مجله شماره 43، مقالات، مقالات

بررسی تحلیلی روایی عنصر «بصیرت» دریاران امام زمان

 

بررسی تحلیلی روایی عنصر «بصیرت» دریاران امام زمان۴

محسن رحیمی جعفری â[۱]

رحیم کارگر ââ[۲]

چکیده

یکی از مباحث مهمی که اخیراً وارد ادبیات سیاسی اجتماعی کشور شده و در اندیشه دینی ما دارای ریشه عمیقی است، «بصیرت» است. بصیرت، شناخت و معرفت درست و عمیق است که دارای ابعاد و مؤلفه‌های زیادی است.

بدیهی است ویژگی‌های یاران امام عصر۴ هر کدام قابلیت بررسی جداگانه دارد. آنچه در مقام بیان آن هستیم، حرکت امام زمان۴ و درپی آن حکومت و گسترش عدالت در سراسر گیتی است که تحقق آن علاوه بر رهبر الاهی به ویژگی‌های همراهان ایشان بستگی دارد تا این توفیق عظیم حاصل شود. آن مشخصه خاص در یاران امام زمان۴ بصیرت است که با توجه به فلسفه بعثت انبیای الاهی و اهل بیت: بر حکومت جهانی و الاهی بوده است؛ اما به دلیل عدم بصیرت اطرافیان خاص در تحقق آن ناکام ماندند.

در این نوشتار با روش توصیفی ـ تحلیلی با رجوع به آیات و روایات قرآن به عنصر بصیرت در ابعاد مختلف، اعم از اعتقادی، اجتماعی، سیاسی و عملی در رابطه با یاران حضرت مهدی۴ ، پرداخته شده است.

واژگان کلیدی: بصیرت، بصیرت اعتقادی، بصیرت عملی، بصیرت سیاسی، بصیرت اجتماعی.


مقدمه

انقلاب جهانی حضرت مهدی۴، دارای یاران، اصحاب و کارگزارانی است که با تمام وجود در خدمت این نهضت الاهی هستند. اینان  دارای ویژگی‌های برجسته و اوصاف بی نظیری هستند که به جهت وجود این ویژگی‌ها، شایستگی همراهی با انقلاب جهانی را پیدا کرده‌اند.

از آن‌جا که ویژگی یاران حضرت مهدی۴ آیات و روایات متعددی را به خود اختصاص داده و تحلیل و بررسی این حجم از آیات و روایات از یک مقاله فراتر می­باشد؛ بر آن شدیم این نوشتار را به یکی از مهم‌ترین ویژگی یاران آن حضرت، یعنی «بصیرت»، اختصاص دهیم. بصیرت، ویژگی درونی و واقعی اصحاب و یاوران حضرت مهدی۴ است که در پرتو آن، ضمن شناخت درست راه حق، می‌توانند در تمام سختی‌ها و فتنه‌ها کنار حضرت قرار گیرند و خوف و ترس به خود راه ندهند.

عصر ظهور، دوران حیات طیبه و حیات معقول انسانی است؛ عصر حاکمیت عقلانیت و بصیرت افراد و جوامع و دوره بهتر زیستن و کمال‌گرایی است که کم‌تر نظیری می‌توان برای آن تصور کرد. در این عصر، تمامی ظرفیت‌ها و استعدادهای فطری و عقلی انسان، شکوفا می‌شوند و با شناختی همراه با بصیرت و عقلانیت، حیات نوینی فرا روی او گشوده می‌شود؛ چنان‌که پیامبر اسلام۹ می‌فرمایند:

لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیَا إِلَّا یَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ‏ اللَّهُ‏ ذَلِکَ الْیَوْمَ حَتَّى یَخْرُجَ رَجُلاً منّی فَیَمْلَأَهَا عَدْلًا وَ قِسْطاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما؛ اگر از دنیا یک روز بیش باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را آن‌قدر طولانی خواهد کرد تا مردی از تبار من ظهور کرده و زمین را چنان‌که پر از ظلم و ستم شده، از عدل و داد پر کند (شیخ صدوق، ۱۳۸۰، ج۴: ۱۷۷).

این وعده الاهی به طور حتم در پرتو یاران با بصیرتی خواهد بود که یک لحظه تردید و تزلزل در اطاعت محض از امام زمان خود نخواهند داشت؛ اگر چه گرد بادهای سهمگین تردیدهای دینی، دنیایی، معرفتی و وسوسه‌های اطرافیان و غیره، از هر طرف به شدّت وزیدن خواهد گرفت. در سایه این اعتقاد پولادین، تمام موجودات عالم شهد عدالت را خواهند چشید. البته در زمینه بصیرت مقالات متعددی به چاپ رسیده و مطالب فراوانی گفته شده است؛ ولی در زمینه یاران امام عصر۴ و در خصوص این ویژگی نوشته ای یافت نشد. مقاله پیش‌رو نکته مذکور را محور مطالب خود قرار داده تا به تحلیل و بررسی دقیق تری در این زمینه دست یابد.

بصیرت و جایگاه آن در معارف دینی

برای فهم بهتر و تبیین کامل‌تر بحث، ابتدا لازم است معنای لغوی و اصطلاحی «بصیرت» بیان شود.

«بصیرت» در لغت به معنای دانایى، بینایى، بینایى دل، هوشیارى، زیرکى و یقین است (معین، بی‌تا، ج۱: ۵۴۶). برخى در معنای اصطلاحی بصیرت مى‏گویند:

بصیرت قوّه قلبى یا نیرویى باطنى است که به نور قدس روشن گردیده و از پرتو آن، صاحب بصیرت، حقایق و بواطن اشیا را در مى‏یابد. بصیرت به مثابه بَصَر (چشم) است براى نفس (جمعی از محققان، ۱۳۹۰، ج۳: ۲۷۱).

از این رو بصیرت، انسان را از حیرت و تشویش و تردید می‌رهاند و هرگونه شبهه ای را طرد می‌کند؛ چنان که صاحب منازل السائرین می‌گوید:

اَلبَصیرَهُ ما یُخَلِّصُکَ مِنَ الحِیرَه؛ بصیرت چیزی است که تو را از حیرت خلاص می‌سازد (شیخ الاسلامی، ۱۳۸۳: ۱۸۹).

در پرتو چنین ویژگی بی نظیر، فرد می‌تواند در مسیر امام زمان خود حرکت و از فتنه‌های عظیم به سلامت عبور کند.

بصیرت به تعبیر امیر المؤمنیین۷، یعنی مشاهده درست و دقیق حوادث، تفکر و تدبّر در آن‌ها و سنجیدن مسائل و حوادث. بنابراین، بصیرت شامل آگاهی علمی و آگاهی عملی(همراه با نکته سنجی، درایت و فهم) است. در واقع بصیرت، همان بینش درست در شناخت حوادث، رویدادها و انتخاب صحیح و اقدام به موقع بر اساس این معرفت است.

قرآن کریم خطاب به پیامبر بزرگوار اسلام، اساس بندگی و پذیرش اسلام را بصیرت معرفی می‌کند:

قُلْ هذِهِ سَبیلی‏ أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى‏ بَصیرَهٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنی؛ ای رسول ما! امت را بگو طریقه من و پیروانم همین است که خلق را با بینایی و بصیرت دعوت می‌کنیم ‏(یوسف:۱۰۸).

