوانى خواهد یافت، مشکلات و نگرانى‏هاى بشر برطرف گشته و مدینه فاضله موعود تحقّق خواهد یافت.
۳٫ جهانى سازى، باعث تسلّط و یکّه تازى آمریکا در عرصه‏هاى سیاسى و اقتصادى مى‏گردد و به دنبال خود ناامنى و رفتارهاى خصمانه به همراه دارد. چیزى که هیچ دولت و کشورى حاضر به پذیرش آن نیست.آلن دوبنوآ مى‏نویسد: ((سده بیست و یکم، سده افول آمریکا و قدرت یابى کشورهایى نو خواهد بود: چین، روسیه، هند، ایران و مصر. اروپا که در شرایط دشوارى به سر مى‏برد، بار دیگر ناگزیر است با سرنوشت خود روبه رو شود و جنگ هایى روى خواهد داد که تاکنون مانندشان دیده نشده است. هیچ کس را از رویارویى جهانى – که فروکاستگى ادعاى ((جهان شمولى)) ارزش‏هاى غربى خواهد انجامید – گریزى نیست.))(۸۲) در حالى که اساس و برنامه اصلى حضرت مهدى(عج) گسترش و برقرارى صلح و امنیت و آسایش و ریشه‏کنى ظلم و ستم، جنگ و خونریزى از جهان است. در حکومت آن حضرت جایى براى گردن‏کشان و ستمگران باقى نمانده، ریشه تمامى جنگ‏ها و ستیزه‏جویى‏ها – که همان خواستارهاى فزون‏تر مادى و اقتصادى است – از بین خواهد رفت و همان طور که قرآن مى‏فرماید، ترس مردم، به امنیّت و آسایش مبدّل خواهد شد (ولیبدلنّهم مِن بعدِ خوفهم اَمناً).
۴٫ جهانى شدن از نظر فرهنگى و اجتماعى، ادعاى نزدیکى، پیوند و جسمانى فرهنگ‏ها و جوامع را دارد؛ اما روشن است که – بر خلاف نظر مدعیان غربى – در جهان آینده، یکپارچگى به وجود نخواهد آمد و پس از تقابلى بنیادین، تمدن‏ها و فرهنگ هایى نوین سر بر کشیده و چهره جهان را متحول خواهند ساخت. اروپا در این شرایط مى‏تواند هویت جدیدى یابد و سرنوشت خود را از لیبرال – دموکراسى جهان گراى آمریکایى جدا کند. آلن دوبنوآ مى‏نویسد: ((ملّت‏ها و فرهنگ‏ها عوامل راستین تاریخ هستند. سرمایه دارى دموکراتیک، اینک صاحب بلامنازع میدان است. اما اشتباهى بزرگ است که فکر کنیم، براى همیشه مى‏تواند صحنه را کنترل کند و با پیروزیش تاریخ متوقف خواهد شد)).(۸۳) این برخورد و تضادّ تمدّن‏ها، جهان را آبستن التهاب، تنش و ناامنى مى‏کند؛ در حالى که در ((عصر ظهور))، نشانى از اختلاف و کشمکش فرهنگى و سیاسى و حتى سلطه‏جویى تمدّن‏ها و فرهنگ‏ها نخواهد بود و مردم با گزینش و انتخاب خود، آیین و فرهنگ واحدى را پذیرا خواهند شد و در سایه آن با آرامش و آسودگى خیال، زندگى خواهند کرد.
۵٫ از دیگر معایب و نقص‏هاى بزرگ جهانى شدن، عدم مدیریت واحد در جهان، ظهور بلوک‏هاى قدرت و گسترش واحدهاى سیاسى قدرتمند و متنازع با هم است. این مشکل اساسى، در حکومت جهانى حضرت مهدى(عج) به خوبى حل شده و جهان در تحت فرمان و ید با کفایت آن حضرت قرار خواهد گرفت. کشورهاى جهان تحت رهبرى واحد، اداره و مدیریت خواهند شد و کارگزاران و یاران نزدیک ایشان، حکومت بر واحدهاى سیاسى را برعهده خواهند گرفت. چنان که امام صادق علیه‏السّلام مى‏فرماید: ((مهدى، اصحاب خویش را به تمامى شهرها و بلاد اعزام مى‏کند و آنان را به عدالت و احسان فرمان مى‏دهد(۸۴))).
