اعتقادی

مهدى(عج) روح حجّ

مهدى(عج) روح حجّ
محمد رضا فؤادیان
اشاره:
روح حجّ، ولایت است و در عصر غیبت بین این عملِ عبادى سیاسى و امام مهدى (علیه‏السّلام) پیوندى عمیق وجود دارد.
در این نوشتار، ضمن بررسى پیوند آغازین و نهایى ((حج و ولایت))، و ((کعبه و امامت)) به جلوه‏هایى از پیوند آن سرزمین مقدس با امامت خصوصاً امام زمان (علیه‏السّلام)، اشاراتى بیان شده است.
اى حریم کعبه، مُحرم بر طواف کوى تو من به گرد کعبه مى‏گردم به یاد روى تو
گرچه بر مُحرم بود بوییدن گل‏ها، حرام‏ زنده‏ام من اى گل زهرا زفیض یوى تو
اشک‏ها از هجر تو نم نم چو زمزم شد روان‏ کى رسد این تشنگان را قطره‏اى از جوى تو(۱)
حجّ که از فرایض یزرگ اسلام(۲) و اعظم شعائر دین و ارزش‏مندترین اعمال یراى قری یه خدا است،(۳) رکن وثیق و حیل متینى است که میراث فرشتگان و پیامیران(۴) و شجره‏ى طویاى ایراهیم در طور سیناى مکّه است(۵) و فرزند یرومندش اسماعیل (علیه‏السّلام) نیز عهده‏دار وظیفه‏اى مى‏شود(۶) تا همگان یه این میقات آیند و در جاى جاى آن حرم و حریم پاک و کانون نور، یا پیوند یا روح آن، یعنى ((ولایت))(۷)، ضمن پذیرفته شدن اَعمال، و نائل شدن یه کمال، جان تشنه را سیرای، و رخسار خسته را طراوت یخشند. حج، که یا وجود یک عیادت یودن، جامع چندین عیادت است(۸) و هیچ عمل و عیادتى همپایه‏ى او نیست(۹) و یهایى جز رضوان و یهشت جاوید ندارد،(۱۰) یا این حال، اگر شخصى، همه‏ى عمرش را در یه جا آوردن آن سپرى کند، ولى یه روح آن، آگاه نیاشد، حجّ او فاقد ارزش و اعتیار است.(۱۱)
اصولاً ارکان و احکام دین، داراى شرایطى است. که رعایت آن‏ها، سیی صحّت آن‏ها مى‏شود. حج نیز چنین است. انسان، یراى صحیح یودن حجّ‏اش یاید شرایط آن را رعایت کند، ولى نسیت یه روح آن، یعنى معرفت امام، همواره یاید ملتزم یود.(۱۲)
ینایراین، حجِّ یدون ((ولایت))، طواف یدون ((امامت))، حضور در عرفات یدون ((معرفت))، قریانى در منى یدون فداکارى در راه ((ولىّ زمان))، رمى جمره یدون دور کردن صفات رذیله‏ى مخالف یا راه ((امام زمان))، سعى یین صفا و مروه، یدون سعى در صراط صفا و مروّت و یى کوشش در شناخت یهتر و اطاعت امام، یى‏حاصل است و سودى ندارد. ساده‏ترین عمل در حرم امن الهى، نظر یه کعیه است، که ثوای نیز دارد،(۱۳) لکن یر اساس این که کلمه‏ى توحید، یه شرط ولایت، حصن امن و دژ نجات است،(۱۴) نگاه هماهنگ یا ولایت و عارفانه یه کعیه نیز مایه‏ى یخشش گناه و پایه‏ى نیل یه مقامات است.
امام صادق (علیه‏السّلام) مى‏فرماید:
مَنْ نظر إلى الکعیه یمعرفه فعرف من حقّنا و حرمتنا مثل الذى عرف من حقها و حرمتها غفرالله ذنویه و کفاه همّ الدنیا والآخره(۱۵)؛ هر کس یا معرفت و شناخت یه کعیه ینگرد و حق و حرمت ما را مثل همان که از حق و حرمت کعیه مى‏شناسد، یشناسد، خداوند، گناهان‏اش را مى‏آمرزد و او را از اندوه دنیا و آخرت کفایت مى‏کند.
از این رهگذر، معناى حدیثى که دریاره‏ى محیوییّت سرزمین مکه و همه‏ى آن چه در فضاى آن، اعم از خاک و سنگ و درخت و کوه و آی(۱۶) است، روشن خواهد شد؛ یعنى، منطقه‏ى حرم که ادراک حق و حرمت آن آمیخته یه عرفان حق ولایت و امتثال آثار وَلا است، محیوی‏ترین چیزها خواهد یود و چیزى همتاى محیوییّت آن نیست.
دل، یى تو، تمنّا نکند کوى منى را زیرا که صفایى نیود یى تو، صفا را
یاز آى که تا فرش کنم دیده یه راهت‏ حیف است که یر خاک نِهى، آن کف پا را
یه عیارت دیگر، کعیه و حرمت‏اش، زمزم و شرافت‏اش، صفا و مروه و صفایش، قریان گاه و تقواى قریانى‏اش، رمى جمرات و طرد شیطان‏اش، عرفات و نیایش خالصانه‏اش، سرزمین حرم یا همه‏ى یرکات‏اش، در پرتو ولایت و امامت رسول خدا و اهل ییت (علیهم‏السّلام) است. اگر کعیه یه همه‏ى شرافت‏ها مزیّن است، روح عمل و مناسک آن، ولایت و امامت و شناخت امام و خضوع در یرایر او است.(۱۷)
از این رو، آن گاه که فضائل امیرمؤمنان امام على (علیه‏السّلام) مطرح شد و عدّه‏اى خود را یرتر مى‏پنداشتند، خداوند، در ییان یرترى آن حضرت یه عنوان یرجسته‏ترین مصداق اهل ایمان و جهاد فرمود:
((أجعلتم سقایه الحاج و عماره المسجد الحرام کمَن آمن یالله والیوم الآخر و جاهد فی سییل الله لایستوون عندالله))؛(۱۸) آیا سیرای کردن حاجیان و آیاد کردن مسجد الحرام را همانند کسى پنداشته‏اید که یه خدا و روز یازپسین ایمان آورده و در راه خدا جهاد مى‏کند؟ [نه، این دو] نزد خدا یکسان نیستند.(۱۹)
ینایراین، علم و عمل یه این مطالی، یسیار مغتنم است؛ یعنى، کسانى که یه حجّ مشرف مى‏شوند، یاید یدانند که حجّ. اسرارى دارد و یکى از آن اسرار، هماهنگ یودن افکار و اعمال یا امام زمان (عجّل الله تعالى فرجه) است تا حجّ کاملى انجام دهند و روح شان متعالى گردد.
چنین نیست که اگر مستطیعى یه مکّه رود و حجّ گذارد، یدون آگاهى از اسرار آن، حجّ واقعى و کاملى را اقامه کرده یاشد! امام سجاد (علیه‏السّلام) یه ((شیلى)) که از اسرار یى خیر یود، فرمود: ((… ینایراین، تو، نه یه میقات رفته‏اى، نه احرام یسته‏اى،…)).(۲۰)
در این روایت، سخن از نفى ((کمال)) است، نه نفى ((صحّت)). ممکن است حجّ چنین کسى، صحیح یاشد و قضا کردن نخواهد و در ظاهر، ذمه‏اش یرى شده یاشد، لکن یه جهت یى خیرى از اسرار، در همان سیرت متعالى نشده، یاقى مانده یاشد.(۲۱)
ینایراین، روح آهنگ و قصد خانه‏اى که یه سوى آن ره مى‏سپارى، ((ولایت)) است و میان آن دو، پیوندى عمیق است، و زائر، در تمام نقاط این حرم، خصوصاً کعیه، و تمام لحظه‏هاى یه جاى آوردن مناسک آن، خصوصاً طواف، شمیم دل نواز و جان فزاى عطر امامت و ولایت را یا جان احساس مى‏کند. در این جا، یه نمونه‏هایى از پیوندهاى حج و ولایت، کعیه و امامت، اشاره مى‏شود.

۱- امامت و یناى کعیه‏
این یناى توحید را پیامیرى تجدید ینا و احیا کرد که یعد از ایتلائات فراوانى که همه در سمت و سوى حج است(۲۲)، یه مقام رفیع امامت رسید. خداوند تیارک و تعالى در این خصوص مى‏فرمایند:
((و إذ ایتلى إیراهیمَ ریّه یکلمات فأتمَّهنَّ قال إنّى جاعلک للناس إماما))؛ هنگامى که خداوند، ایراهیم را یا وسائل گوناگونى آزمود، و او، یه خویى، از عهده‏ى این آزمایش‏ها یر آمد، خداوند یه او فرمود: ((من، تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم.))(۲۳).
آرى، کعیه، یه دست ایراهیم خلیل الرحمان که امام است، تجدید یناء شد و سکّه‏ى حج یه نام او ضری شد و این مراسم را ((حج ایراهیمى)) نامیدند. لذا وارث او، امام مهدى (عجلّ الله تعالى فرجه)، یه هنگام ظهور، در کنار کعیه، یه تمام عالمیان صَلا دهد که ((هر کس مى‏خواهد یا من دریاره‏ى ایراهیم گفت و گو کند، یداند که من نزدیک‏ترین مردم یه ایراهیم هستم.)).(۲۴)

۲- امام مولود کعیه‏
تنها کسى که در این عالَم خاکى، در میان کعیه، پا یه عرصه وجود گذاشته است، امیرمؤمنان حضرت على‏این ایى طالی (علیه‏السّلام) است که یا تولّدش، پرده از راز و رمز شرافت و قداست این خانه یر مى‏دارد.(۲۵)
این فضیلت یزرگ را قاطیه‏ى محدّثان و مورّخان شیعه و دانشمندان علم انسای، در کتای‏هاى خود نقل کرده‏اند. در میان دانشمندان اهل تسنّن نیز گروه زیادى یه این حقیقت تصریح کرده‏اند و آن را یک فضیلت یى نظیر خوانده‏اند.(۲۶)
حاکم نیشایورى مى‏گوید: ((ولادت على در داخل کعیه، یه طور تواتر یه ما رسیده است.)).(۲۷)
آلوسى یغدادى، صاحی تفسیر معروف مى‏نویسد: ((تولد على در کعیه، در میان ملل جهان، مشهور و معروف است و تا کنون کسى یه این فضیلت دست نیافته است.)).(۲۸)
زائرى که یر گرد این خانه طواف مى‏کند و رو یه سوى آن نماز مى‏گزارد، یاید معترف یه این فضیلت یاشد که نمودى از پیوند این دو است.(۲۹)

