سرمقاله

دولت زمینه ساز

دولت زمینه ساز
مسعود پور سید آقایی
قال رسول الله(ص): یخرج ناس من المشرق فیوطّئون للمهدی یعنی سلطانه.[۱] [عن امیرالمؤمنین(ع)] : ثمّ تخرج [رایه] من خراسان … یهزمون اصحاب
السفیانی حتی ینزل بیت المقدّس توطیء للمهدی سلطانه.[۲] جامعه مهدوی، افق آینده انقلاب ماست و دولت ما، دولت زمینه‌ساز.
دولت زمینه‌ساز باید به لحاظ مبانی، رسالت‌، اهداف، راهبردها، سیاست‌ها، ساختار، کارگزاران و راهکارها، هم‌افق و هم‌سو با دولت کریمه مهدوی باشد و دکترین ظهور را اساس کار خود قرار دهد. استخراج و تدوین این همه، کاری گروهی و بر عهده نخبگان حوزوی و دانشگاهی و برنامه‌ریزان راهبردی و استراتژیست‌های نظام است.
به عنوان پیش‌درآمدی بر این کار سترگ و ضروری، نکاتی چند و نمونه‌ای عرضه می‌شود:
۱٫ با توجه به اهداف و سیره امام(ع) و یاران او و دولت کریمه حضرت در عصر ظهور، می‌توان اهداف، راهبردها، سیاست‌ها و راهکارها را به دست آورد و در برخورد با حوادث و رخدادهای جهانی و تعارض‌ها و تزاحم‌های پیش‌آمده، با تکیه بر منابع غنی شیعه و اجتهاد پویای آن، اولویت‌ها را در نظر گرفت.
۲٫ دولت زمینه‌ساز باید برای گسترش و تعمیق فرهنگ مهدوی در سطح داخلی و جهانی (کشورهای شیعی، اسلامی، غرب و خاور دور) برنامه‌ریزی کند و بداند که موفقیت هر یک در گرو دیگری است و بدون موفقیت یکی، موفقیت دیگری را نمی‌توان چشم داشت.
۳٫ هم‌چنان‌که اشاره شد، اساس کار دولت زمینه‌ساز، دکترین ظهور است. که به آن و به اهداف فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی حضرت، در شماره آینده خواهیم پرداخت (ان‌شاءالله). در این‌‌جا، به مناسبت فرارسیدن ایام انتخابات، به برخی معیارها و شاخص‌های مدیران و کارگزاران دولت زمینه‌ساز می‌پردازیم:

۱٫ بینش عمیق نسبت به حق تعالی و اطاعت او
رجال عرفوا الله حق معرفته و هم انصارالمهدی فی آخرالزمان؛[۳] مردانی که خدا را آن چنان که باید، شناخته‌اند، یاوران مهدی(ع) در آخرالزمان‌اند.
رجال کانّ قلوبهم زبرالحدید لایشوبها شکّ فی ذات الله أشدّ من الحجر؛[۴] آنان مردانی‌اند که گویا دل‌هایشان پاره‌های آهن است و از سنگ سخت‌ترند و هیچ تردیدی در ذات خداوند ندارند.
فهم الذین وحّدوا الله حق توحیده؛[۵] آنان به وحدانیت خداوند، آن‌چنان‌که حق وحدانیت اوست، اعتقاد دارند.
هم [اصحاب المهدی(ع)] هم الذین قال الله فیهم ((…یحبهم و یحبونه[۶]))؛[۷] یاران مهدی کسانی هستند که خداوند در وصف آنان چنین فرموده است: …خداوند دوستدار ایشان است و ایشان نیز دوستدار خداوندند.
مجدّون فی طاعه الله؛[۸] در راه اطاعت خدا پر تلاش‌اند.
رجال الهیون؛[۹] آنان مردانی خدایی‌اند.

