در محضر

پیام حضرت آیت‏‌اللّه فاضل لنکرانى (مدظله‏العالى)

پیام حضرت آیت‏‌اللّه فاضل لنکرانى (مدظله‏العالى)
بسم الله الرحمن الرحیم‌
بعدالحمدوالصلوه‌
چه‌ واژه‌ای‌ است‌ واژه‌ انتظار که‌ بوی‌ یار از آن‌ استشمام‌ می‌شود. همانند لفظ‌ <گل> که‌ بوی‌ گل‌ می‌دهد و کلمهِ‌ <خوب> که‌ از مصادیق‌ خوب‌ است. باری‌ با اطلاق‌ کلمهِ‌ <فرج> که‌ مضاف‌ الیه‌ انتظار است‌ و با توجه‌ به‌ ابعاد گسترده‌ آن‌ در تمامی‌ شئون‌ اجتماعی، مخصوصاً در این‌ زمان‌ که‌ دست‌های‌ کهنه‌کار و پنهان‌ استکبار از اهانت‌ به‌ حرم‌ امیرالمؤ‌منین‌ و مولی‌ الموحدین‌ علیه‌ افضل‌ صلوات‌ المصلین، دریغ‌ نورزیده‌ و جمعیتی‌ را که‌ از نماز جمعه‌ مراجعت‌ می‌نمودند و قاعدتاً گروهی‌ از آن‌ها به‌ لحاظ‌ اول‌ ماه‌ رجب‌ روزه‌ دار بودند، به‌ همراه‌ امام‌ جمعه‌ به‌ خاک‌ و خون‌ کشیدند و جنایتی‌ بی‌سابقه‌ آفریدند. آری‌ در چنین‌ زمان، انتظار فرج‌ کلّی‌ معنای‌ ملموسی‌ پیدا می‌کند و نیاز به‌ گسترش‌ عدالت‌ در سطح‌ جهان‌ بیش‌تر می‌شود.
ای‌ آخرین‌ تیر ترکش‌ الهی‌ و ای‌ خاتم‌ اوصیاء نبوی‌ و ای‌ پناه‌ بی‌پناهان‌ شیعه، تا کی‌ زمزمه‌ کنیم‌ <اَ ینَ‌ المُرتَجی لاِزالهِ‌الجَورِ وَ العُدوان>؛ ما به‌ جز تو دادرسی‌ نداریم‌ و جز قدرت‌ تو که‌ نشأ‌ت‌ گرفته‌ از قدرت‌ الهی‌ است،‌ در برابر ستمکاران‌ و دشمنان‌ اسلام‌ سلاح‌ دیگری‌ نداریم.
گرچه‌ ما نتوانستیم‌ شرایط‌ لیاقت‌ درک‌ حضور و صلاحیت‌ مشاهدهِ‌ آن‌ قدرت‌ الهی‌ را در خود ایجاد نماییم‌ و به‌ همین‌ علّت‌ است‌ که‌ ظهور تو به‌ تأ‌خیر افتاده‌ و الاّ فیض‌ ازلی‌ عام‌ و عنایت‌ ربوبی‌ غیرقابل‌ تخصیص‌ است، لیکن‌ گستردگی‌ ظلم‌ و بیدادگری‌ به‌ویژه‌ از سوی‌ قدرت‌های‌ بزرگ‌ از یک‌سو و انحصار طریق‌ عدالت‌ گستری‌ در ظهور تو از سوی‌ دیگر، شاید ایجاب‌ می‌کند که‌ هر چه‌ زودتر بیایی‌ و قدرت‌ الهی‌ خویش‌ را نمایش‌ دهی‌ و ستمکاران‌ را در جای‌ خود بنشانی. باشد که‌ خورشید تابان‌ از پس‌ ابرهای‌ متراکم‌ نمایان‌ شده‌ و عالمیان‌ را به‌ نور خود اضائه‌ فرماید. آری‌ <انتظار الفرج‌ عباده>، به‌ این‌ معنی‌ است‌ که‌ انتظار فرج، انتظار عدالت‌ است، انتظار حیات‌ مجدد اسلام‌ است، انتظار تمامی‌ ارزش‌های‌ اسلامی‌ است، انتظار روِ‌یت‌ انسان‌ جمال‌ اللهی‌ است‌ و بالاخره‌ انتظار نمایان‌ شدن‌ اسلام‌ پس‌ از خفاء آن‌ است.
