مقالات

آینده‌پژوهی در پرتو انتظار پویا با تأکید بر کارکرد وحدت امت اسلامی

آینده‌پژوهی در پرتو انتظار پویا با تأکید بر کارکرد وحدت امت اسلامی
راضیه علی اکبری[۱][۲]

چکیده

امروزه، «آینده پژوهی»، به عنوان دانش شناخت و شکل دهی به آینده، جایگاه مهمی در دنیا پیدا کرده و به عرصه‌های مختلف زندگی انسان‌ها وارد شده است. آینده مطلوب، بر اساس آموزه‌های اکثر ادیان و مذاهب، در ظهور منجی قابل تحقق است و در اسلام، آموزه مهدویت به عنوان مهم‌ترین بعد آینده‌پژوهی قلمداد می‌شود. مقاله حاضر، با روش تحلیلی ـ توصیفی و با هدف تعمیق و تثبیت جایگاه آینده پژوهی دینی بر اساس آموزه مهدویت و بررسی نقش مهدویت در آینده پژوهی و شکل‌دهی به آینده مطلوب؛ نقش آینده‌پژوهی و کارکردهای فرهنگی اجتماعی آن، بویژه کارکرد وحدت امت اسلامی را، به عنوان یکی از مهم‌ترین کارکردهای این عرصه، در جهت زمینه­سازی تحقق شرایط ظهور، پی‌جویی کرده و آینده جهان را بر اساس تبیینی که از آموزه مهدویت متبادر می‌شود، مورد کاوش قرار می‌دهد. بررسی‌های انجام شده حاکی از این است که وحدت اسلامی زمانی شکل می‌گیرد که افرادی با اهداف و آرمان‌های مشترک، رویکرد واحدی اتخاذ کنند. دستیابی به جامعه برتر و موعود ادیان و رسیدن به سعادت و کمال، آرمان تمام انسان‌های موحّد است و این، زمانی محقق می‌شود که همه یکتاپرستانِ عدالت خواه، در صف واحدی قرار گرفته و با پیوستن به حکومت جهانی مهدوی، تحت رهبری موعود قرار گیرند. در نتیجه می‌توان گفت این آرمان مشترک، در سایه وحدت اسلامی به دست می‌آید.

واژگان کلیدی: مهدویت، آینده‌پژوهی، انسجام اجتماعی، وحدت اسلامی، مسلمانان.

مقدمه

«جامعه آرمانی»، موضوعی است که در طول تاریخ بشر، همواره ذهن اندیشمندان و متفکران اجتماعی را به خود مشغول داشته است و موجب پدید آمدن طرح‌های متعددی گردیده که در خلال آن‌ها، جامعه‌ای مطلوب ترسیم شده است. در میان این طرح‌های آرمان‌شهری، دین مبین اسلام، فرجام تاریخ و جامعه بشری را بسیار روشن و امیدآفرین ترسیم کرده و علاوه بر نوید آینده‌ای روشن در پایان تاریخ، همواره پیروان خود را به رعایت برخی امور در تحقق جامعه‌ای مطلوب در هر عصر و زمانی دعوت کرده است.

ظهور حضرت مهدی موعود۴ و شکل‌گیری جامعه آرمانی اسلام، آخرین حلقه مبارزات اهل حق و باطل است و اسلام از پیروان خود می‌خواهد که در جهت آن جامعه آرمانی به تلاش و کوشش بپردازند و انتظاری پویا را پیشه خود سازند. اما این مسئله جای طرح دارد که آینده پژوهی چگونه می‌تواند آموزه مهدویت را تبیین کرده و برنامه‌ها و سیاست‌های خود را در جهت آن تعیین کند؟

آنچه مشخص است، این‌که هنوز آن‌گونه که شایسته است، «مهدویت»، نقطه کانون و محوری برنامه و فعالیت‌ها قرار نگرفته و راهبردهای مشخصی در مورد آن اتخاذ نشده است. علّت آن نیز فقدان اندیشه جامع در سیاستگذاری‌ها، بر اساس آینده‌پژوهی است؛ یعنی نه تنها از آینده‌پژوهی نسبت به مهدویت شناخت درستی وجود ندارد؛ بلکه راهبردها و استراتژی‌های خاص هم در بین نیست. از این رو باید با تغییر سیاست‌ها و خط مشی‌های مبتنی بر آینده‌پژوهی در این زمینه، موجب تغییر و دگرگونی اساسی در نوع نگاه‌ها نسبت به مهدویت خواهد شد و جایگاه محوری و بنیادی آن، نه تنها در سیاست‌ها و برنامه‌های کلان مشخص گردد؛ بلکه در جهت تبیین، ترویج و تبلیغ آن نیز راهبردهای مشخصی ارائه شود. این امر، به این نکته نیازمند است که نوع نگاه و رویکردها نسبت به مهدویت و بهره‌مندی از آینده‌پژوهی تغییر یابد و در مسیر صحیح آن قرار گیرد، تا در این زمینه بتوان نظریه‌پردازی کرد.

آینده‌پژوهی سه وظیفه عمده‌ برای خود در نظر گرفته‌ است: «رویارویی آگاهانه با روندهای آتی، به منظور کاهش خسارت‌های ناشی از غافل‌گیری پدیده ها»؛ «تصحیح روندهای موجود با نگاه به آینده» و «تلاش برای شکل‌گیری آینده مطلوب». در این جهت با توجه به این‌که اسلام دینی اجتماعی بوده و هدف آن، نه تنها پرورش افراد دیندار، بلکه ساختن جامعه‌ای مطلوب و نمونه است؛ یکی از اهداف آینده‌پژوهی دینی «وفاق اجتماعی، صلح، آرامش و عدالت اجتماعی» است؛ اجتماعی که روابط آن بر اساس اهداف و احکام دین سامان گیرد. در این جامعه‌ ارزش‌مدار، معتدل و جهانی، سعادت فرد با سعادت جامعه پیوند خورده و میان مسئولیت‌های اجتماعی و ایمان اسلامی، ارتباطی قوی و جدایی ناپذیر به وجود می‌آید.

ضرورت تحقیق: در علم آینده پژوهی، آموزه مهدویت، کارکردهای فردی و اجتماعی دارد. در پژوهش حاضر، کارکرد اجتماعی و به طور خاص مسئله وحدت اسلامی مورد نظر است. وحدت اسلامی، به مثابه اصلی قاطع و ضروری در همه زمان‌ها محسوب می‌شود و از مفاهیمی است که مورد توجه و تاکید خاص اسلام قرار گرفته و قوام و دوام جامعه، بدان وابسته است. در آرمان شهر مهدوی نیز این موضوع، تأمین کننده منافع و مصالح اعضای آن و موجب استقرار امنیت و توسعه عدالت فردی و اجتماعی است.

اهداف تحقیق: اهداف اصلی تحقیق درسه عرصه قابل تبیین است: «تعمیق و تثبیت جایگاه آینده پژوهی دینی بر اساس آموزه مهدویت»، «بررسی و تبیین نقش مهدویت در آینده پژوهی و شکل‌دهی به آینده مطلوب» و «تبیین آموزه مهدویت در سطح فراگیر و جهانی با بررسی کارکرد وحدت اسلامی».

از منظر نگارنده با تکیه بر علم آینده‌پژوهی و به‌ کارگیری کاربردهای آن، می‌توان آموزه مهدویت را تبیین کرد؛ اما مهم آن است که جامعه اسلامی نیز با وحدت خود، بکوشد حرکتی تکاملی و رو به رشد داشته باشد.