۶٫ یکى از مباحث جهانى شدن، کم اهمیت شمردن مرزها و ترغیب کردن مردم به ابراز هرگونه موضعى و تولید هرگونه محصولى است که بازار بتواند آن را جذب کند و به عبارتى ترویج اباحى‏گرى و بى مبالاتى است. انفجار بازى‏هاى ویدیویى و بازى‏هاى مهمل در اینترنت و… ترویج‏گر فروترین کارهاى رایج و بدترین نوع میانه مایگى است.(۸۵) اینترنت، با هجمه وسیعى از اطلاعات و دنیایى از اطلاعات که بر سر ما مى‏ریزد، امکان این را مى‏گیرد که به عمق پناه ببریم و با حقایق و واقعیات به طور جدى آشنا شویم و… . رسانه‏هاى صوتى و تصویرى، فیلم‏ها، عکس‏ها و… نیز عامل مخرّبى بر زندگى معنوى بشر بوده و اخلاق و رفتار او را به شدّت در جهت ترویج مفاسد و ناهنجارى‏ها سوق داده است. اما عصر ظهور، عصر حاکمیت فضیلت، اخلاق، علم، دانش و انسانیت خواهد بود. مردم به کرامت ذاتى خود پى برده، از رفتارها و گفتارهاى پوچ و پلید، دورى خواهند گزید. امام باقر علیه‏السّلام مى‏فرماید: ((هنگامى که قائم ما قیام کند، خداوند دستش را بر سر بندگان مى‏نهد و عقول آنان را با آن جمع مى‏کند و افکار آنها با آن تکمیل مى‏شود)).(۸۶)
۷٫ از نظر برخى، جهانى شدن باعث ایجاد تعامل و برابرى فرهنگى، اقتصادى و سیاسى جوامع مى‏شود و همگان از محصولات فرهنگى و ارتباطات استفاده کرده و در نتیجه تفاوت‏ها و نابرابرى‏ها از بین مى‏رود. اما از نظر دیوید هلد، رشد ارتباطات جهانى یا افزایش جریان‏هاى فرهنگى، ارتباط چندانى با هموارسازى زمینه فعالیت‏ها و کاهش نابرابرى‏هاى جهانى ندارد؛ بلکه این امر – برخلاف آنچه معمولاً تبلیغ مى‏شود – باعث تشدید نابرابرى‏ها در عرضه تولید و توزیع کالاها، خدمات و امتیازات شده است و به نوبه خود، میان کسانى که از مجموعه رو به تزایدى از منابع و وسایل ارتباطى برخوردار هستند و آنان که فاقد الکتریسیته، فناورى ارتباطات و یا قدرت دسترسى به اطلاعات هستند، فاصله و شکافى ایجاد کرده است که به طور روز افزون در حال گسترش است. دار ندورف نیز ادعا مى‏کند: تعداد فزاینده‏اى از مردم – به ویژه نسل جوان‏تر – از بازار کار طرد خواهند شد.(۸۷)
همان‏گونه که پیش‏تر گذشت، رکن اساسى حکومت حضرت مهدى(عج) رفع نابرابرى و تبعیض و استفاده کامل و بهینه از منابع طبیعى جهان خواهد بود. او اموال را میان مردم چنان به مساوات تقسیم خواهد کرد که دیگر محتاجى دیده نخواهد شد تا زکات بگیرد. همگان به طور برابر از نعمت‏هاى الهى برخوردار شده و بیکارى و فقر ریشه کن خواهد شد. امام باقر (علیه‏السّلام) مى‏فرماید: ((… در روى زمین خرابى باقى نمى‏ماند، مگر آن که [پس از پیروزى قائم ما] آباد شود(۸۸))).
