دعا شناسی

تنها راه مرورى بر زیارت صاحب الامر(عج)

تنها راه مرورى بر زیارت صاحب الامر(عج)
دکتر صادق سهرابى
اشاره‌
در شیار این‌ فرازها جریان‌ معرفتی‌ با سلام‌ و درود، شهادت‌ و شهود و توسل‌ و وسیله‌یابی‌ شکل‌ می‌یابد. و در فراز و فرود و امواج‌ واژگان‌ اذهان‌ عاشقان‌ را به‌ ساحل‌ امن‌ <تنها راه> می‌سپارد. به‌ او می‌آموزد که‌ باید برکات‌ معرّفی‌ را با فتح‌ قلّه‌های‌ فرهنگ‌ مهدویت‌ به‌ پیش‌ بَرَد و از همین‌ روست‌ که‌ فرایند فرهنگ‌ انتظار را یکپارچه‌ و پیوسته‌ باید گذر نماید و از معبرهای‌ <انتظار>، <توقع> و <ترقب> به‌ سلامت‌ عبور کند و آداب‌ عشق‌ را جانانه‌ مشق‌ کند.
اُشهِدُ اللّهَ وَ اُشهِدُ مَلائکَتَهُ و اُشهِدُکَ یا مَولایَ بهذا ظاهِرُهُ کَباطِنِه‌ و سِرُّهُ کَعَلانیَتِهِ وَ اَنتَ الشاهِدُ علی‌ ذلک‌ و هو عَهدی‌ الیک و میثاقی‌ لدیک‌ اِذ اَنتَ نظام‌ الدّین‌ و یَعسُوبُ المتّقین‌ و عزّ الموحدّین‌ و بذلک‌ امرنی‌ ربّ العالمین.
گواه‌ می‌گیرم‌ خدا را و گواه‌ می‌گیرم‌ فرشتگانش‌ را و گواه‌ می‌گیرم‌ تو را ای‌ مولایم! به‌ این‌ اعتقاد قلبی‌ که‌ نسبت‌ به‌ تو دارم. عقیده‌ای‌ که‌ ظاهرش‌ مانند باطن‌ و سرّش‌ همانند آشکار آن‌ است‌ و تو خود بر آن‌ شاهدی و آن‌ عهد من‌ است‌ با تو و پیمان‌ من‌ است‌ در پیشگاه‌ تو؛ چون‌ تو خود نظام‌ دین‌ هستی‌ و پیشوای‌ متقیان‌ و عزّت‌ یکتاپرستان، و پروردگار جهان‌ مرا بر آن‌ امر فرموده‌ است.
بر ادّعا و اعتقاد خویش‌ گواه‌ می‌گیرم‌ خداوند و فرشتگان‌ را و امام‌ زمان(ع) را به‌ عنوان‌ شاهد و گواه‌ خود یاد می‌کنم.
و اعلام‌ می‌کنم‌ که‌ در ظاهر و باطن‌ و پنهان‌ و آشکار بر همین‌ مرام‌ هستم‌ (و در همین‌ جا دوباره‌ خود حضرت‌ را شاهد و گواه‌ می‌آورم) <و انت‌ الشاهد علی‌ ذلک> و این‌ به‌ نمایش‌ گذاشتن‌ اوج‌ اُنس‌ و قُرب‌ است. در ادامه‌ سخن‌ از عهد و میثاق‌ با حضرتش‌ می‌رود.
جریان‌ معرفتی‌ و اعتقادی‌ خود را نشان‌ دادم‌ و گواهی‌ دادم‌ که‌ پنهان‌ و آشکارش‌ یکی‌ است؛ زیرا از نگاه‌ آسیب‌شناسی‌ اعتقادی‌ چه‌ بسا انسان‌ دچار آسیب‌های‌ <شک>، <شبهه>، <ریا> و <سمعه> شود؛ یعنی‌ یا در ساحت‌ نظری‌ (شک‌ و شبهه) و یا در ساحت‌ عملی‌ (ریا و سمعه) ممکن‌ است‌ انسان‌ دچار آسیب‌ بشود.
این‌ گونه‌ است‌ که‌ در دعای‌ دوران‌ غیبت‌ امام‌ زمان(ع) آمده‌ است:
وَاجعَل ذلک‌ منّا خالِصاً مِن‌ کُلّ شَک وَ شُبهَه`ٍ و ریاءٍ و سُمعَه`ٍ حَتّی‌ لا نُریدَ بِه‌ غیرَکَ وَ لانَطلُبَ بِهِ اِلاّ وَجهَکَ.۱
خداوندا! این‌ عقیده‌ ما را از هرگونه‌ آسیب‌های‌ شک، شبهه، خودنمایی‌ و شهرت‌ خالص‌ گردان؛ تا این‌که‌ به‌ وسیله‌ آن‌ عقیده‌ فقط‌ تو را بخواهیم‌ و تو را طلب‌ کنیم.
دوباره‌ دلبر خود و امام‌ عصر خویش‌ را شاهد و گواه‌ می‌گیرم، <و انت‌ الشاهد علی‌ ذلک> که‌ تو بر این‌ اظهار ارادت‌ و جریان‌ معرفتی‌ و اعتقادی‌ من‌ آگاه‌ هستی. چه‌ خوش‌ است‌ این‌ اوج‌ اُنس‌ و قرب‌ و نجوای‌ عاشقانه!
