مقالات

دولت اخلاقی و دکترین مهدویت

دولت اخلاقی و دکترین مهدویت
رحیم کارگر
اشاره:
یکی از مباحث بنیادین در “دکترین مهدویت”، شناخت
خواسته ها، مشکلات و نیازهای واقعی و اساسی انسان ها و یافتن پاسخ و راهکاری مناسب و فراگیر برای حلّ آنها است، یکی از تعالیم و انگاره های مهم در این دکترین، توجّه به دولت مهدوی و محوریت آن در برطرف ساختن دشواری ها و کاستی های زندگی بشری است.
در این راستا روشن شدن ماهیت، هدف و برنامه اصلی و محوری این دولت ـ و به تبع آن شناخت برنامه ها و عملکردهای مختلف و فرعی آن ـ از اهمیت به سزایی برخوردار است. مقاله پیش رو،
عهده دار تبیین بخشی از دکترین مهدویت ـ با توجه به انگاره دولت اخلاقی امام مهدی عجل الله فرجه الشریف ـ است.

پیشگفتار
از دیدگاه شیعه، آینده جهان، بسیار روشن و خوشبینانه است. تاریخ، براى رسیدن به جامعه مطلوب و آرمانى (تحقق یافتنى و حتمى هر چند با طى فراز و نشیب‏ها و کژتابى‏هاى گوناگون) در حرکت است. این مدینه فاضله در زمین به دست حق پرستان و به رهبرى مصلح موعود و با یارى امدادهاى الهى و او اداره آن را در دست خواهد گرفت. این جامعه پایان حرکت تاریخ و آغاز حیاتى متکامل و بدون کاستى و نقص است. سیاست در این جامعه، “فاضله” و “الهى” است و دولت بر اساس نظام امامت شکل مى‏گیرد. مردم – به خصوص مستضعفان و صالحان – نقش اساسى در اداره و کنترل امور دارند و صاحبان زر و زور و تزویر از بین مى‏روند. دور نماى این “جامعه موعود” را این چنین مى‏توان تصویر کرد: دولت مهدوى بر سراسر دنیا سیطره و برترى خواهد داشت و شرق و غرب عالم را فرا خواهد گرفت. حکومت او، بر اساس جهان بینى الهى و آموزه های اسلام خواهد بود. دین مورد قبول خدا (اسلام) و آیین یکتا پرستى و توحید، همگانى شده و معنویت و اخلاق، در همه جا گسترش خواهد یافت. “ولایت و امامت” مهدى مورد پذیرش همه بشر قرار گرفته و آنان طعم خوش عدالت، امنیت و سعادت را خواهند چشید. مردم به کمال نهایى و هدف غایى خود خواهند رسید و روح عبادت و عبودیت بر جوامع حاکم خواهد شد.
ترس و ناامنى از بین رفته و امنیت و آرامش همه جا را فرا خواهد گرفت. فساد، ستم و تباهى از جهان ریشه کن و از قسط و دادگرى آکنده خواهد شد. برکت‏هاى بى‏شمار آسمان، نازل و نعمت‏هاى بى‏کران زمین، آشکار شده و گنجینه‏ها و معادن آن استخراج خواهد شد. علوم، صنعت و فن آورى پیشرفت خارق العاده‏اى یافته و خرد و عقل مردم کامل خواهد شد.
کشورها و شهرها آباد و زمین خرّم خواهد شد. دیگر ویرانى و عقب ماندگى در آن وجود نخواهد داشت. کشاورزى رونق یافته و دشت‏ها و مزارع سرسبز و پر محصول خواهد شد و کشاورزان و دهقانان، از کشت و زرع خود، چند برابر گذشته، محصول درو خواهند کرد. اقتصاد جوامع پیشرفت کرده و ثروت و درآمدها، عادلانه توزیع خواهد شد. فقیران و تهى دستان، غنى و بى نیاز گردیده و بسیارى از امور کشور در دست مستضعفان و صالحان خواهد بود.
