اعتقادی

رویکردهای جدید کلامی در حکومت مصلح

رویکردهای جدید کلامی در حکومت مصلح
عبدالحسین خسرو پناه
مقاله رویکردهای جدید کلا‌می در حکومت مصلح پس از تعریف کلا‌م و تمایز کلا‌م قدیم با کلا‌م جدید به این پرسش پاسخ داده است که آیا حکومت مصلح جهانی با رویکردهای جدید کلا‌می مانند سکولا‌ریسم، پلورالیسم دینی، تساهل و تسامح، قرائت‌های مختلف از دین، تعارض علم و دین، سازگاری دارد یا خیر؟ خلا‌صه پاسخ این است که حکومت مصلح با سکولا‌ریزم و جداانگاری دین از نیازهای دنیوی ناسازگار است . عدالت مهدوی در عرصه‌های گوناگون اجتماعی ظهور می‌کند.
پلورالیسم دینی در ساحت حقانیت و نجات نیز با آموزه‌های حکومت جهانی تعارض جدی دارد. و علی رغم پذیرش مدارا با انسان، تساهل و تسامح به معنای اصطلا‌حی را رد می‌کند. عصر مصلح جهانی مخالف علم و تکنولوژی نیست و نمی‌توان سازگاری تمام دستاوردهای علوم را با حکومت مصلح نتیجه گرفت.

‌درآمد سخن‌
‌دانش‌ کلام‌ و مسایل‌ جدید کلامی‌ یکی‌ از مهم‌ترین‌ و چالش‌ برانگیزترین‌ دانش‌های‌ روزگار ما است. از این‌ رو، شایسته‌ است، پژوهشگران‌ با پژوهش‌ کافی‌ به‌ این‌ گونه‌ مسایل‌ بپردازند. جهانی‌ که‌ در آن‌ به‌ سر می‌بریم‌ با پرسش‌هایی‌ در حوزه‌های‌ سکولاریزم، پلورالیسم، قرائت‌پذیری‌ دین، رابطه‌ علم‌ و دین، رابطه‌ عقل‌ و دین، تساهل‌ و تسامح‌ و … روبرو است‌ که‌ همهِ‌ این‌ موضوع‌ها به‌ کلام‌ جدید مربوط‌ است. اصطلاح‌ کلام‌ جدید، با رواج‌ فلسفه‌های‌ نوینی‌ چون‌ امپریسم، پوزیتویسم، روشنگری، مدرنیسم‌ و پست‌مدرنیسم‌ و در مغرب‌ زمین‌ با عنوان مطرح‌ شد. این‌ عنوان‌ را در فرهنگ‌ اسلامی، نخستین‌ بار شبلی‌ نعمانی‌ (۱۳۳۲ – ۱۲۷۳ ه.ق) و سپس‌ استاد مطهری‌ رواج‌ دادند. اندیشمندان‌ در چیستی‌ کلام‌ جدید اختلاف‌ جدی‌ دارند. برخی‌ از آن‌ها، کلام‌ جدید و قدیم‌ را مشترک‌ لفظی‌ دانسته‌ و بر تفاوت‌ جوهری‌ میان‌ آن‌ دو تأ‌کید می‌ کنند.۱ دستهِ‌ دیگری‌ کلام‌ جدید را تنها به‌ شبهه‌ها، عده‌ای‌ به‌ شبهه‌ها و ابزار جدید، گروهی‌ به‌ شبهه‌ها، ابزار جدید و گستره‌ موضوعی‌ و بعضی‌ نیز به‌ شبهه‌ها، مسایل، دلایل‌ و مؤ‌یدات‌ جدید اختصاصی‌ داده‌اند.۲ گروه‌های‌ اخیر به‌ تفاوت‌ گوهری‌ میان‌ کلام‌ جدید و قدیم‌ قایل‌ نبوده‌ و کلام‌ جدید را توسعه‌ یافته‌ کلام‌ قدیم‌ دانسته‌اند.
‌البته‌ باید میان‌ <کلام‌ محقق> و <کلام‌ حق> یا <کلام‌ در مقام‌ هست> با <کلام‌ در مقام‌ باید> فرق‌ گذاشت. <کلام‌ در مقام‌ تحقق‌ و هست>، بسیار متنوع‌ و گوناگون‌ است. کلام‌ و الهیاتی‌ که‌ از تجربه‌گرایی، تحقق‌ گرایی، پدیدارشناسی، اگزیستانسیالسیم، مدرنیسم، اومانیسم، پست‌ مدرنیسم‌ و… تأ‌ثیر پذیرفته‌ است، با کلام‌ اسلامی‌ سنتی‌ کاملاً تفاوت‌ دارد به‌ گونه‌ای‌ که‌ این‌ دو هیچ‌ سنخیتی‌ با یکدیگر ندارند. ولی‌ اگر به‌ <کلام‌ در مقام‌ تعریف‌ و باید> توجه‌ کنیم، علم‌ کلام‌ عبارت‌ است‌ از: دانشی‌ که‌ به‌ استنباط، تنظیم‌ و تبیین‌ معارف‌ و مفهوم‌های‌ دینی‌ پرداخته‌ و با روش‌ها و رهیافت‌های‌ گوناگون‌ درون‌ و برون‌ دینی‌ به‌ اثبات‌ و توجیه‌ گزاره‌های‌ اعتقادی‌ می‌پردازد و به اعتراض‌ها و شبهه‌های‌ مخالفان‌ پاسخ‌ می‌دهد.۳ این‌ تعریف‌ بر کلام‌ قدیم‌ و جدید منطبق‌ است. کلام? جدید با روش‌ها، شبهه‌ها، موضوع‌ها، مسایل‌ و دلایل‌ نوینی‌ روبرو می‌شود. به‌ همین‌ دلیل، کلام‌ جدید ادامه‌ دهنده‌ و تکامل‌ یافته‌ کلام‌ سنتی‌ است‌ و این‌ دو تمایز جوهری‌ ندارند.

تبیین‌ مسأ‌له‌
‌پرسش‌ اصلی‌ در این‌ پژوهش‌ این‌ است‌ که‌ آیا حکومت‌ مصلح‌ جهانی‌ با این‌ رویکردهای‌ جدید کلامی‌ سازگاری‌ دارد؟
‌توضیح‌ این‌ که‌ جدای‌ از این‌ که‌ این‌ مسایل، دانش‌ مستقلی‌ به‌ نام‌ کلام‌ جدید که‌ تمایز جوهری با کلام‌ سنتی‌ دارد، تشکیل‌ دهد یا این‌ که‌ کلام‌ جدید ادامه‌ کلام‌ قدیم‌ باشد – چنان‌ که‌ گذشت‌ – در حوزهِ‌ کلام، مسایل‌ و دیدگاه‌های‌ جدیدی‌ مطرح‌ شده‌ است.
‌برای‌ مثال: عده‌ای‌ به‌ جداانگاری‌ دین‌ از نیازهای‌ اجتماعی‌ فتوا داده‌ و از سکولاریزم‌ دفاع‌ می‌کنند، برخی‌ به‌ حقانیت‌ یکسان‌ (طولی‌ و عرضی) تمام‌ ادیان‌ در عصر حاضر حکم‌ می‌دهند و پلورالیسم‌ دینی‌ را ترویج‌ می کنند و دسته ای‌ نیز به‌ تعارض‌ علم‌ و دین، عقل‌ و دین، اخلاق‌ و دین،‌ و دین‌داری‌ و تجدد اصرار می‌ورزند. حال‌ پرسش‌ اصلی‌ ما این‌ است: هنگام‌ ظهور حضرت‌ ولی‌ عصر(عج) و تشکیل‌ حکومت‌ مصلح‌ جهانی، این‌ رویکردهای‌ جدید کلامی‌ مقبول‌ می‌افتند یا این‌ که‌ حضرت‌ و حکومت‌ جهانی‌ او به‌ شدت‌ با‌ این‌ رویکردها مقابله‌ و آن‌ها را نقد می‌کنند.