در ادامه‌ عهد و میثاق‌ خود را با تو یاد و بازخوانی‌ می‌کنم؛ چون‌ که‌ تو نظامِ دین‌ هستی. قواعد علم‌ و اساس‌ آن‌ و قوام‌ و چهار چوب‌ علم‌ و دین‌ بر قامت‌ بلند تو استوار است. تو و اجداد معصومت‌ ارکان‌ توحید هستید. آنان‌ که‌ عهد و میثاق‌ خود را از شما بگسلند و قطع‌ نمایند، از مدار حق‌ بیرون‌ شده‌اند و در مدار باطل‌ دچار تیه‌ و سرگردانی‌ گشته‌اند.
فَلَو تَطاوَلَتِ الدُّهُورُ و تمادَتِ الاَعمارُ لَم اَزدَد فیکَ اِلاّ یقیناً و لک‌ اِلاّ حُبّاً و عَلَیکَ اِلاّ مُتکِلاً وَ مُعتَمداً و لِظُهُورِکَ اِلاّ مُتَوَقِّعاً وَ مُنتَظِراً وَ لِجهادی‌ بَینَ یَدَیکَ مُتَرَقِّباً فاَبذُلُ نَفسی‌ وَ مالی‌ وَ وَلدی‌ وَ اَهلی‌ و جَمیعَ ما خَولَنی‌ رَبّی‌ بَینَ یَدَیکَ وَالتصَرُّفِ بَینَ اَمرِکَ وَ نَهیِکَ.
پس‌ اگر روزگاران‌ طولانی‌ و عمرها بلند شود جز این‌ نیست‌ که‌ یقینم‌ دربارهِ‌ تو افزون‌ می‌شود و عشق‌ و دوستی‌ام‌ برای‌ تو زیاد می‌شود، و توکل‌ و اعتمادم‌ به‌ تو، افزایش‌ می‌یابد. و برای‌ ظهور تو متوقع‌ و آماده‌ و پیوسته‌ مسئو‌لیت‌پذیر خواهم‌ بود و در این‌ آماده‌ بودنم‌ از انتظار و آمادگی‌ و توانمندی‌های‌ لازم‌ برخوردارم، و برای‌ جهاد در رکاب‌ و پیشگاه‌ تو چشم‌ به‌ راهم‌ و دیدبانی‌ و رصدهای‌ به‌ هنگام‌ و مناسب‌ انجام‌ می‌دهم‌ (ثانیه‌ شماری‌ می‌کنم). تا این‌ که‌ بخشش‌ کنم‌ جان‌ و مال‌ و فرزند و اهل‌ و عیالم‌ را و همه‌ دارایی‌ ام‌ را که‌ پروردگار به‌ من‌ عطا کرده،‌ در پیشگاه‌ تو و همه‌ را در راه‌ امر و نهی‌ تو صرف‌ می‌کنم.
اگر چه‌ دوران‌ غیبت‌ طولانی‌ شد و عمرهای‌ بسیاری‌ سپری، ولی‌ تاکنون‌ جمال‌ دل‌ آرای‌ تو را ندیده‌ام‌ و هر چه‌ که‌ بیش‌تر می‌گذرد، پوچی‌ ادعاهای‌ دیگران‌ را بهتر و بیش‌تر درمی‌یابم‌ و مشاهده‌ می‌کنم‌ که‌ دیگران‌ در بساط‌ خود چیزی‌ ندارند و تمامی‌ بَزَک‌ها و رنگ‌ها، رخسار زشت‌ خویش‌ را می‌نمایند.
پس‌ ما به‌ باوری‌ عمیق‌ و گسترده‌ دربارهِ‌ تو دست‌ می‌یابیم‌ که‌ واقعاً <تنها راه> تو را می‌زیبد؛ <لم‌ ازدد فیک‌ الا یقیناً>. و آستانهِ‌ بلند یقین‌ و باورم‌ تنها جایگاه‌ قدم‌های‌ توست. دیوانه‌وار و مستانه‌ سرگردان‌ کوی‌ عشق‌ توام‌ و شکوفه‌های‌ محبت‌ و دوستی‌ تو را به‌ نظاره‌ می‌نشینم؛ <ولک‌ الاّ حبّاً>.
با یقین‌ و حبّی‌ که‌ نسبت‌ به‌ تو یافته‌ام‌ نمی‌توانم‌ به‌ غیر تو دل‌ ببندم‌ و اعتماد کنم. فقط‌ راهبرد انتظار راه‌ به‌ جایی‌ می‌برد؛ <و علیک‌ الاّ متکلا و معتمداً>.
با بینش‌ مهدوی‌ و گرایش‌ به‌ آن‌ و تکیه‌ بر راهبرد انتظار برای‌ ظهور خورشید باید گام‌ برداشت.
برای‌ آن‌ که‌ خورشید را از پس‌ ابرها بیرون‌ آوریم‌ و در آغوش‌ نگاه‌ خود برکشیم، باید به‌ مقام‌ توقّع‌ و پیوسته‌ آماده‌باش‌ بودن‌ راه‌ یابیم‌ و همیشه‌ مسئو‌لیت‌پذیر باشیم؛ <متوقّعاً>.
