اعتقادی

انتظار پویا(۲)

انتظار پویا(۲)
آیه الله محمد مهدی آصفی
اشاره‌
یاری کنندگان حضرت مهدی(عج) دوگروه هستند که در قیام آن حضرت مشارکت می‌کنند. گروه نخست زمینه سازان که بستر ظهور و قیام را فراهم می‌سازند و گروه دوم انصار امام زمان می باشند.
نوشته‌ی حاضر،‌ چهار گروه از زمینه سازان قیام را بررسی می‌کند که از مشرق، خراسان، قم و ری و یمن هستند و نیز به دو گروه از انصار که گروهی را محکم و استوار و گروهی دیگر را مبارزه با نافرمانی می‌گویند، می‌پردازد.
به دنبال آن برنامه‌ی زمینه سازان و انصار را که در روایات مطرح شده است،‌ بیان می‌کند.

‌گروه‌ <زمینه‌سازان> در منابع‌ اسلامی‌
‌دسته‌ای‌ از روایات‌ که‌ مؤ‌ید یکدیگرند، از شیعه‌ وسنّی، دربارهِ‌ گروه زمینه‌سازان‌ رسیده‌ است. این‌ نصوص‌ برخی‌ مناطق‌ معروف‌ اسلامی‌ را که‌ این‌ گروه‌ از آنجا برخواهند خاست، مشخص‌ کرده‌اند. مهم‌ترین‌ این‌ مناطق‌ عبارتند از: مشرق‌ وخراسان‌ (که‌ منظور از مشرق‌ همان‌ خراسان‌ است)، قم، ری‌ ویمن.
در روایات‌ زیر، گروه‌ زمینه‌سازان‌ به‌ مناطق‌ فوق‌ منتسب‌ شده‌اند:۱- زمینه‌سازان‌ مشرق‌<حاکم> در مستدرک‌ صحیحین‌ از عبدالله‌ بن‌ مسعود نقل‌ کرده‌ است‌
وی‌ گفت:
<اَتانا رسول‌ الله(ص) فخرج‌ الینا مستبشراً یُعرف‌ السّرور فی‌ وجهه، فما سألناه‌ عن‌ شیءٍ الاّ اخبرنا به‌ ولا سکتنا اِلاّ ابتداءنا حتّی‌ مَر فتیهٌ مِن بنی‌ هاشم‌ منهم‌ الحسن‌ والحسین، فلمّا راهم‌ التزمهم‌ وانهملت‌ عیناه، فقلنا: یا رسول‌ اللّه، ما نزال‌ نری فی‌ وجهک شیئاً نکره؟ فقال: اِنّا اهل‌ بیتٍ اختار اللّه‌ لنا الاخره‌ علی‌ الدّنیا، وانّه‌ سیلقی‌ اهل‌ بیتی‌ من‌ بعدی‌ تطریداً وتشریداً فی‌ البلاد حتّی‌ ترتفع‌ رایاتٌ سودٌ فی‌ المشرق، فیسألون‌ الحقّ لا یعطونه، ثم یسألون‌ فلا یعطونه، ثمّ یسألونه‌ فلا یعطونه‌ – فیقاتلون‌ – فینصرون. فمن‌ ادرکه‌ منکم‌ ومِن ‏ اعقابکم‌ فَل ‏یَأتِ اِمامَ اهل‌ بیتی، ولو حَبَو ‏ا علی‌ الثّلج، فانّها رایات‌ هُدی، یدفعونها الی‌ رجلٍ مِن ‏ اهل‌ بیتی>.1
<[روزی] رسول‌ خدا، صلّی‌اللهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم، با شادمانی‌ تمام‌ به‌ سوی‌ ما آمد، به‌ گونه‌ای‌ که‌ برق‌ شادی‌ در نگاهش‌ می‌درخشید. هر چه‌ می‌پرسیدیم، پاسخ‌ می‌گفت، وهرگاه‌ سکوت‌ می‌کردیم، خود شروع‌ می‌فرمود؛ تا آن‌ که‌ گروهی‌ از جوانان‌ بنی‌ هاشم‌ – که‌ امام‌ حسن‌ وامام‌ حسین،علیهماالسلا‌م، – در میانشان‌ بودند، آمدند که‌ از مقابل‌ ما بگذرند. حضرت‌ همین‌ که‌ آنان‌ را دید در آغوششان‌ کشید واشک‌ از دیدگان‌ مبارکش‌ جاری‌ شد. گفتیم: ای‌ فرستادهِ‌ خدا! چیست‌ که‌ پیوسته‌ در چهرهِ‌ شما چیزی‌ می‌بینیم‌ که‌ خوش‌ نداریم. فرمود: ما خاندانی‌ هستیم‌ که‌ خدای‌ تعالی‌ آخرت‌ را در مقابل‌ دنیا برای‌ ما برگزیده‌ است. پس‌ از من‌ خاندانم‌ رانده‌ وآوارهِ‌ شهرها گردند تا آن‌ که‌ پرچم‌هایی‌ سیاه‌ در مشرق‌ سربلند کنند. حق‌ را طلبند وبدیشان‌ ندهند، در برهه‌ای‌ دیگر حق‌ را طلب‌ کنند وبدیشان‌ ندهند، وباز نیز چنین‌ شود، پس‌ آن‌ گاه‌ نبرد کنند وپیروز شوند. [سپس‌ فرمود:] هر که‌ از شما یا فرزندان‌تان‌ چنین‌ روزی‌ را درک‌ کرد نزد امامی‌ که‌ از خاندانم‌ می‌باشد، حاضر شود – اگرچه‌ جامه‌ به‌ خود پیچد وبر برف‌ گام‌ نهد – زیرا این‌ پرچم‌ها پرچم‌های‌ هدایتند که‌ آن‌ها را به‌ مردی‌ از خاندانم‌ تقدیم‌ کنند.>
ابی‌ خالد کابلی‌ از حضرت‌ امام‌ جعفر صادق، علیه‌السلا‌م، روایت‌ کند که‌ فرمود:
<کَأَ‌نّی بقومٍ قد خرجوا بالمشرقِ یطلبون‌ الحقّ فَلا یُعَط ‏ونَهُ ثُم یطلبونه، فاذا رَاَو ‏ا ذلِکَ وَضَعُوا سُیُوفَهُم ‏ عَلی عَواتِقِهِم ‏ فیعطون‌ ما شاوُِوا فلایقبلونه‌ حتّی‌ یقوموا ولایدفعونها الاّاِلی صاحبکم‌ قَت ‏لاهُم ‏ شُهَداءُ، اَمااِنّی لَو ‏اَد ‏رَک ‏تُ ذلِکَ لاَ بقیتُ نَف ‏سی لصاحب‌ هذاالامر>.2
<گویا می‌بینم‌ مردمی‌ را که‌ در مشرق‌ قیام‌ کرده‌اند وحق‌ را می‌طلبند وبدیشان‌ داده‌ نمی‌شود، ولیکن‌ از پای‌ نمی‌نشینند. از این‌ رو سلاح‌ بر می‌گیرند، در نتیجه‌ آنچه‌ می‌خواستند بدیشان‌ داده‌ می‌شود، اما نمی‌پذیرند تا آن‌ که‌ قیام‌ می‌کنند و حکومت‌ را به‌ کسی‌ جز صاحب‌ شما [امام‌ عصر(عج)] تحویل‌ نمی‌دهند. کشته‌شدگان‌ از آنان، شهیدند. آگاه‌ باشید که‌ اگر من‌ در آن‌ زمان‌ حضور داشتم، وجودم‌ را وقف‌ صاحب‌ این‌ امر می‌کردم.>