علم طب و بهداشت و درمان، رشد یافته و بیمارى‏ها ریشه کن خواهد شد. کارگزاران امور، از افراد با ایمان و کاردان انتخاب شده و آنان خدمت‏گزاران مردم خواهند بود. بشر به آرزوى دیرینه خود مبنى بر حکومتى عادلانه، جامعه‏اى اخلاق‏مدارانه، آیینى خداپرستانه و رفاه و امنیتى جاودانه خواهند رسید.
این “انگاره”، دیدگاه روشن قرآن و آرمان و خواسته اصیل و متکامل اسلام است. این بشارت و وعده حتمى خداوند به یکتاپرستان و حق باوران و هدف و مسیر روشن تاریخ در چشم انداز ادیان الهى است. توضیح و تبیین نظام مند، جامع، فراگیر و واقع گرایانه این اصل و آموزه؛ می تواند ذیل “دکترین مهدویت” صورت گیرد.

دکترین مهدویت و انگاره دولت
“دکترین مهدویت” تصویر و طراحی جامع و فراگیر جامعه موعود و بیان ویژگی‌ها، برنامه‌ها، اهداف، استراتژی، خط مشی‌ها و تعالیم و آموزه‌های گوناگون آن است. گفتنی است: ارائه و طرح نقش جامعه آرمانى، نه مضّر است و نه لغو، مشروط به اینکه داراى سه ویژگى باشد:
یک. کاملاً واقع بینانه باشد و حقایق زیست شناختى، روان شناختى و جامعه شناختى را از نظر دور ندارد.
دو. همراه با ارائه طریق باشد؛ یعنى، فقط جامعه آرمانى را تصویر نکند، بلکه راه روشن رسیدن به آن را نیز نشان دهد.
سه. اهدافى را اعّم از هدف اصلى و نهایى و هدف‏هاى واسط و فرعى براى جامعه آرمانى تعیین کند که داراى مراتب باشد.
این طرح کاملاً واقع بینانه و همراه با ارائه طریق است و تحقق جامعه آرمانى، در متون مذهبى ما پیش‏گویى شده است. آنچه مهم است اینکه بر اساس دکترین مهدویت، بتوان مجموعه این نظام فکری را ـ براساس اصول و بنیان های خاص آن ـ طرّاحی و ارائه کرد. در این راستا بایسته است ابتدا هدف و رویکرد اصلی و بنیادین در اندیشه مهدویت شناسایی شده و متناسب با آن نظام سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ترسیم گردد. هدف اصلى و نهایى جامعه آرمانى اسلام، استکمال حقیقى انسان‏ها است که جز بر اثر خداشناسى، خدا پرستى، اطاعت کامل و دقیق از اوامر و نواهى الهى، کسب رضاى خداوند متعال و تقرب به درگاه او، حاصل شدنى نیست. بر این اساس دکترین مهدویت، باید بر پایه این هدف اصلی ـ و چندین هدف و برنامه فرعی ـ تنظیم و ارائه شود. در واقع در این دکترین باید خواست و نیاز اصلی انسان‌ها، مشخص گردد؛ آن گاه به تبیین رویکرد و برنامه اصلی برای پاسخگویی به این مشکل برآمد. از آنجایی که بیشتر امور سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و … و طراحی و اجرای برنامه ها در دست دولت قرار دارد؛ پس بررسی دولت مهدی و شناخت ماهیت و رویکرد آن امری بایسته و ضروری است.