۱٫ مفهوم شناسی

الف) آینده‌پژوهی

«آینده‌پژوهی»، در پی شناسایی آینده‌ای ممکن و مطلوب و کاربست آن در زمان حال؛ یکی از روش‌های مدرن مطالعه آینده است که از شاخه‌های فناوری‌های نرم محسوب می‌شود و هدف آن، تولید روش‌مند دانش راهنما و استفاده بیش‌تر از ملاحظات آینده محور در فرآیند تصمیم‌گیری است (پرومیچیچ، ۱۳۸۷: ۱۱). رسالت آینده‌پژوهی، شناخت‌ دقیق‌ همه‌ اجزای‌ نظام‌، کارکرد آن‌ها و چگونگی‌ میان‌کنش‌ آن‌ها با عوامل‌ بیرون‌ از نظام می‌باشد‌.

آینده پژوهی به انسان کمک می‌کند که از درون «تغییرات امروز»، «واقعیت فردا» را استخراج کرده و تصمیم‌گیری مربوط به آینده را در زمان حال صورت دهد. دانش و بینشی که آینده‌پژوهی در اختیار انسان می‌گذارد، او را در کسب موقعیت برتر در عرصه‌ رقابتی یاری رسانده و در نتیجه فهم و درک نیروها و عوامل مؤثر بر زمینه فعالیت‌های شخصی و سازمانی؛ او را درباره تغییرات احتمالی آینده هوشیار‌تر‌ می‌کند و به همگان اجازه می‌دهد آینده‌های محتمل و آینده‌های بایسته و مسیر رسیدن به آینده مطلوب را بدانند. آینده پژوهی معنوی نیز بر تأثیر ویژه ارزش­های اخلاقی و هنجارهای انسانی بر شکل گیری آینده مثبت و متعالی تأکید می­ورزد و همگان را بر پایبندی به دین و معنویت دعوت می­کند تا نتایج درخشان آن را در زندگی خود شاهد باشند (منصوری، ۱۳۷۷: ۷۳).

کاربرد آینده پژوهی این است که مردم را نسبت به رویدادها، فرصت‌ها، و مخاطرات احتمالی آینده هوشیار نگه می‌دارد؛ ابهام‌ها، تردیدها و دغدغه‌های فرساینده را تا حدی می‌کاهد و توانایی انتخاب‌های هوشمندانه جامعه و مردم را افزایش می‌دهد. این علم، دانش و معرفتِ «شکل بخشیدن به آینده»، به گونه‌ای آگاهانه است (ملکی فر، ۱۳۸۵: ۷).

همه ادیان الاهی، دارای آموزه‌ها و گزاره‌هایی‌اند که با آینده بشر ارتباط تنگاتنگی دارد (ابراهیم نژاد، ۱۳۸۵: ۶۰۲)؛ بخصوص در فرهنگ اسلامی، آموزه‌ها و گنجینه‌های بی‌بدیلی برای هدایت و به تحرک واداشتن نسل‌های فعلی و آتی وجود دارد و باید با بهره‌برداری از این گنجینه‌ها و منابع عظیم، نیازهای روز جامعه و بشر را پاسخ داد. به عبارت صحیح، این توانمندی، خود فناوری نرمی است که به زمینه سازی برای تولید انبوه نیاز دارد.

موضوع از این زاویه بسیار با اهمیت و قابل تأمل است که بدانیم اسلام دارای ظرفیت جهانی شدن است و گزاره‌هایش آینده سازند؛ چرا که اسلام، دینی است که بنا بر ماهیت خود و نه به پشتیبانی‌های گسترده مالی و سیاسی، دین آینده و فراگیر بشری خواهد بود (کثیری،۱۳۸۸: ۱۱۶-۱۲۲). از جمله مهم‌ترین آموزه‌های آینده ساز دین «آموزه مهدویت» می‌باشد و بنا به آموزه‌های اسلامی، ظهور آن حضرت قطعی است؛ هرچند زمان ظهور قطعی نمی‌باشد. نکته جالب توجه این‌که زمان ظهور امام۴ بنا بر آمادگی و خواست جامعه انسانی و بویژه شیعیان، ممکن است به تعجیل افتاده یا به تأخیر افتد (نودهی،۱۳۸۴: ۱۷-۱۸).

مفهوم انتظار منجی، موضوعی است که می‌تواند همچون قوه محرکه بدیلی در فرایند ساخت آینده جامعه، مورد بهره برداری قرارگیرد. لذا آن نوع ازآینده نگاری می‌تواند کشور ما را به مسیر اراده الاهی رهنمون گردد که یکی از محورهای کلیدی آن، تقویت فرهنگ انتظار و ساختن انسان‌هایی منتظر در شهر منتظران باشد (شفیعی سروستانی، ۱۳۸۰: ۷۲).

برخی از اندیشوران و فلاسفه، نظیر علامه طباطبایی، آینده روشن انسان را در قالب هدایت عمومی موجودات توجیه و تفسیر می‌کنند و از منظر هدایت عمومی، انسان را رو به کمال دانسته و آینده را متکامل ارزیابی می‌کنند:

چنان‌که هر نوع از موجودات با سرمایه اختصاصی خود به سوی کمال خود رهسپار می‌شود و هدایت می‌یابد؛ انسان نیز با هدایت تکوینی، به سوی کمال واقعی خود هدایت می‌یابد (طباطبایی، ۱۳۷۰: ۱۳۴).

همچنین شهید مطهری درباره هدفمندی تاریخ و تکامل بشر و جوامع بشری می‌گوید:

مسئله‌ای که اکنون همه ادیان، در رابطه با حضرت حجت پیش‌بینی می‌کنند که عدل کامل، صلح کامل، رفاه کامل، سلامت کامل و امنیت کامل برقرار خواهد شد؛ همان پیش‌بینی تاریخ و تکامل بشریت است؛ یعنی زندگی بشر در آینده منتهی می‌شود به عالی‌ترین و کامل‌ترین زندگی‌‌ها (مطهری، ۱۳۷۸، ج۱۵: ۱۷۸).

ب) مهدویت

موعود‌گرایی، از مفاهیمی است که در همه ادیان وجود داشته و از ابتدای تاریخ بشر، در ذهن مردم بوده است؛ زیرا در ادیان آسمانی قبل از ظهور اسلام، مشاهده می‌شود که همگی از وقوع این حقیقت خبر داده‌اند و حتی صفات مصلح و راهکار‌های اصلاحی او را بیان کرده‌اند. بنابراین، مهدویت از آرمان‌های پایدار انسان در طول قرن‌ها و از مسلمات اعتقادی مشترک ادیان مختلف آسمانى بوده است؛ بدان دلیل که پیامبران گذشته در میان امت‌های خویش از اصلاح اساسى و اجراى عدالت همگانى سخن گفته و ظهور مصلح بزرگ را به پیروان خود وعده می‏دادند.

اعتقاد به ظهور مصلحی به نام مهدی۴ از اولاد پیامبر اسلام۹، مورد اتفاق همه فرقه‌‌های اسلامی است. عده‌ای از بزرگان اهل سنت، احادیثی در این زمینه آورده‌اند؛ از آن جمله ابوداود، ترمذی، ابن ماجه، حاکم و طبرانی. بیش‌ترین مباحث مهدویت از نظر اهل سنت، براساس منابع سنت و اقوال محققین آن‌هاست. به ‌اختصار یک حدیث از کتاب‌های معتبر آنان را ذکر می‌کنیم:

دنیا به‌پایان نمی‌رسد، مگر آن‌که مردی از اهل بیت من که اسمش اسم من است، مالک جهان عرب شود (هیتمی، ۱۳۸۵: ۲۴۹).