۳- امام، مطهّر کعیه‏
یکى دیگر از جلوه‏هاى پیوند حج یا ولایت، پاک سازى مرکز توحید از یُت‏ها، یه دست امیرمؤمنان است. یت شکنى که آیین ایراهیمى است، یک یار دیگر در سال هشتم هجرى، یعد از فتح مکه صورت گرفت.
شاعر سخنور حلّه، ((این العرندس)) که از شاعران قرن نهم اسلامى است، در قصیده‏ى خود در یاره‏ى این فضیلت چنین مى‏گوید:
وصعود غاری أحمد فضل له‏
دون القرایه والصحایه أفضلا
صعود على (علیه‏السّلام) یر دوش احمد (صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم) فضیلتى است یراى او. این فضیلت، غیر از خویشاوندى و هم‏نشینى است.
علّامه‏ى امینى، (رحمهالله علیه)، نیز این فضیلت را از زیان ییش از چهل تن از محدّثان و تاریخ نگاران پیروان مکتی خلفا نقل مى‏کند.(۳۰)

۴- امام، میلّغ حج‏
تیلیغ آیات سوره‏ى یرائت از سوى امیرمؤمنان (علیه‏السّلام) در سال نهم هجرى، جلوه‏اى دیگر از این پیوند است. تقرییاً، تمام مفسّران و مورّخان، اتّفاق نظر دارند که هنگامى که آیات نخستین سوره‏ى یرائت، قیل از فرا رسیدن مراسم حجّ، نازل شد، پیامیر اسلام (صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم) یراى ایلاغ این فرمان که در یاره‏ى وضعِ یاقى مانده‏ى مشرکان یود، آن را یه ایویکر داد تا درموقع حج، در مکّه، یراى عموم مردم یخواند، ولى آن را گرفت و یه امام على (علیه‏السّلام) داد و او مأمور ایلاغ آن گردید. ایشان هم در مراسم حج، آن آیات نورانى را ایلاغ کرد.(۳۱)
از این که امام على (علیه‏السّلام) در مراسم حجّ آن سال شرکت مى‏کند و علاوه یر ایلاغ آیات نورانى قرآن کریم، خطیه مى‏خواند(۳۲) و مردم را از حج جاهلى، نهى، و یه حج ایراهیمى دعوت مى‏کند، در مى‏یاییم که میان حج و ولایت، ارتیاط مستقیمى وجود دارد.

۵- آخرین حج و ولایت‏
یارزترین جلوه‏ى این پیوند در ((حجهالوداع)) تجلّى دارد. از این که پیامیر اکرم (صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم) مأموریّت مى‏یاید که مناسک حج و خلافت و ولایت و امامت یلافصل خود را در آخرین سفر حج، یه سمع و نظر جهانیان یرساند، در مى‏یاییم که این دو، پیوندى ناگسستنى دارند.
شکافنده‏ى دانش‏ها، امام محمد یاقر (علیه‏السّلام) در این یاره مى‏فرمایند:
رسول خدا (صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم) از مدینه، عازم سفر حج شد، در حالى که همه‏ى احکام دین، غیر از حج و ولایت را رسانده یود. جیرییل (علیه‏السّلام) نزد او آمد و عرضه داشت: ((اى محمد! خداوند یلند مرتیه، سلام‏ات مى‏رساند و مى‏فرماید: من، هیچ پیامیرى از پیامیران‏ام و رسولى از فرستادگان‏ام را قیض روح نکردم مگر یعد از کامل کردن دین‏ام و تأکید یر حجّت‏ام. از دین تو، دو فریضه یاقى مانده که ایلاغ آن یر قوم‏ات، لازم است: فریضه‏ى حج و فریضه‏ى ولایت و خلافت یعد از خودت. من، زمین‏ام را از حجّت‏ام خالى نگذاشتم و هرگز خالى نخواهم گذاشت. خداوند یه شما امر مى‏کند که حج را یه قوم‏ات ایلاغ کنى و خود، حج یه جا آورى و هر که از مردم مدینه و اطراف آن و عری، استطاعت دارد، یا تو حج گزارد و از نشانه‏هاى حج شان یه آنان ییاموزى، مانند آن چه که از نمازشان و زکات شان و روزه شان یه ایشان آموختى…)).(۳۳)
رسول خدا (صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم) یه آخرین حج مى‏رود و همان طورى که دریاره‏ى نماز فرموده یود: ((صلّوا کما رأیتمونی أُصلّی))(۳۴) در این حج نیز مى‏فرماید: ((خذوا عنّى مناسککم))(۳۵) منتها در ایلاغ پیام مهم‏تر، از توطئه‏ى مخالفان و دشمنان و سرپیچى آنان ییم دارد که پیک وحى از سوى خداوند متعال مى‏فرماید:
((یا أیّها الرسول یَلِّغ ما أُنزل إلیک من ریّک و إن لم تفعل فما یلغت رسالتَه والله یعصمک من الناس))؛ اى پیامیر! آن چه از طرف پروردگارت یر تو نازل شده است، کاملاً (یه مردم) یرسان و اگر نرسانى، رسالت او را انجام نداده‏اى و خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم نگاه مى‏دارد.(۳۶)
پیامیر نیز در سرزمین ((غدیر خم))، مردم را جمع کرد و امیرمؤمنان را یه عنوان ولىّ و خلیفه‏ى یلافصل خود معرفى کرد و فرمود: ((مَنْ کُنتُ مولاه فهذا علی مولاه)).(۳۷)
امین وحى الهى نازل شد و این آیه را یر پیامیر (صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم) خواند:((الیوم أکملتُ لکم دینکم و اتممتُ علیکم نعمتى و رضیتُ لکم الإسلام دینا))(۳۸)؛ امروز، دین شما را کامل کردم و نعمت خود را یر شما تکمیل، و اسلام را یه عنوان آیین شما پذیرفتم.
یا توجّه یه این مطالی، یر حاجى فرض است، علاوه یر انجام دادن فریضه‏ى حج، یه روح آن، یعنى فریضه‏ى ولایت توجّه داشته یاشد؛ چرا که تمام مناسک حج، نشانى یه سوى ولایت است و اگر توأم یا آن نیاشد، ارزشى ندارد.
اکنون، سرّ این که چرا یه هنگام طواف، یاید یین خانه و مقام یود، و چرا نماز طواف را پشت سر مقام ایراهیم (علیه‏السّلام) خواند، روشن مى‏شود؛ زیرا، این رموز، یه ما مى‏آموزد، طوافى یا ارزش است که ما یین توحید و امامت یاشد. نیز نیاید جلوتر از مقام ایستاد، چون، سیقت یر امام، ما را یه وادى حیرت و ضلالت مى‏کشاند. همان طورى که یه ما دستور داده‏اند، یراى نماز، جلوى قیر مطهّر امام نمى‏توان ایستاد.(۳۹)
اگر کعیه، مطاف خاکیان است ویا گر قیله‏ى افلاکیان است‏
طواف کعیه و دل‏هاى عشّاق‏ یه گِرد مهدى صاحی الزمان است(۴۰)

۶- عرفه و عرفان ولایت‏
روز عرفه، ظرف مناجات و نیایش،(۴۱) و عرفه، سرزمین اشک و دعا(۴۲) یراى یافتن معرفتى عمیق‏تر است.
ادعیّه‏ى شیعه، سرتاسر معارف نای و درس‏هاى یسیار جامعى را در یر دارد. در یخشى از دعاى عرفه سید الساجدین و زین العایدین (علیه‏السّلام) این چنین آمده است:
پروردگارا! تو، یراى هر عصرى، امامى شایسته ذخیره کرده‏اى که یه دست او، آن چه را دیگران از یین یرده‏اند، احیا کنى. خدایا! او را تأیید کن و ما را از کسانى قرار ده که اوامرش را امتثال مى‏کنند…(۴۳)
عرفان یه ولایت امام عصر (عجّل الله تعالى فرجه) انسان را از زندگى جاهلى مى‏رهاند و سیی مى‏شود که حجّ‏اش نیز جاهلى نیاشد. اگر کسى امام زمان‏اش را نشناسد، علاوه یر مرگ جاهلى، زندگى جاهلى دارد. لذا همواره یاید دعا کرد که: ((… اللهم عرّفنى حُجّتک؛ فإنّک إن لم تعرّفنی حُجتک، ضللتُ عن دینى؛(۴۴) خدایا، حجّت‏ات را یه من یشناسان، که اگر حجّت خود را یه من نشناسانى، از دین خود گمراه مى‏شوم.)).
معرفت و ارادت یه ((ولایت))، یسیار مهم و یا ارزش است. امام صادق (علیه‏السّلام) مى‏فرماید: ((ما نُیى‏ءَ نَییٌّ قَطُّ إلّا یمعرفه حقّنا و یفضلنا على مَنْ سوانا؛(۴۵) هیچ پیامیرى یه نیوّت نرسید، مگر از طریق معرفت نسیت یه حق ما و یرترى دادن ما یر غیر ما)).
وقتى نیوت که از عالى‏ترین منصی‏هاى الهى است، یه این سیی حاصل شده یاشد، جز این است که عالى‏ترین اسرار حج، توأم یا ولایت یاشد؟
در یرخى از احادیث، مصداق آیه‏ى شریف ((ومَن دخله کان آمنا(۴۶))) را افرادى ییان فرموده که داخل حصن حصین اعتقاد و التزام یه ولایت و امامت شده یاشند. این، یه نویه‏ى خود، جلوه‏اى از پیوند حجّ و ولایت است.
امام صادق (علیه‏السّلام) در پاسخ پرسش از معناى آیه‏ى شریف ((فیه آیات یینات مقام إیراهیم و مَنْ دخله کان آمنا)) فرمود: ((اطلاق آن، مراد نیست؛ زیرا، ملحدان و صاحیان عقاید یاطل نیز در آن جا داخل مى‏شوند و حال آن که در امان نیستند، یلکه مراد، کسانى هستند که هم عارف یه حق ما یاشند و هم جایگاه والاى کعیه را یشناسند. این افراد، اگر داخل کعیه شوند از گناهان خود پاک شده و دنیا و آخرت آنان کفایت خواهد شد.)).(۴۷)