۲٫ معرفت، محبت و اطاعت امام(ع)
القائلین بامامته؛[۱۰] معتقد به امامت او هستند.
یتمسّحون بسرج الامام یطلبون بذلک البرکه؛[۱۱] برای تبرک بر زین اسب امام، دست می‌کشند.
هم اطوع من الامه لسیدها؛[۱۲] اطاعت آنان از امام، از فرمان‌برداری کنیز در برابر مولایش بیشتر است.
مجدّون فی طاعته؛[۱۳] در راه اطاعت او، از هیچ کوششی دریغ نمی‌ورزند.
بهم ینصرالله امام الحق؛[۱۴] خداوند به وسیله ایشان، رهبر حق (مهدی(ع)) را یاری می‌کند.
ان الله تبارک و تعالی أعطاهم من العقول والافهام والمعرفه ماصارت به الغیبه عندهم بمنزله المشاهده؛[۱۵] خداوند تبارک و تعالی آن قدر به آنان از عقل و فهم و بینش، ارزانی داشته که غیبت امام در نزد آنها به مانند مشاهده و دیدار اوست.
طوبی للصابرین فی غیبته، طوبی للمقیمین علی محجّتهم؛[۱۶] خوشا به حال صابران در غیبت مهدی(ع) ، خوشا به حال آنان‌که بر راه اهل‌بیت ثابت قدم می‌مانند.
طوبی للصابرین فی غیبته، طوبی للمقیمین فی محبّته؛[۱۷] خوشا به حال صابران در غیبت او، خوشا به حال دوستداران او.

۳٫ فنا در امام و آرمان‌های او
فأبذل نفسی و مالی و ولدی و أهلی و جمیع ما خوّلنی ربّی بین یدیک و التصرف بین أمرک و نهیک؛[۱۸] [مولای من!] جان، مال، فرزندان، خویشان و هر آنچه را خداوند بر من ارزانی داشته، به پیش‌گاهت نثار می‌کنم و همه را در اختیار امر و نهی تو می‌گذارم.
یحفّون به و یقونه بأنفسهم فی الحروب و یکفّونه ما یرید؛[۱۹] یاران مهدی(ع) او را در میان می‌گیرند و در جنگ‌ها با جان خویش از او حمایت و حفاظت می‌کنند و هر چه بخواهد از جان و دل انجام می‌دهند.
رحم‌الله من حبس نفسه علینا رحم الله عبداً احیا امرنا؛[۲۰] خدا رحمت کند کسی که خود را وقف ما کند، خدا رحمت کند کسی را که امر [ولایت] ما را زنده کند.
… الذین سلَوا عن الاهل و الاولاد، وجَفَوا الوطن، و عطّلوا الوثیر من المهاد، ورفضوا تجاراتهم، و أضرّوا بمعایشهم، و فُقدوا فی أندیتهم بغیر غیبه عن مصرهم، و خالّوا البعید ممّن عاضدهم علی أمرهم، و قَلُوا القریب ممّن صدّ عن وجهتهم، فائتلفوا بعد التّدابر و التّقاطع فی دهرهم، و قطعوا الأسباب المتّصله بعاجل حُطام الدّنیا؛[۲۱] … آنان (یاران مهدی(ع)) کسانی هستند که از خانواده و فرزندانشان دست کشیدند، و وطن را ترک کردند، و از بستر و خواب آرام گذشتند، و تجارت‌ها و بازرگانی خود را رها کردند، و به کسب و کار خویش ضرر و زیان وارد کردند، و بدون پنهان شدن از شهرشان در مجالس و محافل مهمشان پیدایشان نشد، و با افرادی که نسبتی نداشتند، برای کمک و یاری‌ رساندن در کارشان، رابطه دوستی برقرار کردند، و نزدیکانی را که سدّ راهشان می‌شدند، کنار گذاشتند، و پس از آن همه اختلاف و دشمنی و قطع رابطه در روزگارشان، گروهی تشکیل دادند، و همه وسیله‌هایی را که به خار و خاشاک زودگذر دنیا بسته شده بود، از بیخ و بن برکردند.
اما إنّی لو أدرکت ذلک لأبقیت نفسی لصاحب هذا الامر؛[۲۲] آگاه باشید که اگر من در آن زمان حضور داشتم، وجودم را وقف صاحب این امر می‌کردم.

