مقالات

شاخص‌ها و نشانه‌های امامت در مکتب رضوی

شاخص‌ها و نشانه‌های امامت در مکتب رضوی
علی ربانی گلپایگانی *

چکیده

امامت در مکتب رضوی، منزلت بسیار والایی دارد؛ منزلتی که خداوند، آن را پس از مقام نبوت و خُلّت به ابراهیم علیه السلام عطا کرد. امام، خلیفه خدا و رسول خدا است و در فضایل و کمالات، یگانه روزگار خویش است. امام، از علم جامع و کامل برخوردار است؛ علمی که از طریق وراثت از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و از الهام الهی دریافت کرده است و به وسیله آن در پاسخ به هیچ پرسشی فرو نخواهد ماند. امام از ویژگی عصمت برخوردار است و از خطای علمی و معصیت و لغزش عملی مصون است. امام، علاوه بر ولایت تشریعی، ولایت تکوینی نیز دارد و با اذن و مشیت الهی می‌تواند کارهای خارق العاده انجام دهد. راه تعیین و تشخیص امام، نصب و نص الهی و شرعی است؛ زیرا افراد بشر از شناخت مقام و منزلت و صفات امامت ناتوانند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به دستور خداوند امامت را پس از خود به امیرالمؤمنین علیه السلام سپرد و عهد امامت تا قیامت به نسل معصوم او اختصاص یافته است.

کلید واژه‌ها: امام رضا علیه السلام، امامت، شاخص‌های امامت، نشانه‌های امام.

مقدمه

امامت در بینش اسلامی، جایگاه بسیار والایی دارد، پیشوایی که انسان در دنیا برمی­گزیند، مسیر سعادت یا شقاوتِ آخرتی او را مشخص می­کند. بر این اساس است که خداوند فرموده است: روز قیامت، انسان‌ها را به پیشوایانشان فرا می­خوانیم: >یَوْمَ نَدْعُو کُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ< (اسراء: ۷۸) در حدیثی که امام رضا علیه السلام از طریق پدران گرامی‌اش از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده، آمده است:

«روز قیامت، هر گروهی را با امام زمان، کتاب آسمانی و سنت پیامبرشان فرا می­خوانند». (عروسی حویزی، ج۳، ص۱۹۰)

امام در این روایت، به امامِ حق، اختصاص یافته است؛ ولی می­توان گفت این روایت از باب تطبیق امام بر مصداق اصیل آن است، و مفاد آیه، امام باطل را نیز شامل می­شود؛ چنان­که در آیات دیگر قرآن، هم از امامان حق یاد شده است: >وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا< (انبیاء:۷۳) و هم از امامان باطل: >فَقَاتِلُوا أَئِمَّهَ الْکُفْرِ< (توبه:۱۲)

امامت در بینش اسلامی از چنان جایگاه بلندی برخوردار است که در حدیث نبوی مشهور و متواتر آمده است: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه.»[۲] تا آنجا که در برخی کتاب‌های کلامی اهل سنت به صورت ارسال مسلّم تلقی شده است.[۳]

امیرالمؤمنین علیه السلام امامان حق را مدبران خلق و ناظران و پیشوایان مردم دانسته است که معرفت و تصدیق آنان سبب رستگاری و راه­یابی به بهشت و نشناختن و تکذیب آنان سبب گمراهی و سقوط در دوزخ خواهد بود.[۴]

ابن ابی الحدید این سخن امیرالمؤمنین علیه السلام را ناظر به آیه >یَوْمَ نَدْعُو کُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ< (اسراء:۷۱) دانسته است.[۵]

در روایات اهل بیت علیهم السلام امامت؛ کلید فرائض اسلامی دانسته شده و تأکید شده است که جایگاه آن از دیگر فرائض اسلامی مانند نماز، زکات، حج و روزه بالاتر است.[۶]

امام رضا علیه السلام امامت را خلافت خدا و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، زمام دین و نظام مسلمانان، صلاح دنیا و عزت مؤمنان دانسته و امام را چونان خورشید تابانی توصیف کرده است که بر بلندای افق می­درخشد و همگان از نور و گرمی آن بهره­ می­برند؛ ولی دست آنان به آن نمی­رسد، و حتی دیدگانشان توان نگریستن به آن را ندارد.[۷]

همه مذاهب اسلامی به اهمیت و ضرورت امامت اذعان می‌کنند، ولی نگرش شیعه به آن استوارتر است؛ زیرا دیگران امامت را از فروع دانسته­اند؛ اما شیعه امامت را از اصول دین می­داند.[۸] نگرش برجسته و استوار شیعه به امامت از فهم درست آنان از آیات قرآن، و در پرتو رهنمودهای امامان معصوم اهل­بیت علیهم السلام نشأت گرفته است.

مذاهب اسلامی در اینکه امامت رهبری عمومی دنیایی و دنیوی مردم به جانشینی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است، اتفاق نظر دارند؛ ولی درباره صفات امام و شاخص­ها و وظایف و شؤون امامت، متفق القول نیستند. شیعه امامیه در این باره دیدگاه ویژه­ای دارد که آن را از دیگر مذاهب اسلامی، ممتاز می­کند.