۲- زمینه‌سازان‌ خراسان‌
‌محمد بن‌ حنفیه، در روایتی‌ که‌ به‌ صور مختلف‌ نقل‌ شده‌ ولیکن‌ ظهور دارد که‌ از امام‌ علی،‌علیه‌السلا‌م، است، گوید:
<ثُم تخرج‌ رایه‌ مِن ‏ خُراسانَ یهزمون‌ اصحاب‌ السّفیانی‌ حتّی‌ تنزل‌ ببیت‌ المقدس‌ توطیء للمهدی‌ سلطانه.>3
<پرچمی‌ از خراسان‌ بیرون‌ می‌آید، [حاملان‌ این‌ پرچم] اصحاب‌ سفیانی‌ را شکست‌ داده‌ تا به‌ بیت‌المقدس‌ می‌رسند وزمینهِ‌ حکومت‌ حضرت‌ مهدی(عج) را فراهم‌ می‌سازند.>

۳- ‌زمینه‌سازان‌ قم‌ و ری‌
‌علاّمهِ‌ مجلسی‌ در بحارالانوار روایت‌ کرده‌ است:
<رجلٌ مِن ‏ اَهلِ قُم‌ یدعو النّاس‌ الی‌ الحقّ یَجتمع‌ معه‌ قومٌ کَزُبرِ الحدیدِ، لا تزلّهم‌ الریاح‌ العواصف، لا یَمِلُّونَ من‌ الحرب‌ ولا یجبنونَ وعلی‌ اللّه‌ یتوکّلونَ والعاقبه‌ للمتّقین.>4
<مردی‌ از اهالی‌ قم‌ مردم‌ را به‌ حق‌ می‌خواند، گروهی‌ که‌ دل‌های‌ آنان‌ چون‌ پاره‌های‌ آهن‌ است‌ گرد او جمع‌ شوند، طوفان‌های‌ سخت‌ نلرزاندشان، از جنگ‌ خسته‌ نشوند وبیمی‌ به‌ خود راه‌ ندهند، بر خدا توکّل‌ کنند وعاقبت‌ [نیک] از آن‌ پرهیزگاران‌ است.>