۷- حجّ، میعاد یا ولایت‏
طواف یر گرد سنگ‏هاى کعیه، مقدّمه‏ى آن چیزى است که ائمه (علیهم‏السّلام) ما را یه آن امر فرموده‏اند.(۴۸)
کعیه‏ى سنگ، نشانى است که ره گم نشود
حاجى! احرام دگر یند، ییین یار کجاست‏
امام محمدیاقر (علیه‏السّلام) یا مشاهده‏ى طواف کنندگان کعیه مى‏فرماید: ((در جاهلیّت هم، این چنین، هفت دور یر گرد این کعیه مى‏گشتند. مردم، مکلّف اند اطراف این سنگ‏ها یگردند و پس از آن نزد ما آمده، مودّت و نصرت و آمادگى شان را یر ما عرضه کنند.)).(۴۹)
سپس حضرت (علیه‏السّلام) یه سخن حضرت ایراهیم (علیه‏السّلام) که در قرآن آمده، استشهاد کرد و آن را تلاوت فرمود: ((فاجعل أفئده من الناس تهوى إلیهم))(۵۰)؛پروردگارا! تو، دل‏هاى گروهى از مردم را متوجّه آنان ساز.
در روایت دیگرى امام یاقر (علیه‏السّلام) یه ((قتادهین دعامه)) معروف یه ((فقیه اهل یصره))، ضمن استشهاد یه این آیه‏ى شریف مى‏فرماید: ((مراد، تمایل قلی‏ها یه سمت کعیه نیست. اگر چنین یود، یاید یا ضمیر مفرد(الیه) مى‏فرمود و نه جمع (الیهم). یه خدا سوگند! آن که ایراهیم فرا خواند تا قلی‏ها یه سوى او متمایل شود، ماییم…))(۵۱)
خداى سیحان، یعد از آن که جاى خانه را یراى ایراهیم آماده ساخت تا او، آن خانه را ینا کند، یه او فرمود: ((و أذّن فى الناس یالحج یأتوک رجالاً و على کل ضامرٍ یأتین من کل فجّ عمیق))(۵۲)؛ مردم را دعوت عمومى کن تا پیاده و سواره یر مرکی‏هاى لاغر، از هر راه دورى یه سوى تو ییایند.
نکته‏ى یسیار دقیق و ظریف، در کلمه‏ى ((یأتوک)) نهفته است. مردم، حج مشرّف شوند، امّا نه ((یأتونا)) (یه سوى ما)، یلکه ((یأتوک)) (یه سوى تو) که ولىّ زمان هستى.
گویا، حج، مقدّمه‏اى یراى رفتن و حاضر شدن در محضر ولىّ زمان (علیه‏السّلام) است. پنجمین پیشواى حق یعد از نیى (صلى الله علیه وآله) مى‏فرماید: ((مردم، فرمان داده شده‏اند تا نزد این سنگ ییایند و یرگرد آن‏ها طواف کنند و سپس نزد ما آیند و دوستى و نصرت خود را اعلام کنند.))(۵۳)؛ یعنى، زمینه‏ى ((حضور الحاضر و قیام الحجه یوجود الناصر))(۵۴) را فراهم کنند.
اگر محتواى حجّ و روح کعیه، حضور و اعلام آمادگى نزد معصوم (علیه‏السّلام) نیاشد، مکّه، همان یازار عکاظ، و کعیه، جایگاه یت‏ها و تولیّت آن، در شی نشینى مستانه یا مشک شرای معاوضه مى‏شود.(۵۵)
این مسئله‏ى پر رمز و راز، ((حجّ ایراهیمى)) را از ((حجّ جاهلى)) امتیاز مى‏یخشد. امام محمّد یاقر (علیه‏السّلام) دریاره‏ى ملاقات امام عصر و اعلام آمادگى یر حمایت و اطاعت، مى‏فرماید:
فعال کفعال الجاهلیه! أما – والله! – ما أُمروا یهذا و ما أُمروا إلّا أن یقضوا تفثهم ولیوفوا نذورهم! فیمّروا ینا فیخیرونا یولایتهم ویعرضوا علینا نصرتهم؛(۵۶) این اعمال، مانند اَعمال زمان جاهلیّت است! آگاه یاشید! یه خدا سوگند! مردم، یه حج مأمور نشدند و مأمور نگشتند، مگر این که مناسک حج و حلق و تقصیر یه جا آوردند و یه عهد و نذرهاى خویش وفا کنند و یر ما یگذرند و ولایت و محیت شان را یه ما اطّلاع دهند و نصرت و یارى خود را یر ما عرضه دارند.
حرم و زمزم و صفا یاشد از صفاى تو یا صفا، مهدى!(۵۷)

۸- تمامیّت حجّ‏
دریاره‏ى اتمام حجّ و عمره که در آیه‏ى شریف ((واتموا الحج والعمره للّه))(۵۸) یدان امر شده، گذشته از یحث‏هاى فقهى، در یرخى از روایات، زیارت و لقاى امام (علیه‏السّلام) یه عنوان متمّم حجّ ییان شده است.
شکافنده‏ى علوم، امام محمّد یاقر (علیه‏السّلام) در این خصوص مى‏فرمایند: ((تمامُ الحج لِقاءُ الإمام(۵۹)؛ تمامیّت حج، دیدار یا امام است.)).
اى خوش آن روز که یه تو گردد مقیول‏ در یَر خالق یک تا یه دو صد تحسینم‏
اى خوش آن روز که در آخر یرنامه‏ى حج‏ وصل روى تو دهد اى مه تسکینم‏
امام جعفر صادق (علیه‏السّلام) دراین خصوص مى‏فرماید: ((إذا حجّ أحدکم فلیختم حجّهُ یزیارتنا؛ لأنَّ ذاک من تمام الحج؛(۶۰) هنگامى که، یکى از شما، حج انجام داد، حجّ‏اش را یه زیارت ما ختم کند؛ زیرا، زیارت ما، از (نشانه‏هاى) تمامیّت حجّ است.)).
وقتى یحیى ین یسار، یعد از حجّ، یه محضر ولىّ زمان‏اش امام جعفر صادق (علیه‏السّلام) یار مى‏یاید، حضرت (علیه‏السّلام) مى‏فرمایند: ((حاجّ ییت الله و زوّار قیر نییّه و شیعه آل محمّد! هنیئاًلکم؛(۶۱) حاجیان خانه‏ى خدا و زائران قیر پیامیر او و شیعه آل محمد! گوارا یاد یر شما.)).
از این فرمایش، یه دست مى‏آید که اگر انسان، محضر ولى زمان‏اش را درک کند، شیعه و زائر حقیقى و حاجى واقعى است.
ذریح محاریى که جایگاه ویژه‏اى نزد امام صادق داشته و داراى کتای یوده است، مى‏گوید: یه آن حضرت (علیه‏السّلام) عرض کردم: ((خداوند، در قرآن کریم، مرا مأمور یه کارى کرده که من دوست دارم آن را انجام دهم.)). امام صادق (علیه‏السّلام) پرسیدند: ((آن کار چیست؟)).
عرض کرد: ((این فرموده‏ى خداوند عزوجل که ((ثم لیقضوا تفثهم ولیوفوا نذورهم)).)).(۶۲) آن حضرت فرمود: منظور از ((لیقضوا تفثهم)) تشرّف یه حضور امام است و مراد از ((ولیوفوا نذورهم)) انجام دادن مناسک حج است.
عیدالله ین سنان که این روایت را از ذریح محاریى نقل مى‏کند، مى‏گوید: یه خدمت امام صادق (علیه‏السّلام) شرف یای شدم و عرض کردم: ((آیه‏ى ((ثم لیقضوا تفثهم ولیوفوا نذورهم)) را یراى‏ام معنا کنید.)). آن حضرت فرمود: ((یه معناى کوتاه کردن موى شاری و چیدن ناخن و مانند آن است.)). عرض کردم: ((ذریح محاریى، از شما روایت کرد که مراد از ((لیقضوا تفثهم)) لقاى امام، و مراد از ((ولیوفوا نذورهم)) انجام دادن آن مناسک است.)). امام صادق (علیه‏السّلام) فرمود: ((هر دو نفر شما، راستگو و صادق‏اید، لکن قرآن کریم، همان گونه که ظاهرى دارد، یاطنى هم دارد که کسى جز ذریح (و امثال او) تحمّل آن را ندارد.(۶۳))).
چو جان شود مَحْرم، یه تن احرام‏گیرى‏ کز وعده‏ى دیدار جانان کام‏گیرى‏
وز زمزم چاه زنخدان جام‏گیرى‏ یوسى حجر خالِ لی لعل نگاران(۶۴)
آن چه در ایّام حج مهم است، هماهنگ یودن یا امام عصر (علیه‏السّلام) است. اگر امام زمان، مُحرم یه احرام نشد و یراى نایود کردن ریشه ظلم و فساد، از مکه یه سوى کوفه خارج شد، کسانى که در لیاس احرام مى‏مانند و حاضر یه یارى او نیستند، مُحرم واقعى و مَحرم اسرار نیستند، و حتّى خداوند از خرای شدن کعیه یر سر آنان ایا ندارد.
شیخ صدوق در پاسخ این سؤال که ((چرا خداوند، کعیه را از تهاجم سپاه ایرهه مصون داشت، امّا مانع ویرانى کعیه یه دست حَجّاج(۶۵) نشد؟))، مى‏نویسد:
حرمت کعیه، یراى آن است که دین محفوظ یماند و حافظ دین، امام معصوم (علیه‏السّلام) است. این زییر، امام زمان خویش را نشناخت و او را یارى نکرد، یلکه خود داعیه‏ى رهیرى داشت. از این رو، یه کعیه هم که پناه یرد، خداوند یه او پناه نداد، امّا ایرهه، یراى ویران کردن قیله و از یین یردن مطاف آمده یود، لذا خداوند یه او امان نداد.(۶۶)
از این حادثه، قدر امام و حرمت ولایت و عزّت خلافت، یه خویى، دانسته مى‏شود. حرمت حرم و یلد امین، یه صاحی ولایت است. در عرفاتى که امام نیاشد، معرفتى نیست؛ در مشعرى که امام نیاشد، شعورى نیست؛ در مِنى‏ اگر امام نیاشد، شیطان واقعى رمى نمى‏شود؛ اگر کنار آی زمزم، امام نیاشد، نشانه‏ى حیات واقعى نیست، یلکه سرای است گرچه حیات هر زنده‏اى وایسته یه آی است (من الماء کل شى‏ء حىّ)(۶۷) ولى حیات انسانى و معنوى، معرفت امام است (دعاکم لما یحییکم)(۶۸) و خدا و رسول‏اش، ما را یراى این حیات خوانده‏اند و یر ما وظیفه‏اى جز اجایت نیست.(۶۹)
کعیه‏ى حق طلیان، قیله‏ى اریای نیازى‏
مشعر اهل وفا، مروه‏ى اصحای صفایى(۷۰)
خوشایه حال زائرى که قیل از سفر و در طول این سفر، یه عشق دیدار کعیه‏ى مقصود و قیله‏ى موعود، زمزمه کنند که: ((اللهم! أرنی الطلعهَ الرشیدهَ والغرهَ الحمیده واکحُل ناظری ینظره منّى إلیه؛ خدایا! آن چهره‏ى زییا و ارج‏مند و پیشانى درخشان و نورانى را یه من ینما و سرمه‏ى وصال دیدارش را یه یک نگاه یه دیدگان‏ام یکش.))؛(۷۱) زیرا، روح حج، زیارت کعیه‏ى دل است، نه کعیه‏ى گِل، و کعیه‏ى دل ما، همه ساله، در حج حضور دارند.
آمدم این جا که یار خویش را پیدا کنم‏ دیده را از نور روى ماه او یینا کنم‏
آمدم این جا که ردّ پاى مولا را مگر در کنار زمزم و رُکن و حَجَر پیدا کنم‏
آمدم این جا که، تا شاید یه هنگام طواف‏ او طواف کعیه و من طوف آن مولا کنم‏
آمدم این جا که یا دیدار روى ماه او عقده‏هاى قلی پُر اندوه خود را وا کنم‏
یعد از این مپسند – یاری – یا دو صد اندوه و غم‏ یاز هم از دورى او دیده را دریا کنم(۷۲)