علم کامل و جامع به معارف و احکام دینی، عصمت، توانایی انجام کارهای خارق‌العاده و منصوب و منصوص بودن امام، مهم­ترین شاخص­های امامت شیعی است. این شاخص­ها در احادیث اهل بیت علیهم السلام بیان شده است و ما در این نوشتار برآنیم که شاخص­های امامت را که در احادیث امام رضا علیه السلام آمده است، نقل وتبیین کنیم. [۹]

علم امام

در روایات امام رضا علیه السلام درباره علم امام دو نکته جلب توجه می­کند؛ یکی منشأ علم امام، و دیگری قلمرو علم امام که به بررسی این دو می­پردازیم:

الف. منشأ علم امام

روشن است که امام در مسایل عادی زندگی، از قوای ادراکی حسی و عقلی خود بهره می­گیرد؛ ولی خاستگاه علم جامع و کامل او به معارف و احکام دینی و نیز حوادث گذشته و آینده و امور غیر عادی، اسباب عادی معرفت نیست؛ بلکه او از علم افاضی و لدنی برخودار است؛ چنان­که از طریق وراثت از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نیز از سرچشمه علوم نبوی بهره­مند می­باشد.

إن الأنبیاء و الأئمه علیهم السلام یوفقهم الله و یؤتیهم من مخزون علمه و حِکَمه ما لایؤتیه غیرهم، فیکون علمهم فوق علم أهل الزمان. (کلینی، ۱۳۳۸ق: ج۱، ص۱۵۷)

پیامبران و امامان علیهم السلام از توفیق ویژه الهی برخوردارند و خداوند از علم و حکمت مخزون خود چیزی را به آنان عطا می­کند که به دیگران عطا نمی­کند؛ در نتیجه، علم آنان از علم مردم عصرشان برتر است.

انّ العبد إذا اختاره الله عزوجل لأمور عباده شرح الله صدره لذلک و أودع قلبه ینابیع الحکمه وألهمه العلم إلهاما، فلم یعی بعده بجواب و لایحیر فیه عن الصواب؛ (کلینی، همان؛ صدوق، ۱۴۰۰ق: ص۵۴۰) هنگامی که خداوند بزرگ، بنده خود را برای رهبری بندگانش برمی‌گزیند، به او شرح صدر می­دهد و سرچشمه­های حکمت را در قلبش جاری می­سازد، و علم را به او الهام می­کند، در نتیجه او از پاسخ به هیچ پرسشی در نمی­ماند و از راه درست منحرف نمی­شود.

در روایت دیگری چند منبع دیگر، برای علم امام بیان شده است:

۱٫ صحیفه­ای که در آن، نام شیعیان و دشمنان اهل­بیت علیهم السلام تا قیامت در آن ثبت شده است؛

۲٫ جامعه و آن صحیفه­ای است که طول آن، هفتاد ذرع است و همه آنچه مردم ]در زمینه احکام دینی[ به آن نیاز دارند، در آن گرد آمده است؛

۳٫ جفر اکبر و اصغر[۱۰] و نوشته‌ای که همه علوم ]احکام شرعی[ در‌ آن جای دارد؛ حتی جریمه خراشی که به بدن کسی وارد شود و جرمی که مجازات آن یک تازیانه یا نصف آن است؛[۱۱]

۴٫ مصحف فاطمه علیها السلام و آن کتابی است مشتمل بر علوم و اخباری که جبرئیل علیه السلام بر حضرت زهرا علیه السلام الهام کرده و به دست علی امیرالمؤمنین علیه السلام نوشته شده است و یکی از منابع علوم ائمه علیهم السلام می­باشد.[۱۲]

۵٫ وراثت از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم: امام رضا علیه السلام در روایت دیگری وراثت از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را نیز از منابع علم امامان دانسته و فرموده است:

و کل ما أخبر به من الحوادث التی تحدث قبل کونها فذلک بعهد معهود إلیه من رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و یکون ذلک مما عهد إلیه جبرئیل علیه السلام من علّام الغیوب عزّوجل؛ (صدوق، بی­تا: ج۱، ص۲۱۴)

حوادثی را که امام، قبل از آنکه واقع می‌شوند، می‌داند، براساس عهدی است که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به ارث برده است و جبرئیل از سوی خداوند بزرگ به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم سپرده است.

این مطلب که وراثت از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم یکی از منابع علم امامان علیهم السلام بوده است، در روایات بسیاری بیان شده است.[۱۳] مقصود از علم وراثتی امامان علیهم السلام از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ـ به ویژه در احکام دین ـ همان کتاب امیرالمؤمنین علیه السلام است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بر آن حضرت املا کرده و او آن را نوشته است و نزد امامان اهل بیت علیهم السلام می‌باشد؛ زیرا در روایات، امیرالمؤمنین علیه السلام بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم عطف شده و گفته شده است: امامان معصوم علم خویش را از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امیرالمؤمنین علیه السلام به ارث برده­اند.