۴- ‌زمینه‌سازان‌ یمن‌
‌حضرت‌ امام‌ محمدباقر، علیه‌السلا‌م، درباره‌ی‌ رهبری‌ یمانی‌ قبل‌ از ظهور امام عصر، علیه‌السلا‌م، فرموده‌ است:
<… ولیس‌ فی‌ الرایات‌ اهدی من‌ رایه‌ الیمانی، هی‌ رایه‌ هدی لانّه‌ یدعو الی صاحبکم‌ … .>5
<… در میان‌ پرچم‌ها پرچمی‌ هدایت‌ یافته‌تر از پرچم‌ یمانی‌ نیست. آن‌ پرچم، پرچم‌ ارشاد است؛ زیرا [مردم‌ را] به‌ سوی‌ صاحب‌ شما [امام‌ عصر، علیه‌السلا‌م] فرا می‌خواند …>

‌نشانه‌های‌ زمینه‌سازان‌ ظهور

۱- گروه‌ محکم‌ واستوار
‌نخستین‌ چیزی‌ که‌ در این‌ قشر جلب‌ نظر می‌کند، صلابت، نیرومندی واستواری‌ آنان‌ است. بنابراین‌ آنان‌ قوی‌ وزورمندند که‌ زمین‌ را برای‌ ظهور امام، علیه‌السلا‌م، آماده‌ می‌سازند.
حضرت‌ امام‌ جعفرصادق،علیه‌السلا‌م، در روایتی‌ که‌ محمد بن‌ یعقوب‌ کلینی‌ آن‌ را در ذیل‌ آیهِ‌ <فاذا جاء وعدُ اولاهما بعثنا علیکم‌ عباداً لنا اُولی بأسٍ شدید>6 آورده، <بندگان‌ سخت‌ نیرومند> را به‌ همین‌ قشر تفسیر کرده‌ است.
چنان‌ که‌ در روایت، به‌ صفتِ عجیبِ <قلوبهم‌ کزبر الحدید، لا تزلّهم‌ الریاح‌ العواصف>.7 توصیف‌ شده‌اند. با آن‌ که‌ دارای‌ <دل> هستند وطبیعت‌ دل، نرمی‌ ورافت‌ است، لیکن‌ این‌ دل‌ها در رویارویی‌ با طاغوت‌ها وستمگران‌ به‌ تکّه‌های‌ آهن‌ بدل‌ می‌شوند که‌ دیگر نرمی‌ ورقّت‌ نمی‌شناسند.
صلابت‌ ونیرومندی‌ از ویژگی‌های‌ نسل‌هایی‌ است‌ که‌ خدای‌ تعالی‌ مسؤ‌ولیت‌ تغییر [نظام‌های‌ اجتماعی] وایجاد انقلاب‌ را به‌ دوش‌ آنان‌ گذاشته‌ است، همچنین‌ این‌ دو صفت‌ از ویژگی‌ نسل‌هایی‌ است‌ که‌ خدای‌ تعالی‌ آنان‌ را در گردنه‌های‌ بزرگ‌ تاریخ‌ برای‌ انتقال‌ مردم‌ از مرحله‌ای‌ به‌ مرحلهِ‌ دیگر برگزیده‌ وگروه‌ زمینه‌سازان، دارای‌ این‌ ویژگی‌هاست.

