اعتقادی

حضرت زهرا(س) و حضرت مهدی(عج) (۱)

حضرت زهرا(س) و حضرت مهدی(عج) (۱)
علی مصلحی
اشاره‌
نتیجه ای که از تفکر در آیات ، روایات وتشرفات به دست می آید این است که ارتباطی ، خیلی نزدیک بین حضرت زهرا (علیهاالسلا‌م) و حضرت مهدی(عج) وجود دارد، گویی رمز و رازی میان این دو بزرگوار می‌باشد.
نوشتار حاضر، تلا‌ش برای بیان این ارتباط اساسی و تشابه این دو وجود نورانی، علیهماالسلا‌م، است.
مهدی(عج)، ادامه‌ی زهرا(س) و آینه‌ی تمام نمای اوست. اهداف مهدی(عج) اهداف فاطمه(س)، و راه او راه فاطمه، و سلوک او سلوک فاطمه است.
فاطمه با نام مهدی شاد می‌شد و با یاد او خود را تسلیت می‌داد. بدون مهدی(عج)، تحمل شهادت حسین(ع) بر فاطمه سنگین می‌نمود. چون بی مژده‌ی او، رسالت پدرش و تمامی انبیاء سلف را ناتمام می‌یافت.
مهدی باوری بی شناخت فاطمه میسور نیست. فاطمه به چنین فرزندی می بالد و مهدی نیز بر چنین مادری فخر می فروشد. مناسب است به نمونه هایی از این ارتباط و مشابهت‌ها در آیات و روایات و برخی تشرفات معتبر بپردازیم:

حضرت‌ مهدی(عج) فرزند حضرت‌ فاطمه(س)
مهدی(عج) ادامه‌ی زهرا(س) فرزند فاطمه(س) است، به بعضی از روایات خاصه و عامه اشاره می کنیم.۱

روایات‌ خاصه:
الف) قال رسول‌ اللّه(صلّی‌اللّه‌‌علیه‌وآله‌وسلّم) : المهدی‌ من‌ عترتی‌ من‌ وُ‌لد‌ فاطمه‌ یقاتل‌ علی‌ سنتی‌ کما قاتلت‌ علی‌ الوحی۲
‌پیامبر اکرم(صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم) فرمودند‌: مهدی(علیه‌السّلام) از خانواده‌ من‌ و از فرزندان‌ فاطمه(علیهاالسّلام) است‌ که‌ بر اساس‌ سنّت‌ من‌ جنگ‌ می‌کند؛‌ چنانکه‌ من‌ بر طبق‌ وحی‌ جنگ‌ کردم.
قابل‌ توجه‌ است که پیامبر(صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم) در ابتدا به‌ طور کلی‌ می‌فرماید: مهدی‌ از عترت‌ من است؛ سپس‌ با <مِن > دایره‌ را تنگ ‌می‌کند؛ که‌ از فرزندان‌ فاطمه(علیهاالسّلام) است.
ب) روایت‌دیگری‌که‌دلالت‌بر این‌مطلب‌می‌کند، قسمتی‌از حدیث‌لوح‌است؛‌که‌خداوند فرمود: ‌واَع ‏طَی ‏تُک‌َ یا محمد مَن ‏ اُخ ‏رِجَ مِن ‏ ص‌ل ‏بِهِ (یعنی‌علیاً) احد عشر مهدیا ؛ کلّهم مِن‌ذریتک مِن‌البِکر البتول؛ آخر‌ رَج‌لٍ منهم‌ا‌ن ‏جی به‌من‌الهلکه…۳
‌ای‌محمد! به‌تو عطا کردم‌کسی‌را (علی) که‌یازده‌راهنما از نسل‌او خارج‌خواهم‌کرد؛ که‌همگی‌از نسل‌تو، از زهرای‌بتول‌است. آخرین‌آنها مردی‌است‌که‌به‌دست‌او از هلاکت‌نجات‌می‌بخشم…
‌به‌همین‌دو روایت‌از روایات‌خاصه‌اکتفا می‌کنیم.

روایات‌عامه‌:
‌الف) عن‌ام‌سلمه،‌قالت: سمعت‌رسولَ‌اللّه(صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم) یقول: المهدی‌من‌عترتی‌من‌ولد‌فاطمه ۴
‌ام‌سلمه‌می‌گوید: از پیامبر(صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم) شنیدم‌که‌می‌فرمود:‌مهدی(علیه‌السّلام) از خاندان‌من، از فرزندان فاطمه (علیهاالسّلام) است.
ب) عن‌الحسین(علیه‌السّلام) قال: قال‌رسول ا‌لله(صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم) لفاطمه : ابشری‌یا فاطمه ؛‌فانّ‌المهدی‌ منک۵
‌امام‌حسین(علیه‌السّلام) می‌فرماید، که‌پیامبر(صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم) فرمودند به‌حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام) : بشارت‌برتو، که‌مهدی‌از تو می‌باشد.
ج) قتاده می‌گوید : از سعید پرسیدم : آیا مهدی‌حق‌است؟ گفت: بله‌او حق‌است. پرسیدم‌: از کدام‌طایفه‌و قبیله‌است؟ گفت: از قریش. پرسیدم : از کدام‌تیره‌ی‌قریشیان؟ جواب‌داد: از بنی‌هاشم. سؤال‌کردم : از کدام‌دسته‌هاشیمان؟ گفت: از فرزندان‌عبدالمطلب. پرسیدم : از کدام‌فرزند وی؟ جواب‌داد : از اولاد فاطمه(علیهاالسّلام).۶

مهدی(عج) در بیان ‌حضرت‌زهرا‌(س)
‌محمود بن‌ولید‌می‌گوید: وقتی‌پیامبر(صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم) از دنیا رفتند، کانت‌فاطمه(علیهاالسّلام) تاتی‌قبور الشهداء‌وتاتی‌قبر حمزه‌و تبکی… قلت: یا سیده‌النسوان‌! قد والله قطعت ‏ نیاط‌قلبی‌من‌بکائک. فقالت‌: یا ابا عمرو! لحقٌ لی‌البکاء؛ فلقد اُصبتُ‌بخیر الاباء رسول‌ا‌لله واشوقاه‌الی‌رسول الله!… قلت‌: هل‌نص‌رسول‌الله‌قبل‌وفاته‌علی‌علیّ بالامامه؟ قالت: وا عجبا! انسیتم‌یوم‌غدیرخم‌. قلت‌: قد کان‌ذلک؛ لکن اخبرینی‌بما اشیر الیک. قالت‌: اشهد الله‌تعالی‌لقد سمعته‌یقول‌علیّ خیر من‌اُخلّفه‌فیکم‌وهو الامام‌والخلیفه‌بعدی‌و سبطای‌و تسعه‌من‌صلب‌الحسین‌ائمه‌ابرار؛‌لئن‌اتبعتموهم‌وجد تموهم‌هادین‌مهدییّن؛‌ولئن‌خالفتموهم‌لیکون‌الاختلاف‌فیکم‌الی‌یوم‌القیامه‌. قلت: یا سیدتی! فما باله قعد‌عن‌حقه‌. قالت‌: یا با عمرو! لقد قال(صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم): مثل‌الامام‌مثل‌الکعبه‌؛ اذ تؤتی‌ولاتاتی. ثم‌قالت‌. اما والله لو ترکوا الحق‌علی‌اهله‌واتّبعوا عتره‌نبیه‌لما اختلف‌فی‌الله‌اثنان‌ولورثها سلف‌عن‌سلف‌وخلف‌بعد خلف،‌حتی‌یقوم‌قائمنا التاسع‌من‌ولد الحسین…۷
راوی‌می‌گوید: بعد از وفات‌پیامبرحضرت‌فاطمه همیشه‌به‌زیارت‌قبور شهدای‌احد میآمد و کنار قبر حمزه‌گریه‌ می‌کرد. روزی‌به‌او گفتم: ای‌سرور زنان! به خدا سوگند گریه‌شما رگهای‌قلب‌مرا پاره‌کرد.
‌حضرت‌زهرا‌جواب‌فرمودند‌: ای‌ابو عمرو! ‌سزاوار است‌که‌من‌گریه‌کنم؛ چرا‌که به‌مصیبت‌بهترین‌پدران‌مبتلا‌شده‌ام. آه، چقدر مشتاق‌رسول‌خدایم!…
‌عرض‌کردم: آیا پیامبر قبل‌از وفاتش‌تصریحی‌به‌ امامت‌حضرت‌علی(علیه‌السّلام) کردند؟
‌فرمودند‌: چقدر عجیب‌است! آیا روز غدیرخم‌را فراموش‌کرده‌اید؟!
‌عرض‌کردم: بله،‌روز غدیر بود؛‌اما منتظر چیزی‌هستم‌که‌پیامبر(صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم) به شما فرموده‌باشد. حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام) با چند تأکید‌فرمودند: خدا را شاهد می‌گیرم‌که‌از او(صلّی‌اللّه‌ُعلیه‌وآله‌وسلّم) شنیدم،‌که‌می‌فرمود: علی(علیه‌السّلام) بهترین‌کسی‌است‌که در بین‌شما به‌عنوان‌جانشین‌خود می‌گذارم؛ او امام‌و خلیفه‌بعد از من‌است‌و دو نوه‌ی‌من‌و نه‌نفر از فرزندان‌حسین(علیه‌السّلام) پیشوایان ‌نیکویی‌هستند، که‌اگر از آنها پیروی‌کنید، می‌یابید که‌آنها هدایت‌کننده‌هدایت‌شده‌اند؛ و اگر با آنها مخالفت‌کنید،‌تا روز قیامت‌در بین‌شما اختلاف‌خواهد بود.
‌عرض‌کردم: ای‌سرور من! پس‌ چرا علی(علیه‌السّلام) از حق‌خود کناره‌گیری‌کرد؟ فرمودند:‌ای‌ابا عمرو! پیامبر(صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم) فرمودند: مَثَل‌امام،‌مثل‌کعبه‌است؛‌که‌باید به‌سوی‌او آیند و او به‌سوی‌مردم‌نمی‌رود. سپس‌حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام) فرمودند: به‌خدا‌قسم‌اگر حق‌را به‌اهلش‌واگذار می‌کردند و از خاندان‌پیامبر تبعیت‌می‌کردند، هیچ دو نفری هم‌با یکدیگر اختلاف‌نمی‌کردند و امر خلافت‌به‌تک‌تک‌جانشینان‌پیامبر(صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم) می‌رسید؛ تا قائم‌ما، نهمین‌فرزند از حسین(علیه‌السّلام)،‌قیام‌می‌نمود.

مهدی(عج) در لوح‌ و صحیفه‌ی‌فاطمه(س)
حدیث‌لوح‌و صحیفه، طولا‌نی است‌و به‌چند نحو روایت‌شده‌است.۸ در اینجا به‌قسمتهایی‌از آن‌اشاره می‌کنیم:
… فقال‌جابر: اشهد بالله‌انی‌دخلت‌علی‌امّک فاطمه‌فی‌حیاه‌الرسول(صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم) اهنّئها بولاده‌الحسین؛ فرایت‌فی‌یدها لوحا اخضر،‌ظننت‌انه‌زمرد؛‌ورایت‌فیه‌کتابا ابیض،‌شبه‌نور الشمس؛ ‌فقلت‌لها: بابی‌و امی ‌یا بنت‌رسول‌ا‌لله (صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم)! ما هذا اللوح؟ فقالت: هذا اللوح‌اهداه‌الله‌جل‌جلاله‌الی‌رسول‌الله(صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم)؛ فیه‌اسم‌ ابی‌و اسم بعلی واسم‌ابنیّ‌واسماء الاوصیاء من‌ولدی؛ فاعطانیه‌ابی‌لیبشرّنی‌بذلک. قال‌جابر: فاعطتنیه‌امک فاطمه، فقراته‌وانتسخته… : بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم؛‌هذا کتاب‌من‌الله‌العزیز (الحکیم) لمحمد نوره‌وسفیره‌وحجابه… انّی‌لم‌ابعث‌نبیا فاکملت‌ایامه‌و انقضت‌مدته،‌الاجعلت‌له‌وصیّاً؛ وانی‌فضلتک علی‌الانبیاء و فضّلت‌وصیک علی‌الاوصیاء‌واکرمتک بشبلیک بعده‌وسبطیک حسن‌وحسین؛‌فجعلت‌حسنا معدن‌علمی‌بعد انقضاء ‌مده‌ابیه‌وجعلت‌حسینا خازن‌وحی‌واکرمته‌بالشهاده… بعترته‌اثیب‌واعاقب؛‌‌اوّ‌لهم(علی) سید العابدین‌و… وابنه‌شبیه‌جدّه‌المحمود محمد الباقر لعلمی… سیهلک المرتابون‌فی‌جعفر… و انتجبت‌بعده‌موسی… ان‌المکذّب‌بالثامن مکذّب‌بجمیع‌اولیائی… حق‌القول‌منّی‌لاقرن‌عینه‌بمحمد ابنه‌وخلیفته‌من‌بعده… واختم‌بالسعاده‌لابنه‌علیّ ولیه‌وناصری… واخرج‌منه‌الداعی‌الی‌سبیلی‌والخازن‌لعلمی‌الحسن‌ثم‌اکمل‌ذلک بابنه‌رحمه للعالمین،‌علیه‌کمال‌موسی‌وبهاء‌عیسی‌و صبر ایوب۹
‌جابر بن‌عبدالله‌انصاری‌می‌گوید: خدا را گواه‌می‌گیرم‌که‌در زمان‌رسول‌خدا(صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم) برای‌تهنیت‌ولادت‌امام‌حسین(علیه‌السّلام) بر مادرتان‌حضرت‌فاطمه(علیهاالسّلام) وارد شدم‌و در دست‌ایشان‌لوح‌سبز رنگی‌دیدم‌که‌پنداشتم‌از زمرّد است. در آن‌نوشته‌ای‌سپید و نورانی،‌مانند نور خورشید،‌دیدم. گفتم‌: ای‌دختر رسول‌خدا! ‌پدر و مادرم‌فدای‌شما باد! این‌لوح‌چیست؟ فرمود‌: این‌لوح‌را خداوند متعال‌به‌رسولش‌هدیه‌کرده‌ است؛‌و در آن‌اسم‌پدر و شوهر و دو فرزندم‌و اوصیای‌از فرزندانم‌ثبت‌شده؛‌و پدرم‌آن‌‌را به‌من‌عطا فرموده،‌تا بدان‌مسرور گردم. جابر می‌گوید‌: آن‌‌را به‌من‌دادند و آن‌را خواندم‌و از روی‌آن‌استنساخ‌نمودم…: <بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم؛‌این‌کتابی‌است‌از جانب‌خدای‌عزیز حکیم‌برای‌محمد، نور و سفیر و حجاب‌او… من‌هیچ‌پیامبری‌را مبعوث‌نکردم،‌جز آنکه‌وقتی‌ایامش‌کامل‌و مدتش‌سپری‌شد، برای‌او وصی‌قرار دادم؛‌و من‌تو را بر انبیا فضیلت‌دادم‌و وصی‌تو را افضل‌اوصیا قرار دادم‌و تو را به‌دو فرزند او و دو نوه‌ی‌تو، حسن‌و حسین، گرامی‌داشتم؛ حسن‌را پس‌از پدرش معدن‌علمم‌قرار دادم‌و حسین‌را خازن‌وحی‌خود ساختم‌و شهادت‌را به او کرامت‌کردم… به‌واسطه‌عترت‌او ثواب‌می‌دهم‌و عقاب‌می‌کنم. اولین‌عترت‌او، علی‌سرور عابدین‌و… و فرزند او که‌همنام‌جدش‌محمود است؛‌یعنی‌محمد، که‌شکافنده‌ی‌علم‌من‌است… شک‌کنندگان‌در جعفر هلاک‌خواهند شد… بعد از او فرزندش موسی‌را برگزیدم… همانا‌تکذیب‌کننده‌امام‌هشتم، تکذیب‌کننده‌همه‌ی‌اولیاء‌من‌است… بر من‌فرض‌است‌که‌چشم‌او را به‌پسر و جانشینش‌محمد روشن‌سازم… و سعادت‌او را به‌واسطه‌فرزندش‌علی،‌که‌ولیّ و ناصر من‌است،‌ختم‌می‌کنم… از صلب‌او حسن‌را که‌داعی‌به‌راه‌من‌و خازن‌علم‌من‌است، ‌بیرون‌می‌آورم؛‌سپس‌به‌خاطر‌رحمت‌خود‌بر عالمیان، سلسله‌ی‌اوصیاء‌را به‌وجود فرزندش‌تکمیل‌خواهم‌کرد؛‌کسی‌که‌کمال‌موسی، بهای عیسی‌و صبر ایوب‌را دارا می‌باشد.>

یاد مهدی(عج) تسلا‌ی زهرا(س)
الف‌: ‌پیامبر(صلّی اللّهُ علیه وآله وسلّم) در بستر مرگ‌بودند که‌حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام) وارد شدند. حال‌پدر را که‌دیدند، شروع‌به‌گریه‌کردند. کم‌کم‌صدای زهرا(علیهاالسّلام) بلند شد. پیامبر(صلّی‌اللّهُعلیه‌وآله‌وسلّم) سرشان‌را بلند کردند و علت‌را سؤ‌ال‌نمودند. حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام) عرض‌کردند‌: از تباهی‌و ضایع‌شدن‌دین‌و عترت،‌بعد از شما می‌ترسم. اینجا بود که‌او را دلداری‌دادند ‌به‌اینکه‌مهدی‌امت‌از نسل‌تو ظهور می‌کند و ریشه‌ضلالت‌و گمراهی‌را‌می‌کند.