اللهم‌ کن‌ لولیک‌ الحجه ‌بن‌ الحسن‌ صلواتک‌ علیه‌ و علی‌ آبائه فی هذه الساعه و فی کل ساعه ولیاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً حتی‌ تسکنه‌ ارضک‌ طوعاً و تمتعه‌ فیها طویلاً‌.
حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مدظله العالی)
‌بسم‌ الله‌ الرحمن‌ الرحیم‌
‌یا بَنِیَّ اذهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِن یُوسُفَ وَ اخَیهِ وَلاتَیاَسُوا مِن رَوحِ اللّهِ
‌اِنّهُ لا یَیاَسُ مِن رَوحِ اللّهِ الاّ القَومُ الکافِرون َ ۱
یأس‌ و نومیدی‌ یکی‌ از عوامل‌ مهم‌ باز دارنده‌ افراد از کار و تلاش‌ و پی‌گیری‌ و تعقیب‌ مقاصد و مطالب‌ است. بسیار و بلکه‌ بیشتر اشخاصی‌ که‌ در زندگی‌ از نیل‌ به‌ خواسته‌های‌ خود شکست‌ خورده‌اند، در اثر ناامیدی‌ و قبول‌ شکست‌ بوده‌ است. تأمّل‌ در تاریخ‌ رجال‌ موفّق، نشان‌ می‌دهد که‌ رمز مهم‌ پیشرفت‌ آنان، ناامید نشدن‌ و امیدواری‌ به‌ موفّقیت‌ بوده‌ است. نویدها و وعده‌های‌ حضرت‌ رسول‌ اکرم(ص) – که‌ این‌ دین‌ به‌ جلو می‌رود وصیت‌ و صوت‌ آن‌ ‌جهانگیر می‌شود و به‌ هر نقطه‌ای‌ که‌ شب‌ یا روز به‌ آن‌ جا رسیده‌ باشد، می‌رسد. – از آن‌ روزی‌ که‌ اسلام‌ تنها با شخص‌ آن‌ حضرت‌ و امیرالمؤ‌منین‌ و خدیجه(ع) بود تا فتح‌ مکّه‌ و سپس‌ فتوحات‌ دیگر که‌ نصیب‌ مسلمانان‌ در شرق‌ و غرب‌ جهان‌ شد، همواره‌ در غزوات‌ و جنگ‌ها و در شدّت‌ها و سختی‌ها نگهدار قلوب‌ مسلمانان‌ بود، چنان‌که نوید به‌ این‌ که‌ دین‌ حقّ اسلام‌ بر کل‌ ادیان، ظاهر و غالب‌ می‌شود و در تأکید بر وقوع‌ این‌ غلبه‌ جهانگیر که‌ به‌ دست‌ حضرت‌ ولی‌ عصر صاحب‌ الا‌مر ارواح‌ العالمین‌ له‌ الفداء صورت‌ می‌گیرد، فرمود: اگر از دنیا باقی‌ نماند مگر یک‌ روز، خدا آن‌ روز را آن‌ قدر طولانی‌ می‌نماید تا آن‌ شخصیتی‌ که‌ هم‌ نام‌ پیغمبر و از فرزندان‌ پیغمبر؛ یعنی‌ علی(ع) و زهرا(س) است، ظهور فرماید و به‌ او دنیا را پر از عدل‌ و داد نماید، چنان‌که‌ از ظلم‌ و جور پر شده‌ باشد.
