مقالات

عدالت مهدوی در منجی گرایی اسلامی

عدالت مهدوی در منجی گرایی اسلامی
دکتر عبدالعزیز عبدالحسین ساشادینا
اشاره
مقاله حاضر عدالت مهدوی در منجی‌گرایی اسلامی را در مفهوم قرآنی میثاق الهی ابراهیمی تبیین می نماید. قرآن عمده نیروی خود را بر محور عدالت متمرکز می کند و خدای بزرگ منجی معصوم این عدالت حقیقی را خود هدایت می نماید (مهدی عج). این عدالت، نظامی را به وجود می‌آورد که از دام های معمول فریب‌کاری، که در طول تاریخ به نام نجات‌بخشی در پیشرفت انسان به سوی این کمال مطلوب بر سر راه بشر قرار گرفته و دیگر پیامدهای آن مسیر خلاف عدالت را پیموده است، بری و با عنایت به عصمت مجری عدالت، از هرگونه خطا مصون بوده و جهان‌شمول است.
منجی‌گرایی انتهای تاریخ در قرآن به صورت یک ساختار کلامی در مقایسه با انجیل ((عهدجدید)) جنبه بنیادی بسیار کمتری دارد. بحث قرآنی انتهای تاریخ بر محور شخصیتی یک موعود منجی انسانی در آینده که مبحث رستگاری‌شناسی مسیحیت بر پایه آن استوار گردید، متمرکز نمیگردد. قرآن با ارائه فرمول رستگاری ایمان ـ عمل ـ نتیجه هرگونه نیازی را برای مداخله انسانی، جز در نقش راهنما و رهبر الهی جامعه دینی (مهدی عج) که بشر را به چنین رستگاری هدایت فرماید نفی میکند. به علاوه، باید گفت که بذرهای امید به وجود منجی موعود و رهبری صالح عادل در اسلام، از نتایج اعتقاد قرآنی به آینده مطلوب انسانیت سرچشمه میگیرد. این آِینده مطلوب و امید آفرین، بخشی از وعده الهی به ابراهیم (ع) را تشکیل میدهد که قرآن نسلهای آینده فرزندان خلیل الرحمان (ع) را شایسته آن میداند. قرآن کریم این رویداد عالم هستی را در عبارت زیر ادامه می‌دهد:
?و اذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فأتمهن قال انی جاعلک للناس اماماً قال و من ذریتی قال لا ینال عهدی الظالمین?. (بقره/ ۱۲۴)
ویاد آر هنگامی که خداوند ابراهیم را به اموری چند امتحان فرمود و او همه را به جای آورد، خداوند به او گفت: من تو را به پیشوایی خلق برگزینم. ابراهیم عرض کرد این پیشوایی را به فرزندان نیز عطا خواهی کرد؟ خدا فرمود: (آری، اگر صالح و شایسته آن باشند) که عهد من هرگز به مردم ستم‌کار نخواهد رسید.
محتوای این آیه جوهره میثاق الهی با ابراهیم(ع) را می‌رساند و طرح الهی به تعیین و گزینش ابراهیم (ع)، بنده صالح عادل حق را به عنوان امام مردم بیان می‌دارد. خروج ظالمان از محدوده احراز رهبری جامعه بر توجه الهی درباره خطرهای سهمگین بی‌عدالتی که تحت حکومت رهبران غیرالهی پدیدار می‌گردد دلالت دارد. در انتصاب ابراهیم (ع) به عنوان پیامبر، توجه خداوندی به بشر، بیش از هدایت روحانی ـ اخلاقی انسان است و تعیین ابراهیم به امامت، ایجاد یک نظام مطلوب الهی را به رهبری شایسته امام منصوص ملهم الهی نتیجه می دهد.
انتظار موعود نجات بخش قرآن، به ایجاد یک نظم اخلاقی در زمین مربوط می‌شود و این هدف عالی به وسیله آن دسته از رهبران هدایت شده الهی به سامان می‌رسد. چنین رهبرانی را خدای عالم قدرت می‌بخشد تا ثابت کنند که اراده الهی در تاریخ برترین اراده‌هاست و این مهم نتیجه وعده الهی به ابراهیم(ع) است. در این مفهوم خاص، انتظارات قرآنی در بیشتر موارد با باورهای انجیل درباره جهاد انسان به ایجاد نظم مطلوب که در آن خداوند گه‌گاهی با مداخله به دفع نیروهای ضد الهی می‌پردازد، هماهنگی دارد.