روایات بی‌شماری درباره‌ی این موضوع وارد آمده است۱۰ که به عنوان نمونه به یکی از آنها به نقل از عامه اشاره می‌کنیم:
علی‌بن‌هلال‌عن‌ابیه،‌قال: دخلت علی‌رسول الله(صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم) وهو فی‌الحاله‌التی‌قبض‌فیها، فاذاً فاطمه‌عند ‌راسه؛‌فبکت‌حتی‌ارتفع‌صوتها؛ فرفع‌رسول‌الله(صلّی‌اللّهُعلیه‌وآله‌وسلّم) الیها راسه‌وقال: حبیبتی فاطمه‌ما الذی‌یبکیک‌؟ فقالت‌:‌اخشی‌الضیعه‌من‌بعدک. فقال‌: یا حبیبتی! اما علمت‌ان‌الله‌عزوجل‌اطلع‌علی‌اهل‌الارض‌اطلاعه‌فاختار منها اباک فبعثه برسالته، ثم اطلع اطلا‌عه فاختار منها بعلک واوحی‌الیّ‌ان‌انکحک ایاه. یا فاطمه‌! ونحن‌اهل‌بیت‌قد اعطانا الله‌عزوجل‌سبع‌خصال‌لم‌یعط‌احداً قبلنا و لایعطی‌احدا بعدنا‌: انا خاتم‌النبیین‌واکرم‌النبیین‌علی‌الله‌عزوجل‌و احب‌المخلوقین‌الی‌الله‌عزوجل‌وانا ابوک‌؛‌ووصیی‌خیر الاوصیاء واحبهم‌الی‌الله‌عزوجل،‌هو بعلک؛ و شهیدنا خیر الشهداء واحبهم‌الی الله‌عزوجل،‌و هو حمزه‌بن‌عبدالمطلب‌عم‌ابیک وعم‌بعلک؛ ومنّا من‌له‌جناحان‌یطیر فی‌الجنه‌مع‌الملائکه‌حیث‌یشاء، وهو ابن‌عم‌ابیک و اخو بعلک؛ وسبطا هذه‌الامه،‌وهما ابناک الحسن‌و الحسین‌و‌هما سیدا ‌شباب‌اهل‌الجنه‌وابوهما (والذی‌بعثنی‌بالحق) خیر منهما. یا فاطمه‌! والذی‌بعثنی‌بالحق‌ان‌منهما مهدی‌هذه‌الامه. اذا صارت‌الدنیا هرجا ومرجا وتظاهرت‌الفتن‌وانقطعت‌السبل‌واغار بعضهم‌علی‌بعض،‌فلاکبیر یرحم‌صغیرا ‌و‌لاصغیر یوقر‌کبیراً؛ فیبعث‌الله‌عند ذلک منهما من‌یفتح‌ حصون‌الضلاله‌وقلوبا غلفا ۱۱
راوی‌می‌گوید: پیامبر(صلّی‌اللّه‌‌علیه‌وآله‌وسلّم) در بستر مرگ‌بود. فاطمه(علیهاالسّلام) در کنار سر او مشغول‌گریه‌شد؛‌ناگاه‌صدای‌ناله‌اش‌بلند شد. پیامبر(صلّی‌اللّهُعلیه‌وآله‌وسلّم) سر خود را بلند کرد و فرمود: عزیزم‌فاطمه! چرا گریه‌می‌کنی؟ عرض‌کرد: پس‌از شما،‌از ضایع شدن‌و مورد ستم‌قرار گرفتن می‌ترسم. فرمود: محبوبهِ‌من! آیا نمی‌دانی‌که‌خداوند عزوجل‌نظری‌بر اهل‌زمین‌کرد،‌و مرا از میان‌آنها انتخاب‌نموده‌و مبعوث‌کرد؛ در مرتبه‌دوم‌که‌نظر کرد، از بین‌آنها شوهر تو را انتخاب‌کرد و به‌من‌وحی‌کرد که‌تو را به‌ازدواج‌او در آورم. ما اهل‌بیتی‌هستیم‌که‌خداوند هفت‌خصلت‌به‌ما داده،‌که‌به‌احدی‌قبل‌از ما و بعد از ما نداده‌: من‌خاتم‌پیامبران و کریمترین‌پیامبران‌و محبوبترین‌خلق‌نزد خداوند هستم،‌و من‌پدر تو هستم؛‌و وصی‌من‌بهترین‌اوصیا‌و محبوبترین‌آنها نزد خداوند‌است،‌و او شوهر توست؛‌و شهید ما بهترین‌شهدا و محبوبترین‌آنها نزد خداوند است،‌و آن‌حمزه‌عموی‌پدر و شوهر تو می‌باشد؛‌و از ما کسی‌هست‌که‌صاحب‌دو بال‌است‌در بهشت‌که‌همراه ملائکه‌پرواز می‌کند،‌و او پسر‌عموی‌پدر و برادر شوهر تو می‌باشد؛‌و از ما خاندان است‌دو سبط،‌این‌امت‌که‌آنها‌دو فرزند تو، حسن‌و حسین(علیهماالسلا‌م) هستند،‌که‌سرور جوانان‌بهشتند،‌و پدر آنها بهتر از آن‌دو می‌باشد. ای‌فاطمه! سوگند به‌کسی‌که‌مرا‌به‌رسالت‌مبعوث ‌نمود،‌از آن‌دو، مهدی(علیه‌السّلام) این‌امت‌می‌باشد. آن گاه‌که‌دنیا را هرج‌و مرج‌فرا گیرد و آشوب‌ها آشکار گردد؛‌راه‌ها بسته‌شده‌و برخی، بعضی‌دیگر را به‌تاراج‌برند؛‌نه‌بزرگی‌بر کوچکی‌رحم‌نماید و نه‌کوچکی‌احترام‌بزرگتر را رعایت‌کند؛ ‌در آن‌هنگام‌خداوند متعال کسی‌را بر می‌انگیزد که‌دژها و قلعه‌های‌گمراهی‌و دلهای‌بسته‌شده‌را فتح‌می‌کند…
ب: همزمان با تولد امام‌حسین(علیه‌السّلام) به حضرت زهرا(علیهاالسلا‌م) خبر داده می‌شود که حسینش را شهید خواهند کرد.‌حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام) ناراحت و گریان میشود امّا ‌خبر میآید که‌مهدی امت از ذریّه او خواهد بود.
در این رابطه،‌روایاتی‌است۱۲ که دو نمونه از آنها ذکر می‌شود:
‌عن‌ابی‌عبدالله(علیه‌السّلام)قال:‌دخلت‌فاطمه(علیهاالسّلام)علی‌رسول‌الله(صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم) و عیناه‌تدمع؛‌فسالت ‏ه‌: مالک؟ فقال: انّ جبرئیل(علیه‌السّلام) اخبرنی‌اَنّ اُمتی‌ تقت‌ل‌حُسینا؛‌فَجَزَعَت ‏ وش‌قّ علیها؛‌فاخبرها بمن‌یملک من‌ولدها؛‌فطابت نفسُها وسکنت. ۱۳
‌امام‌صادق(علیه‌السّلام) فرمود: فاطمه(علیهاالسّلام) وارد بر پیامبر(صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم) شدند؛ دیدند اشک‌از چشمان‌پیامبر(صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم) جاری است. سؤ‌ال‌کردند:‌علت‌گریه چیست؟ فرمودند: جبرئیل(علیه‌السّلام) به‌من ‌خبر داد که‌امت‌من‌حسین‌را می‌کشند. حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام) هم‌شروع‌به‌گریه‌و ناله کرده و این سخن بر او سخت آمد تا اینکه پیامبر(صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم) به‌او خبر دادند که‌یکی‌از فرزندان‌او سلطه‌پیدا می‌کند؛‌پس‌او خوشحال‌و ساکت‌شد.
‌در روایت‌دیگری‌،‌امام‌صادق(علیه‌السّلام) می‌فرماید: ان‌جبرئیل(علیه‌السّلام) نزل‌علی‌محمد(صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم) فقال‌یا محمد! ان‌الله‌یقروِ‌علیک السلام‌و یبشرک‌بمولود ی‌ولد‌من‌فاطمه(علیهاالسّلام) تقتله‌امتک من‌بعدک. … و‌یبشرک انه‌جاعل‌فی‌ذریته‌الامامه‌والولایه‌والوصیه‌، ثم‌ارسل‌الی‌فاطمه(علیهاالسّلام): ان‌الله‌یبشرنی‌بمولود یولد منک‌تقتله‌امتی‌من‌بعدی‌… :‌ان‌الله‌جاعل فی‌ذریته‌الامامه‌والولایه‌والوصیه‌؛۱۴
‌جبرئیل‌بر پیامبر(صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم) نازل‌شد و عرض‌کرد: خداوند سلام‌به‌تو می‌رساند و بشارت می‌دهد ‌تو را به‌فرزندی‌که‌از فاطمه(علیه‌السّلام) متولد می‌شود؛‌اما امت‌تو،‌بعد از تو،‌او را می‌کشند…. و به‌تو بشارت‌می‌دهد که‌در فرزندان‌او امامت،‌ولایت‌ووصایت‌را قرار می‌دهم. سپس‌کسی‌را فرستادند نزد حضرت‌فاطمه(علیهاالسّلام) که: خداوند مرا بشارت‌داده‌به‌فرزندی‌که‌از تو متولد می‌شود،‌ولی‌امت‌من‌بعد از من‌او را می‌کشند؛‌…:‌و‌خداوند در فرزندان‌او امامت،‌ولایت‌و وصایت‌را قرار می‌دهد؛‌…

فاطمه(س) الگوی مهدی(عج)
‌حضرت‌مهدی(علیه‌السّلام) فرمود:… فی‌ابنه‌رسول‌اللّه(صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم) لی‌اسوه‌حسنه…۱۵
‌الگو سازی و شناساندن الگوی مناسب از جمله روشهای اسلام‌برای‌ارائه برنامه‌زندگی‌و ارشاد به‌کمالات‌و مقامات‌معنوی‌است،
‌خداوند در قرآن‌در دو مورد الگو معرفی‌می‌کند: یکی‌در سوره‌احزاب،‌آیه‌۲۱ <لقد کان‌لکم‌فی‌رسول‌اللّه‌اسوه‌حسنه> و دیگری‌در سوره‌ممتحنه،‌آیه‌‌تا‌۶ <قد کانت‌لکم‌اسوهٌ حسنه فی‌ابراهیم‌والذین‌معه… لقد کان‌فیهم‌اسوهٌ حسنهٌ…>. در آیات بالا‌حضرت ابراهیم و رسول اکرم و کسانی که با ایشان هستند به عنوان الگو شناسانده شده اند.
پس‌الگو منحصر به‌شخص‌پیامبر و ابراهیم (علیهما السلا‌م) نیست؛‌بلکه‌هر کس‌- به تمام معنا – در راه‌اینان باشد می‌تواند الگو واقع شود.
پس اینکه امام‌زمان(علیه‌السّلام) حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام) را الگوی خود قرار می‌دهد؛۱۶ از آن روست که حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام) جزو‌<والذین‌مَعَه>17 است‌،‌و‌اوکسی‌است‌که‌از هر جهت حتی‌در راه‌رفتن و سخن‌گفتن و در سیرت‌و صورت‌شبیه‌پیامبر(صلّی‌اللّهُعلیه‌وآله‌وسلّم) است. دلیل‌این‌مطلب‌روایات‌متعددی‌است‌که‌عامه‌و خاصه‌نقل‌کرده‌اند؛ که در ذیل به عنوان نمونه ،‌دو روایت ذکر می‌شود:
الف:‌عن‌عایشه: ما رایت‌احداً اشبه‌سمتا و دلاّ وهدیا وحدیثا برسول‌الله(صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم) فی‌قیامه‌وقعوده‌من‌فاطمه(علیهاالسّلام).۱۸
شبیه‌تر از فاطمه‌به‌پیامبر(صلّی‌اللّهُعلیه‌وآله‌وسلّم) در راه‌رفتن،‌آرامش،‌وقار،‌سیرت،‌سخن‌گفتن،‌ایستادن‌و نشستن‌ندیدم.
ب: روایاتی‌که‌پیامبر(صلّی‌اللّهُعلیه‌وآله‌وسلّم)؛ به‌حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام) فرمود؛ از جمله: ان‌الله‌یغضب‌لغضبک ویرضی‌لرضاک؛ من‌آذاها فقد
آذانی‌‌و یریبنی‌مارابها ویؤذینی‌ما آذاها۱۹٫
او آئینه‌تمام‌نمای‌پیامبر(صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم) است‌و درجه‌ی ایمان او به نهایت کمال رسیده است.
پیامبر(صلّی‌اللّهُعلیه‌وآله‌وسلّم) به‌سلمان‌فرمودند:
یا سلمان‌! ابنتی‌فاطمه‌ملا الله‌قلبها وجوارحها ایماناً الی‌م‌شاشها، تفرغت‌لطاعه‌الله.۲۰
ای‌سلمان‌! خداوند قلب‌و اعضای‌فاطمه،‌تا سر نرمی‌استخوانهای‌او،‌را پر از ایمان‌نموده؛‌که‌برای‌عبادت خداوند خود را از همه چیز فارغ می‌سازد.

فاطمه(س) و مهدی(عج) در سوره‌ی قدر
‌عن‌ابی‌عبدالله(علیه‌السّلام) انه‌قال: انا انزلنا‌ه‌فی‌لیله‌القدر. اللیله‌فاطمه‌والقدر الله؛ فمن‌عرف‌فاطمه‌حق‌معرفتها،‌فقد ادرک‌لیله‌القدر؛‌و انما سمیت‌فاطمه،‌لان‌الخلق‌فطموا عن‌معرفتها۲۱
امام‌صادق(علیه‌السّلام) فرمودند: <لیله> در <انا انزلناه‌فی‌لیله‌القدر>، فاطمه(علیهاالسّلام) است؛‌و قدر، خداوند. پس‌کسی‌که‌حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام) را آنگونه که سزاوار است بشناسد شب‌قدر را درک‌کرده است؛ و همانا او را فاطمه‌نامیدند، چرا که‌مردم‌نمی‌توانند او را بشناسند.
در ادامه حدیث چنین آمده است‌
اَو ‏ مِن ‏ معرفتها (الشک من‌ابی‌القاسم) یعنی‌راوی‌که‌روایت‌را نقل‌می‌کند،‌شک‌دارد که‌حضرت‌فرمودند <عن‌معرفتها> یا فرمود <من‌معرفتها> وقوله‌<و ما ادراک‌ما لیله‌القدر، لیله‌القدر خیر من‌الف‌شهر> یعنی‌خیر من‌الف‌مومن‌وهی‌ام‌المومنین‌<تنزل‌الملائکه‌والروح‌فیها> و الملائکه‌، المؤمنون‌الذین‌یملکون‌علم‌آل‌محمد(صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم) والروح‌القدس‌هی‌فاطمه (علیهاالسّلام) <باذن‌ربهم‌من‌کل‌امر،‌سلام‌هی‌حتی‌مطلع‌الفجر> یعنی‌حتی‌یخرج‌القائم(علیه‌السّلام)۲۲٫
امام‌صادق(علیه‌السّلام) می‌فرماید: <لیله‌القدر خیر من‌الف‌شهر> یعنی‌او بهتر از هزار مؤ‌من‌است؛‌او مادر مؤ‌منین‌است،‌<تنزل‌الملائکه‌(ملائکه‌نازل‌می‌شوند)> مراد از ملائکه‌مؤمنان‌هستند،‌که‌علم‌آل‌محمد(صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم) را فرا می‌گیرند و مراد از <الروح القدس>، فاطمه(علیهاالسّلام) است‌و <حتی‌مطلع‌الفجر> یعنی‌تا زمانی که قائم(علیه‌السّلام) ظهور کند.
در کتاب‌تأویل الایات،‌شرف‌الدین‌نجفی‌روایت‌دیگری‌از امام صادق(علیه السلا‌م) نقل می کند که‌فرمودند:
<لیله‌القدر خیر من‌الف‌شهر> یعنی‌فاطمه،‌فی قوله تعالی <تنزل‌الملائکه‌و الروح‌فیها>، و الملائکه‌فی‌هذا الموضع، المؤمنون الذین‌یملکون‌علم‌آل‌محمد(علیهم السلا‌م) و <الروح>،‌روح‌القدس‌و هی‌فاطمه(علیهاالسّلام) <من‌کل‌امر سلام>‌، یقول‌کل‌امر سلّمه‌<حتی‌یطلع‌الفجر> یعنی‌حتی‌یقوم‌القائم‌(علیه‌السّلام).۲۳
<لیله‌> فاطمه‌است‌و <ملائکه> مؤمنین‌هستند، که‌علم‌آل‌محمد(صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم) را فرا می‌گیرند و <روح>،‌روح‌قدس‌است،‌که‌فاطمه‌می‌باشد <من‌کل‌امر سلام> می‌گوید: هر امری‌که‌سالم‌قرار داده او را <حتی‌یطلع‌الفجر> یعنی‌تا قیام‌قائم(علیه‌السّلام).