مهم‏ترین و اساسى‏ترین اقدام امام مهدى عجل الله فرجه الشریف پس از پیروزى و سیطره بر سراسر جهان، تشکیل دولت و به دست گرفتن حکومت و فرمانروایى دنیا است. مردم جهان در عین حال که شاهد نابسامانى، جنگ‏ها، فساد، بى‏عدالتى، ناامنى و الحادگرایى در جهان بوده‏اند؛ دولت‏ها، احزاب و سازمان‏هاى بسیارى را نیز دیده‏اند که مدعى خدمت به جهانیان و ایجاد آرامش، صلح و امنیت و بهبود وضع اقتصادى و فرهنگى و اجتماعى در دنیا بوده‏اند! اما در عمل چیزى جز تباهى و ستم و جنگ مشاهده نکرده‏اند؛ با این حال روزگارى فرا مى‏رسد که معنویت و عدالت، به دست تواناى مرد الهى و در دولت کریمه اهل بیت? برقرار مى‏شود و رفاه، امنیت، عدل و یکتاپرستى در همه جاى عالم گسترش مى‏یابد. روشن است که این تنها با تشکیل دولت و انسجام در امور، به دست مى‏آید. امام باقر در تفسیر آیه ( الذین ان مکناهم فى الارض…( مى‏فرماید:
این آیه در حق آل محمد صلی الله علیه و آله، حضرت مهدى عجل الله فرجه الشریف و یاران او است که خداوند آنها را مالک شرق و غرب جهان نموده، آیین اسلام را پیروز مى‏کند و بدعت‏ها و باطل‏ها را به دست او و یارانش نابود مى‏سازد ـ چنان که [قبلاً] سفیهان حقّ را لگدمال کرده باشند ـ تا اینکه از ستم نشانه‏اى نمى‏ماند.
این دولت بهترین، کامل‏ترین و مردمى‏ترین دولت‏ها ـ پس از نابودى و پایان فرصت دولت‏هاى دیگر ـ خواهد بود. در این زمینه روایتى آمده است:
همانا دولت ما آخرین دولت‏ها است و براى هیچ خاندانى دولتى نیست؛ مگر اینکه قبل از ما حکومت کند؛ تا هنگامى که ما به قدرت رسیدیم کسى نگوید ـ وقتى روش حکومتى ما را دیدند ـ اگر ما نیز به قدرت مى‏رسیدیم، این چنین رفتار مى‏کردیم. و این گفتار خداوند است که: عاقبت براى تقوا پیشگان است.
از بررسى اهداف، کارویژه‏ها وعملکردها، پیامدها، نتایج مثبت، ویژگى‏ها وشاخص‏ها وبرنامه‏هاى دولت مهدى عجل الله فرجه الشریف، به دست مى‏آید که پس از قیام وپیروزى بر گروه باطل ونابودى آنها، ظلم وستم از بین رفته وامنیت برقرار مى‏شود. اما براى تغییر در بینش، روش ومنش ناسالم مردم ـ که سالیان سال با آن خو گرفته‏اند ـ حضرت مهدى عجل الله فرجه الشریف؛ رشد وکمال‏یابى انسان‏ها را سرلوحه برنامه‏هاى خود قرار داده وبر تزکیه نفوس، تتمیم مکارم اخلاقى، دعوت به خیرات عامه وفضایل (عدالت، راستى، قسط، پاکى و…) اقدام خواهد نمود. و این تنها در سایه تشکیل دولت اخلاقی مبتنی بر ساختار امامت امکان پذیر است؛ یعنی، دولتی که رشد اخلاقی و عقلی مردم را هدف اصلی خود قرار داده و آنها را به کمال مطلوب و واقعی می‌رساند.
در نتیجه مردم به آن غایت اصلى وبنیادین خود (عبادت وعبودیت) وتقرّب به خداوند سوق داده مى‏شوند و در پرتو آن، به زدودن رذایل وآراستن فضایل، موفّق خواهند شد. این دولت، سیاست، اجتماع، اقتصاد وفرهنگ را به سمت فضیلت‏هاى اخلاقى و خیرات مى‏کشاند و با پیوند میان سیاست و اخلاق، در تعالى وتکامل اخلاقى و عقلی مردم مى‏کوشد. در این راستا، علم، دانش، صنعت وتکنولوژى در مسیر درست خود قرار مى‏گیرد و رابطه مردم با خدا، با خود، با دیگران و با طبیعت تصحیح مى‏شود و قدرت نیز در خدمت آنان قرار مى‏گیرد. در این عصر سرچشمه اخلاق، دین و وحى الهى و شریعت آسمانى است که تکلیف و وظیفه مردم را به شکل مطلوبى تبیین مى‏کند و… .

