اعتقادی

نگاهى دوباره به انتظار (۲)

نگاهى دوباره به انتظار (۲)
مجید حیدرى نیک
از دست غیب تو شکایت نمی‏کنم‏ تا نیست غیبتی نبود لذت حضور
ای غایب از نظر به خدا می‏سپارمت‏ جانم بسوختی و به جان دوست دارمت (حافظ)
اشاره: در شماره اول درباره حقیقت، ضرورت و ابعاد انتظار و اهمیت زیادی که رهبران دینی، برای دوران انتظار قائل اند، بحث شد.
سفارش‏های فراوان در مورد ((انتظار))، زمینه‏ای را فراهم ساخت تا در مورد مفهوم و حقیقت آن کنکاش بیشتری صورت‏گیرد و در نهایت انتظار به حرکت، پویایی، اقدام، زمینه‏سازی و ایجاد آمادگی تعریف شد.. هم چنین ضمن بیان ضرورت انتظار، روشن شد که برای هر انقلابی، گذر از یک دوره ((انتظار)) ضرورت است و هر قدر اهداف انقلابی، بزرگ‏تر باشد، دوره انتظار آن هم گسترده‏تر خواهد بود.
سنت تغییرناپذیر الهی، بر این است که اجرا و ایجاد تغییرات اصلاح گرایانه به یک سلسله شرایط و زمینه‏های خارجی بستگی دارد و تا همه آن شرایط، کاملاً تحقق نیابد، امکان رسیدن به هدف وجود ندارد. درست به همین جهت است که اسلام، پس از یک دوره طولانی و پس از چندین قرن، ظهور کرد.
جهان در انتظار ماند تا پنج قرن از جاهلیت بگذرد و آن وقت آخرین پیام آسمانی به واسطه رسول گرامی اسلام فرستاده شود. در بحث ((ضرورت انتظار)) موقعیت امام زمان (عج) با همین نگاه بررسی شد و این نتیجه به دست آمد که انقلاب آن حضرت از نظر اجرا، همانند همه انقلاب‏ها، به زمینه‏های عینی و خارجی بستگی دارد.
بحث دیگری که در نوشتار پیشین به آن پرداخته شد، ابعاد((انتظار)) بود، یعنی؛ آمادگی فکری و روحی، آمادگی در طرح و برنامه‏ریزی و آمادگی در عمل، از ابعاد انتظار به شمار می‏رود.
اینک در نوشتار حاضر، ادامه مباحث به ترتیب ذیل پی گرفته خواهد شد.

۴٫ مبانی انتظار(۱)
ابتدا گفتنی است که انتظار مورد بحث ما، با انتظاری که به عنوان یک اصل مسلّم، در میان همه مدعیان نبوت مطرح است (فوتوریسم)(۲) فرق می‏کند. همه آنان، در انتظار یک وجود فرابشری‏اند که در آخرالزمان ظهور کرده، نظم و عدالت را به جهان باز خواهد گرداند. حتی هندی‏ها و اقوامی که هیچ وابستگی به امر قدسی ندارند، منتظر یک تحوّل جدید هستند.
اما حقیقت انتظار در ((اندیشه و فرهنگ شیعه))، به نیاز و اضطرار ما به موعود؛ یعنی، کسی که همه دین را در دل خودش دارد، تعبیر می‏شود. باید نسل معاصر خود را با این حقیقت، آشنا کنیم که ما نیازمند طلایه داری هستیم که با وحی پیوند دارد؛ مخصوصاً در این زمان که انسان به قدرت‏های خودش نزدیک شده و بن بست‏ها و شکست‏ها را هنوز احساس نکرده است، او دوری راه و سختی آن را هنوز باور نکرده است و احساس می‏کند تجربه، علم، عقل و عرفانش، کفایت می‏کند. این نگاه هم در اصل دین و هم در حامل دین (رسول (ص)) و هم در حافظ دین (ولی و معصوم (ع))، تلقی ما از انتظار را به اضطرار و احتیاج به مهدی موعود، پیوند می‏زند و در نتیجه مبانی دیگری باید برای انتظار رقم زد.