خلقت‌هستی طفیل‌هست‌او چرخ‌می‌چرخد به‌میل‌دست‌او
لیله‌القدر است‌و مخفی‌قدر او شرح‌ها دارد علوم‌صدر او۲۴
جا دارد که‌توضیح‌مختصری‌پیرامون‌تشبیه‌حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام) به‌لیله‌در این‌آیات‌شریفه‌بدهیم.
این‌تشابه‌از وجوهی‌است.
۱- مردم، منزلت، عظمت و جایگاه والا‌ی شب قدر را نشناخته اند، و قدر و منزلت حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام) هم در نزد مردم ناشناخته مانده است علا‌وه بر اینکه قبر او را هم کسی نمی‌داند.
۲- همان‌طور که‌در شب‌قدر تفریق‌بین‌امور می‌شود؛‌همچنین‌به‌وسیله‌فاطمه(علیهاالسّلام) بین‌حق‌و باطل‌و مؤ‌من‌و کافر فاصله می‌افتد.
۳- همان‌طور که‌شب‌قدر ظرف‌نزول‌آیات‌و س‌وَر است؛‌حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام) هم ظرف‌امامت‌و مصحف‌است.
۴- شب‌قدر، معراج‌انبیا و اولیاست؛ ‌همچنین‌ولایت‌حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام) مرقات‌وصول‌انبیاست‌به‌نبوت، رسالت‌و عظمت‌<ما تکاملت‌النبوه‌لنبی‌حتی‌اقر بفضلها و محبتها>
۵ – شب‌ قدر، منشأ فیوضات‌و کمالات‌است؛‌همچنین‌توسل‌به‌حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام) وسیله‌خیرات‌و برکات‌و دفع‌بلیات‌است.
۶- شب‌قدر بهتر است از هزار شب؛‌و حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام) بهترین‌زنان‌اولین‌و آخرین‌است؛‌بلکه‌او بهترین‌اهل‌زمین‌است‌از جهت عنصر و شرف و کرم.
هی‌مشکاه‌نور الله‌جل‌جلاله ‌زیتونه‌عمّ الوری‌برکاتها .۲۵
‌برای‌تأیید بعضی‌از وجوه‌فوق، روایت‌مفصل‌و زیبایی‌را مرحوم‌کلینی‌نقل‌می‌کند؛‌‌که‌به‌اختصار ذکر می‌کنیم:
مرد نصرانی‌طالب‌ حقیقت،‌خدمت‌امام‌موسی‌بن‌جعفر(علیه‌السّلام) رسید و مطالبی‌را سؤ‌ال‌نمود. یکی‌از آن‌مطالب‌این‌بود که: اخبرنی‌عن‌کتاب‌الذی‌انزل‌علی‌محمد(صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم) و نطق‌به،‌ثم‌وصفه‌بما وصفه‌به. فقال: <حم،‌والکتاب‌المبین،‌انا انزلناه‌فی‌لیله‌مبارکه‌انا کنا منذرین،‌فیها یفرق‌کل‌امر حکیم>26 ما تفسیرها فی‌الباطن؟
فقال‌: اما <حم> فهو محمد،‌صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم، ‌و هو فی‌کتاب‌هود الذی‌انزل‌علیه،‌و هو منقوص‌الحروف؛‌و اما <الکتاب‌المبین> فهو امیرالمؤ‌منین‌علی(علیه‌السّلام)؛ و اما <اللیله> ففاطمه(علیهاالسّلام) <فیها یفرق‌کل‌امر حکیم> یقول‌یخرج‌منها خیر کثیر فرجل‌حکیم‌فرجل‌حکیم‌فرجل‌حکیم…۲۷٫
به‌حضرت‌عرض‌کرد : به‌من‌خبر بده‌از کتابی‌که‌بر محمد(صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم) فرود آمده‌و به‌آن‌گویا گشته‌و آن‌را به‌صفاتی‌موصوف‌نمود و در حقش‌گفته‌است‌<حم؛‌سوگند به‌کتاب‌روشن‌و آشکار؛‌به‌درستی‌که‌ما آن‌را در شب‌مبارکی‌فرود فرستادیم‌،‌به‌درستی‌که‌ما بیم‌دهنده‌ایم؛‌در آن‌شب‌جدا شود هر امر محکمی> تفسیر آن‌در باطن‌و حقیقت‌چیست؟
‌حضرت‌فرمودند: اما <حم> همان‌محمد(صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم) است‌که‌در کتاب‌هود پیامبر با حروف‌ناقصه‌آمده‌است‌(میم‌اول‌و دال‌آخرش‌حذف‌شده)؛‌و اما <کتاب‌مبین> همان‌امیرالمؤ‌منین‌علی(علیه‌السّلام) است؛‌و اما مقصود از< لیله> و شب‌همانا فاطمه(علیهاالسّلام) می‌باشد؛‌و اما اینکه‌فرموده‌<در آن‌جدا می‌شود هر امر محکمی> یعنی‌بر آید از فاطمه(علیهاالسّلام) خیر بسیار و فراوان، مردی‌حکیم، سپس‌مردی‌حکیم، سپس مردی‌حکیم۲۸

شباهتهای حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام) و حضرت‌مهدی(علیه‌السّلام)
بین‌این‌دو بزرگوار شباهتهایی‌در اسمها‌و صفات‌وجود دارد؛‌که‌در ذیل‌به‌بیست و پنج مورد از آن‌اشاره‌می‌شود.
۱- حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام) بقیه‌النبوه و حضرت‌مهدی(علیه‌السّلام) بقیه‌الانبیاء و بقیه‌العتره‌والصفوه‌وسلاله‌ النبوه و بقیه‌الله است.
الف: حضرت زهرا باقیمانده و ادامه‌ی نبوت است.
حضرت زهرا(علیهاالسلا‌م) پس از خواندن خطبه‌ی ‌فدکیه و بازگشت به خانه، ‌سخنانی‌گفتند. حضرت علی(علیه‌السّلام) ایشان را،‌با این‌لقب‌مورد خطاب قرار دادند: یا ابنه‌الصفوه‌وبقیه‌النبوه.۲۹
ب : ‌حضرت مهدی(عج) باقیمانده و ادامه همه انبیای الهی‌
‌حضرت‌حکیمه‌خاتون در ضمن‌نقل‌حدیث‌شب‌تولد امام‌زمان(علیه‌السّلام) می‌گوید: او را خدمت‌امام‌عسکری(علیه‌السّلام) آوردم؛‌پس…فرمود: <سخن‌بگو ای‌حجه‌الله‌و بقیه‌الا‌نبیاء و نورالا‌صفیاء‌و غوث‌الفقراء و خاتم‌الا‌وصیاء و نور الا‌تقیاء…؛ پس‌او(عج) فرمود: اشهد ان‌لا اله‌الاالله‌و…>30
‌پس‌می‌بینیم‌که‌امام‌عسکری(علیه‌السّلام) او را ‌با‌لقب‌<بقیه‌الانبیاء> باقیمانده‌انبیاء خطاب کرد.
ج : ‌حضرت مهدی(عج) باقیمانده برگزیدگان و عترت پیامبر است.
‌در استغاثه‌به‌حضرت‌مهدی(عج)،‌بعد از خواندن‌دو رکعت‌نماز می‌گوییم: سلام‌الله‌الکامل‌التام‌الشامل‌العام… علی… سلاله‌النبوه‌و بقیه‌العتره‌والصفوه‌صاحب‌الزمان.۳۱
‌پس‌درود خدا را بر کسی‌که‌باقیمانده‌عترت‌و صفوت‌است،‌می‌فرستیم.
د‌: حضرت مهدی(عج) سلاله‌النبوه‌است‌.
‌ملاحظه‌کردید که‌در دعا ی پیشین، بعد از استغاثه‌به‌حضرت‌مهدی(عج)، درود خدا را بر کسی‌که‌سلاله‌نبوت‌است، می‌فرستیم.
ه- : حضرت مهدی(عج) بقیه‌الله‌است‌.
‌روایات‌زیادی‌داریم‌که‌امام‌زمان(علیه‌السّلام) بقیه‌الله‌است. در ذیل‌به‌برخی از آنها ‌اشاره‌می‌کنیم:
۱٫ عمران‌بن‌داهر می‌گوید: مردی‌به‌امام‌صادق(علیه‌السّلام) عرض‌کرد: لنسلّم‌علی‌القائم‌بامره‌المؤ‌منین؟‌قال: لا، ذلک‌اسم‌سماه‌الله‌امیرالمؤ‌منین،‌لایسمّی‌به‌احد قبله‌و لابعده الا کافر. قال: فکیف‌نسلّم‌علیه؟‌قال: تقول‌السلام‌علیک‌یا بقیه‌الله. ثم‌قرا(علیه‌السّلام) <بقیه‌الله‌خیرلکم‌ان‌کنتم‌مؤ‌منین>.32و۳۳
‌سؤال شد: آیا می‌توانیم‌به‌حضرت‌قائم(عج) به‌عنوان‌امیرالمؤ‌منین‌درود بفرستیم‌و بگوییم‌
< السلام‌علیک‌یا امیرالمؤ‌منین>
‌حضرت‌فرمود: خیر، آن‌اسم‌خاص‌امیرمؤ‌منان‌علی(علیه‌السّلام) است؛‌که‌خداوند او را به‌این‌نام‌نامیده‌است. هرگز کسی‌را جز او نتوان‌به‌این‌نام‌نامید. هر کس‌به‌این‌نام‌نامیده‌شود؛‌چه‌قبل‌از امیرالمؤ‌منین‌علی(علیه‌السّلام) باشد، چه‌بعدش، کافر است.
عرض‌نمود: پس‌چگونه‌بر او(عج) سلام‌کنیم؟‌فرمود: بگو <السلام‌علیک‌یا بقیه‌الله>، سلام‌بر تو ای‌باقیمانده‌خدا. سپس‌امام‌صادق(علیه‌السّلام) آیه‌۸۶ سوره‌هود را تلاوت‌فرمود که: <باقیمانده‌الهی‌بهتر است‌برای‌شما،‌اگر مؤ‌من‌باشید.>
۲٫ احمد بن‌اسحاق،‌که‌از شخصیتهای‌معروف‌قم‌و وکیل‌امام‌عسکری(علیه‌السّلام) بوده،‌می‌گوید: خدمت‌امام‌عسکری(علیه‌السّلام) رفتم؛‌تا از جانشین‌او و امام‌بعد از او سؤال‌کنم. قبل‌از آنکه‌ من‌سؤ‌ال‌کنم،‌امام(علیه‌السّلام) فرمود:
‌ای‌احمد بن‌اسحاق! خدای‌تبارک‌و تعالی‌از روزی‌که‌آدم‌را آفرید،‌تا روزی‌که‌قیامت‌به‌پا شود،‌زمین‌را خالی‌از حجت‌نگذاشته‌و نمی‌گذارد؛‌بلکه‌همواره‌حجت‌خدا در روی‌زمین‌خواهد بود؛‌که‌خداوند به‌وسیله‌او بلاها را از زمینیان‌دفع‌می‌کند و به‌برکت‌او باران‌می‌فرستد و به‌خاطر او برکات‌زمین‌را خارج‌می‌نماید.
گفتم‌: پس‌امام‌بعد از شما کیست؟‌(امام‌بدون‌اینکه‌جوابی‌بدهد) با شتاب‌از جای‌برخاسته‌و داخل‌اطاقی‌شدند؛‌در هنگام‌بیرون‌آمدن‌کودکی‌را بر دوش‌خود آورد، که‌صورتش‌چون‌ماه‌شب چهارده‌بود و تقریباً سه‌ساله‌بود؛‌آنگاه‌خطاب‌به‌من‌فرمود: اگر منزلت‌تو در پیش‌حضرت‌احدیت‌و حجتهای‌پروردگار نبود، پسرم‌را به‌تو نشان‌نمی‌دادم.
عرضه‌داشتم: آیا علامتی‌هست‌که‌من‌بیشتر مطمئن‌شوم‌و دلم‌آرامش‌پذیرد؟ پس‌ناگهان‌حجت‌خدا با زبان‌فصیح‌ و آشکار فرمود: انا بقیه‌الله‌فی‌ارضه‌والمنتقم‌من‌اعدائه‌و لاتطلب‌اثرا بعد عینٍ یا احمدبن‌اسحاق…۳۴
(من‌تنها بازمانده‌خدا در زمین‌هستم؛‌از دشمنان‌خدا‌انتقام‌می‌گیرم. و ای‌احمدبن‌اسحاق! پس‌از دیدن، دیگر نشانه‌نپرس.)
۳ . از امام‌صادق(علیه‌السّلام) نقل‌می‌کنند، که‌حضرت‌در ترسیم‌روز پر شکوه‌ظهور می‌فرماید: اول‌ما یَنطق‌به‌هذه‌الایه‌: <بقیه‌الله‌خیر لکم‌ان‌کنتم‌مؤ‌منین> ثم‌یقول: انا بقیه‌الله‌و حجته‌و خلیفته‌علیکم؛ فلا ی‌سلّم‌علیه‌مسلمٌ، الا قال‌: السلام‌علیک‌یا بقیه‌الله‌فی‌ارضه.۳۵
‌امام‌زمان(علیه‌السّلام) نخستین‌چیزی‌که‌به‌زبان‌می‌آورد،‌‌این‌آیه‌شریفه‌است‌<باقیمانده‌الهی‌برای‌شما بهتر است،‌اگر مؤ‌من‌هستید> سپس‌می‌فرماید‌: بقیه‌الله‌من‌هستم؛‌من‌حجت‌الهی‌و خلیفه‌الهی‌بر شما هستم. پس‌هیچ‌مسلمانی‌در روی‌زمین ‌بر او سلام‌نمی‌کند،‌مگر به‌این‌عبارت‌که: سلام‌بر شما ای‌بقیه‌الله‌در زمین‌الهی.
۴٫ امام‌هادی(علیه‌السّلام) در ضمن‌بیان‌اوصاف‌امام مهدی(عج) می‌فرماید:
‌هوالذی‌یجمع‌الکلم‌ویُتِمُّ النِعَم‌وی‌حِق‌اللّه‌به‌الحق‌و ی‌زهِق‌الباطل‌و هو مَهدیُّکم‌والمنتظَر‌ثم‌قرا <بقیه‌الله‌خیر لکم> و قال: هو والله‌بقیه الله.۳۶
‌او کسی‌است‌که‌وحدت‌کلمه‌ایجاد می‌کند و نعمتها را کامل‌می‌سازد. خداوند حق‌را به‌دست‌او تحقق‌می‌بخشد و باطل‌را نابود می‌سازد. او مهدی‌ منتظر شماست‌. آنگاه‌این‌آیه‌را تلاوت‌کرد: <بقیه‌الله‌خیرلکم> سپس‌فرمود: به‌خدا سوگند بقیه‌الله‌(تنها بازمانده‌از حجتهای‌الهی) اوست.
۲- حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام) سیده‌النساء و حضرت‌مهدی(علیه‌السّلام) سیدالخلق‌است‌
الف) حضرت زهرا سرور زنان است.
پیامبر اکرم(صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم) در موارد متعددی‌به‌دختر‌گرامی‌خود این لقب‌را داده‌اند؛
ابن‌عباس‌نقل‌می‌کند که‌پیامبر(صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم) فرمود: و امّا ابنَتی‌فاطمه‌فانها سیده‌نساء‌العالمین‌من‌الاولین‌والاخرین.۳۷
اما دخترم فاطمه، سرور زنان عالم از اولین و آخرین می باشد.
ب)‌حضرت مهدی(عج) سیدالخلق‌است‌.
‌این‌لقب‌را حضرت‌رضا(علیه‌السّلام) به‌فرزند گرامیش‌حضرت‌مهدی(علیه‌السّلام) داده‌اند.
‌عن‌الحسن‌بن‌شاذان‌الواسطی‌قال: کتبت‌الی‌ابی‌الحسن‌الرضا(علیه‌السّلام): اشکو جفأ اهل‌واسط‌و حملهم‌علیّ، و کانت‌عصابه‌من‌العثمانیه‌توذینی؛‌فوقع‌بخطه‌: ان‌الله‌تبارک‌و تعالی‌اخذ میثاق‌اولیائنا علی‌الصبر فی‌دوله‌الباطل؛‌فاصبر لحکم‌ربّک. فلو قد قام‌سیدالخلق‌لقالوا: <یا ویلنا من‌بعثنا من‌مرقدنا هذا ما وعدالرحمن‌و صدق‌المرسلون.>38و۳۹
‌حسن‌بن‌شاذان‌می‌گوید:‌نامه‌ای‌نوشتم‌خدمت‌امام‌رضا(علیه‌السّلام) و از جفا و یورش‌و اذیّت‌اهل‌واسط،‌که‌جمعی‌از عثمانیان‌بودند، بر خود‌شکایت‌کردم. حضرت‌به‌خط‌مبارک‌جواب‌فرمودند‌: خداوند از دوستان‌ما پیمان‌گرفته‌که‌ در دولت‌باطل‌صبر کنند؛‌تو هم‌صبر کن‌(نگران‌نباش). وقتی‌که‌سید الخلق‌قیام‌کند، دشمنان‌می‌خوانند‌: <وای‌بر ما! چه‌کسی‌ما را از قبورمان‌مبعوث‌کرده؟‌این‌همان است‌که‌خداوند وعده‌داده‌بود؛ و فرستادگان‌الهی‌راست‌می‌گفتند.>
‌مرحوم‌علامه‌مجلسی‌می‌گوید: مراد از سیدالخلق، قائم(علیه‌السّلام) است. پس‌دشمنان‌اهل‌بیت(علیهم‌لسّلام) در آن‌زمان‌رجعت‌می‌کنند و مؤ‌منان‌از آنها انتقام‌می‌گیرند. پس‌دشمنان‌می‌گویند: <یا ویلنا…>40
۳- حضرت‌زهرا‌(س) طاهره و حضرت‌مهدی(عج) طاهر است.