۴٫ سجایای اخلاقی
سیره امام:
یشیر بالتقی و یعمل بالهدی؛[۲۳] تقوا را پیشه خود می‌سازد (دعوت به تقوا می‏کند) و با بصیرت و هدایت، گام بر می‏دارد.
یحذو فیها علی مثال الصالحین؛[۲۴] او به گونه نیکان رفتار می‌نماید.
الولیّ الناصح؛[۲۵] سرپرست خیرخواه.
اگر سیره امام چنین است، پس یاران او باید این چنین باشند.
سیره یاران:
… وانتخبت لذلک الوقت عباداً امتحنتُ قلوبهم لِلایمان وحشوتُها بالورع و الاخلاص والیقین و التقوی والخشوع والصدق و الحلم و الصبر والوقار والتقی والزهد…؛[۲۶] … و برای این زمان (ظهور) بندگانی را برگزیدم که دل‌هاشان را به ایمان آزمودم و آنان را از ورع، اخلاص، یقین، پارسایی، خشوع، راستی، صبر، شکیبایی و وقار، پرهیز و زهد، سرشار کردم.
من سرّه أن یکون من اصحاب القائم فلینتظر ولیعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر؛[۲۷] هر کس می‌خواهد از یاوران حضرت قائم باشد، باید انتظار کشد، و در همین حال، خود را به تقوا و سجایای اخلاقی بیاراید.
فلیعمل کلّ امرء منکم بما یقرب به من محبتنا؛[۲۸] هر یک از شما آن کاری را بکند که انجام آن، او را به ما نزدیک می‌کند.

۵٫ ساده‏زیست و مردمی
سیره امام:
و یشترط علی نفسه ان یمشی حیث یمشون و یلبس کما یلبسون و یرکب کما یرکبون و یکون من حیث یریدون و یرضی بالقلیل… و لایأخذ حاجباً و لابوّابا؛[۲۹] او نیز در حقّ خود تعهد می‌کند که از راه آنان برود، جامه‌ای چون جامه آنان بپوشد، مرکبی چون مرکب آنان سوار شود، آن‌گونه که مردم می‌خواهند باشد و به کم قانع شود و برای خود دربان و نگهبان اختیار نکند.
لایضع حجراً علی حجرٍ؛[۳۰] سنگی روی سنگ نگذارد (از متاع دنیا چیزی برنگیرد).
فوالله ما لباسه إلاّ الغلیظ و لا طعامه الاّ الجشب؛[۳۱] به خدا سوگند که لباس او (مهدی(ع)) جز پوشاکی درشت، و خوراک او جز غذایی سخت و بی‌خورش، نیست.
صاحب هذاالامر یتردّد بینهم و یمشی فی اسواقهم و یطأ فرشهم؛[۳۲] صاحب این امر در میان آنان راه می‌رود، در بازارهایشان گام بر می‌دارد و به خانه‏های آنان پا
می‏گذارد.
سیره یاران:
انه یأخذ البیعه عن اصحابه أن لایکنزوا ذهباً و لا فضّه و لابرّاً و لاشعیراً و یلبسون الخشن من الثیاب؛[۳۳] او از یارانش بیعت می‌گیرد که طلا و نقره‌ای نیندوزند و گندم و جویی ذخیره نکنند و لباس خشن بپوشند… .
امام صادق(ع) در بیان آیه G…و من کان یرید حرث الدنیا نؤته منها و ما له فی الآخره من نصیبF[34] ((‏…و کسی که حاصل دنیا را می‏طلبد کمی از آن به ا و خواهیم داد امّا در آخرت برایش هیچ بهره‏ای نخواهد بود.)) فرمود:
لیس له فی دوله الحق مع القائم نصیب؛[۳۵] در دولت حق حضرت قائم هیچ بهره‏ای نخواهد داشت.

۶٫ عدالت‌خواهی
سیره امام:
یملاء الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً؛[۳۶] زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد، هم‌چنان‌که پر از ظلم و بیداد شده است.
فیریکم کیف عدل السیره؛[۳۷] پس (مهدی(ع)) به شما نشان خواهد داد که روش عادلانه (در حکومت) چگونه است.
سیره یاران:
اللهمّ واملاء بهم کلّ افق من الآفاق و قطرٍ من الاقطار قسطاً و عدلاً و مرحمه و فضلاً!؛[۳۸] بار الها! به وسیله ایشان (یاران مهدی(ع)) تمام افق‌های هستی و تمام گوشه‌ها و اقطار جهان را پر از داد و عدل و مهربانی و احسان خود گردان!

۷٫ جهادگری و شهادت‌طلبی
یدعون بالشهاده و یتمنّون أن یقتلوا فی سبیل‌الله؛[۳۹] برای شهادت دعا می‌کنند و آرزوی کشته شدن در راه خدا را دارند.
امام علی(ع) در تفسیر آیه Gیجاهدون فی سبیل اللهF[40] فرمود:
هم أصحاب القائم؛[۴۱] آنان یاران امام قائم‌اند.
وضعوا سیوفهم علی عواتقهم فیعطون ما شاؤوا؛[۴۲] (یاران حضرت) سلاح را بر شانه‏های خود می‏نهند و در نتیجه آنچه می‌خواستند، به ایشان داده شود.
و یجاهدون فی الله حق جهاده؛[۴۳] و در راه خدا به جهادی شایسته دست یازند.