‌روش، در این‌ پژوهش، نقلی‌ – تحلیلی‌ است؛ یعنی‌ پس‌ از تبیین‌ دقیق‌ رویکردهای‌ جدید کلامی‌ به‌ سراغ‌ متون‌ روایی‌ رفته‌ و وضعیت‌ حکومت‌ مصلح‌ را توصیف‌ می‌کنیم. آن‌ گاه‌ پرسش‌های‌ فرعی‌ خود را به‌ روایت‌ها عرضه‌ کرده‌ و بدون‌ تفسیر به‌ را‌ی، پاسخ‌ خود را دریافت‌ می‌کنیم.
‌قابل‌ ذکر است‌ که‌ به‌ دلیل‌ محدودیت‌ حجم‌ تحقیق‌ تنها به‌ پاره‌ای‌ از رویکردهای‌ جدید می‌پردازیم.
‌سکولاریسم‌ ملایم، به‌ محدود ساختن‌ دین‌ در عرصه‌ فردی‌ و نیازهای‌ شخصی‌ قناعت‌ می‌ورزد ولی‌ هر گونه‌ نیاز اجتماعی‌ مانند: سیاست، حکومت، اقتصاد، حقوق، اخلاق‌ اجتماعی، تعلیم‌ و تربیت، مدیریت‌ و… را از دین‌ جدا می‌سازد. اگر این‌ تفکر در جامعه، تحقق‌ عینی‌ پیدا کند، سکولاریزاسیون‌ یا عرفی‌ شدن‌ و دنیوی‌ شدن‌ نیز اتفاق‌ می‌افتد.۴
‌نظریه‌ سکولاریزم‌ و جدا انگاری‌ دین‌ از نیازهای‌ دنیا، با هیچ‌ یک‌ از ساحت‌های‌ اسلام‌ سازگاری‌ ندارد تاریخ‌ اسلام‌ و سیره‌ عملی‌ پیامبر اکرم(ص) و پیشوایان‌ معصوم‌ به‌ شدت‌ با سکولاریزم‌ در تضاد است. قوانین‌ اسلامی‌ در عرصه‌های‌ اقتصاد، حقوق، سیاست، مدیریت، اخلاق، تربیت‌ و غیره‌ نیز نافی‌ این‌ ادعاست. بر همین‌ اساس، حکومت‌ جهانی‌ مصلح‌ نیز، ماهیتی‌ ضد سکولاریستی‌ دارد؛ زیرا قیام‌ امام(ع) همراه‌ با تشکیل‌ حکومت‌ دینی‌ و دولت‌ اسلامی‌ است. امام، نه‌ تنها برای‌ رسیدن‌ به‌ حکومت، جنگ‌های‌ بسیاری‌ را پشت‌ سر می‌گذارد و با قاطعیت‌ تمام‌ رویاروی‌ دشمنان‌ قرار می‌گیرد، در استمرار حکومت‌ نیز اصلاحاتی‌ عمیق‌ از نظر اجتماعی، امنیت‌ و رفاه‌ عمومی، شکوفایی اقتصادی، عدالت‌ قضایی، بهداشت‌ و درمان‌ همگانی‌ و گسترش‌ فرهنگ‌ را طبق‌ اسلام‌ نبوی‌ انجام‌ می‌دهد. خداوند، زمین‌ مرده‌ و پر از ستم‌ را با ظهور مهدی، زنده‌ و پر از عدل‌ و داد می‌کند.۵ عدالت‌ حضرت‌ در عرصه‌ کشاورزی، اقتصادی، قضایی‌ و… فراگیر است.۶
<انه‌ یَبِلغُ سلطانهُ المشرقَ والمغربَ و تظهَر له‌ الکنوز ولایبقی فی‌ الارض‌ خراب الایعمّره۷٫
‌حکومت‌ او شرق‌ و غرب‌ جهان‌ را فرا خواهد گرفت‌ و گنجینه‌های‌ زمین‌ برای‌ او ظاهر می‌گردد و در سرتاسر جهان‌ جای‌ ویرانی‌ باقی‌ نخواهد ماند مگر این‌ که‌ آن‌ را آباد خواهد ساخت.>
‌همچنین‌ پیامبر گرامی‌ اسلام(ص) در همین‌ رابطه‌ می‌فرمایند:
‌اُبَشّرُکم‌ بالمهدی‌ یملا‌ الارض‌ قسطاً کما ملئت‌ جوراً وظلماً، یرضی‌ عنه‌ سکّان السماء والارض، یقسم‌ المال‌ صَحاحاً، فقال‌ رجل‌ ما معنی‌ صحاحاً، قال‌ بالسوّیه` بین‌ الناس‌ و یملا‌ قلوب‌ امّه` محمّد غنی‌ و یَسعهم‌ عدله‌ حتی‌ یأ‌مر منادیاً ینادی‌ یقول‌ من‌ له‌ بالمال‌ حاجه` فلیقم‌، فما یقوم‌ من‌ الناس‌ الارجل‌ واحد ثم‌ یأ‌مرله‌ بالمال‌ فیاخذ ثم‌ یندم‌ و یردّه.
‌شما را به‌ ظهور مهدی(ع) بشارت‌ می‌دهم؛ زمین‌ را پر از عدالت‌ می‌کند همان‌ گونه‌ که‌ از جور و ستم‌ پر شده‌ است؛ ساکنان‌ آسمان‌ها و ساکنان‌ زمین‌ از او راضی‌ می‌شوند و اموال‌ و ثروتها را به‌ طور صحیح‌ تقسیم‌ می‌کند. کسی‌ پرسید: معنی‌ تقسیم‌ صحیح‌ ثروت‌ چیست، فرمود: به‌ طور مساوی‌ در میان‌ مردم‌ (سپس‌ فرمود) و دل‌های‌ پیروان‌ محمد(ص) را پر از بی‌نیازی‌ می‌کند و عدالتش‌ همه‌ را فرا می‌گیرد تا آن‌ جا که‌ دستور می‌دهد که‌ منادی با صدای‌ بلند صدا زند؛ هر کسی‌ نیاز مالی‌دارد. برخیزد و هیچ‌ کس‌ جز یک‌ نفر بر نمی‌خیزد، امام‌ دستور می‌دهد مال‌ قابل‌ ملاحظه‌ای‌ به‌ او بدهند، اما او می‌گیرد و بر می‌گرداند و پشیمان‌ می‌شود.
‌امام‌ صادق(ع) نیز دربارهِ‌ عدالت، برچیده‌ شدن‌ ظلم‌ و رفاه‌ مردم‌ در زمان‌ آن‌ حضرت‌ می‌فرماید:
<اذاقام‌ القائم‌ حَکَمَ بالعدل‌ وارتفع‌ فی‌ ایامه‌ الجور وآمنت به‌ السُبل‌ و اَخرَجَتِ الارضُ برکاتها ورُد کُلُّ حَقّ الی‌ اهله… وحَکَمَ بین‌ الناس‌ بحکم‌ داود وحکم‌ محمّد(ص) فحینئذٍ تُظهرُ الارضُ کنوزَها وتُبدی‌ برکاتِها ولا یَجدُ الرجلُ منکم‌ یومئذ موضِعاً لصدقته‌ و لالبرّه‌ لشمول‌ الغِنی جمیعَ المؤ‌منین.
‌وقتی‌ که‌ قائم‌ قیام‌ کند، حکومت‌ را بر اساس‌ عدالت‌ قرار می‌دهد و ظلم‌ و جور در دوران‌ او بر چیده‌ می‌شود و جاده‌ها در پرتو وجودش، امن‌ و امان‌ می‌گردد، و زمین‌ برکت‌هایش‌ را خارج‌ می‌سازد و هر حقی‌ به‌ صاحبش‌ می‌رسد، و در میان‌ مردم، همانند داوود و محمد(ص) حکم‌ و داوری‌ می‌کند. در این‌ هنگام‌ زمین‌ گنج‌هایش‌ را آشکار می‌سازد و برکات‌ خود را ظاهر می‌کند و کسی‌ موردی‌ برای‌ انفاق‌ و صدقه‌ و کمک‌ مالی‌ نمی‌یابد؛ زیرا همهِ‌ مؤ‌منان‌ بی‌نیاز و غنی‌ خواهند شد.> 8
‌تمام‌ این‌ احادیث‌ بر حضور حضرت‌ حجت(عج) در حیات‌ اجتماعی‌ انسان‌ها اعم‌ از امور اقتصادی، سیاسی. مدیریتی‌ و… دلالت‌ دارد؛ به‌ همین‌ دلیل، حکومت‌ مصلح‌ جهانی‌ نافی‌ سکولاریزم‌ است.