با اطمینان می‌توان گفت که حتی وقتی قرآن از مسیح به عنوان منجی یاد می‌کند، اعتقادات اسلامی در مورد پدیده نجات‌بخشی آینده تاریخ در قالب رجعت دوباره منجی انسان بیان نمی‌گردد. بلکه امیدهای قرآنی به نجات‌بخشی به صورت یک جهاد پیگیر به منظور ایجاد جامعه عادلانه با رهبری هدایت یافته الهی بیان می‌شود. این مهم، جنبه اساسی میثاق ابراهیمی را باز می‌تاباند. درمقیاس وسیع، انگیزه مذهبی که در میثاق الهی با ابراهیم(ع) در مورد نظم عمومی ایده‌آل با هدایت امام شایسته عادل به وجود آمده است، جهت‌گیری سیاسی و اجتماعی را مشخص می‌سازد که در دو بیان تاریخی درباره منجی‌گرایی در مذاهب یهود و اسلام دیده می‌شود. وقتی که به اعتقاد منجی‌گرایی در قرآن می‌نگریم و در صدد مطالعه تطبیقی بر می‌آییم، آن را از نقطه نظر خاص مسیحیت ملاحظه می کنیم؛ زیرا در تاریخ صدر مسیحیت بود که نمونه نهضت موعودگرایی نجات بخش در سنت ابراهیمی به وجود آمد. در عین حال، در قرآن هم در بیشتر موارد، همچون تورات ((عهد قدیم)) نقش منجی جنبه ثانوی و اتفاقی دارد. از طرف دیگر، اهداف خداوندی در میثاق الهی با کنش ابراهیمی به صورت نیروی رانش در پشت دید موعودگرایی نجات بخش عمل می‌کند و استقرار تمام و کمال عدالت را بر سراسر زمین نتیجه می‌دهد. درنتیجه، این میثاق الهی، نقطه هم‌گرایی را در اعتقاد به موعود منجی جهانی در میان پیروان مذاهب ابراهیمی به وجود می آورد.
مذاهب ابراهیمی راه کلی زندگی انسان را ارائه می دهند که هم به تمام پاسخ‌گویی و مسؤولیت انسانی را می‌طلبد و هر فردی باید به عنوان بخشی از تعهدات دینی خود به خدا آن را ادا نماید. در حالی که پاسخ‌گویی در امور دینی، بیانی فردی و خودمختار از رابطه شخص با خداست و در طول اطاعت حق قرار می‌گیرد و جنبه عمودی دارد، مسئولیت پذیری، عینیت خارجی دین‌داری است که انسان مؤمن را به دیگر انسان‌ها می‌پیوندد و در عرض دیگر افراد بوده و از جنبه افقی برخوردار است. در قرآن و انجیل، میثاق سبب می‌شود تا خدا خود به تعهد الهی خویش عمل کند و اسباب هدایت لازم را برای انسان فراهم آورد تا مسئولیت سازگاری با واجبات را در رابطه متقابل با جامعه (احترام به حیات، مالکیت، عدالت و غیره) به دوش کشد. به عبارت دیگر، این امر بر این فرض استوار است که پاسخ‌گویی معنوی به مسئولیت پذیری اجتماعی ـ اخلاقی می انجامد.
برای آن که راز منابع قرآنی، درک آینده نجات‌بخش انسان را کشف کنیم و بدانیم که آیا کتب آسمانی عبری و اسلامی در آخرت‌شناسی این جهانی، از یک مبنای روحانی و اخلاقی برخوردارند، باید رابطه پاسخ‌گویی و مسئولیت یا رابطه عمودی و افقی که سنت‌های ابراهیمی در بیعت‌ها و تعهدات مذهبی خود از آن الهام می‌گیرند را درک کنیم. در این نوشتار، بنیادهای منجی‌گرایی در مفهوم قرآنی میثاق مذهبی کشف میشود و بررسی ابعاد
مقایسه‌ای و تطبیقی آن در کتب آسمانی مذاهب ابراهیمی در این زمینه به دیگران واگذار می‌گردد.