شیعه نیز معتقد است از نسل پیامبر اعظم۹، شخصی همنام ایشان ظهور و جهان را از عدل و داد پر می‌کند؛ همان‌طور که از ظلم و جور پر شده است و مهدی۴، دوازدهمین وصی تعیین شده پیامبر۹ است که در سال ۲۵۵ه‍ .ق متولد شده؛ با شهادت پدر بزرگوارش، امام حسن عسکری۷، از سال ۲۶۰ه‍ .ق تاکنون مسئولیت سنگین هدایت علمی و معنوی امت اسلامی و فیض‌رسانی و نور افشانی به جهانیان را ـ همچون خورشید پشت ابر (صدوق،۱۳۹۰، ج ۱: ۳۶۵)؛ بر عهده داشته و دارد. قرآن و سنت، دو منبع اصلی اسلام، درباره حکومت واحد جهانی سخن فراوان دارند (مجلسی، ۱۴۰۳، ج ۵۱: ۴۴-۶۴)؛ چنان‌که خداوند متعال می‌فرماید:

وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُون‏ (انبیاء: ۱۰۵).

در مورد این آیه، طبق روایت، «عباد صالح»، همان قائم۴ و اصحاب اویند (قمی،۱۴۱۱: ۷۷). واژه «الارض» در آیه بدان معناست که آیه همه زمین در قلمرو حکومت صالحان قرار می‌گیرد و این، همان حکومت امت واحد است که به عنوان یکی از کارکردهای مهدویت مورد بررسی است؛ چنان‌که در آیه دیگر آمده است:

الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاه وَآتَوُا الزَّکَاه (حج: ۴۲).

حضرت باقر۷ در تفسیر این آیه فرمود:

این ]مژده[ برای آل محمد: است. خدای تعالی مهدی۴ و یارانش را در مشارق و مغارب زمین پادشاهی می‌دهد (صافی گلپایگانی، ۱۴۱۹، ج۳: ۱۳۴).

در آیه دیگر، غلبه جهانی حق طلبان با دین حق همراه شده است:

هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ (توبه: ۳۳ و صف: ۹).

امام صادق۷ می­فرماید:

به خدا سوگند‌!، همانا که از آیین‌ها و دین‌ها، اختلاف را برطرف می‌کند و دین همه‌اش یکی خواهد شد؛ همان‌گونه که او فرمود: همانا دین نزد خدا اسلام است و خدای تعالی باز فرمود: هرکس از دینی جز اسلام پیروی کند، از او پذیرفته نمی‌شود و او در آخرت از زیانکاران خواهد بود (مجلسی، ۱۴۰۳، ج۵۳: ۴-۵).

آیه دیگر، علاوه بر تأیید حکومت جهانی، به برخی اهداف آن اشاره می­کند:

وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمْ الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بی‌شَیْئًا… (نور: ۵۵).

بر اساس روایتی از امام صادق۷ در تفسیر این آیه، معلوم می­شود این آیه، به حکومت آخرالزمان مربوط است که هم جهانی است و هم به دست منجی موعود مهدی۴ است:

اگر بعد از این، قائم ما برخیزد، هر که او را درک کند آنچه را از این آیه تأویل می‌شود، خواهد دید و دین محمد۹ به هرجا که شب به آن می‌رسد، یقیناً می‌رسد؛ به حدی که مشرکی بر پشت زمین نباشد؛ همان‌گونه که خدای تعالی فرموده است: مرا بپرستند و چیزی را با من شریک قرار ندهند (طباطبایی، ۱۴۱۱، ج۹: ۸۷).

آیه دیگر، از اراده حتمی خداوند مبنی بر امام و پیشوا قرار گرفتن مستضعفان و به ارث رسیدن زمین به آنان و تمکن آن‌ها بر زمین حکایت دارد:

وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَنَجْعَلَهُمْ الْوَارِثِینَ وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ… (قصص: ۵-۶).

امام باقر و امام صادق۸ در تفسیر آیه فرمودند:

این آیه مخصوص صاحب الامر است که در آخرالزمان ظهور و جباران و فرعون‌ها را ریشه‌کن می‌‌کند و زمین را از شرق و غرب در اختیار گیرد و آن را از عدل پر کند؛ همان‌گونه که از ستم پرشده است (بحرانی، ۱۴۱۷، ج۳: ۲۳۰). در این روایت، سخن از نابودی جباران و فرعون‌ها و برقراری عدالت جهانی است.

امیرالمؤمنین۷ در حدیثی می‌فرماید:

بدانید که زمین از حجت خدای عزیز، خالی نمی‌ماند؛ که اگر زمین حتی یک ساعت از حجت خدا خالی بماند، زمین، اهل خود را فرو خواهد برد؛ ولی بزودی خداوند، چشمان خلقش را از دیدار او کور خواهد ساخت؛ به سبب ظلم و ستم و اسرافی که آنان به خود روا می‌دارند (مرعشی نجفی، ۱۴۱۵، ج۲۹: ۳۳۴).

اسلام، برای تثبیت حکومت صالح دستور می­دهد:

قَاتِلُوهُمْ حَتَّی لَاتَکُونَ فِتْنَه وَیَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلَّهِ (انفال: ۳۹).

دستور جهاد، مطلق و فتنه بدون قید است و هر دو، به مقصد سلطنت بخشیدن به دین الاهی است. امام فرمود:

مشرکان کشته می‌شوند تا خدای عزوجل را به یگانگی عقیده بورزند و تا آن‌که شرکی در میان نباشد و آن، در مورد قیام قایم ماست (بحرانی، ۱۳۹۸: ۷۸).

مهم‌ترین تأیید برای مفهوم این آیه و تایید جهانی بودن حکومت منجی موعود، آیات و روایات متواتری است که خاتمیت و جهانی بودن اسلام را اعلام می‌کند (تکویر: ۲۷ و اعراف: ۱۵۸)؛ چون حکومت مهدوی، ادامه حکومت نبوی است که هم قابلیت­های جهانی شدن را دارد و هم تجربه آن‌را. امام عسکری۷ ولادت حضرت مهدی۴ را به مادر او چنین مژده می­دهد:

فَأَبْشِرِی بِوَلَدٍ یَمْلِکُ‏ الدُّنْیَا شَرْقاً وَ غَرْباً وَ یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً (طوسی،۱۴۱۱: ۱۲۸).

امام باقر۷ فرمود:

لَوْ قَدْ خَرَجَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ۴٫٫٫ یَفْتَحُ‏ اللَّهُ‏ لَهُ‏ الرُّومَ وَ الصِّینَ وَ التُّرْکَ وَ الدَّیْلَمَ وَ السِّنْدَ وَ الْهِنْدَ وَ کَابُلْ‏شَاهَ وَ الْخَزَر… (نعمانی، ۱۳۸۳: ۱۲۲).

مخاطب پیام و ندای حضرت مهدی۴ تمام جهان است:

أَلا یا أَهلَ العَالَم أَنَا الأمامُ القائِم (حائری یزدی، ۱۴۰۴، ج۲: ۲۸۲).

تمام این موارد گویای تشکیل امت واحد اسلامی در عصر ظهور است.

اهمیت‌ فرهنگ‌ مهدویت‌ را می‌توان‌ در هویت‌ بخشی‌ به‌‌ فرد و جامعه‌ دانست؛ جامعه‌ای‌ که‌ به‌ آینده‌ اعتقاد دارد و بر آن‌ باور است‌ که‌ عصری‌ دگر فرا خواهد رسید که‌ از وضع‌ موجود متفاوت است؛ از نقص‌ها بر کنار است‌ و به‌ اصطلاح دارای معیارهای‌ «مدینه‌ فاضله»‌ است و می‌تواند زندگی‌ امروز خود را نیز بر اساس‌ مدل‌ کامل‌ سازمان‌ دهد. به‌ بیان‌ دیگر، آینده‌پژوهی مهدویت، الگویی‌ از وضع‌ مطلوب‌ ارائه می‌دارد و به دنبال سنجش‌ موقعیت‌ و منزلت‌ کنونی با آن‌، و شبیه سازی جامعه امروزی با آن عصر است.