۸٫ جهانى شدن در عین حال که خدمات مثبت و مفیدى براى جوامع انسانى دارد؛ اما آلودگى‏هاى سیاسى و اخلاقى، گسترش تروریسم و سوء استفاده از آن، فزونىِ قاچاق مواد مخدر و کلاهبردارى‏هاى مالى، مشکلات زیست محیطى، گسترش بیمارى‏هاى جمعى، سوء استفاده‏هاى جنسى، فروش کودکان و زنان و… نیز جنبه جهانى پیدا کرده است. این مسائل و مشکلات، به علّت باز شدن مرز کشورها بر روى یکدیگر، گسترش مبادلات بین المللى و… به مشکلات و جرایم فرامرزى و جهانى تبدیل شده است؛ یعنى، با گسترش ((جهانى‏شدن))، این مشکلات نیز فراگیر و گسترده مى‏شود.(۸۹)
در حالى که در حکومت جهانى حضرت مهدى(عج)، مجال و امکانى براى بروز این گونه مشکلات نخواهد بود. افراد فاسد و تباهگر از بین خواهند رفت و افراد صالح، جانشین آنان بر روى زمین خواهند شد. زمینه‏هاى فکرى و اعتقادى مردم تغییر خواهد یافت و رذایل اخلاقى و آلودگى‏هاى جنسى، ریشه کن خواهد شد. مردم به نحو شایسته و به اندازه نیاز از طبیعت بهره خواهند برد و امنیت روانى بر جامعه حاکم خواهد شد.
مشکلات و ناگوارى‏هاى زیادى که اینک گریبانگیر جوامع جهانى است و در آینده نیز بشر از آن رهایى نخواهد یافت؛ در حکومت جهانى حضرت مهدى(عج) وجود نخواهد داشت و همه مردم در امنیت، رفاه، آسایش و راحتى جمعى خواهند بود و همگان از ثروت، عدل، برابرى، علم و دانش جهانى بهره‏مند خواهند شد. این وعده حتمى خداوند به همه مستضعفان و یکتاپرستان جهان و نقطه اوج و متعالى تاریخ بشرى خواهد بود. اصولاً حکومت جهانى امام مهدى(عج)، براى رفع و ریشه‏کنى مشکلات، ناهنجارى‏ها، کاستى‏ها، نابرابرى‏ها، فسادها و انحراف‏ها تشکیل خواهد یافت و جنگ و ستیزه‏جویى، ناامنى، ظلم و برترى‏طلبى و… ریشه کن خواهد شد. در این صورت امنیت یک تن، امنیت همه و رفاه یک تن، رفاه همه خواهد بود. رفاه و تنعّم بدان سان خواهد بود که دیگر نیازمند و صاحب حاجتى در سطح جامعه پیدا نمى‏شود؛ زیرا ثروت و منابع عادلانه در میان مردم تقسیم خواهد شد. حکومت حضرت مهدى(عج) براى مردم و به جهت هدایت و نجات آنان است؛ از این رو نوید بخش دوستى، یکرنگى، یکدلى و نوع دوستى در میان همگان خواهد بود.
جهانى شدن این حکومت، به معناى جهانى شدن فضلیت‏ها، عدالت‏ها، نیکى‏ها، برابرى‏ها و معنویت‏ها خواهد بود و مردم فرصتى خواهند یافت که خوب بیندیشند؛ خوب زندگى کنند؛ حکمت و دانش واقعى بیاموزند؛ یکدیگر را دوست بدارند؛ به حق همدیگر تجاوز نکنند؛ توحید محور و اخلاق‏گرا باشند؛ جامعه‏اى عارى از فساد و تباهى تشکیل دهند و… . در مدینه فاضله مهدوى، همه جا سخن از عدالت و قسط است و مردم شاهد لبریز شدن زمین از عدل و داد خواهند بود. دامنه عدالت او، تا اقصا نقاط منازل و زوایاى ناپیداى جامعه گسترده خواهد شد؛ حتّى عدالت و دادگرى، همچون گرما و سرما در درون خانه‏هاى مردمان نفوذ کرده و مأمن و مسکن وجود آنان را سامان خواهد بخشید.

————-
پی نوشت :
۱) قصص (۲۸)، آیه ۴٫
۲) رى کیلى و فیل مارفلیت، جهانى شدن و جهان سوم، ترجمه حسن نورایى و محمد على شیخ علیان، دفتر مطالعات سیاسى و بین‏المللى، ص‏۲۴۳٫
۳) روزنامه جام جم، شماره ۶۳۵ .
۴) دکتر على اصغر کاظمى، جهانى شدن فرهنگ و سیاست، نشر قومس، ص‏۸ و ۱۴٫
۵) غیبت نعمانى، ص‏۲۷۴٫
۶) ینابیع المودّه، ص‏۴۴۷٫
۷) پل سوئزى و…، جهانى شدن با کدام هدف، نشرآگه، ص‏۷ .