‌پلورالیسم‌ دینی‌ و حکومت‌ مصلح(ع)
‌پلورالیسم‌ دینی‌ پاسخی‌ جدید به‌ پرسش‌ دربارهِ‌ تنوع‌ و تکثر ادیان‌ و مذاهب‌ و پیروان‌ آن‌ها است.
‌پرسش‌های‌ این‌ حوزه‌ عبارتند از:
۱٫ آیا همهِ‌ ادیان‌ موجود در جهان‌ معاصر اعم‌ از آسمانی‌ و زمینی‌ و الهی‌ و بشری، حق‌اند یا برخی‌ از آن‌ها حق‌ و پاره‌ای‌ دیگر باطلند؟
۲٫ آیا معتقدان‌ به‌ ادیان‌ مختلف، اهل‌ نجات‌ و رستگاری‌اند یا برخی‌ از آن‌ها گرفتار عذاب‌ الهی‌ هستند؟
۳٫ معتقدان‌ به‌ ادیان‌ گوناگون، نسبت‌ به‌ یکدیگر چه‌ نوع‌ رفتاری‌ باید داشته‌ باشند؟
‌پرسش‌ نخست، یک‌ پرسش‌ معرفت‌ شناسانه‌ و پرسش‌ دوم، فرجام‌ شناسانه‌ و پرسش‌ سوم، اخلاقی‌ و حقوقی‌ است.
‌متکلمان‌ مسلمان‌ و غیرمسلمان‌ در برابر این‌ سه‌ پرسش، سه‌ پاسخ متفاوت داده‌اند که‌ عبارتند از:
الف: انحصارگرایی‌ دینی‌ صدق‌ و حقانیت‌
انحصار گرایی دینی صدق بر این باور است که تمام‌ ادیان‌ موجود در جهان‌ معاصر اعم‌ از الهی‌ و بشری‌ بر حق‌ نبوده‌ و تنها یکی‌ از ادیان، حق‌ مطلق‌ و بقیهِ‌ آنها کاملاً باطل‌ هستند.

ب: شمول‌گرایی‌ دینی‌ صدق‌ و حقانیت‌
معنای‌ شمول‌گرایی‌ این‌ است‌ که‌ تمام‌ ادیان‌ موجود، حق‌ مطلق‌ یا باطل‌ محض‌ نیستند؛ تنها یکی‌ از ادیان‌ حق‌ مطلق‌ و بقیه‌ بهره‌ای‌ از حقیقت‌ دارند.

ج: کثرت‌گرایی‌ دینی‌ صدق‌ و حقانیت
‌این‌ دیدگاه‌ معتقد است‌ که‌ تمام‌ ادیان‌ موجود، حق‌ مطلق‌ و برابرند و تمایزی‌ از نظر حق‌ و بطلان، در میان‌ ادیان‌ وجود ندارد و نمی‌توان‌ از برتری‌ آن‌ها نسبت‌ به‌ یکدیگر سخن‌ گفت.
‌پرسش‌ دوم؛ یعنی‌ مسأ‌لهِ‌ نجات‌ دین‌داران‌ نیز سه‌ پاسخ‌ را در بردارد.

الف: انحصارگرایی‌دینی‌نجات‌و سعادت‌
‌بر این‌اساس، تمام‌متدینان‌به‌ادیان‌گوناگون، اهل‌نجات‌و رستگاری‌نیستند، تنها متدینان‌به‌دین‌حق، سعادتمند و اهل‌نجاتند و همهِ‌متدینان‌به‌ادیان‌دیگر، گرفتار عذاب‌الهی‌اند؛ زیرا ثواب‌و عقاب‌و نجات‌و عدم‌نجات، به‌حق‌و باطل‌بودن‌ادیان‌بستگی‌دارد.

ب: شمول‌گرایی‌دینی‌نجات‌و سعادت‌
‌این‌دیدگاه، تمام‌ متدینان‌به‌دین‌حق‌را سعادتمند و اهل‌نجات‌معرفی‌می‌کند، ولی‌متدینان‌به‌ادیان‌دیگر را – که‌ بهره‌ای‌از حقیقت‌دارند – به‌همان‌اندازه‌سعادتمند و رستگار می‌داند. بنابراین، شمول‌گرایی‌نجات‌و رستگاری، شمول‌گرایی‌صدق‌و حقانیت‌را در پی‌دارد.

ج: کثرت‌گرایی‌دینی‌نجات‌و سعادت‌
‌کثرت‌گرایی‌نجات، همهِ‌متدینان‌به‌ادیان‌گوناگون‌را رستگار و اهل‌نجات‌دانسته‌و عقاب‌و عذابی‌برای‌آن‌ها فرض‌نمی‌کند؛ زیرا وقتی‌تمام‌ادیان‌الهی‌و بشری‌حق‌باشند، متدینان‌آن‌ها نیز اهل‌نجات‌و رستگاری‌اند.
‌متکلمان‌مسلمان، رستگاری‌و عدم‌رستگاری‌را تنها نتیجهِ‌حق‌و بطلان‌ادیان‌ندانسته‌و علم‌و جهل، عمل‌و غیرعمل، جهل‌قصوری‌و جهل‌تقصیری‌را نیز در این‌امر دخیل‌می‌دانند. بر این‌اساس، دین‌دار عالم‌و عامل‌به‌طور قطع‌سعادتمند است، ولی‌دین‌داری‌که‌به‌حقیقت‌آگاه‌است، اما، عمل‌نمی‌کند یا جهل‌به‌حقیقت‌دارد و در جهالت‌خود مقّصر است، اهل‌نجات‌و رستگاری‌نخواهد بود و اما جاهلان‌قاصر که‌تلاش‌کرده‌ولی‌به‌حقیقت‌نرسیده‌اند و تقصیری‌در نرسیدن‌به‌حقیقت‌ندارند، به‌عنوان‌مستضعفان‌فکری‌و <مرجون‌لامر الله> مورد توجه‌حق‌تعالی‌قرار می‌گیرند.
اندیشمندان‌در بارهِ‌پرسش‌سوم؛ یعنی‌رفتار دین‌داران‌نسبت‌به‌یکدیگر، سه‌پیشنهاد خشونت، مدارا و تولرانس‌را مطرح‌کرده‌اند.۹
‌نظریه‌کثرت‌گرایی‌دینی، از نظر ادعا (حق‌دانستن‌تمام‌ادیان) و مبانی‌و دلایل‌(تکافوی‌ادله، گوهر و صدف‌دین، نمادین‌و سمبلیک‌دانستن‌زبان‌دین‌و تجربه‌دینی) گرفتار نقدهای‌اساسی‌است. تبیین‌و تحلیل‌هر یک‌از زیرساخت‌های‌مذکور، پژوهش‌مستقلی‌می‌طلبد و چون‌غرض‌از این‌نوشتار، مقایسه‌رویکردهای‌جدید کلامی‌با حکومت‌مصلح‌جهانی‌است، تنها به‌اختصار مدعا و مبانی‌این‌نظریه‌را نقد می‌کنیم.