۸ . شجاعت
کلّهم لیوثٌ قد خرجوا من غاباتهم لو أنهم همّوا بازاله الجبال لأزالوها عن مواضعها؛[۴۴] همه شیرانی‌اند که از بیشه‌ها خارج شده‌اند و اگر اراده کنند، کوه‌ها را از جا برمی‌کنند.
جُعلت قلوبهم کزبرالحدید؛[۴۵] دل‌هایشان، چون پاره‌های آهن شده است.
فانَّ الرجل منهم یُعطی قوه اربعین رجلاً؛[۴۶] به هر کدامشان، نیروی چهل مرد داده شده است.

۹٫ قاطعیت
امام امیرالمؤمنین(ع) در تفسیر آیه Gیا ایهاالذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه… لایخافون لومه لائمٍF؛[۴۷] ((‏ … آنان از سرزنش هیچ ملامت‌کننده‌ای هراس ندارند.)) فرمود:
هم اصحاب القائم؛[۴۸] آنان یاوران قائم‌اند.

۱۰٫ ادای حقوق امام(ع)
وأعنّا علی تأدیه حقوقه الیه؛[۴۹] خداوندا، ما را در ادای حقوق او یاری فرما!
انّه من اتّقی ربّه… و أخرج مما علیه إلی مستحقّیه کان آمناً فی الفتنه المبطله؛
همانا هر کس تقوای پروردگارش را پیشه کند… و از حقوق شرعیه (خمس و زکات) ای که بر عهده دارد، به مستحقان بپردازد، از فتنه‌های باطل کننده (دین و دنیا) در امان خواهد بود.
ان الرضا(ع) کان یأمر بالدعاء لصاحب الامر؛[۵۰] امام رضا(ع) همواره به دعا برای صاحب‌الامر، امر می‌فرمود.
قوّنا علی متابعته و اداء حقه؛[۵۱] ما را قدرت بر پیروی و ادای حق آن حضرت ارزانی بفرما!
و انتظر الفرج صباحاً و مساءً؛[۵۲] صبح و شام در انتظار فرج و ظهور باش.
اکثروا الدعاء بتعجیل الفرج فان ذلک فرجکم؛[۵۳] برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید، همانا این کار برای خودتان گشایش خواهد بود.

۱۱٫ عشق به مردم و مستضعفان
سیره امام:
وهو اعظمُ حسباً و اکرم منصباً و أرحم بالرّعیه؛[۵۴] او از همه حسب‏اش بزرگتر و مقام‏اش گرامی‏تر و به مردم مهربان‏تر است.
رحیم بالمساکین؛[۵۵] بر بینوایان رؤوف و مهربان است.
وأشفق علیهم من آبائهم و امّهاتهم؛[۵۶] او برای مردم از پدر و مادرشان مهربان‌تر است.
سیره یاران:
لیعن قویّکم ضعیفکم و لیعطف غنیکم علی فقیرکم… و اذا کنتم کما اوصیناکم لم تعدوا الی غیره فمات منکم میّت قبل ان یخرج قائمنا کان شهیداً؛[۵۷] توانگران به ضعفا و بیچارگان یاری رسانند و به فقرا و مستمندان عطوفت ورزند … و اگر چنین باشید که سفارش کردیم و قبل از قیام قائم ما بعضی از شما از دنیا برود، شهید خواهد بود.

۱۲٫ اهل تهجد و نماز شب
لهم فی اللیل أصوات کأصوات الثّواکل حَزناً من خشیه الله؛[۵۸] در دل شب، از خشیت خداوند، ناله‌هایی دارند مانند ناله مادران پسر مرده.
قوّام باللیل صوّام بالنهار؛[۵۹] شب‌ها را با عبادت به صبح می‌رسانند و روزها را با روزه به پایان می‌برند.
رجالٌ لاینامون اللیل لهم دویّ فی صلواتهم کدویّ النّحل یبیتون قیاماً علی اطرافهم و یصبحون علی خیولهم؛[۶۰] مردان شب زنده‌داری که زمزمه نمازشان، مانند نغمه زنبوران کندو، به گوش می‌رسد. شب‌ها را با زنده‌داری سپری می‌کنند و بر فراز اسب‌ها، آن را به صبح می‏رسانند.