مهدویت‌ در عصر غیبت‌، هویت ساز است. هویت‌ فرد‌ مسلمان‌ با امام‌ زمان‌ خویش‌ تعریف‌ می‌شود؛ چنان‌که پیامبر خدا۹ فرمود:

مَنْ‏ مَاتَ‏ وَ لَمْ‏ یَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَهً جَاهِلِیَّهً؛ کسی که بمیرد، در حالی که امام زمان خود را نمی‌شناسد، به مرگ جاهلیت مرده است (خزاز قمی، ۱۴۰۱: ۲۹۶).

در مکتب‌ اسلام، امام‌، هویت‌ بخش‌ است‌ و انسان را از جامعه‌ جاهلی‌ و عصر جاهلی‌ جدا می‌سازد. بنابراین‌ امام‌ زمان‌۴، بخشی‌ از هویت و وجود شیعیان‌ است.

ج) وحدت اسلامی

«وحدت»، در لغت به یگانه (ابن منظور، ۱۴۰۵، ج۱۵: ۲۳۲ و راغب اصفهانی، ۱۴۱۲: ۸۵۷) و همبستگی، همدستی، یکی بودن و یکدلی معنا شده است (عمید، ۱۳۶۱: ۱۱۳). این کلمه در مقابل دو واژه‌ مذموم اختلاف (ناسازگاری) و تفرقه (پراکنده نمودن) قرار دارد (دهخدا، ۱۳۳۹، ج۴: ۳۸۵‌). در اصطلاح، تعریف اتحاد امت اسلامی به «تبدیل یکی به دیگری» و یا «یکی شدن»، غیر قابل تحقق است؛ بلکه به معنی «تعامل بر اساس اشتراکات مذهبی» است (تهانوی، ۱۹۹۶، ج۱: ۹۱). برخی از اندیشمندان، وحدت را مقوله‌ای رفتاری و منشی، و به معنی سجایا و صفات، رفتارها و منش‌ها، پایبندی‌های پایدار و اخلاق برجسته معنی کرده‌اند (آل کاشف الغطاء، ۱۴۰۴: ۳۶). به هر صورت، معنی مورد نظر این مقاله از وحدت، با واژه «تقریب» مترادف است؛ بدین معنی که:

امت اسلامی با حفظ باورها و بینش‌های خود، و بر محور اشتراکات دینی، از جمله توحید، پیامبر اسلام۹ و قرآن کریم، در مقابل خطراتی که اصل اسلام و تمام مسلمانان را تهدید می‌کند، اتحاد و همبستگی داشته باشند و از اختلافات مذهبی، سیاسی، نژادی و زبانی پرهیز نمایند (علی اکبری،۱۳۹۲: ۱۸۳).

همگرایی نعمتی الاهی است که قرآن کریم بر این حقیقت صحه گذاشته است:

واعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمیعاً وَ لاتَفَرّقُوا وَ اذْکُروا نِعْمَه اللهِ عَلَیکُم إذ کُنتُم أعداءً فَأَلَّفَ بَینَ قُلُوبِکُم فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِه إخْوانا وَ کُنتُمْ عَلى شَفا حُفْره مِنَ النّارِ فَأَنْقَذَکُم مِنْها؛ همه به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکند نشوید، و نعمت خدا را بر خود یاد کنید؛ آن گاه که با هم دشمن بودید و او میان دل‌های شما الفت انداخت تا به لطف او برادر یکدیگر شدید؛ و بر پرتگاهی از آتش بودید و او شما را از آن رهانید (آل عمران: ۱۰۳).

قرآن کریم، فلسفه تشریع دین و بعثت پیامبران را نیز پیشگیری از هرگونه تفرقه و پراکندگی معرفی کرده است:

کانَ النّاسُ أمَّه واحِدَه فَبَعَثَ اللهُ النَّبیّینَ مُبَشِّرینَ وَ مُنذِرِینَ وَ أنْزَلَ مَعَهُم الْکِتابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَینَ النّاسِ فِیما اخْتَلَفُوا فِیهِ؛ مردم، امتی یگانه بودند؛ سپس خداوند، پیامبران را مژده رسان و بیم دهنده بر انگیخت و به همراه آنان، کتاب را به حق نازل کرد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند، داوری کنند (بقره: ۲۱۳).

انسجام امت اسلامی آثار و برکات بسیاری به دنبال دارد؛ از جمله رسیدن به آرامش و آسایش (آل عمران: ۱۰۳ و انعام: ۶۵)؛ برچیده شدن زمینه سلطه بیگانگان و استعمارگران (قصص: ۴) و افزایش قدرت و هیمنه مؤمنان (انفال: ۴۶). از این رو، بر مسلمانان لازم است بر اصول دین اسلام تأکید ورزند و به ریسمان الاهی (قرآن و پیامبر۹) چنگ زنند و از آن دور نشوند (نساء: ۵۹)؛ حقوق برادری را رعایت کنند، عیب یکدیگر نجویند و در حق یکدیگر گمان باطل نبرند (حجرات: ۱۱-۱۲) و نیز امر به معروف کنند و از کار زشت و ناهنجار پرهیز کرده و دیگران را نیز از آن‌ها باز دارند (آل عمران: ۱۰۴).

اندیشمندان مسلمان، برای وحدت انواعی بر می‌شمرند؛ از آن جمله «وحدت مطلق»، «وحدت مصلحتی» و «وحدت معقول». «وحدت مطلق» عبارت است از اتفاق نظر در همه عقاید و معارف و احکام اسلامی با همه اصول و فروع آن‌ها. این‌گونه وحدت با نظر به آزادی اندیشه و تعقل در خصوصیات و کیفیات و انتخاب دلایل در عناصر و اجزای اصلی عقاید و احکام دین اسلام، به قدری بعید است که می‌توان گفت امکان پذیر نیست.

«وحدت مصلحتی»، از جبر عوامل خارج از حقیقت و متن دین پیش می‌‌آید و در مواقعی لازم می‌آید که آن عوامل، جوامع اسلامی را در خطر اختلال قرار داده‌‌اند. توقع این‌که وحدت مصلحتی عارضی بتواند فرقه‌‌ها و مذاهب اسلامی را از هماهنگی و اتحاد همیشگی و معقول برخوردار سازد، انتظاری نابجاست.

«وحدت معقول»، وحدت مطلوب میان امت اسلامی است که عبارت است از قرار دادن متن کلی دین اسلام برای اعتقاد همه جوامع مسلمان و برکنار کردن عقاید شخصی و فرهنگ محلی و خصوصیات آرا و نظریات متعلق به هر یک از اجزای متن کلی دین که به تعقل و اجتهاد گروهی یا شخصی مربوط است. تحقق این نوع وحدت، هیچ مانع شرعی و عقلی ندارد. هر متفکر آگاه از منابع اولیه اسلام و طرز تفکر امامان معصوم: و صحابه و تابعان آنان، می‌داند که پیروی از متن کلی دین، با تکاپو و اجتهاد برای فهم خصوصیات و کیفیت انتخاب دلایل، امری ضروری است (موثقی، ۱۳۷۰: ۲۸-۳۰ ). از این رو، از منظر پیامبر اسلام۹ جامعه مؤمنان، به مثابه پیکری می‌ماند که افرادش، اعضای آن به شمار می‌آید (ابن حنبل،۱۴۱۵، ج۴: ۲۷). همچنین آن حضرت۷ فرمود:

الْجَمَاعَهُ رَحْمَهٌ وَ الْفُرْقَهُ عَذَاب‏ (محمدی ری شهری، ۱۳۷۹، ج۲: ۷۵۸).