در حقیقت در سراسر تاریخ، انبیای الاهی و اهل بیت: به دنبال تربیت افراد با بصیرت بودند؛ چرا که گاهی یک فرد بی بصر با بصیرت برای امام بسیار ارزشمند تر از افراد با بصر بی بصیرت بوده است؛ چون امام در پیش چشم آنان بود و آن‌ها، آن حضرت را نمی دیدند. ابو بصیر می‌گوید:

با امام باقر۷ وارد مسجد النبی شدیم. امام۷ فرمود: از مردم بپرس مرا می‌بینند؟ از هر که پرسیدم که آیا ابوجعفر۷ را دیده اند یا نه؛ پاسخ منفی بود! در این هنگام ابوهارون که نابینا بود، وارد شد. حضرت فرمود: از او هم بپرس! پرسیدم آیا ابو جعفر۷ را در مسجد می‌بینی؟ فوراً پاسخ داد: مگر کنار تو نایستاده است! پرسیدم: از کجا دانستی؟ گفت: چگونه ندانم، در حالی که نور درخشنده ای از او ساطع است (مجلسی، ۱۴۰۳، ج۴۶: ۲۴۳).

برای درک بهتر این ویژگی لازم است به وضعیت و نحوه برخورد و استقامت یاران ائمه معصومین: و عکس العمل آن سلاله‌های پاک عترت رسول الله۹ هر چند مختصر، گذری تاریخی داشته باشیم:

بعد از پیامبر خدا۹  ابتدا به کلام صدیقه طاهره۳ در مسجد پدر برای دفاع از امام زمان خود اشاره می‌کنیم که فرمود:

یَا مَعْشَرَ الْبَقِیَّهِ وَ یَا عِمَادَ الْمِلَّهِ وَ حَصَنَهَ الْإِسْلَامِ مَا هَذِهِ الْفَتْرَهُ فِی حَقِّی وَ السِّنَّهُ عَنْ ظُلَامَتِی‏… ؟! ای یادگاران زمان پیامبر  و اى عماد ملت، و اى حصن اسلام این چه فترت است در حق من، و این چه غفلتی است از ستم بر من‏ (اربلی، ۱۳۸۱: ج۱: ۴۸۹).

در حالی که مسلمانان به دعوت حضرت زهرا۳ پاسخ مثبتی ندادند؛ در برابر آن می‌بینیم که به محض اعلام ظهور، با وجود خطرات همه جانبه و تنهایی امام، یاران خاص (۳۱۳ نفر) در کم‌ترین زمان خود را به حضرت رسانده، بیعت و اطاعت کامل خود از حضرت مهدی۴ را اعلان می‌کنند (عاملی، ۱۴۲۵، ج۵: ۱۴۶) و این، همان بصیرتی است که این مقاله به آن پرداخته است.

همچنین امیرالمؤمنین۷ در سخنان متعدد، با عباراتی مختلف مطالبی فرمودند که حاکی از نبود یاران با بصیرت است. وقتی رنگ بی بصیرتی، یاران ایشان را فرا می‌گیرد، آن حضرت می­­­­فرمایند:

ای کسانی که شبیه مردان هستید، و حال آن که مرد نیستید! (نهج البلاغه: خطبه۱۲۷).

البته همیشه اندکی یاران با بصیرت که در این ویژگی همانند یاران امام عصر۴ بودند؛ وجود داشته‌اند. لذا در جایی دیگر امام۷ از یاران با بصیرت خود سراغ می­گیرد:

أَیْنَ إِخْوَانِیَ الَّذِینَ رَکِبُوا الطَّرِیقَ وَ مَضَوْا عَلَى الْحَقِّ أَیْنَ عَمَّارٌ وَ أَیْنَ ابْنُ التَّیِّهَانِ وَ أَیْنَ ذُو الشَّهَادَتَیْنِ وَ أَیْنَ نُظَرَاؤُهُمْ مِنْ إِخْوَانِهِمُ الَّذِینَ تَعَاقَدُوا عَلَى الْمَنِیَّهِ وَ أُبْرِدَ بِرُءُوسِهِمْ إِلَى الْفَجَرَهِ قَالَ ثُمَّ ضَرَبَ بِیَدِهِ [إِلَى‏] عَلَى لِحْیَتِهِ الشَّرِیفَهِ الْکَرِیمَهِ فَأَطَالَ الْبُکَاء…؛ کجایند برادران من؟ همان‌ها که در مسیر صحیح گام نهادند و در راه حق پیش افتادند؟ کجاست عمار[۳]؟ کجاست ابن تیّهان[۴]؟ و کجاست ذوالشهادتین[۵] و کجایند همانند آنان از برادرانشان که پیمان جانبازی بستند و سرهایشان را برای ستمگران فرستادند (همان: ۱۸۲).

نیز در مورد مالک اشتر، وقتی خدمت امام زمان خود رسید، حضرت به وی فرمود:

مَا الَّذِی‏ أَدْخَلَکَ‏ عَلَیَّ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ یَا مَالِکُ؟ فَقُلْتُ: خَیْراً یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ، وَ شَوْقِی إِلَیْکَ فَقَالَ: صَدَقْتَ وَ اللَّهِ یَا مَالِک‏؛ ای مالک چه چیزی باعث شد در این دل شب نزد من آیی؟ گفتم: در پی سعادت و شوق و محبتم به شما. فرمود: «به خدا راست می‌گویی ای مالک!… (دیلمی، ۱۴۱۲، ج۲: ۱۲۷).

و هنگام شهادتش فرمود:

مَالِک وَ مَا مَالِکٌ لَوْ کَانَ جَبَلًا لَکَانَ فِنْداً وَ لَوْ کَانَ حَجَراً لَکَانَ صَلْدا …. مالک، چه مالکی! به خدا اگر کوه بود، در سرافرازی، کوهی بود و اگر سنگ بود، سنگی سخت و محکم بود… (نهج البلاغه، حکمت۴۴۳).

البته دلیل ما بر شباهت این یاران اندک با یاران خاص حضرت روایاتی است که دال بر رجعت آنان در عصر ظهور و یکی شدن آنان با یاران حضرت می‌باشد[۶].

شهید مطهری در تعریف روشن بینی یا همان بصیرت که تجلی آن در رفتار امام حسین۷ بود، می‌نویسد:

روشن‏ بینی یعنی چه؟ یعنی حسین۷ در آن روز چیزهایی در خشت خام می‏دید که دیگران در آیینه هم نمی‏دیدند (مطهری، ۱۳۶۸، ج۱: ۸۴).

با اندکی دقت، حلقه گمشده این دوران را می‌توان همان بصیرت و روشن بینی عالمانه و دینی دانست که اهل بیت: در پی این ویژگی در یاران خویش بوده‌اند.

در نتیجه ما بر آن شدیم در پی ویژگی خاصی از یاران باشیم که در زمان تنهایی امام زمان۴ در کنار ولی خدا باشند؛ نه فقط برای امام گریه کنند؛ بلکه کسانی باشند چون سلمان و مقداد برای زهرای اطهر۳ و چون مالک اشتر برای امیرالمؤمنین۷٫

مولفه‌ها و ابعاد بصیرت و جایگاه آن نزد یاران امام

«بصیرت»، روشن بینی، اندیشمندی، دانایی حکیمانه و انسانی است که همچون چراغی پرنور در شب تاریک جلو انسان را روشن می‌کند و راه کمال و انسانیت را برای وی نمایان می‌سازد و سقوط او را در جهالت، ضلالت و فتنه‌ها مانع می‌گردد (کارگر، ۱۳۸۹: ۲۸). این بصیرت، به عنوان ویژگی برجسته یاران امام زمان۴ مورد توجه جدی روایات بوده است.