دولت اخلاقی
دولت اخلاقى امام مهدى عجل الله فرجه الشریف، بدین معنا است که هم خود جامع تمام فضایل، نیکى‏ها ومحاسن اخلاقى وعقلى است وهم در مقام عمل واجرا، همه آنها را در جامعه محقّق مى‏سازد. هم مدافع وحامى ارزش‏ها وهنجارهاى اخلاقى ودینى است وهم ابزار زندگى صنعتى وعلمى بشر را براى تحقّق کمالات انسانى (عبادت وعبودیت وتقرّب به خدا) به کار مى‏گیرد و جامعه را زنده و انسانیت انسان را احیا مى‏کند. معیار مشترک این دولت در سر تا سر جهان، “رشد اخلاقی و عقلی” مبتنى بر دین و تکامل و تعالى انسان ها و آزادی او است.
دولت اخلاقى امام مهدى عجل الله فرجه الشریف، فقط پیش‏بینى و الگوسازى براى آینده نیست؛ بلکه مدل و الگوى زندگى امروزین نیز مى‏باشد. این ایده، هم نظر به حال دارد وهم نظر به آینده وما مى‏توانیم از الگوهاى اخلاقى ـ دینى آن دولت، براى رفع کاستى‏ها و نابسامانى‏هاى گوناگون جوامع استفاده کنیم و در تربیت و پرورش نفوس از آن بهره بگیریم.
“دولت اخلاقى”؛ یعنى، “دولتى مبتنى بر نظام امامت که جامعه را در تمامى ابعاد وجنبه‏ها، به سمت رشد اخلاقى وکمال مطلوب انسانى، هدایت وراهبرى مى‏کند وباورها ورفتارهاى مردم را اصلاح مى‏نماید و آزادی واقعی آنان را تأمین می کند”. به عبارت دیگر، دولت امام مهدى، وظیفه‏دار تأمین سعادت حقیقى و حداکثر کمال و رشد اخلاقى و عقلی مردم و تربیت و احیاى نفوس مرده است. تا انسان به اوج کمال ذاتى نرسد، محال است به سعادت حقیقى نائل آید وچون تحقّق سعادت حقیقى، تنها در عصر حضرت ولى عصر عجل الله فرجه الشریف امکان‏پذیر است، انسان به یقین به اوج “کمال” خواهد رسید و کمال او عبارت است از: کمال خلقى، عقلى و اجتماعى.
بر این اساس دولت اخلاقى امام مهدى عجل الله فرجه الشریف احیای نفوس، بصیرت بخشی و تأمین معنویت، عقلانیت وعدالت را بر عهده دارد تا جامعه به سمت “تعالى و تکامل”، “تعادل” و “پیشرفت و رفاه” سوق داده شود.
در دولت اخلاقى امام مهدى عجل الله فرجه الشریف همه امور ورهیافت‏ها، فاضله والهى است؛ یعنى، از یک سیاست فاضله شروع وبه یک هدف فاضله (الهى) ختم مى‏شود. این شاخص، در ساختار نظام امامت جاى مى‏گیرد و به غیر از آن امکان تصویر و عملیاتى کردن چنین چیزی وجود ندارد. در این ساخت، “کمال واقعی انسان” (عبادت و عبودیت) در مرکز قرار مى‏گیرد و با کمک و راهنمایى وحى، هدف‏مندى نظام هستى و تجربه بشرى، رابطه انسان با خدا، با خود، با دیگران و حتى با طبیعت اصلاح مى‏شود.