۱۳٫ اعتقاد راسخ به فرهنگ مهدویت و زمینه‏سازی برای ظهور(براساس دکترین ظهور)
من مات ولم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه؛[۶۱] کسی که بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلی مرده است.
من انکر القائم من ولدی فی زمان غیبته فمات فقد مات میته جاهلیه؛[۶۲] کسی که قائم از فرزندان مرا در غیبتش تکذیب کند، به مرگ جاهلی مرده است.
من أنکر خروج المهدی فقد کفر بما أنزل علی محمد(ص)؛[۶۳] کسی که قیام مهدی را انکار کند، همانا به آنچه بر محمد(ص) نازل شده، کافر شده است.
اللهم عرّفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی… ولاتنسنا ذکره وانتظاره والایمان به و قوّه الیقین فی ظهوره و الدعاء له والصلاه علیه؛[۶۴] بارالها! حجتت را به من بشناسان، زیرا اگر او را به من نشناسانی، از دین‏ام، گمراه می‏گردم … و از یاد ما مبر یاد او و انتظارش را و ایمان به او و یقین به ظهورش را و دعا و درود بر حضرتش را.
السلام علیک یا باب الله الذی لایؤتی الاّ منه، السلام علیک یا سبیل الله الذی من سلک غیره هلک؛[۶۵] سلام بر تو ای درگاه خدا، که هیچکس جز از آن درگاه به خدا راهی ندارد. سلام بر تو ای راه خدا که هر کس غیر آن را رود، هلاک می‏شود.
بیمنه رزق الوری وبوجوده ثبتت الارض والسماء؛[۶۶] به برکت اوست که آفریدگان روزی داده می‏شوند و به وجود اوست که آسمان و زمین پایدار می‏ماند.
یخرج ناس من المشرق فیوطئون للمهدی یعنی سلطانه؛[۶۷] مردمی از مشرق زمین قیام می‏کنند و زمینه [حکومت] آن حضرت را فراهم می‏سازند.
انّا نرغب الیک فی دوله کریمه تعزّ بها الاسلام واهله؛[۶۸] خدایا! از تو امیدواریم که دولت با کرامت امام زمان را به ظهور آوری و اسلام و اهلش را با آن عزت بخشی.
اللهمّ انّا نشکوا الیک فقد نبیّنا صلواتک علیه و آله و غیبه ولیّنا؛[۶۹] بارالها! به درگاه تو شکایت می‏کنیم از نبود پیامبرمان و از غیبت ولیّ و اماممان.
و اصرف عنّا فی امره السأمه والکسل والفتره والفشل؛[۷۰] و در انجام فرمان او ما را به تنبلی، بی حالی، سستی و بی‏حوصلگی مبتلا مساز.
السلام علیک یا قطب العالم؛[۷۱] سلام بر تو ای قطب جهان هستی.

۱۴ـ برخاسته از متن مردم و مستضعفان
((و نرید أن نمنّ علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم أئمه و نجعلهم الوارثین))؛[۷۲] ما می‌خواهیم بر آنان که در زمین خوارشان شمرده‌اند، منّت نهیم و آنان را پیشوایان (مردم) گردانیم و ایشان را وارث زمین کنیم.

۱۵٫ پیروی از ولی فقیه
و أمّا الحوادث الواقعه فارجعوا فیها إلی رواه حدیثنا فانّهم حجتی علیکم و أنا حجه الله علیکم؛[۷۳] و امّا در مورد رخدادهای جدید، به راویان حدیث ما رجوع کنید که ایشان حجّت من بر شما و من حجت خدا بر شما هستم.

۱۶٫ عشق به قرآن و تفسیر
تجلی بالتنزیل بصائرهم و یرمی بالتفسیر فی مسامعهم و یغبقون کأس الحکمه بعد الصبوح؛[۷۴] با آیات قرآن چشمشان روشن می‌شود و تفاسیر آیات را با گوش جان می‌شنوند و هر روزه جام حکمت را می‌نوشند.

۱۷٫ جوان‌گرایی
اصحاب المهدی شبابٌ لاکُهول فیهم الا مثل کُحلِ العین والملح فی الطعام و اقل الزاد الملح؛[۷۵] یاران قائم همه جوان هستند، در میان آنها پیرمرد یافت نمی‌شود، مگر اندکی مانند سرمه به چشم و نمک در طعام و کمتر از هر ماده‌ای در طعام، نمک است.