مسلمانان‌ را به‌ انتظار آینده‌ و روز خلاص‌ و روز نجات‌ گذارده‌ که‌ با ایمان‌ به‌ این‌ حقیقت‌ در هر عصر و زمان، تحت‌ هیچ‌ شرایطی، دست‌ از اسلام‌ نکشند و به‌ عقب‌ بر نگردند و به‌ چپ‌ و راست‌ متمایل‌ نشوند، و انتظار آن‌ روز را از افضل‌ اعمال، بلکه‌ افضل‌ از جهاد بدانند؛ چرا که‌ انتظار هم‌ جهاد است‌ و هم‌ استقامت‌ و هم‌ صبر و مقاومت، هم‌ عمل‌ و حرکت‌ و هم‌ عبادت‌ که‌ مظاهر آن‌ در اعتقادات، معرفت‌ به‌ خدا و معرفت‌ نبوّت‌ و نبوت‌ ختمیه، معرفت‌ به‌ امامت‌ و مخصوصاً امامت‌ امام‌ زمان(عج )، معرفت‌ و ایمان‌ به‌ معاد و سایر عقاید بر حق‌ است.
این‌ معارف‌ و این‌ عقاید، همه‌ امید بخش‌ و نشاط‌ آفرین‌ است، قلب‌ را نورانی‌ می‌نماید و عقب‌ گرد و واپس‌ گرایی‌ و ناامیدی‌ را از میان‌ می‌برد.
این‌ نگاه‌ به‌ آینده‌ و امید به‌ وعده‌های‌ قرآنی‌ و سنّت‌ غیر قابل‌ تغییر الهی، مثل‌ نصوص:
)لِیُحِقّ الحَقَّ وَ یُبطِلَ الباطِلَ وَ لَو کَرِهَ المُجرِمُونَ( ۲
)وَ یُریدُ اللّهُ اَن یُحِقَّ الحَقَّ بِکَلِماتِهِ وَ یَقطَعَ دابِرَ الکافِرینَ( ۳
)یُریدُونَ اَن یُطفِؤُا نُورَ اللّهِ بِاَفواهِهِم وَ یَأبَی‌ اللّهُ اِلاّ اَن یُتِمَّ نُورَهُ وَلَو کَرِهَ الکافِرُونََ( ۴
)یُریدُونَ لِیُطفِؤُا نُورَ اللّهِ بِأَفواهِهِم واللّهُ مُتِمّ ُ نُورِهِ وَ لَو کَرِهَ الکافِرون َ(َ ۵
و آیات‌ متعدّد دیگر همه‌ نگهدارنده‌ شیعیان‌ در مواضع‌ ولایی‌ و ایمانی‌ و استقامت‌ و مقاومت‌ در دوران‌ حکومت‌های‌ بنی‌امیه‌ و بنی‌عباس‌ و ستمگران‌ بی‌باک‌ تاریخ‌ بوده‌ است.
در همین‌ یک‌ صد سال‌ اخیر، در دوران‌ دیکتاتور خون‌خوار و بی‌سوادی‌ مثل‌ رضاخان‌ و آن‌ همه‌ شدّت‌ و اعمال‌ زور و ارعاب‌ و حبس‌ و شکنجه‌ و کشتار برای‌ نفی‌ هویّت‌ اسلامی‌ جامعه‌ و سیاست‌های‌ مزوّرانه‌ای‌ که‌ به‌ اسم‌ روشنفکری‌ و اصلاح‌طلبی‌ و ترقّی‌ و آزادی‌خواهی‌ و تقلید از غرب‌ اجرا شد که‌ حتی‌ جشن‌ها و چراغانی‌های‌ نیمه‌ شعبان‌ را تعطیل‌ کردند. آن‌ چه‌ بحمداللّه‌ هویّت‌ اسلامی‌ و مذهبی‌ این‌ جامعه‌ را نگه‌ داشت، همان‌ ایمان‌ به‌ ظهور حضرت‌ مهدی(عج) بود. همه‌ از برکات‌ همین‌ عقیده‌ به‌ مهدویّت‌ و این‌که‌ آینده‌ برای‌ قرآن‌ و برای‌ اسلام‌ و برای‌ ظهور و حکومت‌ و ولایت‌ اهل‌ بیت‌ است، بوده‌ و خواهد بود.