بر اساس این مبنا، دولت اخلاقى، کارآمدى وکارآیى خود را در همه شؤون وابعاد زندگى انسانى، بروز مى‏دهد. در واقع اخلاق متعالى وتصحیح رابطه انسان با همه چیز، باعث تغییر و تکامل رفتار و طرز تلقى و باورهاى او و استفاده درست و بهینه از همه چیز مى‏شود. در دولت اخلاقى، همه چیز بر پایه معنویت و عقلانیت است و برآمد آن، سیاست اخلاقى، اقتصاد اخلاقى، فرهنگ اخلاقى و جامعه اخلاقى است. در نتیجه مردم خود خواهان و عامل عدالت، امنیت، پیشرفت مادی و معنوی، صلح، قسط و… خواهند بود؛ چون به رشد اخلاقی و عقلی و آزادی از قید و بند‌های مادی و ظاهری دست می‌یازند. پس در طراحی دکترین مهدویت
ـ براساس آموزه های دینی ـ باید روشن شود که مشکل و نیاز اصلی بشر چیست؟ آیا عدالت است یا امنیت، پیشرفت، صلح و…؟ اگر خواست اصلی او فراتر از اینها باشد ـ که هست ـ باید چه انگاره ای را بیشتر مورد توجّه قرار داد؟ پاسخ این نوشتار این است که کاستی اصلی زندگی بشر نبود معنویت و بصیرت است و اگر این دو حاصل شود (رشد اخلاقی و عقلی)؛ مشکلات دیگر به راحتی حل می شود.

بایستگی دولت اخلاقی
در عصر ظهور ودوران حاضر، تنها “دولت اخلاقى” مورد نیاز و فایده‏بخش است؛ دولتى که کار ویژه اصلى آن تأمین کمال مطلوب انسانى و رشد و بالندگى فضایل اخلاقى ـ در تمامى شؤون زندگى ـ و فزونی خردورزی است. جامعه‏اى که به شدّت دچار انحراف، فساد، حیرت وسرگردانى، پوچى وبى‏هدفى است و بیشتر اعضاى آن، داراى فساد عقیده، عمل و اخلاق هستند؛ نیاز به دولتى دارد که در رأس آن انسان کامل قرار گرفته ودر صدد تکمیل مکارم اخلاقى واز بین بردن آلودگى‏ها و فسادها و از بین بردن موانع خردورزی و اندیشه است تا بشر به کمال نهایی خود (عبادت و عبودیت) دست یازد.
روایات مختلف در این موضوع ـ به خصوص حدیث “اکمل به اخلاقهم” ـ دلالت بر اهمیت و محوریت اخلاق و کمال یابی واقعی و رشد و بالندگى معنوى و عقلانی انسان‏ها در دولت مهدوى دارد:
امام باقر? مى‏فرماید:
“اذا قام قائمنا، وضع یده على رؤوس العباد فجمع به عقولهم واکمل به اخلاقهم”.
“چون قائم ما قیام کند، دستش را بر سر بندگان مى‏گذارد وعقول آنها را متمرکز ساخته واخلاقشان را به کمال مى‏رساند”.
در روایت دیگرى آمده است:
“اذا قام قائمنا وضع یده على رؤوس العباد فجمع به عقولهم وکملت به احلامهم…”.
“وقتى قائم ما قیام کند، دست [عنایتش] را بر سر بندگان مى‏نهد وبدین وسیله عقل آنها زیاد شده وفهم‏شان بالامى‏رود (کامل مى‏گردد).”
پیامبر صلی الله علیه و آله مى‏فرماید:
“… یملأ قلوب العباد عباده و یسعهم عدله”.
“… دل‏هاى بندگان را پر از عبادت مى‏کند وعدلش فراگیر مى‏شود”.
همچنین:
“… أن یصلح امه بعد فسادها”.
“او این امت را پس از آنکه تباه [و فاسد] شده‏اند، اصلاح مى‏کند”.