و به انتظار و آمادگی‌ و توانمندی‌های‌ لازم‌ بار یابیم‌ و در عرصه‌ها و ساحت‌های‌ گوناگون‌ فردی‌ و اجتماعی‌ از صلاحیت‌ها و آمادگی‌ لازم‌ برخوردار باشیم؛ ساحت‌های، عاطفی‌ و رفتاری؛‌ <منتظراً>.
ابوبصیر از امام‌ صادق(ع) نقل‌ می‌کند:
مَن سَرّ اَن یکون‌ مِن‌ اصحاب‌ القائم‌ فلینتظر ولیعمل‌ بالورع‌ و محاسن‌ الاخلاق‌ و هو منتظر فان‌ مات‌ و قام‌ القائم‌ بعده‌ کان‌ له‌ من‌ الاجر مثل‌ اجر من‌ ادرکه‌ فجدّوا و انتظروا هنیئاً لکم‌ ایّتها العصابه` المرحومه`.۲
کسی‌ که‌ می‌خواهد از یاران‌ و اصحاب‌ امام‌ مهدی(ع) باشد، باید انتظار بَرَد و ورع‌ و پاک‌دامنی‌ پیشه‌ سازد و اخلاق‌ خویش‌ را نیکو کند. در این‌ حالت‌ اگر بمیرد و حضرت‌ حجّت‌ پس‌ از مرگ‌ او ظهور کند، پاداش‌ کسی‌ را دارد که‌ آن‌ حضرت‌ را درک‌ می‌کند. پس‌ تلاش‌ کنید و در انتظار باشید؛ گوارا باد بر شما ای‌ گروهی‌ که‌ مورد رحمت‌ حق‌ قرار گرفته‌اید.
مهدی‌ یاوران‌ وقتی‌ پس‌ از مقام‌های‌ <متوقع> و <منتظر> در مقام‌ <مترقب> جای‌ می‌گیرند، با <آماده‌ باشی‌ مستمر> و <توانمندی‌ لازم> اقدام‌ به‌ <دیدبانی‌ و رصدهای> به‌هنگام‌ می‌کنند تا بتوانند جایگاه‌ خود را تبیین‌ کنند. هم‌ هدف‌ را رصد می‌کنند و شرایط‌ و نشانه‌های‌ ظهور را زیر نظر می‌گیرند و هم‌ در نسبت‌سنجی‌ میان‌ وضعیت‌ خود و شرایط‌ موجود بهترین‌ موضع‌گیری‌ را اتخاذ می‌نمایند؛ <و لجهادی‌ بین‌ یدیک‌ مترقّباً>.
مهدی‌ یاوران‌ پس‌ از توجه‌ به‌ این‌ مقام‌ و محورها، با بذل‌ جان، مال، فرزندان‌ و اهل‌ و عیال‌ و تمامی‌ امکانات‌ در پیشگاه‌ امام‌ زمان‌ خود و صرف‌ آن‌ها برای‌ امر و نهی‌ او، از هیچ‌ چیزی‌ دریغ‌ نخواهند کرد.
فرهنگ‌ انتظار همهِ‌ این‌ پیام‌های‌ هماهنگ‌ و همگرا را با هم‌ و به‌ گونهِ‌ نظام‌مند دارد. با چنین‌ بلوغ‌ و بالندگی‌ می‌توان‌ همه‌ هستی‌ خود را در طبق‌ اخلاص‌ نهاد و تقدیم‌ راهش‌ کرد.
مَولایَ فَاِن اَدرَکتُ اَیّامَکَ الزّاهِرَه`َ وَ اَعلامَکَ الباهِرَه`َ، فَها اَنَا ذاعَبدُکَ المُتَصَرِّفُ بَینَ اَمرِکَ وَ نَهیِکَ، اَرجُو بِهِ الشهادَه`َ بَینَ یَدَیکَ وَ الفوزَ لَدَیکَ.
مولای‌ من! اگر ایّام‌ دولتِ درخشان‌ و شکوفای‌ تو و پرچم‌های‌ نمایان‌ و نورانی‌ تو را درک‌ کردم، پس‌ من‌ آن‌ بنده‌ای‌ خواهم‌ بود که‌ امر و نهی‌ تو را گردن‌ نهاده‌ و به‌ جای‌ آورده‌ام، که‌ به وسیلهِ‌ آن، آرزوی‌ شهادت‌ در پیشگاه‌ تو و کامیابی‌ در حضور تو را دارم.
اگر در آن‌ روزهای‌ سبز و شکوفا که‌ پرچم‌های‌ تو برافراشته‌ می‌شوند، تو را در آغوش‌ دیدگانم‌ دریابم، من‌ آن‌ بنده‌ای‌ هستم‌ که‌ در افق‌ نگاه‌ خود در پهنای‌ باور خویش‌ تنها امر و نهی‌ تو را جای‌ می‌دهم، و آرزویِ سبز من‌ با شهادت‌ سرخ‌ شکل‌ می‌گیرد و برآورده‌ می‌شود. این‌ سان‌ است‌ که‌ در باغ‌ دستان‌ تو شکوفه‌ می‌کند و سروآسا قد می‌کشد و سرافراز می‌گردد و رستگاری‌ برای‌ من‌ به‌ ثمر می‌نشاند.