از آن‌جا که بصیرت، واژه ای عام است، نمی توان آن را به یک ویژگی منحصر دانست؛ بلکه باید از ابعاد گوناگون، آن را در مورد یاران امام عصر۴ بررسی کرد. بنابراین، سعی شده است بصیرت از جنبه‌های متعددی که در روایات آمده، مورد واکاوی قرار گیرد.

  1. بصیرت اعتقادی

مهم‌ترین بُعد در بصیرت، «شناخت» است؛ یعنی انسان با بهره‌مندی از شناخت درست و اصولی، در رهروی از امام خود، هیچ گاه به شک دچار نشود و از موانع در مسیر به آسانی عبور کند. شخص بصیر، بدون داشتن شناخت واقعی، دارای شخصیتی ناقص است؛ چنان که امام کاظم۷ به حسن بن عبدالله فرمود:

ابوعلی! حالتی در تو هست که من دوست دارم و مرا شادمان می‌کند. تنها نقص تو این است که شناخت و معرفت نداری. باید به دنبال آن بروی و آن را به دست آوری (کلینی، بی تا، ج۱: ۲۸۶).

از آن‌جا که انسان بصیر دارای ویژگی‌های منحصر به فرد است، در ابعادی که بحث می‌شود، اگر چه در کلیت هر بُعد افرادی همگن با آن‌ها وجود دارند؛ در ترازوی الاهی، اعمال آن‌ها که بی‌بصیرتند، ارزشی ندارد؛ در این جهت خداوند می‌فرماید:

وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَهَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیرا؛ هر که حکمت یافت، خیرى فراوان یافت (بقره: ۲۶۹).

امام باقر۷ می‌فرمایند:

منظور از” حکمت” معرفت و بصیرت است (عیاشی، ۱۳۸۰، ج۱: ۱۵۱).

نیز در روایتی امام صادق۷ فرمودند:

حکمت اطاعت خدا و شناختن امام است (کافی، بی‌تا، ج۱: ۱۸۵).

امام علی۷ در زمینه بصیرت همراه با شناخت یاران امام زمان۴ می‌فرمایند:

رجالٌ مؤمنونَ عَرَفُوا اللهَ حقَّ معرِفَتهِ و هم أنصارُ المهدی فی آخرِ الزمان؛ مردانی که خدا را آن چنان که شایسته است، شناخته‌‌اند، و آنان یاوران مهدی۴ در آخرالزّمان‌اند (مجلسی، ۱۴۰۳، ج ۵۷: ۲۲۹؛ صافی گلپایگانی، ۱۴۱۹: ۶۱۱).

البته شناخت دارای مراحلی است که به بیان امام صادق ۷از شناخت خداوند آغاز می‌شود:

اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ؛ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِیَّک‏… ؛ خدایا! خودت را به من بشناسان! چرا که اگر خودت را به من نشناسانی، رسولت را نخواهم شناخت… (کلینی، بی تا، ج۱: ۳۷۱).

همان‌طور که در این دعای شریف آمده، این شناخت خداوند است که راه گشای معرفت امام بوده و چشم دل را که از چشم بصر مهم‌تر است، بینا می‌کند. امیرالمؤمنین ۷می‌فرمایند:

ذَهابُ الْبَصَرِ خَیْرٌ مِنَ عَمْىِ الْبَصیرَهِ؛ کوری چشم بهتر از کوری دل است (تمیمی آمدی، ۱۴۰۷: ۴۱).

چرا که با کوری بصر جابر بن عبدالله انصاری می‌شوی؛ ولی در نبود بصیرت سرنوشت چنین شخصی از طلحه و زبیر بهتر نخواهد بود!

  1. بصیرت عملی

«بصیرت عملی»، بدان معناست که اصحاب حضرت مهدی۴ در اطاعت و پیروی از امام خود کوتاهی نمی کنند و مطیع و فرمان بردار مخلص آن  حضرت هستند.

عمل عبادی و البته با بصیرت، انسان را به مقصد می­رساند. لذا امام صادق۷ فرمود:

 الْعَامِلُ عَلَى غَیْرِ بَصِیرَهٍ کَالسَّائِرِ عَلَى غَیْرِ الطَّرِیقِ لَا یَزِیدُهُ سُرْعَهُ السَّیْرِ إِلَّا بُعْداً؛

کسى که بدون آگاهى عمل مى کند، همچون کسى است که از بیراهه مى رود که هرچه بر سرعت سیر خود بیفزاید، از جاده اصلى دورتر مى شود (کافی، بی تا، ج۱: ۴۳).

بر اساس روایات، یاران امام زمان۴ در اوج بصیرت عملی و اطاعت هستند که می‌توان آن را در دو بعد بررسی کرد:

الف. اطاعت از خداوند

قدم اوّل بصیرت عملی، اطاعت از دستورات، اوامر و نواهی خداوند است که اصحاب حضرت مهدی۴ در این زمینه، سرآمد همگان هستند.  امام علی۷ در این‌باره می‌فرمایند:

فَهُمُ الّذینَ وحَّدوا اللهَ حقَّ تَوحیدهِ؛ آنان به وحدانیت خداوند، آن چنان که حق وحدانیت اوست، اعتقاد دارند ؛ (کامل سلیمان، ۱۳۷۶: ۲۲۴).

در حدیثی دیگر پیامبر اکرم۹ در مورد آنان می‌فرمایند:

مُجِدُّونَ فی طاعهِ الله؛ آنان در طریق عبودیّت خداوند اهل جدیّت و تلاشند (مجلسی، ۱۴۰۳، ج۳۶: ۲۰۷)

تأیید و رضایت الاهی از این اطاعت محض در قرآن مورد اشاره واقع شده است؛ آن جا که خداوند می‌فرماید:

یا أیـُّها الذین ءامَنُوا، مَن یرتَدَّ مِنکُم عَن دینهِ فَسَوفَ یأتِی اللهُ بِقَومٍ یُحِبُّهُم و یُحِبُّونَه أذِلهٍ عَلی المؤمنینَ أعِزَّهٍ علی الکافرینَ یُجَاهِدُونَ فی سَبِیلِ اللهِ و لایُخَافُونَ لومَه لائِم ذلک فضلُ اللهِ یُؤتِیهِ مَن یَشاءُ و اللهُ واسِعٌ عَلِیم؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هر کس از شما از آیین خود باز گردد ]به خداوند زیانی نمی‌رساند[ خداوند جمعیّتی را می‌آورد که آن‌ها را دوست دارد و آنان نیز او را دوست دارند؛ در برابر مؤمنان متواضع و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند. آن‌ها در راه خدا جهاد می‌کنند و از سرزنش هیچ ملامت‌گری هراس ندارند. این فضل خداست که به هر کس بخواهد و شایسته ببیند، می‌دهد و ]فضل[ خداوند وسیع و داناست (مائده: ۵۴).

امام علی۷ در تفسیر این آیه می‌فرمایند:

هُم اصحابُ القائِم۴؛ آنان یاوران امام قائم۴ هستند (صافی گلپایگانی، ۱۴۱۹: ۴۷۵).

همچنین امام صادق۷ می‌فرمایند:

صاحب این امر، در پرتو این آیه ]در حمایت چنین یارانی آگاه و دلاور[ محفوظ است (بحرانی، ۱۴۱۹، ج۱: ۴۹۷).

اصحاب حضرت مهدی۴ در پرتو اطاعت از خداوند، هم محبوب خداوند هستند و هم از سرزنش هیچ سرزنش کننده ای، هراسی به دل راه نمی دهند.