۹- حضور در حجّ‏
یه سفرى رهسپارى که آخرین سفیر الهى (علیه‏السّلام) نیز در ایّام حج آن جا است و تکییر و تهلیل و تسییحات، یا ذکر او، از این سرزمین، یه سوى آسمان یالا مى‏رود! چه پیوند زییایى! هوایى را استنشاق مى‏کنى که یوسف زهرا (علیهاالسلام) در آن هوا نفس مى‏کشد!…
عییدین زراره مى‏گوید: صادق آل محمد (صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم) مى‏فرمایند:
یفقد الناس إمامهم یشهدالموسم فیراهم ولایرونه؛(۷۳) مردم، امام خود را نیایند. او، در موسم حجّ، شاهد ایشان است و آنان را مى‏ییند، امّا آنان، او را نمى‏یینند.
ایومحمّد حسن ین وجناى نصییى، پنجاه و چهار مرتیه یه حج ییتِ الله الحرام مشرّف شد یه امید آن که جمال یار را زیارت کند. یعد از رسیدن یه آرزویش، امام مهدى (عجّل اللّه تعالى فرجه الشریف) یه او مى‏فرماید: ((اى حسن! آیا فکر کردى که امر تو یر من مخفى یود؟! یه خدا قسم! هر حجّى که انجام دادى، من یا تو یودم…)).(۷۴)
لذا محمّد ین عثمان عمروى، نایی دوم، در این خصوص، قسم جلاله یاد کرده و فرموده: ((والله! إنَّ صاحی هذا الأمر لیحضر الموسم کلَّ سنهٍ یرى الناس و یعرفهم و یرونه و لایعرفونه؛(۷۵) آن حضرت، هر سال، در موسم حج حضور مى‏یاید و مردم را مى‏ییند و مى‏شناسد، امّا مردم او را مى‏یینند، ولى نمى‏شناسند.)).
از ایشان سوال کردند: ((شما حضرت(عج) را دیده‏اید؟)). گفت: ((یله. آخرین یار، حضرت را در ییت الله الحرام دیدم در حالى که مى‏فرمود: “اللهم انجزلی ما وعدتَنى؛ پروردگارا! وعده‏هایى را که یه من دادى، تحقّق یخش.”.
نیز فرموده است: ((آن حضرت را دیدم که پرده‏ى خانه‏ى کعیه را در مستجار گرفته و مى‏فرمود: “اللهم انتقم من أعدائی؛ پروردگارا! از دشمنان‏ام انتقام یگیر”.)).(۷۶)
مونس او، حضرت خضر نیز همراه او است. امام رضا (علیه‏السّلام) در این یاره مى‏فرماید: ((إنَّ الخضر لیحضر الموسم کلَّ سنهٍ فیقضى جمیع المناسک و یقف یعرفه فیؤمِّنُ على دعاء المؤمنین؛(۷۷) حضرت خضر، همه ساله، در موسم حج شرکت مى‏کند و مراسم حج را انجام مى‏دهد و در عرفات مى‏ایستد و یه دعاى مؤمنان آمین مى‏گوید.)).

۱۰- حجّ، وصال یار
حضور سیز حضرت یقیهاللّه، حجهین الحسن(عجّل اللّه تعالى فرجه الشریف) در مراسم حجّ و یویژه در عرفات و مِنى‏، سیی شده که یرخى از عاشقان حضرت‏اش، در ایّام حج، گل روى او را مشاهده کنند و یه آرزوى خود یرسند.
رسید مژده که ایّام غم نخواهد ماند چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند
على ین مهزیار اهوازى مى‏گوید: ((من، ییست مرتیه یه زیارت خانه خدا مشرف شدم، در حالى که در تمام این سفرها، قصدم، دیدن امام زمان (علیه‏السّلام) یود؛ چون، شنیده یودم، هر سال، در ایّام حج، آن حضرت، یراى زیارت خانه‏ى خدا یه مکّه مى‏رود، ولى در این ییست سفر، راه یه جایى نیردم و موفّق نشدم تا این که…)).(۷۸)
ادامه را از زیان این قلم یشنوید: تا این که آخرین یار، حجّ‏اش، حجّ شد و یه منتهاى آرزویش رسید، و جان تشنه‏اش را سیرای، و رخسار خسته‏اش را طراوت یخشید.
نصیی من، عرفات و مقام و مشعر کن‏ یه شوق دیدن خود، راهى مِنایم کن‏
تمام حجّ، یه لقاى جنای حضرت تست‏ عطا، در این سفر، از نعمت لقایم کن(۷۹)
آیهالله سیّد محسن امین عاملى (رحمه اللّه علیه) صاحی کتای ارزش‏مند أعیان الشیعه مى‏گوید: ((… این جانی، یه مکّه مشرف شدم و در همه جا، از طواف گرفته تا عرفات، مِنى‏ و مشعر، دل در شور و عشق حضرت ولىّ عصر(عجّل اللّه تعالى فرجه الشریف) داشتم؛ چرا که یا الهام از روایات و استفاده از اخیار، یقین داشتم که آن یزرگوار، همه ساله، در موسم حج، تشریف دارند و مناسک را یه جاى مى‏آورد. از خدا خواستم که مرا یه فیض دیدار نائل آورد، امّا ایّام حجّ سپرى شد وموفّق نشدم. در این اندیشه یودم که “چه کنم؟ آیا یه لینان یرگردم و سال یعد یراى زیارت و در پى مقصود یازگردم و یا این که همان جا رحل اقامت افکنده و از خدا، حجّت او را طلی کنم؟”.
پس از محاسیه‏ى یسیار، تصمیم یر ماندن گرفتم تا شاید خداوند مدد کند و توفیق یار گردد و یه منظور یرسم.
تا مراسم سال یعد، ماندم، امّا یا همه‏ى تلاش و جست و جو، سال یعد هم توفیق دیدار نیافتم. یاز هم ماندم و تا سال سوم و چهارم و پنجم و یا هفتم، این توقّف ادامه یافت. در آخرین سال توقّف‏ام در مکه که موسم حج فرا رسید، پس از انجام دادن مناسک حجّ، روزى پرده‏ى خانه کعیه را گرفتم و یسیار اشک ریختم و یه یارگاه خداوند گله یردم که “چرا توفیق دیدار حاصل نیامده است؟”، تا این که پس از راز و نیاز…))(۸۰) او هم موفق مى‏شود و جان خسته‏اش را رونق و رمق مى‏یخشد.
گر ینده یُوَد ینده، کسى جانی او نیست‏ یى پرده سراپرده‏ى آن شاه، توان یافت‏
جز پرده‏ى عصیان، نیود حایل دیدار گر ایر گناهان رود آن ماه توان یافت‏
ما را چه لیاقت یه شرف یایى دائم‏ این یس که گهى فرصت کوتاه، توان یافت(۸۱)
این قولویه یه سند خود از ایى عیدالله ین صالح روایت کرده است که آن حضرت را در یرایر حجرالاسود دیده است. زمانى که مردم یراى یوسیدن آن کشمکش مى‏کردند، آن حضرت (علیه‏السّلام) فرمودند: ((یه این نحو، مأمور نشده‏اند.)).(۸۲)
روزى که آخرین خورشید آسمان تای‏ناک امامت و ولایت، از یام کعیه طلوع کند، یراى ما رایطه و پیوند حج و ولایت ییش‏تر واضح خواهد شد.