۱۸٫ سختکوشی
مجدّون فی طاعه الله؛[۷۶] آنان در طریق عبودیت، سختکوش و پرتلاشند.
لایکفّون سیوفهم حتی یرضی الله عزّوجلّ؛[۷۷] یاران قائم، شمشیرهای خود را بر زمین ننهند تا اینکه خدای عزوجل راضی شود.
لوقد خرج قائمنا، لم یکن الاّ العلق والعرق، والنوم علی السروج؛[۷۸] هنگامی که قائم ما خروج کند، خون است و عرق ریختن و سوار مرکب بودن در میدان‏های مبارزه.

۱۹٫ عاشورایی
انّ شعار اصحاب المهدی: یا لثارات الحسین؛[۷۹] شعار یاران مهدی(ع): ای خونخواهان حسین(ع) است.

۲۰٫ فروتنی در برابر انسان و گردن فرازی در مقابل کافران
هم [اصحاب المهدی(ع)] الذین قال الله فیهم ((فسوف یأتی الله بقوم یحبّهم و یحبّونه اذله علی المؤمنین اعزّه علی الکافرین[۸۰]))؛[۸۱] یاران مهدی کسانی هستند که خداوند در توصیف آنان چنین فرموده است: [ای کسانی که ایمان آورده‏اید! هر کس از شما که از آیین خود بازگردد بداند که] خداوند به زودی، قومی را بر می‏انگیزاند که ایشان را بسیار دوست می‏دارد و آنها نیز خداوند را دوست می‏دارند و در برابر مؤمنان فروتن و در مقابل کافران عزیز و مقتدرند.

۲۱٫ سلمان‏وار و مالک‏گونه
اذا قام قائم آل محمد استخرج من ظهر الکعبه سبعه وعشرین رجلاً….. سلمان الفارسی و ابا دجانه الانصاری و مالک الاشتر؛[۸۲] هنگامی که قائم آل محمد قیام کند ….. [از جمله کسانی که به او می‏پیوندند] سلمان فارسی، ابودجانه انصاری و مالک اشتر است.