ب. قلمرو علم امام

در احادیثی که از امام رضا علیه السلام روایت شده ـ همانند روایات دیگر امامان معصوم علیهم السلامـ علم امام، دارای قلمرو گسترده­ای معرفی شده است و معارف و احکام دینی، حقایق و حوادث طبیعی و تاریخی، سیاست و رهبری جامعه بشری، نسب و ایمان و نفاق افراد، لغت و زبان‌های گوناگون را شامل می­شود. گستردگی علم امام از روایاتی که درباره­ منشأ و سرچشمه علم امام نقل کردیم به دست می­آید؛ زیرا تفاصیل احکام دینی در کتاب امیرالمؤمنین علیه السلام که یکی از منابع مهم علوم ائمه علیهم السلام است بیان شده است. چنان­که حوادث و اخبار گذشته و آینده نیز در مصحف فاطمه علیها السلام و کتاب‌های دیگری که نزد امامان علیهم السلام است، ثبت شده است. علاوه بر آن، آنان از علم لدنی و الهامی نیز برخوردار بوده­اند. این عبارت امام رضا علیه السلام که فرموده است: «وقتی خداوند فردی را به رهبری مردم برمی­گزیند، به او شرح صدر می­دهد و سرچشمه­های حکمت را در قلب او جاری می­سازد، و علم و معرفت را به او الهام می­کند» (کلینی، همان). به روشنی بر قلمرو گسترده‌ علم امام، دلالت می‌کند.

طبق روایتی دیگر از امام رضا علیه السلام امامان اهل­بیت علیهم السلام از حوادث و رخدادها و ایمان و نفاق افراد آگاهند، و همه شیعیان خود را می­شناسند.[۱۴]

امام هشتم علیه السلام در روایت دیگری فرموده است: «اعمال شیعیان در هر شب و روز بر امام علیه السلام عرضه می‌شود، آن‌گاه به آیه >و قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله و المؤمنون< (توبه:۱۰۶) استشهاد کرد به این بیان که مقصود از «مؤمنون» در این آیه، امامان اهل­بیت علیهم السلام است. [۱۵]

ابوالصلت هروی گفته است:

امام رضا علیه السلام با اصناف مختلف مردم با زبان مخصوص آنان سخن می‌گفت. سوگند به خدا! او در هر زبان از دیگران فصیح­تر سخن می­گفت.

روزی به آن حضرت گفتم: «ای فرزند رسول خدا! من از آگاهی شما به زبان‌ها در شگفتم». امام علیه السلام فرمود: «ای اباصلت! من حجت خدا بر خلق او هستم، و خداوند کسی را که زبان قومی را نمی­داند، حجت خود بر آنان قرار نمی‌دهد». (صدوق، همان: ج۲، ص۲۲۸)

امام رضا علیه السلام درباره علم امام در حوزه رهبری سیاسی جامعه فرموده است:

الامام مضطلع بالإمامه، عالم بالسیاسه؛ (کلینی، همان)

امام در امر رهبری، توانمند و به سیاست و تدبیر امور، جامعه آگاه است.

یادآور می­شویم مناظره­های امام رضا علیه السلام با عالمان ادیان و مذاهب گوناگون و غلبه بر آنان، دلیل تاریخی روشنی بر علم گسترده امام علیه السلام از یک سو، و ضرورت علم جامع و کامل امام به مسایل مربوط به معارف و عقاید دینی از سوی دیگر می­باشد.

نکته شایان ذکر در ارتباط با علم امام، اینکه از روایات به دست می­آید که علم امام به مسایل و امور گوناگون، تابع مشیت و اراده او است؛ یعنی مشیت حکیمانه الهی چنین اقتضا کرده است که اگر امام اراده کند که از چیزی آگاه شود، آگاهی به آن چیز، بی‌درنگ برای امام حاصل خواهد شد. امام صادق علیه السلام فرموده است:

هنگامی که امام اراده کند که چیزی را بداند، خداوند، او را از آن چیز آگاه خواهد کرد. (مجلسی، ۱۳۸۸ق: ج۲۶، ص۵۷) از این روایت، سه نکته به دست می‌آید:

الف. گستردگی علم امام و این که او می‌تواند از هر چیزی که بخواهد، آگاه شود؛

ب. علم امام، اکتسابی نیست؛ بلکه افاضی و لدنی است.

ج. علم امام، بالذات نیست؛ بلکه بالغیر است؛ بدین سبب است که در روایات، علم غیب از امام نفی شده است. مقصود از علم غیب در این روایات، علم بالذات است که به خداوند اختصاص دارد.

وقتی از امام صادق علیه السلام سؤال شد: «آیا امام علم غیب دارد؟»، فرمود: «نه؛ ولی اگر اراده کند که چیزی را بداند، خدا او را از آن، آگاه خواهد کرد». (مجلسی، همان)

عصمت امام

یکی از بایستگی‌های امام از دیدگاه شیعه امامیه، عصمت امام از خطا و گناه است. شیخ مفید۱ در این باره گفته است:

امامانی که در اجرای احکام و اقامه حدود الهی و حفظ شرایع و تربیت بشر، جانشینان پیامبرانند، همانند پیامبران، معصومند و صدور گناه صغیره نیز از آنان روا نیست. آنان در مسایل مربوط به دین و احکام الهی، دچار سهو و نسیان نخواهند شد. این مطلب، مورد قبول همه امامیه است. (حلی، ۱۴۱۴: ص۱۶۴)

متکلمان شیعه برای لزوم عصمت امام، دلایل عقلی و نقلی بسیاری آورده‌اند.[۱۶] عصمت، در جایگاه یکی از شاخص‌های مهم امامت در روایات امامان اهل بیت علیهم السلام نیز مورد تأکید واقع شده است. اکنون این مسأله را در پرتو روایات امام رضا علیه السلام بررسی می‌کنیم:

۱٫ امام رضا علیه السلام در این باره، به آیه >لاَیَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ< (بقره: ۱۲۴) استناد کرده و فرموده است:

این آیه، امامت هر فرد ظالمی را تا روز قیامت، باطل کرده و آن را مخصوص برگزیدگان قرار داده است؛ چنان‌که خداوند به حضرت ابراهیم علیه السلام اکرام کرده، امامت را در پاکان از ذریه او قرار داده است:

>وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ کُلاًّ هَدَیْنَا وَنُوحًا هَدَیْنَا مِن قَبْلُ وَمِن ذُرِّیَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَیْمَانَ وَأَیُّوبَ وَیُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَکَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ وَزَکَرِیَّا وَیَحْیَى وَعِیسَى وَإِلْیَاسَ کُلٌّ مِّنَ الصَّالِحِینَ< (انعام:۸۴)؛ امامت در ذریه ابراهیم ادامه یافت، تا به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم رسید و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به دستور خداوند، آن را به علی علیه السلام سپرد و پس از او در برگزیدگان از ذریه او استقرار و استمرار یافت (کلینی، همان: ص۱۵۵).

مفاد >لاَ یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ< این است که اگر عنوان ظالم در لحظه‌ای از زندگی فردی بر او منطبق شود، شایستگی بهره‌مندی از این عهد الهی (امامت) را نخواهد داشت. از سوی دیگر، کسی که مرتکب گناه شود، ظالم خواهد بود. >وَمَن یَتَعَدَّ حُدُودَ اللّهِ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ< (بقره: ۲۲۹). بنابراین، فقط کسانی شایستگی برخورداری از عهد امامت را دارند که در حال زندگی خود در آشکار و نهان، مرتکب گناه نشوند. چنین فردی، معصوم خواهد بود.

۲٫ امام رضا علیه السلام در کلام دیگری فرموده است:

کسی که از سوی خدا برای هدایت و رهبری مردم برگزیده شود معصوم، موید، موفق و مسدد است و از خطا و لغزش در امان است. بدین جهت خداوند او را از ویژگی عصمت برخوردار ساخته تا حجت الهی بر مردم باشد. (کلینی، همان: ص۱۵۷).

۳٫ در فراز دیگری از کلام امام رضا علیه السلام درباره اوصاف امام آمده است: «الإمام المطهّر من الذنوب المبرّأ من العیوب»؛ (کلینی، همان: ص۱۵۶)

امام از گناهان، پاک و از عیوب جسمانی و روحی، پیراسته است.

پاسخ به یک اشکال

اشکالی که معمولاً درباره عصمت امامان علیهم السلام مطرح می‌شود، این است که در دعاهای رسیده از پیشوایان، آنان به خطا و گناه خود اعتراف کرده و از خداوند متعال، آمرزش و بخشش طلب کرده‌اند.

پاسخ اشکال یاد شده، این است که معنای خطا و گناه نسبت به مقام و منزلت افراد، متفاوت است. گنه‌کاری افراد عادی به این است که در انجام واجبات و ترک محرمات دینی، خطا کرده‌اند. گنهکاری نسبت به افراد پرهیزگاری که سالها در تهذیب نفس خود کوشیده‌اند، این است که در انجام مستحبات یا ترک مکروهات، کوتاهی کرده‌اند. چه بسا پرهیزگارانی یافت می‌شوند که حتی به مستحبات و مکروهات نیز کاملاً پایبندند؛ اما در بهره‌گیری از مباحات از یاد خدا غفلت می‌کنند. این افراد، همین مقدار غفلت را نیز برای خود گناه می‌شمارند و به سبب آن، از خدا مغفرت و بخشش طلب می‌کنند. بالاترین افراد، کسانی‌اند که در این مرحله، دچار غفلت نمی‌شوند؛ اما اشتغالات فردی یا اجتماعی خود را که به صورت طبیعی، مانع از جذبه عارفانه هنگام عبادت است، نوعی حرمان و جدا افتادگی از معبود می‌شمارند و هنگام دعا و عبادت، اشک فراق می‌ریزند و می‌گویند:«هبنی صبرت علی عذابک فکیف أصبر علی فراقک».

این، عالی‌ترین درجه بندگی است که انسان در حالی که از هرگونه خطا، گناه و غفلتی در ساحت بندگی خدا پیراسته است، به فقر ذاتی و کاستی عبادت و اطاعت خود برابر کمال و جمال مطلق خدا توجه کرده، اظهار شرمندگی و سرافکندگی می‌کند و بی‌تاب و بی‌قرار می‌شود و چه بسا از خود بی‌خود می‌شود.[۱۷]

افضلیت امام

از دیدگاه شیعه امامیه، افضلیت، یکی از شاخص‌های امامت است. منظور از افضلیت در باب امامت، این است که امام در صفاتی که برای امامت لازم است ـ مانند علم، تقوا، عبادت، شجاعت، سخاوت، استقامت، حکمت و درایت ـ بر دیگری برتری داشته باشد؛ زیرا اگر در صفات یاد شده با آنان برابر باشد، امامت او، مصداق ترجیح بدون مرجح است که از نظر عقل، قبیح است و اگر در صفات مزبور، از آنان پایین تر باشد، تقدیم مرجوح بر راجح و مفضول بر فاضل لازم خواهد آمد که آن نیز به حکم عقل و شرع، قبیح است. و چون خداوند از هر گونه فعل ناروایی پیراسته است، دو گزینه مزبور، مورد رضایت و مشیت خداوند نیست و تنها فرض صحیح، این است که امام در صفات امامت، بر دیگران برتر باشد.