‌ادعای‌کثرت‌گرایی‌دینی؛ یعنی‌حقانیت‌دانستن‌تمامی‌ادیان‌آسمانی‌و زمینی‌و الهی‌و بشری، مستلزم‌اجتماع‌نقیضین‌است‌و چون‌اجتماع‌نقیضین‌محال‌است، پس‌نمی‌توان‌تمام‌ادیان‌را حق‌دانست. توضیح‌قیاس‌استثنایی‌پیش‌گفته‌این‌است‌که‌اگر تمام‌ادیان‌حق‌باشند، تمام‌گزاره‌ها و باورهای‌موجود در ادیان‌صادق‌و حقند. پس‌گزاره‌تثلیث‌در مسیحیت‌و توحید در اسلام‌، یا تناسخ‌در بودا و معاد در اسلام‌حق‌است. نتیجه‌این‌خواهد شد که‌خداوند هم‌سه‌تا است‌و هم‌سه‌تا نیست، بلکه‌واحد است، روح‌پس‌از مرگ‌هم‌به‌بدن‌و جسم‌دیگری‌در دنیا بر می‌گردد (تناسخ) و هم‌بر نمی‌گردد و به‌عالم‌برزخ‌منتقل‌می‌شود تا وقت‌قیامت‌برسد (معاد) و حق‌دانستن‌تمام‌این‌باورها، مستلزم‌اجتماع‌نقیضین‌است، چون‌اجتماع‌نقیضین‌محال‌است‌و محال‌بودن‌آن‌از بدیهیات‌عقلی‌و حتی‌انکارش‌مستلزم‌اثباتش‌است، پس‌حق‌دانستن‌تمام‌باورهای‌ادیان‌محال‌است.
‌مبانی‌و زیرساخت‌های‌کثرت‌گرایی‌دینی‌نیز مخدوش‌است؛ بر ای‌نمونه‌برخی‌از تکافو و تساوی‌ادله‌در ادیان‌گوناگون، به‌حقانیت‌ادیان‌فتوا داده‌اند؛ در حالی‌که‌بر فرض‌تساوی‌ادله، هیچ‌گاه‌نمی‌توان‌از برابری‌منطقی‌دلایل، حقانیت‌مدعیات‌را استنتاج‌کرد، به‌ویژه، در مواردی‌که‌حق‌دانستن‌مدعیات، مستلزم‌اجتماع‌نقیضین‌باشد.
‌عده‌ای‌نیز باورهای‌دینی‌را به‌مقدمه‌و ذی‌المقدمه‌تقسیم‌کرده‌اند؛ (زیرا همه‌آموزه‌ها و باورهای‌دینی‌در یک‌مرتبه‌نیستند.)
‌آن‌گاه‌باورهای‌مقدماتی‌را صدف‌و عرضی‌دین‌و باورهای‌ذی‌المقدمه‌ای‌را گوهر و ذاتی‌دین‌دانسته‌اند و در مقام‌تعریف‌گوهر و صدف‌گفته‌اند: صدف‌و عرضی‌دین، موقّتی، غیر لازم‌و تغییرپذیر است، ولی‌گوهر دین، ثابت، دائمی‌و ضروری‌است.۱۰ مدعیان‌کثرت‌گرایی‌دینی‌با این‌مقدمه‌خواسته‌اند به‌این‌نتیجه‌برسند که‌اختلاف‌ادیان‌در باورهای‌عرضی‌و صدفی‌آن‌هااست‌و گوهر و ذات‌ادیان‌یکنواخت‌است. البته‌به‌این‌که‌گوهر واحد ادیان‌چیست، به‌طور یکسان‌پاسخ‌نداده‌اند و تجربه‌دینی، ایمان‌دین، بهداشت‌روان‌و… را به‌عنوان‌مصداق‌ گوهر واحد ادیان‌بیان‌کرده‌اند. ‌و با این‌بیان‌نتیجه‌گرفته‌اند که‌با توجه‌به‌وحدت‌گوهر ادیان‌می‌توان‌به‌حقانیت‌تمام‌ادیان‌یعنی‌کثرت‌گرایی‌دینی‌فتوا داد.
‌لکن‌این‌مبنا به‌لحاظ‌کبروی‌و صغروی‌مخدوش‌است؛ اشکالات‌کبروی‌این‌مبنا و زیرساخت‌و دلیل‌این‌است‌که‌گر چه‌باورهای‌دینی‌در یک‌مرتبه‌نیستند و نسبت‌بین‌آنها، نسبت‌میان‌مقدمه‌و هدف‌است، ولی‌مقدمه‌بودن‌پاره‌ای‌از باورهای‌دینی‌نسبت‌به‌باورهای‌دیگر، نسبت‌مقدمه‌بودن‌نردبان‌برای‌رفتن‌به‌پشت‌بام‌نیست، بلکه‌از باب‌مقدمه‌بودن‌علوم‌متوسطه‌نسبت‌به‌دوره‌تحصیلات‌تکمیلی‌است.
‌توضیح‌این‌که: برخی‌از مقدمات، مقدمه‌حدوث‌اند نه‌بقا و پارهِ‌دیگری‌از مقدمات، مقدمهِ‌حدوث‌و بقا هستند؛ نردبان، مقدمه‌رفتن‌به‌پشت‌بام‌است‌ولی‌مقدمهِ‌ماندن‌در پشت‌بام‌نیست، ولی‌علوم‌متوسطه، مقدمه‌رفتن، ماندن‌و عبور کردن‌از دروس‌تکمیلی‌است.
‌باورهای‌دینی‌مقدماتی‌مانند: نماز خواندن،‌روزه‌گرفتن‌و صدقه‌دادن‌نسبت‌به‌تقوا و سعادت‌آدمی، مقدمهِ‌حدوث‌و بقایند، نسبت‌به‌تقوا و سعادت‌آدمی، مقدمهِ‌حدوث‌و بقایند و آن‌ها در مقدمه‌بودن‌نیز بدیل‌ناپذیرند؛ بنابراین‌نمی‌توان‌اعمال‌و مناسک‌را صدف‌و عرضی‌دین‌معرفی‌کرد و وصف‌تغییرپذیری‌و موقتی‌و غیرلزوم‌را به‌آن‌ها نسبت‌داد.
‌اشکالات‌صغروی‌این‌زیر ساخت‌این‌است‌که‌اگر گوهر ادیان‌متعدد شود؛ یعنی‌تجربه‌دینی، ایمان‌دینی، بهداشت‌روان‌و… به‌عنوان‌گوهر ادیان‌شناخته‌شود حقانیت‌ادیان‌و مدعای‌کثرت‌گرایی‌دینی‌اثبات‌نمی‌شود؛ زیرا شرط‌اثبات‌کثرت‌گرایی‌دینی، وحدت‌گوهر ادیان‌است. بر فرض‌این‌که‌گوهر تمام‌ادیان، تجربه‌دینی‌باشد، آیا تجربه‌دینی‌در تمام‌ادیان، حقیقت‌واحدی‌است؟ پاسخ‌منفی‌است؛ زیرا تجربه‌دینی‌به‌معنای‌احساس‌معنوی، به‌متعلقی‌محتاج‌است؛ همچنان‌که‌تجربه‌حسی، متعلق‌دارد و چون‌متعلق‌تجربه‌دینی‌در ادیان‌آسمانی‌و زمینی‌متفاوت‌است‌(و واقعاً تفاوت‌وجودی‌میان‌الله، یهوه، پدر، نیروانا و غیره‌وجود دارد)، پس‌نمی‌توان‌تجربه‌دینی‌همهِ‌ادیان‌را یکسان‌معرفی‌کرد؛ در نتیجه، کثرت‌گرایی‌دینی‌اثبات‌نمی‌شود.
‌نمادین‌و سمبلیک‌دانستن‌زبان‌دین‌نیز مورد پذیرش‌نیست؛ زیرا زبان‌ دین، ظهور در شناختاری‌بودن‌دارد و آشنایان‌به‌زبان‌قرآن‌می‌دانند که‌زبان‌دین‌اسلام‌نمی‌تواند سمبلیک‌و نمادین‌باشد.