۲- گروه‌ مبارزه‌ ونافرمانی‌
‌وظیفهِ‌ این‌ گروه، مبارزه‌ با نظام‌ جهانی‌ وعصیان‌ علیه‌ آن‌ است. چه‌ می‌دانی نظام‌ جهانی‌ چیست‌ وچگونه‌ این‌ نظام‌ در خدمت‌ به‌ ابرقدرت‌ها وهم‌پیمانان‌ آن‌ها وحفظ‌ مراکز قدرت‌ وموقعیت‌ استراتژیکی‌شان‌ در مناطق‌ مختلف‌ دنیا عمل‌ می‌کند؟!
مسؤ‌ولیت‌ حفظ‌ این‌ مراکز قدرت، مسؤ‌ولیتی‌ بسیار دشوار وظریف‌ است‌ که‌ نظام‌ جهانی‌ در تمام‌ سطوح‌ دنیا – نه‌ در سطوح‌ منطقه‌ای‌ یا کشوری‌ فقط‌ – بدان‌ پایبند است.
این‌ نظام، از یک‌ سری‌ معادلات‌ وموازنه‌های‌ سیاسی، اقتصادی، نظامی‌ وخبری‌ دقیق‌ شکل‌ گرفته‌ است، ونیز از رژیم‌های‌ اعضای‌ خانوادهِ‌ جهانی‌ ومجموعه‌ای‌ از خطوط‌ قرمز وسبز وزردی‌ که‌ در میان‌ این‌ رژیم‌ها واین‌ مجموعه‌ در زمینهِ‌ حوادث، امتیازها، تنظیم‌ نقش‌ها، تقسیم‌ درآمدها، بازار ومنابع‌ ثروت‌ ومناطق‌ نفوذ برقرار است.
به‌ نظر ما، این‌ مجموعهِ‌ پیچیده‌ است‌ که‌ قدرت‌های‌ بزرگ‌ را به‌ سلطه‌ بر دنیا قادر ساخته‌ است؛ چنان‌ که‌ یک‌ اهرم۸ کوچک، انسان‌ را در جا به‌ جایی‌ اجسام‌ سنگین‌ به‌ کم‌ترین‌ حرکت، توانا می‌سازد. از این‌ رو نظام‌ جهانی، قبل‌ وبعد از سقوط‌ اتحاد جماهیر شوروی، همچنان‌ نزد همگان‌ احترامش‌ را حفظ‌ کرده‌ است؛ زیرا هر یک‌ از آنان‌ به‌ قدر گستره‌ وتوان‌ خویش‌ از این‌ نظام‌ بهره‌ می‌برد.
این‌ جوانان‌ (زمینه‌سازان‌ ظهور امام‌ عصر، علیه‌السلا‌م) به‌ سادگی‌ وبی‌هیچ‌ تردیدی، این‌ خطوط‌ قرمز را زیر پا می‌گذارند، معادلات‌ وموازنه‌هایی‌ را که‌ همه‌ بر آن‌ توافق‌ دارند وبدان‌ به‌ دیدهِ‌ قبول‌ واحترام‌ می‌نگرند بر هم‌ می‌زنند. همچنین‌ استقرار وتوازن‌ وهیبت‌ جهانی‌ این‌ رژیم‌ها وسازمان‌های‌ بین‌المللی‌ را بی‌اعتبار می‌سازند.
این‌ سازمان‌ها ورژیم‌ها، نه‌ قدرت‌ سلطه‌ بر این‌ جوانان‌ را دارند، نه‌ قدرت‌ تحمّل‌ اینان‌ را ونه‌ قدرت‌ دفع‌شان‌ را؛ زیرا بیشترین‌ توان‌ این‌ حکومت‌ها وهیبت‌ جهانی‌شان‌ در رویارویی‌ با حکومت‌ها وسازمان‌هایی‌ همانند خودشان‌ است‌ وآخرین‌ سلاح‌ آنان‌ قتل، زندان، شکنجه‌ وتبعید، حال‌ آن‌ که‌ این‌ جوانان‌ از هیچ‌ یک‌ از این‌ امور نمی‌هراسند.
از این‌ رو، وصفی‌ که‌ در روایت‌ دربارهِ‌ این‌ قشر به‌ کار رفته، بسیار دقیق‌ است:
<لا تزلّهم‌ الریاح‌ العواصف، لا یملّون‌ من‌ الحرب‌ ولا یجبنون‌ وعلی‌ اللّه‌ یتوکّلون‌ والعاقبه‌ للمتّقین.>
<آنان‌ را تندبادها نلرزاند، از نبرد دلتنگ‌ وملول‌ نشوند ونهراسند، وبر خدا توکل‌ کنند وعاقبت‌ [نیک] از آن‌ پارسایان‌ است.>
بی‌گمان‌ آن‌ که‌ [در دل] هراسی‌ ندارد، از نبرد خسته‌ ودلتنگ‌ نمی‌شود وتندبادها نیز طبیعتاً او را تکان‌ نخواهند داد، نیرو وامتیاز اینان‌ در آن‌ است‌ که‌ نمی‌هراسند ومشکل‌ اینان‌ از دیدگاه‌ حکومت‌ها وقدرت‌های‌ بزرگ‌ در همین‌ نکته‌ نهفته‌ است.
در موسم‌ انتخابات‌ عمومی‌ ریاست‌ جمهوری‌ آمریکا، در دورهِ‌ رئیس‌ جمهوری‌ اسبق‌ (کارتر) گفتگویی‌ تلویزیونی‌ در ضمن‌ فعالیت‌های‌ تبلیغاتی‌ای‌ که‌ کاندیداهای‌ ریاست‌ جمهوری‌ امریکا داشتند میان‌ رئیس‌ جمهور اسبق‌ وکاندیدای‌ دیگری‌ که‌ در انتخابات‌ از کارتر پیشی‌ گرفت، برگزار شد. در این‌ برنامه، کاندیدای‌ اخیر رو به‌ کارتر کرد وگفت:
<در حادثه‌ انفجار مقرّ نیروی‌ دریایی‌ امریکا در بیروت‌ (مارینز)، به‌ هیبت‌ جهانی‌ آمریکا خدشه‌ زیادی‌ وارد شد وتو – خطاب‌ به‌ کارتر – به‌ تنهایی‌ بایدمسؤ‌ولیت‌ کامل‌این‌ خسارت‌ را به‌ عهده‌ بگیری.>
رئیس‌ جمهور نیز در یک‌ جمله‌ پاسخ‌ او را چنین‌ داد:
<فکر می‌کنی‌ من‌ در مقابل‌ انسانی‌ که‌ به‌ طلب‌ کشته‌ شدن‌ آمده‌ چه‌ می‌توانم‌ بکنم؟! نهایت‌ کاری‌ که‌ می‌توانم‌ بکنم‌ این‌ است‌ که‌ مردم‌ را باترس‌ وتهدید ازامثال‌ چنین‌ اقدامی‌ بازدارم، امّااگر کسی‌ که‌ دست‌ به‌ چنین‌ انفجاری‌ زده‌ خود طالب‌ مرگ‌ باشد وبه‌ سوی‌ مرگ‌ آغوش‌ بگشاید، چگونه‌ می‌توانم‌ وی‌ را از این‌ کار بازدارم؟ واگر تو در موقعیت‌ من‌ بودی‌ چه‌ کار می‌توانستی‌ بکنی؟!>
این‌ها برخی‌ مشخّصه‌های‌ نسل‌ مبارزی‌است‌ که‌ در رویارویی‌ با رژیم‌ها وقدرت‌های‌ بزرگ‌ در عراق، ایران، افغانستان، لبنان، فلسطین، الجزایر، مصر، سودان‌ واخیراً در چچن‌ وبوسنی‌ وهرزگوین‌ پا به‌ عرصه‌ نهادند.
کار این‌ نسل‌ بسیار عجیب‌ است؛ در عین‌ حالی‌ که‌ در قبضهِ‌ قدرت‌ وسلطه‌ وشلاّق‌ جلادان‌ قرار دارد وآنان‌ انواع‌ عذاب‌ها وشکنجه‌ها را بدو می‌چشانند، بدیشان‌ ناسزا می‌گوید وفرزندانش‌ در مقابل‌ آنان‌ سر خم‌ نمی‌کنند ونرمی‌ نمی‌پذیرند … ونه‌ فریاد می‌کشند. چنان‌ که‌ یکی‌ از این‌ فرزندان‌ مبارز آن‌ گاه‌ که‌ زیر شکنجه‌های‌ جلادان، انواع‌ عذاب‌ها را می‌چشید، به‌ شکنجه‌گر جلاد چنین‌ گفت:
<حسرت‌ شنیدن‌ یک‌ آخ‌ را هم‌ بر دلت‌ خواهم‌ گذاشت!>