یکم. بحران‏ها:
بشر بحران زده این عصر، به جهت تشنگی فراوان روحی برای دست‏یابی به پایگاهی استوار و جاوید، هر روز به سویی سرمی‏کشد؛ و لیکن چون به سرچشمه حیات دست نمی‏یازد، به مرداب‏ها و باتلاق‏ها می‏رسد که نه تنها تشنگی او را رفع نمی‏کند؛ بلکه بر بیماری‏های روحی و جسمی او می‏افزاید. اندیشه ((مصلح جویی)) را می‏توان نتیجه اضطراب و خستگی از اوضاع مسلّط بر جهان، دانست که اندیشوران بشر تهی از معنویت را، به سمت ارائه نظریه‏ها و یا اندیشه‏های نوین، برای دگرگون کردن این اوضاع تباه آلود کشانیده است.
این بحران‏ها و بن‏بست‏ها، توده مردم را به ستوه آورده است؛ چنان که بارها، با فریاد اعتراض خود،(۳) راه گریز از وضعیت فعلی را انتظار می‏کشند. بنابراین ((انتظار)) می‏تواند در بحران‏ها، ظلم و ستم‏ها، جهل و نادانی‏ها و فریب و رنج و فقر ریشه داشته باشد. و این بحران‏ها یکی از اساسی‏ترین ریشه‏های ((انتظار)) در توده مردم است. سوگمندانه باید گفت که پیشرفت علوم طبیعی در جهان کنونی، نه تنها باعث انحطاط اخلاق و تحقیر انسانیت در جوامع بشری شده است؛ بلکه اصل حیات و بقای نسل بشر را در روی کره زمین، تهدید می‏کند. از طرف دیگر، درهای امید برای نجات از وضع کنونی بسته شده است و سازمان هایی که بدین منظور تأسیس شده‏اند، کارآیی لازم را ندارند و آلت دست دولت‏های بزرگ شده‏اند. تنها روزنه امید برای خروج از این نابه‏سامانی‏ها، یک انقلاب همه جانبه و ظهور ((مصلح و منجی)) جهانی است.

دوم. ساختار و ترکیب وجودی انسان و جهان متحوّل‏
ساختار وجودی انسان، به شکلی است که اگر تمامی لذت‏های دنیا را هم به او بدهند و به تمامی آمال و آرزوهای مادی و دنیای خود برسد، آرام نمی‏گیرد و وجود او پر نمی‏شود؛ زیرا دل آدمی بزرگ‏تر از رحم دنیا است و با این امور محدود تأمین نمی‏شود. داستان بن بست و خلأ معنویت انسان قرن بیست و یکم نیز بیانگر همین حقیقت است. بسیاری از اندیشمندان غربی، خودشان اقرار می‏کنند: امروز دنیا به خستگی رسیده است… یکی از ویژگی‏های لذت جسمی، این است که انسان پس از مدتی به خستگی می‏رسد. یک وقت در آمریکا اعلام شد: ((می‏خواهیم تظاهرات کنیم برای این که خدا برگردد)).(۴)
این ویژگی انسان، او را با عالم دیگر پیوند می‏دهد و ایمان به غیب و گرایش به ماورای حسّیات را برای او به ارمغان می‏آورد. انسان وقتی ارزش وجودی خود را شناخت و فهمید، یا احتمال داد که دنیاهای گسترده‏تری وجود دارد؛ احساس تنگنا می‏کند. با این شناخت است که دنیا سجن و زندان مؤمن می‏شود. چنان که امیرمؤمنان(ع) در خطبه متقین به این نکته اشاره فرموده است: ((آنان با سرپوش اجل در دنیا نگه داشته شده‏اند)).(۵)
آب درون ظرف، وقتی حرارت می‏بیند و ناخالصی هایش جدا می‏شود، سبک شده، بخار می‏گردد. اگر درپوش ظرف نباشد، پرواز می‏کند. آدمی نیز این چنین به پرواز درمی‏آید و این بزرگی روح، به جهت ایمانی است که او را با عالم دیگر پیوند داده است.