۸) ماکلوم واترز، جهانى شدن، ترجمه مردانى و مریدى، نشر سازمان مدیریت صنعتى، ص ۳۱٫
۹) رونالد رابرتسون، جهانى شدن (تئورى‏هاى اجتماعى و فرهنگ جهانى)، ترجمه کمال پولادى، نشر ثالث، ص‏۱۳۱ و ۱۳۲٫
۱۰) جیمز. ان، روزه نا، پیچیدگى‏ها و تناقض‏هاى جهانى شدن، مجله سیاست خارجى، سال سیزدهم، شماره ۴، ص ۱۰۲۲٫
۱۱) جان تاملینسون، جهانى شدن فرهنگ، ترجمه محسن حکیمى، دفتر پژوهش‏هاى فرهنگى، ص‏۷۲
۱۲) آنتونى گیدنز، گفتارهایى درباره یکپارچگى جهان (جهان رها شده)، ترجمه على اصغر سعیدى و یوسف حاجى، نشر علم و ادب، ص ۱۳٫
۱۳) جهانى شدن و جهان سوّم، ص ۲۳۹ .
۱۴) همان، ص ۲۳۸٫
۱۵) فصلنامه ((پژوهش و سنجش))، شماره ۲۵، ص ۱۲۳٫
۱۶) ر.ک: فصلنامه پژوهش و سنجش، شماره ۲۵، ص ۲۱۹ و ۲۲۰٫
۱۷) حجرات(۴۹)، آیه ۱۳٫
۱۸) ر.ک: دام جهانى شدن (تهاجم به دموکراسى و رفاه)، نشر اندیشه معاصر، ص ۱۵ (مقدمه مترجم با کمى تغییر و خلاصه).
۱۹) فصلنامه پژوهش و سنجش، شماره ۲۵، ص ۲۱۱٫
۲۰) بارى اکسفورد، نظام جهانى: اقتصاد، سیاست و فرهنگ، ترجمه مشیر زاده، ص ۱۵۱٫
۲۱) جهانى شدن، ص ۱۴۹ و ۱۳۷ .
۲۲) حسین سلیمى، فرهنگ گرایى، جهانى شدن و حقوق بشر، مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، ص ۱۲۹٫
۲۳) روزنامه جام جم، شماره‏ى ۶۹۳، ص ۸٫
۲۴) مالکوم واترز، جهانى شدن، ص ۵۸٫
۲۵) جهانى شدن و جهان سوم، ص‏۲۴۱٫
۲۶) هارى مگداف…، جهانى شدن با کدام هدف، ص ۷۲٫
۲۷) جان تاملینسون، جهانى شدن و فرهنگ، ص‏۲۵٫
۲۸) همان، ص‏۲۹٫
۲۹) کنث نش، جامعه‏شناسى سیاسى معاصر؛ جهانى شدن سیاست و قدرت، ص ۱۰ (مقدمه).
۳۰) فصلنامه پژوهش و سنجش، شماره ۲۵، ص ۱۰۶ و ۱۰۷٫
۳۱) فرهنگ گرایى، جهانى شدن و حقوق بشر، ص‏۱۸۶٫
۳۲) جهانى شدن و جهان سوّم، ص‏۲۴۲٫
۳۳) براى مطالعه بیشتر ر.ک: پگاه حوزه؛ مقاله جهانى شدن از منظر مذهب، شماره ۶۱، ص‏۱۱ و ۱۲٫
۳۴) فصلنامه پژوهش و سنجش شماره ۲۵، ص ۲۲۵٫
۳۵) مجله سیاست خارجى، سال سیزدهم، شماره ۴، ص ۱۰۲۹٫
۳۶) بحارالأنوار، ج ۵۱، ص ۸۱٫
۳۷) پگاه حوزه، شماره ۶۱، ص‏۱۳
۳۸) صحیفه نور، ج ۱۱، ص ۱۵۴٫
۳۹) مسعود پورسید آقایى، مبانى اعتقادى مهدویت(۱)، فصلنامه انتظار، شماره ۱، ص ۵۸ و ۵۹٫
۴۰) انبیاء(۲۱)، آیه ۱۰۵٫
۴۱) قصص(۲۸)، آیه ۵٫
۴۲) جعفر سبحانى، مبانى حکومت اسلامى، انتشارات توحید، ص ۳۷۰٫
۴۳) کشف الغمه، ج ۳، ص‏۲۹۷ (از امام باقر (علیه‏السّلام)، کمال الدین، ج ۱، ص‏۳۳۱).