۳- بازتاب‌های‌ جهانی‌
‌بازتاب‌های‌ جهانی‌ در مقابل‌ این‌ نسل‌ – چنان‌ که‌ در روایات‌ بدان‌ تصریح شده‌ است‌- بازتابی‌ خشمگینانه‌ ومتعرّضانه‌ است؛ زیرا این‌ نسل، معادلات‌ وموازنه‌های‌ جهانی‌ را با چالش‌های‌ سخت‌ وحقیقی‌ مواجه‌ می‌سازد؛ از این‌ رو عکس‌العمل‌های‌ جهانی‌ در مقابل‌ او با عصبانیت‌ وغضب‌ دایمی‌ بازشناخته‌ می‌شود.
ابان‌ بن‌ تغلب‌ از حضرت‌ امام‌ صادق، علیه‌السلا‌م، چنین‌ نقل‌ کرده‌ است:
<اِذا ظَهَرَت ‏ رایه‌ الحقّ لعنها اهل‌ الشرق‌ واهل‌ الغرب، اَتدری‌ لِمَ ذلک؟ قلت: لا، قال: للّذی‌ یلقی‌النّاس‌ من‌ اهل‌ بیته‌ قبل‌ ظهوره>9
<آن‌ گاه‌ که‌ پرچم‌ حق‌ آشکار شود، اهل‌ شرق‌ وغرب‌ لعنتش‌ کنند. آیا می‌دانی، برای‌ چه؟ گفتم: نه، فرمود: به‌ دلیل‌ مشکلات‌ وچالش‌هایی‌ که‌ اهل‌ بیت‌ او برای‌ [نظام‌های] شرق‌ وغرب‌ ایجاد خواهند کرد.>
اهل‌ بیت‌ وی‌ قبل‌ از ظهور، عادتاً زمینه‌سازان‌ ظهور هستند که‌ مشکلاتی‌ را برای‌ این‌ رژیم‌ها وسازمان‌ها فراهم‌ کرده‌ وراحتی‌ وآرامش‌ را از آنان‌ سلب‌ می‌کنند. ثقه‌الاسلام‌ کلینی‌ در کتاب‌ روضهِ‌ کافی‌ از امام‌ صادق، علیه‌السلا‌م، در تفسیر سخن‌ خدای‌ تعالی: (بعثنا علیکم‌ عباداً لنا اولی بأسٍ شدیدٍ)۱۰ چنین‌ نقل‌ کرده‌ است:
<قومٌ یبعثهم‌ اللّهُ قبل‌ خروج‌ القائم‌ فلا یدعون‌ واتِراً لالِ محمّدٍ اِلاّ قتلوه>11
<گروهی‌ هستند که‌ خدای‌ تعالی‌ قبل‌ از ظهور قائم، علیه‌السلا‌م،‌ بر می‌انگیزد، آنان‌ هیچ‌ ستم‌کننده‌ای‌ به‌ خاندان‌ محمد، صلّی‌اللّهُ‌علیه‌وآله‌وسلّم، را رها نمی‌کنند، جز آن‌ که‌ او را به‌ قتل‌ می‌رسانند.>
بازتاب‌های‌ جهانی‌ که‌ در این‌ روایات‌ ذکر شده، تا حدّ زیادی‌ به‌ عکس‌العمل‌ دنیای‌ امروز در برابر بیداری‌ اسلامیی‌ که‌ از آن‌ به‌ <بنیادگرایی‌ اسلامی> تعبیر می‌کنند وناجوانمردانه‌ترین‌ صفات‌ را چون‌ خشونت‌ وتروریسم‌ بدان‌ منتسب‌ می‌سازند، شباهت‌ دارد.