دنیا برای او تنگ است، اما برای کافر بزرگ و بهشت است؛ چون چیز دیگری نمی‏خواهد. لیکن برای مؤمن زندان است(۶)؛ چون به وسعت رسیده و دنیا، برایش جز متاعی اندک چیز دیگری نیست.
انسان، همواره کنجکاو و پرسش‏گر است و این از خصوصیات فطری و ذاتی او است. کودکان از بس می‏پرسند، اطرافیان را خسته می‏کنند؛ در حالی که کسی به آنان یاد نمی‏دهد که سؤال کنند. این ویژگی در درون آدمی است؛ او می‏خواهد به عوالم دیگرراه پیدا کند. پیشرفت‏های علمی و فضایی قرن حاضر، به جهت همین حس کنجکاوی و ویژگی پرسش‏گری انسان است.
گویی آدمی مدام به دیوار می‏کوبد تا از آن طرف دیوار با خبر شود و از حصار دنیا رهایی یابد.
در اندرون من خسته دل ندانم چیست‏ که من خموشم و او در فغان و در غوغاست‏(حافظ)
بنابراین وقتی نگاه انسان به دنیا، تغییر کرد و دنیاهای آینده را با تمام وجود درخواست نمود؛ به دنبال شخصی می‏گردد که او را به آن سامان، رهنما باشد. او منتظر و نیازمند وجودی است که وی را با خود، به بلندای روح انسانیت ببرد. این انسان، به رغم برخورداری از رفاه، عدل ظاهری و… باز منتظر است؛ چون دو عنصر او را در التهاب و بی‏قراری نگه می‏دارد:۱٫ ترکیب وجودی انسان؛ ۲٫ جهان در حال دگرگونی و چهار فصل.
رشد سریع اسلام در اروپا و سایر کشورهای غربی، به رغم برخورداری از امکانات مدرن، از همین ویژگی خبر می‏دهد. احساس غربت ناشی از زندگی صنعتی، در مقابل معنویت و صمیمت دین، باعث شده تا انسان مجهّز به تکنیک و فن‏آوری، با مذهب پیوند بخورد زیرا علم و دانش هرچند بسیاری از سؤالات انسان را پاسخ‏گو است و قدرت و صنعت هم امکانات و رفاه را برای آدمی به ارمغان می‏آورد، اما انسان با این امکانات زودتر به بن‏بست می‏رسد. وی قبل از رسیدن به این امکانات، خیال می‏کرد با آن‏ها به آرامش می‏رسد و با این آرزو تا مدتی دلخوش بود. اما با دست یافتن به رفاه، در واقع به آخر خط رسیده است. چون احساس غربت و تنهایی او بیشتر شده و فریاد اعتراض انسان معاصر بلندتر از دیروز به گوش می‏رسد. اوژن یونسکو، نویسنده‏ای که با نوشتن نمایشنامه‏های پوچی مثل ((کرگدن)) و ((آوازه خوان طاس)) شهرت یافت، در آخرین مصاحبه‏اش می‏گوید:
((… حقیقت این است که ادبیات دیگر چیز مهمّی به من نمی‏گوید… من یک عمر به نوشتن نمایشنامه، پشت نمایشنامه ادامه دادم. چون نمی‏توانستم کار دیگری بکنم؛ اما همیشه حسرت این را داشتم که کاش توانسته بودم کار دیگری بکنم… کاش استعدادش را داشتم که راهب بشوم… تنها یک امید باقی می‏ماند، روز رستاخیز)).(۷)
((ناتانیل براندون)) درباره همین پوچی و خلأمعنوی می‏نویسد. او در ابتدا مردی را توصیف می‏کند که جذّاب چهل ساله، با حرارت و پرانرژی، شیک، خوشگذران و متجدد است. از مسافرت‏ها و عیاشی‏هایش تعریف می‏کند، اما ناگهان با همه توصیف‏ها، درخواست گفت‏وگویی خصوصی و صمیمانه را می‏کند و می‏گوید: ناتانیل! من می‏خواهم هر طور هست، با تو مطلبی را در میان بگذارم. می‏خواهم یک روز نهار را با هم صرف کنیم، تا پیش تو دردل کنم. من نمی‏توانم این خلأ درونی خود را تحمل کنم. سپس دستش را روی سینه گذاشت و گفت:
((این درون، خالی و تهی از همه چیز است، هیچ چیز در این سینه نیست، نه احساس و نه هیچ چیز دیگری، زبانم از گفتن قاصر است. قابل بیان نیست، نمی‏دانم چگونه آن را شرح دهم…)).(۸)

سوم. ناتوانی مدعیان اصلاح‏
آدمی از گذشته تا حال همواره در فکر اصلاح جوامع بشری بوده و راه‏های بسیاری را برای رسیدن به آن پیشنهاد کرده است؛ اما آن چه نصیب وی شده، کابوس وحشتناک ((یأس و ناامیدی)) است. ((افلاطون))، جامعه ایده‏آلی را طرح‏ریزی می‏کند که در آن، نه از ظلم و ستم اثری است و نه از فقر و بدبختی؛ غایت نظام سیاسی او، پیدایش ((مدینه فاضله)) است.
((توماس کامپانلا)) طرح ((شهر آفتاب)) و ((کشور خورشید))؛ ویکتور هوگو اندیشه ((جمهوری جهانی))، ((آگوست کنت)) ایجاد ((جامعه تئوکراتیکی)) که در آن هیئتی از عقلا حکومت می‏کنند، پیشنهاد کرده‏اند. تامس مور نیز ((بهشت))ی را ترسیم کرده که برای رسیدن به همان جهانی است که همه مردم آن، در سایه قانون و عدالت، یکسان زندگی می‏کنند.(۹)
((آلوین تافلر))، مشاور سیاستمداران آمریکا برای حل این بحران و اصلاح جامعه جهانی، نظریه ((موج سوم))(۱۰) را ارائه کرده است؛ ولی در عین حال اعترافات شگفت‏آوری در این زمینه دارد:
((فهرست مشکلاتی که جامعه ما (غرب) با آن مواجه است، تمامی ندارد. با دیدن فروپاشی پیاپی نهادهای تمدن صنعتی در حال نزاع به درون غرقاب بی‏کفایتی و فساد؛ بوی انحطاط اخلاقی آن نیز مشام را می‏آزارد. در نتیجه موج ناخشنودی و فشار برای تغییرات، فضا را انباشته است. در پاسخ به این فشارها، هزاران طرح ارائه می‏شود که همگی ادعا دارند اساسی و بنیادی یا حتی انقلابی‏اند؛ اما بارها و بارها، مقررات و قوانین، طرح‏ها و دستورالعمل‏های جدید – همگی به منظور حل مشکلات ما تهیه و تدوین شده‏اند – کمانه می‏کنند و بر وخامت مشکلات ما می‏افزایند و این احساس عجز و یأس را دامن می‏زنند که هیچ فایده‏ای ندارد و مؤثّر نیست. این احساس برای هر نظام دموکراسی خطرناک است و نیاز شدید به وجود مرد سوار بر اسب سفید ضرب المثل‏ها را هر چه بیشتر دامن می‏زند)).(۱۱)
بنابراین عامل سوم انتظار، نارسایی و ناتوانی در کسانی است که ادعای اصلاح دارند؛ اما در زمینه شناخت آدمی و مشکلات او ناتوان‏اند و در اندیشه‏های خود، به یک نژاد برتر معتقداند و ملت‏های دیگر را رها و فراموش می‏کنند.
وقتی انسان، این مدعیان ناتوان را می‏بیند و عجز و محدودیت آنان را احساس می‏کند، از انتظار تجربه جدیدی پیدا می‏کند. گویا این عبارات جان تازه‏ای می‏گیرد که:
((وقتی مهدی فاطمه ظهور کند، زمین از عدل و داد پر می‏شود، همان طوری که از ظلم و جور پر شده بود)).