‌علاوه‌بر نقد مبانی‌و دلایل، اصل‌ادعای‌حقانیت‌تمام‌ادیانی‌که‌از مدعیات‌متناقض‌و متضاد برخوردارند، نیز مستلزم‌اجتماع‌نقیضین‌است. حکومت‌جهانی‌مصلح‌با پلورالیسم‌دینی‌در چالش‌است! زیرا حکومت‌امام‌مهدی(ع) مصداق‌بارز آیهِ‌شریفه‌<لیظهره‌علی‌الدین‌کله> است‌که‌در تفسیر آن‌آمده‌است‌<یظهره‌علی‌جمیع‌الادیان‌عند قیام‌القائم>11.
‌پیامبر اسلام‌نیز در حدیث‌قدسی‌از حق‌تعالی‌چنین‌روایت‌می‌کند:
<حَقُّ علیّ اَن اُظهِرَ دینَک‌علی‌الادیان‌حتّی‌لایَبقی فی‌شَرقِ الارض‌وغَربها دینٌ الاّ دینَک؛
بر من‌است‌که‌دین‌تو؛ یعنی‌اسلام‌را بر سایر ادیان‌غلبه‌دهم‌تا در شرق‌و غرب‌عالم، دینی‌جز دین‌تو باقی‌نماند.>
در روایت‌آمده‌است:
<چون‌مهدی‌قیام‌کند، جزیه‌برداشته‌شود و غیرمسلمانی‌نماند.>
‌امام‌باقر(ع) نیز فرموده‌است:
<تؤ‌تون‌الحکمه` فی‌زمانه‌حتی‌ان‌المراه` لتقضی‌فی‌بیتها بکتاب‌اللّه‌و سنه` رسوله۱۲؛
حکمت‌در زمان‌مهدی(ع) به‌گونه‌ای‌ارزانی‌می‌گردد که‌حتی‌زن‌در کانون‌خانهِ‌خویش‌بر اساس‌کتاب‌خدا و سنت‌پیامبرش‌داوری‌می‌کند>.
‌حضرت‌امیرالمؤ‌منین(ع) می‌فرماید:
<ویهلک‌الاشرار ویبقی‌الاخیار ولا یبقی‌من‌یُبغِض‌اهل‌البیت۱۳؛
شرارت‌پیشگان‌از بین‌می‌روند و نیکان‌باقی‌می‌مانند و کینه‌توزان‌نسبت‌به‌اهل‌بیت‌باقی‌نخواهند ماند.>،
<ولا تترک‌بدعه` الا ازالها ولا سنّه` الا اقامها۱۴؛
همهِ‌بدعت‌ها از بین‌می‌رود و همه‌سنت‌ها جدی‌می‌شود.>
‌مفضّل‌از امام‌صادق(ع) نقل‌می‌کند:
<فو اللّه‌یا مفضّل‌لیرفع‌عن‌الملل‌والادیان‌الاختلاف‌ویکون‌الدین‌کله‌واحداً کما قال‌اللّه‌عزوجل‌: ان‌الدین‌عنداللّه‌الاسلام؛
به‌خدا سوگند ای‌مفضل، اختلاف‌از میان‌ادیان‌برداشته‌می‌شود و همه‌به‌صورت‌یک‌آیین‌در می‌آید، همان‌گونه‌که‌خداوند عزوجل‌می‌گوید: دین‌در نزد خدا تنها اسلام‌است.> 15
‌امام‌باقر(ع) نیز در این‌باره‌می‌فرماید:
<ان‌ذلک‌یکون‌عند خروج‌المهدی‌من‌آل‌محمد فلا یبقی‌احد‌الا اقر بمحمد(ص)؛
این‌پیروزی‌به‌هنگام‌قیام‌مهدی‌از آل‌محمد(ص) خواهد بود، آنچنان‌که‌هیچ‌کس‌در جهان‌باقی‌نمی‌ماند مگر اینکه‌اقرار به‌محمد(ص) خواهد کرد.>16
مقداد بن‌اسود از پیامبر گرامی‌اسلام(ص) نقل‌می‌کند:
<سمعت‌رسول‌اللّه(ص) یقول‌لایبقی‌علی‌ظَهرِ الارَضِ بَیت مَدَر ولاوبر الاّ ادخله‌اللّه‌کلمه` الاسلام؛
بر سراسر روی‌زمین‌خانه‌ای‌از خشت‌و گل‌و خیمه‌ای‌باقی‌نمی‌ماند مگر اینکه‌آیین‌اسلام‌در آن‌وارد خواهد شد.>17
‌امیر مؤ‌منان‌ در تفسیر آیه( هو الذی‌ارسل‌رسوله‌بالهدی‌و دین‌الحق) فرمود:
<کلا، فوالذی‌نفسی‌بیده‌حتی‌لایبقی‌قریه‌الاوینادی‌فیها بشهاده` ان‌لا اله‌الا اللّه‌بکره` و عشیاًً؛
نه، سوگند به‌کسی‌که‌جانم‌به‌دست‌او است‌این‌پیروزی‌آشکار نمی‌شود مگر زمانی‌که‌هیچ‌آبادی‌روی‌زمین‌باقی‌نماند مگر این‌که‌صبح‌و شام‌بانگ‌لا اله‌الا اللّه‌از آن‌به‌گوش‌می‌رسد.> 18
قال‌الصادق(ع):
ان‌لنا دوله` یجیء‌اللّه‌بها اذا شاء ثم‌قال‌مَن‌سُر ان‌یکون‌من‌اصحاب‌القائم‌فلینتظر ولیعمل‌بالورع‌ومحاسن‌ الاخلاق‌وهو منتظر.۱۹ اذاقام‌القائم‌المهدی لایبقی‌ارض الانُودی‌فیها بشهاده` ان‌لا اله‌الا اللّه‌و ان محمداً رسول‌اللّه؛
وقتی‌حضرت‌قائم(ع) قیام‌نماید، زمینی‌باقی‌نمی‌ماند مگر آنکه‌در آن‌ندا می‌شود به‌شهادت‌لا اله‌الا اللّه‌و محمداً رسول‌اللّه۲۰
<فیُریکم‌کیف‌عدل‌السیره` و یُحی‌مَیتَ الکتاب‌والسنه`؛
سیره‌و روش‌دادگرانه‌را نشان‌خواهد داد و آن‌چه‌از کتاب‌و سنت‌مرده‌باشد، زنده‌خواهد کرد.>21
‌نعیم‌بن‌حماد از علی(ع) و عایشه، از پیامبر نقل‌می‌کند:
<المهدی‌رجل‌من‌عترتی، یقاتل‌علی‌سنتی‌کما قاتلت‌انا علی‌الوحی۲۲؛
مهدی، مردی‌از خاندان‌من‌است‌او بر طبق‌سنت‌من‌[با مخالفان] می‌جنگد چنان‌که‌من‌بر طبق‌وحی‌می‌جنگیدم.>
قال‌‌رسول‌اللّه(ص) :
<منا الذی‌یصلی‌عیسی‌بن‌مریم‌خلفه؛
از نسل‌ماست‌آن‌کسی‌که‌عیسی‌بن‌مریم‌پشت‌سر او نماز می‌خواند.>23
‌تمامی‌این‌احادیث‌به‌دلالت‌مطابقی، بر نفی‌پلورالیسم‌دینی‌و حقانیت‌همه‌ادیان‌محقق، حکم‌می‌کنند و تنها بر حقانیت‌انحصاری‌تمام‌گزاره‌های‌اسلام‌و حاکمیت‌و تسلط‌آن‌بر هستی‌دلالت‌دارند.
‌تساهل‌و تسامح‌ و حکومت‌مصلح(ع)
‌تسامح‌و تساهل‌در اصطلاح‌به‌معنای‌عدم‌مداخله‌و ممانعت‌یا اجازه‌دادن‌از روی‌قصد و آگاهی، نسبت‌به‌اعمال‌و عقایدی‌است‌که‌مورد پذیرش‌و پسند شخص‌نباشد.