‌برنامهِ‌ زمینه‌سازی‌
‌آماده‌سازی‌ دنیا برای‌ انقلاب‌ امام‌ عصر(عج) وظیفه‌ای‌ گسترده، بزرگ وپیچیده‌ است‌ که‌ این‌ گروه‌ در رویارویی‌ با ستمگران‌ وطاغوت‌های‌ مستکبر وسردمداران‌ کفر بدان‌ اقدام‌ می‌کند.
این‌ ستمگران، روی‌هم‌رفته‌ یک‌ جبههِ‌ سیاسی‌ وسیع‌ را – به‌ رغم‌ تمام‌ تناقضاتی‌که‌ در میانشان‌ حاکم‌ است‌ – تشکیل‌ می‌دهند. این‌ جبهه‌ اهرم‌های‌ قدرت‌ زیادی‌ دراختیار دارد؛ اهرم‌هایی‌ چون‌ مال، اقتدار سیاسی، نظامی‌ وتبلیغاتی، ارتباطات‌ [گسترده] وتشکیلات‌ [پیچیده]، واز تمام‌ این‌ وسایل‌ در کوبیدن‌ بیداری‌ نوپای‌ اسلامی‌ ونابودی‌ آن‌ بهره‌ می‌برد.
از این‌ رو،‌ گروهی‌ که‌ عهده‌دار آماده‌سازی‌ جهان‌ برای‌ ظهور امام‌ عصر، علیه‌السلا‌م، است،‌ به‌ ناچار می‌باید در رویارویی‌ با این‌ نیروها از همان‌ تشکیلاتی‌ که‌ جبههِ‌ استکبار جهانی‌ برخوردار است، برخوردار باشد. بلکه‌ با تربیت‌ ایمانی‌ وجهادی‌ وآگاهی‌ سیاسی‌ از دشمن‌ پیشی‌ گیرد.
بنابراین، طرح‌ زمینه‌سازی‌ برای‌ قیام‌ امام‌ عصر، علیه‌السلا‌م، که‌ گروه‌ زمینه‌سازان‌ تدارک‌ می‌بینند، دارای‌ دو جنبه‌ خواهد بود:
‌جنبهِ‌ اول‌
‌رشد ایمانی، جهادی‌ وآگاهی‌ سیاسی، این، دقیقاً همان‌ چیزی‌ است‌ که جبههِ‌ مقابل‌ فاقد آن‌ است.
جنبهِ‌دوم‌
[ایجاد] تشکیلات‌سیاسی، نظامی، اقتصادی، اداری‌واطلاعاتی‌که‌به ناچار در مانند چنین‌نبردی‌باید موجود باشد.
بی‌گمان، گروه‌مؤ‌منی‌که‌جهان‌را برای‌ظهور امام‌عصر، علیه‌السلا‌م، مهیا می‌سازد؛ باید چنین‌امکاناتی‌را فراهم‌کند؛ اگرچه‌[در این‌زمینه] قدرت‌برابری‌با جبههِ‌جهانی‌دشمن‌را نداشته‌باشد.
این‌تشکیلات‌سیاسی، نظامی، اقتصادی‌واطلاعاتی‌بدون‌وجود نظام‌سیاسی‌ودولت‌در جهان‌محقق‌نخواهد شد، واین، همان‌دولت‌زمینه‌سازان‌است‌که‌روایات‌زیادی‌مژدهِ‌برپایی‌آن‌را داده‌اند وبه‌ناچار شکل‌گیری‌چنین‌نیرویی‌در زمین، ظهور امام، علیه‌السلا‌م، را نزدیک‌می‌گرداند، وبدون‌آن، عوامل‌طبیعی‌ظهور امام‌فراهم‌نمی‌آید. کسب‌چنین‌نیرویی‌نیازمند عمل‌وحرکت‌در متن‌زندگی‌است‌وفقط‌<مترصّد> بودن‌وبه‌<انتظار> نشستن، به‌معنیِ منفی‌آن، دردی‌را درمان‌نمی‌کند.

‌گروه‌انصار در روایات‌اسلامی‌
‌گروه‌زمینه‌سازان‌قیام‌امام‌مهدی، علیه‌السلا‌م،‌قبل‌از <گروه‌انصار> پا به‌عرصه‌می‌گذارد وافراد گروه‌انصار از شاگردان‌نسل‌پیشین‌محسوب‌می‌شوند واز آنان‌به‌واسطه‌ویژگی‌های‌منحصر به‌فردی‌که‌دارند،‌بازشناخته‌می‌شوند.
در این‌جا، تنها یک‌نمونه‌از روایات‌وارد شده‌دربارهِ‌این‌گروه‌را، که‌روایتی‌است‌در باب‌<جوانان‌طالقان> نقل‌می‌کنیم. این‌روایات‌را فریقین‌(شیعه‌وسنّی) با اسناد خود نقل‌کرده‌اند.