چهارم. ملاقات‏ها و راهنمایی‏ها
روی بنما و وجود خودم از یاد ببر خرمن سوختگان را همه گو باد ببر (حافظ )
عامل چهارم انتظار، در ملاقات‏ها و هدایت‏های او در برهه‏های مختلف زمان، متبلور است. او همچون فرشته‏ای مهربان و راهنمایی دلسوز افرادی را انتخاب و از جام ملاقات، سرشار می‏سازد. مشکلات و گرفتاری‏های عده‏ای نیز با توسّل به آن حضرت به شکل معجزه‏آسایی حل می‏شود. این گونه برخوردها به جهت این است که در عصر حاکمیت غفلت و بی خبری، ریشه‏های انتظار تقویت شود. اصولاً این سنت الهی است که در متن سرگرمیها و لهو و لعب‏ها، آهنگ بیداری و نوای هدایت نواخته می‏شود؛ مثلاً در تاریخ و در زمان انکار قیامت ((عُزَیر)) پیامبر صد سال به خواب می‏رود و مجدداً بیدار می‏شود و یا داستان اصحاب کهف اتفاق می‏افتد تا به رگ‏های بی رمق جامعه آن روز حیات تازه‏ای بخشیده شود و انسان‏ها، از نعمت هدایت بهره‏مند شوند. امروز نیز دعوت‏ها و هدایت‏های بیشماری از سوی حضرت ولی عصر (ع)، با همین انگیزه صورت می‏گیرد. حتی گرفتاری‏ها و بلاها نیز به طور مستقیم یا غیر مستقیم(۱۲) و یا به وسیله دعای آن حضرت رفع می‏شود.(۱۳)

سال دوم، شماره سوم‏
اصولاً خود بهره بردن از آن حضرت در دوره انتظار، دلیل دیگری بر حضور صاحب عصر و تقویت ریشه‏های انتظار است: ((الانتفاع بی فی غیبتی فکالانتفاع بالشمس اذا غیّبها عن الابصار و السحاب؛(۱۴) بهره بردن از من در عصر غیبتم مانند بهره بردن از آفتاب است هنگامی که زیر ابرها باشد)). حضور حضرت مهدی (ع) در میان مردم، خود گواه روشنی بر این مدعا است: ((أن یکون صاحبکم المظلوم المحجود حقّه، صاحب هذا الامر یتردّد بینهم و یمشی فی اسواقهم و یطأ فرشهم و لایعرفونه حتی یأذن الله ان یعرّفهم نفسه…؛(۱۵) … صاحب این امر در میان مردم راه می‏رود، در بازارهایشان رفت و آمد می‏کنند، و روی فرش‏هایشان گام برمی‏دارد؛ ولی او را نمی‏شناسند، مگر این که خداوند به او اجازه دهد تا خودش را به آنان معرفی کند)).
حضور همیشگی حضرت ولی عصر (عج) نیز در موسم حج، دلیل روشنی بر آگاهی ایشان از احوال مسلمین است.(۱۶)
از ادعیه، توقیعات، زیارت‏نامه‏ها و روایات، به دست می‏آید که آن حضرت عنایت خاصی نسبت به وضع شیعیان دارند. در توقیعی که برای شیخ مفید صادر شده، آمده است: ((فانّا نحیط علماً بأنبائکم و لایعزب عنّا شی‏ء من اخبارکم؛(۱۷) ما بر اخبار و احوال شما آگاهیم و هیچ چیز از اوضاع شما بر ما پوشیده و مخفی نمی‏ماند)). حضرت در این دوران، تأثیر و نظارت مستقیمی بر احوال شیعیان دارند. دستگیری از درماندگان(۱۸) راه‏یابی گمشده‏گان و… از جمله کارهای امام عصر (عج) است که با هدف تقویت مبانی ((انتظار)) صورت می‏گیرد.