انبیا و اوصیا نیز با فریاد <آه‌ آه‌ شوقاً الی‌ رُوِ‌یتهم>3 شعله‌های‌ شور خویش‌ را و طوفان‌ عشق‌ و بی‌ تابی‌ را به‌ امواج‌ واژگان‌ می‌سپارند و رغبت‌ و اشتیاقشان‌ را در پیشگاه‌ امام‌ زمان(ع) و اصحاب‌ او به‌ نمایش‌ می‌گذارند.
امام‌ صادق(ع) می‌فرماید:
لَو اَدرکتُهُ لَخَدمتُهُ ایّام‌ حیاتی۴
اگر دوران‌ ظهورش‌ و حضورش‌ را درک‌ کنم، همانا تمام‌ عمرم، در خدمتش‌ خواهم‌ بود.
ببینید امام‌ صادق‌ چگونه‌ در آروزی‌ درک‌ حضورش‌ داد سخن‌ می‌دهد و آرزوی‌ درک‌ دوران‌ او را در دل‌ دارد، چرا چنین‌ نباشد؟ همگان‌ در صف‌ خریداران‌ یوسف‌ زهرا سهم‌ می‌ستانند و خریدار اویند.
<آمادگی> و <مسئولیت‌پذیری>، <دیدبانی‌ و رصد کردن> را از همین‌ دوران‌ غیبت‌ باید تمرین‌ کرد و پیوسته‌ در آرزوی‌ اطاعت‌ محض‌ و تقدیم‌ جان‌ و توفیق‌ شهادت‌ در راهش‌ بود.
مَولایَ فَاِن‌ اَدرَکنی‌ المَوتُ قَبلَ ظُهُورِکَ فَانّی‌ اَتَوَسلُ بِکَ وَ بِابائکَ الطّاهِرینَ الی‌ اللّه‌ تعالی‌ وَ اَسئلُهُ اَن یُصَلِیَ عَلی‌ مُحَمدٍ وَ الِ مُحَمدٍ وَ اَن‌ یَجعَلَ لی‌ کَره`ً فی‌ ظُهُورِکَ وَ رَجعَه`ً فی‌ اَیّامِکَ لاِ َبلُغَ مِن طاعتِکَ مُرادی‌ وَ اَشفِیَ مِن اَعدائکَ فُؤ‌ادی‌
مولای‌ من‌ اگر پیش‌ از ظهورت‌ مرگ‌ من‌ فرا رسد، در این‌ صورت‌ من‌ توسل‌ می‌جویم‌ به‌ تو و پدران‌ پاک‌ تو به‌ درگاه‌ خدای‌ تعالی، و از او درخواست‌ می‌کنم‌ که‌ بر محمد و آل‌ محمد درود فرستد و این‌ که‌ در هنگام‌ ظهور تو بازگشت‌ و رجعتی‌ را برای‌ من‌ قرار دهد، تا در ایام‌ دولت‌ تو با اطاعت‌ و پیروی‌ از تو به‌ مقصودم‌ برسم، و از شماتت‌ دشمنانت‌ قلبم‌ را شفا دهم.
در زیارت‌ جامعه‌ کبیره‌ می‌خوانیم:
مُؤ‌مِنٌ بِاِیابِکُم مُصَدّقٌ بِرَجعتِکم.
باور دارم‌ که‌ شما پاکان‌ هستی‌ و خاندان‌ نور بار دیگر پیش‌ از قیامت‌ به‌ دنیا بازمی‌گردید.
علمای‌ برجسته‌ شیعه‌ فرموده‌اند؛ در زمان‌ ظهور حضرت‌ مهدی(ع) امامان(ع) رجعت‌ خواهند کرد. گروهی‌ از مؤ‌منان‌ خالص‌ نیز به‌ این‌ جهان‌ رجعت‌ می‌کنند تا دین‌ خدا را و امام‌ زمان‌ را یاری‌ نمایند. هم‌ چنین‌ بعضی‌ از سر کرده‌های‌ ظلم‌ و کفر نیز به‌ دنیا باز می‌گردند تا بازخواست‌ شوند و تازیانه‌های‌ عدالت‌ را مشاهده‌ نمایند.
البته‌ مخالفان‌ ما مسئلهِ‌ رجعت‌ را برنمی‌تابند و آن‌ را انکار می‌کنند و به‌ ما دشنام‌ می‌دهند. با اندکی‌ دقت‌ در بسیاری‌ از آیات، غفلت‌ یا تغافل‌ آن‌ دسته‌ از بی‌خبران‌ زدوده‌ می‌شود.
خداوند در قرآن، داستان‌ رجعتِ عزیر و اصحاب‌ کهف‌ و قومی‌ از بنی‌اسرائیل‌ را متذکّر شده‌ است،۵
نیز در شرح‌ حال‌ بعضی‌ از نمایندگان‌ قوم‌ موسی(ع) چنین‌ می‌فرماید:
ثُمّ بعثناکُم مِن بَعدِ مَوتِکُم‌ لَعَلکُم تَشکُروُن۶
سپس‌ شما را پس‌ از مرگتان‌ برانگیختیم‌ شاید شکر نعمت‌ او را به‌ جا آورید.
