سرمقاله

مهدویت‌پژوهی؛ ضرورت‌ها و بایسته ها

مهدویت‌پژوهی؛ ضرورت‌ها و بایسته ها
دکتر غلامرضا بهروز لک

پژوهش‌ها و مطالعات دینی، یکی از حوزه­های مطالعاتی عمده و اصلی در طول حیات آدمی بوده است. نقش و جایگاه دین در زندگی انسان‌ها، سبب شده است بشر در طول تاریخ به تأمل جدی در آن بپردازد. میان مطالعات دینی، مطالعات معطوف به آینده جهان و بشر، ویژگی خاصی داشته و همواره شور و اشتیاق بیشتری را برانگیخته است. امید به آینده، همواره برای بشر مطرح بوده و انسان‌ها غالباً در انتظار آینده­ای نیک بوده­اند. آینده درخشان و طلایی، خود از آموزه­های ادیان الهی بوده است.

به رغم چنین دغدغه­ها و گرایش‌هایی به آینده و پیرو آن مطالعات صورت‌گرفته درباره آن، آینده شناسی و گونه­های مختلف آن ـ از جمله مهدویت‌پژوهی ـ به صورت کامل و مبسوط گسترش نیافته است. هنوز ظرفیت‌ها و عرصه­های بسیار زیادی برای مهدویت‌پژوهی و آینده شناسی وجود دارد که ضرورت دارد اندیشوران و محققان حوزه و دانشگاه در باب آن‌ها به تأمل بپردازند.

علاوه بر سطح علمی و حوزوی- دانشگاهی، مباحث مهدویت، میان توده­های مردم نیز جایگاه مهمی یافته است. هر گونه تلاش برای ساماندهی مطالعات و تحقیقات مهدویت ناگزیر ارتباط وثیقی با ساماندهی مباحث مهدویت میان توده­های مردم خواهد یافت. تبیین صحیح فرهنگ و اندیشه­های مهدوی، نیازمند شناسایی روش‌ها و الگوهای مناسب در جامعه می­باشد.

اما مهدویت‌پژوهی اینک در حوزه­های علمیه به تدریج جایگاه جدی­تری می‌یابد. در طول تاریخ اسلام، علما و اندیشمندان بزرگ به تحقیق و مطالعه در باب مهدویت و مسائل مرتبط با آن پرداخته­اند؛ اما در گذشته ـ همانند بسیاری از حوزه‌های مطالعاتی دیگر که امروزه هر کدام به یک شاخه و رشته علمی تبدیل شده­اند ـ منسجم و هماهنگ و گسترده نبوده است. در طول چند دهه اخیر، مطالعات مهدویت‌پژوهی در حوزه­های علمیه به سوی سامان یافتن جدی‌تر حرکت کرده است.

تأسیس رشته تخصصی «امامت و مهدویت» در حوزه علمیه قم، یکی از حرکت‌های بنیادی در این زمینه است. با این حال، هر چند اینک بیش از شش سال است که از تأسیس این رشته گذشته است و فارغ التحصیلان بسیاری از مرکز تخصصی مهدویّت به جامعه علمی- دینی کشور عرضه شده­اند، هنوز لازم است در زیرساخت‌های این رشته مطالعاتی فعالیت‌های علمی جدی صورت پذیرد. این رشته، هنوز در مراحل اولیه شکل‌گیری خود بوده و لازم است در ساماندهی جدی­تر آن، ماهیت علمی مهدویت‌پژوهی، گرایش‌ها و رشته­‌های فرعی آن، روش‌شناسی و فلسفه آن، تأملات جدی‌تری صورت پذیرد. چنین تأملاتی البته همیشه لازم و ضروری است و حتی در رشته­‌های علمی که قدمت زیادی دارند، برای شناسایی راهکار‌های ایجاد تحول و تکامل در آن‌ها، این امر پیوسته صورت گرفته و باید صورت پذیرد.

بحث و گفت‌وگو در باره مطالعات مهدویت – یا آنچه امروزه به مهدویت‌پژوهی رایج شده است – را می­توان به دو گونه اصلی مطالعات درجه اول و مطالعات درجه دوم تقسیم کرد. مطالعات درجه اول مطالعاتی هستند که مستقیماً به بررسی خود موضوع مطالعه مربوط می­شوند. موضوع مهدویت‌پژوهی، باور به مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. هر گونه مطالعه­ای که به این موضوع مربوط شود، مهدویت‌پژوهی قلمداد می­شود. خصلت مطالعات درجه نخست، این است که در صدد کشف، تبیین و یا دفاع از باور به مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند. این مطالعات، خود در قالب گرایش‌های مختلفی طبقه­بندی می­شود. مطالعات کلامی- فلسفی، مطالعات تاریخی، مطالعات اجتماعی، مطالعات تطبیقی و غیره از این قبیل هستند.