الف) ‌حضرت زهرا (علیهاالسّلام) طاهره‌است‌.
این مطلب هم‌از آیه‌تطهیر استفاده‌می‌شود و هم‌می‌بینیم‌پیامبر ‌آن‌حضرت‌را به این لقب نامیدند.
‌اسماء بنت‌عمیس‌می‌گوید: قال‌النبی(صلّی اللّهُ‌علیه‌وآله‌سلّم): اما عَلِمت‌انّ ابنتی‌طاهره مطهره۴۱٫٫٫
‌پس‌پیامبر(صلّی‌اللّه‌‌علیه‌وآله‌وسلّم) فرمودند: آیا نمی‌دانی‌که‌دخترم‌پاک‌و پاکیزه‌است؛
آیه‌تطهیر هم‌دلیل دیگری بر پاک بودن حضرت از رجس و پلیدیها است. <انما یریدالله‌لیذهب‌عنکم‌الرجس‌اهل‌البیت‌و ی‌طهّرَکم‌تطهیرا.۴۲
خداوند اراده‌کرده‌که‌ناپاکی‌را از شما اهل‌بیت‌دور کند و شما را پاک‌قرار بدهد.>
این‌آیه‌به‌اجماع‌خاصه‌و عامه‌در شأن پنج‌تن‌آل‌عبا ست.۴۳
ب : ‌حضرت مهدی(عج) طاهر است.
‌این‌لقب‌را پیامبر اکرم(صلّی‌اللّه‌‌علیه‌وآله‌وسلّم) به‌امام‌زمان(علیه‌السّلام) داده‌اند؛‌در ضمن‌حدیثی‌که‌فرمود: ان‌الله‌عزوجل‌رَکَّبَ فی‌ص‌لبِ الحسن‌(ای‌العسکری)(علیه‌السّلام) ن‌طفَه مبارکه زکیه طیبه طاهرهً مطهره‌؛ یرضی‌بها کل‌مؤ‌من‌اخذ الله‌میثاقه‌بالولایه‌ویکف‌ر‌بها کل‌جاحدٍ؛ فهو امامٌ تقیٌ نقی‌هادٍ مهدی…۴۴
‌خداوند در صلب‌امام‌حسن(‌عسکری) (علیه‌السّلام) نطفه‌ای‌مبارک، پاک‌و پاکیزه‌تعبیه‌نمود؛ ‌که‌هر مؤ‌منی‌که‌خداوند از او پیمان‌ولایت‌گرفته،‌از او خشنود می‌شود و هر منکری‌به‌او کفر می‌ورزد. او پیشوای‌پارسا، پاکیزه، هادی‌و مهدی‌است.
‌در روایت‌دیگری‌امام‌صادق(علیه‌السّلام) فرمودند‌: اذا کان‌ذلک‌فکونوا اجلاسَ بیوتکم‌حتی‌یظهر الطاهر‌بن‌المطهر ذوالغیبه…۴۵
‌وقتی‌آخر الزمان‌شد و فتنه‌ها به‌وجود آمد، شما گلیم‌خانه‌ی‌خود باشید؛‌‌تا خداوند امام‌پاکیزه‌و پسر پاکیزه‌را ظاهر کند.
و در دعایی‌که‌دستور داده‌اند در زمان‌غیبت‌بخوانیم،‌دارد…: و زد فی‌کرامتک له‌فانه‌الهادی… الطاهر التقی‌النقی‌الزکی‌الرضی‌المرضی‌الصابر المجتهد الشکور…۴۶
عرض‌می‌کنیم:‌خدایا! بر لطف‌و کرامتت‌نسبت‌به‌او بیفزا؛‌که‌اوست‌هادی… پاک،‌با تقوا‌پاکیزه، منزه،‌صاحب‌مقام‌رضا و خشنودی‌خدا، صبر کننده،‌سپاسگزار‌و…
۴- حضرت‌زهرا(س) مبارکه‌و حضرت‌مهدی(عج) مبارک‌است.
الف) ‌حضرت زهرا (علیها السلا‌م) مبارکه‌است‌.
‌مبارک‌از برکت‌گرفته‌شده؛‌به‌معنای‌رشد و زیاده. مبارک‌یعنی‌آنچه‌که‌از او خیر زیاد بیاید.۴۷
به‌حضرت‌زهرا(علیها السلا‌م) از این جهت مبارک‌می‌گویند که‌او کوثر، <انا اعطیناک‌الکوثر> است؛‌همان طور که ‌فخر رازی‌در تفسیر خود گفته: مراد صدیقه‌طاهره،‌فاطمه‌زهرا(علیها السلا‌م) است.۴۸ و صاحب‌مجمع‌البیان‌می‌گوید : کوثر، زیادی‌نسل‌و فرزند است؛ که‌از فاطمه‌زهرا(علیهاالسّلام) و اولاد وی، نسل‌رسول اکرم(صلّی‌اللّه‌‌علیه‌وآله‌وسلّم) آنچنان‌فراوان‌شد، که‌نتوان‌شماره‌کرد.
مرحوم‌علامه‌طباطبایی‌می‌فرماید: مراد از کوثری که خداوند به پیامبر(صلّی اللّهُ‌علیه‌وآله‌سلّم) عطا فرمود، فقط‌کثرت‌ذریه‌پیامبر(صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم) می‌باشد، یا مراد، خیر کثیر است،‌و‌کثرت‌ذریه،‌مراد می باشد، در ضمن‌خیر کثیر؛ و اگر غیر از این،‌معنا کنیم،‌محقق کردن و محکم کردن کلا‌م به‌واسطه آیه‌<ان‌شانئک‌هوالابتر> خالی‌از فایده‌می‌شود.۴۹‌و۵۰
ب) حضرت مهدی(عج) مبارک‌است.
‌در ضمن‌لقبهایی‌که‌پیامبر(صلّی اللّهُ‌علیه‌وآله‌سلّم) برای‌آن‌حضرت‌شمردند، همین‌لقب‌مبارک‌است.۵۱
وقتی‌پیامبر(صلّی‌اللّه‌‌علیه‌وآله‌وسلّم) در بیاناتی آخر الزمان‌را ترسیم‌می‌کنند ،‌می‌فرماید: ولایزال‌ذلک‌البلاد علی‌اهل‌ذلک‌الزمان،‌حتی‌اذا یئسوا و قنطوا واساوُِ ‌والظّن‌اَلاّ ی‌فرَّ‌جَ عنهم‌؛‌اذ بعث‌الله‌رجلا من‌اطایِب‌عترتی‌و ابرارِ ذرّیّتی‌عَدلاً مبارکاً زکیّا.۵۲
‌این‌گرفتاری‌با مردم‌آن‌زمان‌خواهد بود؛‌تا هنگامی‌که‌مأیوس‌و نا امید شوند و تصور کنند که‌دیگر خداوند از آنها رفع‌گرفتاری‌نخواهد فرمود؛ آنگاه‌خداوند مردی‌را از بهترین‌فرزندان‌و پاکترین‌عترت‌من‌بر می‌انگیزد؛‌که‌سرا پا عدل‌و برکت‌و پاکی‌است.
۵- ‌حضرت‌زهرا(س) زکیه‌و حضرت‌مهدی(عج) زکی‌است.
<‌زکوه> به‌معنای نمو و زیادتی۵۳ یا به‌معنای‌پاکیزه‌از خباثت‌نفس، کینه، بخل، حسد و هرگونه‌پلیدی‌و کثافت‌ظاهری‌و باطنی است.۵۴
الف) ‌حضرت زهرا (س) زکیه‌است.
در ذیل‌کلمه‌<مبارکه> از آن سخن‌گفتیم‌.
ب) ‌حضرت مهدی زکی‌است.
از‌جمله‌القابی‌که‌پیامبر‌اکرم(صلّی اللّهُ‌علیه‌وآله‌سلّم) به‌حضرت مهدی(علیه‌السلا‌م) داده‌اند، زکی‌است؛‌که‌روایات آن را در ذیل شباهتهای ۳ و ۴ ذکر نمودیم.
همچنین‌امیرمؤ‌منان‌علی(علیه‌السّلام) در ضمن نامه‌ای به معاویه این‌لقب‌را به‌حضرت مهدی (علیه‌السلا‌م) داده‌اند … و اِنّ رج‌لا مِن‌و‌لدِک، مَشومٌ ملعونٌ… و یَعرَب‌منهم‌رجلٌ من‌ولدی‌زکی‌نقی‌الذی‌یملا الارض‌قسطا و عدلاً.۵۵
‌مردی‌از نسل‌تو که‌شوم‌و ملعون‌است… سپاهی‌به‌سوی‌مدینه‌می‌فرستد… و مردی‌پاک‌و پاکیزه‌از نسل‌من، از میان‌آنها می‌گریزد و زمین‌را پر از عدل‌و داد می‌نماید.
۶- حضرت‌زهرا(س) طیبه‌و حضرت‌مهدی(عج) طیب‌است.
الف) ‌حضرت زهرا (س) طیبه‌است.
‌مرحوم‌سیدبن‌طاووس‌بعد از نقل‌روایت‌فضیلت‌اهدای‌نماز به‌معصومین(علیهم‌ا لسّلام) می‌فرماید: بعد از نماز هدیه‌به‌هر یک‌از معصومین‌این‌دعا را بخواند…، دعایی که بعد از خواندن‌نماز هدیه‌به‌حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام) می‌فرماید،‌این است که بگوید: اللهم‌اِن هاتَینِ الرکعتین‌هدیه‌منی‌الی‌الطاهره‌المطهره‌الطیبه الزکیه فاطمه اللهم… و اَثِب ‏نی‌علیهما افضل‌املی‌و رجایی‌فیک‌و فی‌نبیک(صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله) و وصی‌نبیک و الطیبه‌الطاهره‌فاطمه…۵۶
ب: ‌حضرت مهدی (عج) طیب‌است.
روایات آن در ذیل شباهتهای سوم وچهارم آمده است.
۷- حضرت‌زهرا(س) مطهره‌و حضرت‌مهدی(عج) مطهر است.
‌روایاتی‌که‌دلالت‌بر این‌مطلب‌می‌کند در ذیل شباهت سوّم آمده است.
۸ – حضرت‌ زهرا(س) ت-قیه‌و حضرت‌مهدی(عج) ت-قی‌است.
الف) ‌حضرت‌زهرا(س) ت-قیه‌است‌.
حضرت زهرا(علیهاالسّلام) در اوج قله تقوا‌می‌باشد. در زیارت‌حضرتش‌می‌خوانیم:
السلام‌علیک‌ایتها التقیّه‌النقیّه ۵۷ سلام‌بر تو ای‌ذات‌متقی‌پاک‌.
‌یا می‌خوانیم‌: اللهم‌صل‌علی‌محمد و اهل‌بیته‌وصلّ علی‌البتول ‌الطاهره‌الصدیقه‌المعصومه ‌التقیه‌النقیه‌الرضیه ‌المرضیه‌الزکیه ‌الرشیده‌المظلومه‌المقهوره.۵۸
ب) حضرت مهدی(عج) تقی‌است.
در ذیل شباهت سوّم،‌روایتی‌که‌دلالت‌بر این‌مطلب‌می‌کند، ذکر شد.
۹- حضرت‌زهرا(س) نقیه‌و حضرت‌مهدی(عج) نقی‌است.
‌روایاتی‌که‌دلالت‌بر این‌مطلب‌می‌کند در ذیل شباهتهای ۳ و ۵ و ۸ ذکر شده.
۱۰- حضرت‌زهرا(س) محدَّثه‌و حضرت‌مهدی(عج) محدَّث‌است.
الف) ‌حضرت زهرا (س) محدثه‌است.
بیش‌از ده‌روایت‌داریم‌که‌دلا‌لت ‌دارند ملائکه‌بر حضرت زهرا(علیهاالسّلام) فرود آمده و با ایشان سخن‌می‌گفتند؛‌از این روی به‌او محدَّثه‌گفتند.
در اینجا‌به‌بعضی‌از آن روایات‌اشاره‌می‌کنیم:
‌از امام‌صادق(علیه‌السّلام) پیرامون‌مصحف‌فاطمه(علیهاالسّلام) سؤ‌ال‌کردند. امام پس‌از سکوتی‌طولانی‌فرمود:
‌اِنک‌م‌لَتَب ‏حَث‌ونَ عمّا تریدون‌‌و عما لاتریدون. ان‌فاطمه‌مکثت‌بعد رسول‌الله(صلّی اللّهُ‌علیه‌وآله‌سلّم) خمسه‌و سبعین‌یوماً و کان‌دخلها حزن‌شدید علی‌ابیها؛ و کان‌جبرئیل‌یأتیها فَیُح ‏سِنُ عزاها علی‌ابیها و یطیب‌نفسها و یخبرها عن‌ابیه‌و مکانه‌و یخبرها بما یکون‌بعدها،‌و کان‌علیّ‌(علیه‌السّلام) یکتب‌ذلک؛‌فهذا مصحف‌فاطمه.۵۹
شما از هر چیزی سؤال می کنید. زهرا(علیها‌السلا‌م) بعد از پیامبر (صلّی اللّهُ‌علیه‌وآله‌سلّم) هفتادوپنج روز بیشتر زنده نبود؛‌و به سبب فقدان پدر، بسیار محزون بود؛‌از این رو همیشه جبرئیل به نزد او می آمد و علا‌وه بر اینکه او را تسلیت می گفت و تسلا‌ی او بود، او را از جایگاه او و اخبار آینده آگاه می کرد و حضرت علی(علیه‌السلا‌م) همآنها را می‌نوشت. این نوشته‌ها، مصحف فاطمه(علیهاالسلا‌م) است.۶۰
امام‌صادق(علیه‌السّلام) همچنین فرمودند: انما سمیت‌فاطمه‌محدثه‌لان‌الملائکه‌کانت‌تهبط‌من‌ السماء‌فتنادیها کما تنادی‌مریم‌بنت‌عمران؛‌فتقول‌الملائکه‌یا فاطمه! ان‌الله‌اصطفاک و طهّرِک علی‌نساء العالمین.۶۱
همانا فاطمه را محدثه نامیدند، چون‌که همیشه ملا‌ئکه از آسمان بر او هبوط می‌کردند؛ پس همان‌گونه که حضرت مریم(علیها‌السلا‌م) را مورد ندا قرار دادند، او را هم مورد خطاب قرار دادند و گفتند: ای فاطمه! خداوند تو را بر تمام زنان عالم برگزید و تورا پاکیزه قرار داد.
ب : ‌حضرت مهدی(عج) محدث‌است.
‌در این زمینه دو دسته‌روایات‌داریم. یک‌دسته‌از آنها به‌طور عموم‌دلالت‌می‌کند که‌کل‌ائمه(علیهم‌السّلام) محدث‌هستند‌و‌دسته‌دیگر‌روایاتی‌‌است که‌دلالت‌می‌کند حضرت مهدی(عجّل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشّریف) محدث‌است.
روایات عام:
– قال‌رسول‌الله(صلّی‌اللّهُعلیه‌وآله‌وسلّم): مِن ‏ و‌لدی‌اِثنا عَشَرَ نَقیباً، ن‌جَباء‌م‌حَدَّثونَ مُفَهَّمُونَ آخر‌ه‌م‌القائم‌بالحق ّ ۶۲
پیامبر(صلّی‌اللّهُعلیه‌وآله‌وسلّم) فرمودند: دوازده‌نقیب‌ازاولاد من‌هستند که‌همه‌شان‌نجیب،‌محدث،‌آموزش‌یافته‌و صاحب‌فهم‌هستند؛‌که‌آخرین آنها قائم‌به‌حق‌است.
– قال‌الباقر(علیه‌السّلام)مِنّااثناعَشَرَم‌حدّثاً،السابِع‌مِن ‏و‌لدی القائمٌ(عجّل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشّریف)۶۳ دوازده‌محدث‌از ماست؛ که‌هفتمین‌فرزند من‌همان‌قائم(عجّل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشّریف) است.
– ‌امام‌جواد(علیه‌السّلام) از امیرمؤ‌منان‌علی(علیه‌السّلام) نقل‌می‌کنند،‌که‌حضرتش‌به‌ابن‌عباس‌فرمود: انّ لیله‌القدر فی‌کل‌سنه و اِنّه‌یَنزِل‌فی‌تلک اللیله‌امر‌السنه‌و لذلک الامر ولاه بعد رسول‌اللّه(صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم). فقال‌ابن‌عباس: مَن‌هم؟ قال اَنَا و احد عشر من‌صلبی‌ائمّه محدثون.۶۴
‌حضرت علی(علیه‌السلا‌م) به ابن‌عباس‌فرمودند: شب‌قدر در هر سال‌هست‌(منحصر به‌زمان‌حیات‌پیامبر(صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم) نبوده) و در آن‌شب‌امور سال‌نازل‌می‌شود؛‌و برای‌این‌برنامه، والیانی‌بعد از رسول‌اللّه(صلّی‌اللّه‌‌علیه‌وآله‌وسلّم) وجود دارد. ابن‌عباس‌عرض‌کرد: آنها چه‌کسانی‌هستند؟ حضرت‌علی(علیه‌السّلام) فرمودند‌: من‌و یازده‌فرزند من،‌که‌همه‌پیشوا و محدث‌هستند.