وقتی‌ که‌ نمایندگان‌ بنی‌اسرائیل‌ سخن‌ گفتن‌ خداوند با حضرت‌ موسی‌ را دریافتند، گفتند:
حَتّی‌ نَرَی‌ اللّهَ جَهرَه`ً فَاَخَذَتکُمُ الصّاعِقَه….۷
ای‌ موسی! ما به‌ خداوند ایمان‌ نمی‌آوریم‌ مگر این‌ که‌ خدا را آشکارا مشاهده‌ نماییم… .
در همین‌ حال‌ صاعقه‌ای‌ فرود آمد و آن‌ها را هلاک‌ کرد. حضرت‌ موسی(ع) به‌ خداوند عرض‌ کرد: <پروردگارا من‌ به‌ بنی‌اسرائیل‌ چه‌ پاسخ‌ بدهم‌ و چگونه‌ بدون‌ این‌ها به‌ سوی‌ آنان‌ برگردم؟> از این‌ رو خداوند به‌ خاطر حضرت‌ موسی‌ ایشان‌ را زنده‌ کرد و بار دیگر به‌ دنیا بازگشت‌ و رجعت‌ نمودند.
امام‌ صادق(ع) فرمود:
آن‌ گاه‌ که‌ زمین‌ دهان‌ باز کند، نخستین‌ کسی‌ که‌ به‌ دنیا باز می‌گردد امام‌ حسین(ع) است. البته‌ رجعت‌ برای‌ همهِ‌ مردم‌ نمی‌باشد، بلکه‌ برای‌ افراد مخصوص‌ است؛ زیرا فقط‌ اشخاصی‌ که‌ مؤ‌من‌ خالص‌ یا مشرک‌ کامل‌ باشند بار دیگر به‌ دنیا باز می‌گردند.۸
امام‌ باقر(ع) فرمود:همانا حضرت‌ رسول(ص) و حضرت‌ علی(ع) به‌ دنیا باز خواهند گشت.۹
از امام‌ صادق(ع) نقل‌ شده‌ است:
هر کس‌ چهل‌ صبح‌ دعای‌ عهد را بخواند، از یاوران‌ حضرت‌ قائم(ع) می‌شود و اگر پیش‌ از ظهور آن‌ حضرت‌ عمر خویش‌ را سپری‌ کند، خداوند او را از قبر بیرون‌ آورد که‌ در خدمت‌ آن‌ حضرت‌ باشد و حق‌ تعالی‌ به‌ هر کلمه‌ هزار حسنه‌ او را کرامت‌ فرماید و هزار گناه‌ او را بپوشاند.۱۰
مَولایَ وَقَفتُ فی‌ زیارتک‌ مَوقف‌ الخاطئین‌ النّادمین، الخائفینَ مِن عِقابِ رَبّ العالَمینَ وَقَدِ اتکلتُ عَلی‌ شفاعَتِکَ و رجوت‌ بموالاتک‌ و شفاعتک‌ محو ذنوبی‌ و ستر عیوبی‌ و مغفره` زللی‌ فکن‌ لِوَلیّکَ یا مولای‌ عند تحقیق‌ اَمَلِهِ واسئَلِ اللّه‌ غفران‌ زَلَلِهِ فقد تَعَلقَ بِحَبلک‌ وتمسک‌ بولایتک‌ و تبَرءَ من‌ اَعدائک‌.
مولای‌ من، ایستاده‌ام‌ برای‌ زیارت‌ تو؛ همانند ایستادن‌ خطاکاران‌ پشیمان‌ و ترسان‌ از کیفر پروردگار جهانیان، من‌ تکیه‌ زده‌ام‌ بر شفاعت‌ تو و امید بسته‌ام‌ به‌ دوستی و اطاعت‌ تو و این‌ که‌ شفاعت‌ تو گناهانم‌ را نابود کند و عیب‌ها و زشتی‌هایم‌ را بپوشاند و لغزش‌هایم‌ را بیامرزد. پس‌ تو ای‌ مولای‌ من! دوستت‌ را به‌ آرزویش‌ برسان‌ و از خدا آمرزش‌ خطاهایش‌ را بخواه‌ که‌ او به‌ رشته‌ ولایت‌ و محبّت‌ تو چنگ‌ زده‌ و از دشمنانت‌ بیزاری‌ جسته‌ است.