در حال‌ حاضر نیز با همین‌ ایمان‌ و عقیده‌ به‌ مهدویت‌ در برابر دشمنانی‌ که‌ محو اسلام‌ را وجهه‌ نظر قرار داده‌اند، به‌ فضل‌ خدا در حفظ‌ همه‌ مواضع‌ به‌ شرط‌ التزام‌ به‌ احکام‌ اسلام‌ و بیرون‌ نرفتن‌ از خط‌ هدایت‌ اهل‌ بیت(ع)، پیروز خواهیم‌ بود. انشاء اللّه‌ تعالی‌ والعاقبه‌ للمتقین.
‌اَللّهُم عَجّل‌ فَرَجَهُ وَسَهّل‌ مَخرَجَهُ وَقَرّب‌ زمانَهُ وَ اجعَلنا مِن اعوانِه‌ وَ اَنصارِهِ آمّینَ‌ ربَّ العالَمینَ.
۱٫ سوره‌ یوسف، آیه‌ ۸۷٫
۲٫ سوره‌ انفال، آیه‌ ۸٫
۳٫ سوره‌ انفال، آیه‌ ۷٫
۴٫ سوره‌ توبه، آیه‌ ۳۲٫
۵٫ سوره‌ صفّ، آیه‌ ۸٫

حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی (مدظله العالی)
‌بسم‌ اللّه‌ الرّحمن‌ الرّحیم‌
‌بعدالحمدوالصّلوه‌
پیغمبر مکرّم‌ اسلام، حضرت‌ محمد مصطفی(ص) از روز طلوع‌ اسلام‌ این‌ سه‌ مطلب‌ را به‌طور مکرّر و مؤ‌کّد، در هر فرصتی‌ برای‌ مردم‌ بیان‌ می‌کردند:

۱- مسأ‌له‌ خلافت‌ و ولایت‌ علیّ بن‌ ابی‌ طالب، امیرمؤ‌منان(ع)؛
آن‌ حضرت‌ برای‌ روشن‌ کردن‌ این‌ مسأ‌له، در مواردی‌ شایستگی‌ها و برتری‌های‌ علی(ع) از لحاظ‌ خلقت‌ و در مواقعی‌ موقعیّت‌ مهم‌ و محوری‌ آن‌ حضرت‌ در پیشرفت‌ اسلام‌ را گوشزد می‌کرد و در مناسبت‌هایی‌ برتری‌ او را از لحاظ‌ دارا بودن‌ حدّ اعلای‌ کمالات‌ انسانی‌ تبیین‌ می‌نمود، تا این‌ که‌ در روز عید غدیر با نزول‌ آیهِ‌ )وَاِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَه(، در یک‌ مجمع‌ پرشکوه‌ تاریخی، به‌ ولایت‌ و خلافت‌ او از سوی‌ پروردگار تصریح‌ و به‌ همراه‌ بیعت‌ مردم، موضوع‌ را بر همگان‌ روشن‌ کردند.
به‌ این‌ ترتیب، روح‌ در پیکر دین‌ دمیده‌ شد و شجرهِ‌ طیّبهِ‌ نبوّت‌ به‌ بار نشست‌ و)اَلیَومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم‌ وَ اَتمَمتُ عَلَیکُم‌ نِعمَتِی‌ وَرَضیتُ لَکُمُ الاِسلامَ دِینا( این‌ حقیقت‌ را اعلان‌ و )اَلیَومَ یَئِسَ الّذینَ کَفَروُا مِن‌ دینِکُمُ( این‌ ثمرهِ‌ طیّبه‌ را بیمه‌ کرد.