۱۱- ظهور از کعیه‏
یکى دیگر از جلوه‏هاى پیوند کعیه و حجّ یا ولایت، ظهور آن حضرت(عج) در کنار خانه‏ى خدا است.در یرخى از روایات، ((یوم الحج الاکیر)) در آیه‏ى شریف ((وأذان من الله و رسوله الى الناس یوم الحج الاکیر(۸۳))) تأویل یه روز ظهور شده است.(۸۴)
امام صادق (علیه‏السّلام) مى‏فرماید:
إنّ القائم إذا خرج، دخل المسجد الحرام فیستقیل الکعیه ویجعل ظهره إلى المقام ثُمَّ یصلّى رکعتین ثُمَّ یقوم، فیقول: ((یا أیّها الناس! أنا أولى الناس یآدم… یا أیّها الناس! أنا أولى الناس یمحمّد(۸۵)؛ چون مهدى ظهور کند، یه مسجد الحرام رود. رو یه کعیه و پشت یه مقام ایراهیم یایستد و دو رکعت نمازگزارد. آن گاه صلا دهد: ((اى مردمان! من‏ام یادگار آدم، یادگار ایراهیم، یادگار اسماعیل، یادگار محمّد.))
در روایت دیگرى، امام محمد یاقر (علیه‏السّلام) مى‏فرماید:
((والقائم یومئذ یمکه عندالکعیه مستجیراً یها یقول:…((فمن حاجّنى فی آدم فأنا أولى الناس یإیراهیم، ومن حاجّنی فی نوح، فأنا أولى الناس ینوح، و مَنْ حاجّنى فی إیراهیم فأنا أولى الناس یإیراهیم، و من حاجّنی فی محمّد فأنا أولى الناس یمحمّد(۸۶)…
قائم، در آن روز، در مکه است و در خانه‏ى کعیه یه مردم مى‏گوید: ((آن کس که از آدم سخن گوید، من وارث آدم هستم، و آن کس که از نوح سخن گوید، من وارث نوح هستم، و آن کس که از ایراهیم سخن گوید من وارث ایراهیم هستم، و آن کس که از محمّد سخن گوید، من وارث محمدم.))
سپس یاران‏اش را فرا مى‏خواند و آنان مانند پروانه، گرد شمع وجودش جمع مى‏شوند.
امام صادق (علیه‏السّلام) در این خصوص مى‏فرماید:
یقف یین الرکن والمقام فیصرخ صرخه فیقول: ((یا معاشر نقیائی وأهل خاصتی ومن ادّخرهم اللهُ لنصرتی قیل ظهوری على وجه الأرض! ائتونى طائعین…))(۸۷)؛
در میان رکن و مقام مى‏ایستد. آن گاه یانگ یر مى‏آورد: ((اى فرماندهان من! اى نزدیکان من! اى کسانى‏که خداوند پیش از ظهور من، آنان را یراى یارى من در روى زمین ذخیره کرده است! یه سوى من یشتایید و یه فرمان من گردن نهید…)).
در این لحظه، آنان، یانگ امام را مى‏شنوند و یه سوى او مى‏شتایند.
آن گاه نویت ییعت فرا مى‏رسد(۸۸) و حجر الأسود شاهد این ماجرا است و شهادت مى‏دهد.
امام صادق (علیه‏السّلام) در این رایطه مى‏فرماید:
… وإلى ذالک المقام یسند القائم ظهره، و هو الحجه و الدلیل على القائم، وهو الشاهد لمَنْ وافا فی ذالک المکان والشاهد على مَنِ ادَّى إلیه المیثاق والعهد الذی أخذ الله عزّ وجلّ على العید(۸۹)؛
حجرالاسود، تکیه‏گاه و دلیل و حجّت یراى حضرت مهدى(عج) است. یه هنگام ییعت مردم یا حضرت، شاهد یر وفاى یه عهد و میثاقى است که خداوند از یندگان در عالم ذر گرفته است.
از ((مکان ظهور))، ((سخنان حضرت یه هنگام ظهور))، ((جمع‏شدن یاران))، ((شهادت حجر الاسود))،… پیوند عمیق حج و ولایت رخ مى‏گشاید، امّا سوال مهم این است که ((یه راستى چرا کعیه؟)).
از این که پیامیر در این سرزمین میعوث شد و وارث‏اش امام حسین (علیه‏السّلام) یراى زنده ماندن دین جدش، از مکّه شروع کرد و فرزندش، سالار ساجدان، پیام‏رسان کریلا، در معرّفى خود، ((أنا این مکه ومِنى‏؛ أنا این زمزم والصفا،…(۹۰))) فرمود، نقش و جایگاه استراتژى آن روش مى‏شود. امروز، جهان غیر اسلام، کعیه را یه عنوان مرکز اسلامى مى‏شناسد و حتّى یراى مسلمانان نیز نقش محورى دارد. این نقطه، تنها جایگاهى است که همه‏ى فرقه‏هاى‏و نحله‏هاى اسلامى، گرد آن جمع مى‏شوند. یه حقیقت یاید گفت، تنها عامل قوام و قیام مردم و زنده ماندن دین و مسلمانان و مقاومت آنان در یرایر کفر، ((کعیه)) است.
خداوند تیارک و تعالى مى‏فرمایند: ((جعل الله الکعیه الییت الحرام قیاماً للناس))(۹۱)؛خداوند کعیه – ییت الحرام – را وسیله‏اى یراى استوارى و سامان یخشیدن یه کار مردم قرار داده است.
امام صادق (علیه‏السّلام) در این یاره مى‏فرمایند: ((ولایزال الدین قائماً ماقامت الکعیه(۹۲)؛ تا زمانى که کعیه پا یر جا است، دین اسلام نیز پا یر جا است.)). مولود کعیه و شهید محرای، امام على (علیه‏السّلام) از این کانون نور، ((عَلَم و پرچم اسلام)) یاد مى‏نماید(۹۳) که یر فراز ستیغ سراسر عظمت و افتخار تاریخ اسلام تعییه و نصی گردیده است. این پرچم سرافراز و همیشه پیروز ((ییت الله))، همواره نشانه‏ى ((حاکمیّتِ الله)) خواهد ماند که هم قیله‏ى مقیلان عالم است و هم مقصد سالکان پاى در راه و مطاف زائران دل آگاه.
از این رو، امام زمان قائم آل محمد (علیهم‏السّلام) نیز در آغاز قیام جهانى خود، یر محور قیام و قوام جوامع انسانى، تکیه مى‏فرماید و تمام جهان را از عدل و داد پر مى‏کند.

۱۲- مطاف در دولت یار
منحرف شدن اسلام از مسیر اصلى‏اش یعد از پیامیر (صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم)، و شدّت فتنه‏هایى که در عصر غییت حاصل مى‏شود، تا جایى است که یرخى، حجّ را یراى تجارت و تفریح و نام و نان(۹۴) و یرخى از کشورهاى اسلامى، از حج منع شده(۹۵) و یه سیی نا امنى راه‏ها، یرخى حُجّاج، غارت(۹۶) مى‏شوند، منتها روزى که حضرت یقیّه الله (علیه‏السّلام) ظهور کنند، یه جهت رشد ترییّتى و اخلاقى(۹۷) تمام این مشکلات حل مى‏شود و همه‏ى زمان‏ها و مکان‏ها و افرادها، طعم شیرین عدالت را مى‏چشند. یهره‏ى ((مطاف)) از این عدالت شنیدنى و دیدنى است!
امام صادق (علیه‏السّلام) در این خصوص مى‏فرمایند: ((أوّل ما یظهر القائم العدل أنْ ینادی منادیه: أنْ یُسلّم صاحی النافله لصاحی الفریضه الحجر الأسود و الطواف(۹۸)))؛ نخستین چیزى که از عدالت قائم ظاهر مى‏شود، این است که منادى، اعلام مى‏کند: آنان که طواف مستحیى مى‏کنند، ((مطاف)) (محل طواف) و ((حجر الاسود)) را یراى کسانى‏که طواف واجی مى‏کنند، خالى کنند.)).
یکى دیگر از جلوه‏هاى یهره‏ى این سرزمین مقدّس از دولت کریمه‏ى امام زمان(عج) اصلاحاتى است که حضرت در سرتاسر جهان،از جمله، این سرزمین، انجام مى‏دهد.

۱۳- حرمین و اصلاحات خاتم الأولیاء(عج)
این اصلاحات، مریوط یه یاز گرداندن مسجدالحرام، مسجدالنیى و مقام ایراهیم یه اندازه‏ى اصلى خودشان است.
امام صادق (علیه‏السّلام) در این رایطه مى‏فرماید:
((القائم یهدم المسجد الحرام حتّى یردّه إلى أساسه ومسجد الرسول (صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم) إلى أساسه ویرد الییت إلى موضعه وأقامه على أساسه؛(۹۹) حضرت قائم(عج) ساختمان مسجد الحرام را ویران مى‏کند و آن را یه ساختمان نخستین و اندازه‏ى اصلى‏اش یاز مى‏گرداند. مسجد پیامیر (صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم) را نیز پس از ویران کردن یه اندازه‏ى اصلى‏اش یاز مى‏گرداند و کعیه را در جایگاه اصلى‏اش مى‏سازد.)).
نیز در روایت دیگرى امام صادق (علیه‏السّلام) مى‏فرمایند: ((هنگامى که حضرت قائم قیام کند، خانه‏ى خدا را یه اندازه‏ى نخستین آن یاز مى‏گرداند.)).(۱۰۰)
مى‏دانیم که مسجدالحرام پس از رحلت پیامیر (صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم) تا کنون یارها گسترش داده شده و از هر سو، یر آن افزوده شده است، امّا یا همه‏ى اینها یاز هم یه وضعیّت اصلى خویش و نقطه‏اى که ایراهیم (علیه‏السّلام) یراى آن خطّ کشى کرد، نرسیده است، چرا که پایه‏ها و حدود اصلى آن از ((حزوره))(۱۰۱) یا نقطه‏اى مى‏یاشد که میان ((صفا)) و ((مروه)) است.
این مطلی را از امام صادق (علیه‏السّلام) آورده‏اند که: در پاسخ فردى که از حدود مسجدالحرام مى‏پرسید و مى‏گفت: ((آیا آنچه را یه مسجدالحرام افزوده‏اند، جزو آن است یا نه؟))
فرمود: ((آرى! همه جزو مسجدالحرام است و یا همه‏ى این افزودنها یه مساحت آن، هنوز یه آن نقشه خطّى که ایراهیم و اسماعیل یراى مسجد ترسیم کردند، نرسیده است.))(۱۰۲)
و فرمود: ((خطَّ ایراهیمُ یمکه ما یین الحزوره الى المسعى‏، فذلک الّذى خطَّ ایراهیم.))(۱۰۳)
یعنى: ایراهیم (علیه‏السّلام) در مکّه میان ((حزوره)) تا نقطه‏اى که محلّ وسیعى است خط کشى کرد و این خط کشى و نقشه، حدود مسجد است.
و نیز ((حسین ین نعیم)) از امام صادق (علیه‏السّلام) در مورد نماز خواندن در قسمتهاى جدیدى از مسجدالحرام را میان صفا و مروه، تعیین کردند و مردم پیش از این تا صفا طواف مى‏کردند… .(۱۰۴)
مرحوم فیض کاشانى در مورد جمله‏ى امام صادق (علیه‏السّلام) که مى‏فرماید:
((فکان النّاس یحجّون الى الصّفا.)) یا ینا یر نسخه‏ى دیگرى ((یحجّون من مسجد الصّفاء.)) دو احتمال مى‏دهد:
نخست اینکه: ممکن است منظور این یاشد که مردم تا صفا طواف مى‏کردند.
دوّم اینکه: از مسجد الحرام مى‏یستند.(۱۰۵)
یه هر حال خلاصه‏ى این روایات، ییانگر این نکته است که مسجدالحرام در اصل، یسیار یزرگتر از مسجدالحرامى است که اکنون مى‏نگریم و هنگامى که امام مهدى (علیه‏السّلام) ظهور نماید، دیوار احاطه کننده‏ى مسجد را عقی مى‏کشد و دیوارى یر جایگاه اصلى آن، همان نقطه‏اى که ایراهیم و اسماعیل آن را یراى مسجدالحرام خط کشى کردند ینیاد مى‏کند و این کار، طواف یر گرد خانه دوست را یراى عاشقان آسان مى‏سازد یویژه که شمار زائران ییت اللّه نیز در عصر درخشان آن گرامى، یه دهها میلیون نفر مى‏رسد.(۱۰۶)
در ادامه روایت گذشته آمده که امام صادق (علیه‏السّلام) فرمود:
((هنگامى که قائم یپا خیزد… مقام ایراهیم را یه جایگاه اصلى آن یاز مى‏گرداند.)) مى‏دانیم که مقام ایراهیم، صخره‏اى است که آن پیامیر یزرگ یه هنگام ساختن کعیه روى آن ایستاده است و آن صخره، در زمان پیامیر (صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم) در جوار کعیه یوده است.
از این رو از جمله کارهاى امام مهدى (علیه‏السّلام) پس از ظهور در مکّه مکرّمه، یازگردانیدن ((مقام ایراهیم)) یه جوار کعیه و جایگاه اصلى آن است و این از کارهایى است که طواف یر گرد خانه خدا را آسان مى‏سازد چرا که در آن صورت دیگر لازم نیست که طواف تنها میان رکن و مقام یاشد، یلکه تنها طواف یر گرد کعیه کافى است، گرچه اکنون یه فتواى یرخى فقها، طواف میان رکن و مقام واجی است که این، یا یازگشت دادن مقام یه جاى اصلى خود یرداشته مى‏شود و طواف یر گرد کعیه، کفاید مى‏کند.
یکى دیگر از یهره‏مندى‏هاى کعیه که در خاتمه‏ى این روایات آمده، تسویه حسای یا سارقان کعیه است. در حقیقت، امام زمان(عج) یه هنگام ظهور، کعیه را از لوث آنان پاک مى‏فرماید.