آیه کریمه >أَفَمَن یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن یُتَّبَعَ أَمَّن لاَّ یَهِدِّیَ إِلاَّ أَن یُهْدَى فَمَا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ< (یونس: ۳۵) نیز به این مطلب اشاره دارد.

امام رضا علیه السلام در باره برتری امام بر دیگران فرموده است:

الإمام واحد دهره، لایدانیه أحد و لایعادله عالم و لایوجد منه بدل و لا له مثل و لا نظیر؛ امام، یگانه روزگار خویش است؛ کسی در مقام، هم‌سنگ او نیست و همانندی ندارد. (کلینی، همان: ص۱۵۶)

آن حضرت در حدیث دیگری که نشانه‌های امام را بیان کرده، برتری در صفات ذیل را از نشانه‌های امام برشمرده است:

۱٫ أعلم الناس (داناترین مردم)؛

۲٫ أحکم الناس (حکیم ترین مردم)؛

۳٫ أتقی الناس (باتقواترین افراد)؛

۴٫ أحلم الناس (بردبار ترین افراد)؛

۵٫ أشجع الناس (شجاع ترین مردم)؛

۶٫ أسخی الناس (باسخاوت ترین مردم)؛

۷٫ أعبدالناس (عابد ترین مردم)؛

۸٫ أولی بالناس منهم بأنفسهم (سزاوارتر از مردم نسبت به خودشان است)؛

۹٫ أشفق علیهم من آبائهم و أمهاتهم (مهربان تر از پدر و مادر افراد نسبت به آنان)؛

۱۰٫ أشد الناس تواضعاً لله عزوجل (متواضع ترین افراد برابر خداوند)؛

۱۱٫ آخذالناس بما یأمره به، فرمان پذیر تر از همه در آنچه که به آن فرمان می‌دهد)؛

۱۲٫ أکف الناس عما ینهی عنه (خویشتن­دارترین مردم در اجتناب از آنچه از آن نهی می‌کند). (صدوق، بی‌تا، ج۱، ص۲۱۳)

استجابت دعا

یکی از شاخص‌های امامت از دیدگاه شیعه امامیه، توانایی بر انجام کارهای خارق العاده است؛ زیرا چه بسا اثبات حقانیت او در ادعای امامت بر انجام آن، متوقف شود.[۱۸] یا برای دفاع از کیان اسلام و امت اسلامی یا هدایت افراد در شرایطی خاص، انجام کاری خارق العاده ضرورت یابد.

معجزه، کار خارق العاده‌ای است که با عنایت و لطف خاص خداوند از کسی صادر می‌شود، تا دلیل بر صدق ادعای او در نبوت یا امامت باشد. مستجاب الدعوه بودن، از این گونه خوارق عادات است.

امام رضا علیه السلام آن جا که ویژگی‌های امام را بر شمرده است، مستجاب الدعوه بودن را از آن جمله دانسته و فرموده است:

ویکون دعاؤه مستجاباً حتی أنه لو دعا علی صخره لانشقت بنصفین؛

دعای امام، مستجاب است؛ حتی اگر بر شکافتن سنگ بزرگی دعا کند، دو نیم خواهد شد (صدوق، همان، ج۱، ص۲۱۳).

در حدیث دیگری فرموده است:

امام را با دو نشانه می‌توان شناخت: علم و استجابت دعا. (صدوق، همان: ص۲۱۴).

تأیید روح القدس

در احادیث بسیاری که از امامان اهل بیت علیهم السلام روایت شده، آمده است که روح القدس، موجودی است بزرگ تر از جبرئیل و میکائیل که با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم همراه بود و او را تایید و تسدید می‌کرد. پس از آن که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از دنیا رفت، آن روح الهی با امامان معصوم علیهم السلام همراه بوده و آنان را تأیید و تسدید می‌کرده است.[۱۹]

تعدادی از این احادیث در تفسیر آیه > وَکَذَلِکَ أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا<‌ (شوری: ۵۲) روایت شده است.

در جلسه‌ای که امام رضا علیه السلام حضور داشت و مأمون و گروهی از فقها و متکلمان نیز شرکت داشتند، از امام علیه السلام در باب امامت و ویژگی‌های امامان اهل بیت علیهم السلام پرسش هایی مطرح شد و امام علیه السلام به آن‌ها پاسخ داد. مأمون از امام رضا علیه السلام خواست تا درباره فضایلی که خداوند به اهل بیت علیهم السلام اعطا کرده است، مطالب بیشتری بیان کند. امام علیه السلام فرمود:

خداوند بزرگ، ما را به واسطه روحی مقدس و مطهر از جانب خود تأیید کرده است. این روح الهی، قبل از این با کسی غیر از پیامبر نبوده و او با امامان اهل بیت همراه است و درباره آنان، نقش تسدیدی و توفیقی ایفا می‌کند. (صدوق، همان: ص۲۰۰)

این مضمون در حدیث دیگری نیز از آن حضرت روایت شده است.[۲۰]

محدَّث بودن امام

یکی از ویژگی‌های امام در کلام امام رضا علیه السلام محدَّث بودن است. «و یکون محدَّثًا» (صدوق، همان). در حدیث دیگری فرموده است:

الأئمه علماء حلماء صادقون مفهّمون محدَّثون. (مجلسی: ج۲۶، ص۶۶)

امامان، عالمان، بردباران، راستگویان و برخوردار از تفهیم و گفت و گوی الهی‌اند.