بنابراین‌عناصر تولرانس‌عبارتند از:
۱٫ تنوع‌و اختلاف‌عقاید و اعمال؛
۲٫ ناخشنودی‌و نارضایتی؛
۳٫ آگاهی‌و قصد؛
۴٫ قدرت‌و توانایی‌بر مداخله؛‌
۵٫ عدم‌مداخله‌و یا اجازه‌دادن۲۴
‌سیرت‌خُلقی‌مصلح‌جهانی‌همراه‌با حشمت، سکینه‌و وقار است، ولی‌نسبت‌به‌کارگزاران‌و مأ‌موران‌دولت‌خویش‌بسیار سخت‌گیر است‌و با ناتوانان‌ و مستمندان، بسیار دل‌رحم‌و مهربان. در روایت‌آمده‌است:
<علامه`ُ المهَدی‌ان‌یَکون‌شَدیداً عَلَی‌العُمّال، جَواداً بِالمَال، رَحِیماً بالمساکین.۲۵>
‌مهدی(ع) حق‌هر حق‌داری‌را بگیرد و به‌او دهد، حتی‌اگر حق‌کسی‌زیر دندان‌دیگری‌باشد، از زیر دندان‌انسان‌متجاوز و غاصب‌بیرون‌کشد، و به‌صاحب‌حق‌باز گرداند. او مردم‌را با شمشیر به‌دین‌خدا دعوت‌کند، هر کس‌نپذیرد، گردن‌زند و هر کس‌که‌سرکشی‌کند، خُرد سازد. کاخ‌ها را ویران‌سازد و ارتش‌های‌مستکبر را از دم‌تیغ‌بگذارند. ظلمه‌و اعوان‌ظلمه‌را بی‌دریغ‌بکشد تا خدا راضی‌و خشنود شود. مهدی، مانع‌الزکاه` را بکشد، زانی‌محصن‌را نیز بدون‌طلب‌شاهد رجم‌کند.۲۶ همچنین‌زراره` بن‌اعین‌گوید:
<‌از امام‌محمد باقر(ع) پرسیدم: آیا قائم، با مردمان، مانند پیامبر(ع) رفتار کند؟ فرمود: هیهات‌و هیهات! پیامبر به‌ملایمت‌با مردم‌رفتار می‌کرد و می‌کوشید تا با محبت، مردم‌را به‌دین، جلب‌کند و تأ‌لیف‌قلوب‌نماید. قائم‌با شمشیر و قتل‌با مردم‌روبرو شود. خدا به‌او این‌گونه‌امر کرده‌است‌که‌بکشد و توبه‌ای‌از کسی‌نپذیرد. وای‌به‌حال‌کسی‌که‌با مهدی‌بر سر ستیز در آید.>27
مهدی(ع) تمامی‌بدعت‌ها را نابود می‌سازد و همهِ‌سنت‌ها و شیوه‌های‌پسندیده‌را زنده‌و بر پا می‌دارد. شیوهِ‌پیامبر در قضاوت‌بر اساس‌شواهد و دلایل‌و سوگندها بوده‌است.۲۸ در حالی‌که‌امام‌صادق(ع) می‌فرماید:
<بیناالرجل‌علی‌را‌س‌القائم(ع) یأ‌مر وینهی‌اذامر [الامام] بضرب‌عنقه‌فلایبقی‌بین‌الخافقین‌شی‌الاخافه>. گاه‌فردی‌در کنار مهدی(ع) ایستاده‌و سخن‌می‌گوید که‌آن‌حضرت‌دستور می‌دهد گردنش‌را (به‌خاطر جنایت‌مخفیانه) بزنید و آن‌گاه‌در شرق‌و غرب‌جنایت‌کاری‌باقی‌نمی‌ماند مگر از آن‌پیشوای‌عدالت‌گستر و آگاه‌حساب‌می‌برد .۲۹
قال‌مفضل‌بن‌عمر:
<قلت‌لابی‌عبداللّه(ع) ما علامه` القائم؟ قال، اذا استدار الفلک، فقیل: مات‌اوهلک؟ فی‌ای‌واد سلک؟ قلت: جعلت‌فداک ثم‌یکون‌ماذا؟ قال: لایظهر الا بالسیف؛
مفضل‌بن‌عمر گوید: به‌امام‌صادق(ع) عرض‌کردم: نشانه‌قائم‌چیست؟ فرمود: آن‌گاه‌که روزگار گردش‌کند و گویند: او مرده‌یا هلاک‌شده‌؟ در کدامیک‌سرزمین‌به‌سر می‌برد؟ عرض‌کردم: فدایت‌شوم، سپس‌چه‌خواهد شد؟ فرمود: ظهور نمی‌کند مگر با شمشیر>.30
<اذا قام‌قائم‌آل‌محمد(ص) ضَرَب‌فَسَاِطیط‌لِمَن‌یَعلّم‌النّاس‌القرآن‌عَلَی‌ما اَنزَل‌اللّه‌جَلّ جَلَالِه؛
در زمانی‌که‌قائم‌آل‌محمد(ص) قیام‌کند، خیمه‌هایی‌بر پا کرده‌تا به‌مردم‌قرآن‌را آن‌گونه‌که‌خدای‌پاک‌ساحت‌نازل‌فرموده‌تعلیم‌کند.>31
‌از احادیثی‌که‌در بالا آورده‌شد نتیجه‌می‌گیریم‌که‌تولرانس‌و تساهل‌و تسامح‌در حکومت‌مصلح‌منتفی‌است، هر چند که‌رفتار امام‌مهدی(ع) رحیمانه، مهربان‌و همراه‌با تواضع، وقار و سکینه‌است. ولی‌تولرانس‌- به‌معنای‌اصطلاحی‌آن‌- پذیرفتنی‌نیست.
‌قرائت‌های‌مختلف‌از دین‌و حکومت‌مصلح(ع)
‌نظریهِ‌قرائت‌های‌مختلف‌از دین، یکی‌از رویکردهای‌جدید در حوزهِ‌تفسیر متون‌دینی‌است. پرسش‌اساسی‌که‌از روزگاران‌قدیم، ذهن‌مفسران‌و فیلسوفان‌را به‌خود مشغول‌ساخته، این‌نکته‌اساسی‌است‌که‌چرا از متن‌واحد، برداشت‌های‌گوناگون‌پدید می‌آید و آیا این‌اختلاف‌ها زدودنی‌هستند یا نازدودنی؟
اندیشمندان‌در برابر این‌پرسش، دو رویکرد مؤ‌لف‌محوری‌و مفسر محوری‌را مطرح‌کرده‌اند؛ مؤ‌لف‌محوران‌بر این‌عقیده‌اند:
۱- اختلاف‌فهم‌و برداشت‌از متون‌دینی‌به‌صورت‌ موجبه‌جزئیه‌است؛ زیرا فهم‌های‌ثابت‌از دین‌نیز وجود دارد.
۲٫ با فرض‌پذیرش‌اختلاف‌فهم، می‌توان‌با وجود معیار فهم‌، صحیح‌از سقیم‌و سره‌از ناسره‌را سنجید.
۳٫ مفسر باید تلاش‌کند تا به‌مقصود شارع‌مقدس‌نایل‌آید و این‌هدف‌با رعایت‌قواعد و ضوابط‌و شرایط‌فهم‌میّسر است.
‌بنابراین‌هر فهم‌و تفسیری‌حجیّت‌ندارد.