– در روایتی‌امام‌صادق(علیه‌السّلام) تفسیر آیه‌<تنزل‌الملائکه‌والروح‌فیها…>65 را این‌گونه‌بیان‌می‌فرمایند : اَی ‏ من‌عند ربهم‌علی‌محمدٍ وال‌محمد بکل‌امر سلام.۶۶
‌یعنی‌ملائکه‌و روح‌از جانب خداوند بر محمد و آل‌ محمد(علیهم‌السّلام) نازل‌می‌شوند.
– ‌از امام‌باقر(علیه‌السّلام) سؤ‌ال‌شد‌: ‌آیا شما شب‌قدر را می‌شناسید؟‌فقال‌و کیف‌لانعرف‌و الملائکه‌یطوفون‌بنا فیها.۶۷ چگونه‌شب‌قدر را نشناسیم؛‌در حالی‌که‌ملائکه‌در آن‌شب‌در اطراف‌ما طواف‌می‌کنند.
ملا‌ئکه و اعظم ملا‌ئکه که روح است،‌در اطراف آنها چرخ می‌زنند و بر آنها نازل می‌شوند و با آنها سخن می گویند.
روایات خاص:
– امام‌رضا(علیه‌السّلام) ضمن‌بر شمردن‌صفات‌امام‌زمان(علیه‌السّلام) می‌فرماید:
‌یکون‌اعلمَ‌الناس‌واحکم‌الناس‌واتقی‌الناس‌واحلم‌الناس‌واسخی‌الناس‌واعبدالناس… و یَری‌مَن‌خلفَه‌کما یری‌من‌بین‌یدیه‌و لایکون‌له‌ظلٌ… وتنام‌عیناه‌و لاینام‌قلب‌ه‌و یکون‌محدّثاً.۶۸
‌او داناترین‌مردمان، حکیم‌ترین، پرهیزکارترین،‌بردبارترین، بخشنده‌ترین‌و عابدترین‌مردم‌است؛‌که‌پشت‌سر را می‌بیند،‌همان‌گونه‌که‌پیش‌رو را می‌بیند؛ سایه‌ندارد؛‌دیدگانش‌در خواب‌فرو می‌رود،‌ولی‌دلش‌همیشه‌بیدار است‌و فرشتگان‌با او سخن‌می‌گویند.
– یا امام‌جواد(علیه‌السّلام) در ضمن‌بیان‌سیر آن‌حضرت‌می‌فرماید:
‌ثم‌یدخل‌الکوفه‌فیقتل‌مقاتلیها، حتی‌یرضی‌الله‌عزوجل… ثم‌قلت: و ما یدریه،‌جعلت‌فداک‌منی‌یرضی‌الله‌عزوجل؟‌قال: یا ابا الجارود! ان‌الله‌اوحی‌الی‌ام‌موسی‌و هو خیر من‌ام‌موسی‌و اوحی‌الله‌الی‌النحل‌و هو خیر من‌النحل.۶۹
‌او وارد کوفه‌می‌شود و جنگ‌کنندگان‌را می‌کشد، تا خداوند راضی‌شود…، عرض‌کردم: چگونه‌متوجه‌می‌شود که‌خداوند راضی‌شده؟‌حضرت‌فرمود: خداوند به‌مادر موسی۷۰ وحی‌کرد؛ ‌و البته مهدی(علیه‌السّلام) بهتر از مادر موسی‌است‌و خداوند به‌زنبور عسل‌وحی‌کرد۷۱ و البته او بهتر از زنبور عسل‌است.
‌حضرت‌با استشهاد به‌دو آیه‌از قرآن‌می‌خواهند بفرمایند که‌خداوند به‌او وحی‌می‌کند. البته‌همان‌طوری‌که‌در آن‌دو آیه،‌مراد از وحی، وحی‌مصطلح‌(نزول‌جبرئیل،‌همراه‌با ادعای‌نبوت) نیست؛‌مراد از وحی‌به‌حضرت‌مهدی(عجّل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشّریف) هم‌وحی‌مصطلح‌نیست.
۱۱- حضرت‌زهرا(س) و حضرت‌بقیه‌اللّه(عج) هر دو کوکب‌درّی‌‌هستند.
الف) ‌حضرت زهرا (س) ستاره‌درخشان‌است.
‌ابی‌هاشم‌عسکری‌از امام‌عسکری(علیه‌السّلام) سؤ‌ال‌می‌کند: لم‌سمیت‌فاطمه‌الزهراء؟ فقال: کان‌وجهها یزهرلامیرالمؤ‌منین(علیه‌السّلام) من‌اول‌النهار کالشمس‌الضاحیه‌و عندالزوال‌کالقمر المنیر و عند غروب‌الشمس‌کالکوکب‌الدری.۷۲
‌حضرت در جواب این سؤال که چرا حضرت‌فاطمه(علیهاالسّلام) را زهرا نامیدند،‌فرمودند: صورت‌او برای‌امیرمؤ‌منان(علیه‌السّلام) نور افشانی‌می‌کرد؛ ‌در اول‌روز، مثل‌خورشید تابان،‌و هنگام‌ظهر،‌مثل‌ماه‌منیر و در وقت غروب‌خورشید، مثل‌کوکب‌دری‌و ستاره‌درخشان‌.
حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام) در حدیث مفاخره – حدیثی که در آن حضرت علی(علیه‌السلا‌م) و فاطمه زهرا(علیها‌السلا‌م) هر کدام فضائل خود را بر می‌شمرند – خود را به‌عنوان‌کوکب‌درّی‌معرفی‌می‌کنند.
قال علی(علیه‌السلا‌م):
‌انا الامین‌الاصلع. قالت‌فاطمه: انا الکوکب‌ الذی‌یلمع…۷۳ حضرت علی (علیه‌السلا‌م) فرمود: من‌امین‌اصلع هستم. حضرت‌فاطمه(علیهاالسّلام) فرمودند: من‌ستاره‌ای‌هستم‌که‌می‌درخشد.
‌امام‌صادق(علیه‌السّلام) می‌فرمایند: <کانّها کوکب‌دری> (در آیه‌۳۵ سوره نور) کأن‌فاطمه(علیهاالسّلام) کوکب‌دری‌بین‌نساء اهل‌الارض‌(اهل‌الدنیا).۷۴
‌گویا فاطمه(علیهاالسّلام) همانند ستاره‌درخشان‌بین‌زنان‌اهل‌زمین‌(اهل‌دنیا) است.
ب) ‌حضرت مهدی (عجّل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشّریف) ستاره‌درخشان‌است.
‌قال‌رسول‌الله(صلّی‌اللّهُعلیه‌وآله‌وسلّم): المهدی‌رجلٌ مِن‌و‌لدی؛‌وجهه‌کالکوکب‌الدری.۷۵
‌پیامبر(صلی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم) فرمودند : مهدی‌مردی‌از فرزندان‌من‌است،‌که‌صورتش‌مثل‌ستاره‌درخشان‌است.
‌پیامبر‌اکرم(صلی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم) در ضمن‌بیان‌مشاهدات‌خود در معراج‌می‌فرماید‌: خداوند انوار ائمه‌ اثنی‌عشر را به‌من‌نشان‌داد و فرمود: یا محمد! ارفع‌راسک‌فاذا ‌انا‌بانوار علی‌و… و محمد بن‌الحسن‌الحجه‌یتلالا من‌بینهم‌(یتلالا وجهه‌من‌بینهم) کانّه‌کوکب‌دری. فقلت‌: یارب! من‌هذا؟ (من‌هؤلاء و مَن‌هذا) قال: یا محمد! هم‌الائمّه‌من‌بعدک؛ المطهّرون‌من‌صلبک‌و هذا الحجه‌الذی‌یملا الارض‌قسطا و عدلاً و یشفی‌صدور قوم‌مؤ‌منین.۷۶
‌ای‌محمد(صلی‌اللّهُعلیه‌وآله‌وسلّم)! سرت‌را بالا بیاور. وقتی‌بالا را نگاه‌کردم،‌نور ائمه (علیهم‌السلا‌م) را دیدم که ‌نور محمدبن‌الحسن،‌بین‌آنها نورافشانی‌می‌کرد و صورتش‌می‌درخشید، مثل‌ستاره‌درخشانی. پس‌عرض‌کردم: خدایا! اینها چه‌کسانی‌هستند و این‌نور چه‌کسی‌است؟‌خطاب‌شد: اینها امامان‌بعد از تو،‌از صلب‌تو هستند،‌که‌پاکند؛ و این‌شخص‌که‌می‌درخشد، حجتی‌است‌ که‌زمین‌را پر از قسط‌و عدل‌می‌کند ودلهای مؤ‌منین‌را شفا می‌دهد.
۱۲- ‌حضرت‌زهرا(س) منصوره و امام‌زمان(عج) منصور است.
الف) حضرت زهرا(علیهاالسّلام) یاری شده است.
دروصف حضرت فاطمه(علیهاالسلا‌م) آمده است: که او
میم‌ونَه مَنص‌ورَه م‌حتَسَمَه‌‌جمیله جلیله معظمهٌ . ۷۷
یکی‌از آیاتی‌که‌به‌حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام) وحضرت‌مهدی(عج)، تأویل شده است آیه‌۴ سوره‌روم‌است‌<…یومئذٍ یفرح‌المؤ‌منون؛‌بنصرالله‌ینصر من‌یشاء و هو العزیز الرحیم>78
‌امام‌صادق(علیه‌السّلام) از قول‌پیامبر(صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم) نقل‌می‌کنند،‌که‌حضرت‌جبرئیل(علیه‌السّلام) سیب‌بهشتی‌را از طرف‌خداوند به‌رسم‌هدیه‌برای‌پیامبر آورد و عرض‌کرد: بخور این‌سیب‌را. سیب‌را دو نیم‌کرد؛‌نوری‌ساطع‌شد. سؤ‌ال‌فرمودند: این‌نور چیست‌؟ جبرئیل‌عرض‌کرد:‌فان‌ذلک النور،‌للمنصوره‌فی‌السماء و فی‌الارض‌فاطمه. قلت‌: حبیبی‌جبرئیل! ولم‌سمیت‌فی‌السماء المنصوره‌و فی‌الارض‌فاطمه؟ (این‌نور منصوره‌در آسمان‌و فاطمه‌در زمین‌است. به‌جبرئیل‌گفتم: حبیب‌من! ‌چرا او را در آسمان‌منصوره‌می‌گویند و در زمین‌فاطمه؟ گفت:
‌سمیت‌فی‌الارض‌فاطمه،‌لانها فطمت‌و شیعتها من‌النار و فطم‌اعدائها من‌حبها. (او را در زمین‌فاطمه‌می‌گویند؛ چرا که‌او و شیعیانش‌از آتش‌بازداشته‌شده‌اند و دشمنان‌او از دوست‌داشتن‌او باز داشته‌شده‌اند.
‌در ادامه‌عرض‌داشت: و هی‌فی‌السماء المنصوره ؛‌و ذلک قوله‌عزوجل‌<و یومئذ یفرح‌المؤ‌منون‌بنصرالله> یعنی‌نصر الله‌لمحبیها.۷۹ او را در آسمان‌منصوره خوانند؛ و این‌همان‌گفتار خداوند است‌که‌فرمود: <در چنین‌روزی‌مؤ‌منان‌به یاری خداوند – یاری خداوند به محبین آن حضرت – خوشحال‌می‌شوند. آن حضرت؛ ‌دوستداران‌او در آن‌روز و روز ظهور امام‌زمان(علیه‌السّلام) خوشحال‌می‌شوند؛‌امام‌صادق(علیه‌السّلام) در پاسخ‌سؤ‌ال‌ابی‌بصیر از آن‌حضرت‌پیرامون‌تفسیر <الم؛‌غلبت‌الروم> فرمود: ه‌م‌بنو امیه : آنها بنو امیه‌هستند… <و یومئذ یفرح‌المؤ‌منون‌بنصرالله> عند قیام‌القائم.۸۰
‌مؤ‌منان‌به یاری خداوند هنگام قیام حضرت مهدی(عج) خوشحال‌می‌شوند،
گفتنی است، حتی‌مؤ‌منانی‌که‌از دنیا رفته‌اند، به‌چنین‌قیامی‌خوشحال‌می‌شوند؛
امام‌صادق(علیه‌السّلام) فرمودند: <یومئذ یفرح‌المؤ‌منون‌بنصرالله> فی‌قبورهم‌، بقیام‌القائم(علیه‌السّلام)۸۱
‌مؤ‌منان،‌در حالی‌که‌در قبرهایشان‌هستند. به قیام حضرت مهدی(عج) خوشحال می‌شوند.
پس هر روزی که روز نجات مؤمنان و پیروزی آنها باشد‌و یاری خداوند‌شامل آنها بشود، روز فرح و خوشحالی مؤمنان خواهد بود.
ب) حضرت مهدی(عج) منصور است.
خداوند حضرت مهدی (عج) را منصور نامیده اند <و من‌قتل‌ مظلوماً فقد جعلنا لولیّه‌سلطانا فلایسرف‌فی‌القتل‌انّه‌کان‌منصوراً > 82
‌در روایات‌آیه شریفه به‌حضرت‌امام‌حسین(علیه‌السّلام) و حضرت‌مهدی(عج)‌تأویل شده است.
‌امام‌باقر(علیه‌السّلام) فرمودند: <من‌قتل‌مظلوماً> ، الحسین، کشته‌شده‌ی‌مظلوم، ‌حسین(علیه‌السّلام) است. انه‌ کان‌منصوراً، سمی‌الله‌المهدی‌المنصور؛ کما سمّی‌احمد و محمد و محمود و کما سمّی‌عیسی ‌المسیح.۸۳
‌حضرت‌می‌فرماید :‌خداوند مهدی‌را منصور نامیده همان طور که (پیامبر را) احمد و محمد و محمود نامید و چنانچه عیسی‌(علیه‌السلا‌م) را مسیح‌نامید.
و در زیارت‌عاشورا می‌خوانیم: فاسئل‌الله‌الذی‌اکرم‌مقامک‌و اکرمنی‌بک‌ان‌یرزقنی‌طلب‌ثارک‌مع‌امام‌منصور من‌اهل‌بیت‌محمد(صلّی‌اللّه‌‌علیه‌وآله‌وسلّم).۸۴ از خداوند می‌خواهیم‌که‌به‌ما توفیق‌بدهد در کنار امام‌منصور (امام‌زمان<علیه‌السّلام>) خون‌خواهی‌حسین(علیه‌السّلام) را بکنیم.
همچنین امام‌باقر(علیه‌السّلام) می‌فرماید: القائم‌منا منصورٌ بالرّ‌عب‌م‌وَِ‌یَّدٌ بالنصر.۸۵ قائم‌از ما، یاری‌شده‌است‌به‌وسیله‌ترس‌در دل‌دشمنان‌و تأیید شده‌به‌وسیله یاری او.
‌و بالاخره‌در دعای‌ندبه‌می‌خوانیم: این‌المنصور علی‌من‌اعتدی علیه‌و افتری.۸۶
کجاست‌آن‌کسی‌که‌یاری‌شده‌است‌بر علیه‌کسی‌که‌نسبت‌به‌او تعدی‌کرده و افترا بسته.
۱۳- حضرت‌زهرا(س) صدیقه‌و حضرت‌مهدی(عج) صادق‌المقال‌است.
الف) ‌حضرت زهرا راست گفتار است:
‌پیامبر (صلّی اللّهُ علیه‌وآله‌وسلّم) به‌حضرت‌علی(علیه‌السّلام) فرمودند: سفارشهایی‌به‌دخترم‌فاطمه‌کرده‌ام‌و به‌او دستور دادم‌آنها را به‌تو بگوید؛ آنها را نافذ بدان. فهی‌الصادقه‌الصدوقه‌. او بسیار راست گفتارست. سپس‌حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام) را به‌سینه‌چسباند و سر او را بوسید‌و فرمود: فداک‌ابوک‌یا فاطمه . پدرت‌به‌فدای‌تو ای‌فاطمه۸۷
مفضل‌می‌گوید:‌به‌امام‌صادق(علیه‌السّلام) عرض‌کردم: چه‌کسی‌فاطمه‌ (علیها السلا‌م) را غسل‌داد؟ فرمودند : ‌حضرت علی(علیه‌السّلام) … سپس‌حضرت‌فرمودند: گویا ‌از این‌خبرناراحت شدی! ‌عرض‌کردم: بله‌قربانت‌شوم. حضرت‌فرمودند : دل‌گیر نشو: فانها صدیقه‌لم‌یکن‌یغسّلها الاصدیق. اما علمت‌ان‌مریم‌لم‌یغسّلها الا‌عیسی.۸۸
‌به‌درستی‌که‌او صدیقه‌بود ،‌که‌جز صدیق نمی‌توانست‌او را غسل‌دهد. آیا نمی‌دانی‌مریم‌را (که‌صدیقه‌بود) جز عیسی‌غسل‌نداد.
‌پیامبر به‌حضرت‌علی(علیه‌السّلام) فرمودند: به‌تو سه‌چیز داده‌شده‌که‌حتی‌به‌من‌هم‌داده‌نشد: یکی‌اینکه‌پدر همسر تو مثل‌من‌است‌و برای همسریت، صدیقه‌ای‌مثل‌دختر من‌به‌تو داده‌شده…۸۹
و گفتنی است که حتی‌مخالفین‌هم‌اعتراف‌می‌کنند که‌او صدیقه‌است.