اعتقاد به موعود نجات‌بخش در مفهوم مداخله الهی در تاریخ انسانی از طریق تعیین انسان صالح هدایت‌شده (مهدی عج) که مردم را در آخر الزمان از ظلم و ستم رهایی می‌بخشد، جنبه برجسته مبحث رستگاری‌شناسی اسلامی را تشکیل می‌دهد. بیشک، مسلمانان صدر اسلام اعتقاد داشتند که حضرت محمد (ص)، در این موضع آخرت‌شناسی خاتم النبیین و پیامبر آخر الزمان است و انتظار داشتند تا انسانیت را به سوی ایجاد جامعه موعود ایده‌آل با رسالتی جهانی راهنمایی و هدایت کند. این توقعات نیز بخشی از گرایش‌های اصلاح‌طلبانه و احیاگرانه را در بین جوامع مسیحی ـ یهودی عربستان در قرون ششم و هفتم میلادی (قرن اول هجری) تشکیل می‌داد. مفاهیم قرآنی روز قیامت و علائم و ساعت را باز می‌تاباند و دوره‌ای از وحشت و ترس و بی نظمی را در آخر الزمان اعلام می‌دارد. این دوره در چارچوب‌های ایدئولوژیک و فرهنگی و معجزه ظهور منجی در رستگاری‌شناسی و آخرت‌شناسی مذهب ابراهیمی درک پذیر است.

دید قرآنی آینده نجات‌بخش انسان
تفسیر عمده این جهانی اسلام در ایجاد یک جامعه سیاسی ـ مذهبی موسوم به امت اسلام خلاصه می‌شود. امت اسلامی با عضویت همه کسانی که به خدا معتقدند و وحی الهی را از طریق حضرت محمد(ص) می‌پذیرند، شکل می‌گیرد. درنتیجه، اعتقاد مسلمانان به رهبر نجات‌بخش و موعود هدایت‌شده الهی (مهدی عج) از اقرار آنان به موقعیت حضرت محمد (ص) و رویکرد او به عنوان پیامبر هدایت‌شده ملهم الهی نشأت می‌گیرد که سرانجام امت ایده‌آل را به وجود می‌آورد. وحی اسلامی در ارزشیابی شرایط انسانی که مانع اجرای هدف غایی الهی برای انسانیت می‌شود خود را فعال می‌نگرد . تمدن انسانی، بنا به باورهای قرآنی، جهاد مستمر انسان علیه خودمحوری و خودخواهی‌های جزئی اوست که دو منبع عمده تعارض و نابودی انسان به شمار می‌آیند. این همان دشمنی است که از طریق ((جهاد اکبر)) باید بر آن چیره شد، پیش از آن‌که از طریق جهاد اصغر بتوان از عهده دشمنان خارجی سربلند بیرون آمد. دشمن داخلی نفس سرکش از ایجاد جامعه انسانی عادلانه و صلح‌جو جلوگیری می‌کند و مانع اصلی استقرار آن به شمار می‌آید، چنان‌که تجربه تاریخی هم به کرات آن را نشان داده است. رستگاری‌شناسی بیان اوضاع انسان بیچاره ناامید است که نیاز به حس نقادی به سرنوشت مشترک انسانی دارد تا حماسه انسانی جست و جوی عدالت و صلح را فراهم آورد. این بیان جوهره اصلی پدیده منجی‌گرایی انتهای تاریخ را در اسلام تشکیل می‌دهد.
در زمان‌های گوناگون در تاریخ، خداوند بزرگ مداخله می‌کند و نمونه‌های زنده‌ای را فراهم می‌آورد. پیامبران طبیعت حقیقی و کمال را از مجرای ایمان به خدا، به انسان یادآوری میکنند. در آخر الزمان، پس از آن‌که همه تلاش‌های انسانی به ناکامی گرایید و انسانیت خود را نیازمند احیای اخلاقی ـ روحانی دید و مسئولیت تاریخی خود را در ایجاد نظم الهی در زمین درک کرد، خدای بزرگ، عیسی (ع) را در معیت حضرت مهدی (عج) خواهد فرستاد. حضرت مهدی (عج) دین خالص را احیا خواهد کرد و باطل را خواهد زدود و از بندگان صالح خدا فریادرسی خواهد نمود. در این میان، انسان‌ها وظیفه دارند تا ماهیت اساسی و اصالت خویش را از مجرای تسلیم به خدا (اسلام) بازشناسند و به فرمان امام منصور (مهدی عج) گردن نهند. این نگاه تفسیر اخلاقی ـ معنوی منجی‌گرایی در اسلام را بیان می‌دارد.

درباره نویسنده