۲٫ کارکرد وحدت اسلامی در آینده‌پژوهی مهدوی

آینده‌پژوهی در برخورد با‌ آینده‌ دو گرایش‌ عمده‌ دارد: گرایش‌ بر وضع‌ موجود و گرایش‌ بر وضع‌ مطلوب‌. گرایش‌ نخست‌ عمدتا با نگرشی‌ کاوشی‌ ـ توصیفی‌ در پی‌ شناخت‌آینده‌ای‌ محتمل‌ بر پایه‌ شرایط موجود بوده و بر آن است تا انواع‌ داده‌های ‌اجتماعی‌ خاص‌ را به‌ پیامدهای‌ مطلوب‌ برساند و با به‌ تصور درآوردن‌ آینده‌ مطلوب‌ اتخاذ تصمیم‌های ویژه‌ای‌ را برای‌ دستیابی‌ به‌ آن توصیه‌ کند. بنابراین، تعیین نقطه مطلوب در آینده، اولین گام در امید به تحقق راهبردهاست و ضرورت دارد برای رسیدن به رویکردهای مناسب در راهبردها تحقیقاتی صورت‌ گیرد که بتوان به شناسایی نیازها و وضع موجود انسان معاصر پرداخت و ضمن احصای ضرورت‌های ترمیم وضع حاکم و گرایش به مطلوب‌سازی، نحوه سیر از وضع موجود به‌ وضع مطلوب را شبیه‌سازی کند و به مورد اجرا گذارد (سلیمیان، ۱۳۸۴: ۱۵۱).

اهمیت توجه به آینده‌پژوهی در حوزه مهدویت می‌تواند محدوده بسیار وسیعی از جنبه‌های مختلف زندگی جوامع انسانی را پوشش دهد و کارکردهای دامنه دار و توانمندی را فراهم کند و در معرض برنامه‌ریزی قرار دهد، که از جمله مهم‌ترین آن‌ها کارکردهای فرهنگی اجتماعی و به طور خاص کارکرد وحدت امت اسلامی است.

گرچه به لحاظ اعتقادی، اعتقاد به امام زمان۴ و ظهور حضرت، در جوامع اسلامی وجود دارد؛ در میان عامه مردم، حالت انتظار کمرنگ بوده و در حد لازم برای اجرای برنامه‌های آینده پژوهی مهدوی نیست. بنابراین، با استفاده از مبانی آینده پژوهی می‌توان طبق برنامه ریزی استراتژیک، جامعه را برای پذیرش این آموزه مهیا نمود تا پس از آن، در زمینه سازی تحقق شرایط ظهور موفقیت حاصل شود.

کارکرد وحدت امت اسلامی باعث می‌شود رفتار افراد در جهت همسویی با جامعه و پیروی از آن، سوق داده شود و انسجام جامعه حفظ گردد (کازینو،۱۳۶۴: ۷۱). چنین انسجامی در جهت تحقق جامعه مهدوی انجام می‌پذیرد؛ به گونه‌ای که ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی، درونی شده و با فرد یگانه ‌گردد و او، خود را به اجرای آن ملزم ببیند و بدون این که تحت نظارت بیرونی قرار گیرد؛ به این ارزش‌ها عمل می‌کند. در این حالت، فرد، لحظه به لحظه احساس نمی‌کند که به او فرمان داده می‌شود و عوامل بیرونی به او حکم می‌رانند؛ بلکه خود به خود، هنجارهای اجتماعی را عمل می‌کند. در واقع، سرچشمه همنوایی او با هنجارهای اجتماعی، انتخاب آگاهانه خود اوست، نه عوامل بیرونی (طالبان، ۱۳۷۶: ۳۵). بدین ترتیب، حالت انتظار در افراد پدید می‌آید.

انتظار در چشم‌انداز آینده‌پژوهی، از حالت امید به آینده فراتر می‌رود و به آینده‌نگری و تأمل و جست‌وجو در حوادث و شناخت و معرفت درست اوضاع تبدیل می‌شود. مهم‌ترین رکن این انتظار، آینده‌نگری، مسؤولیت‌شناسی، الگوبرداری و زمینه‌سازی برای رسیدن به وضعیت مطلوب است که می‌توان آن را «انتظار پویا»نامید. این انتظار، بر سامان بخشی به برنامه‌ها و رفتارهای فردی و جمعی تأثیر بسزایی دارد و در تعیین راهبردها و استراتژی‌ها بر اساس آینده موعود و وضعیت‌های ممکن و محتمل و مرجح، نقش ایفا می‌کند. بنابراین، می‌توان گفت مهم‌ترین کاربرد آینده‌پژوهی مهدویت در عرصه اجتماع، ایجاد انسجام و وحدت اسلامی است.

معیار «امت واحد» از نظر اسلام، وجود عقیده توحیدی است. اسلام به جامعه‏ جهانی با حفظ ملیت‏های مختلف منوط است؛ نه حذف آن‌ها (صوفی آبادی،۱۳۸۳: ۱۰۹) و این تنوع و تکثر، از نوع پلورالیستی نبوده، بلکه از نوع وحدت در عین کثرت می‌باشد؛ یعنی جامعه باید در عین دارا بودن مشترکاتی که خود عامل انسجام در بین افراد جامعه می‌شود؛ بر تنوع و تکثر فرهنگی تکیه کند؛ چرا که یکی از دلایلی که اسلام با این وسعت در سراسر دنیا گسترش یافته، توانایی بر سازگاری و همراهی با دیگر فرهنگ‌ها بوده است (مک لولین، ۱۳۸۳: ۷۲ ). بنابراین، تنوع فرهنگی از دیدگاه اسلام با حفظ محوریت توحید، کاملا پذیرفتنی است ]و اسلام، با تکثر فرهنگی مخالفتی ندارد[. در آرمان شهر مهدوی نیز این موضوع، تأمین کننده منافع و مصالح اعضای آن و موجب استقرار امنیت و توسعه عدالت فردی و اجتماعی است و انسجام اسلامی، رمز پیروزی و ماندگاری جامعه مهدوی است؛ چنان‌که فرموده اند:

یَقُومُ قَائِمُنَا… ثُمَ‏ یَجْمَعُهُمُ‏ اللَّهُ عَلَى أَمْرٍ وَاحِدٍ؛ آن گاه که قائم ما قیام کند… همه را بر یک فکر و مرام واحد گرد می‌آورد (نعمانی، ۱۳۸۳: ۲۰۶).

با بررسی این روایات و سایر احادیث در این زمینه، روشن می‌گردد که در میان یاران حضرت مهدی، وجوه اشتراک فراوانی وجود دارد و آنان امت واحد و جمع متشکلی به وجود می‌آورند و یکدل و متحد عمل می‌کنند؛ چنان‌که در روایتی درباره امام عصر۴ آمده است:

هُوَ الذَّی یَجْمَعُ الکَلِمَ و یُتِمُّ النَّعَم؛ او کسی است که وحدت کلمه را ایجاد می‌کند و نعمت را کامل می‌سازد (حائری‌ یزدی، ۱۴۰۴: ۱۶۹).

بر اساس این روایت، وحدت به وجود آمده، باعث پیروزی می‌شود. این همدلی و اتحاد کم نظیر در همه امور، حتی در اعتقادات و باورها نیز به وجود خواهد آمد:

فَوَ اللَّهِ لَیُرْفَعُ‏ عَنِ‏ الْمِلَلِ‏ وَ الْأَدْیَانِ الِاخْتِلَاف‏؛ به خدا قسم! در آن روز اختلافات میان ملّت‌ها و دین‌ها رفع می‌شود (مجلسی، ۱۴۰۳، ج۵۳: ۲).

و نیز

لَذَهَبَتِ‏ الشَّحْنَاءُ مِنْ قُلُوبِ الْعِبَادِ وَ اصْطَلَحَتِ السِّبَاعُ وَ الْبَهَائِم‏؛ کینه‌ها و دشمنی از قلوب بندگان می‌رود و درندگان و چهارپایان در صلح با هم زندگی می‌کنند. (همان، ج۵۲: ۳۱۶).

بنابراین، خداوند به دست مهدی۴ وحدت کلمه را پدید می‌آورد و بین قلب‌های گوناگون، الفت ایجاد می‌کند (صدوق،۱۳۹۰، ج۲: ۶۴۶)

در نتیجه این اتحاد و انسجام، جنگ و ستیزه جویی‌ها به پایان می‌رسد و همه برادر وار و دوستانه با هم زندگی می‌کنند (مرعشی، ۱۴۱۵، ج۱۳: ۲۰۴).