‌هنگامی‌که‌حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام) مطالبی را در خطبه‌فدکیه‌بیان فرمودند. اولی می‌گوید: … و انتِ یا خیره‌النساء وابنه‌خیرالانبیاء صادقه فی‌قولک… ولا مصدوده عن‌صدقِک… صدق‌الله‌و رسوله‌و صَدَقتِ ابنته‌.۹۰
‌تو ای‌بهترین‌زنان‌و دختر بهترین‌پیامبران، در گفتارت‌صادق‌هستی… و چیزی‌نیست‌که‌تو را از صدقت‌باز دارد… خدا و رسولش‌راستگویند و دختر رسول‌خدا(صلّی‌اللّه‌‌علیه‌وآله‌وسلّم) هم‌ راستگوست.
ب) حضرت مهدی‌(عج) راست گفتار است‌
‌حضرت‌علی(علیه‌السّلام) می‌فرماید: یَظهر صاحب‌الرایه‌المحمدیه‌والدوله‌الاحمدیه، القائم‌بالسیف‌والحال، الصادق‌فی‌المقال؛‌ی‌مَهِّد‌ُ الارضَ و ی‌حیِی‌السنه‌والفرض.۹۱
‌صاحب‌پرچم‌محمدی(صلّی‌اللّه‌‌علیه‌وآله‌وسلّم)وبنیانگذاردولت‌احمدی(صلّی‌اللّه‌‌علیه‌وآله‌وسلّم) ظهور می‌کند؛‌در حالی‌که‌شمشیر در دست‌دارد، راستگو در گفتار است، زمین‌را مهد زندگی‌سازد و احکام‌اسلام‌ (اعم‌از سنت‌و فرض) را زنده‌گرداند.
۱۴- ‌حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام) صابره‌و حضرت‌مهدی(علیه‌السّلام) صابر است.
الف) ‌حضرت زهرا (علیها‌السلا‌م) ‌صبر کننده است.
‌در زیارت‌حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام) می‌خوانیم: یا ممتحنه‌امتحنکِ الله‌الذی‌خلقک قبل‌ان‌یخلقک؛ فوجدکِ لما امتحنک صابرهً و…۹۲
‌ای‌امتحان‌شده‌ای‌که‌خداوند قبل‌از اینکه‌بیافریند تو را ، امتحانت‌کرد؛‌پس‌تو را صبر کننده‌دید نسبت‌به‌امتحانات… .
ب) ‌حضرت مهدی(عج) صبر کننده است.
‌در دعای‌زمان‌غیبت‌امام‌زمان(علیه‌السّلام) می‌خوانیم: فانه‌الهادی… الصابرالمجتهد الشکور…۹۳
در حدیث‌لوح‌است که: علیه‌کمال‌موسی‌و بهاء عیسی‌و صبر ایوب… ۹۴
مؤید این مطلب آن است که یکی از فقها‌و مراجع بزرگوار نقل می‌کرد: یکی از اشخاص مورد اعتماد‌اخیراً‌در عالم روِیا خدمت حضرت بقیه الله (عج) رسیده؛‌نوشته ای را روی سینه مبارک آن حضرت دیده، که‌روی آن نوشته شده بود:
اَنَا صابرٌ علی هذا الا‌مر ولکن اندبونی، اندبونی، اندبونی
بر این امر، صبر می کنم؛‌ولکن با سوز و ناله ،‌بلند بلند بر من گریه کنید، بلند بلند بر من گریه کنید، بلند بلند بر من گریه کنید.۹۵
۱۵- حضرت‌زهرا(س) معصومه‌و امام‌زمان(عج) معصوم‌است .
الف) ‌حضرت زهرا(س) ‌معصومه‌است‌.
‌عصمت‌حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام) از آیه‌تطهیر و روایات متعدد به‌خوبی‌استفاده‌می‌شود۹۶ و در زیارت‌آن‌بزرگوار می‌خوانیم: السلام‌علیک ایتها المعصومه‌المظلومه۹۷ و می‌خوانیم:‌اللهم‌صل‌علی‌محمد و اهل‌بیته‌و صلّ علی‌البتول‌الطاهره‌الصدیقه‌المعصومه…۹۸
ب : ‌حضرت مهدی(عج) معصوم‌است‌
و در زیارت جامعه کبیره خطاب به تمامی امامان از جمله حضرت مهدی(عج) عرض‌می‌کنیم: واشهد اَنک‌م‌الائمّه‌الرّاشدون‌المهدیّون‌المعصومونَ الم‌کَرَّمو‌نَ الم‌قَرّبونَ…۹۹ شهادت‌می‌دهم‌که‌شما پیشوایان‌رشد یافته، هدایت‌شدگان، معصومان، بزرگواران‌و مقرّبان‌درگاه‌خداوند… هستید.
دلیلهای عصمت امامان شامل عصمت حضرت مهدی(عج) هم می‌شود
۱۶- حضرت‌زهرا(س) مظهر آیه‌نور و حضرت‌مهدی(عج) نور آل‌محمد(علیهم السّلام) است.
الف) ‌حضرت زهرا مظهر آیه‌نور است.
‌برای‌آیه‌نور۱۰۰ چند تأویل‌در روایات‌بیان‌شد. یکی‌از آنها حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام) را به‌عنوان ‌مشکاه‌(محفظه‌چراغ، چراغدان) معرفی‌می‌کند.
‌قال‌الصادق(علیه‌السّلام) <الله‌نورالسموات‌والارض‌مثل‌نوره‌کمشکاه‌> المشکاه‌فاطمه(علیهاالسّلام)، <فیها مصباح> المصباح،‌الحسن‌والحسین‌(علیهماالسلام) <فی‌زجاجه‌الزجاجه‌کانها کوکب‌دری>، کأن‌فاطمه(علیهاالسّلام) کوکب‌دری‌بین‌ نساء اهل‌الارض‌(اهل‌الدنیا)…۱۰۱
‌امام‌صادق(علیه‌السّلام) فرمودند: <مشکاه> در آیه‌ نور‌فاطمه(علیهاالسّلام) است‌<در او مصباح‌ است>، <المصباح> یعنی‌امام‌حسن‌و امام‌حسین(علیهماالسلام) در او وجود دارند، <کانها کوکب‌دری>،‌فاطمه‌همانند ستاره‌درخشان‌بین‌زنان‌اهل‌زمین‌(اهل‌دنیا) است.
ب) ‌حضرت مهدی(عج) نور آل‌محمد(علیهم السّلام) است.
‌سید بن‌طاووس‌می‌گوید: از مهمات‌بعد از نماز ظهر،‌آن است که همانند امام صادق(علیه‌السلا‌م) برای حضرت مهدی(عج) دعا کنیم.
راوی‌می‌گوید: بعد از تمام‌شدن‌دعای حضرت صادق(علیه‌السلا‌م) عرض‌کردم: الیس‌قد دعوتُ‌لنفسک‌جعلت‌فداک؟ آیا این‌چنین‌نیست‌که‌برای‌خودتان‌دعا کردید؟ حضرت‌فرمودند: دعوتُ‌لنور آل‌محمد(علیهم‌السّلام) و سائقهم‌و المنتقم‌بامر الله‌من‌اعدائهم… ۱۰۲
(خیر) دعا کردم‌برای‌نور آل‌محمد(علیهم‌السّلام) و پیش برنده‌ی آنها و انتقام‌گیرنده‌از دشمنانشان‌به‌دستور الهی.
۱۷- حضرت‌زهرا(س) و حضرت مهدی (عج) هر دو فریاد رس هستند.
الف : ‌حضرت زهرا فریاد رس است.
‌علامه‌مجلسی‌روایت‌می‌کند، که‌اگر حاجتی‌داشتی‌و سینه‌ات‌به خاطر او تنگ‌گشته،‌دو رکعت‌نماز بخوان؛ بعد از سلام‌نماز، سه‌مرتبه‌تکبیر بگو و تسبیحات‌حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام) را بخوان؛‌سپس‌به‌سجده‌برو و صد مرتبه‌بگو: یا مولاتی‌یا فاطمه‌اغیثینی؛‌پس‌گونه‌راست‌را بر زمین‌بگذار‌و همین‌را صد مرتبه‌‌بگو؛ سپس‌به‌سجده‌برو و همین‌را‌صد مرتبه‌بگو؛‌و بعد از آن‌گونه‌چپ‌را بر زمین‌بگذار و همین‌را صد مرتبه‌بگو؛‌و سپس‌به‌سجده‌برو و صد و ده‌مرتبه‌بگو، وحاجت‌خود را یاد کن؛‌به‌درستی‌که‌خداوند برآورده ‌می‌کند ان شاء الله‌تعالی.۱۰۳
‌توجه: علامه‌مجلسی(ره) نماز استغاثه‌به‌حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام) را به‌گونه‌دیگری‌هم‌نقل‌می‌کند.۱۰۴
ب) حضرت مهدی(عجّل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشّریف) فریاد رس‌است.
‌در زیارت‌آل‌یس(علیهم‌السّلام) می‌خوانیم: السلام‌علیک‌اَ یّها العَلَم‌المنصوب‌ والعِلم‌المَصب‌وب ‌والغَوث‌والرحمَه ‌الواسِعَه . ۱۰۵
سلام‌بر تو ای‌پرچم‌افراشته‌و دانش‌ریزان‌و فریاد رس‌و رحمت‌واسعه حق.
‌مؤید مطلب اینکه،‌قطب‌الدین‌ راوندی‌از ابوالوفای شیرازی نقل‌می‌کند، که‌در زندان‌ابن‌الیاس‌گرفتار شده‌بودم؛‌تصمیم‌قتل‌مرا گرفته‌بود،‌که متوسل‌به‌امام‌سجاد(علیه‌السّلام) شدم. خواب‌بر من‌غلبه‌پیدا کرد؛ ‌وجود مبارک‌پیامبر(صلّی‌اللّهُعلیه‌وآله‌وسلّم) را دیدم. دستوری عملی‌برای‌توسل‌به‌ائمه(علیهم‌السّلام) دادند. فرمودند: متوسل‌نشو به‌من‌و نه‌به‌دختر من‌و نه‌دو پسرم‌برای‌متاع‌دنیا؛‌بلکه‌از برای‌آخرت‌متوسل شو‌و اما اخی‌ابوالحسن(علیه‌السّلام)،‌فانه‌ینقم‌لک‌ممن‌ظلمک… و اما علی‌بن‌الحسین‌،‌فللنجاه‌من‌السلاطین‌و من‌معره‌(مفسده) الشیاطین‌و اما محمد بن‌علی‌و جعفر بن‌محمد، فللاخره‌و اما موسی‌بن‌جعفر(علیه‌السّلام)،‌فالتمس‌به‌العافیه‌و اما علی‌بن‌موسی،‌فللنجاه‌من‌الاسفار فی‌البر و البحر و اما محمد بن‌علی،‌فاستنزل‌به‌الرزق‌من‌الله‌تعالی‌و اما علی‌بن‌محمد، فلقضاء النوافل‌و برالاخوان‌و اما الحسن‌بن‌علی،‌فللاخره‌و اما الحجه،‌فاذا بلغ‌منک‌السیف‌المذبح‌(و اَومَأ بیده‌الی‌الحلق) فاستغث‌به،‌فانه‌یغیثک و هو غیاث‌و کهف‌لمن‌استغاث‌به.
برادرم‌حضرت‌علی(علیه‌السّلام)،‌از ظلم‌کننده‌به‌تو انتقام‌می‌کشد و امام‌سجاد(علیه‌السّلام)، برای‌نجات‌از سلاطین‌و از شرور شیاطین‌و امام‌باقر و امام‌صادق(علیهما‌السّلام)،‌برای‌آخرت‌و امام‌کاظم(علیه‌السّلام)،‌برای‌طلب‌عافیت‌و امام‌رضا(علیه‌السّلام)،‌برای‌نجات‌در سفرهای‌زمینی‌و دریایی‌و امام‌جواد(علیه‌السّلام)،‌برای‌نزول‌رزق‌از خدا و امام‌هادی(علیه‌السّلام)،‌برای‌قضای‌نوافل‌و نیکی‌اخوان‌و امام‌عسکری(علیه‌السّلام)،‌برای‌آخرت‌و حضرت مهدی(عج) اگر شمشیر به‌محل‌ذبح‌تو (پیامبر‌(صلی‌اللّهُعلیه‌وآله‌وسلّم) با دست خود به گلو‌اشاره‌فرمود) رسید، پناه ببر به‌او؛‌به‌درستی‌که‌او به‌فریاد تو می‌رسد؛‌چرا که‌او فریاد رس‌است‌و پناه‌است‌برای‌کسی‌که‌به‌او استغاثه‌کند.
‌فقل: یا مولای‌یا صاحب‌الزمان! انا مستغیث‌بک.۱۰۶
‌پس‌بگو: ای‌سرورم‌! ای‌صاحب‌زمان! من‌به‌تو پناه‌آورده‌ام‌و از تو طلب‌فریادرسی‌می‌کنم.
‌فقلت: یا مولای‌یا صاحب‌الزمان! انا مستغیث‌بک؛‌ فاذا انا بشخص‌قد نزل‌من‌السماء تحته‌فرس‌و بیده‌حربه‌من‌نور. فقلت‌: یا مولای! اکفنی‌شر من‌یؤ‌ذینی. فقال: قد کفیتک فاننی‌سالت‌الله‌عزوجل‌فیک‌و قد استجاب‌دعوتی.
‌پس‌من‌گفتم: یا مولای‌یا صاحب‌الزمان! به‌فریادم‌برس. ناگهان‌دیدم‌شخص‌اسب‌سواری‌از آسمان‌فرود آمد؛‌در حالی‌که‌سلاحی‌از نور در دست‌داشت. عرض‌کردم: ای‌مولای‌من! شر کسی‌که‌مرا اذیت‌می‌کند، دفع‌کن. فرمود: شر او را از تو برطرف کردم؛ کار تو را انجام‌دادم؛‌من‌درباره‌تو از خدا خواستم‌و خداوند دعای‌مرا اجابت‌کرد.
‌فاصبحت؛‌فاستدعانی‌ابن‌الیاس‌و حل‌قیدی‌خلع‌علیّ و قال: بمن‌استغثت؟‌فقلت: استغثت‌بمن‌هو غیاث‌المستغیثین.۱۰۷
‌صبح‌که‌طلوع‌کرد،‌‌ابن‌الیاس‌مرا خواست‌و خودش‌زنجیر را باز کرد و مرا آزاد کرد و سؤال‌کرد: به‌چه‌کسی‌پناه‌بردی‌و از چه‌کسی‌کمک‌گرفتی؟ گفتم‌: به‌کسی‌که‌فریادرس‌طالبان‌فریادرسی‌هستند.
‌در دعای‌فرج‌می‌گوییم: اللهم‌عظم‌البلاء‌و برح‌الخفاء … یا مولای‌یا صاحب‌الزمان‌الغوث‌الغوث‌الغوث.۱۰۸
‌ای‌مولا و آقای‌من! ای‌صاحب‌زمان! به‌فریاد رس،‌به‌فریاد رس،‌به‌فریاد رس.
و در عریضه به‌خدمت‌حضرت‌بقیه‌الله(علیه‌السّلام) می‌نویسیم‌: کنت‌یا مولای‌صلوات‌الله‌علیک مستغیثا… فاغثنی‌یا مولای‌صلوات‌الله‌علیک. ۱۰۹
‌توجه: پیامبر(صلی‌اللّه‌‌علیه‌وآله‌وسلّم) فرمود :‌و هو غیاث‌و کهف‌لمن‌استغاث‌به‌او فریادرس‌و پناه‌هر کسی‌است‌که‌به‌او پناه‌ببرد و فریادرسی‌بخواهد. نفرمود فقط‌غیاث‌شیعیان‌و محبین‌است؛‌بلکه‌غیاث‌هر کس‌است. چه‌بسیار کسانی‌که‌شیعه‌نبودند،‌اما وقتی‌به‌حضرتش استغاثه‌کردند،‌حضرت‌به‌فریاد آنها رسید. در این‌مورد قضایای‌بسیاری‌نقل‌شده که یکی‌از آنها را ذکر می‌کنیم:
عالم‌فاضل‌ربانی‌میرزا حسین‌نوری نقل‌می‌کند که دانشمند بزگوار شیخ علی رشتی، از شاگردان استاد اعظم میرزای شیرازی می‌گوید: در یکی از سفرها، که از زیارت امام حسین(علیه‌السلا‌م) به سوی نجف اشرف از راه فرات باز می‌گشتم، در کشتی کوچکی که بین کربلا‌و طویرج بود،‌سوار شدم. مسافران که اهل حله بودند به بازیگری و مزاح مشغول شدند؛‌جز یک نفر که هر چند با آنها هم غذا و همسفر بود و بر مذهب او خرده می گرفتند و او را سرزنش می‌کردند،‌با کمال متانت نشسته بود و هیچ شوخی نمی‌کرد. از این وضع در تعجب بودم؛‌تا اینکه به جایی رسیدیم که آب کم بود و به ناچار پیاده شدیم. در کنار نهر که می رفتیم، از او پرسیدم: چرا از آنها کناره گیری می کنی و آنها بر مذهب تو خرده می گیرند؟ گفت: اینها از عامه و خویشاوند من هستند؛‌پدرم نیز از ایشان است؛‌ولی مادرم از اهل ایمان است. من نیز مذهب آنها را داشتم ولی‌به برکت حضرت مهدی( عج) شیعه شدم.