مفسر محوران‌نیز بر این‌باورند: تفسیر، عملیاتی‌جهت‌کشف‌مراد شارع مقدس‌نیست> بلکه‌تنها بازی‌ای‌معنایی‌است‌که‌از تلاقی‌افق‌معنایی‌متن‌با افق‌معنایی‌مفسّر پدید می‌آید. در نتیجه‌در هر تفسیری، انتظارات، خواسته‌ها و پیش‌دانسته‌های‌مفسر بر فهم‌متون‌دینی‌اثر می‌گذارد، و معیار، ضابطه‌و قاعده‌ای‌برای‌فهم‌ها وجود ندارد و اصولاً همهِ‌تفسیرها صحیح‌بوده و حجیت‌دارند. خلاصه‌آن‌که‌هر گونه‌برداشتی‌از دین‌می‌تواند متعلق‌عقیده‌و عمل‌قرار گیرد. نظریهِ‌قرائت‌های‌مختلف‌از دین، همان‌رویکرد مفسّر محوری‌است‌که‌پاره‌ای‌از روشنفکران‌مسلمان‌از فیلسوفان‌غربی‌مانند: گادامر، ریکور و دریرا به‌عاریه‌گرفته‌اند.۳۲
‌حال‌که‌نظریه‌قرائت‌پذیری‌دین، تبیین‌شد، این‌پرسش‌پیش‌می‌آید که‌آیا حکومت‌مصلح، پذیرای‌آن‌است‌یا با این‌نظریه‌در تقابل‌می‌باشد؟
‌عبداللّه‌بن‌عطار از امام‌صادق(ع) پرسید: روش‌و سیرهِ‌مهدی‌چگونه‌است؟
‌امام‌فرمود:
<یصنع‌ما صنع‌رسول‌اللّه(ص) یهدم‌ما کان‌قبله‌کما هدم‌رسول‌اللّه(ص) امر الجاهلیه` ویستأ‌نف‌الاسلام‌جدیداً؛
همان‌کاری‌را که‌رسول‌خدا انجام‌داد، انجام‌می‌دهد، برنامه‌های‌نادرست‌پیشین‌را ویران‌می‌سازد؛ همان‌گونه‌که‌رسول‌خدا اعمال‌جاهلیت‌را ویران‌ساخت‌، و اسلام‌را نوسازی‌می‌کند.
‌پیامبر اسلام(ص) نیز می‌فرماید:
<القائم‌من‌ولدی؛ اِسُمه‌اِسمِی‌وکُنیَتُهُ‌کُنیتِی‌وشَمَائله‌شَمَائلی‌وسَنّتُهُ سُنتِی‌یقیم‌الناس‌علی‌طاعتی‌و شریعتی‌و یدعوهم‌الی‌کتا‌ب ربّی؛
قائم‌از فرزندان‌من‌است. نام‌او، نام‌من‌و کنیه‌اش، کنیهِ‌من‌و قیافه‌اش، قیافهِ‌من‌و روشش، روش‌من‌است. مردم‌را به‌پیروی‌من‌و آیین‌من‌وا می‌دارد و آن‌ها را به‌کتاب‌پروردگارم‌دعوت‌می‌کند.>33.
قال‌رسول‌اللّه(ص):
<واِنّ الثَانیِ عَشَر مِن‌وُلدِی‌یَغِیب‌حَتَی‌لایُرَی‌وَیأ‌تِی‌عَلَی‌اُمتی‌بِزَمَن‌لایَبِقی‌مِنَ الاسلاَم‌الاّ اسمه‌لاَیَبقی‌مِن‌القرآن‌اِلاّ رَسمه‌فحینئذٍ یأ‌ذن‌اللّه‌تَبَارکَ و تَعَالی‌لَه بالخُرُوج‌فیَظهر الاسلامَ به‌ویُجدده؛
دوازدهمین‌فرزندم‌از نظرها پنهان‌می‌گردد و دیده‌نیم‌شود و زمانی‌بر پیروان‌من‌خواهد آمد که‌از اسلام‌ جز نام‌و از قرآن‌جز نقشی‌باقی‌نماند. در این‌هنگام، خداوند بزرگ‌به‌او اجازهِ‌خروج‌می‌دهد و اسلام‌را با او آشکار و تجدید می‌کند.>34.
‌گر چه‌روایت‌های مذکور به‌صراحت‌در بارهِ‌مفسّر محوری‌و قرائت‌پذیری‌دین‌سخن‌نگفته‌اند، ولی‌این‌مدلول‌قابل‌استفاده‌است‌که‌هر برداشتی‌از اسلام‌در حکومت‌مصلح‌پذیرفتنی‌نیست‌و اصولاً غایت‌ظهور مصلح‌به‌احیای‌اسلام‌ناب‌محمدی(ص) است، زیرا در عصر غیبت، قرآن‌و نام‌اسلام‌از بین‌نرفته‌است؛ آن‌چه‌گرفتار تحریف‌شده، تفسیر صحیح‌اسلام‌است‌که‌توسط‌امام‌مهدی(ع) احیا می‌گردد و این‌مطلب‌نافی‌نظریه‌قرائت‌پذیری‌دین‌است.

تعارض‌علم‌و دین‌و حکومت‌مصلح(ع)
‌تعارض‌علم‌و دین، رویکرد جدید دیگری‌در باب‌ترابط‌علم‌و دین‌است‌که‌پاره‌ای‌از اندیشمندان‌بدان‌رو آورده‌اند و مدل‌های‌گوناگون‌تعارض‌گزاره‌های‌دینی‌با گزاره‌های‌علمی، تعارض‌پیش‌فرض‌های‌علم‌با پیش‌فرض‌های‌دین،‌تعارض‌پیامدهای‌علم‌با پیامدهای‌دین،‌و تعارض‌روحیه‌علمی‌با روحیه‌دینی‌را مطرح‌ساخته‌اند. در مقابل‌این‌دیدگاه، برخی‌دیگر از اندیشمندان‌غربی‌و اسلامی‌به‌جداانگاری‌قلمرو علم‌و دین‌یا سازگاری‌و توافق‌علم‌و دین‌و یا تداخل‌علم‌و دین‌فتوا داده‌اند.
‌دانشمندان‌غربی‌مانند‌گالیله، کانت، استیس، پوزیتویست‌ها، فیلسوفان‌تحلیل‌زبانی، اگزیستانسیالیست‌ها و غیره‌برای‌حل‌تعارض‌علم‌و دین‌چاره‌های‌خاصی‌را اندیشیده‌اند. حال‌ببینیم‌آیا در عصر مصلح‌جهانی، علم‌و تکنولوژی‌با اسلام‌در تعارض‌است‌یا در تعاون؟
امام‌باقر(ع) می‌فرماید:
<اذا قام‌قائمنا وضع‌یده‌علی‌روس‌العباد، فجمع‌بها عقولهم‌وکملت‌بها احلامهم؛
هنگامی‌که‌قائم‌ما قیام‌کند، دستش‌را بر سر بندگان‌می‌گذارد و عقل‌های‌آن‌ها را با آن‌کامل‌کرده‌و افکارشان‌را پرورش‌داده‌و تکمیل‌می‌کند.۳۵>
‌امام‌صادق(ع) نیز می‌فرماید:
<اِنّ قائِمنَا اِذَا قام‌مَداللّه‌لِشِیعَتنا فِی‌ا‌سماعِهِم‌وا‌بصَارِهِم‌حَتی‌لایَکُون‌بیَنهُم وَبَین القائم‌بَرید، یُکَلّمهم‌فَیَسَمعُون‌ویَنظُرون‌اِلَیه‌وَهُو فِی‌مَکَانه؛۳۶
هنگامی‌که‌قائم‌ما قیام‌کند، خداوند آن‌چنان‌گوش‌و چشم‌شیعیان‌ما را تقویت‌می‌کند که‌میان‌آن‌ها و قائم، نامه‌رسان‌نخواهد بود، با آن‌ها سخن‌می‌گوید و سخنش‌ را می‌شنوند و او را می‌بینند در حالی‌که‌او در مکان‌خویش‌است.