در زیارت‌ جامعه‌ کبیره‌ می‌خوانیم:
یا وَلی اللّهِ اِن بَینی‌ وَ بَینَ اللّهِ ذُنُوباً لا یأ‌تی‌ علیها رضاکم‌ فَبِحَقٍّ مَنِ ائتَمَنَکُم عَلی‌ سِرٍّهِ وَ استَرعاکُم‌ اَمرَ خَلقِهِ وَ قَرَنَ طاعَتَکُم بِطاعَتِهِ لمّا استَوهبتم‌ ذُنوُبی‌ وَ کُنتُم شُفعائی.۱۱
ای‌ ولیّ خدا: من‌ مرتکب‌ گناهانی‌ شده‌ام‌ که‌ این‌ گناهان‌ میان‌ من‌ و خداوند فاصله‌ انداخته‌ و رابطهِ‌ بندگی‌ من‌ با او را قطع‌ کرده‌ است‌ و جز خشنودی‌ و شفاعت‌ شما از ما شیعیان، چیز دیگری‌ نمی‌تواند آن‌ گناهان‌ را از بین‌ ببرد. پس‌ شما را سوگند می‌دهم‌ به‌ حقّ کسی‌ که‌ شما را امانتدارِ راز خویش‌ قرار داد، نیز سوگند می‌دهم‌ شما را به‌ حقّ کسی‌ که‌ امر مخلوقاتش‌ را به‌ شما واگذار کرد؛ یعنی‌ شما را امام‌ و راهنمای‌ مردم‌ قرار داد، سوگند می‌دهم‌ شما را به‌ کسی‌ که‌ اطاعت‌ از شما را بر مردم‌ واجب‌ کرده‌ و آن‌ را در ردیف‌ اطاعت‌ از خود ذکر کرده‌ است. آن‌ جا که‌ فرمود:
) اَطیعواللّه‌ وَ اطیعُوا الرسُولَ وَاولِی‌ الاَمرِ مِنکُم.(۱۲
اطاعت‌ کنید خدا را و اطاعت‌ کنید پیامبر خدا و صاحبان‌ امر را.
در دعای‌ توسل‌ می‌خوانیم:
‌اِنّا تَوَجهنا وَ استَشفَعنا وَ تَوَسلنا بِکَ اِلَی‌ اللّه.
ما با تو جهت‌ یابی‌ می‌کنیم‌ و با همراهی‌ تو به‌ وسیله‌ تو سوی‌ او راهی‌ می‌شویم و تمامی‌ پستی‌ها و آلودِگی‌ها را به‌ کناره‌ می‌افکنیم.
اللهم‌ صَلّ علی‌ محمد و الِهِ، و اَنجِز لِوَلیّکَ ما وَعَدتَهُ. اللّهم اَظهِر کَلِمَتَهُ وَ اَعلِ دَعوَتَهُ، وَ انصُرهُ عَلی‌ عَدُوّهِ وَ عَدُوّکَ یا رَب العالَمین.
پروردگارا، دورد فرست‌ بر محمد و آل‌ محمد و وفا کن‌ و عملی‌ گردان‌ به‌ آن‌ چه‌ که‌ ولیّت‌ را وعده‌ دادی. خدایا آشکار نما سخن‌ او را. دعوتش‌ را برافراز و بر دشمنش‌ و بر دشمن‌ خودت‌ او را یاری‌ فرما، ای‌ پروردگار جهانیان.
در آیات‌ قرآن‌ از وعده‌های‌ بسیاری‌ نسبت‌ به‌ ظهور حضرت‌ سخن‌ به‌ میان‌ آمده‌ است:
)وَعَدَ اللّهُ الذینَ امَنُوا مِنکُم وَ عَمِلوُا الصّالِحتِ لَیَستَخلِفَنهُم‌ فی‌ الارضِ کَمَا استَخلَفَ الذینَ مِن قَبلِهِم وَ لَیُمَکّنَن لَهُم‌ دینَهُمُ الذی‌ ارتَضَی‌ لَهُم وَ لَیُبَدّلَنهُم‌ مِن بَعدِ خَوفِهِم اَمناً(۱۳
خداوند به‌ کسانی‌ از شما که‌ ایمان‌ آورد و نیکوکار گردد، وعده‌ فرموده‌ که‌ با ظهور امام‌ زمان‌ به‌ آن‌ها در زمین‌ خلافت‌ دهد؛ چنان‌ که‌ امت‌های‌ صالح‌ پیامبران‌ گذشته، جانشین‌ پیشینیان‌ خود شدند (و علاوه‌ بر خلافت) دین‌ پسندیده‌ آنان‌ را بر همه‌ ادیان‌ چیرگی‌ و برتری‌ عطا کند و به‌ همه‌ مؤ‌منان‌ پس‌ از خوف‌ و ترس‌ از دشمنان، ایمنی‌ کامل‌ دهد.
ابو بصیر می‌گوید: <سأ‌لت‌ اباعبداللّه(ع) عن‌ قول‌ اللّه‌ تعالی‌ فی‌ کتابه) هُوَ الّذی‌ اَرسَلَ رَسُولَهُ بِالهُدی‌ وَ دین‌ الحَقٍّ لِیُظهِرَهُ عَلَی‌ الدّینِ کُلّهِ وَ لَو کَرِهَ المُشرِکُون(۱۴
از امام‌ صادق(ع) دربارهِ‌ این‌ آیهِ‌ شریفه‌ <و خداوندی‌ است‌ که‌ پیامبرش‌ را با هدایت‌ و دین‌ حق‌ فرستاد، تا او را بر تمام‌ ادیان‌ پیروز گرداند؛ اگر چه‌ مشرکان‌ آن‌ را کراهت‌ داشته‌ باشند.> پرسیدم.