از چگونگی شیعه شدن او سؤال کردم؟ جواب داد: اسم من یاقوت و شغل من روغن فروشی است. در یکی از سالها برای خریدن روغن از شهر حله بیرون رفتم،‌تا از صحرا نشینان روغن بخرم. ‌تا آن مقدار که می خواستم خریدم و به اتفاق عده ای از اهالی حلّه بازگشتم و در یکی از منزلگاهها فرود آمدیم و خوابیدم. وقتی بیدار شدم، دیدم همه رفته اند و من در صحرای بی آب و علفی که درندگان زیادی هم داشت، تنها مانده ام. به راه افتادم؛‌ولی راه را گم کردم و متحیر ماندم؛‌از طرف دیگر از تشنگی و درندگان ترسان شدم. در آن حال به خلفا و مشایخ استغاثه کردم و از آنها کمک و شفاعت خواستم، تا خداوند برایم فرج کند؛‌ولی نتیجه ای نداد.
با خود گفتم: از مادرم شنیده ام که می‌گفت: ما امام زنده ای داریم که کنیه اش ابا صالح است؛ یرشد الضّالَّ و یغیث الملهوف و یعین الضعیف. به فریاد گم شدگان می رسد و درماندگان و ضعیفان را کمک و یاری می کند. با خداوند پیمان بستم، که به او استغاثه می کنم؛‌اگر نجاتم داد،‌به مذهب مادرم در می آیم. پس او را صدا کردم و به او پناه بردم. ناگهان در کنار خود کسی را دیدم که عمامه سبزی بر سرداشت و همراه من را ه می‌رفت. به من دستور داد که به مذهب مادرم در آیم و کلماتی فرمود؛‌و به من فرمود به زودی به آبادیی می رسی که آنجا همه شیعه هستند. گفتم: ای آقای من! شما با من به آن آبادی‌نمیآیید؟ فرمودند: نه ، لا‌نه استغاث بی الف نفس فی اطراف البلا‌د ارید ان اُغیثهم. چون هزار نفر در اطراف بلا‌د به من پناهنده شده اند؛‌می‌خواهم آنان را خلا‌ص کنم. یکباره‌از نظرم غایب شد. کمی راه رفتم و به آبادی رسیدم؛‌در صورتی که مسافت زیادی تا آنجا بود،‌که همسفرهایم روز بعد به آنجا رسیدند. از آنجا به حله برگشتم و به نزد سیدالفقها‌سید مهدی قزوینی رفتم و جریان را به او گفتم. او احکام و مسائل دینی را به من آموخت. از او سؤال کردم: چه عملی انجام دهم که بار دیگر خدمت آن حضرت برسم؟
گفت: چهل شب جمعه به زیارت امام حسین(علیه‌السلا‌م) برو. من هم شبهای جمعه به زیارت قبر آن حضرت می‌رفتم. در شب جمعه سی و نهم، وقتی به دروازه شهر کربلا‌رسیدم، مأمورین ظالم از مردم گذرنامه می‌خواستند و خیلی سخت می‌گرفتند. من هم که نه گذرنامه داشتم و نه قیمت آن را، چندبار خواستم به طور قاچاق از میان جمعیت وارد شوم؛ ولی نشد. در همین اثنا حضرت صاحب الا‌مر(عج) را دیدم که داخل شهر است. به او استغاثه کردم و کمک خواستم. بیرون آمد و مرا همراه خود از دروازه داخل شهر کرد و کسی مرا ندید. وقتی وارد شهر شدیم،‌یکباره‌او را دیگر ندیدم و با حسرت و تأسف بر فراقش ماندم. ۱۱۰
۱۸- حضرت‌زهرا(س) منتظِر و حضرت‌مهدی(عج) هم‌منتظَر و هم‌منتظِر است‌
الف) ‌حضرت زهرا منتظِر است‌.
‌در اواخر خطبه‌فدکیه۱۱۱ حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام) می‌فرماید:<وانتَظِر‌وا اِنّا منتظرون>.112
در تفاسیر روایی‌، این‌آیه‌به‌ظهور حضرت‌مهدی(عجّل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشّریف)، تأویل شده است که به برخی از آنها اشاره می‌شود.۱۱۳
– علی‌بن‌رئاب‌عن‌ابی‌عبدالله(علیه‌السّلام) انه‌قال‌فی‌قول ا‌لله عزوجل: <یوم‌یأتی‌بعض‌آیات ربک‌لاینفع‌نفسا ایمانها لم‌تکن‌آمنت‌من‌قبل‌(او کسبت‌فی‌ایمانها خیرا قل‌انتظروا اِنّا منتظرون)>114 قال: الایات‌الائمه‌والایه‌المنتظره‌، القائم(علیه‌السّلام).۱۱۵
‌امام‌صادق(علیه‌السّلام) پیرامون‌این‌آیه <‌روزی‌که‌بعضی‌از آیات‌پروردگار تحقق‌می‌پذیرد، ایمان‌آوردن‌افرادی‌که‌قبلاً ایمان‌نیاورده‌اند یا در ایمانشان‌عمل‌نیکی‌انجام‌نداده‌اند،‌سودی‌به‌حالشان‌نخواهد داشت. بگو: انتظار بکشید، ما هم‌انتظار می‌کشیم.> فرمودند: آیات، ائمه(علیهم‌السلام) هستند و آیه‌ای‌که‌انتظار او کشیده‌می‌شود، حضرت‌قائم(علیه‌السّلام) است.
– ‌ابی‌بصیر می‌گوید: امام‌صادق(علیه‌السّلام) در تفسیر همین‌آیه‌فرمودند: ‌یعنی‌خروج‌القائم‌المنتظر منا… ۱۱۶
‌انتظار قیام‌حضرت‌قائم، که‌او منتظَر از ما اهل‌بیت‌هست.
‌پس‌شما و ما منتظِر منتظَر (حضرت‌مهدی،‌علیه‌السّلام) هستیم.
– محمد بن‌فضیل‌می‌گوید: از امام‌رضا(علیه‌السّلام) سؤ‌ال‌کردم‌از انتظار فرج‌فقال: او لیس‌تعلم‌ان‌انتظار الفرج‌من‌الفرج؛‌ثم‌قال: ان‌الله‌تبارک‌و
تعالی‌یقول: <وارتقبوا انی‌معکم‌ رقیب>. 117
‌حضرت‌فرمود:‌آیا نمی‌دانی‌انتظار فرج‌از فرج‌است‌(جزو فرج‌است)؛‌سپس‌فرمود: خداوند می‌فرماید: <انتظار بکشید؛‌من‌هم ‌با شما منتظر هستم>.
– تا آنجا آیه‌<فانتظروا انی‌معکم‌من‌المنتظرین> مربوط به حضرت مهدی(علیه‌السّلام) است‌که‌امام‌صادق(علیه‌السّلام) برای‌اثبات‌اینکه‌آیه‌سوم‌سوره‌بقره‌در مورد حضرت مهدی (علیه‌السّلام) است،‌به‌این‌آیه‌تمسک‌می‌کنند.
‌یحیی‌بن‌قاسم‌می‌گوید: از امام‌صادق(علیه‌السّلام) در مورد آیه‌<الم‌ذلک الکتاب‌لاریب‌فیه‌هدی‌للمتقین‌الذین‌یؤ‌منون‌بالغیب>118 سؤ‌ال‌کردم‌فقال‌: المتقون،‌شیعه‌علیٍّ والغیب‌هو الحجه‌القائم‌و شاهد ذلک قول‌الله عزوجل‌<و یقولون‌لولا انزل‌علیه‌آیه‌من‌ربه‌فقل‌انما الغیب‌لله‌فانتظروا انی‌معکم‌من‌المنتظرین>.119 و۱۲۰
حضرت‌فرمودند :‌مراد از متقین‌در آیه، شیعه‌حضرت‌علی(علیه‌السّلام) هستند و غیب‌حضرت‌قائم(عجّل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشّریف) است؛‌شاهد بر این مدعا گفتار خداوند است‌که‌می‌فرماید: <می‌گویند: چرا معجزه‌ای‌از پروردگارش‌بر او نازل‌نمی‌شود! پس‌بگو: غیب‌تنها برای‌خدا (و به‌فرمان‌او) است؛‌شما در انتظار باشید؛ من‌هم‌با شما در انتظارم.
پس حضرت زهرا(علیها‌السلا‌م) با تمسک به این آیه ،‌منتظرِ ظهور حضرت مهدی(عج) می باشد .
ای امید آخرین فاطمه‌ ای نگار دلنشین فاطمه‌
کی بگیری انتقام فاطمه پرکنی عالم زنام فاطمه
فاطمه آن علت کل وجود منتظر باشد به آن روی کبود
کی ز رویش رنگ نیلی می بری‌ کی زدلها داغ سیلی می بری‌
آوری کی بهر آن مادر دوا کی دهی بشکسته پهلو را شفا
مادرت غمدیده و دل بیقرار می کشد بهر ظهورت انتظار
قد کمان جوید تو را آن مام پاک‌ گرچه جسم اطهرش غلتد بخاک‌
عالم هستی فدای خال تو فاطمه در کوچه ها دنبال تو۱۲۱
ب) حضرت مهدی (عج) هم منتظَر است‌و هم منتظِر.
‌در ضمن‌بحث‌قبل،‌این‌معنا روشن‌شد. اما روایاتی‌هم‌داریم‌که‌آن‌حضرت‌را به‌این‌لقب‌معرفی‌کرده‌اند.
امام‌جواد(علیه‌السّلام) می‌فرماید: ان‌الامام‌بعدی‌ابنی‌علی… والامام‌بعده‌ابنه‌الحسن… ثم‌سکت. فقلت‌له: یابن‌رسول‌الله! فمن‌الامام‌بعد الحسن؟
امام‌بعد از من، فرزندم‌علی‌(امام‌هادی<علیه‌السّلام>) است‌و امام‌بعد از او، پسرش‌حسن(علیه‌السّلام) است؛‌پس‌امام‌ساکت‌شد. عرض‌کرد: امام‌بعد از امام‌حسن‌عسکری(علیه‌السّلام) کیست؟
‌فبکی(علیه‌السّلام) بکاءً شدیداً ثم‌قال‌اِنّ من‌بعد الحسن‌ابنه‌القائم‌بالحق‌المنتظَر.
‌امام‌به‌شدت‌گریست‌و فرمود: بعد از حسن، فرزند او قائم‌به‌حق‌که منتظَر است، می‌باشد.
‌فقلت‌له: یا بن‌رسول‌الله: لم‌سمی‌القائم؟‌قال: لانه‌یقوم‌بعد موت‌ذکره‌و ارتداد اکثر القائلین‌بامامته‌.
‌عرض‌کردم‌: چرا به‌او قائم‌گویند؟‌فرمود: زیرا او بعد از آنکه‌یادش‌از بین‌می‌رود و بیشتر قائلین‌به‌امامتش‌از اعتقاد خود باز می‌گردند،‌قیام‌می‌کند.
‌فقلت‌له: و لم‌سمّی‌المنتظَر؟ قال: لان‌له‌غیبه‌یکثر ایامها و یطول‌اَمَدَها؛ فینتظر خروجَه‌المخلصون… ۱۲۲
‌عرض‌کردم‌:‌چرا به‌او منتظر گویند؟ فرمود: زیرا برای‌او غیبت‌طولانیی‌است؛ پس مؤ‌منین‌مخلص‌انتظار ظهورش‌را می‌کشند.
البته کلمه <منتظر> را در این روایت، می‌شود بر وزن اسم فاعل (با کسره) هم خواند؛ اما به قرینه ذیل روایت (فینتظر…) حتماً باید بر وزن اسم مفعول (با فتحه) خواند.
حضرت مهدی(عج) ‌منتظِر است‌:
‌ابی‌بصیر می‌گوید: از امام‌باقر(علیه‌السّلام) شنیدم‌که‌می‌فرماید: فی‌صاحب‌هذا الامر اربع‌سنن‌من‌اربعه‌انبیاء: سنه‌من‌موسی‌و… و اما من‌موسی‌فخائف‌یترقب. ۱۲۳
‌فرمود:‌در صاحب‌این‌امر چهار روش از چهار پیامبر وجود دارد: روشی از موسی(علیه‌السلا‌م) و… و روش او از موسی‌این است که ترسانِ‌منتظِر است.
در دعا زمان غیبت می‌خوانیم و امرک ینتظر، منتظر دستور تو است.۱۲۴
ادامه دارد

——————
پی‌نوشت‌ها:
۱٫ برای‌اطلاع‌بیشتر، به کتابهای‌کمال‌الدین،‌منتخب‌الاثر،‌مَن ‏ هو المهدی(علیه‌السّلام) و در انتظار ققنوس،‌مراجعه‌شود.
۲٫ روزگار رهایی،‌ج۱، ص‌۷۲؛ به نقل‌ا‌ز البیان‌،‌ص‌۶۳ و از عیون الاخبار،‌ج‌۲، ص‌۱۳۰ و چند منبع‌دیگر.
۳٫ روزگار رهایی‌ج‌۱، ص‌۷۷ ؛‌‌به نقل‌ا‌ز بیش‌از ده‌منبع.
۴٫ من‌هوالمهدی(علیه‌السّلام)،‌ص‌۹۰ ، به نقل از سنن‌ابن‌ماجه،‌ج‌۴، ص‌۱۵۱ و بیش‌از بیست‌منبع‌دیگر عامه.
۵٫ من‌هوالمهدی(علیه‌السّلام)، ص‌۹۰،‌ به نقل‌ا‌ز ده‌منبع‌عامه.
۶٫ در انتظار ققنوس، ص‌۱۰۳، به نقل از عامه‌و خاصه.
۷٫ بحارالا‌نوار، ج‌۳۶، ص‌۳۵۲، ح‌۲۲۴، به نقل ا‌ز کفایه‌الاثر، ص‌۲۶٫
۸٫ ر.ک: به کمال‌الدین، ج‌۱، باب‌ ۲۷ و ۲۸؛ بحارالانوار ج‌ ۳۶، ص‌۱۹۳ و ۱۹۵ و‌.۹٫ من‌هو المهدی(علیه‌السّلام)، ص‌۲۴٫
۱۰٫ ر.ک: به منتخب‌الاثر،‌ص‌۸۴، ح‌۲ و بحارالا‌نوار، ج ۳۶ ، ص‌ح‌۱۱۰،‌روایتی‌از کفایه‌الاثر از ابوذر نقل می‌کند، وبحارالا‌نوار، ج‌۲۸، ‌ص ۵۲، ح‌۲۱ و عوالم‌العلوم،‌ج ۱۱، ص ۳۷۹،‌از سلمان‌فارسی، و بحارالا‌نوار،‌ج‌۴۰، ص ۶۶، ح‌۱۰۰ از سلمان‌فارسی‌(روایت‌زیبایی‌است)، بحارالا‌نوار، ‌ج‌۳۶ ، ‌ص ۳۰۷، ح‌۱۴۶، از جابربن عبدالله‌انصاری‌، و بحارالا‌نوار، ج ۳۶ ، ص‌۳۲۸، ح‌۱۸۴، از عمار ، و کشف‌الغمه،‌‌ج ۳، ص‌۲۸۳، الباب‌التاسع.
۱۱ . کشف‌الغمه،‌‌ج ۳، ص‌،‌به نقل از اربعون‌حافظ‌ابونعیم‌احمد بن‌عبداللّه‌و بحارالا‌نوار، ج ۵۱، ص‌۷۹، به نقل از کشف‌الغمه.
۱۲٫ برای‌تحقیق‌بیشتر به کتاب‌کامل‌الزیارات،‌باب‌۱۶، و بحارالا‌نوار، ج‌۴۳ و ج‌۴۴، ص ۲۳۱ مراجعه‌شود.
۱۳٫ منتخب‌کامل‌الزیارات،‌ص‌۳۹ و کامل‌الزیارات، باب‌۱۶، ح‌۸ ،‌بحارالانوار،‌ج‌۴۴، ص‌۲۳۴٫
۱۴٫ منتخب‌کامل‌الزیارات،‌ص‌۳۶ و کامل‌الزیارات‌، باب‌۱۶ ح‌۶ و بحارالانوار ج‌۴۴، ص‌۲۳۲‌و بحارالانوار ج‌۴۳، ص‌۲۴۵، ح‌۲۰٫
۱۵٫ الغیبه‌الطوسی،‌ص‌۱۷۳، در ضمن‌بعضی‌توفیقات‌و بحارالا‌نوار،‌ج ۵۳،‌ص۱۸۰ و احتجاج، چاپ اسوه،
‌ج ۲، ص۵۳۷،‌و المختار من کلمات‌الامام‌المهدی(عج) ج۲، ص‌۲۲۹٫
۱۶٫ با توجه‌به آن‌نکاتی‌که‌در روایت‌هست: ۱- تقدیم‌ما حقه‌التاخر یفید الحصر، ۲- حضرت‌نمی‌فرماید مادرم‌بلکه می‌فرماید : فی‌ابنه‌رسول‌اللّه، صلّی الله‌علیه‌وآله،‌در این‌اضافه‌نکاتی‌هست، تأمل شود.
۱۷٫ اشاره‌به‌آیه‌‌سوره‌ممتحنه.
۱۸٫ فاطمه ، بهجه قلب المصطفی(ص)، به نقل ا‌ز الغدیر و او به نقل ا‌ز چند منبع‌عامه.
۱۹٫ همان،‌ص‌۱۸۵، به نقل از الغدیر و او به نقل از چند منبع‌عامه.