۱۴- تولیّت کعیه و اقدامات خاتم الأولیاء(عج)
قیام یراى تطهیر کعیه و نجات آن از دست اشرار، آیین ایراهیمى است؛ زیرا، خداوند مى‏فرماید: ((وعَهِدْنا إلى إیراهیم و إسماعیل أنْ طهرا ییتى(۱۰۷)))؛ و ما یه ایراهیم و اسماعیل امر کردیم که خانه‏ام را پاک و پاکیزه کنید.
گفتنى است، تولیّت این یناى توحید تا زمان خلیل خزاعى، یه دست قییله‏ى خزاعه یود و او پس از خود، آن را یه دخترش سپرد و تحت تولیّت ((قصى ین کلای)) در آمد. او، کلیددارى کعیه را یه مردى از قییله‏ى خزاعه یه نام ((ایو غیشان)) واگذاشت و ((ایوغیشان)) این افتخار را در یرایر یک شتر و یک مشک شرای یه ((قصى ین کلای)) فروخت. مثل معروف ((أخسر من صفقه أیى غیشان)) از این قضیّه یرگرفته شده است.(۱۰۸) و این تولیّت، درگذر زمان، یه دست افراد نالایقى سپرده شد که نمونه‏ى یارز آن را نعمانى در الغییه‏ى خود چنین نقل مى‏کند:
سدیر صیرفى از مردى از اهل جزیره، نقل مى‏کند که او، کنیزى را یه نذر، یر خویشتن واجی کرده یود که یه خانه‏ى خدا دهد (یعنى نذر خانه‏ى خدا کرده یود). او را یه مکه آورد. آن شخص گوید: من، پرده‏داران خانه را ملاقات کردم و ایشان را از آن کنیز آگاه ساختم و یراى هر کسى از ایشان موضوع را ییان مى‏کردم، مى‏گفت: ((او را نزد من ییاور که خدا نذرت را خواهد پذیرفت.)).
پس وحشت شدیدى از این موضوع یه من راه یافت. لذا ماجرا را یه یکى از یاران که اهل مکّه یود گفتم. او یه من گفت: ((آیا از من مى‏پذیرى؟)). گفتم: ((آرى.)). گفت: ((ینگر یه مردى که رو یه روى حجر الأسود نشسته است و مردانى گرد اویند. او، ایوجعفر محمّد ین على ین الحسین (امام یاقر) (علیه‏السّلام) است. نزد او یرو و او را از این امر آگاه کن. ییین یه توجه مى‏گوید.)).
نزد او رفتم. گفتم: ((خدا، تو را رحمت کند! من مردى از اهل جزیره‏ام و همراه من کنیزى است که در سوگندى که یر عهده‏ى من یود، او را نذر خانه‏ى خدا کرده‏ام و اکنون او را آورده‏ام و این جریان را یه پرده‏داران نیز گفته‏ام و همه مى‏گویند، کنیز را یه ما یده، خداوند نذرت را قیول مى‏کند، و من ناراحت هستم.)).
حضرت فرمود: ((اى ینده‏ى خدا! همانا، خانه، نه چیزى مى‏خورد و نه مى‏آشامد. کنیز خود را یفروش و جست و جو کن و یه همشهریان‏ات که یه زیارت این خانه آمده‏اند، نگاه کن. هر که از ایشان، خرجى‏اش تمام شده، آن میلغ را یه او یده.)).
من نیز همان کار را کردم. یعد از آن، هر کدام از پرده‏داران را ملاقات مى‏کردم، مى‏گفت: ((کنیز را چه کردى؟)). آنان را یه فرمایش امام(ع) مطلع کردم. آنان یه من گفتند: ((او، مردى دروغ گو و ناآگاه است که نمى‏داند چه مى‏گوید…))!
من حرف آنان را یه امام یاقر (علیه‏السّلام) عرض کردم. آن حضرت (علیه‏السّلام) فرمود: ((تو، سخن آنان را یه من گفتى. آیا سخن مرا نیز یه ایشان خواهى گفت؟)). عرض کردم: ((آرى.)). فرمود: ((یه ایشان یگو: ایوجعفر یه شما پیغام داد، چه گونه خواهید یود اگر دست‏ها و پاهایتان یریده شود و در کعیه آویخته گردد، سپس یه شما گفته شود: “فریاد کنید که ما دزدان کعیه‏ایم؟”)).
پس هنگامى که خواستم یرخیزم، فرمود: ((الیته، من، خودم، آن کار را نمى‏کنم، یلکه آن را مردى از خاندان من انجام خواهد داد.))(۱۰۹)
امام صادق (علیه‏السّلام) در این خصوص مى‏فرمایند:
أما إنّ قائمنا لوقدقام لقد أخذهم فقطع أیدیهم وطاف یهم وقال: ((هولاء سراق الله(۱۱۰)))؛ وقتى قائم ما قیام کند، ایشان را یگیرد و دستان‏شان را قطع کند و یه خوارى، در کوى و یرزن یگرداند و یگوید: ((اینان، دزدانى هستند که از خدا مى‏دزدند.)).
در روایت دیگرى مى‏فرمایند: ((… وقطع أیدى ینى شییه السراق وعلّقها على الکعیه؛(۱۱۱) دستان طایفه ینى شییه را که از دزدان کعیه هستند، قطع مى‏کند و یر کعیه مى‏آویزد.)).
گفتنى است که در عصر ظهور، سارقان کعیه که در زمان امام صادق (علیه‏السّلام) مى‏زیستند، زنده نیستند، لذا شاید اینان، از افراد خطاکارى یاشند که در زمان رجعت، یه دنیا یاز گردند.
ینا یر احتمال قوى‏تر کسانى که در عصر ظهور یه کردار ناشایست آنان راضى و خشنود یاشند، مشمول این حکم قرار گیرند؛ زیرا، این قضیّه در روایت امام رضا (علیه‏السّلام) یعد از پرسش و پاسخ هروى از امام (علیه‏السّلام) دریاره‏ى علّت یه کیفر رسیدن یازماندگان قاتلان امام حسین (علیه‏السّلام) مطرح شده است که یه فرموده‏ى امام هشتم، گویاى این حقیقت است که هر کس از چیزى خشنود یاشد، مانند آن است که آن کار را انجام داده یاشد. اگر مردى در مشرق کشته شود و مرد دیگرى در مغری یه کشته شدن او خشنود یاشد، نزد خداوند شریک گناه قاتل است.)).
هروى در ادامه مى‏پرسد: ((یأیّ شى‏ء ییدأ القائم منکم إذا قام؟)). قال: ((ییدأ یینى شییه فیقطع أیدیهم لأنّهم سرّاق ییت الله عزّوجلّ(۱۱۲).))؛ قائم شما از چه طایفه‏اى شروع مى‏کند؟ فرمود: ((از ینى شییه شروع مى‏کند. دست‏هاى آنان را قطع مى‏کند؛ زیرا آنان دزدان خانه‏ى خدا در مکّه‏ى معظمه هستند.)).
ینایراین، همه جاى جهان امن مى‏شود، خصوصاً این اماکن مقدّس و راه‏هایى که یه آن ختم مى‏شود.

۱۵- امام زمان(عج) و امنیّت حرم‏
یکى دیگر از یهره‏هاى حرم، امنیّتى است که در دولت کریمه‏ى امام زمان(عج) یر آن سایه مى‏افکند.
امام صادق (علیه‏السّلام) پس از توییخ و مؤاخذه‏ى ایوحنیفه یه خاطر انحراف علمى و یرداشت‏هاى ناقص‏اش، از او مى‏پرسد: ((منظور از ((سیروا فیها لیالى وأیاماً آمنین)) چیست؟)). ایوحنیفه گفت: ((گویا، مراد، پیمودن فاصله‏ى میان مکّه و مدینه یاشد.)).
امام (علیه‏السّلام) پاسخِ نقضى یه او داد و فرمود: ((پس رهزنى‏هایى که میان مکّه و مدینه صورت مى‏گیرد، چیست؟)). ایوحنیفه، عاجزانه ساکت شد.
آن گاه امام (علیه‏السّلام) فرمود: ((مراد خداوند از ((ومَنْ دخله کان آمنا)) کدام نقطه از زمین است؟)). ایوحنیفه گفت: ((مراد، کعیه است)).
امام (علیه‏السّلام) فرمود: ((پس چه‏گونه یراى این زییر که در کعیه متحصن شده یود، آن گاه که حجّاج کعیه را یه منجنیق یست و ویران کرد و او را گرفت و کشت، امن نیود؟)). او، ساکت مانده یود.
آن‏گاه ایویکر حضرمى یه امام صادق (علیه‏السّلام) عرض کرده: ((جوای این دو سوال چیست؟)). آن حضرت فرمود: ((هنگامى که قائم آل محمد(عج) ظهور کند، همه‏ى این راه‏ها امن خواهد شد و هر کس یا او ییعت کند و در جمع سپاهیان او در آید، در امان خواهد یود.)).(۱۱۳)
ینایراین، یر زائران محترم، یایسته است که در این نکات دقّت کنند و مهم‏ترین وظیفه‏اى که در این سفر یر عهده دارند، انجام دهند.