امام‌ در جواب‌ فرمود:<به‌ خدا قسم‌ هنوز موقع‌ تأ‌ویل‌ این‌ آیه‌ نرسیده‌ است>. گفتم: <قربانت‌ گردم! چه‌ وقت‌ موقع‌ آن‌ فرا می‌رسد؟> حضرت‌ فرمود:
هنگامی‌ که‌ حضرت‌ قائم(ع) قیام‌ کند، موقع‌ تأ‌ویل‌ این‌ آیه‌ فرا می‌رسد، و چون‌ حضرت‌ قائم‌ قیام‌ کند هر کافر و مشرکی، ظهور او را ناخوش‌ دارد؛ زیرا اگر کافر یا مشرک‌ در دل‌ سنگی‌ پنهان‌ شود آن‌ سنگ‌ صدا می‌زند: ای‌ مُؤ‌من! کافر یا مشرکی‌ در دل‌ من‌ پنهان‌ شده‌ است‌ بیا او را به‌ قتل‌ برسان! خداوند او را بیرون‌ می‌آورد و یاران‌ حضرت‌ قائم‌ او را به‌ قتل‌ می‌رسانند.۱۵
اللهم‌ صَلٍّ علی‌ محمدٍ و آلِ محمّد، وَ اَظهِر کَلِمَتِکَ التّامه`َ وَ مُغَیبَکَ فی‌ اَرضِکَ الخائِفَ المُتَرَقّبَ.
خدایا بر محمد و آل‌ محمد درود فرست، کلمهِ‌ تامه‌ات‌ و آن‌ پنهان‌ شده‌ در روی‌ زمینت‌ را و آن‌ ترسان‌ و مراقب‌ را ظاهر و آشکار فرما.
خدایا تو حجت‌ بر حق‌ و امام‌ زمان‌ را جلوهِ‌ تام‌ توحید و از ارکان‌ توحید، قرار دادی‌ و معرفت‌ خود را در آینهِ‌ آن‌ امام‌ همام‌ بر همه‌ عالم‌ و آدم‌ به‌ نمایش‌ گذاردی. هم‌ اکنون‌ این‌ خورشید تابنده‌ در فراسوی‌ ابرها پنهان‌ شده‌ و نگران‌ حال‌ مؤ‌منان‌ است‌ و از ترس‌ نابخردان‌ و ظالمان‌ بداندیش، شرایط‌ و احوال‌ بشر را نظاره‌ می‌کند و در انتظار اذن‌ ظهور است.
هم چنان‌ که‌ در توقیع‌ شریف‌ می‌فرماید:
انّا غیر مهملین‌ لمراعاتکم‌ و لاناسین‌ لذکرکم‌ و لولا ذلک‌ لَنَزَل بکم‌ اللاواء وَاصطَلَمَتکُمُ الاَعداء.۱۶
ما فارغ‌ از شما نشده‌ایم‌ و از رعایت‌ و عنایت‌ شما غافل‌ نگشته‌ایم‌ و اگر چنین‌ می‌بود دشمنان‌ تاکنون‌ شما را نابود و ریشه‌ کن‌ کرده‌ بودند.
حضرت‌ در شرایط‌ موجود، مراقب‌ شیعیان‌ می‌باشد و مراقب‌ حال‌ آنان‌ است‌ و با ارشاد و عنایت‌های‌ ویژه‌ هدایت‌شان‌ می‌کند و…
اَللهُم انصُرهُ نَصراً عَزیزاً وَ افتَح لَهُ فَتحاً یَسیراً. اللّهُمَّ‌ وَ اَعِز بِهِ الدّینَ بَعدَ الخَموُلِ، واَطلِع‌ بِهِ الحَق بَعدَ الاُفُولِ، وَ اَجلِ بِهِ الظُّلمَه`َ وَاکشِف‌ بِهِ الغُمه`َ. اللهم‌ وَ آمِن بِهِ البِلادَ وَاهد بِهِ العِبادَ. اللهم‌ املا بِهِ الاَرضَ عَدلاً وَ قِسطاً، کَما مُلِئَت‌ ظُلماً وَ جَوراً، اِنکَ سمیع‌ مُجیب.
خدایا او را یاری‌ کن، یاریِ با عزّت‌، و پیروزی‌ آسان‌ برایش‌ بگشای. خدایا دین‌ را به‌ دست‌ او پس‌ از گم‌نامی‌ نیرومند گردان، و حق‌ را به‌ دست‌ او پس‌ از غروب‌ و افول‌ آن‌ پرفروغ‌ ساز. به‌ وسیلهِ‌ او ابرهای‌ تیره‌ را زایل‌ کن‌ و اندوه‌ را به‌ وسیلهِ‌ او برطرف‌ فرما. شهرها را به‌ وسیلهِ‌ او امن‌ و امان‌ گردان‌ و بندگان‌ را به‌ وسیلهِ‌ او هدایت‌ فرما. بار خدایا زمین‌ را به‌ وسیلهِ‌ او پر از عدل‌ و داد گردان؛ هم‌ چنان‌ که‌ از ظلم‌ و بیدادگری‌ پُر گشته‌ است؛ همانا تویی‌ شنوا و اجابت‌ کننده.