ب. اطاعت محض از امام

اصحاب و یاران حضرت مهدی۴ کسانی هستند که با دل و جان و آگاهی و بصیرت تمام، از دستورات امام خود پیروی می‌کنند و در عمل، التزام، پایبندی و تعهد خود را به ایشان نشان می‌دهند. این طاعت، در طول اطاعت و فرمان برداری از دستورات خداوند است.

اگر به صرف اطاعت خداوند، بصیرت حاصل می­شد، نباید شاهد وجود افرادی مانند خوارج در برابر امامان در طول تاریخ می‌بودیم. بنابراین، اطاعت از امام گویای درستی و حقیقی بودن ویژگی اول است.

درخشش یاران امام زمان۴ در اطاعت از محبوب خود در کلام امام صادق۷ چنین به تصویر کشیده شده است:

رِجَالٌ کَأَنَّ قُلُوبَهُمْ زُبَرُ الْحَدِیدِ لَا یَشُوبُهَا شَکٌّ فِی ذَاتِ اللَّهِ أَشَدُّ مِنَ الْحَجَر… ِ هُمْ أَطْوَعُ لَهُ مِنَ الْأَمَهِ لِسَیِّدِهَا کَالْمَصَابِیحِ کَأَنَّ قُلُوبَهُمُ الْقَنَادِیلُ؛ مردانی که دل‌هاشان به سان پاره‌ آهن است. در ایمانشان به خدا و وعده ی او ذرّه ای تردید ندارند و باور آنان از کوه سخت تر است… ایشان در فرمانبرداری از سالار خویش مطیع تر از کنیز نسبت به مولای خود می‌باشند. آنان بسان چراغ‌های روشنگرند… دل‌هایشان بسان مشعله‌های پر نور است (مجلسی، ۱۴۰۳، ج۵۲: ۳۰۸).

اگر چنین اطاعتی از امام زمان۴ وجود نداشته باشد، هیچ حرکتی به ثمر نمی رسد؛ چنان‌که در انقلاب اسلامی اطاعت برخی از بزرگان در پیشبرد انقلاب اسلامی نقش بسزایی داشت. یکی از این افراد میرزا جواد آقا تهرانی ; بود. ایشان در مشهد، یکی از علمای بزرگ بود و بر خلاف امام خمینی; که علاوه بر فقه و اصول استاد عرفان و فلسفه بودند؛ وی از بزرگان مکتب تفکیک و مخالف عرفان و فلسفه بود. همین شخصیت با سن بالا و عدم توانایی، در مواردی متعدد در لبیک به فرمان امام خمینی; به جبهه رفت؛ با این اعتقاد که اطاعت از امام خمینی واجب است؛ با این که در مباحث علمی با امام خمینی۱ رویه‌ای متفاوت داشت[۷].

امام صادق۷ در روایتی ویژگی پیروان امام زمان۴ را چنین بیان می‌کنند:

طوبی لِشِیعَهِ قائمِنَا المُنتَظِرِینَ لِظُهُورِهِ فِی غَیبَتهِ وَ المُطِعِینَ لَهُ فِی ظُهُورِهِ أُولَئِکَ أَولِیاءُ اللهِ الَّذینَ لاخَوفٌ عَلَیهِم وَ لاهُم یَحزَنُونَ؛ خوشا به حال شیعیان قائم۴ که در زمان غیبتش منتظر ظهور او هستند و در هنگام ظهورش فرمانبردار او. آنان اولیای خدا هستند؛ همان‌‌ها که نه ترس آن‌ها را فرا می‌گیرد و نه اندوهگین می‌شوند (شیخ صدوق، ۱۳۸۰، ج۲: ۳۹).

امام صادق۷ راز و حلقه­ اتصال این زمینیان­ با عرشیان را در مناجات‌ها و ناله‌های شبانه آنان می‌دانند:

رِجَالٌ لَا یَنَامُونَ اللَّیْلَ لَهُمْ دَوِیٌّ فِی صَلَاتِهِمْ کَدَوِیِّ النَّحْلِ یَبِیتُونَ قِیَاماً عَلَى أَطْرَافِهِمْ وَ یُصْبِحُونَ عَلَى خُیُولِهِمْ رُهْبَانٌ بِاللَّیْلِ لُیُوثٌ بِالنَّهَار؛ بزرگ مردانی که شب‌ها را نمی‌خوابند. برای آن‌ها زمزمه‌ای است در نمازشان، همچون زمزمه انبوه زنبوران. شب‌ها را شب زنده داری می‌کنند، و صبح می‌کنند در حالی که بر مرکب‌های خویش سوارند ]و آماده پیکار[ راهبان شب هستند و شیران روز (مجلسی، ۱۴۰۳، ج۵۲: ۳۰۸).

این تشبیه‌ها در روایات واقعاً در نوع خود بی نظیر است؛ چون بالاترین مثال برای بهترین اطاعت در عرف انسان‌ها نحوه­ اطاعت پذیری برده در مقابل مولای خویش است و حال آن که امام صادق۷ که خود بالاترین مرتبه را در عبادت دارند، در وصف یاران امام زمان۴ اطاعت آنان را حتی از برده در مقابل ارباب خویش بالاتر می‌دانند. قطعاً این نحوه اطاعت در پرتو آن اعتقاد  اولیه به یگانگی خداوند متعال است.

  1. بصیرت سیاسی

اصحاب و یاران امام زمان۴، در شناخت مسائل و موضوعات سیاسی و گزینش راه درست، از بصیرت بالایی برخوردار هستند. راه خطا و اشتباه نمی روند و در فتنه‌ها و آشوب‌های سیاسی، گرفتار انحراف نمی‌شوند.

مهم‌ترین عامل انحراف سیاستمداران، ترس از قدرت مداران و دنیا پرستی است که امیرالمؤمنین۷ یاران امام زمان۴ را از این دو خصلت بری می‌دانند:

یُؤلِّفُ اللّهُ بَیْنَ قُلُوبِهِم، لا یَسْتوحِشُونَ مِنْ أحَدٍ وَلا یَفْرَحُونَ بِأحَدٍ یُدْخَلُ فِیهِم؛ خداوند بین دل‌های آن‌ها الفت برقرار می‌کند. ایشان از کسی و قدرتی وحشت ندارند و نه به خاطر پیوستن فرد یا قدرتی به گروهشان به شادمانی و غرور دچار نمی‌گردند» (جمعی از نویسندگان، ۱۴۱۱، ج۳: ۱۰۰).