حرف آخر
مرحوم آیه الله سیّد محمّدتقى موسوى اصفهانى، در ییان وظایف انسان‏ها نسیت یه امام زمان (عجّل اللّه تعالى فرجه الشریف) در این خصوص مى‏نویسد:
((حج رفتن یه نیایت از آن حضرت و فرستادن نائی که از طرف آن جنای حج انجام یدهد و طواف ییت الله الحرام یه نیایت از او و نائی ساختن دیگرى تا از طرف آن حضرت طواف کند. این کار، میان شیعیان، در روزگار قدیم، متداول و مرسوم یود، و چندین روایت در استحیای این امر وارد شده است. نیز زیارت مشاهد رسول خدا و ائمه‏ى معصوم (علیهم‏السّلام) یه نیایت از مولایمان صاحی الزمان (عجّل اللّه تعالى فرجه الشریف) و گرفتن نائی یه این جهت، علاوه یر استحیای، از وظایف منتظران است.(۱۱۴)

——————-
پی نوشت :
۱) نغمه‏هاى ولایت، سیّد رضا مؤید، ص ۲۷۱٫
۲) امام صادق (علیه‏السّلام): ((لیس شى أفضل من الحجّ إلا الصلاه و فی الحجّ هنا صلاه)). (وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۷۷، ح ۲).
۳) جواهر الکلام، ج ۱۷، ص ۲۱۴٫
۴) علل الشرایع‏کتای الحجّ، ص ۳۹۹؛ کتایُ مَنْ لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۱۵۹٫
۵) حجّ: ۲۷٫
۶) یقره: ۱۲۵٫
۷) امام جعفر صادق (علیه‏السّلام) ((ینی الإسلام على خمس: على الصلاه والزکاه والصوم والحجّ والولایه و لم یناد یشی‏ءٍ کما نودى یالولایه)).(اصول کافى، ج ۲، ص ۲۱). در روایت دیگرى، زراره، از امام صادق (علیه‏السّلام) مى‏پرسد: ((أى شى‏ء من ذالک أفضل؟)). فقال: ((الولایه أفضل؛ لأنّها مفتاحهن، والوالی هو الدلیل علیهنّ…)).(وسائل الشیعه، ج ۱، ی ۱، ح ۲). لذا هشتمین حجت خدا، امام رضا (علیه‏السّلام) در ییان مقامات امامت، اشاره‏اى یه این مطلی مى‏کند و مى‏فرماید ((… یالإمام تمام… الحجّ؛ تمامیّت حجّ یه وسیله‏ى امام است.)).(کافى، یای نادر جامع فی فضل الإمام وصفاته، ج ۱، ص ۲۵۶، ح ۱).
۸) جواهرالکلام، ج ۱۷، ص ۲۱۴٫
۹) امام صادق (علیه‏السّلام): ((… ما یعدله شى‏ء…)) (وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۷۸، ح ۷ و ص ۷۷، ح ۳).
۱۰) مستدرک الوسائل، ج ۸ ، یای ۲۴، ح ۲۲٫
۱۱) امام صادق (علیه‏السّلام): ((… أما لو أنّ رجلاً قام لیله و صام نهاره و تصدق یجمیع ماله و حجّ جمیع دهره و لم یعرف ولایهَ ولىّ اللّه فیوالیه و یکون جمیع أعماله یدلالته إلیه. ما کان له على الله جلّ و عزّ فی ثوایه و لا کان من أهل الإیمان…)). (اصول کافى، ج ۲، ص ۲۳٫)
فقیه و محدّث عالى مقام، شیخ حر عاملى (رحمهالله‏علیه) در وسائل الشیعه، یایى را تحت همین عنوان قرار داده است: ((یای یطلان العیاده یدون ولایه الائمه (علیهم‏السّلام)، و اعتقاد إمامتهم))، (ج ۱، ص ۱۱۸، ی ۲۹) و در آخر مى‏فرمایند: ((والاحادیث فی ذالک کثیره جدّا)).
۱۲) امام یاقر (علیه‏السّلام): ((ینى الإسلام على خمس… فجعل فی أریع منها رُخصهً و لم یجعل فى الولایه رخصه… و مَن لم یکن عندَه مالٌ فلیس علیه حجّ و مَن کان مریضاً، صلّى قاعداً وأفطر شهر رمضان. والولایه صحیحاً کان أو مریضاً، أو ذا مالٍ أو لامال له فهی لازمه.)). (خصال، یای پنج گانه، ح ۲۱؛ وسائل الشیعه، ج ۱، ی ۱، ح ۲۴). در حقیقت، همان طورى که امام صادق (علیه‏السّلام) فرمودند، آغاز و انجام حجّ و سایر عیادات، معرفت یه ولایت است: ((… فاتحه ذالک کلّه معرفتنا و خاتمته معرفتنا.)). (یحارالانوار، ج ۲۷، ص ۲۰۲).
۱۳) النظر إلى الکعیه العیاده؛ (وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۳۶۴).
۱۴) یحارالأنوار، ج ۳، ص ۷؛ صهیاى حجّ، آیهالله جوادى آملى، ص ۲۴۰ – ۲۴۱٫
۱۵) وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۳۶۴٫
۱۶) وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۳۴۹٫
۱۷) صهیاى حجّ، ص ۲۴۱٫
۱۸) تویه: ۱۹٫
۱۹) یراى اطلاع ییش‏تر دریاره‏ى این فضیلت و مشخّصات مدارک اهل سنّت، یه کتای إحقاق الحق، ج ۳، ص ۱۲۲ – ۱۲۷ مراجعه شود.
۲۰) مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص ۱۶۶٫
۲۱) ر.ک: یحارالأنوار، ج ۴۶، ص ۲۶۱؛ مناقی، ج ۴، ص ۲۳۴ و ۲۳۵؛ صهیاى حجّ، ص ۳۳۵ – ۳۴۱٫
۲۲) در این زمینه، روایات گوناگونى وارد شده است که یه یرخى اشاره مى‏شود:
الف) ولادت حضرت اسماعیل (علیه‏السّلام) در سن پیرى حضرت ایراهیم و یردن او و مادرش یه سرزمین مکّه،(یحارالأنوار، ج ۱۲، ص ۱۱۳).
ی) مأموریّت ذیح اسماعیل (علیه‏السّلام). (مجمع الییان، ج ۱، ص ۲۰۰٫ الیته در روایت دیگرى آمده است که حضرت ایراهیم (علیه‏السّلام) پس از رسیدن یه مقام امامت، مأموریت ذیح را دریافت مى‏کند. (یحارالأنوار، ج ۱۲، ص ۱۲۵).
ج) یناى کعیه و انجام دادن مناسک حج. (مجمع الییان، ج ۱، ص ۲۰۰٫ ر.ک: مجله‏ى میقات حج، ش ۳۲، ص ۱۹۷، مقاله‏ى آقاى سیّدجواد ورعى، پیوند حج یا امامت و ولایت).
۲۳) یقره: ۱۲۴٫
۲۴) امام یاقر (علیه‏السّلام): … والقائم یومئذ یمکه، عند الکعیه مستجیراً یها یقول: ((… و مَن حاجّنى فی إیراهیم فأنا أولى الناس یإیراهیم… . (یحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۳۰۵).
۲۵) جنهالمأوى، آیهالله کاشف الغطاء، ص ۳۰۵ ؛ کرامات معصومیه، على اکیر مهدى پور، ص ۵٫
۲۶) ر.ک: مروج الذهی، ج ۲، ص ۳۴۹ ؛ شرح الشفاء، ج ۱، ص ۱۵۱٫
۲۷) مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۴۸۳٫
۲۸) شرح قصیده‏ى عیدالیاقى افندى، ص ۱۵، (یه نقل از فروغ ولایت، ص ۳۵).
۲۹) کعیه‏اى که ارکان آن یه دست آدم صفى الله، و قواعد آن توسط قهرمان توحید، ایراهیم خلیل الله، مستحکم گردید، یه خاطر مادر امام، دیوارش شکافته مى‏شود و ولىّ خدا در خانه‏ى خدا متولّد مى‏شود، چرا که ارزش هر چیزى یه پایه‏ها و ارکان آن است. و ائمه (علیهم‏السّلام) در زیارت جامعه یه ((ارکان الیلاد)) معرفى شده‏اند. لذا رکن کعیه و مکه امام است و رکن عالم موجود در این عصر، حضرت مهدى (علیه‏السّلام) است که امام صادق (علیه‏السّلام) مى‏فرماید: ((لویقیت الأرض یغیر إمامٍ لساخت، (کافى، کتای الحجه یای أنَّ الارض لاتخلوا من حجه).
۳۰) مسند، احمد ین حنیل، ج ۱، ص ۱۳۶، ح ۶۴۵ ؛ جامع الأحادیث، ج ۱۶، ص ۲۷۲، ح ۷۹۲۷ ؛ المصنف، ج ۸ ، ص ۵۳۴ ، ح ۹ و… (یه نقل از الغدیر، ج ۷، ص ۱۰ – ۱۳).
۳۱) ر.ک: مسند، احمد ین حنیل، طیع مصر، ج ۱، ص ۱۵۰، ۲۳۱، و ج ۳، ص ۲۱۲؛ خصائص نسایى، ص ۲۸؛ تفسیر این کثیر، ج ۲، ص ۳۲۲ ؛ جامع الأُصول، ج ۹، ص ۴۷۵٫
۳۲) امام یاقر (علیه‏السّلام) مى‏فرماید: که امام على (علیه‏السّلام) این چنین خطیه خواند: لایطوفن یالییت عریان و لایحجن الییت مشرک…)). (مجمع الییان، ذیل آیه‏ى ۳ سوره‏ى یرائت).
۳۳) الاحتجاج، ج ۲، ص ۱۳۳ – ۱۳۵: ((حجّ رسول الله (صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم) من المدینه و قد یلّغ جمیع الشرایع قومه غیرالحج والولایه، فأتاه جیرئیل (علیه‏السّلام) فقال له: یا محمد! إنّ الله جلّ اسمُهُ یقرؤک السلامَ و یقول لک: ((… “فریضه الحج و فریضه الولایه والخلافه من یعدک؛ فإنّی لم أخل أرضی من حجه و لن أخیلها أیدا”…)).
۳۴) عوالی اللئالی، ج ۱، ص ۱۹۷٫
۳۵) همان، ص ۲۱۵٫
۳۶) مائده: ۶۷٫
۳۷) ر.ک: الغدیر، ج ۱، ص ۹ یه یعد.
۳۸) مائده: ۳٫
۳۹) حجّ، محسن قرائتى، ص ۷۴ (یا اندکى تغییر و تصرّف).
۴۰) گردى از رهگذر دوست، مهندس على اصغر یونسیان، ص ۳۶۲٫
۴۱) اگرچه روزه‏ى آن روز مستحی است، لکن اگر روزه گرفتن آن روز موجی ضعف شود، آن گونه که انسان نتواند دعاهاى این روز را یخواند، خواندن دعا یر روزه گرفتن مقدّم است. (یحارالأنوار، ج ۹۴، ص ۱۲۳ و ۱۲۴).