——————
پی نوشت ها
[۱] . ((‏ رسول خدا(ص) فرمود: مردمی از مشرق زمین قیام می‌کنند و برای حضرت مهدی(عج) زمینه‌سازی می‌کنند (یعنی زمینه حکومت و سلطنت آن حضرت را فراهم می‌‌سازند))). سنن ابن ماجه، ج ۲، ص ۱۳۶۸، ح ۴۰۸۸؛ عقدالدرر، ص ۱۲۵؛ الحاوی للفتاوی، ج ۲، ص۶۰؛ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۸۷ (هذا حدیث حسن صحیح روته الثقات و الأثبات أخرجه الحافظ أبو عبدالله بن ماجه القزوینی فی سننه).
[۲] . ((‏ نعیم بن حمّاد از محمد بن حنفیه [از امیرالمؤمنین(ع)] نقل می‌کند: پرچمی از خراسان (ایران) بیرون می‌آید، [حاملان این پرچم] اصحاب سفیانی را شکست می‌دهند تا این‌که به بیت‌المقدس می‌رسند و زمینه حکومت مهدی(عج) را فراهم می‌سازند.)) الملاحم والفتن، ص ۵۲، ب ۷۲، موسسه الوفاء.
[۳] . امام امیرالمؤمنین(ع) : کشف الغمه، ج ۲، ص ۴۷۸؛ منتخب الاثر، ص ۶۱۱٫
[۴] . امام صادق(ع) : بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۸٫
[۵] . امام امیرالمؤمنین(ع) : یوم الخلاص، ص ۲۳۴ (به نقل از بشاره الاسلام، ص ۲۲۰).
[۶]. مائده، ۵۴٫
[۷]. امام صادق(ع): بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۷۰٫
[۸] . پیامبر اکرم(ص) : یوم‌الخلاص، ص ۲۳۳ (به نقل از بشاره الاسلام، ص ۹).
[۹] . امام امیرالمؤمنین(ع) : یوم الخلاص ص ۲۲۶ (به نقل از بشاره الاسلام، ص ۲۹۷).
[۱۰] . امام سجاد(ع) : احتجاج طبرسی، ج ۲، ص ۳۱۷٫
[۱۱] . امام صادق(ع) : بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۸٫
[۱۲] . امام صادق(ع): بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۸٫
[۱۳] . پیامبر اکرم(ص) : کمال‏الدین، ج ۱، ص ۲۶۸٫
[۱۴] . امام صادق(ع) : بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۸٫
[۱۵] . امام سجاد(ع): کمال‌الدین، ص ۳۲۰٫
[۱۶] . پیامبر اکرم(ص) : بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۴۳ (به نقل از کفایه الاثر، ص ۵۶).
[۱۷]. ینابیع الموده، ج ۳، ص ۱۰۱٫
[۱۸] . مفاتیح الجنان، زیارت حضرت صاحب الامر(عج) ؛ مصباح کفعمی، ص ۴۹۵؛ بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۱۱۸٫
[۱۹] . امیرالمؤمنین(ع): الملاحم و الفتن، ص ۵۲٫
[۲۰] . امام صادق(ع): بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۲۶٫
[۲۱] . دعای قنوت امام عسکری(ع) : صحیفه مهدیه، ص ۱۶۸؛ بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۲۲۳؛ مصباح المتهجد، ص ۱۶۱٫
[۲۲] . امام صادق(ع): غیبت نعمانی، ص ۲۷۳؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۴۳٫
[۲۳] . امام صادق(ع): همان، ج ۵۲، ص ۲۶۹٫
[۲۴] . امام امیرالمومنین(ع): نهج‌البلاغه، خطبه ۱۵۰٫
[۲۵] . مفاتیح الجنان، زیارت حضرت صاحب‌الامر(عج)؛ احتجاج طبرسی، ج ۲، ص ۴۹۴٫
[۲۶] . بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۸۴، (سید بن طاووس به نقل از صحف ادریس).
[۲۷] . امام صادق(ع): غیبت نعمانی، ص ۲۰۰؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۴۰٫
[۲۸] . امام زمان(عج) : احتجاج طبرسی، ج ۲، ص ۵۹۹٫
[۲۹] . امام امیرالمؤمنین(ع): منتخب الاثر، ص ۴۶۹٫
[۳۰] . پیامبر اکرم(ص): الملاحم والفتن، ص ۱۰۸٫
[۳۱] . امام صادق(ع): غیبت نعمانی، ص ۱۲۲؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۵۴٫
[۳۲] . امام صادق(ع): غیبت نعمانی، ص ۸۴؛ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۰۸٫
[۳۳] . امام امیرالمؤمنین(ع): منتخب الاثر، ص ۵۷۰٫
[۳۴]. شوری، ۲۰٫
[۳۵]. کافی، ج ۱، ص ۴۳۵؛ معجم احادیث الامام المهدی(عج)،، ج ۵، ص ۳۹۶٫
[۳۶] . امام صادق(ع): غیبت شیخ طوسی، ص ۵۲٫
[۳۷] . امام امیرالمؤمنین(ع): نهج‌البلاغه، خ ۱۳۸٫
[۳۸] . دعای قنوت امام حسن عسکری(ع): مصباح المتهجد، ص ۱۶۱؛ صحیفه مهدیه، ص ۱۶۸ و ۱۶۹٫
[۳۹] . امام صادق(ع): بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۸٫