عامل دیگری که گریبان بسیاری را در طول تاریخ گرفته و موجب انحراف یاران اهل بیت حتی خواص بوده، فتنه‌ها است؛ ولی یاران امام زمان۴ عاری از آن هستند: امیرالمؤمنین۷ می‌فرمایند:

إِبَّانُ وُرُودِ کُلِّ مَوْعُودٍ وَ دُنُوٍّ مِنْ طَلْعَهِ مَا لَا تَعْرِفُونَ أَلَا وَ إِنَّ مَنْ أَدْرَکَهَا مِنَّا یَسْرِی فِیهَا بِسِرَاجٍ مُنِیرٍ وَ یَحْذُو فِیهَا عَلَى مِثَالِ الصَّالِحِینَ لِیَحُلَّ فِیهَا رِبْقاً وَ یُعْتِقَ فِیهَا رِقّاً وَ یَصْدَعَ شَعْباً وَ یَشْعَبَ صَدْعاً فِی سُتْرَهٍ عَنِ النَّاسِ لَا یُبْصِرُ الْقَائِفُ أَثَرَهُ وَ لَوْ تَابَعَ نَظَرَهُ ثُمَّ لَیُشْحَذَنَّ فِیهَا قَوْمٌ شَحْذَ الْقَیْنِ النَّصْلَ تُجْلَى بِالتَّنْزِیلِ أَبْصَارُهُمْ وَ یُرْمَى بِالتَّفْسِیرِ فِی مَسَامِعِهِمْ وَ یُغْبَقُونَ کَأْسَ الْحِکْمَهِ بَعْدَ الصَّبُوح‏ ؛ آگاه باشید! هرکس از ما که فتنه‌های آینده را دریابد، با چراغی روشن‌ در آن گام می‌نهد و بر همان سیره و روش پیامبر و امامان رفتار می‌کند تا گره‌ها را بگشاید؛ بردگان و ملت‌های اسیر را آزاد سازد؛ جمعیت‌های گمراه و ستم‌گر را پراکنده و حق‌جویان پراکنده را جمع‌آوری می‌کند. اثر قدمش را نمی‌شناسند؛ اگر چه دریافتن اثر و نشانه‌ها تلاش فراوان کنند. سپس گروهی برای درهم کوبیدن فتنه‌ها آماده می‌گردند و چونان شمشیرها صیقل می‌خورند؛ دیده‌هایشان با قرآن روشنایی می‌گیرد. در گوش‌هایشان تفسیر قرآن طنین‌افکند و در صبحگاهان و شامگاهان جام‌های حکمت سرمی‌کشند (نهج البلاغه: خطبه۱۵۰).

عامل دیگر در جاماندن یاران، عدم آگاهی و بینش به فضای کشور و نقشه و حیله دشمن بود؛ اما یاران امام زمان۴ دارای بینش سیاسی، در سطح بالا هستند. از امام باقر۷ چنین نقل شده است:

کَأَنِّی بِأَصْحَابِ الْقَائِمِ۴ وَ قَدْ أَحَاطُوا بِمَا بَیْنَ الْخَافِقَیْنِ، فَلَیْسَ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلَّا وَ هُوَ مُطِیعٌ لَهُمْ حَتَّى سِبَاعُ الْأَرْضِ وَ سِبَاعُ الطَّیْرِ، یَطْلُبُ رِضَاهُمْ فِی کُلِّ شَیْ‏ءٍ، حَتَّى تَفْخَرَ الْأَرْضُ عَلَى الْأَرْضِ وَ تَقُولَ: مَرَّ بی‌الْیَوْمَ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ۴؛ گویی می‌بینم که اصحاب قائم آل محمد۹ بر آنچه  بین مشرق و مغرب عالم است، احاطه دارند. پس هیچ چیز در عالم نیست، مگر این که مطیع و فرمانبردار یاران مهدی۴ است؛ حتی درندگان هوا و زمین، همه در پی کسب رضایت آن‌ها هستند؛ به گونه­ای که قطعه زمینی بر قطعه دیگر به خود می­بالد و به آن می­گوید: امروز یکی از اصحاب قائم آل محمد۹ بر من گذر کرد (ابن بابویه، ۱۴۰۴: ۱۳۱).

در سفری که امام صادق۷ از کوفه عازم مدینه بودند، علما و بزرگان، از جمله ابراهیم ادهم و ابن ثوری، آن حضرت را تا بیرون کوفه مشایعت می‌کردند. عده ای نیز جلوتر از امام حرکت کرده بودند. ناگاه شیری درنده راه را بر آن‌ها می­بندد. ابراهیم ادهم می‌گوید: بایستید تا امام برسد و واکنش او را ببینید. وقتی آن حضرت می­رسد و جریان را به او می­گویند، آن جناب پیش می­رود و گوش حیوان را می­گیرد و حیوان را از جلو راه دور می­کند. سپس امام روی به جمعیت می­کند و می‌فرماید: اگر مردم خداوند را آن‌طور که شایسته است بندگی کنند؛ خواهند توانست بارهای سنگین خود را با چنین حیوانی حمل کنند (خسروی، ۱۳۸۶، ج۱: ۴۶).

این بصیرت همیشه راه گشای شیعه بوده است و جامعه تشیع را از تلاطم‌های زیادی نجات داده است. در عصر ظهور و قبل از انقلاب جهانی نیز این بصیرت، راهگشای جامعه منتظر خواهد بود و یاران امام زمان۴ را از خطرات و انحرافات مصون نگه خواهد داشت.

  1. بصیرت اجتماعی

کسانی که می‌خواهند در جامعه منشأ اقدامی باشند و در انزوا نمانند، به «بصیرت اجتماعی» احتیاج دارند. این‌ها باید بتوانند حق از باطل را تشخیص دهند و در مقابل شبهات کمر، خم نکنند. این‌ها بایستی به این نکته آگاه باشند که همیشه، باطل، خود را خالص و بدون نقاب عرضه نمی کند؛ بلکه به طور معمول نقاب حق بر چهره دارد و به گونه ای با حق در می‌آمیزد که این دو از هم قابل تشخیص نیستند و چه بسا مردم را به اشتباه و حیرت می‌اندازند.

در این دوران، با وجود دشمنان گوناگون و شگرد‌های آنان گام رهایی از دام دشمنان بصیرت و آگاهی در برابر اهداف شوم و پلید آنان است. باید بصیرت را در خود تقویت کرد تا ابزارهای دشمن را شناخته و در مقابل آن ایستادگی کنیم[۸].

بصیرت در حرکت و موضع گیری اجتماعی، آن گاه بیش تر لازم است که غفلت و حیرت جامعه را فراگرفته و ارزش‌ها وارونه شده باشند. این فضای غبار آلود و خواب کننده چشم‌های خواص و عوام، در زمان ظهور حضرت مهدی۴ به صورت آشکار وجود دارد.

امیرالمؤمنین در بیانی زمان ظهور را چنین به تصویر می‌کشند:

…. یَخْرُجُ‏ عَلَى‏ حِینِ‏ غَفْلَهٍ مِنَ النَّاس؛ حضرت مهدی۴ وقتی قیام می‌کند که غفلت مردم را فراگرفته است (جمعی از نویسندگان، ۱۴۱۱، ج۴: ۵۱).

البته دو غفلت را روایت بیان می‌کند: غفلت از ظهور و غوطه ور بودن در امور زندگی و غفلت از آمادگی برای ظهور و اطاعت از امام زمان۴ که بصیرت را نشانه گرفته است.

ابتدا در این حمله­ شیاطین، باید با سلاح بصیرت حرکت کرد و این روش امیرالمؤمنین۷ است که می‌فرمایند:

أَلاَ وَ إِنَّ اَلشَّیْطَانَ قَدْ جَمَعَ حِزْبَهُ وَ اِسْتَجْلَبَ خَیْلَهُ وَ رَجِلَهُ وَ إِنَّ مَعِی لبصیرتی مَا لَبَّسْتُ عَلَى نَفْسِی وَ لاَ لُبِّسَ عَلَیَّ وَ اَیْمُ اَللَّهِ لَأُفْرِطَنَّ لَهُمْ حَوْضاً أَنَا مَاتِحُهُ لاَ یَصْدُرُونَ عَنْهُ وَ لاَ یَعُودُونَ إِلَیْهِ؛ آگاه باشید که شیطان سواره و پیاده‌اش را فراخوانده و بر شما تاخته است. همانا در چنین موقعیتی بصیرت و بینش من با من است. حق را با لباس باطل بر خود نپوشیده­ام و لباس باطل را به صورت حق بر من نپوشانیده‌اند. به خدا سوگند براى دشمنان دین، حوضى را پرکنم که خود کشنده آب آن باشم و هر که در آن حوض پا نهاده دیگر بیرون نیاید و هر که بیرون آمد، دیگر به سوى آن باز نگردد (نهج البلاغه: خطبه۱۰).