مقصود از مُفهَّم و مُحَدَّث، کسی است که فرشتگان با او سخن می‌گویند و مطالبی را از جانب خداوند به او الهام می‌کنند. از امام باقر علیه السلام سؤال شد چه کسی با امام گفت و گو می‌کند؟ امام علیه السلام فرمود: فرشته. (مجلسی، همان: ص۷۰). محدث با رسول و نبی، در شنیدن صدای فرشته، یکسان است؛ ولی در دیدن فرشته با آنان تفاوت دارد؛ زیرا رسول، هم درخواب و هم در بیداری فرشته را می‌بیند و نبی فقط در خواب فرشته را می‌بیند؛ ولی محدث، فقط صدای فرشته را می‌شنود، ولی او را نه در خواب و نه در بیداری نمی‌بیند.[۲۱]

در روایات دیگر، آمده است که امام و محدث نیز چه بسا تمثل بشری فرشته را در خواب یا بیداری می‌بیند؛ چنان‌که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به امیر‌المؤمنین علیه السلام فرموده است: «انّک تسمع ما أسمع و تری ما أری، و لکنّک لَسْتَ بنَبیّ؛ تو آنچه را من می‌شنوم می‌شنوی و آنچه را من می‌بینم می‌بینی، لیکن تو پیامبر نیستی. (نهج‌البلاغه، خ۱۹۲) بر این اساس، مقصود از روایات پیشین، این است که هرگاه فرشته مطلبی را که مربوط به احکام دینی است به امام یا محدَّث، الهام می‌کند، امام و محدِّث، تمثل[۲۲] بشری او را مشاهده نمی‌کند و روایات دسته دوم، مربوط به موارد دیگری است.

سلاح پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

در احادیث بسیاری از معصومان علیهم السلام روایت شده که یکی از نشانه‌های امامت، این است که سلاح مخصوص پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نزد امام می‌باشد. این سلاح، پس از پیامبر نزد امیرالمومنین علیه السلام بود و پس از وی امامان دیگر یکی پس از دیگری آن را از آن حضرت به ارث بردند. در روایات، سلاح پیامبر در امت اسلامی با تابوت در قوم موسی مقایسه شده است. تابوت در قوم موسی علیه السلام نشانه رهبری الهی بود و سلاح پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیز در امت اسلامی نشانه رهبری الهی است.[۲۳]

امام رضا علیه السلام آنجا که نشانه‌های امام را بیان کرده، یکی از آن‌ها را این دانسته است که سلاح پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نزد او است:

یکون عنده سلاح رسول الله (صدوق، همان: ص۲۱۳)؛

در حدیث دیگری فرموده است:

سلاح پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در میان امت اسلامی همانند تابوت در بنی اسرائیل است. هر جا سلاح باشد، امامت آنجا است. (مجلسی، همان: ج۲۶، ص۲۰۳)

این مضمون، در حدیث دیگری از آن حضرت نیز وارد شده است.[۲۴]

امامت و نص

یکی از شاخصه‌های مهم امامت در مذهب شیعه امامیه، این است که تعیین و تشخیص امام، شرعی است. متکلمان امامیه بر این مطلب، دلایل بسیاری اقامه کرده‌اند.[۲۵] مهم ترین دلیل، آن است که برخی از صفات امام مانند عصمت و علم جامع و کامل به غیر از طریق نص شرعی اعم از قولی و فعلی ـ ممکن نیست. بر این مطلب، در روایات معصومان علیهم السلام تأکید شده است. در حدیثی از امام سجاد علیه السلام روایت شده که فرمود:

امام باید معصوم باشد و چون عصمت، صفت ظاهری نیست که برای مردم قابل شناخت باشد، امام باید منصوص باشد. (صدوق، ص۱۳۲)

امام رضا علیه السلام در حدیث مفصلی که درباره جایگاه، صفات، ویژگی‌ها و شؤون امامت، بیان کرده است بر این که راه تعیین و تشخیص امام، نصب و نص شرعی است، تأکید کرده است:

آیا مردم، قدر امامت و جایگاه آن را می‌شناسند، تا بتوانند او را انتخاب کنند؟ قدر امامت، أجل و شأن آن، عظیم‌تر و مکانت آن، برتر و ژرفای آن، بیشتر از آن است که عقول مردم به آن راه یابد و با رأی و اختیار خویش بتوانند آن را برگزینند. امامت، مقامی است که خداوند پس از مقام نبوت و خُلّت به ابراهیم اعطا کرده است و پس از آن که ابراهیم آن را برای ذریه اش خواست، خداوند به او فرمود «که ستمکاران از ذریه اش از آن بهره‌ای نخواهند داشت. بر این اساس، امامت به پاکان و برگزیدگان اختصاص یافت و در ذریه ابراهیم استمرار یافت، تا به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم رسید و آن حضرت به فرمان الهی آن را به امیرالمؤمنین علیه السلام سپرد و تا قیامت به فرزندان معصوم آن حضرت اختصاص دارد….