بر اساس این روایت اصلاح مردم بعد از فساد اخلاقى آنان وتغییر بنیادین رفتارها، گفتارها وپندارهاى غیر اخلاقى وآلوده آنها، مهم‏ترین ودرخشان‏ترین اقدام دولت امام مهدى عجل الله فرجه الشریف خواهد بود و این احیاگرى و اصلاح و نوسازى معنوى، مطلق و فراگیر است و پس از آن فساد و انحرافى وجود نخواهد داشت و زمین نورانى و پر از صفا و معنویت خواهد شد:
“و تُشرق الارض بنور ربّها”.
“زمین با نور پروردگارش منوّر مى‏شود”.
و “ان قائمنا اذا قام اشرقت الارض بنور ربّها واستغنى الناس”.
“چون قائم ما قیام کند، زمین به نور پروردگارش روشن مى‏گردد ومردم همگى بى‏نیاز شوند”.

دولت اخلاقی و دکترین مهدویت
دولت امام مهدى عجل الله فرجه الشریف، دولتى کمال گرا، احیاگر و فضیلت‏گرا است و آموزه‏هاى بنیادین اسلام بر آن حاکم است. دولتى غیر اقتدارگرا وغیر استبدادى است؛ بلکه رضایت و خشنودی مردم و کمال مادى و معنوى آنان را در اولویت قرار مى‏دهد. تربیت دینى وپروش اخلاقى و رشد فکری و علمی مردم در رأس قرار می گیرد. جهانى و فراگیر است و ارزش‏ها و هنجارهاى اخلاقى را جهانى مى‏کند. نمونه کامل دولت نبوى صلی الله علیه و آله و دولت علوى? است. انسان‏ها را از قید و بندهاى نفسانى و استثمار و استعمار قدرتمندان آزاد مى‏کند. دولت علم و دانش و اندیشه و خردورزى است. پایان بخش دولت‏هاى سکولار و لیبرالیستى و احیاگر دولت دینى است. همه کس وهمه چیز را به کمال نهایى خود مى‏رساند. تحقق آرمان‏هاى بشرى وتشکیل مدینه فاضله اسلامى است.
این دولت سعادت واقعى بشر وخیرات عمومى را تأمین مى‏کند. رابطه انسان را با خدا تصحیح و انسان را به خودشناسى وخودسازى اخلاقى دعوت مى‏کند. اقتدار و نفوذ فراوان و فراگیرى دارد و ریشه ظلم و ستم و فساد را از بین مى‏برد. مبتنى بر برهان و استدلال عقلى، دلایل وحجّت‏هاى دینى و حکمت و دانش است. کامل‏ترین خلافت الهى بر روى زمین بوده و رهبر و پیشواى آن، منصوب از سوى خدا است. با مردم رابطه‏اى دوستانه و ولایت مدارانه دارد و با آنها بر اساس کرامت ذاتى و اخلاق انسانى برخورد مى‏کند. دولتى فراملّى و فرامرزى است و تمامى امکانات منابع و خدمات را در اختیار همگان قرار مى‏دهد. دولتى ظلم ستیز، کفر ستیز و ضد فساد و خشونت است.
دولتى فرهنگى وارزشى است ودر آن علم وهنر ودانش در راستاى تعالى بشر، به کمال مى‏رسد. حامى محرومان، مستضعفان، تهى دستان و صالحان است و ثروت و قدرت و شهرت در آن جایى ندارد. عدالت محور است و در همه زمینه‏هاى قضایى، سیاسى، اجتماعى و اقتصادى عدالت را برقرار مى‏کند. ارشاد، هدایت و امر به معروف را در اولویت قرار مى‏دهد. محصول اندیشه بشرى نیست؛ بلکه پاسخگویى به نیازها، مشکلات، کاستى‏ها و ناراستى‏هاى زندگى است. دولتى کارآمد، کامل، اخلاق محور، و کمال‏گرا است و… .