[۴۰] . سوره مائده، آیه ۵۴٫
[۴۱] . منتخب الاثر، ص ۴۷۵٫
[۴۲] . امام صادق(ع): غیبت نعمانی، ج ۵۰، ب ۱۴؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۴۳٫
[۴۳]. امام امیرالمؤمنین(ع): منتخب الاثر، ص ۵۸۰٫
[۴۴] . امام امیرالمؤمنین(ع): یوم‌الخلاص، ص ۲۲۴ (به نقل از بشار?‌الاسلام، ص ۲۲۰).
[۴۵] . امام سجاد(ع): یوم‌الخلاص، ص ۲۲۸ (به نقل از بشار?‌الاسلام، ص ۲۴).
[۴۶] . همان.
[۴۷] . سوره مائده، آیه ۵۴٫
[۴۸] . منتخب‌الاثر، ص ۴۷۵٫
[۴۹] . امام صادق(ع): دعای ندبه.
[۵۰] . یونس بن عبدالرحمان: بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۳۳۰٫
[۵۱]. صحیفه مهدیه، ص ۳۱۸، (به نقل از اقبال الاعمال، ص ۴۴۸).
[۵۲]. امام صادق(ع): بحار، ج ۵۲، ص ۱۳۳٫
[۵۳]. امام زمان(ع): کمال‏الدین، ج ۲، ص ۴۸۵٫
[۵۴] . پیامبر اکرم(ص): عقدالدرر، ص ۲۰۴٫
[۵۵] . امام صادق(ع): الملاحم والفتن، ص ۱۳۷٫
[۵۶] . امام رضا(ع): الزام الناصب، ص ۱۰٫
[۵۷] . امام باقر(ع): امالی شیخ طوسی، ص ۲۳۱؛ منتخب الاثر، ج ۳، ص ۲۳۸٫
امام راحل; نیز در نامه‏ای به مرحوم حاج احمدآقا در اهمیت رسیدگی به حال محرومان و مستمندان، چنین سفارش می‏کند: ((‏از امور مهمی که لازم است وصیت نمایم؛ اعانت نمودن به بندگان خدا خصوصاً محرومان و مستمندان که در جامعه‏ها مظلوم و بی‏پناهند. هرچه توان داری در خدمت اینان که بهترین زاد راه توست و از بهترین خدمت‏ها به خدای تعالی و اسلام عزیز است به کار بر و هر چه توانی در خدمت مظلومان و حمایت آنان در مقابل مستکبران و ظالمان کوشش کن.)) (صحیفه امام، ج ۱۶، ص ۲۲۴).
[۵۸] . امام صادق(ع): یوم الخلاص، ص ۲۲۴ (به نقل از بشاره الاسلام، ص ۲۲۰).
[۵۹] . همان.
[۶۰] . بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۸٫
[۶۱] . پیامبر اکرم: کمال‏الدین، ج ۲، ص ۴۰۹؛ وسایل الشیعه، ج ۱۶، ص ۲۴۶؛ مسند احمد، ج ۱، ص ۴۱۶؛ صحیح مسلم، کتاب الاماره، ص۲۲٫ شایان ذکر است که این روایت از احادیث متواتره بین شیعه و اهل سنت است.
[۶۲] . پیامبر اکرم(ص): کمال‏الدین، ج ۲، ص ۴۱۲؛ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۷۳٫
[۶۳] . ینابیع الموده، ج ۲، ص ۱۰۸٫
[۶۴]. اصول کافی، ج ۱، ص ۳۳۷؛ صحیفه مهدیه، ص ۳۵۶؛ مصباح المتهجد، ص ۴۱۱٫
[۶۵]. مفاتیح، زیارت حضرت صاحب الامر(عج) .
[۶۶]. مفاتیح الجنان، دعای عدیله.
[۶۷]. پیشین (رجوع شود به ابتدای مقاله).
[۶۸]. مفاتیح‏الجنان، دعای افتتاح.
[۶۹]. همان.
[۷۰]. امام رضا(ع): صحیفه مهدیه، ص ۳۵۳؛ (به نقل از جمال‏الاسبوع، ص ۳۱۰-۳۱۴).
[۷۱]. صحیفه مهدیه، ص ۵۸۲ (به نقل از المجموع الرائق، ج ۱، ص ۴۵۱).
[۷۲] . سوره قصص، آیه ۵٫
[۷۳] . غیبت شیخ طوسی، ص ۲۹۱ (گفتنی است که این روایت در کمال‌الدین، ج ۲، ص ۴۸۴ و بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۸۱ به این صورت آمده است: ((‏و أنا حجه‌الله علیهم)) و در احتجاج طبرسی، ج ۲، ص ۵۴۳ و وسائل الشیعه، ج ۱۸، ص ۱۰۱ ((‏و انا حجهالله)) آمده است، بدون ((‏علیهم)) و ((‏علیکم))).
[۷۴] . پیامبر اکرم(ص): ینابیع الموده، ج ۳، ص ۹۵ و ۳۷٫
[۷۵] . امام امیرالمؤمنین(ع): غیبت شیخ طوسی، ص ۴۷۶؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۴٫
[۷۶]. پیامبر اکرم(ص): یوم الخلاص، ص ۲۲۳ (به نقل از بشاره الاسلام، ص ۹).
[۷۷]. امام صادق(ع): بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۲۷٫
[۷۸]. امام رضا(ع): بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۵۹٫
[۷۹]. امام صادق(ع): مستدرک الوسایل، ج ۱، ص ۴۷؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۸٫
[۸۰]. مائده، ۵۴٫
[۸۱]. امام صادق(ع): بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۷۰ (به نقل از معانی الاخبار).
[۸۲]. امام صادق(ع): بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۴۶ (به نقل از تفسیر عیاشی).

درباره نویسنده