‌در همین‌باره، امام‌صادق(ع) می‌فرماید:
<اِن‌المُؤ‌من‌فِی‌زَمَان‌القا‌ئم‌وُهُو بأ‌لمَشرِق‌لَیری‌ا‌خاه‌الذِی‌فی‌المَغرِب‌وَکَذا الذِی‌فِی‌المَغرِب‌یَرَی‌اَخَاه‌الذِی‌بالمشرق؛
مؤ‌من‌در زمان‌قائم، در حالی‌که‌در مشرق‌است، برادر خود را در مغرب‌می‌بیند. همچنین‌کسی‌که‌در غرب‌است‌برادرش‌را در شرق‌می‌بیند.>37
و امام‌باقر(ع):
<ذُخِرلِصَاحِبِکُم‌الصعب‌. قُلتُ ماالصعب؟ قال‌مَا کَان‌مِن‌سَحَاب‌فیه‌رعد وصَاعقه` او بَرقٌ فصاحبکم‌یرکُبُه، اما انه‌سیرکب‌السَحاب‌ویرقی‌فی‌الاسباب‌اسباب‌السماوات‌السَبع وا‌لاَرَضین‌السبع؛
برای‌صاحب‌و سرور شما حضرت‌مهدی(ع) آن‌وسیله‌سرکش‌ذخیره‌شده‌است. راوی‌می‌گوید: گفتم‌وسیلهِ‌سرکش‌چیست؟ امام‌فرمود: ابری‌است‌که‌در آن‌غرش‌رعد و شدت‌صاعقه‌یا برق‌است. او بر این‌وسیله‌سوار می‌شود. آگاه‌باشید او به‌زودی‌بر ابرها سوار می‌شود‌، به‌آسمان‌ها و زمین‌های‌هفتگانه‌صعود می‌کند.>38
و ‌امام‌صادق(ع):
<العلم‌سَبعه` وعَشروُن‌حَرفاً فجَمِیع‌مَا جَائت‌بِه‌الرُسُل‌حَرفَان، فَلَم‌یَعرف‌النَاس حَتَی‌الیوم‌غَیر الحرَفَین‌فَاِذا قَام‌قائمنا ا‌خرج‌الخَمسَه` والعشرین‌حَرفاً فیبثّها ‌فِی‌الناس‌وضَم اِلیَها الحَرفَین‌حَتَی‌یَبُثها سَبعَه` وعَشَرِین‌حَرفاً؛
دانش‌بیست و هفت حرف‌است. تمام‌آن‌چه‌پیامبران‌الهی‌برای‌مردم‌آوردند، دو حرف‌بیش‌نبود و مردم‌تاکنون‌جز آن‌دو حرف‌نشناخته‌اند، ولی‌هنگامی‌که‌قائم‌ما قیام‌کند، بیست‌و پنج‌حرف‌و شاخهِ‌دیگر را آشکار ودر میان‌مردم‌ منتشر می‌سازد و دو حرف‌دیگر را به آن‌ضمیمه‌می‌کند تا بیست‌و هفت‌حرف، کامل،‌منتشر گردد.>39.
این‌روایت، بر پیشرفت‌دانش‌و تکنولوژی‌و نیز تکامل‌خردمندی، در حکومت‌مصلح(ع) دلالت‌دارند، ولی‌نمی‌توان‌از این‌امر، این‌گونه‌استفاده‌کرد که‌تمام‌دستاوردهای‌علوم‌تجربی، صنعت‌و تکنولوژی‌در عصر حاضر، با حکومت‌مصلح‌جهانی‌سازگار است. به‌ویژه‌با تعارضی‌که‌میان‌پاره‌ای‌از دستاوردهای‌علوم‌انسانی‌و برخی‌صنایع‌با اسلام‌مشهود است.

——————
پی نوشت ها:
۱٫ محمدمجتهد شبستری، هرمنوتیک‌کتاب‌و سنت، ص‌۱۶۸ – ۱۷۰٫
۲٫ ر.ک‌: عبدالکریم سروش، قبض‌ و بسط‌ تئوریک‌ شریعت‌، ص‌۷۸ – ۷۹؛ مصطفی‌ملکیان، فصلنامه‌نقد و نظر، شماره‌۲، ص‌؛ استاد جعفر سبحانی، مدخل‌مسایل‌جدید در علم‌کلام، ص‌۱۰٫
۳٫ نگارنده، کلام‌جدید، ص‌۱۱٫
۴٫ منبع: فرهنگ‌و دین، فصل‌جدا انگاری‌دین‌و دنیا، ص‌۱۲۴ – ۱۲۵، ویراسته‌بهاء الدین‌خرمشاهی،‌البطاس، اسلام‌و دنیوی‌گری، احمد اکرام، ص‌۱۷ – ۲۴٫
۵٫ کمال‌الدین، ص‌۶۹۸٫
۶٫ اثبات‌الهداه`، ج‌۳، ص‌۴۹۶؛ احقاق‌الحق، ج‌۱۳، ص‌۱۸۶٫
۷٫ اسعاف‌الراغبین، باب‌دوم، ص‌۱۴۰؛ منتخب‌الاثر، ص‌۴۸۲؛ نور الابصار فی‌مناقب‌آل‌بیت‌النبی‌المختار، ص‌۱۵۶٫
۸٫ بحارالانوار، ج‌۵۲، ص‌۳۳۸٫
۹٫ر.ک‌.به جان هیک مباحث پلورالیسم دینی ترجمه عبدالرحیم گواهی انتشارات تبیان.
و جان‌‌هیک، مباحث‌پلورالیسم‌دینی، ترجمه‌عبدالرحیم‌گواهی، انتشارات‌تبیان.
۱۰٫ عبدالکریم‌سروش، بسط‌تجربه‌نبوی، ص‌۲۹ – ۳۰٫
۱۱٫ بحار الانوار، ج‌۲۴، ح‌۵۹، ص‌۳۳۶٫
۱۲٫ الغیبه`‌، نعمانی، باب‌۱۳، ص‌۲۳۸، حدیث‌۳۰٫
۱۳٫ عقدالدرر، باب‌۷، ص‌۱۵۹٫
۱۴٫ معجم‌احادیث‌الامام‌المهدی، ج‌۳، ص‌۱۲۴٫
۱۵٫ بحارالانوار، ج‌۵۳، ص‌۴٫
۱۶٫ تفسیر البرهان، ج‌۲، ص‌۱۲۱٫
۱۷٫ مجمع‌البیان، ذیل‌آیه‌۳۳، توبه.
۱۸٫ مجمع‌البیان، ذیل‌آیه‌۹، سورهِ‌صف.
۱۹٫ منتخب‌الاثر، ف ۱، ب‌۲، ح‌۹٫
۲۰٫ منتخب‌الاثر، ف‌۲، ب‌۳۵، ح‌۳٫
۲۱٫ منتخب‌الاثر.
۲۲٫ منتخب‌الاثر، باب‌۲، ح‌۲۱، ص‌۹۵٫
۲۳٫ منتخب‌الاثر، باب‌۱، ح‌۱، ص‌۱۵۸٫
۲۴٫ Susan
۲۵ . خورشید مغرب، ص‌۳۰٫
۲۶٫ خورشید مغرب، ص‌۳۱٫
۲۷٫ الغیبه`‌، نعمانی، باب‌۱۳؛ بحارالانوار، ج‌۵۲، ص‌۳۵۳٫
۲۸٫ کافی، ج‌۷، ص‌۱۱۴٫
۲۹٫ الغیبه`،‌نعمانی، باب‌۱۳، ص‌۲۳۹، ح‌۳۳٫
۳۰٫ الغیبه`‌، محمد نعمانی.
۳۱٫ بحارالانوار، ج‌۵۲، ص‌۳۳۹؛ ارشاد مفید، ج‌۲، ص‌ ۳۸۶٫
۳۲٫ عبدالحسین‌خسروپناه، کلام‌جدید، گفتار ۷، ص‌۱۴۹ – ۱۵۷٫
۳۳٫ اثبات‌الهداه`.
۳۴٫ منتخب‌الا‌ثر، ص‌۹۸٫
۳۵٫ بحارالانوار، ج‌۵۲، ص‌۳۲۸٫
۳۶٫ روضهِ‌کافی، به‌نقل‌از منتخب‌الا‌ثر، ص‌۴۸۳٫
۳۷٫ منتخب‌الا‌ثر، ص‌۴۸۳؛ بحارالانوار، ج‌۵۲، ص‌۳۹۱٫
۳۸٫ بحار، ج‌۵۲، ص‌۳۲۱٫
۳۹٫ بحارالانوار، ج‌۵۲، ص‌۳۳۶٫

درباره نویسنده