۲- موضوع‌ شهادت‌ حضرت‌ ابی‌ عبدالله‌ سید الشهدا(ع)؛
پیشوایان‌ معصوم، در این‌ باره‌ نیز به‌ منظور ارایهِ‌ نمونه‌ای‌ از عظمت‌ و جایگاه‌ جهاد و شهادت‌ در اسلام‌ و بیان‌ این‌ مطلب‌ که‌ ماندگاری‌ و پایداری‌ بوستان‌ اسلام‌ جز به‌ باغبانی‌ آن‌ به‌ وسیلهِ‌ جهاد و آبیاری‌ آن‌ به‌ وسیله‌ خون‌ شهیدان، شدنی‌ نیست، شهادتِ آن‌ حضرت‌ و فرزندان‌ و یارانش‌ را پیش‌ از آن‌ که‌ او قدم‌ به‌ عرصهِ‌ این‌ جهان‌ بگذارد، در هنگام‌ تولّد او و از آن‌ پس‌ در هر فرصتی‌ بیان‌ می‌نمودند، تا همهِ‌ مسلمانان‌ به‌ جایگاه‌ جهاد در فرهنگ‌ اسلام‌ پی‌ ببرند و در همهِ‌ دوران‌ها – که‌ عرصهِ‌ زندگی‌ مسلمانان‌ تجسّم‌ <کل‌ ارض‌ کربلا و کلّ یوم‌ عاشورا> است‌ – در راستای‌ این‌ فرهنگ‌ حرکت‌ کنند و در میدان‌ ظلم‌ ستیزی‌ و نبرد با استکبار، همیشه‌ از مکتب‌ مقدّس‌ پیروزی‌ خون‌ بر شمشیر الهام‌ بگیرند.

۳- موضوع‌ غیبت‌ صاحب‌ العصر و الزّمان‌ حضرت‌ مهدی‌ ارواحنالتراب‌ مقدمه‌ الفداء است؛
برای‌ آگاهی‌ و آمادگی‌ مسلمانان‌ دربارهِ‌ سرنوشت؛‌ خاص‌ امامت، به‌ ویژه‌ امامت‌ امام‌ دوازدهم(عج) و مسأ‌لهِ‌ غیبت‌ صغرا و غیبت‌ کبرا، طولانی‌ بودن‌ مدّت‌ غیبت‌ کبرا، جریان‌های‌ دشوار زمان‌ غیبت، نشانه‌های‌ ظهور، چگونگی‌ ظهور و حکومت‌ عدلِ جهانی‌ آن‌ حضرت، مطالب‌ بسیاری‌ از پیشوایان‌ معصوم(ع) رسیده‌ است‌ که‌ ما در این‌ جا چکیده‌ای‌ از برخی‌ از آن‌ها را با توفیق‌ خداوند بیان‌ می‌کنیم:
۱- به‌ وجود آمدن‌ تغییرهای‌ بسیاری‌ در جامعهِ‌ مسلمانان‌ که‌ با دین‌ همخوانی‌ ندارد و ضد دین‌ است. مانند: شیوع‌ منکرات، فراوانی‌ گناهان، فراگیر شدن‌ ظلم‌ و نفاق، چیده‌ شدن‌ مستکبران‌ و ستمگران‌ و نقشه‌ها و ترفندهایی‌ که‌ آنان‌ برای‌ استضعاف‌ فکری، فرهنگی، سیاسی‌ و اقتصادی‌ مسلمانان‌ به‌ کار می‌برند؛ صدها خبر که‌ اوضاع‌ و پیش‌ آمدهای‌ آخرالزمان‌ را منعکس‌ می‌کند، بازگو کنندهِ‌ این‌ جریان‌ها است.
این‌ خبرها هم‌ چنین‌ این‌ حقیقت‌ را ثابت‌ می‌کند که‌ پیشوایان‌ معصوم(ع) این‌ جریان‌ها را صدها سال‌ پیش‌ از آن‌ که‌ به‌ وقوع‌ بپیوندد، در پرتو وحی‌ و الهام‌ خداوندی‌ می‌دانستند و از آن‌ها خبر داده‌اند و همین‌ اخبار دلیل‌ روشنی‌ بر این‌ امر است‌ که‌ غیبت‌ آن‌ حضرت‌ به‌ امر الاهی‌ است‌ و به‌ امر الاهی‌ نیز ظهور و دنیا را از عدل‌ و سرور پر خواهد کرد. آن‌ها تذکّر می‌دادند که‌ شما در برابر این‌ جریان‌ها، در راه‌ دین‌ ثابت‌ قدم‌ باشید و تلاش‌ کنید به‌ وظیفهِ‌ خود عمل‌ کنید و هرگز موضع‌ انفعالی‌ نداشته‌ باشید و مطمئن‌ باشید که‌ َ)انّ الا‌رض‌ یرثها عبادی‌ الصالحون).