‌جوانان‌طالقان‌
‌متقی‌هندی‌در <کنزالعمّال> وسیوطی‌در <الحاوی> دربارهِ‌انصار امام‌از <طالقان> چنین‌نقل‌کرده‌اند:
<وَی ‏حاً للطّالقان، فان لِلّهَ عزّ وجل‌بها کنوزاً لَی ‏سَت ‏ مِن ‏ ذهبٍ وفضّه، ولکن‌بها رجالٌ عرفوا اللّه‌حَق معرفته‌وهم‌انصار المهدی.>12
<خوشا به‌حال‌طالقان، همانا برای‌خدای‌باشکوه‌وبزرگ‌در طالقان‌گنج‌هایی‌است‌که‌از طلا ونقره‌نیست، بلکه‌در آنجا مردانی‌هستند که‌خدا را چنان‌که‌حقّ معرفت‌اوست،‌شناخته‌اند وآنان‌ از یاوران‌مهدی، علیه‌السلا‌م،‌هستند.>
در روایتی‌دیگر چنین‌آمده‌است:
<بخ بخ للطّالقان>
<آفرین، آفرین‌بر طالقان>
علاّمهِ‌مجلسی‌در این‌باره‌حدیث‌مفصل‌تری‌را نقل‌کرده‌است:
<له‌کنزٌ بالطالقان‌ما هو بذهب‌ولا فضّه، ورایه‌لم‌تنشر مُذطُویت، ورجالٌ کَاَن قلوبهم‌زبر الحدید لا یشوبها شکُّ فی‌ذات‌اللّهِ اَشَدُّ مِنَ ال ‏جَم ‏رِ، لو حَملوا علی‌الجبال‌لاَ َزالوها، لا یقصدون‌برایاتهم‌بلده اِلاّ خربوها کَاَن علی‌خیولهم‌ال ‏عُق ‏بان، یتمسّحون‌بسرج‌الامام‌یطلبون‌بذل البرکه، ویحفّون‌به‌ویقونه‌بانفسهم‌فی‌الحروب، یبیتون‌قیاماً علی‌اطرافهم‌ویصبحون‌علی‌خیولهم. رُهبان‌باللیل، لیوث‌بالنهار. هم‌اطوع‌من‌الا ‏ َمَه لسیّدها، کالمصابیح‌کَاَن فی‌قلوبهم‌القنادیل‌وهم‌من‌خشیته‌مشفقون. یدعون‌بالشهاده‌ویتّمنون‌ان‌یُق ‏تلوا فی‌سبیل‌اللّهِ. شعارهم: یا لثارات‌الحسین. اِذا ساروا یسیر الرعب‌اِمامهم‌مسیره‌شهر یمشون‌اِلی‌المولی اِرسالاً، بهم‌ینصراللّه‌اِمام‌الحقّ.>13
<برای‌او گنجی‌است‌در طالقان‌که‌[از جنس] طلا ونقره‌نیست، وپرچمی‌است‌که‌از هنگام‌فرو پیچیده‌شدن، گشوده‌نشده‌است، ومردانی‌است‌که‌دل‌هاشان‌پاره‌های‌آهن‌است. در دل‌این‌مردان‌شک‌در ذات‌الهی‌راه‌نیافته‌وسوزنده‌تر از پاره‌های‌اخگر است.۱۴ ‌اگر به‌کوه‌ها حمله‌ور شوند، آن‌ها را متلاشی‌سازند، با پرچم‌هاشان‌آهنگ‌هیچ‌دیاری‌را نکنند جز آن‌که‌ویرانش‌سازند، گویی‌که‌بر اسب‌هاشان‌عقابانند. برای‌برکت‌به‌زین‌اسب‌امام، علیه‌السلا‌م، دست‌کشند وگرداگرد او بگردند ودر نبردها با جان‌خویش‌یاری‌اش‌کنند.۱۵ شب‌را به‌قیام‌وعبادت‌گذرانند وروز را بر اسبان‌خود، زاهدان‌شب‌وشیران‌روزند. اطاعت‌پذیرتر از کنیز به‌سرور خویشند. چونان‌چراغ‌هایند؛ انگار در دل‌هاشان‌چلچراغی‌هایی‌فروزان‌است‌واز بیم‌الهی‌ترسانند. برای‌شهادت‌دعا می‌کنند وآرزوی‌کشته‌شدن‌در راه‌خدا را در سر می‌پرورانند. شعارشان: “ای‌خون‌خواهان‌حسین!” است. آن‌گاه‌که‌به‌راه‌افتند، ترس‌ووحشت‌پیشاپیش‌ایشان‌طول‌یک‌ماه‌را بپیماید. متوجه‌مولا شوند وبه‌حرکت‌درآیند. خدای‌تعالی‌بدیشان‌امام‌حق‌را یاری‌رساند.>

‌یاران‌امام، جوانانند
‌در روایات‌به‌این‌مسأله‌اشاره‌شده‌که‌یاران‌امام‌عصر، علیه‌السلا‌م، را جوانان‌
تشکیل‌می‌دهند ومیانسال‌وکهنسال‌در میانشان‌- جز به‌ندرت‌- پیدا نمی‌شود.
حضرت‌امیرمؤ‌منان،‌علیه‌السلا‌م، فرموده‌است:
<اصحاب‌المهدی‌شباب‌لا کهول‌فیهم، اِلاّ کمثل‌کُحل‌العین‌والملح‌فی‌الزاد واقلّ الزاد الملح.>16
<یاران‌مهدی، علیه‌السلا‌م،‌جوانند ومیانسال‌ در میانشان‌نیست‌مگر به‌مثل‌سرمهِ‌چشم‌ونمک‌در غذا ونمک‌[همیشه] کم‌تر از غذاست‌(کنایه‌از آن‌که‌پیران‌بسیار کم‌هستند).>