۴۴) الملاحم و الفتن، ص ۶۶٫
۴۵) منتخب الأثر، ص ۴۷۴٫
۴۶) غیبت شیخ طوسى، ص ۲۸۳؛ بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۲۹۱٫
۴۷) بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۳۶۵ ؛ غیبت نعمانى، ص ۷۲٫
۴۸) همان، ج ۵۲، ص ۳۲۷٫
۴۹) الامام‏المهدى، ص ۲۷۱٫
۵۰) منتخب الأثر، ص‏۱۶۰٫
۵۱) بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۲۸۰٫
۵۲) مجمع البیان، ذیل آیه ۹ سوره صف؛ بحارالأنوار، ج ۵۱، ص ۶۰ .
۵۳) منتخب‏الأثر، ص ۴۳۶ .
۵۴) همان، ج ۳۶، ص ۳۱۶؛ کمال‏الدین، ج ۱، ص ۲۵۷٫
۵۵) همان، ج ۵۱، ص ۷۵٫
۵۶) بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۳۶۲٫
۵۷) غیبت نعمانى، ص‏۱۲۴ ؛ بحارالأنوار، ج ۵۱، ص ۲۹ ؛ منتخب‏الأثر، ص ۳۱۰٫
۵۸) بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۳۲۱؛ کمال‏الدین، ج ۳، ص ۳۷۲٫
۵۹) منتخب‏الأثر، ۳۰۸ (امامت و مهدویت، بخش آخر، ص ۴۳).
۶۰) بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۳۱۶٫
۶۱) همان، ج ۱۰، ص ۱۰۴٫
۶۲) منتخب‏الأثر، ص ۳۰۸ .
۶۳) منتخب‏الأثر، ص ۴۳۶٫
۶۴) بحارالأنوار، ج ۵۱، ص ۷۵ ؛ غیبت شیخ طوسى، ص ۱۱۴٫
۶۵) عقدالدرر، ص ۱۷۰٫
۶۶) بحارالأنوار، ج ۵۱، ص ۸۴٫
۶۷) اعلام‏الورى طبرسى، ص ۴۳۲٫
۶۸) بحارالأنوار، ج ۵۱، ص ۱۰۴ ؛ منتخب‏الأثر، ص ۴۷۳٫
۶۹) تحفهالملوک، ج ۱، ص ۷۸٫
۷۰) منتخب الأثر، ص ۴۸۳ ؛ اصول کافى، ج ۱، ص ۱۹ ؛ بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۳۲۸٫
۷۱) بحارالأنوار، ج ۳۶، ص ۲۵۳٫
۷۲) همان، ج ۵۲، ص ۳۵۲ ؛ غیبت‏نعمانى، ص ۲۳۹٫
۷۳) موسوعه احادیث المهدى، ج ۴، ص ۵۳٫
۷۴) اثبات‏الهداه، ج ۷، ص ۸۳ ؛ غیبت‏نعمانى، ص‏۲۵۳٫
۷۵) بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ‏۹۵ .
۷۶) لوائح‏الأنوار، ج ۲، ص‏۷۰٫
۷۷) غیبت شیخ طوسى، ص ۱۱۶٫
۷۸) اثبات الهداه، ج ۳، ص ۵۲۴ .
۷۹) بحارالأنوار، ج ۵۱، ص ۱۰۴٫
۸۰) ژان مارى گنو، آینده آزادى، چالش‏هاى جهانى شدن دموکراسى، مرکز چاپ و انتشارات وزارت خارجه، ص ۱۷ مقدمه.
۸۱) همان، ص‏۱۵۰٫
۸۲) فرهنگ گرایى، جهانى شدن و حقوق بشر، ص ۱۲۵٫
۸۳) همان، ص ۱۲۶٫
۸۴) یوم الخلاص، ص ۳۹۵٫
۸۵) ر.ک: پدیده جهانى شدن، ص ۱۵۳٫
۸۶) بحارالأنوار، ج ۱۲، ۱۸۲٫
۸۷) روزنامه جام‏جم، شماره ۷۵۴، ص ۸٫
۸۸) منهاج‏البراعه، ج ۸، ص ۳۵۳٫
۸۹) فصلنامه پژوهش و سنجش، شماره ۲۵، ص ۲۱۰٫

درباره نویسنده