خستگان‌ عشق‌ را ایّام‌ درمان‌ خواهد آمد غم‌ مخور آخر طبیب‌ دردمندان‌ خواهد آمد
آن‌ قدر از کردگار خویشتن‌ امیدوارم‌که‌ شفابخش‌ دل‌ امیدواران‌ خواهد آمد
دردمندان، مستمندان، بی‌پناهان‌ را بگویید مصلِح‌ عالم، پناهِ بی‌پناهان‌ خواهد آمد
کاخ‌های‌ ظلم‌ ویران‌ می‌شود بر فرق‌ ظالم‌ مهدی‌ موعود، غمخوار ضعیفان‌ خواهد آمد
در آن‌ شرایط‌ هر چند زمین‌ از ستم‌ پُر می‌شود، ولی‌ اسلام‌ هرگز اجازهِ‌ سکوت‌ در برابر ظلم‌ را نمی‌دهد. هر چند در جامعهِ‌ اسلامی‌ منکرات‌ فراوان‌ بوجود خواهد آمد و معروف‌های‌ بسیاری‌ ترک‌ می‌شود، امّا اسلام‌ هیچ‌ وقت‌ اجازهِ‌ ترک‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر را نمی‌دهد. هر چند سلطه‌ گران‌ و مستکبران، عرصهِ‌ زمین‌ را میدان‌ تاخت‌ و تاز قدرت‌ استکباری‌ خود قرار می‌دهند و با‌ قلدری، خون‌ها می‌ریزند و خانه‌ها را خراب‌ می‌کنند، ولی‌ دین‌ اسلام‌ به‌ هیچ‌ کس‌ اجازهِ‌ سلطه‌ پذیری‌ و برخورد انفعالی‌ در برابر ستم‌ و استکبار را نمی‌دهد و استکبار ستیزی‌ را وظیفهِ‌ قطعی‌ و همیشگی‌ مسلمانان‌ می‌داند.
امروز صف‌ آرایی‌ دشمنان‌ اسلام‌ در برابر اسلام‌ بر این‌ چند محور می‌چرخد:
۱- تضعیف‌ دین‌ با عنوان‌های‌ پلورالیسم‌ (قرائت‌های‌ مختلف‌ از دین) سکولاریسم، لیبرالیسم‌ و جدایی‌ دین‌ از سیاست؛
۲- تقویت‌ رژیم‌ صهیونیستی؛
۳- تقویت‌ و ایجاد راهکارهایی‌ که‌ فرهنگ‌ غرب‌ را بالاتر از فرهنگ‌ اسلام‌ نشان‌ بدهد؛
۴- اشاعه‌ فحشا و منکرات‌ در جوامع‌ اسلامی‌ و به‌ کار انداختن‌ سلطه‌ با تکیه‌ به‌ عناوینی‌ از قبیل‌ آزادی، حقوق‌ بشر و ضدّ تروریست.
در چنین‌ وضعی‌ ائمّه(ع) با بیان‌ این‌ که‌ نگه‌داشتن‌ دین، یعنی‌ عمل‌ کردن‌ به‌ وظایف‌ دینی‌ در برابر این‌ جریان‌ها سخت‌ است. مانند: نگه‌داشتن‌ آتش‌ سرخ‌ در کفِ دست‌ یا سخت‌تر از آن، تأ‌کید می‌کنند که‌ دین‌ خود را در سایهِ‌ ایمان‌ و اعتقاد به‌ خداوند، توکّل‌ و اعتماد به‌ آن‌ ذات‌ ذوالجلال‌ و یاری‌ خواستن‌ از او نگاه‌ بدارید تا مشعل‌ اسلام‌ همیشه‌ فروزان‌ و پرچم‌ اسلام‌ به‌ همّت‌ و ارادهِ‌ شما، به‌ ویژه‌ جوانان‌ متعهّد و با ایمان‌ همواره‌ در اهتزاز باشد. تا در موقع‌ ظهور حضرت‌ مهدی(ع) در حرکت‌ پر خروش‌ آن‌ حضرت‌ شرکت‌ کنید و جزو همراهان‌ و یاران‌ آن‌ حضرت‌ باشید.