برخلاف مطالعات درجه اول، مطالعات درجه دوم در باب مهدویت، مستقیماً به باور به مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مربوط نمی­شوند. این مطالعات، خود مهدویت‌پژوهی را موضوع مطالعه خویش قرار می­دهد و در نتیجه، موضوع آن، خود رشته مهدویت‌پژوهی است. این‌جا محقق از منظری کلان و ناقدانه به مطالعه در باره این رشته علمی می­پردازد. چنین نگاهی از مسائل خاص مهدویت‌پژوهی فراتر رفته و بیشتر به بررسی روش‌های مطالعه، موضوع مهدویت‌پژوهی، اعتبار شیوه­‌های استدلالی، تاریخچه و تحول دانش، اهداف و غایات و در نهایت مبادی آن مربوط می­شود.

در مقایسه مطالعات درجه اول و درجه دوم مهدویت‌پژوهی، باید اذعان کرد غالب مطالعات صورت گرفته در زمینه مهدویت‌پژوهی در گرایش‌ها و حوزه­‌های مختلف آن از دسته نخست بوده است. امروزه، کمتر تحقیق و مطالعه جدی را می­توان در عرصه مطالعات درجه دوم مهدویت‌پژوهی یافت. هر چند این مطالعات کم صورت گرفته است، ضرورت و خلأ آن کاملا ملموس است و لازم است در امتداد گسترش کمی و کیفی این رشته در عرصه مطالعات در جه دوم مهدویت نیز اقدامی جدی صورت پذیرد.

اکنون سعی می­کنیم برخی مسائل جدی مطرح در عرصه مطالعات درجه دوم را به صورت تیتر ارائه کنیم. دو سه مسأله نخست از این مسائل را در میزگرد مهدویت‌پژوهی با حضور اساتید و محققان این عرصه در این شماره به بحث و گفت‌وگو گذاشته­ایم. بدون تردید، این مباحث هنوز مقدماتی بوده و جا برای بحث و بررسی بیشتر وجود دارد. همه محققان و صاحب نظران مطالعات مهدویت‌پژوهی را به تأمل و توجه در این عرصه فرا می­خوانیم. مسائل عمده درجه دوم در مهدویت‌پژوهی عبارتند از:

–         مهدویت‌پژوهی چیست؟ چگونه می­توان آن را تعریف کرد؟

–         آیا مهدویت‌پژوهی رشته علمی مستقل است یا یک حوزه مطالعاتی میان‌رشته­ای؟

–         وجوه تمایز دو نگاه و آثار و فواید چنین تفکیکی در مهدویت‌پژوهی چیست؟

–         موضوع مهدویت‌پژوهی چیست؟

–         ضرورت‌های مهدویت‌پژوهی چیست؟

–         اهداف و غایات مهدویت‌پژوهی کدام است؟

–         پیشینه مطالعات مهدویت‌پژوهی چیست؟ وجوه تحول در آن، چه بوده است؟

–                  مکاتب و رویکرد‌های علمای مختلف به مهدویت‌پژوهی در ادوار مختلف چه بوده است؟

–         گرایش‌ها و عرصه­‌های مطالعاتی مهدویت‌پژوهی چیست؟

–         روش‌شناسی مطالعات مهدویت چگونه است؟ آیا مهدویت‌پژوهی مطالعه­ای تک روشی است یا روش‌های مختلف در آن کاربرد دارد؟

–         جایگاه و اهمیت مهدویت‌پژوهی در مطالعات اسلامی چیست؟

–         آیا مهدویت‌پژوهی، مطالعه­ای صرفا اسلامی است یا برای آن، گونه غیر اسلامی نیز در ادیان و مکاتب دیگر می­توان یافت؟

–         وضعیت کنونی مهدویت‌پژوهی در حوزه­ها و دانشگاه‌ها چگونه است؟

–         وضعیت رشته تخصصی مهدویت در حوزه علمیه قم چگونه بوده و دستاوردها، خلأها و آسیب‌های آن کدام است؟

–         نقش و وظایف نظام اسلامی در ترویج و گسترش مهدویت‌پژوهی در جامعه اسلامی چیست؟

و …….

هر کدام از این مباحث ظرفیت کتابها و تحقیقات مستقلی را دارد. حتی طلاب و دانشجویان مقاطع مختلف تحصیلی می­توانند عناوین رساله­های علمی خویش را در این زمینه انتخاب کرده و به پویایی و بالندگی مطالعات مهدویت‌پژوهی یاری رسانند.

بدون تردید، این شماره فصلنامه، صرفاً دریچه و فتح بابی در مباحث مهدویت بوده است. امیدواریم در شماره­های آینده بتوانیم فضای بحث و نقد و نظر را در این زمینه بیشتر فراهم سازیم.

درباره نویسنده