داستان‏های ملاقات و راهنمایی‏های مکرر در تاریکی‏های شبهات و ضلالت‏ها، با مردی که خصوصیات مهدی فاطمه (عج) را دارد ریشه‏های انتظار را تقویت و کام تشنه عاشقان را آبیاری می‏کند، شاید در انتظار محبوب عارفان، به خود آیند و با تلاش و ایجاد آمادگی و کوشش فراوان، لیاقت بهره‏مندی از حضرتش را بیابند.

پنجم. بشارت‏ها
یکی از عواملی که باعث آمادگی و عامل حرکت و پویایی است بشارت‏هایی است که آدمی را به آینده امیدوار می‏سازد و چشم براهی، لحظه شماری به همراه کار و حرکت و تلاش را به او ارزانی می‏کند،اساساً داشتن تصویری از آینده – هر چند مبهم و مجمل – این خاصیت را دارد که زندگی انسان را هدفمند ساخته، و او را از پوچی و سرگردانی نجات می‏دهد.
اصولاً آینده‏شناسی، در پرتو پیش‏بینی‏های دینی روشن می‏شود. این تجربه مکرر آدمی است. در طول تاریخ پیامبران الهی پیش‏گویی‏هایی داشته‏اند که همه به حقیقت پیوسته است. این پیش‏گویی‏ها بود که سلمان‏های تاریخ را به انتظاری پویا و حرکت آفرین کشاند؛ چنان که وی را از خانه و خواب و راحت و آسایش جدا ساخت و در نهایت به آغوش حقیقت و به نقطه اوج رشد و آگاهی رساند.(۱۹)
این سنت تغییرناپذیر الهی است که با بشارت‏هایش، همیشه انسان‏ها را از رکود، یأس و ناامیدی درآورده، به حرکت، تلاش و امیدواری سوق می‏دهد. وعده تحقق ((حکومت حق)) در این دوران بشارت داده شده و در این زمینه آیات بی‏شماری نازل شده است. قرآن می‏فرماید: ((و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر انّ الارض یرثها عبادی الصالحون))؛(۲۰) ((ما در زبور، بعد از ذکر (تورات) نوشته‏ایم که سرانجام، زمین را بندگان شایسته ما به ارث می‏برند [و بر کره زمین حاکم می‏شوند])).(۲۱)
این آینده‏شناسی، به همراه خود ((انتظار)) را به ارمغان می‏آورد و به همین دلیل در قرآن آمده است: ((فانتظروا انّی معکم من المنتظرین))(۲۲) علاوه بر آن در روایات بی‏شماری به این بشارت‏ها اشاره شده و دستور به آن نیز داده شده است: ((انتظرو الفرج)) و ((…افضل العباده المؤمن انتظار فرج الله)).(۲۳)

——————
پی‏نوشت‏ها:
۱٫ مراد از مبانی انتظار، عوامل و مؤلفه هایی است که حالت انتظار و بی قراری را در انسان ایجاد و یا تقویت می‏کند.
۲٫ فوتوریسم (Fotorism) یعنی، اعتقاد به دوره آخرالزمان و انتظار ظهور منجی و مصلح جهانی.
۳٫ مجله نیوزویک News Week، ۲۳ آگوست ۱۹۹۹ در یک گزارش ویژه، جمله بسیار مهمی دارد Must Be Done?What(چه باید کرد؟) انسان به بحران رسیده و انسانی که به به بحران برسد، ناخودآگاه چشمش به آسمان و آینده است. (به نقل از ماهنامه موعود، سال پنجم، شماره ۲۵).
۴٫ ماهنامه موعود، سال پنجم، شماره ۲۵٫
۵٫ ((لولا الاجل الذی کتب الله علیهم لم تستقرّ ارواحهم فی اجسادهم…))، نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه ۱۹۳٫
۶٫ من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۳۶۳، ج ۵۷۶۲: ((الدنیا سجن المؤمن و جنه الکافر)).