امام مهدی عجل الله فرجه الشریف در این راستا به عنوان زعیم سیاسى ـ دینى، اختیارات و مسؤولیت‏هاى گسترده‏اى براى مدیریت و هدایت امور گوناگون مردم برعهده دارد و وظایف مختلفى مانند حفظ دین، اصلاح مردم، احیاى سنّت، اقامه حدود، گسترش عدالت، جهاد، عزل و نصب کارگزاران، توزیع بیت المال، تأمین حقوق و… برعهده امام است و او ولایت، اختیارات و شؤون مختلفى دارد. البته همه اینها فرع برکار اصلی آن حضرت (احیا گری) است. کارکردهای مهم دولت مهدوی عبارت است از:

۱٫ کارکرد سیاسی و اجتماعی
وظایف و کارکردهاى سیاسى و اجتماعى دولت مهدوى براى تأمین عدالت فراگیر، اداره سیاسى جهان با تدبّر و عقلانیت، قضاوت و داورى عادلانه، قانون گذارى الهی، تأمین صلح و امنیت و احیاى دین و اصلاح امور است. دولت ایشان در تمامى زمینه‏ها، موفّق و کارآمد بوده و همه امور سیاسى و اجتماعى را تحت پوشش قرار خواهد داد.

۲٫ کارکرد فرهنگی و دینی
کارکرد فرهنگى و دینى دولت ایشان در راستاى تربیت دینى مردم، تتمیم مکارم اخلاقى و زدودن آلودگى‏ها و مفاسد، گسترش و احیاى آموزه‏هاى اسلام، تثبیت آیین توحید و یکتاپرستى، رشد دانش و علم بشرى، شکوفایى افکار و اندیشه‏ها، رشد و ترقى صنعت و
فن آورى و پیشرفت شگفت‏انگیز در زمینه‏هاى ارتباطات، اطلاعات و اختراعات است. البته دولت مهدوى عجل الله فرجه الشریف، بیشترین اهمیت را به برنامه‏هاى فرهنگى ـ دینى داده و در رشد و تعالى اخلاقى انسان‏ها و تزکیه و تهذیب نفوس اهتمام جدّى خواهد داشت.

۳٫ کارکرد اقتصادی و عمرانی
کارکرد اقتصادى و عمرانى دولت مهدوى در جهت استفاده صحیح از موهبت‏هاى طبیعى (گنج‏ها و معادن)، عمران و آبادانى شهرها و کشورها، بى نیازى و استغناى مردم، کمک به بدهکاران و فقیران، توزیع عادلانه امکانات و بیت المال، ایجاد اقتصاد سالم، رونق کشاورزى و دامپرورى و… است. دولت ایشان در زمینه اقتصاد و عمران موفقیت‏هاى کاملى کسب خواهد کرد و در عین حال بر اخلاقى بودن فعالیت‏هاى اقتصادى و استفاده صحیح از طبیعت و گسترش عدالت تأکید خواهد نمود.
دستاورد این دولت عبارت است از: “معنویت، عدالت، عقلانیت و توسعه”. اینها انگاره‏هایى است که دولت مهدوى عجل الله فرجه الشریف در تمامى زمینه‏ها و برطبق شاخص‏ها و معیارهاى ذیل به آنها دست مى‏یابد:
۱٫ بهبود ارتباط فرد با خداى خود؛
۲٫ توجّه به شایستگى‏ها، استعدادها و ارزش‏هاى فردى؛
۳٫ استفاده صحیح از موهبت‏هاى الهى؛
۴٫ روابط دوستانه و صلح‏آمیز با دیگران.
مهم‏ترین دستاوردهاى دولت مهدوى عجل الله فرجه الشریف در عرصه سیاست، استقرار دولت حق و نابودى دولت‏هاى باطل، گسترش عدالت و ایجاد قسط، تثبیت صلح و امنیت جهانى، و رفع اختلاف‏ها و ستیزش‏ها است.
در زمینه فرهنگ و دین نیز رشد و تعالى اخلاقى و معنوى مردم و نورانیت جهان، ترویج فضایل اخلاقى و ریشه کن شدن رذایل، حاکمیت آیین اسلام و توحید و یکتاپرستى، جلب رضایت عمومى، توسعه و پیشرفت علم و دانش و شکوفایى اندیشه و خرد و ایجاد آرامش روحى و روانى و… به دست خواهد آمد.