باید بدانیم‌ که‌ این‌ همه‌ فضیلت‌ و ثواب‌ که‌ برای‌ منتظران‌ ظهور آن‌ حضرت‌ در احادیث‌ اهلبیت(ع) آمده‌ است، تنها برای‌ کسانی‌ است‌ که‌ در دین‌ و عقیدهِ‌ خود استوار و پابرجا باشند. مانند این‌ روایت‌ها:
آن‌ها ثواب‌ کسی‌ را دارند که‌ در رکاب‌ حضرت‌ ولی‌ عصر(عجل‌الله‌فرجه) و در خیمهِ‌ آن‌ حضرت‌ همراه‌ او باشند و یا مانند کسانی‌ هستند که‌ در جنگ‌ بدر در رکاب‌ حضرت‌ پیغمبر(ص) بودند. حضرت‌ باقر(ع) فرمود: روزی‌ حضرت‌ پیغمبر(ص) در حالی‌ که‌ جماعتی‌ از اصحابش‌ در محضر مبارکش‌ اجتماع‌ داشتند دعا کرد و گفت: اللّهم‌ لَقّنی‌ اخوانی؛ بار خدایا دیدار برادران‌ مرا برای‌ من‌ فراهم‌ کن‌ بعد از آن‌ دوباره‌ همین‌ دعا را تکرار نمود، اصحاب‌ آن‌ حضرت‌ عرض‌ کردند: آیا ما برادران‌ تو نیستیم؟ حضرتش‌ در پاسخ‌ آن‌ها فرمود: نه‌ شما اصحاب‌ من‌ هستید. برادرانِ من‌ مردمی‌ هستند که‌ مرا ندیده‌اند، ولی‌ به‌ من‌ ایمان‌ آورده‌اند. خداوند نام‌های‌ آن‌ها و نام‌های‌ پدران‌ آنان‌ را پیش‌ از آن‌که‌ از صلب‌ پدران‌ و ارحام‌ مادران‌ خود خارج‌ شوند و به‌ این‌ جهان‌ قدم‌ بگذارند، به‌ من‌ معرفی‌ کرده‌ است. صبر و مقاومت‌ آن‌ها در نگهداری‌ دین‌ خودشان‌ از نگه‌داشتن‌ آتش‌ سرخ‌ در کف‌ دست‌ بیش‌تر است. آنان‌ چراغ‌های‌ هدایت‌ در تاریکی‌های‌ آن‌ زمان‌ می‌باشند. خداوند آن‌ها را از هر فتنهِ‌ ظلمانی‌ نجات‌ می‌دهد.۱
در پایان‌ وظیفهِ‌ خود می‌دانم‌ از متصدّیان‌ محترم‌ بنیاد فرهنگی‌ حضرت‌ مهدی‌ موعود(ع) که‌ سال‌ها است‌ در نشر <انتظار> با اخلاص‌ و صفا گام‌ برمی‌دارند، تقدیر نمایم‌ و موفقیت‌ بیش‌تر این‌ جوانان‌ عزیز و متعهّدی‌ که‌ دیروز در عرصهِ‌ جهاد حماسه‌ها آفریدند و با استقبال‌ از فرهنگ‌ جهاد و شهادت‌ عزّت‌ و اقتدار در این‌ نظام‌ دینی‌ را فراهم‌ ساختند و امروز هم‌ در برابر نقشه‌های‌ استکبار جهانی‌ با هشیاری‌ و آگاهی‌ ایستاده‌اند و در صحنه‌های‌ اعتکاف‌ و مراسم‌ دعای‌ ندبه‌ و کمیل‌ و مراکز اجتماعات‌ مذهبی‌ حضور دارند، از خداوند مسأ‌لت‌ نمایم. امید که‌ ان‌ شاء الله‌ با این‌ شایستگی‌هایی‌ که‌ دارند، جزو منتظران‌ حقیقی‌ و یاران‌ حضرت‌ مهدی‌ موعود(ع) باشند.

——————
پی نوشت ها :
۱٫ بحارالانوار، ج‌ ۵۲، ص‌ ۱۲۴٫

درباره نویسنده