مبنای این اتحاد در جامعه مهدوی، خدا خواهی و خدا پرستی مطابق شریعت الاهی و دستورات عظیم و انسان ساز قرآن کریم است؛ به گونه‌ای که بدون پشتوانه قرآنی و الاهی، هرگز آرمان معنوی انسجام اسلامی محقق نخواهد شد و تشتّت و اختلاف، سراسر جوامع بشری را فراخواهد گرفت. بنابراین، ساختن مدینه فاضله‌ای که در آن، افراد متحد، فضیلت محور و ارزش مدار زندگی کنند، به توجّه به قوانین الاهی نیازمند است که توسط قرآن کریم و سخنان اهل بیت: برای تمام یاوران مهدی۴ ترسیم و تعیین شده است؛ قوانین و دستوراتی که هر کدام به نوعی مؤلفه‌های تحقق وحدت امت اسلامی محسوب می‌شوند و در ادامه به سه مورد از آن‌ها اشاره می‌شود:

۳٫ مؤلفه‌های وحدت ساز حکومت مهدوی

الف)عدالت

«عدالت»، مولفه‌ اساسی انسجام جوامع اسلامی در حکومت مهدوی، است. عدالت،مهرورزی و تعاون مسلمین را به دنبال داشته و تفرقه را می‌زداید (آل عمران: ۱۰۳ و انفال: ۱). در روایات، امام مهدی۴ مظهر و تجلی کامل عدالت یاد شده است. صاحب مکیال المکارم در این باره می‌گوید:

بارز‌ترین صفات نیکویش در عدالت است؛ لذا به عدل ملقب شده است؛ چنان‌که در صلوات حضرت می‌خوانیم: اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَى وَلِیِّ أَمْرِکَ الْقَائِمِ الْمُؤَمَّلِ وَ الْعَدْلِ‏ الْمُنْتَظَر (موسوی،۱۳۸۱: ۱۸۹).

در واقع عدالت، شاخصه اصلى حکومت امام مهدى۴ به شمار آمده و نهضت مهدویت با این واژه قرین شده است. امام کاظم۷ درباره تأویل این آیه: «اعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ یحْىِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتهَا قَدْ بَیَّنَّا لَکُمُ الاَیَاتِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُون؛ بدانید خداست که زمین را پس از مرگ ]و خزان[ زنده مى‏گرداند. ما آیات و ادلّه ]قدرت خود[ را براى شما بیان کردیم تا مگر فکر و عقل به کار بندید» (حدید: ۱۷)؛ چنین فرموده است:

خداوند بلند مرتبه، مردانى را بر مى انگیزد تا عدل را احیا کنند؛ چون زمین با احیاى عدل، زنده مى شود (کلینى، ۱۳۸۸، ج۷: ۱۷۴و استرآبادى، ۱۴۰۹، ج۲: ۶۲۲).

در حدیث امام صادق۷ نیز حیات زمین پس از مرگ آن، به عدالت پس از ستم معنا شده است (بحرانى، ۱۴۱۷: ۲۲۲). ده‌ها و بلکه صدها حدیث دیگر در منابع معتبر شیعی در مورد عدل گسترى آن ولىِّ منتظر آمده است (اکبرنژاد، ۱۳۸۶: ۱۸۰ـ۱۸۱).در مصادر اهل سنت نیز از امیرالمؤمنین۷ چنین نقل شده است:

همانا ظلم و ستم در زمین فراگیر خواهد شد… پس از آن، عدالت و دادگرى آن را پر خواهد کرد؛ آن گونه که از ستم، پر شده است (صنعانى،۱۴۰۳: ح ۲۰۷۶۷).

از پیامبر اسلام۹ روایت است که مى فرماید:

جبرئیل به من چنین خبر داد که ظلم پایان مى پذیرد؛ آن هنگام که قائم آنان قیام کند… (طوسى،۱۴۱۴: ۳۵۱؛ خوارزمى،۱۴۱۱: ۶۲ و قندوزى حنفى، بی تا، ج۳: ۲۷۹).

و نیز فرمود:

شما را به مهدى بشارت مى دهم… ]هنگام ظهور او[ خداوند، دل هاى امت محمّد۹ را از بی‌نیازی سرشار می‌سازد (اربلی،۱۳۸۱، ج۴: ۴۷۸).

عدالت، به عنوان یکی از اهداف اصلی جامعه مهدوی، در مسیر بعثت انبیای الاهی و ولایت معنوی اولیای خداوند متعال است. (حدید: ۲۵) بر همین اساس، پایه ارتباطات خیر خواهانه و ایثار و حمایت از دیگران را عدالت و حقوق آنان در این اجتماع تشکیل می‌دهد.

عدالت، دایره‌ای بسیار گسترده دارد که هم حکم و قضاوت: «وَإِذَا حَکَمْتُم بَیْنَ النَّاسِ أَن تَحْکُمُواْ بِالْعَدْلِ» (نساء: ۵۸)؛ هم سخن و گفتار: «وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ» (انعام: ۱۵۲)؛ و هم مسائل اقتصادی: «وَأَوْفُوا الْکَیْلَ إِذا کِلْتُمْ وَزِنُواْ بِالقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِیمِ» (اسراء: ۳۵) و اجتماعی: «کُلُواْ مِن ثَمَرِه إِذَا أَثْمَرَ وَآتُواْ حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِه»ِ (انعام: ۱۴۱) را در بر می‌گیرد. در جامعه آرمانی مهدوی، عدالت در قوانین مالی و اجرای آن‌ها و سیستم توزیع اقتصادی و مساوات در تقسیم و در همه زمینه‌ها بدقت ظهور می‌یابد.

اجرای عدالت در جامعه مهدوی، برنامه عملی گسترده‌ای است که آثار عمیق و بی‌بدیلی در استواری، صلابت و گسترش وحدت اسلامی دارد؛ به طوری که مبنای سخن علامه طباطبایی درباره عدالت، در آرمان شهر مهدوی به طور کامل عملی شده و به واقعیت می‌پیوندد:

اگر در جامعه، حق، پیروی شود و قسط به پا داشته شود؛ آن مجتمع، سر پای خود خواهد ایستاد و از پا در نخواهد آمد و در نتیجه، هم غنی و توانگر باقی می‌ماند و از پای در نمی‌آید و هم حال فقیر اصلاح می‌شود (طباطبایی، ۱۴۱۱، ج ۵: ۱۰۹).

ب) مهرورزی

توجه به مؤلفه «مهرورزی»، با از بین بردن زمینه‌های کینه و ایجاد فضای اخوّت و برادری، از اقدامات و برنامه‌های اساسی گسترش اتحاد اسلامی در آینده‌پژوهی مهدوی است؛ زیرا صمیمیت و صفا با التفات به این مؤلفه عظیم، بین مردم و اعضای جامعه مهدوی به طور کامل امکان پذیر می‌شود؛ یعنی با مولفه مهرورزی، پایه‌های اتحاد اعضای جامعه مهدوی شکل گرفته و تقویت می‌گردد و روابط آن‌ها محبت آمیز و به دور از تکبر می‌شود و جامعه در مسیر مطلوب خود قرار می‌گیرد. این رفتار مبنای قرآنی دارد؛ چرا که جامعه مهدوی، جامعه‌ای کاملا ایمانی است که مطابق قرآن، همه با هم برادرند (حجرات:۱۰) و خداوند، آنان را عضو امّت یگانه و بزرگ اسلامی و بندگان حقیقی خود خوانده است (مؤمنون: ۵۲). بنابراین، مهرورزی، تألیف قلوب را در پی داشته و راه‌های تفرقه را می‌زداید و زدودن تفرقه، از برنامه‌های اصیل و مهم جامعه سازی مهدوی است: «وَاذْکُرُواْ نِعْمَه اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ» (آل عمران: ۱۰۳).