۲۰٫ همان، ص‌۲۱۴، به نقل از مناقب (برای تحقیق بیشتر به کتاب ‌فاطمه بهجه قلب المصطفی(ص) رجوع شود.
۲۱٫ بحارالا‌نوار، ج ۴۳، ص ۶۳، ح ۵۸٫
۲۲٫ تفسیر فرات، چاپ،‌داودی‌ص‌۲۱۸ و چاپ، موسسه‌نشر، ص‌۵۸۱٫
۲۳٫ تفسیر البرهان‌، ج ۴،‌ص ۴۸۷ ،ح‌۲۴ – تفسیر فرات‌چاپ،‌موسسه‌نشر ص‌۵۸۱ در پاورقی.
۲۴٫ دلیل‌آفتاب، ص‌۱۸٫
۲۵٫ فاطمه‌، بهجه‌قلب‌المصطفی، ص‌۱۵۳ – ر.ک: به‌شرح فصِ حکمه‌عصمتیه فی کلمه فاطمیته، آیه‌الله‌حسن‌زاده‌آملی.
۲۶٫ دخان، ۴-۱٫
۲۷٫ الکافی‌، کتاب‌الحجه، باب‌مولد ابی‌الحسن‌موسی‌بن‌جعفر(علیه‌السّلام)، ح‌۴٫
۲۸٫ برای‌توضیح‌بیشتر به‌کتاب‌سوگند به‌نور شب‌تاب‌،‌صفحه‌۲۲ مراجعه‌شود که‌مطالب‌زیبایی‌آورده.
۲۹٫ فاطمه‌،‌بهجه‌قلب‌المصطفی، ص‌۳۶۵ به نقل از بحارالا‌نوار، ج ۸‌، ص‌۱۰۹ الی‌۱۱۲٫
۳۰٫ نجم‌الثاقب، ص ۲۹ و ۴۲٫
۳۱٫ بحارالا‌نوار، ج ۱۰۲، ‌ص ۲۴۶٫ مفاتیح‌الجنان، (استغاثه‌به‌حضرت‌حجه)<علیه‌السّلام>.
۳۲٫ هود، ۸۶٫
۳۳٫ روزگار رهایی، ج ۱، ص‌۱۱۰ به نقل از بحارالا‌نوار، ج ۵۲، ص ۳۷۳ وح ۱۶۵، به نقل از منتخب‌الاثر، ص‌۵۱۷٫
۳۴٫ روزگار رهایی، ج ۱، ص‌۱۶۰ به نقل از نه‌منبع.
۳۵٫ روزگار رهایی، ج ۱، ص‌۴۸۵ به نقل‌از دوازده‌منبع‌- نجم‌الثاقب، ص‌۴۰٫
۳۶٫ روزگار رهایی، ‌ج‌، ص۶۶۳ به نقل از الزام‌الناصب، ص‌۵۷٫
۳۷٫ فاطمه‌، من‌المهد الی‌اللحد، ص‌۱۱۶، به نقل از بحارالانوار.
۳۸٫ یس، ۵۲٫
۳۹٫ فروع‌کافی، ط دارالا‌ضواء،‌ج ۸، ص‌، ح‌۳۴۶٫
۴۰٫ مراه‌العقول، ط‌دارالکتب، ج‌۲۶، ص‌۲۱۷٫
۴۱٫ فاطمه‌، من‌المهد الی‌اللحد، ص‌۱۲۱ به نقل از ذخائر العقبی‌(طبری) و به نقل از‌نزهه‌المجالس‌(صفوری)، ص‌۲۲۷٫
۴۲٫ احزاب، ۳۷٫
۴۳٫ ر.ک: به فاطمه،‌من‌المهد الی‌اللحد و فاطمه‌بهجه‌قلب‌المصطفی(صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم) تحت‌عنوا‌ن‌طاهره.
۴۴٫ روزگار رهایی، ج‌۱، ص‌۷۶ به‌نقل‌از بحارالانوار، ج‌۵۲، ‌ص‌۳۱۰ و به نقل از اعلام‌الوری، ص‌۳۸۱ و چند منبع‌دیگر.
۴۵٫ روزگار رهایی، ج ۲، ‌ص‌۷۰۶ به نقل از بحارالا‌نوار، ج‌۵۲، ص‌و بشاره‌الاسلام، ص ۲۳٫
۴۶٫ کمال‌الدین، چاپ‌جامعه‌مدرسین، ج ۲، ‌ص۵۱۳ و مفاتیح، دعا در غیبت‌امام‌زمان(علیه‌السّلام).
۴۷٫ لسان‌العرب، ماده‌برک.
۴۸٫ تفسیر کبیر، ج ۳۲، ص۱۲۴٫
۴۹٫ المیزان، ج ۲۰، ذیل سوره کوثر.
۵۰٫ برای‌توضیح‌بیشتر،‌به‌کتب‌تفسیری، وکتاب فاطمه،‌من‌المهد الی‌اللحد، و فاطمه،‌بهجه‌قلب‌المصطفی(صلّی‌اللّه ‌علیه‌وآله‌وسلّم) رجوع‌شود.
۵۱٫ در شباهت سوم، گذشت.
۵۲٫ روزگار رهایی، ج ۲،‌ص۹۵۰، به نقل از الملاح‌والفتن، ص‌۱۰۸٫
۵۳٫ فاطمه (علیهاالسّلام)، من المهد الی‌اللحد، ص‌۱۰۵٫
۵۴ . جنه‌العاصمه، ص‌۵۷٫
۵۵٫ روزگار رهایی، ج ۲،‌ص۱۰۸۸، به نقل از غیبت‌طوسی، ص‌۲۶۹ و منابع‌دیگر.
۵۶٫ جمال‌الاسبوع، ط آفاق، ص‌۳۰٫
۵۷٫ مفاتیح‌الجنان، زیارت‌حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام)، و اقبال‌سیدبن‌طاووس، عمل‌روز بیستم‌جمادی‌الاخره.
۵۸٫ همان.
۵۹٫ فاطمه‌، من‌المهد الی‌اللحد، ص‌۱۱۳، به نقل از بحارالا‌نوار، ج‌۴۳، ص‌۷۹ و ۸۰ و ۱۹۵٫
۶۰٫ به تعبیر استاد، این روایت از روایات صحیحه‌ائی است که حضرت امام (ره) به آن استناد می کردند و این هبوط جبرئیل را بر حضرت زهرا(علیهاالسلا‌م) از بزرگترین فضایل می شمارد ر.ک : به کتاب چشمه در بستر ، چاپ حضور، پاییز ۱۳۷۵ ، ص ۲۸۶٫
۶۱٫ فاطمه‌، من‌المهد الی‌اللحد، ص‌۱۱۱ ، به نقل ا‌ز علل الشرایع.
۶۲٫ روزگار رهایی، ج ۱، ص۷۴ به نقل از ا‌صول‌کافی، ‌ج ۱، ص ۵۳۴ و چهار منبع‌دیگر.
۶۳٫ همان، ص‌۸۸ به نقل از کشف‌الغمه‌ج ۳، ص ۲۹۷٫
۶۴٫ اصول‌کافی، باب‌ماجأ فی‌الاثنی‌عشر والنص‌علیهم، ح‌۱۱٫
۶۵ . سوره قدر.
۶۶٫ تفسیر برهان، ذیل‌آیه، ح‌۲۰ و ح‌۲۳٫
۶۷٫ تفسیر قمی، ج ۲،‌ص۴۳۲٫
۶۸٫ روزگار رهایی‌، ج ۱، ص‌۱۳۲، به نقل از الزام‌الناصب، ص‌۹٫
۶۹٫ حلیه‌الابرار،‌ج ۲، ص۶۰۰٫
۷۰٫ قصص، ۷، واوحینا الی‌ام‌موسی‌ان‌ارضعیه.
۷۱٫ نحل، ۶۸، واوحی‌ربک الی‌النحل‌ان‌اتخذی‌من‌الجبال‌بیوتا.
۷۲٫ جنه‌العاصمه، ص‌۶۰ ، به نقل از بحارالا‌نوار و‌فاطمه‌،‌بهجه‌قلب‌المصطفی(صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم) کلمه زهرا.
۷۳٫ جنه‌العاصمه، ص‌۷۲ ، به نقل از کتاب‌فضائل‌(شاذان‌بن‌جبرئیل‌قمی‌ره).
۷۴٫ تفسیر قمی، ج ۲، ص ۷۸ ذیل‌آیه‌نور – تفسیر نورالثقلین، ج ۳، ص‌، ح‌۱۶۹ به نقل از اصول‌کافی.
۷۵٫ کشف‌الغمه، ج ۳ ، ص ۲۶۹٫
۷۶٫ بحارالا‌نوار، ج ۳۶، ص ۳۰۲ – شبیه‌این‌روایت،‌در عیون‌اخبار الرضا(علیه‌السّلام)، ج‌۱، ص‌۴۷٫
۷۷٫ جنه‌العاصمه، ص‌۶۷٫
۷۸٫ در آن‌روز، مؤ‌منان‌خوشحال‌می‌شوند به‌یاری‌خداوند، و او، هر کس‌را بخواهد، یاری‌می‌کند، و او صاحب‌قدرت‌و رحمت‌است.
۷۹٫ تفسیر البرهان، ج ۳، ص ۲۵۸ ، ح‌۶، ذیل‌آیه‌کریمه، بحارالا‌نوار، ج‌، ص‌۴، ح‌۳ و ص‌۱۸، ح‌۱۷٫
۸۰٫ همان، ح‌۲٫
۸۱٫ همان، ح ۵٫
۸۲٫ اسرا، ۳۳ (کسی‌که‌مظلومانه‌کشته‌شود، ما برای‌ولی‌او ، سلطه‌قرار دادیم. پس، اسراف‌در قتل‌نکند. به‌درستی‌که‌او منصور و یاری‌شده‌است).
۸۳٫ بحار، ج ۵۱، ص ۳۰ ر.ک: به تفسیرالبرهان‌و نورالثقلین‌و قمی‌و…
۸۴٫ مفاتیح‌الجنان، زیارت‌عاشورا.
۸۵٫ روزگار رهایی، ج ۱، ص‌۴۷۸، به نقل از کشف‌الغمه، ج ۳، ص ۳۲۴، و ده‌منبع‌دیگر – کمال‌ا‌لدین، باب‌۳۲، ح‌۱۶٫
۸۶٫ مفاتیح‌الجنان، دعای‌ندبه.
۸۷٫ فاطمه‌بهجه‌قلب‌المصطفی، ص‌۱۹۸ ، به‌نقل‌از بحارالانوار، ج‌۲۲، ص‌۴۹۱٫
۸۸ . همان، به نقل از وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۷۱۴٫
۸۹٫ همان، به‌نقل‌از الریاض‌المنضر، ج‌۲، ص‌۲۰۲٫
۹۰ .همان، ص‌۸-۳۵۶ به‌نقل‌از بحارالانوار، ج‌۴۳، خطبه‌فدکیه، و به‌نقل‌از احتجاج، خطبه‌فدکیه.
۹۱ . روزگار رهایی، ج‌۲، ۶۰۹، به‌نقل‌از الزام الناصب ، ص‌، و سه منبع دیگر.
۹۲ . جمال‌الاسبوع، ط آفاق، ص ۹-۳۸٫ مفاتیح‌الجنان، زیارت‌حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام).
۹۳ . کمال‌الدین، ط جامعه مدرسین، ج ۲، ص‌. مفاتیح‌الجنان، دعای‌غیبت‌امام‌زمان(علیه‌السّلام).
۹۴ . کمال‌الدین، ب‌۲۸، ذیل، ح‌۱٫
۹۵ . مطلع‌الفجر، ص‌۱۸۲، به‌نقل‌از راهی‌به‌سوی‌نور، ص‌۱۸۰٫
۹۶ . ر.ک: به‌کتاب‌فاطمه‌، ‌بهجه‌قلب‌المصطفی (صلّی‌اللّه علیه‌وآله‌وسلّم)، ص‌۲۵۹٫
۹۷٫ اقبال‌سیدبن‌طاووس‌عمل‌روز بیستم‌جمادی‌الاخره.
۹۸٫ همان ، مفاتیح الجنان ، زیارت دوم حضرت زهرا (علیها‌السلا‌م).
۹۹٫ مفاتیح الجنان ، زیارت جامعه کبیره .
۱۰۰ . سوره‌نور، ۳۵٫
۱۰۱ . تفسیر قمی‌ج ۲، ص ۷۸ ، ذیل‌آیه‌- تفسیر نورالثقلین، ج ۳، ص‌، ح‌۱۶۹ به نقل از اصول‌کافی.
۱۰۲ . فلاح‌السائل، ط‌دفتر تبلیغات، ص‌۱۷۱ و ط‌دفتر تبلیغات‌با تحقیق، ص‌۳۰۸٫
۱۰۳ . بحارالانوار، ج‌۱۰۲، ص‌۲۵۴، ح‌۱۳ – حاشیه‌مفاتیح‌الجنان، نماز استغاثه‌به‌ حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام).
۱۰۴ . بحارالانوار، ج‌۱۰۲، ص‌۲۵۴، ح‌ ۱۲٫
۱۰۵ . بحارالانوار، ج‌۵۳، ص‌۱۷۱ ، توقیع‌۵،‌به‌نقل‌از احتجاج. مفاتیح‌الجنان. زیارت‌حضرت‌صاحب‌الزمان (علیه‌السّلام) معروف به زیارت‌ال‌یس(علیهم‌ا‌لسّلام).
۱۰۶ . نقل‌دیگری‌هست‌که، ‌پیامبراکرم (صلی‌اللّه علیه‌وآله‌وسلّم) فرمودند: بگو: یا صاحب‌الزمان،‌اغثنی،‌یا صاحب‌الزمان‌ادرکنی، (ای‌صاحب‌زمان‌به‌فریاد من‌برس، ای‌صاحب‌زمان‌مرا دریاب) پس‌در خواب‌فریاد زدم: یا صاحب‌الزمان، اغثنی‌یا صاحب‌الزمان‌ادرکنی‌(نجم‌الثاقب، ط جمکران، باب‌۹، قضیه‌اول، ص‌۷۲۹).
۱۰۷ . الدعوات‌، راوندی، ص‌۲-۱۹۱؛ بحارالانوار، ج ۵۳ ، ص ۳۲۴ و ج‌۹۴، ص‌۳۵ و نجم‌الثاقب، ط جمکران، ‌باب‌۹، قضیه‌اول، ص‌۷۲۹٫
۱۰۸ . مفاتیح‌الجنان، دعای‌فرج‌حضرت‌حجه(علیه‌السّلام).
۱۰۹ . منتهی‌الامال، آخر فصل‌ششم.
۱۱۰ . بحارالانوار، ج‌۵۳، ص‌، و مکیال‌المکارم، ج‌۱، ص‌۱۰۷، به نقل از جنه‌المأوی، ص‌۲۹۲٫
۱۱۱٫ بحارالانوار، ج‌۸، ص‌۱۰۹ به نقل ا‌ز احتجاج‌طبرسی، ط اسوه، ج‌۱، ص‌۲۵۳٫
۱۱۲ . انتظار بکشید، ما هم‌،‌انتظار می‌کشیم‌- آیات‌به‌این‌مضمون،‌متعدد است، از جمله،‌انعام،‌۱۵۸، یونس، ۲۰ و ۱۰۲ و هود،‌۱۲۲٫
۱۱۳ . ر.ک: به‌تفسیر البرهان، ج‌۱، ص‌۵۶۴، ح‌۳ ، و ح ۴، و ج‌۲، ص‌۱۸۱، ح‌۱، و ص‌۲۳۲، ح‌۴، و ح ۵، و ص‌۲۰۵، و به‌تفسیر عیاشی، ج‌۲، ص‌۱۲۸، ح‌۵۰،‌و ص‌ ۱۵۹، ح‌۶۲ – و به‌کمال‌الدین، ج‌۲، باب‌۵۵٫
۱۱۴ . انعام، ۱۵۸٫
۱۱۵ . تفسیر البرهان، ج‌۱، ص‌۵۶۴، ح‌۳٫
۱۱۶٫ همان، ح‌۴٫
۱۱۷ . تفسیر البرهان، ج‌۲، ص‌۲۳۲، ح‌۴٫
۱۱۸ . بقره، ۳ – ۱ – الم‌- آن‌کتابی‌که‌شک‌در آن‌راه‌ندارد ، و مایه‌هدایت‌پرهیزکاران‌است، آنها، کسانی هستند که، به غیب ایمان می آورند.
۱۱۹ . یونس، ۲۰٫
۱۲۰ . تفسیر البرهان، ج‌۲، ص‌۱۸۱، ح‌۱٫
۱۲۱٫ نغمه‌های فاطمیه، ص ۱۷٫
۱۲۲٫ کمال‌الدین، ج‌۲، باب‌۳۶، ح‌۳؛ ر.ک: به‌غیبت‌نعمانی، ص‌۴۱، ذیل‌آیه‌و رابطوا ای‌رابطوا امامکم‌المنتظَر و ر.ک: به‌روزگار رهایی، ج‌۱، ص‌۹۸ و ۱۰۹ و ۲۷۶ و ۳۲۷ و ۵۰۰٫
۱۲۳٫ کمال‌الدین، ج‌۱، باب‌۳۲،‌ح‌۶‌، و ح ۱۱٫
۱۲۴٫ مفاتیح الجنان، دعا در غیبت امام زمان(عج).

درباره نویسنده