در زیارت‌ حضرت‌ صاحب‌ الامر۱۷ می‌خوانیم:<السلام‌ علی‌ ربیع‌ الانام‌ و نضره` الایّام؛ سلام‌ بر بهار مردم‌ و روزهای‌ سبز و خرّم.>
همهِ‌ آسایش‌ و راحتی‌ها تنها در گرو دولت‌ کریمه‌ آن‌ عزیز سفر کرده‌ شکل‌ خواهد گرفت. از این‌ رو باید با رشد و بلوغ‌ اجتماعی، شناخت‌ و انتظار دولت‌ کریمه‌ به‌ یک‌ جریان‌ فکری‌ – اجتماعی‌ تبدیل‌ شود و فرهنگ‌ مهدویت‌ را با سه‌ شاخصهِ‌ مورد نظر گسترش‌ داد:
۱٫ رغبت‌ اجتماعی‌ به‌ دولت‌ کریمه؛‌
۲٫ شکایت‌ اجتماعی‌ از وضعیت‌ نبودن‌ نبی‌ و غیبت‌ ولی؛‌
۳٫ استعانت‌ اجتماعی‌.
در توقیع‌ شریفی‌ حضرت‌ به‌ اسحاق‌ بن‌ یعقوب‌ چنین‌ فرمود: <و اکثروا الدعاء بتعجیل‌ الفرج‌ فان‌ ذلک‌ فرجکم؛۱۸ برای‌ تعجیل‌ فرج‌ بسیار دعا کنید که‌ فرج‌ شما همان‌ است.>
امام‌ حسن‌ عسکری(ع) نیز می‌فرماید:
و اللّه‌ لیغیبنّ غیبه`ً لا ینجو فیها من‌ الهلکه` الاّ من‌ ثَبتَهُ اللّهُ عزّ و جلّ علی‌ القول‌ بامامته‌ و وفقه‌ فیها للدعاء بتعجیل‌ فرجه.۱۹
به‌ خدا سوگند [او] غیبتی‌ خواهد داشت‌ که‌ در آن‌ تنها کسانی‌ از هلاکت‌ نجات‌ می‌یابند که‌ خداوند آن‌ها را بر قول‌ به‌ امامتش‌ ثابت‌ قدم‌ داشته‌ و در دعا برای‌ تعجیل‌ فرجش‌ موفق‌ کرده‌ است.
اگر جامعه‌ بشری‌ با رشد و بلوغ‌ خود گام‌های‌ رغبت،‌ شکایت‌ اجتماعی،‌ و استعانت‌ اجتماعی‌ را در نوردد، دست‌ به‌ دعا بردارد و از خالق‌ هستی‌ درخواست‌ کند که‌ آن‌ خورشید از پَس‌ ابرها بیرون‌ آید. با آمادگی‌ و آماده‌باش‌ بودن‌ و مسؤ‌لیت‌پذیری‌ خود و دیدبانی‌ و رصد وضعیت‌ و آماده‌ کردن‌ شرایط‌ ظهور؛ عطش‌ و رغبت‌ خود را نسبت‌ به‌ امام‌ زمان‌ نشان‌ دهد و همیشه‌ دغدغه‌ فرهنگ‌ مهدویت‌ را مطلع‌ و مطمح‌ نظر خود بداند، با دعای‌ پیوسته‌ خود به‌ بلوغ‌ بارع‌ و بالنده‌ مهدوی‌ دست‌ می‌یابد. چنین‌ انسانی‌ زمینه‌های‌ ظهور را فراهم‌ می‌سازد و هدیه‌ فرج‌ را در دوران‌ <غیبت> و <ظهور> درک‌ و دریافت‌ می‌نماید؛ زیرا درک‌ و دریافت‌ فرهنگ‌ مهدویت‌ و امامت‌ آن‌ عزیز سفر کرده‌ و دعا برای‌ فرجش، هم‌ نعمت‌ و گشایش‌ دوران‌ <غیبت> است‌ و هم‌ فرج‌ و گشایش‌ برای‌ دوران‌ <ظهور> و حضورش.
السلام‌ علیک‌ یا وَلِی اللّهِ، ا‌ئذَن‌ لِوَلیّکَ فِی‌ الدُّخُولِ اِلی‌ حَرَمِکَ، صَلَواتُ اللّهِ عَلَیکَ وَ عَلی‌ آبائِکَ الطّاهرینَ، وَ رَحمَه`ُ اللّهِ وَ بَرَکاتُهُ.
سلام‌ درود بر تو ای‌ ولیّ خدا، اجازه‌ فرما به‌ دوستدارت‌ تا به‌ آستانهِ‌ حرمت‌ وارد شود، (و در پایان) درود و سلام‌ خداوند بر تو و بر پدران‌ پاکیزه‌ات‌ و بخشش‌ و رحمت‌ خدا و برکاتش‌ بر شما باد.
سلام‌ و درود خدا بر تنها راه‌ و بر گل‌ نرگس. امید آن‌ داریم‌ که‌ ما را به‌ آستانهِ‌ لطف‌ و عنایت‌ خود راه‌ دهد و از تمامی‌ فتنه‌های‌ آخر زمان‌ رهایی‌مان‌ بخشد.
او می‌آید، آری، گل‌ نرگس ، با گل‌ مریم‌ می‌آید، و او <تنها راه> است.

درباره نویسنده