امیرالمؤمنین در وصف یاران حضرت مهدی۴ می‌فرمایند:

قَوْمٌ… لَمْ یَمُنُّوا عَلَى اللهِ بِالصَّبْرِ، وَلَمْ یَسْتَعْظِمُوا بَذْلَ أَنْفُسِهِمْ فِی الْحَقِّ؛ حَتَّى إذَا وَافَقَ وَارِدُ الْقَضَاءِ انْقِطَاعَ مُدَّهِ الْبَلاَءِ، حَمَلُوا بصائرهم عَلَى أَسْیَافِهمْ، وَدَانُوا لِرَبِّهِمْ بِأَمْرِ وَاعِظِهِمْ؛ گروه دیگرى ]یاران مهدی۷  [… به جهت بردباری‌شان بر خداوند منّت نمی‌نهند و از این‌که نقد جان خویش را در کف اخلاص نهاده‌اند، احساس بزرگی نمی‌کنند، تا آن که به فرمان خدا دوران آزمایش به پایان رسد و آن‌ها بصیرت‌ها و درک‌ها و آگاهى هاى خود را روى شمشیرهایشان حمل مى کردند و به فرمان واعظ خویش به پرستش پروردگارشان پرداختند (همان: خطبه۱۵۰).

البته این یاران بصیر، هجمه شیاطین را هم به فرصت تبدیل می‌کنند؛ چرا که خداوند آنان را چنین توصیف نموده است:

إنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إذا مَسَّهُم طائِفٌ مِن الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإذا هُمْ مَبْصِرُون؛ چون اهل تقوا را از شیطان، وسوسه و خیالى به دل فرا رسد، همان دم خدا را به یاد آرند و همان لحظه بصیرت و بینایى پیدا کنند (اعراف: ۲۰۱)؛ و این ویژگی صالحین است.

آنچه شایان ذکر است بصیرت اجتماعی در روایات دارای ویژگی‌های متنوعی است که به چند مورد اشاره می شود:

۱٫۴٫ اتحاد و همدلی

یُؤلِّفُ اللّهُ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ، لا یَسْتُوْحِشُونَ مِنْ أحَدٍ وَلا یَفْرَحُونَ بِأحَدٍ یُدْخَلُ فِیهِم؛ خداوند بین دل‌های آن‌ها الفت برقرار می‌کند. ایشان نه از کسی و قدرتی وحشت دارند و نه به خاطر پیوستن فرد یا قدرتی به گروهشان به شادی و غرور مبتلا می‌گردند. (حاکم نیشابوری، ۱۴۱۸، ج۴: ۵۵۴).

امام باقر۷ در کلامی دیگر، به بُعد جدیدی از همدلی اشاره می‌فرمایند که نزد ما انسان‌های امروزی خیلی عجیب است. البته شاید این تعجب چندان هم خالی وجه نباشد؛ زیرا وقتی امام باقر۷ نیز از این همدلی از یاران خود سؤال می‌کنند، برای آنان نیز این همه همدلی عجیب است. حضرت می‌فرمایند:

إِذَا قَامَ الْقَائِمُ جَاءَتِ الْمُزَامَلَهُ وَ یَأْتِی الرَّجُلُ إِلَى کِیسِ أَخِیهِ فَیَأْخُذُ حَاجَتَهُ لَا یَمْنَعُه‏؛ هنگامى که قائم  ما قیام کند، دوستى واقعى و صمیمیت حقیقى پیاده مى شود. هر نیازمندى دست مى برد و از جیب برادر ایمانى اش به مقدار نیاز بر مى دارد و برادرش او را منع نمى کند (مجلسی، ۱۴۰۳، ج۵۲: ۳۷۲).

این اتحاد زمانی آشکار تر می‌شود که روایات فراوان در زمینه اختلافات مردم و دوری قلب‌ها در آخرالزمان را بنگریم.

۲٫۴٫ بیداری در برابر شبهه‌ها

ویژگی دیگر از بصیرت اجتماعی، بیداری در برابر شبهات است. آن جا که سوابق درخشان هم گاهی فایده نکرده و انحراف افراد سرشناسی را رقم زده است. امام صادق۷ می‌فرماید:

الْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَاتَهْجُمُ عَلَیْهِ اللَّوَابِس‏؛ آن که به زمان خویش آگاه است، شبهات بر او هجمه نخواهد کرد (حکیمی، ۱۴۱۰، ج۱: ۱۰۴).

امام سجاد۷ در وصف یاران امام زمان۴ می‌فرمایند:

یَا أَبَا خَالِدٍ إِنَّ أَهْلَ زَمَانِ غَیْبَتِهِ الْقَائِلِینَ بِإِمَامَتِهِ وَ الْمُنْتَظِرِینَ لِظُهُورِهِ أَفْضَلُ مِنْ أَهْلِ کُلِّ زَمَانٍ لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى أَعْطَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ وَ الْأَفْهَامِ وَ الْمَعْرِفَهِ مَا صَارَتْ بِهِ الْغَیْبَهُ عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَهِ الْمُشَاهَدَهِ وَ جَعَلَهُمْ فِی ذَلِکَ الزَّمَانِ بِمَنْزِلَهِ الْمُجَاهِدِینَ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ ص بِالسَّیْفِ أُولَئِکَ الْمُخْلَصُونَ حَقّاً وَ شِیعَتُنَا صِدْقاً وَ الدُّعَاهُ إِلَى دِینِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سِرّاً وَ جَهْرا؛ ای ابوخالد!‌ مردمانی که در روزگار غیبت به سر می‌برند و معتقد و منتظرند، از مردمان همه زمان‌ها برترند؛ زیرا خداوند متعال به آنان خرد و فهم و معرفتی داده که غیبت امام زمان۴ برای آنان مانند حضور است. خدا این مردم را مانند سربازان پیکارگر صدر اسلام قرار داده است؛ همانند کسانی که در رکاب پیامبر۹ شمشیر می‌زدند و پیکار می‌کردند. آنانند اخلاص‌پیشگان حقیقی و شیعیان واقعی. آنانند که در نهان و عیان مردم را به دین خدا دعوت می‌کنند (شیخ صدوق، ۱۳۸۰، ج۱: ۳۲۰).

این مطلب نشان می‌دهد که چنین جامعه‌ای با این افراد، از امتیازات خاصی برخوردار است که حضرت علی۷ در مورد آنان می‌فرماید:

لَمْ یَسْبِقُهُمْ الأوّلُونَ وَلا یُدْرِکِهِمُ الآخِرُون؛ آنان در شایستگی و امتیازات بر اوج رفیعی هستند. نه از نسل‌های گذشته کسی از آنان پیشی گرفته است و نه از آیندگان کسی به مقام والای آنان می‌رسد. (حاکم نیشابوری، ۱۴۱۸، ج۴: ۵۵۴).

در کلامی دیگر امیرالمؤمنین۷ در وصف انسان بصیر در جامعه که مصداق بارز آن یاران خاص حضرت مهدی۴ می‌باشند را چنین توصیف می‌فرمایند:

اِنَّمَا الْبَصیرُ مَنْ سَمِعَ فَتَفَکَّرَ وَ نَظَرَ فَابَصَرَ وَانْتَفَعَ بِالْعِبَرِ، ثُمَّ سَلَکَ جَدَداً واضِحاً؛ انسان با بصیرت کسى است که بشنود و خوب بیندیشد و بنگرد و ببیند و از تجارب دنیا بهره گیرد، سپس در راه روشن حرکت کند (نهج البلاغه: خطبه۱۵۳).