امام، امین خدا در زمین و حجت خدا بربندگان خدا و خلیفه خدا در سرزمین‌های خدا است؛ مردم را به خدا دعوت می‌کند و از حرم الهی دفاع می‌کند.

امام، پاک از گناهان و پیراسته از معایب است.

امام، یگانه روزگار خویش است و کسی همتای او نیست. او همه فضایل را دارا است؛ فضایلی که خداوند به او عطا کرده است.

پس چه کسی امام را می‌شناسد و می‌تواند او را انتخاب کند؟! هیهات! اندیشه‌ها از درک مقام امام فرو مانده و خطیبان و شاعران، توان توصیف مقام او را ندارند؛ پس چگونه می‌توانند امام را برگزینند؟

آنان که خود به انتخاب امام روی آورده‌اند، دچار گمراهی شدند و در دام مکر شیطان افتادند. آنان انتخاب خدا و رسولش را رها کرده، به انتخاب خود روی آوردند، در حالی که قرآن روش آنان را تخطئه کرده، می‌فرماید:

>وَرَبُّکَ یَخْلُقُ مَا یَشَاء وَیَخْتَارُ مَا کَانَ لَهُمُ الْخِیَرَهُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا یُشْرِکُونَ< (قصص: ۶۸)؛ پروردگارت آن چه را بخواهد، می‌‎آفریند و آنچه را بخواهد، بر می‌گزیند. آنان در این باره اختیاری ندارند. خدا از شریکانی که برای او پنداشتند، پیراسته است.

نیز خداوند فرموده است:

>و ما کان لمؤمن و لا مؤمنه إذا قضی الله و رسوله أمراً أن یکون لهم الخیره من أمرهم< (احزاب: ۳۶)؛

هنگامی که خدا و رسولش درباره امری حکم و داوری کردند، برای هیچ مرد و زن با ایمانی، در آن باره اختیاری وجود ندارد. ]= باید تسلیم حکم خدا و رسول خدا باشند[.(کلینی، همان: ص۱۵۴-۱۵۶)

نتیجه

امامت مقام و منصبی الهی است که جز انسان‌های برگزیده‌ای که از ویژگی عصمت و علم جامع و کامل به دین و آیین رهبری برخوردارند، شایسته آن نخواهند بود. آنان امامان دوازدهگانه شیعه امامیه‌اند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به دستور خدای سبحان به امت اسلامی معرفی کرده است.
منابع:

۱٫       ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبه الله، شرح نهج البلاغه، بیروت، دارالسیاقه للعلوم، ۱۴۲۱ق.

۲٫       احمد بن محمد بن حنبل، المسند، قاهره، دارالحدیث، ۱۴۱۶ق.

۳٫       امینی، عبدالحسین، الغدیر، قم، مرکز الغدیر للداراسات الاسلامیه، ۱۴۲۱ق.

۴٫       بحرانی، ابن میثم، قواعد المراد، قم، مکتبه المرعشی، ۱۴۰۶ه‍.

۵٫       تفتازانی، سعدالدین، شرح العقائد النسفیه، بی‌جا، مطبعه مولوی محمد عارف، ۱۳۶۴ق.

۶٫       تفتازانی، سعدالدین، شرح المقاصد، قم، منشورات الشریف الرضی، ۱۴۰۹ق.

۷٫       حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۹۷۸م.

۸٫       حرانی، حسن بن علی بن شعبه، تحف العقول، قم، منشورات مکتبه بیروتی، ۱۳۹۴ق.

۹٫       حلی، حسن بن سدیدالدین، کشف المراد، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۶ق.

۱۰٫   حلی، حسن بن سدیدالدین، نهج الحق و کشف الصدق، قم، دارالهجره، ۱۴۱۴ق.

۱۱٫   ربانی گلپایگانی، علی، امامت در بینش اسلامی، قم، بوستان کتاب، ۱۳۶۸ق.

۱۲٫   صدوق، محمد بن علی بن الحسین، الامالی، بیروت، مؤسسه الاعلمی، ۱۴۰۰ق.

۱۳٫   ــــــــــــــــــــــــــــــــــ، عیون اخبارالرضا علیه السلام، تهران، انتشارات جهان، بی‌تا.

۱۴٫   ــــــــــــــــــــــــــــــــــ، کمال الدین، قم، موسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۶ق.

۱۵٫   ــــــــــــــــــــــــــــــــــ، معانی الاخبار، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۳۶۱ ش.

۱۶٫   طوسی، نصیرالدین، تلخیص المحصل، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۵ق.

۱۷٫   عروسی حویزی، عبد علی بن جمعه، نورالثقلین، قم، انتشارات دارالتفسیر، ۱۳۸۴ش.

۱۸٫   قاری، علی بن سلطان، شرح الفقه الاکبر، بیروت، دارالکتب العلمیه، بی‌تا.

۱۹٫   کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، تهران، المکتبه الاسلامیه، ۱۳۳۸ق.

۲۰٫   مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۸ق.

۲۱٫   ـــــــــــــــــــ، مرآه العقول، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۰ش.

۲۲٫   نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، بیروت، دار احیاءالتراث العربی، بی‌تا.