یکی از راه‌های گسترش مهرورزی، رواج دائمی تقوا در همه زمینه‌هاست: «فَاتَّقُواْ اللّهَ وَأَصْلِحُواْ ذَاتَ بِیْنِکُمْ» (انفال: ۱). بدین ترتیب انسجام نیز قطعی شده و با رویکردی حقیقی گسترش می‌یابد و اختلافات از میان مردم رخت بر می‌بندد. با اتحاد اسلامی، دین خداوند به طور کامل در جامعه موعود حاکم می‌شود و صراط مستقیم الاهی، تنها مسیر هدایت و اندیشه نیروها و اعضای این جامعه است: «أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ» (شوری: ۱۳). بنابراین، در سنت مهدوی مانند سنت نبوی، مهرورزی و دوستی با یکدیگر: «وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَی الْکُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ» (فتح: ۲۹)؛ در پرتو جلال و عظمت الاهی، صفت مؤمنان مقرب و یاوران حقیقی موعود نزد خداوند معرفی شده است (کلینی، ۱۳۸۸، ج۲: ۱۷۲).

ج) تعاون

بسط و گسترش اصل «تعاون» و همدلی اعضای جامعه اسلامی، یکی از مؤلفه‌های اساسی تحقق وحدت اسلامی در جامعه ی مهدوی است. دیدگاه اسلام، مبنای مؤلفه مذکور در این خصوص است:

اعضای جامعه اسلامی عضو یک پیکرند (کلینی، ۱۳۸۸، ج ۲: ۱۶۵).

آنان باید دست به دست هم بدهند تا با همکاری و تعاون، مشکلات را حل کنند و همکاری‌ها بر محور«بِرّ» و نیکوکاری و تقوا باشد؛ نه بر محور «اثم» و گناه. نیز در تعاون و همکاری‌ها باید تنها مصلحت جامعه اسلامی و آرمانی مهدوی و رضایت خداوند را در نظر گرفت.

زمینه‌ شکل‌گیری مؤلفه تعاون و همدلی در جامعه آرمانی مهدوی و توجه به آن از دیدگاه قرآن کریم، عبارت است از تعاون و مشارکت در کارهای خیر و تقوا و عدم همکاری در گناه و تجاوز: «وَتَعَاوَنُواْ عَلَی الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَی الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ» (مائده: ۲) و عصر ظهور، عصر تبلور همدلی‌ها و همکاری‌های مستمر در امور است. خداوند علاوه بر دعوت به تعاون و همدلی، راه‌های آن را پیش رو نهاده، برای حضور همگانی در عصر موعود تا آمادگی هر چه بهتر فراهم باشد و بهانه جویی‌ها برای گریز از این مسئولیت بزرگ اجتماعی منتفی شود. از جمله سلام کردن به هر مؤمن، هنگام ملاقات: «وَ إِذَا جَاءکَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِآیَاتِنَا فَقُلْ سَلاَمٌ عَلَیْکُمْ» (انعام: ۵۴) و سلام دیگران را به نیکی جواب دادن، حتی در حال نماز (کلینی، ۱۳۸۸، ج۳، ۳۶۶)؛ حضور فعال در اجتماعات مذهبی؛ مانند نماز جماعت و جمعه و پرداخت زکات: «وَأَقِیمُواْ الصَّلاَه وَ آتُواْ الزَّکَاه وَارْکَعُواْ مَعَ الرَّاکِعِینَ» (بقره: ۴۳)؛ متعهد بودن برابر خویشاوندان و همسایگان از هر ملت و مذهب: «وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَ بِذِی الْقُرْبَی وَ الْیَتَامَی وَ الْمَسَاکِینِ وَ الْجَارِ ذِی الْقُرْبَی وَ الْجَارِ الْجُنُبِ وَ الصَّاحِبِ بِالجَنبِ» (نساء: ۳۶)؛ خیرخواهی و ابراز خالصانه‌ترین آرزوهای نیک قلبی و در خواست آمرزش از خداوند متعال برای برادران مؤمن: «رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَ لِإِخْوَانِنَا» (حشر:۱۰) و: «رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِلْمُؤْمِنِینَ»؛ (ابراهیم: ۴۱) از جمله این راه‌هاست.

وجود سه مؤلفه عدالت، مهرورزی و تعاون در جامعه، سبب می‌شود افرادی که دارای تمایلات روحی و گرایش‌های فکری واحد هستند، به هم پیوند خورده و جامعه را بسازند.

نتیجه

ایده ظهور منجی و تحقق جامعه ایده‌ال، عقیده‌ای است که پیروان ادیان سه‌گانه ابراهیمی و بخش چشم‌گیری از سایر ملل، بدان ایمان دارند. غایت حکومت واحد جهانی در جامعه مهدوی، توحید محوری، اجرای عدالت فراگیر و بهره مندی عموم مردم از مواهب و نعمت‌های مادی و معنوی به صورت مساوی و در یک تعبیر، سعادتمندی بشری است. حکومت جهانی مهدوی، حکومت تهی از تبعیض و سرشار از عدالت و برابری، امنیت و معنویت، صلح و سازش خواهد بود که موجبات انسجام اجتماعی و وحدت اسلامی را فراهم می‌آورد.

«آینده‌پژوهی»، سبب گسترش فرهنگ انتظار شده و همواره عامل حرکت و سازندگی می‌تواند باشد و در صورت انطباق با آموزه‌های اسلامی، می‌تواند با کارکردهای نظری و عملی خود در عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، تبیین بخش آموزه مهدویت باشد. در حقیقت، آینده‌پژوهی، به مثابه ابزاری برای کاربردی کردن آموزه مهدویت است.

یکی از مهم‌ترین این کارکردها، وحدت امت اسلامی است که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفت. برای محقّق ساختن وعده الاهی مبنی بر حاکمیت ارزش‌های اسلامی به وسیله گسترش اتحاد اسلامی در میان ملل مسلمان و تشکیل امّت متحّد و یگانه اسلامی، باید همه مذاهب اسلامی در پرتو قرآن و بر اساس سنّت و سیره نبوی و اهل بیت:، برنامه ریزی کرده و گامی به سوی جلو بردارند، تا زمینه جامعه متّحد و منسجم جهانی به رهبری حضرت مهدی۴ فراهم آید.

جامعه مهدوی، در سایه اتحاد امت اسلامی با مؤلفه‌های قرآنی عدالت، مهرورزی، تعاون و همدلی محقّق خواهد شد. بدین ترتیب، جامعه جهانی واحد و تکامل یافته‌ای به رهبری حضرت مهدی۴ تشکیل خواهد شد که در آن، همه ارزش‌های امکانی و بالقوه انسانیت، به فعلیت می‌رسد و انسان، به کمال و سعادت واقعی خویش دست خواهد یافت. از این رو رسالت همه مذاهب و فرق اسلامی، برنامه ریزی و گام بر داشتن در جهت تحقّق جامعه‌ای متّحد و منسجم طبق اهداف نبوی۹ و بر مبنای قرآن و سیره معصومان: می‌باشد که همان رسیدن به عصر ظهور و جامعه مهدوی است.
منابع

قرآن کریم.

نهج البلاغه.

۱٫ آل کاشف الغطاء، محمد حسین (۱۴۰۴هـ.ق). کیف یتحد المسلمون حول الوحده الاسلامیه، افکار و دراسات، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی.

۲٫ ابراهیم نژاد، محمدرضا (۱۳۸۵). پیامبران و تمدن آینده بشر، مکتب اسلام، سال چهل و ششم، شماره ۲، (پیاپی ۶۰۲).

۳٫ ابن حنبل، احمد (۱۴۱۵هـ.ق). مسند، بیروت: انتشارات داراحیاء التراث العربی.