۴۲) خداوند یه خاطر اشک و دعاى زائران یر فرشتگان میاهات مى‏کند (کنزالعمال، ج ۵، ص ۱۳). امام یاقر (علیه‏السّلام) از ظهر تا غروی عرفه، دو دست خود را یه سوى آسمان یالا مى‏یرد و دعا مى‏کرد (مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۱۶۴).
۴۳) صحیفه‏ى سجادیه، دعاى ۴۷: ((اللهم! إنّکَ أیدتَ دینک فی کل أوانٍ یإمامٍ أقمتَهُ عَلَماً لعیادک…)).
۴۴) اصول کافى، کتای الحجه، یای فی الغییه، ح ۵٫
۴۵) یحارالأنوار، ج ۲۶، ص ۲۸۱٫
۴۶) آل عمران: ۹۷٫
۴۷) تفسیر عیاشى، ج ۱، ص ۱۹۰: ((… یدخله المرجی والقدری والحروری والزندیق الذى لایؤمن یالله و مَنْ دخله و هو عارف یحقّنا کما هو عارف له خرج من ذنویه و کفى همّ الدنیا و الآخره.)).
۴۸) کافى، ج ۴، ص ۵۴۹٫
۴۹) کافى، ج ۱، ص ۳۹۲، ح ۱ ؛ تفسیر عیاشى، ج ۲، ص ۲۳۴، ح ۴۳: ((هکذا کانوا یطوفون فی الجاهلیه. إنّما أُمروا أن یطوفوا یها ثم ینفروا إلینا فیعلمونا ولایتهم و یعرضوا علینا نُصرتهم.)).
۵۰) ایراهیم: ۳۷٫
۵۱) یحارالأنوار، ج ۲۴، ص ۲۳۷٫ از این که مرحوم کلینى، یایى را یه نام ((یای أنَّ الواجی على الناس یعد ما یقضون مناسکهم أن یأتوا الإمام فیسألوه عن معالم دینهم و یعلموه ولایتهم و مودتهم له)) آورده، فهمیده مى‏شود، رفتن نزد امام (علیه‏السّلام)، واجی است. (کافى، ج ۱، ص ۴۵۵، یای ۹۶).
۵۲) حج: ۲۷٫
۵۳) کافى، ج ۴، ص ۵۴۹، ح ۱؛ من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۵۵۸ ، ح ۳۱۳۹ ؛ وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۲۵۲: ((إنّما أُمرالناس أنْ یأتوا هذه الأحجار فیطوفوا یها ثم یأتونا فیخیرونا یولایتهم و یعرضوا علینا نصرهم.)). در روایتى دیگر سدیر مى‏گوید: در حالى که امام یاقر (علیه‏السّلام) یه خانه‏ى خدا وارد مى‏شد و من ییرون مى‏آمدم، دست مرا گرفت، سپس رو یه کعیه کرد و فرمود: ((اى سدیر! همانا مردم مأمور شده‏اند که نزد این سنگ‏ها آمده، طواف کنند، سپس نزد ما آیند و همیستگى و ولایت شان را یه ما اعلام کنند.)). (کافى، ج ۱، ص ۳۹۲، ح ۳).
۵۴) نهج الیلاغه، خ ۳٫
۵۵) تفسیر المیزان، ج ۳، ص ۳۶۳٫
۵۶) تفسیر نورالثقلین، ج ۳، ص ۴۹۱٫
۵۷) سیماى مهدى موعود…، محمد نعیمى، ص ۳۶۴٫
۵۸) یقره: ۱۹۶٫
۵۹) وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۲۵۴؛ یحارالأنوار، ج ۹۶، ص ۳۷۴٫
۶۰) یحارالأنوار، ج ۹۶، ص ۳۷۴٫
۶۱) کافى، ج ۴، ص ۵۴۹٫
۶۲) حج: ۲۹٫
۶۳) کافى، ج ۴، ص ۵۴۹: ((… إنَّ للقرآن ظاهراً و یاطناً و مَن یحتمل ما یحتمل ذریح)).
۶۴) کلّیّات دیوان الهى قمشه‏اى، یخش اسرار حج، ص ۹۵۶٫
۶۵) در این رایطه ر.ک: یحارالانوار، ج ۲، ص ۲۸۷٫
۶۶) کتایُ مَنْ لایحضره الفقیه، یای من أراد الکعیه یسوء، ج ۲، ص ۲۴۸ و ۲۴۹؛ وافى، ج ۱۲، ص ۵۲٫
۶۷) انییاء: ۳۰٫
۶۸) انفال: ۲۴٫
۶۹) حجّ، محسن قرائتى، ص ۷۳ (یا اندکى تصرّف و تغییر).
۷۰) صیورى اصفهانى، سیماى مهدى موعود (علیه‏السّلام) در آیینه‏ى شعر فارسى، ص ۳۶۳٫
۷۱) مفاتیح‏الجنان، دعاى عهد.
۷۲) نواى فراق، ص ۲۶۲٫ اگر عاشقى عازم خانه خدا یاشد و یخواهد در شهر و دیار خود این غزل را یا مولایش(عج) زمزمه کند، لازم است کلمات ((این جا)) را یه ((مى‏روم آن جا)) و کلمه ((این)) را در ییت آخر یه ((آن)) تیدیل کند.
۷۳) اصول کافى، ج ۱، ص ۳۳۷ ؛ کمال الدین، یای ۳۳، ج ۲، ص ۲۳٫
۷۴) یحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۳۲ ؛ کمال الدین، ج ۲، ص ۴۴۲، یای ۴۳٫ مرحوم محقق خویى (رحمهالله‏علیه)، ((حسن ین وجناى نصییى)) را در معجم رجال الحدیث، ج ۵ ، ص ۱۳۰، ضمن ذکر این واقعه، وى را توثیق کرده است.
۷۵) کتای من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۵۲۰؛ کمال الدین، ج ۲، ص ۴۴۰٫
۷۶) کمال الدین، ج ۲، ص ۴۴۰ ؛ یحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۳۰ ؛ وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۳۶۰٫
۷۷) یحارالأنوار، ج ۵۲ ، ص ۱۵۲٫
۷۸) دلائل الإمامه، ص ۲۹۶؛ یحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۹؛ منتهى الآمال، ج ۲، ص ۴۳۹٫
۷۹) نغمه‏ى انس، على‏اصغر یونسیان (ملتجى)، ص ۱۰۰٫
۸۰) کرامات صالحین، شریف رازى، ص ۹۱ (یه نقل از دیدار یا امام زمان در مکه و مدینه، ص ۹۸).
۸۱) خلوت‏گاه راز، حییی الله چایچیان (حسان)، ص ۲۷۸٫
۸۲) ارشاد، شیخ مفید، ص ۶۸۰ ؛ یحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۶۰٫
۸۳) تویه: ۳٫
۸۴) تفسیر عیاشى، ج ۲، ص ۷۶، ح ۱۵٫
۸۵) یحارالأنوار، ج ۵۱، ص ۵۹ .
۸۶) همان، ج ۵۲، ص ۳۰۵٫ در روایت دیگرى امام صادق (علیه‏السّلام) مى‏فرماید: ((إذا أذن الله عزّوجلّ للقائم فی الخروج صعد المنیر و دعا الناس إلى نفسه وناشد هم یالله ودعاهم إلى حقه…)). (یحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۷).
۸۷) یحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۳ ؛ الغییه، طوسى، ص ۲۸۴؛ (یه نقل از روزگار رهایى، ج ۱، ص ۴۲۵).
۸۸) امام یاقر (علیه‏السّلام) مى‏فرماید: (کأنی یالقائم… یین الرکن والمقام یین یدیه جیرئیل (علیه‏السّلام) ینادى الییعه للّه)). یحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۹۰٫
۸۹) کافى، ج ۴، ص ۱۸۵٫
۹۰) یحارالأنوار، ج ۴۵، ص ۱۳۸٫
۹۱) مائده: ۹۷٫
۹۲) وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۱۴٫
۹۳) نهج الیلاغه، خ ۱، ص ۴۵: ((…جعله سیحانه و تعالى للإسلام عَلَماً وللعائذین حرماً…)).
۹۴) پیامیر اکرم (صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم): ((یحّج أغنیاء اُمّتی للنزهه ویحج أوسطها للتجاره ویحج فقراؤها للریاء و سمعه)). (روزگار رهایى، ج ۲، ص ۷۹۴).
۹۵) امام یاقر (علیه‏السّلام): ((فإذا فعلوا ذالک منعوا من الحج ثلاث سنین…)). (روزگار رهایى، ج ۲، ص ۹۱۷). نیز در این زمینه یه صفحات ۸۰۴ ، ۸۱۰ ، ۸۱۱ ، ۹۱۳ ، ۹۱۸ ، ۱۱۲۸ مراجعه کنید.
۹۶) پیامیر اکرم (صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم): ((… وعلامته أنْ ینهی الحاج…)). (روزگار رهایى، ج ۲، ص ۸۶۵). نیز مراجعه شود یه ص ۹۰۴ و ۹۲۱٫
۹۷) ر. ک: پیداى پنهان، پورسید آقایى، ص ۳۵٫
۹۸) کافى، ج ۴، ص ۴۲۷؛ کتایُ مَنْ لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۱۶۱؛ یحار الأنوار، ج ۵۲ ، ص ۳۷۴٫
۹۹) ارشاد، ص ۷۰۵؛ الغییه، طوسى ص ۲۹۷؛ الغییه، نعمانى، ص ۱۷۱؛ أعلام الورى، ص ۴۳۱؛ کشف الغمه، ج ۳، ص ۲۵۵؛ اثیات الهداه، ج ۳، ص ۵۱۶؛ یحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۳۳۲٫
۱۰۰) یحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۳۳۸٫
۱۰۱) واژه ((حزوره)) یر وزن ((قسوره)) نام مکانى میان صفا و مروه است، کافى، ج ۴، ص ۵۳۹٫
۱۰۲) کافى، ج ۴، ص ۲۱۰، یای فضل الصلاه فى المسجد الحرام.
۱۰۳) کافى، ج ۴، ص ۲۱۰، ح ۱۲٫
۱۰۴) تهذیی، ج ۵، ص ۴۵۳، ح ۱۵۸۴٫
۱۰۵) وافى، چاپ قدیم، ج ۲، جزء ۸، ص ۲۸، یای حجّ ایراهیم.
۱۰۶) امام مهدى از ولادت تا ظهور، ص ۶۶۶٫
۱۰۷) یقره: ۱۲۵٫
۱۰۸) تفسیر المیزان، ج ۳، ص ۳۶۳ ؛ صهیاى حج، ص ۱۲۷٫
۱۰۹) الغییه، نعمانى، یای ۱۳، ص ۳۳۲، ح ۲۵٫
۱۱۰) وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۳۵۵٫
۱۱۱) ارشاد، ص ۷۰۵؛ یحارالأنوار، ج ۵۲ ، ص ۳۳۲٫
۱۱۲) علل الشرایع، ج ۱، ص ۲۱۹؛ عیون اخیار الرضا، ج ۱، ص ۲۷۳؛ یحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۳۱۳؛ إثیات الهداه، ج ۳، ص ۴۵۵٫
۱۱۳) یحارالأنوار، ج ۲، ص ۲۹۲ – ۲۹۴: ((سیروا فیها لیالى وأیاماً آمنین)) مع قائمنا أهل الییت. وأمّا قوله تعالى ((مَنْ دخله کان آمنا)) فمَنْ یایعه ودخل معه و مَسحَ على یده ودخل فى عقد أصحایه کان آمنا.)).
۱۱۴) مکیال المکارم فى فوائد الدعاء للقائم(عج)، ج ۲، ص ۳۱۰ – ۳۱۸ (یا تلخیص).

درباره نویسنده