â. استاد حوزه علمیه قم.
[۲]. مضمون این حدیث در منابع شیعه و اهل سنت به صورت متواتر نقل شده است؛ ر.ک: بحارالانوار، ج۲۳، ص۷۶ـ۹۵؛ الغدیر، ج۱۰، ص ۲۹۲ ـ ۲۹۴؛ شرح نهج­البلاغه(ابن ابی الحدید)، ج۹، ص۱۲۵؛ صحیح مسلم، ج۳، ص۱۴۷۷ ـ‌۱۴۷۸، ح ۵۴و۵۸؛المستدرک علی الصحیحین، ج۱، ص۱۵۰٫ ح ۲۵۹ و ص۲۰۴ ح ۴۱۳؛ مسند احمد، ج۱۲، ص ۲۷۷ ح ۱۵۶۳۶ و ج۱۳، ح ۱۶۸۱۹٫
[۳]. ر.ک: شرح المقاصد، ج۵، ص۲۳۹؛ شرح العقاید النسفیه، ص۱۱۰؛ شرح الفقه الاکبر، ص۱۷۹٫
[۴]. إنما الائمه قوّام الله علی خلقه و عرفاؤه علی عباده، ولایدخل الجنّه إلا من عرفهم و عرفوه و لایدخل النار إلا من أنکرهم و أنکروه (نهج البلاغه، خطبه ۲۵۲).
[۵]. ر.ک: شرح نهج البلاغه، ج۴، ص۱۲۵٫
[۶]. ر.ک: اصول کافی، ج۲، ص۱۶٫
[۷]. ر.ک: همان، ج۱، ص۱۵۵٫
[۸]. در این باره ر.ک: امامت در بینش اسلامی، فصل سوم، ص۴۸ـ ۶۵٫
[۹]. مفصل­ترین و جامع­ترین روایت در این باره، روایتی است که مرحوم کلینی در اصول کافی، ج۱، باب نادر جامع فی فضل الامام و صفاته، و مرحوم صدوق در عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج۱، باب ۲۰؛ امالی، مجلس ۹۶؛ کمال الدین، باب فی نوادر الکتاب، ح ۳۱؛ معانی الاخبار، باب معنی الإمام المبین، ح ۲ و مرحوم ابن شعبه حرّانی در تحف العقول، باب ما روی عن الإمام الرضا علیه السلام و مرحوم مجلسی دربحارالانوار، ج۲۵، باب چهارم، ح ۴ روایت کرده­اند.
[۱۰]. در روایات از آن دو به جفر احمر و ابیض نیز تعبیر شده است. ر.ک: بحارالانوار، ج۲۶، ص۱۸و ۳۷٫
[۱۱]. جامعه: کتابی است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم املا کرده و امیرالمؤمنین علیه السلام آن را نوشته است. این مطلب در روایات بسیاری آمده است. همین کتاب است که همه احکام اسلامی را در بردارد. در روایات از آن با عنوان «کتاب امیرالمؤمنین علیه السلام» یاد شده است. جفر اکبر و اصغر نیز ظرف‌هایی از پوست هستند که صحیفه­های علمی و سلاح پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که نزد امامان معصوم علیهم السلام است، در آن دو جای دارد. ر.ک: عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج۱، ص۲۳۱٫
[۱۲]. ر.ک: بحارالانوار، ج۲۶، ص۱۸ـ ۵۳٫
[۱۳]. ر.ک: بحارالانوار، ج۲۶، ص۶۲٫
[۱۴]. «نحن أمناء الله فی ارضه، عندنا علم البلایا و المنایا… و إنا لنعرف الرجل إذا رأیناه بحقیقه الایمان و حقیقه‌ النفاق و إنّ شیعتنا لمکتوبون بأسمائهم و أسماء آبائهم». (اصول کافی، ج۱، ص۱۷۴)
[۱۵]. اصول کافی، ج۱، ص۱۷٫
[۱۶]. ر. ک: امامت در بینش اسلامی، ص۲۱۳-۲۸۰٫
[۱۷]. ر.ک: بحارالانوار، ج۲۵، ص۲۱۰٫
[۱۸]. و سابعتها اختصاصها بآیات و معجزات تدل علی امامته اذ لا طریق للخلق فی بعض الاوقات الی قبوله الا بها. (خواجه نصیرالدین طوسی، تلخیص المحصّل، ص۴۳۱؛ نیز ر.ک:قواعد المرام، ص۱۸۲)
[۱۹]. ر. ک: بحار الانوار، ج۲۵، ص۴۷-۶۹٫
[۲۰]. صدوق، بی‌تا، ص۲۱۳٫
[۲۱]. ر. ک: اصول کافی، ج۱، ص۱۳۴ـ۱۳۵٫
[۲۲]. ان الإمام لایری الحکم الشرعی فی المنام و النبی قدیراه و أما الفرق بین الامام و النبی و بین الرسول أن الرسول یری الملک عند إلقاء الحکم، و النبی غیرالرسول و الإمام لا یریانه فی تلک الحال و ان رایاه فی سایر الاحوال (بحار الانوار، ج۲۶، ص۸۲؛ مراه العقول، ج۲، ص۲۸۹٫
[۲۳]. ر. ک: بحارالانوار، ج۲۶، ص۲۰۱-۲۲۱٫
[۲۴]. همان.
[۲۵]. ر ک: امامت در بینش اسلامی، ص۳۰۳-۳۱۷٫

درباره نویسنده