۴٫ ابن منظور، محمد بن مکرم (۱۴۱۴هـ.ق). لسان العرب، قم، نشر ادب حوزه.

۵٫ اربلی، علی بن عیسی (۱۳۸۱). کشف الغمه، تبریز، مکتبه بنی هاشمی.

۶٫ استرآبادى، سید شرف الدین (۱۴۰۹هـ.ق). شرح تأویل الآیات الظاهره، تحقیق: حسین الاستاد ولى، قم، مؤسسه النشر الاسلامى.

۷٫ اکبرنژاد، مهدى (۱۳۸۶). بررسى تطبیقى مهدویت در روایات شیعه و اهل سنت، قم، مؤسسه فرهنگى انتظار نور، بوستان کتاب.

۸٫ بحرانی، هاشم (۱۴۱۷هـ.ق). البرهان فی تفسیر القرآن، قم، مؤسسه بعثت.

۹٫ بحرانی، هاشم (۱۳۸۹). المحجّه فیما نزل فی القائم الحجّه، قم، بی نا.

۱۰٫ پرومیچیچ (۱۳۸۷). آینده پژوهی و مدیریت آینده، ترجمه عبادالله حیدری، تهران، مرکز آینده پژوهی و اطلاع رسانی.

۱۱٫ تهانوى، محمد على (۱۹۹۶). موسوعه کشاف اصطلاحات الفنون والعلوم، بیروت، مکتبه لبنان ناشرون.

۱۲٫ حائری یزدی، علی (۱۴۰۴هـ.ق). الزام الناصب فی اثبات الحجه الغائب، بیروت، نشر اعلمی للمطبوعات.

۱۳٫ خوارزمى، موفق (۱۴۱۱هـ.ق). مناقب على بن ابى طالب، تحقیق: مالک المحمودى، قم، مؤسسه النشر الاسلامى.

۱۴٫ دهخدا، علی اکبر (۱۳۳۹). لغت نامه، تهران، دانشگاه تهران.

۱۵٫ راغب اصفهانى، حسین بن محمد (۱۴۱۲هـ.ق). مفردات الفاظ القرآن، تحقیق صفوان عدنان داودى، دمشق، دارالقلم.

۱۶٫ سلیمیان، خدامراد (۱۳۸۴). بازگشت به دنیا در پایان تاریخ، قم، بوستان کتاب.

۱۷٫ شفیعی سروستانی، اسماعیل (۱۳۸۱). استراتژی انتظار، تهران، موعودعصر، ش۲و۱٫

۱۸٫ صافی گلپایگانی، لطف‌الله (۱۴۱۹هـ.ق). منتخب الاثر، قم، مؤسسه انتشاراتی حضرت معصومه۳٫

۱۹٫ صدوق، محمدبن علی بن بابویه (۱۳۹۰). کمال الدین و تمام النعمه، تصحیح علی اکبر غفاری، تهران، نشر مکتبه الصدوق.

۲۰٫ صنعانى، عبدالرزاق (۱۴۰۳هـ.ق). المصنّف، تحقیق:حبیب الرحمن الاعظمى، بیروت، منشورات المجلس العالمی.

۲۱٫ صوفی آبادی، محمود (۱۳۸۳). اسلام، جهانی شدن و پیامدهای فرهنگی آن، مجله اندیشه صادق، ش۱۶ تا ۱۹٫

۲۲٫ طالبان، محمد رضا (۱۳۷۶). مطالعه تطبیقی در خصوص امر به معروف و نهی از منکر و نظارت اجتماعی، معاونت آموزش و پرورش دفتر پژوهش‌های اجتماعی.

۲۳٫ طباطبایی، محمدحسین (۱۳۷۰).  شیعه در اسلام، قم، دفتر انتشارات اسلامی.

۲۴٫ طباطبایی، محمدحسین (۱۴۱۱هـ.ق). المیزان، بیروت، مؤسسه اعلمی.

۲۵٫ طوسی، محمد بن الحسن (۱۴۴۱هـ.ق). الغیبه، قم، مؤسسه معارف اسلامی.

۲۶٫ طوسى، محمد (۱۴۴۱هـ.ق). الامالى، تهران، مؤسسه البعثه.

۲۷٫ علی اکبری، راضیه (۱۳۹۲). سبک زندگی امام صادق۷ در فرهنگ سازی وحدت،مجموعه مقالات همایش سبک زندگی حضرت امام جعفر صادق۷، اصفهان، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد خوراسگان.

۲۸٫ عمید، حسن (۱۳۶۱). فرهنگ عمید، چاپ هفدهم، تهران، انتشارات امیر کبیر.

۲۹٫ قمی، علی بن ابراهیم (۱۴۱۱هـ.ق). تفسیر قمی، تصحیح موسوی جزایری، بیروت، دارالسرور.

۳۰٫ قندوزى حنفى، سلیمان (بی‌تا). ینابیع الموده، تحقیق: سید على جمال أشرف الحسینى، بیروت، أسوه.

۳۱٫ کازینو، ژان (۱۳۶۴). قدرت تلویزیون، ترجمه علی اسدی، تهران، مؤسسه انتشارات امیرکبیر.

۳۲٫ کثیری، حمید (۱۳۸۸). دین آینده و آینده دین، موعود، شماره۱۰۰٫

۳۳٫ کلینى، محمد بن یعقوب (۱۳۸۸). الکافى، تصحیح: على اکبر الغفارى، تهران، دار الکتب الاسلامیه.

۳۴٫ مجلسی محمد باقر (۱۴۰۳هـ.ق). بحار الانوار، تهران، دارالکتب الاسلامیه.

۳۵٫ محمدی ری شهری، محمد (۱۳۷۹). میزان الحکمه، ترجمه حمیدرضا شیخی، قم، دار الحدیث.

۳۶٫ مرعشی نجفی، شهاب الدین (۱۴۱۵هـ.ق). ملحقات الاحقاق، قم، مکتبه آیه الله مرعشی نجفی.

۳۷٫ مطهری، مرتضی (۱۳۷۸). مجموعه آثار، قم، صدرا.

۳۸٫ مک لولین، شون (۱۳۸۳). دین، مراسم مذهبی و فرهنگ، ترجمه افسانه نجاریان، اهواز، نشر رش.

۳۹٫ خزاز قمی، علی بن محمد، (۱۴۰۱ه‍.ق)، کفایه الاثر، قم، بیدار.

۴۰٫ ملکی‌فر، عقیل (۱۳۸۵). الفبای آینده‌پژوهی، تهران، کرانه علم.

۴۱٫ منصوری،رضا (۱۳۷۷). عزم ملی برای توسعه علمی و فرهنگی، تهران، طرح نو.

۴۲٫ موثقی، احمد (۱۳۷۰). استراتژی وحدت در اندیشه سیاسی اسلام، قم، دفتر تبلیغات اسلامی.

۴۳٫ موسوی اصفهانی، سیدمحمدتقی (۱۳۸۱). مکیال المکارم، مترجم سیدمهدی حائری قزوینی، قم، ناشر ایران نگین.

۴۴٫ نعمانی، ابوعبدالله محمدبن ابراهیم (۱۳۸۳). الغیبه، تبریز، بی نا.

۴۵٫ نودهی، علیرضا (۱۳۸۴). نظریه اختیاری بودن ظهور، تهران، موعود عصر.

۴۶٫ هندى، على المتقى (۱۴۰۵هـ.ق). کنز العمال فی سنن الاقوال والافعال، تصحیح: صفوه السقا، بیروت، مؤسسه الرساله.

۴۷٫ هیتمی، ابن حجر (۱۳۸۵). الصواعق المحرقه، قاهره، مکتبه القاهره.

 

[۱] دانشجوی دکتری دانشگاه ادیان و مذاهب قم؛  .Aliakbari.qom@gmail.com

درباره نویسنده