۷٫ از پوچی تا خدا، ترجمه سعید شهرتاش (به نقل از انتظار و انسان معاصر، عزیز الله حیدری).
۸٫ ناتانیل براندون، انسان بدون خویشتن، ترجمه جمال هاشمی، ص ۲۷ و ۲۸ (به نقل از انتظار و انسان معاصر، عزیز الله حیدری).
۹٫ ر.ک: موج انتظار، صص ۱۴۱، ۱۴۳٫
۱۰٫ ایشان معتقد است تا به حال دو انقلاب کشاورزی و صنعتی تحول عظیمی در جهان ایجاد کرده و موج سوم که انقلاب الکترونیکی و فراصنعتی است در راه است.
۱۱٫ به سوی تمدن جدید، تافلر، محمد رضا جعفری.
۱۲٫ احتجاج طبرسی، ج ۲، ص ۵۹۶: ((انّا غیر مهملین لمراعاتکم و لا ناسین لذکرکم و لولا ذلک لنزل بکم الَأوا و اصطلمکم الاعدا؛ در توقیعی که برای شیخ مفید صادر شده، آمده است که ما در رسیدگی و سرپرستی شما کوتاهی و اهمال نکرده و یاد شما را از خاطر نبرده‏ایم. اگر جز این بود، دشواری‏ها و مصیبت‏ها بر شما نازل می‏شد و دشمنان بر شما مسلط می‏شدند)).
۱۳٫ بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۸۱٫
۱۴٫ مفاتیح الجنان، دعای ندبه: ((أینَ المضطرّ الذی یجاب اذا دعا)).
۱۵٫ الغیبه، نعمانی، ص ۸۴، کافی، ج ۱، ص ۳۳۶؛ مکیال المکارم، ج ۲، ص ۳۷۵٫
۱۶٫ صدوق، کمال الدین، ج ۲، ص ۴۴۰: ((یحضر الموسم کل سنه فیری الناس فیعرفهم و یرونه و لایعرفونه؛ آن حضرت هر سال در موسم حج حضور می‏یابند، همگان را می‏بیند و می‏شناسد؛ اما دیگران او را می‏بینند ولی نمی‏شناسند)).
۱۷٫ احتجاج طبرسی، ج ۲، ص ۵۹۶٫
۱۸٫ برای مطالعه در این زمینه ر.ک: توجهات ولی عصر (عج) به علما و مراجع، عبدالرحمان باقی‏زاده؛ سیمای آفتاب، حبیب الله طاهری؛ ظهور مهدی از دیدگاه اسلام، عبدالله هاشمی شهیدی و… .
۱۹٫ عن ابی عبدالله (ع) قال کان سلمان رحمه الله…(امام صادق (ع): سلمان نزد بسیاری از علماء و دانشمندان رفت. آخرین نفری که نزد او رفت، أبی بود. وقتی پیامبر (ص) ظهور کرد او به سلمان گفت: آن رفیقت که در موردش جست‏وجو می‏کنی در مکه ظهور کرده. سلمان بلافاصله با شنیدن این سخن به آن سمت شتافت. کمال‏الدین، ج ۲، باب ۶۲، حدیث ۶٫
۲۰٫ انبیاء، آیه ۱۰۵٫
۲۱٫ طبق فرموده امام باقر (ع) این بندگان شایسته که وارثان زمین می‏شوند، اصحاب مهدی (ع) در آخرالزمان هستند. تفسیر مجمع البیان، ج ۷، ص ۶۶٫
۲۲٫ محمد بن ابی‏نصر از حضرت رضا (ع) نقل می‏کند که فرمود: ((چه نیکوست صبر و انتظار فرج، آیا سخن الهی را شنیده‏ای که فرمود: مراقب باشید که من هم با شما مراقبم، پس منتظر باشید که من هم با منتظرانم. پس بر شما باد صبر، چرا که فرج در حال یأس فرا می‏رسد. تفسیر برهان، ذیل آیه ۲۳ سوره یونس.
۲۳٫ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۳۱٫

درباره نویسنده