تعداد فرماندهان‌یاران‌امام‌
‌حضرت‌امام‌باقر، علیه‌السلا‌م، در روایتی‌مفصل‌در این‌باره‌چنین‌فرموده‌است:
<فیجمع‌اللّه‌علیه‌اصحابه‌[وهُم ‏] ثلاثمئه‌وثلاثه‌عشر رجلاً، ویجمعهم‌اللّهُ عَلی غیر میعادٍ … فیبایعونه‌بین‌الرّکن‌والمقام‌ومعه‌عهدٌ من‌رسول‌اللّه(ص) قد توارثته‌الابناء عن‌الاباء … .>17
<وخداوند بی‌هیچ‌میعادی‌یارانش‌را برای‌وی‌گرد میآورد،‌در حالی‌که‌سیصد وسیزده‌نفرند … وحدّ فاصل‌رُکن‌ومقام‌[ابراهیم] با امام، علیه‌السلا‌م، بیعت‌می‌کنند وبا آن‌حضرت‌عهدی‌است‌از رسول‌خدا که‌پشت‌در پشت‌از پدرانش‌به‌ارث‌برده‌است.>
در برخی‌روایات‌این‌تعدادی‌که‌با امام‌عصر، علیه‌السلا‌م، بیعت‌می‌کنند – در حدّ فاصل‌رکن‌ومقام‌- ‌تعداد فرماندهان‌لشکر امام، علیه‌السلا‌م،‌معرفی‌شده‌اند.

——————
پی‌نوشت‌ها:
۱٫ مستدر الصحیحین، حاکم‌نیشابوری، صفحات‌۴، ۴۶۴ و۵۳۳٫
۲٫ بحارالانوار، ج‌۵۲، ص‌۲۴۳، (دار احیاء التراث‌العربی‌ومؤ‌سسه‌التاریخ‌العربی، لبنان)؛ ونیز غیبت‌نعمانی، انتشارات‌صدوق، باب‌۱۴، ح‌۵۰٫
۳٫ عصر الظهور، ص‌۲۰۶٫
۴٫ بحارالانوار، ج‌۶۰، ص‌۲۱۶؛ ونیز سفینه‌البحار، ج‌۲، ص‌۴۴۶٫
۵٫ بحارالانوار، ج‌۵۲، ص‌۲۳۲٫
۶٫ سوره‌اسراء(۱۷) آیه‌۵: <پس‌آن‌گاه‌که‌وعدهِ‌تحقق‌نخستین‌آن‌دو فرارسد، بندگانی‌ازخود را که‌سخت‌نیرومندند بر شما می‌گماریم‌… .>
۷٫ دل‌هاشان‌همچون‌پاره‌های‌آهن‌است‌که‌طوفان‌ها آنان‌را نلرزاند.
۸٫ اهرم: میلهِ‌آهنی‌ضخیمی‌که‌به‌وسیلهِ‌آن‌اجسام‌سنگین‌را جا به‌جا می‌کنند.
۹٫ بحارالانوار، ج‌۵۲، ص‌۳۶۳٫
۱۰٫ سوره‌اسراء (۱۷) آیهِ‌۵: <بندگانی‌از خود را که‌سخت‌نیرومندند بر شما می‌گماریم.>
۱۱٫ کافی، ج‌۸ (روضه)، ح‌۲۵۰، ص‌۱۴۲ (دار الاضواء بیروت)؛ سیمای‌حضرت‌مهدی‌در قرآن، سیدمهدی‌حائری‌قزوینی، نشر آفاق، ص‌۲۱۳٫
۱۲٫ کنزالعمّال، ج‌۷، ص‌۲۶٫
۱۳٫ بحارالانوار، ج‌۵۲، ص‌۳۰۷٫
۱۴٫ در نسخه‌ای‌دیگر به‌<سخت‌تر از سنگ> تعبیر شده‌است.
۱۵٫ در برخی‌نقل‌ها پس‌از این‌جمله، فقره‌های‌زیر اضافه‌شده‌است: <ویکفونه‌ما یرید فیهم، رجالٌ لا ینامون‌اللیل، لهم‌دویُّ فی‌صلاتهم‌کدویّ النّحل>؛ <هر انتظاری‌که‌امام‌از اینان‌داشته‌باشد، کفایتش‌کنند، مردانی‌هستند که‌شب‌نمی‌خوابند. در نماز خویش‌صدایی‌چون‌صدای‌زنبوران‌عسل‌دارند (کنایه‌از ابتهالی‌که‌در نماز دارند).>
۱۶٫ بحارالانوار، ج‌۵۲، ص‌۳۳۳٫
۱۷٫ همان، ص‌۲۳۸ و۲۳۹٫

درباره نویسنده