این بینایی ژرف و عمیق موهبتی الاهی است برای یارانی که تا آخرین لحظه در کنار امام خویش باقی می‌مانند؛ همانند حضرت ابالفضل العباس۷ که امام صادق۷ ایشان را چنین وصف می‌کنند:

کانَ عَمِنا العَباس نافِذَ البَصِیره؛ عموى ما، عباس بصیرت نافذ داشت (ابی مخنف، بی‌تا: ۱۷۶).

جهانی که خداوند آفریده، مغلوب این نگاه تیز بین و عمق نگر است؛ و البته اگر این نگاه مرعوبانه باشد، دنیا او را می‌بلعد. برای رسیدن به درک صحیح از کلمات دُر گونه مولا علی۷ مدد می­گیریم که فرمود:

وَ مَنْ‏ أَبْصَرَ بِهَا بَصَّرَتْهُ وَ مَنْ أَبْصَرَ إِلَیْهَا أَعْمَتْه‏؛ کسى که ]با چشم بصیرت[ به دنیا نگریست، دنیا حقیقت را به وى مى نمایاند ]و او را آگاهى می‌بخشد[ و آن کس که در دنیا نگریست ]چشم به دنیا دوخت[ او را کور ]دل[ مى نماید (نهج البلاغه: خطبه۸۳).

بنابراین کسی که ویژگی بصیرت در ابعاد مختلف را به همراه دارد از بیداری جامع و کاملی برخوردار بوده و در همه پستی بلندی‌ها در کنار امام زمان خود خواهد بود.

۳٫۴٫ ساده‌زیستی

ویژگی دیگر یاران مهدی۴ ساده زیستی آنان است که در جامعه پیشرفته­ دوران ظهور نشانه­ انسان‌های راستین است. امام صادق۷ در این زمینه می‌فرماید:

کَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَى الْقَائِمِ وَ أَصْحَابِهِ فِی نَجَفِ الْکُوفَهِ کَأَنَّ عَلَى رُءُوسِهِمُ الطَّیْرَ قَدْ فَنِیَتْ أَزْوَادُهُمْ وَ خَلُقَتْ ثِیَابُهُمْ قَدْ أَثَّرَ السُّجُودُ بِجِبَاهِهِمْ لُیُوثٌ بِالنَّهَارِ رُهْبَانٌ بِاللَّیْلِ کَأَنَّ قُلُوبَهُمْ زُبَرُ الْحَدِیدِ یُعْطَى الرَّجُلُ مِنْهُمْ قُوَّهَ أَرْبَعِینَ رَجُلًا لَا یَقْتُلُ أَحَداً مِنْهُمْ إِلَّا کَافِرٌ أَوْ مُنَافِقٌ وَ قَدْ وَصَفَهُمُ اللَّهُ تَعَالَى بِالتَّوَسُّمِ فِی‏ کِتَابِهِ الْعَزِیزِ بِقَوْلِهِ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِین‏؛ گویا که قائم و یاران او را مى بینم که در نجف ]کوفه[ اجتماع کرده و پرندگانى برسر آن‌ها پرواز مى کنند. توشه هاى آن‌ها کاستى گرفته؛ جامه هاى آن‌ها کهنه شده و نشان سجده بر پیشانى آن‌ها نقش بسته است. آن‌ها شیران روز و زاهدان شب‌اند. دل‌هایشان مانند پاره هاى آهن ]محکم و استوار[ است و هر کدام از آن‌ها توان چهل مرد را دارا هستند. هیچ یک از آن‌ها کشته نمى شود، مگر به دست کافر یا منافق. خداوند تعالى در کتاب عزیز خود از آن‌ها با عنوان اهل بصیرت و تیزبینى یاد کرده است؛ آن جا که مى فرماید:در این ]عذاب[ براى اهل بصیرت نشانه هایى نهفته است (مجلسی، ۱۴۰۳، ج۵۲: ۳۸۶).

اهمیت این بخش در آن است که اگر افرادی در پی امام خود بوده و در تلاشند هیچگاه از او فاصله نگیرند باید در ویژگی‌های متعدد هم‌رنگ با ایشان باشند و یکی از ویژگی‌های مهم انبیای الاهی و اهل‌بیت: ساده‌زیستی بوده که در پرتو آن شیاطین هوس‌باز و دنیاپرست با عرضه زیبایی های حرام دنیا نتوانستند کوچکترین انحرافی در مسیر الاهی آنان ایجاد کنند. در نتیجه یاران خاص امام زمان۴ در پرتو این ویژگی از این انحراف که اهل دنیا در آن غوطه‌ورند، مصون هستند.

۴٫۴٫ صبر و شکیبایی

ویژگی زیبای دیگر یاران مهدی۴ صبور بودن آنان است که این هم از بصیرت آنان سرچشمه گرفته است. این منش زیبا را حضرت صادق۷ از زبان نیکوی رسول الله۹ چنین نقل می‌کنند:

سَیَأْتِی قَوْمٌ مِنْ بَعْدِکُمْ الرَّجُلُ الْوَاحِدُ مِنْهُمْ لَهُ أَجْرُ خَمْسِینَ مِنْکُمْ قَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ نَحْنُ کُنَّا مَعَکَ بِبَدْرٍ وَ أُحُدٍ وَ حُنَیْنٍ وَ نَزَلَ فِینَا الْقُرْآنُ فَقَالَ إِنَّکُمْ لَوْ تَحَمَّلُوا لِمَا حُمِّلُوا لَمْ تَصْبِرُوا صَبْرَهُمْ؛ بعد از شما قومى خواهند آمد که پاداش هر یک از آن‌ها برابر پاداش پنجاه تن از شماست. گفتند: یارسول اللّه! مگر نه این است که ما در حضور شما در جنگ بدر و اُحد و حُنین شرکت جستیم و قرآن در میان ما نازل شده است؟! فرمود: اگر آنچه بر آن‌ها روى خواهد داد، بر شما روى مى داد، شما هرگز نمى‌توانستید چون آن‌ها صبر و شکیبایى را پیشه خود سازید» (شیخ طوسی، ۱۳۸۷: ۴۵۶؛ مجلسی، ۱۴۰۳، ج۵۲: ۱۳۰).

 نتیجه گیری

با توجه به بررسی‌های صورت گرفته، «بصیرت»، گذر از بصر است تا در پرتو آن، به بصیرت رسیده و  در پرتو آن نسبت به ولی خداوند  دارای شناخت، معرفت درست و عمیق شود و بصیرت قوه قلبی است که به نور قدس روشن گردیده و صاحب آن حقایق و بواطن وقایع و فتنه‌ها را درمی یابد. «بصیرت» مولفه‌ها و ابعاد گوناگونی دارد که عبارتند از: «بصیرت اعتقادی» که یاران امام زمان۴ در پرتو اعتقاد و ایمان کامل به خداوند ایمان کامل به امام خویش دارند.

«بصیرت عملی» که بر اساس روایات یاران حضرت در اوج بصیرت عملی و اطاعت محض از ولی خداوند هستند.

«بصیرت سیاسی» که یاران حضرت در شناخت مسائل و موضوعات سیاسی از چنان بصیرتی برخوردارند که هیچ‌گاه در فتنه‌ها و آشوب‌های سیاسی به خطا نخواهند رفت.