از نظر اقتصادى و عمرانى نیز بشر شاهد وفور نعمت و برکت، حیات مجدّد و متکامل در روى زمین، رونق کشاورزى و کثرت محصولات، رفاه و آسایش بشرى، عمران و آبادى زمین و… خواهد بود.
بشر پس از قرن‏ها و سال‏ها چشم انتظارى و امید به اصلاح امور و تحقّق بشارت الهى، به سعادت و کمال مطلوب نائل خواهد آمد و در پرتو دولت مهدوى، در تمامى جنبه‏هاى زندگى به رفاه، آسایش، آرامش، صلح و تعالى و تکامل دست خواهد یازید و همه این امور، در جهت رسیدن او به کمال نهایی (عبادت و عبودیت خداوند) خواهد بود.
براین اساس می توان از تعالیم و آموزه های دینی، فلسفی، کلامی، سیاسی، فلسفه تاریخ و در توضیح و تبیین دولت اخلاقی امام مهدی عجل الله فرجه الشریف بهره مند شد و نظریه ای علمی، نظام مند و فراگیر از اندیشه مهدویت ارائه داد.
انگاره های زیر هر کدام متکفّل تبیین و تصویر ابعاد مختلف دکترین مهدویت می باشند:
۱٫ فلسفه تاریخ، برای شناخت هدف و غایت حرکت تاریخ؛
۲٫ فلسفه سیاسی، برای شناخت و معرفی بهترین و بایسته ترین غایت و سامان سیاسی؛
۳٫ کلام سیاسی، برای تبیین آموزه های اعتقادی ـ دینی مهدویت؛
۴٫ علم سیاست، برای شناخت ماهیت دولت و تناسب آن با غایت و هدف بنیادین مهدویت و…
نوشتار حاضر با رهیافت سیاسی و بهره گیری از آموزه های فلسفی و روایی، به تبیین بخشی از دکترین مهدویت پرداخته است. امید است با پذیرش این دیدگاه، ابعاد تکمیلی آن در نوشتارهای دیگر، ارائه شود.
——————
پی نوشت:
۱٫ تفسیر قمی، ج۲، ص۸۷؛ تأویل الآیات، ص۳۳۹٫
۲٫ کتاب الغیبه، ص ۴۷۳؛ الارشاد، ج۲، ص۳۸۵٫
۱٫ سعید بن هبهاللَّه راوندى، الخرائج والجرائح، ج ۲، ص ۸۴۱، ح ۷۱؛ محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۶، ح ۷۱؛ لطف اللَّه صافى گلپایگانى، منتخب الاثر، ص ۴۸۲٫
۲٫ محمّد بن یعقوب کلینى، کافى، ج۱، ص۲۵، ح۱؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثباه الهداه، ج۳، ص۴۹۵٫
۳٫ محمد بن حسن شیخ طوسى، کتاب الغیبه، ص ۱۷۹؛ محمد بن جریر طبرى، دلائل الامامه، ص ۲۵۹؛ محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۷۴، ح ۲۴٫
۴٫ على بن عیسى اربلى، کشف الغمّه، ج ۲، ص ۴۷۳؛ سلیمان قندوزى حنفى، ینابیع المودّه، ج ۲، ص ۵۳۸٫
۱٫ محمد بن على بن بابویه (شیخ صدوق)، کمال الدین، ج ۲، ص ۳۴۵، ح ۳۱؛ على بن عیسى اربلى، کشف الغمه، ج ۲، ص۴۷۳؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص ۳۹۱٫
۲٫ ابى جعفر محمد بن حسن شیخ طوسى، کتاب الغیبه، ص ۴۶۸؛ محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، الارشاد، ج ۲، ص۳۸۱؛ محمد بن جریر طبرى، دلائل الامامه، ص ۲۶۰٫

درباره نویسنده