«بصیرت اجتماعی»  که در پرتو آن، در رفتار و سلوک اجتماعی و برخورد با مسائل اجتماعی سرآمد انسان‌های روزگار خویش می‌باشند.

در نتیجه این یاران که در کمال انسانیت قرار دارند، باعث پیروزی حرکت جهانی حضرت خواهند شد و به همین دلیل است که بهترین‌های عالم در دوره رجعت به آنان ملحق خواهند شد. البته این نکته قابل ذکر است که بصیرت دارای مراتب است که بالاترین آن به ائمه معصومین: متعلق است. البته این پژوهش در پی بیان اصل موضوع بوده بدان امید که برای نوشتن مقالاتی چند در خصوص ابعاد شخصیتی یاران امام زمان۴ به عنوان فتح بابی قلمداد گردد.


منابع

قرآن کریم.

نهج البلاغه.

  1. آمدی تمیمی، عبدالواحد(۱۴۰۷ق). غررالحکم، بیروت، مؤسسه الاعلمی.
  2. آیتی، نصرت الله(۱۳۸۱).یاوران مهدی، فصلنامه علمی ـ تخصصی انتظار، شماره ۳، قم، مرکز تخصصی مهدویت.
  3. ابن بابویه، علی(۱۴۰۴ق). الامامه و التبصره من الحیره، قم، مدرسه الامام مهدی۴٫
  4. اربلی، علی بن عیسی (۱۳۸۱ق). کشف الغمه فی معرفه الائمه:، مصحح: رسولی محلاتی، تبریز، بنی‌هاشمی.
  5. ازدی، أبومخنف(بی تا). مقتل أبی مخنف، تحقیق: حسین الغفاری، قم، مطبعه العلمیه.
  6. بالادستیان، محمدامین ودیگران(۱۳۹۱). نگین آفرینش، قم، بنیاد فرهنگی مهدی موعود۴٫
  7. بحرانی، سیدهاشم(۱۴۱۹ق). البرهان فی تفسیر القرآن، اول، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات.
  8. حاکم النیشابوری، ابوعبدالله(۱۴۱۸ق). المستدرک علی الصحیحین، بیروت، دار المعرفه.
  9. حرعاملی، محمد(۱۴۲۵ق). اثباه الهداه بالنصوص و المعجزات، بیروت، اعلمی.
  • حکیمی، محمد رضا،محمد و علی(۱۴۱۰ق). الحیاه، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
  • خسروی، موسی(۱۳۸۶). پند تاریخ از سقیفه تا نینوا، تهران، اسلامیه.
  • دشتی، محمد(بی تا). نهج الحیاه، نهم، قم، مؤسسه تحقیقاتی امیرالمؤمنین۷٫
  • دفتر تبلیغات(۱۴۳۱ق). ره توشه راهیان نور، قم، نشر رشید.
  • دیلمی، حسن(۱۴۱۲ق). ارشاد القلوب، بی جا، انتشارات شریف رضی.
  • سلیمان، کامل(۱۳۷۶). یوم الخلاص، تهران، آفاق.
  • سلیمیان، خدامراد(۱۳۸۵). درسنامه مهدویت، قم، بنیاد فرهنگی مهدی موعود۴٫
  • سیدرضی(۱۳۸۶). نهج البلاغه، ترجمه: محمد دشتی، قم، انتشارات امیرالمؤمنین۷٫
  1. شیخ الاسلامی، علی(۱۳۸۳). شرح منازل السائرین، تهران، دانشگاه تهران.
  • صافی گلپایگانی، لطف الله(۱۴۱۹ق). منتخب الاثر، قم، السیده المعصومه.
  • صدوق، ابوجعفر محمد بن علی(۱۳۸۰). کمال الدین و تمام النعمه، تصحیح: منصور پهلوان، تحقیق: علی اکبر غفاری، قم، دار الحدیث.
  • طبسی، نجم الدین(۱۳۸۶). نشانه‌ای از دولت موعود۴، قم، بوستان کتاب.
  • طباطبایی، محمدحسین(۱۳۷۴). المیزان، مترجم: محمد باقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی.
  • طوسی، ابوجعفر محمد بن حسن(۱۳۸۷). الغیبه، ترجمه و تحقیق: مجتبی عزیزی، قم، مسجد مقدس جمکران.
  • عیاشی، محمد بن مسعود(۱۳۸۰). تفسیر عیاشی، تهران، المطبعه العلمیه.
  • کارگر، رحیم(۱۳۸۹). تعلیم و تربیت در عصر ظهور، قم، بنیاد فرهنگی مهدی موعود۴٫
  • کلینی، محمد بن یعقوب(بی‌تا). اصول کافی، مترجم: سیدجواد مصطفوی، تهران، اسلامی.
  • کلینی، محمد بن یعقوب(بی‌تا). روضه کافی، مترجم: سیدهاشم رسول محلاتی، تهران، اسلامی.
  • کمره‌ای، محمدباقر(۱۳۷۳). در کربلا چه گذشت؟ ترجمه: نفس المهموم، قم، اسوه.
  • کورانی، علی و جمعی از نویسندگان(۱۴۱۱ق). معجم احادیث الامام المهدی۴، قم، مؤسسه المعارف الاسلامیه.
  • مؤسسه انتشارات حکمت(۱۳۹۰). دایره المعارف تشیع، تهران، انتشارات حکمت.
  • مجلسی، محمدباقر(۱۴۰۳ق). بحار الانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
  • مطهری، مرتضی(۱۳۶۸). حماسه حسینی، قم، انتشارات صدرا.
  • معین، محمد(بی تا). فرهنگ فارسی معین،تهران، انتشارات امیرکبیر.
  • مفید، محمد(۱۴۱۴ق). الأرشاد، تحقیق مؤسسه آل البیت:، بیروت، دارالمفید للطباعه و النشر و التوزیع.

مکارم شیرازی، ناصر(۱۳۸۰). تفسیر نمونه، جمعی از نویسندگان، قم، دارالکتب الاسلامیه

â دانش آموخته سطح ۳ مرکز تخصصی مهدویت       Rahimi.mohsen0@gmail.com

ââ عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی   Noorbaran313@gmail.com

[۳] . عمار، فرزند یاسر از نخستین مسلمانان بود، و در تمام جنگ ها در کنار رسول خدا۹ و امیرالمؤمنین۷ شرکت داشت و در جنگ صفین شهید شد.

[۴] . مالک بن تیهان از بزرگان صحابه بود که در جنگ بدر شرکت داشت و در جنگ صفین شهید شد.

[۵] . پیامبر۹ به خزیمه بن ثابت انصاری لقب «ذوالشهادتین» داد. شهادت او به جای شهادت دو نفر به حساب می آمد.

[۶] . رجوع شود به کتاب الشیعه و الرجعه، نوشته مرحوم آیت الله محمدرضا طبسی، ج۱: ۱۵۸٫ در این کتاب در زمان رجعت خوبان برای یاری امام عصر۴ به رجعت سلمان فارسی، مقداد و مالک اشتر اشاره شده است.

[۷] . برای آگاهی از ابعاد الاهی این شخصیت و علاقه‌مندی ایشان به امام خمینی; و بالعکس، به بحث استاد رحیم پور ازغدی با عنوان تشیع انگلیسی، اسلام آمریکایی مراجعه شود.

[۸] . پخش مصاحبه با آیت الله جوادی آملی از سیما، در راهپیمایی روز قدس .

درباره نویسنده